شخصیت جادویی خودت را بساز، به یکی از چهار خانه ملحق شو، در کلاسها شرکت کن، کوییدیچ بازی کن و ماجراجوییهای خودت را بنویس.
✨ بیش از ۱۵,۰۰۰ جادوگر از سال ۱۳۸۲
🏰 ۴ خانه فعال: گریفیندور، اسلیترین، هافلپاف، ریونکلاو
📚 اساتید راهنما تو را قدمبهقدم همراهی میکنند
⚡ ماجراجوییهای بیپایان در انتظار توست
🗺 سفر تو در هاگوارتز:
📝یک داستان کوتاه بنویس
🧙شخصیت خودت را بساز
🛒از کوچه دیاگون خرید کن
🎓به یک خانه ملحق شو
همه چیز ساده است! استاد راهنمای اختصاصی تو را در هر قدم کمک میکند
سلام از اونجایی که گفته بودید شخصیت پانسی پارکینسون گرفته شده،یکی دیگه پیدا کردم که امیدوارم تایید بشه:
نام:آرمینتا ملی فلوا
گروه:اسلایترین
خون:اصیل
چوبدستی:چوب بلوط انعطاف ناپذیر با پر ققنوس بیستو چهار سانت.
خصوصیات:قدبلند با موهای تیره.بسیار جدی و سختگیر.دخترخاله خانم بلک.درکودکی بهترین دوستان هم بودند اما ارمینتا نتوانست بعد از اینکه پسر یاغی بهترین دوستش خانواده رو ترک کرد اورا سرزنش نکند.تمام تلاششو کرد تا سنت های قدیمی رو نگه داره و سنت های جدیدتر و بهتر رو روی کار بیاره.و بهترین و بزرگ ترینشان سعی در تصویب لایحه قانونی بود که بر اساس اون شکار مشنگ ها قانونی میشد.که متاسفانه با این نظر با ارزش مخالفت شد.اما او یک جا ننشست و تا اخرین لحظات زندگی اش برای اسودگی اصیل زادگان تلاش کرد.او یکی از با وقار ترین و نجیب زاده ترین های خانواده اش بود.
انجام شد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ماندانگاس فلچر در 1393/4/24 5:22:22
البته فلچر...فقط میخواستم ببینم اگر شخصی که الان شناسه هرماینی و داره به هر دلیلی اونو از دست داد من میتونم شناسه قبلیمو داشته باشم؟ ........................................................................................................
نام:دراکو مالفوی
گروه:اسلیترین
چوبدستی: چوب درخت زالزالک - هسته از موی تک شاخی با 10 اینچ طول و بسیار انعطاف پذیر
جارو: میخوام یکی جدید بگیرم
ظاهر: صورتی کشیده و سفید ، موهای کوتاه و روشن که همیشه مرتب و ژل زدس ، بیشتر اوغات اخمو و ردای مشکی میپوشد
اخلاق:بیشتر اوغات عصبانی هست، در حال پز دادن و همیشه از اعضای پر جنب و جوش و اعتصابی اسلیترین هست ، مغرور و دمدمی مزاج و فکر میکنه از هر کروم از همکلاسی هاش قوی تره.
خلاصه ی زندگی وفعالیت:دراکو مالفوی به عنوان تنها فرزند خانواده مالفوی در خانه اربابی مالفوی ها بزرگ شد؛ خانه مجللی در ولتشایر که قرن ها در اختیار خاندان او بوده است. از زمانی که او توانست صحبت کند، برای خودش واضح بوده که به طور سه برابری خاص است: اولا به عنوان یک جادوگر، دوما به خاطر اصالت و خون خالص و سوما به خاطر اینکه عضوی از خانواده مالفوی است. سالروز تولد او 5 ژوئن است و نام کوچک او از اژدها و هسته چوبدستی اش که از موی تک شاخ است، می آید.
رکسان ویزلی یه دختر تقریبا قهوه ای پوست (چی میگن، تیره؟ ) با موهای قهوه ای تیره که اکثر مواقع موهاشو دوگوش بسته و چهارگوش شده! زیاد به ظاهر و لباسش اهمیت نمیده وصرفا فقط یه چیزی پوشیده باشه، چون چیزای مهم تری برای فکر کردن داره و نمی تونه وقت برای لباس انتخاب کردن بزاره!
رکسان علاقه شدیدی به موتورهای مشنگی داره که مردمو از کار و زندگی انداخته این بشر با این علاقش و موفق شده با کمک ویولت بودلر، یه موتور برای خودش دست و پا کنه.
نباید اینم نادیده بگیریم که رکسان همیشه وسیله دفاعی داره در برابر دیگران، ترقه! ( از فرزند خلف جرج ویزلی چه انتظاری داری؟ ) همیشه می تونید از جوراب و کیف و کفش و دندون رکسان یه ترقه دربیارید و تفریح و شادی کنید. البته دور از چشم ویولت اینم اخطار کنم که رکسان علاقه شدیدی به تشریح حیوونا مخصوصا دندونشون داره ولی ویولت از این علاقه قلبی بیخبره فعلا!
عرضم به حضورتون در ادامه اخلاقیات رکسان، این بنده مرلین همیشه نیش بازی داشته و خواهد داشت. اصلا روایت داریم آنجلینا سر بستن نیش این بشر، هزارتا دونه مو سفید کرده. فوقش شما می تونید اگه خیلی سرخورده و افسرده شد در این حالت بیابیدش!
در بعضی از کتب نوشته شده که رکسان رگی هندی داره ولی همین جا بشدت تکذیب میشه این مسئله!
رکسان علاقه شدیدی به هرنوع کاکائو داره و قید کرده که مهریش باید خط تولید کارخونه قورباغه شکلاتی باشه به مدت ده سال!
یه چیزیم هست زیاد مهم نی حالا، رکسان از ارتفاع و تاریکی میترسه!
معرفی کلی
رکسان ویزلی بچه ی جرج ویزلی و آنجلینا جانسون در هاگوارتز و دور و بر چهارم، پنجم مشغول به درس خوندنه (جون عمش!) و در مواقعی که تنها نباشه همراه با ویولت بودلر مشغول خرابکاری و بقیه مخرباته! پدرش، جرج ویزلی، در آستانه ورشکست شدنه چون رکسان هردیقه یه چیزی کش میره از مغازه و به وضعیت اقتصادی خانواده بهبود می بخشه! چند وقتی ویولت رو بیکار گیر آورد و ویولت براش یه موتور کوچیک پروازی ساخت که حالا به جای جغد استفاده میشه توسط رکسان. پاترنوس رکسان، یه قورباغه ی شکلاتیه!
راستی رکسان گروه گریفیندور رو با حضور خودش برکت بخشیده!
فلیچر عزیز لطفا این معرفی شخصیت رو جایگزین قبلی بکن ، مچکر ------
نام : سلوینیا
سن : نامشخص
گروه : راونکلاو
چوب دستی : پر ققنوس و چوب خاس 27 سانتی متری,وفادار و انعطاف ناپذیر
نژاد: دو رگه از نژاد کمیاب vampire_fairy
معرفی:
سلوینیا دختری دورگه ،با پوستی سفید و رنگ پریده با چشمانی نافذ و به رنگ خون! به شدت مرموز بوده و تابه حال کسی موفق به دیدن چهره کامل او نشده است.
تمام خصوصیت های ومپایری و الفی رو به طور توامان و مکمل در وجودش دارد .هیچگاه نمی توان تشخیص داد که برخوردش چگونه خواهد بود، طبع شوخی دارد اما می تواند در عین حال بسیار خطرناک و بی رحم باشد. او می تواند با هر آدمی با هر تیپ شخصیّتی بجوشد. رفتاری روان شناس مآبانه دارد و به راحتی می تواند حقیقت را از زبان بدن، حالات شخص، کلمات و طرز بیان فرد مقابلش بفهمد.
با هوش بوده و بزرگ ترین تواناییش راضی کردن سخت ترین ادم ها فقط با حرف زدن هست به طوری دشمنانش رو هم با حرف زدن قانع می کند . استعداد خاصی هم در جاسوسی و مظلوم نمایی دارد. در اکثر مواقع کم صحبت و کم رو و بعضا لوس تشریف دارد! برای شنلش از رنگ های تند و سیاه بیشتر استفاده می کند و معمولا لباس های چرم و شیک می پوشد.
به خاطر رگه خوناشامی میتواند بصورت طبیعی تا هزار سال یا بیشتر عمر کند. توانایی تغییر شکل و همچنین توانایی ذهن خوانی و نفوذ به افکار و خاطرات اشخاص را به طور ذاتی در وجودش دارد.
سلوینیا قابلیت نامرئی شدن و استتار فوق العاده دارد و همچنین دارای قدرت افسونگری و ساحرگی که از یکی از اجداد خود که دورگه ومپایر- جادوگر بود به ارث برده است .
از عادت هایش جویدن ناخن و گاز گرفتن هرموجود زنده دم دست است که موقع تمرکز روی موضوعی ناخودآگاه انجام میدهد.
انجام شد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سلوینیا در 1393/4/23 18:14:44 ویرایش شده توسط ماندانگاس فلچر در 1393/4/24 5:23:44
با سلام... راستش من قبلا با شناسه هرماینی عضو شده بودم اینم لینکش:هرماینی.گرنجر من رمز عبورم رو فراموش کردم و متاسفانه الفیاس ایمیلی که اول داشتم رو با دسترسی یکی از مدیران چون فکر مبکرد ممکنه شناسم هک بشه با یک ایمیل دومم عوض کرد...و من نمیتونستم وارد اون ایمیلم بشم و درخواست رمز عبور جدید بدم...قبلش هم درخواست داده بودم که شناسمو برای چند ماهی ببندن تا برگردم...بعدش من با این شناسه عضو شدم و در بازی با کلمات و نمایشنامه نویسی پست زدم و تایید شد....میخواستم ببینم میتونم شناسه قبلیمو پس بگیرم یا باید برا شخصیت دیگه ای در گریفندور درخواست بدم....منتظرم ممنون...
درود با توجه به این که در حال حاضر شخصیت هرماینی گرنجر توسط کس دیگه ای گرفته شده، شما باید با یه شخصیت دیگه وارد بشید. در نتیجه باید با همین شناسه ای که ساختین، یه معرفی شخصیت انجام بدید و وارد ایفا بشید.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط گودریک.گریفندور در 1393/4/23 11:30:10 ویرایش شده توسط گودریک.گریفندور در 1393/4/23 11:32:05 ویرایش شده توسط ماندانگاس فلچر در 1393/4/23 15:20:15
ویژگی های ظاهری و اخلاقی : حسن مصطفی مردیست در میانه چهل سالگی اش. موهایش بر اثر کهولت سن کم پشت شده ولی از قدرت بازوها و تفکرش کم نشده. وی در سن چهل و پنج سالگی فینال جام جهانی کوئدیچ را با موفقیتی باورنکردنی به انجام رساند. وی صالح، امین، باتقوا و صدالبته ریشو است.
چوبدستی : از چوب درخت نارگیل استوایی با پر ققنوس در مغز آن
جارو : نایکی 2014 دابل ایکس پرو بیرد
معرفی کوتاه : حسن مصطفی، از شیوخ بزرگ دنیای جادوگری و همچنین رئیس انجمن بین المللی کوئیدیچ. وی تحصیلاتش را در هاگوارتز به اتمام رسانده و سپس با تشویق استادیدش که شاهد استعداد شگرفش در زمینه ی الهیات جادویی بودند تحصیلاتش را در دانشکده ی علوم معرفتی جادوگری ادامه داد. در همین برحه بود که تقوا و راستین بودن شیخ با علاقه اش به ورزش کوئیدیچ درهم آمیخته شد و وی به داوری در این ورزش پرطرفدار مشغول شد و اندکی بعد، شیخ حسن مصطفی نه تنها تبدیل به ماندگارترین داور و رئیس سازمان بین المللی کوئدیچ شد، بلکه راه و روش زندگی فروتنانه اش افسانه ای شد برای داستان سرایی مادران ...
تأیید شد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ماندانگاس فلچر در 1393/4/24 5:23:51
مشخصات ظاهری: صورت کشیده، موهای سفید! کلا تریپ سن بالاهای خفن!
مشخصات اخلاقی: پیرمرد بی اعصاب ولی شوخ.
خصلاصه ای از زندگی نامه: از بچه گی پیرمرد بودم، یعنی چیز! بچه که بودم پیر مرد نبودم، ولی پیرمردها رو دوست داشتم! روستایی و روستا زاده. تولدم به گمانم در اواخر قرن 18 بوده. به صورت مستقل جادوگری یادگرفتم. مدت ها کارم خرده فروشی با گاری دستی توی روستای های مشنگ ها بوده. مزرعه کوچکی داشتم و با همسر ساحره ام و 4 فرزندم زندگی آروم و خوبی داشتیم. از دوره شرارت های لوکسیاس و کشتارهای اوایل قرن 19 وارد مبارزه شدم. این مبارزه تا قرن 20 ادامه داشت. در طول کمتر از 2 قرن زندگی اتفاقات زیادی برام افتاد. دهه آخر عمرم با ورودم به محفل همراه بود. سابقه مبارزه و تجربه ام به گمانم مهمترین دلیلی بود که ولدمورت خودش شخصا اقدام به قتل من کرد. به گمانم دهه آخر عمرم رو در نیمه دوم قرن 20 سپری کردم. همه چیز توی یک صبح آفتابی، و جلوی چشم نوه هام به پایان رسید.
----- سلام! الآن نیازی نیست که دوباره تو کارگاه نمایشنامه نویسی و اینا پست بزنم؟ ممنون بابت راهنمایی
سلام خیر دوست عزیز، نیازی نیست. خوش اومدی. تأیید شد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ماندانگاس فلچر در 1393/4/18 23:29:33
این روزها که می گذرد شادم این روزها که می گذرد شادم که می گذرد این روزها شادم که می گذرد...
دوستدار صلح و آرامش . با ثبات و طرفدار حقوق گیاهان در بریتانیا ی کبیر. متین و با وقار و صبور و دوستدار شوخی. زندگی در گلخانه را به زندگی در کنار جامعه ی جادوی سیاه و جادوی ضد سیاه ترجیح میدهد! موهایی تا زانو دارد و تمایلاتش به گریف نزدیک تر از ریون و اسلایترین است. اما همیشه صلاحدید هافل سر لوحه ی تصمیماتش بوده. تمایلی به ریاست گروه نداشته و به اجبار دامبلدور بزرگ این مسئولیت خطیر را پذیرفته است!
داستان زندگی: پدر و مادر او اصیل زاده و از اعضای پایبند گریف بوده اند! اسپروات بعد از هافلپافی شدن در خانه توسط 6 خواهر و 3 برادر گریفی اش سرزنش گشته اما خودش به هافلپافی بودن خود افتخار میکند! در زمان اوج قدرت "اسمشو نبر" با پرورش گیاهان "مرگخوار خوار" در مقابل لرد سیاه مقاومت کرده و بارها توسط خانواده ی بلک شکنجه گشته است. هم اکنون هم ارادت خاصی به دامبلدور و پاتر دارد!
تأیید شد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ماندانگاس فلچر در 1393/4/18 20:12:42
مشخصات ظاهری: صورت کشیده، موهای سفید! کلا تریپ سن بالاهای خفن!
مشخصات اخلاقی: پیرمرد بی اعصاب ولی شوخ.
خصلاصه ای از زندگی نامه: از بچه گی پیرمرد بودم، یعنی چیز! بچه که بودم پیر مرد نبودم، ولی پیرمردها رو دوست داشتم! روستایی و روستا زاده. تولدم به گمانم در اواخر قرن 18 بوده. به صورت مستقل جادوگری یادگرفتم. مدت ها کارم خرده فروشی با گاری دستی توی روستای های مشنگ ها بوده. مزرعه کوچکی داشتم و با همسر ساحره ام و 4 فرزندم زندگی آروم و خوبی داشتیم. از دوره شرارت های لوکسیاس و کشتارهای اوایل قرن 19 وارد مبارزه شدم. این مبارزه تا قرن 20 ادامه داشت. در طول کمتر از 2 قرن زندگی اتفاقات زیادی برام افتاد. دهه آخر عمرم با ورودم به محفل همراه بود. سابقه مبارزه و تجربه ام به گمانم مهمترین دلیلی بود که ولدمورت خودش شخصا اقدام به قتل من کرد. به گمانم دهه آخر عمرم رو در نیمه دوم قرن 20 سپری کردم. همه چیز توی یک صبح آفتابی، و جلوی چشم نوه هام به پایان رسید.
دوست عزیز اول از همه خوش برگشتین. برای این که شخصیت ـتون رو عوض کنید باید یه شناسه ی دیگه بسازید و با اون معرفی شخصیت بزنید و این شناسه بسته میشه.
موفق باشید.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ماندانگاس فلچر در 1393/4/18 20:10:38
این روزها که می گذرد شادم این روزها که می گذرد شادم که می گذرد این روزها شادم که می گذرد...
13 - توانمندیها : یک جادوگر و یک دانش آموز گریفیندور مدرسه هاگوارتز سحر و جادوگری بود.
14-سال:ششم.
دوست عزیز شما باید توی ایفای نقش یه شخصیت رو پرورش بدید. پس باید بتونید خیلی بهتر از اینا برای من توصیف ـش کنید. از اخلاقیات ـش بگید. ویژگی های ظاهری ـش رو بگید. سرگذشت ـش رو بگید.
در ضمن نباید پستی که ناظر ویرایش کرده را پاک کنید. موفق باشید. تأیید نشد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ماندانگاس فلچر در 1393/4/18 20:08:59