فن فیکشن را دیدم از اینکه دل بچه های سایت را خوشحال کردید، صمیمانه از شما متشکرم. *** خوب حالا جدا از شوخی اولش جا داره به شخصه یه تشکر کنم هم از جیمز و هم از تدی که توی این قحطی جدی نویسی، ما نوشته ای رو ازشون می خونیم که تلفیقی از طنز و جدی(بیشتر متمایل به جدی) هست.هر چند در قالب فن فیکشن. این واسه بنده که عاشق نوشته های تلفیقی هستم خودش غنیمتی بود. حد اقل منِ موش رو شیر کرد تا شاید من هم یه روزی دست به فن فیکشن نویسی بزنم.از این بابت از شما متشکرم
دوم این که اون بخشی از فن فیکشنتون که در مورد هدیه دادلی بود، خوب خیلی شیرین بود واسه من.یک درِ تازه بود در دنیای هری پاتر. به طوری که با این در اگر در بند در مانند، در مانند! یه جور خواسته غیر حرفه ای هستش ازتون.ولی اگه بتونید یه فصل رو ارتباط بدین به دید و بازدید خانواده پاتر از خانواده دادلی، خیلی جالب می شه. هر چند که چون سیر داستان رو از قبل پیش بینی کردین، این ایده یحتمل شوت شده سمت دروازه.
سوم می رسیم به خود داستان. خوب تا این جاش فضا رو خوب به وجود آوردین.یعنی ما یه دید نسبی پیدا کردیم با خانواده پاتر و ارتباطات و ویژگی های شخصیشون.اگر چه خوب باز جای کار داره.به خصوص روی شخصیت آسپ و لیلی.(اگر چه اگه ماجرا توی هاگوارتز دنبال بشه طبیعتا دیگه نیازی نیست) این نوشته از نظر نبوغ و خلاقیت جادویی هم نمره خیلی قبولی رو می گیره از دید من. دیالوگ ها خیلی خیلی خوب رد و بدل می شد بین شخصیت ها.یه مقدار اتفاقایی که بعد از دیالوگ ها داره ایجاد می شه رو بیشتر می تونید فضاسازیش کنید. در کل منم مثل اون یازده تا منتظر فصل های آیندش هستم!! ***** در ضمن از پرحرفی من خسته نشید بوقیا
ویولت، باری، الاف، آیلین و آلیس عزیز! مرسی از لطفی که دارین بهمون. توجه شما برای ما انرژی و انگیزه ست. همین روزا شروع میکنیم فصل سه و چهار رو، ممنون که هستین کنارمون.
نقل قول:
اگه بعنوان یه کتاب مکمل چاپش کنین مطمئنم پرفروش میشه ها!
مرسی باری عزیز، لطف داری بهمون. امیدوارم تا فصل آخر همینطور راضی باشید ازمون. من و تدی راستش بیشتر برا این مینویسیم که به همه مون خوش بگذره! نداریم همچین ایده ای رو، حداقل فعلا. و همونطور که گفتی باید دید فصل های بعد چطورن.
نقل قول:
انتقاد و پیشنهاد بخوره تو سرت!
آهای الاف، واسه بودلرا الافیا، واس من لافی فقط! درست صوبت کن با گرگم! وگرنه میام میخورمتا! مرسی عزیز واسه لطفی که داری. اون امضاتم قشنگه.
نقل قول:
جیمز هرچند سال به سال تو تاپیک من نظر نمیدی
آیلین عزیز عرض کردم که من فک کردم تعطیل کردی فن رو وقتی تو چت باکس گفتی نوشته هاتو از دست دادی، مطمئن باش که میخونم و گیر میدم به زودی بهت. چه علاقه ای داری گیر بدن بهت؟ و قطعا اینطور نیست که به این خاطر بیام پی فن فیکشنت که هوای گردش سوم رو داشته باشی در مقابل. به هر حال من وقتی فن فیکشن تو رو خوندم که اصن ایده ای نداشتیم برای فن فیکشن جیمزتدیا اونقدرا و نمیدونسیم کار به اینجا میرسه. در هر حال چشم. بابت لطف بی نهایتت هم ممنونم و مرسی که داری هوامونو
نقل قول:
فقط یه چیزی...حالا چرا گردش سوم؟
نمیگیم که! مث این میمونه که رولینگ تو همون فصل دوم کتابش بگه چرا اسم ِ کتابو گذاشته یادگاران مرگ! نمیگه که
بازم مرسی از همه تون، پیام من اینجا به این معنی نیست که وقت تمومه و کسی نمیتونه نظر بده دیگه، تا آماده شدن دو فصل بعد هنوز کار زیاده و تا اون موقع خوشحال میشیم نظراتتون رو بخونیم در مورد دو فصل اول.
پیشنهاد و انتقاد برامون مهمه که اگه اشتباهی داشتیم تا الان، در ادامه تکرار نکنیمش و انشالا که شما هم تا پایان داستان راضی باشین از کار.
جیمز، تدی خیلی قشنگ بود، بعد از یه سال حس کردم رولینگ داره کتاب مینویسه دوباره و نوشته های شما از مال رولینگ ملموس تره چون ما داریم واقعا این شخصیتا رو میبینم، شکل گرفتنشون و دوستیشون رو دیدیم و خیلی بهتره خب!
جیمز هرچند سال به سال تو تاپیک من نظر نمیدی ولی من میام نظر میدم چون منم مثل تو یه نویسندم!آه!زاغی دستمال! فیـــــــــــــن! داستان قشنگی بود.توصیفات صحنه،فضا سازی و...خب من چی می تونم بگم جز اینکه منتظر بقیه ش هستم. فقط یه چیزی...حالا چرا گردش سوم؟
انتقاد؟جای انتقادم مگه گذاشتید؟ اگه میشه از کتابای رولینگ انتقاد کرد،از اینم میشه. اگه بعنوان یه کتاب مکمل چاپش کنین مطمئنم پرفروش میشه ها! برای پیشنهاد هم باید منتظر فصلای بعد بمانیم!
من قبلاً همه نظرات و نقدا و پیشنهادا و الخ رو داده بودم بهتون. مشکل اصلیتون هم اینه که انقد خوب مینویسید که آدم اصن حرفی واس گفتن نداره به هر حال.
بعد به عنوان کسی که با جیمز و تدی زندگی کرده، باس بگم خعلی خودتونید توی فصلا. اینو گفته بودم بهتون؟
راستشو بخواید واس این نیومدم اصن تو تاپیک. اومدم بگم اسمگذاری فصلاتونو دوس داشتم. قشنگ انگار خود رولینگ اسم گذاشته بود روی فصلا. "آذرخش روی سنگفرش" .. "ضدحال".. دسمریزاد!
"گردش سوم" اسم فن فیکشنیه که فصل به فصل توسط من و جیمز سیریوس پاتر در حال نگارشه و دو فصل اول این داستان آماده شده. داستان در مورد اتفاقاتیه که طی سال آخر تدی و سال اول جیمز در هاگوارتز پیش میاد.