جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

35 کاربر(ها) آنلاین هستند (31 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
35 مهمانان 0 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

آخرین گروه‌بندی‌ها

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: فن فیکشن: هویت گمشده
ارسال شده در: جمعه 12 اردیبهشت 1393 17:14
نمایش جزئیات
من میخونم !! من و خیلی های دیگه ادامشو میخونیم !!؟!

حالا لطفا ادامشو بنویس و بذار تو سایت !!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: فن فیکشن: هویت گمشده
ارسال شده در: جمعه 12 اردیبهشت 1393 17:12
نمایش جزئیات
آیلین جان لطفا ادامه شو بده !!

خیلیییییییییی قشنگ نوشتی !!

لطفا :)) ببین لطفـــــــــــــــــــا :worry:

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: فن فیکشن: هویت گمشده
ارسال شده در: دوشنبه 8 اردیبهشت 1393 16:46
نمایش جزئیات
خوب جای همدردی داره
من خودم سعی کردم تا ده بیست بار دانلود کنم تا ادامشو بنویسی اما خوب هی ارور می داد :no:
خیلی ناراحت شدم که ادامشو نمی نویسی
لاکشس راس می گه تو لب تاپ واسه منم سیوش کن
ولی واقعا از خوندن فنت لذت می بردم و باید بگم قدرت نوشتن زیادی داری.
کاش ماَم داشتیم.با این که می خوام نویسنده بشم ولی زیادی راضی نیستم از خودم :no:
یه دوست دارم اونم هری پاتریسته یه جوری داستان آدمو نقد می کنه که کلا خورد می شی و از زندگی ناامید.بعد از نقدش یه چند وقتی بود چیزی ننوشتم تا الان که دارم می نویسم

افرادی که لایک کردند

پاسخ به: فن فیکشن: هویت گمشده
ارسال شده در: یکشنبه 7 اردیبهشت 1393 16:11
نمایش جزئیات
نقل قول:

سارا کلن نوشته:
آیا این داستان ادامه ندارد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

درود سارای عزیز

حقیقت با این وضعیت که کسی زحمت خوندنشو نمی کشه نه دیگه لازم نیست ادامه داشته باشه. بالاخره قبلا هم گفتم که من این داستان رو در وهله اول برای دل خودم نوشتم و در وهله دوم خواستم با کساییکه از خوندنش لذت می برن شریک شم ولی ظاهرا کسی خوشش نیومده. من که خودم از داستانم خبر دارم. در نتیجه خیلی مضحکه که بنویسمش و بذارمش جاییکه کسی نمی خونه. برای دل خودم یه گوشه از لپ تاپم می نویسم و سیوش می کنم.
در ضمن از نظرت هم راجع به داستانم بسیار ممنونم. لطف داری. فقط واقعا متاسفم که نتونستی ادامه ش رو بخونی.
در پایان به خاطر هدیه زیبات این تقدیم به شما دوست عزیزم.

افرادی که لایک کردند

پاسخ به: فن فیکشن: هویت گمشده
ارسال شده در: یکشنبه 7 اردیبهشت 1393 14:10
نمایش جزئیات
آیا این داستان ادامه ندارد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: فن فیکشن: هویت گمشده
ارسال شده در: سه‌شنبه 19 فروردین 1393 18:02
نمایش جزئیات
اوه آیلین عزیز
فوق العاده بود.
نظرم رو در مورد بخش های فصل یک می گم:
بخش اول :مرموز
بخش دوم:هرگز نتونست داد بزنه آیا؟
بخش سوم:اسنیپ افکار خوبی نسبت به دامبلدور داشته اینجا نسبت به اون خیلی خشمگین بود،خوب حق هم داشت.هی اسنیپ می گفت داره میاد هی اون می گفت:صبر داشته باش صبر داشته باش!
در ضمن سوروس درسته نه سیوروس.
بخش چهارم:خوب بود.هری،اسنیپ و دامبلدور مشغول جنگ با زبان بودند.
اما مهمترین امتیاز فن فیکشنت اینه که توصیفات فوق العاده هست هر حالت شخص رو می نویسی.
و به خاطر این فن فیکشن عالیت و این که دوستمی و خیلی دوست دارم :
اینم تقدیم به تو
منتظر بقیش هستم دوست گلم.

افرادی که لایک کردند

پاسخ به: فن فیکشن: هویت گمشده
ارسال شده در: دوشنبه 18 فروردین 1393 21:49
نمایش جزئیات
با درود بر خوانندگان گرامی. چه اونایی که نظر می ذارن و چه اونایی که نظر نمی ذارن!
شرمندم به خاطر تاخیر به وجود اومده. البته یه مرگخوار هرگز شرمنده نمیشه ولی چون اینجا بخش فن فیکشن نویسیه باید شرمنده بشه!
پیش از اینکه بگم برای چی اصلا دارم پست می زنم بریم سراغ نظرات!
نقل قول:
در شایستگی گل پسر شما که شکی نیست هست؟!! به هر حال بشر جایز الخطاست. منم در زمان حیات یه خبطی کردم دیگه.

درسته. اصلا شکی درش نیست. ایراد نداره عزیزم.منم همون خبطو کردم. همیشه راه برای جبران اشتباهات هست!
.. نقل قول:
من یکی که داستانتو دوست دارم و دنبال می کنم

بسیار ممنونم ازت عزیزم.خیلی خوشحالم این رو می شنوم.یقینا همین چیزا به آدم برای ادامه کارش انگیزه میده.امیدوارم باقی داستان هم بتونه مورد پسندت قرار بگیره.
نقل قول:
آیــلیــنِ عزیزم،
دلسرد نشو! من خودم به شخصه داستانتو دنبال می کنم! تازه می شینم برای این که گابر دست از سر کچلم بر داره واسه اونم می خونم! :دی
داستانــت خعلی قشنگه! من منتظر فصل بعدیم!

با تشکر ویژه از فلور عزیز. چشم به خاطر گل روی شما دلسرد نمیشم. خیلی به داستان من لطف داری. قلب نداشتم لبریز از حسی شد که نمی دونم اسمش چیه ولی شکلکشو می ذارم.
اگر گابر داره اذیت می کنه می خوای پاسش بده اینوری در خدمتش باشیم!
نقل قول:
آماده ی نقد هستی؟

بلی!

نقل قول:
اول اینکه همونطور که قبلا گفتم تبریک میگم بهت بابت توصیف های خیلی عالی که داشتی تو داستانت. فضاسازیش رو دوست دارم

از لطفت ممنونم جیمز.وقتی یکی از بهترین نویسنده های سایت اینو به آدم میگه قلبش لبریز از شوق و شعف میشه به شرطی که مرگخوار نباشه!
نقل قول:
فقط اینکه به نظرم مک گونگال توی فصل دو، یکم زیادی لفتش داد هضم ِ این مساله رو که باید یه کاری بکنه بلاخره. یه جورایی داشت خسته کننده می شد این که هری سعی داشت توضیح بده و این پیری نمی گرفت

خب خودت گفتی چرا. چون پیریه و هزار درد!
از شوخی گذشته علتش اینه که خودم وقتی این بخشو تو کتاب رولینگ خوندم به نظرم مک گونگال یه ذره زود باورش شد برای همین خودم رو وقتی تو اون فضا گذاشتم پیش خودم گفتم باید کمی با شک و تردید بیشتری این مطلبو بپذیره ولی ظاهرا رولینگ از اونور بوم افتاد پایین و من از این طرفش!درسته خودم هم حس میکنم مگی یه ذره زیادی پیری بازی درآورده اینجا.
نقل قول:
مساله دوم یه سری عبارات تکراریه.

ببین مثلا همین پایه ی مبلی که هری به کمکش می ایستاد چندبار تکرار شد.
میدونم.خیلی مساله کوچیکیه و شاید به نظرت ایراد بنی اسرائیلی بیاد. منتها من به عنوان یه خواننده ی معمولی از تکرار دوباره ی واژه پایه ی مبل خوشم نیومد راستش. این نظر شخصی منه شاید.

یا عبارتی مث "فریاد وحشت هری هیچ گاه از گلویش خارج نشد" دوبار تکرار شد اگه اشتباه نکنم. ببین این جمله به نظر من یه جمله عادی نیست که بشه چندبار ازش استفاده کرد.
علاوه بر اون،
این "هیچ گاه" خیلی جدیه. خیلی تاکیدیه! اگه از جمله حذف شه هم کسی نمی پرسه چرا واقعا هری فریاد نزد؟
اما "هیچ گاه" وقتی میاد، سوال داریم که چرا داد نزد؟ لال شد؟ طلسمش کردن؟ مرد!؟

برای همین همیشه داد می زنم نظر بذارین دیگه!چون همیشه یه سری چیزا هست که خود نویسنده متوجه ش نمیشه و ایراداتو تو نظرات خواننده ها پیدا می کنه. مثل همین چیزایی که شما گفتی. مثلا من خودم حس نکردم که این عبارت "فریاد وحشت" یا "هیچ گاه" جدی یا خیلی تاکیدین. ولی از نظر شمای خواننده اینطور به نظر می رسه و این شاید یه ایراد از نظر من نباشه ولی همینکه خواننده رو ناراحت می کنه یا باعث میشه از خوندن اونجور که باید لذت نبره(ببخشید چیز بهتری به ذهنم نرسید) می تونه ایراد باشه. چون من عقیده دارم نویسنده تو نوشتن باید به این نکته توجه کنه که چه چیزایی خواننده ش رو ناراحت می کنه یا باعث میشه از خوندن بیشتر لذت ببره.یعنی تا حدودی باید با سلیقه خواننده هاش هم گام باشه. برای همین ممنونم که بهش اشاره کردی.
باری به هر جهت از همگی بسیار ممنونم که وقت گذاشتین و داستان رو دنبال کردین و بسیار امیدوارم باز هم شمارو اینجا و مشتاق خوندن ببینم. چون نویسنده ای که خواننده نداره بهتره قلمشو غلاف کنه!
چیه الان؟منتظرین فصل جدید بذارم؟ خب وقت خودتونه می تونین منتظر بمونین!
مزاح نمودیم! بخش چهارم از فصل یک تقدیم به شما عزیزان. فقط ببخشید کمه. سعی میکنم جبران کنم تو قسمت های بعدی و امیدوارم از خوندنش لذت ببرین یا حداقل مورد پسندتون قرار بگیره.منتظر نظراتتون هستم در ضمن!
لینک اول
لینک دوم

پ.ن: هر دو یکین.با هر کدوم راحت تر بودین خلاصه!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: فن فیکشن: هویت گمشده
ارسال شده در: یکشنبه 25 اسفند 1392 23:59
نمایش جزئیات
خب.
من تمومش رو خوندم بلاخره.

آماده ی نقد هستی؟

اول اینکه همونطور که قبلا گفتم تبریک میگم بهت بابت توصیف های خیلی عالی که داشتی تو داستانت. فضاسازیش رو دوست دارم.

فقط اینکه به نظرم مک گونگال توی فصل دو، یکم زیادی لفتش داد هضم ِ این مساله رو که باید یه کاری بکنه بلاخره. یه جورایی داشت خسته کننده می شد این که هری سعی داشت توضیح بده و این پیری نمی گرفت!

مساله دوم یه سری عبارات تکراریه.

ببین مثلا همین پایه ی مبلی که هری به کمکش می ایستاد چندبار تکرار شد.
میدونم.خیلی مساله کوچیکیه و شاید به نظرت ایراد بنی اسرائیلی بیاد. منتها من به عنوان یه خواننده ی معمولی از تکرار دوباره ی واژه پایه ی مبل خوشم نیومد راستش. این نظر شخصی منه شاید.

یا عبارتی مث "فریاد وحشت هری هیچ گاه از گلویش خارج نشد" دوبار تکرار شد اگه اشتباه نکنم. ببین این جمله به نظر من یه جمله عادی نیست که بشه چندبار ازش استفاده کرد.
علاوه بر اون،
این "هیچ گاه" خیلی جدیه. خیلی تاکیدیه! اگه از جمله حذف شه هم کسی نمی پرسه چرا واقعا هری فریاد نزد؟
اما "هیچ گاه" وقتی میاد، سوال داریم که چرا داد نزد؟ لال شد؟ طلسمش کردن؟ مرد!؟

همینا رو داشته باش فعلا ببینم انتقاد پذیریت در چه سطحیه اگه باهاش حال کردم بازم میام سراغت

موفق باشی آیلین عزیز

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: فن فیکشن: هویت گمشده
ارسال شده در: سه‌شنبه 13 اسفند 1392 22:12
نمایش جزئیات
آیــلیــنِ عزیزم،
دلسرد نشو! من خودم به شخصه داستانتو دنبال می کنم! تازه می شینم برای این که گابر دست از سر کچلم بر داره واسه اونم می خونم! :دی
داستانــت خعلی قشنگه! من منتظر فصل بعدیم!:-"

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: فن فیکشن: هویت گمشده
ارسال شده در: دوشنبه 12 اسفند 1392 22:22
نمایش جزئیات
در شایستگی گل پسر شما که شکی نیست هست؟!! :bigkiss: به هر حال بشر جایز الخطاست. منم در زمان حیات یه خبطی کردم دیگه... من یکی که داستانتو دوست دارم و دنبال می کنم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!