فرد ویزلی: 20 امتیاز
خیلی بهتر شدی فرد. غلط املایی نداری. ظاهر پستت خوبه. معلومه روی پستت وقت میذاری و سعی می کنی که بهتر و بهتر شی و میشی!
به فضاسازی بیشتر دقت کن و سعی کن یه بار از دید خواننده بخونی پست رو. بیشتر امتیازی که از دست دادی برای گنگ بودن پستت بود.
اما در کل، پیشرفتت رو به چشم می بینم و از این بابت خوشحالم.
با کمی تلاش، میتونی خودتو توی سایت نشون بدی دوست من.
لاوندر براون: 26 امتیاز
واقعا دلم می خواست به این تکلیف 30 بدم.
واقعا متاسفم بخاطر 26 ای که اون بالا داری.
دلیل هاش؟ میگم بهت:
1. تموم نکردن جمله ها با علامت های نگارشی مناسب مثل نقطه.
2. بولد نکردن تیترهای مربوط به زمان یا لوکیشن.
3. استفاده ی زیاد و بی دلیل از علامت تعجب و کشیدن بیش از حد کلمه برای نشون دادن فریاد! (بولدش می کردی بهتر بود!) .
4. عدم پاراگراف بندی.
در یک کلام: ظاهر پست نامناسب.
لاوندر، تو نویسنده ی خیلی خیلی خیلی خوبی هستی. حیفه که استعدادت حروم شه. حیفه نخونن رولت رو فقط به خاطر ظاهرش. خواننده در قدم اول جذب ظاهر پست میشه، بعد شروع میکنه به خوندن.
بهت قول میدم اگر ادامه بدی نه تنها جزو گزینه های اصلی رنک بهترین تازه وارد، که در آینده ی نه چندان دور نامزد رنک بهترین نویسنده ی سایت خواهی بود.
استعدادت خیلی خیلی بالاست. پتانسیل جدی خیلی خوبی داری و من مطمئنم با کمی دقت، از بهترین های سایت میشی.
فلورانسو : 30 امتیاز، با افتخار، تقدیم به شما.
راضی ام ازت دوست اسلیترینی من.. اسلیترین باید به داشتنت بباله، تو میتونستی سهمیه ی ارشدش باشی!
کارت خوب بود! :)
تدی: 30 امتیاز
فقط دلم میخواد کسی به این 30 امتیازی که گرفتی الان، اعتراض کنه!..
خوبی؟ دنده هات سالمن؟
آرتور ویزلی: 15 امتیاز
بابابزرگ!
خوشحالم که اینجا می بینمت. مرسی که تلاشتو کردی.
استعداد طنزت نهفته س بابابزرگ.
پتانسیل بالایی داری توی طنز که برای آزاد شدن به تمرین بیشتر نیاز داره.
دلیل کم شدن امتیاز مهمتر از همه این بود که به موضوع امتحان توجه نکرده بودی. اگه علاقه مندی بیشتر متوجه منظورم شی بهت پیشنهاد می کنم پست فلورانسو و تد ریموس لوپین رو بخونی که 30 گرفتن چون دقیقا نشون دادن موضوع خواسته شده رو با قواعد نگارشی خوب. همینطور پست لاوندر براون رو پیشنهاد میکنم چون اونم گذشته از قواعد نگارشیش میتونست نمره کاملو بگیره.
موضوع اینه که میخوام به چیزی که ازت خواستم دقیقا توجه کنی بابابزرگ. سخت گیری جیمز رو نشون ندادی. صرفا گفتی داور بازیه و آرتور جلوش روسفید میشه.
نکته ی بعدی اینه که پستت از دیالوگ پر بود اما فضاسازی نداشت.
توی پست های کوییدیچ، گزارشگر خیلی کمک میکنه برای فضاسازی. اما همه چیز رو نباید بذاری رو دوشش.
پاسکاری زیبا رو توصیف کن باب بزرگ! اکشن هاشون رو به تصویر بکش برام. بگو آرتور چجوری کوافلو گل کرد!
آینده ت روشنه بابابزرگ. روی طنزت سرمایه گذاری کن!
سخن آخر:
کار با تک تک شما هموطن های جادوگرم، باعث افتخار من بود.
بلاجر های زندگیتون کم درد، چماقتون پر زور، کوافل هاتون گل، دروازه هاتون امن و اسنیچ هاتون دم دست باشه دوستان من.
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج

تنها دو تیم به مرحله ی نهایی رسیده بودند ! این دو تیم ایران و انگلستان بودند . پشت تریبون لی جردن به همراه پروفسور مک گوناگل با این فرمت
ایستاده بود . فرد و جرج هم مانند همیشه کارت های شرط بندیشان را میفروختند. بازیکنان دو تیم در رخت کن بودند (به همراه کالین کریوی : روزنامه نگار جنجالی پیام امروز ) .
به او نگاه میکرد! در نگاه او حرفی نهفته بود ! حرفی که میگفت :((آرامش اینجارو حفظ کن (به زبان دانشجویی))) و لی جردن ادامه داد:
من برم سر مسابقه . خوب بازیکنان ایران : مهدی شماعی زاده ، اسد سرخی و احمد خفته ، صولت آب پرور و هومن خنجری، امیرعلی زهره خان و امیریل فهامه! بازیکنان انگلستان: تد ریموس لوپین ، ویکتوریا ویزلی ، روح مبارک سپتیموس ویزلی ، آرتور ویزلی ، هری پاتر ، جینی ویزلی و رونالد ویزلی ! ماشالله همه ویزلین! خوب سوت داور سختگیر زده میشه و بله بازی شروع میشه ! آرتور ویزلی ! توپ رو به تد ریموس لوپین پاس میده ! حالا یه پاسکاری زیبا بین ویزلی و لوپین و توی سبد ! آرتور ویزلی توپو گل میکنه و جلوی استادش ضایع نمیشه ! البته همین اول ! اوه نگاه کنید هومن خنجری یه ضربه زد ! اینقدر بازی سریع پیش میره که اصلا نمیشه گزارش کرد ! اوه اسنیچ؟ هری پاتر؟ میره؟ بله مانند همیشه اسنیچ مال اون میشه ! بازی به نفع انگلستان ! تماشاچیان عزیز الکی بلیط 100 گالیونی خردید ! کوفت مسئولین! اوه ببینید همه ی ایرانی ها به سمت داور ویدئو چک میرن! یقه رو ول کن برادر ! احمد جان! اسد کشتی بدبختو ! د ولش کن هوی!


گفت:
) چشمانش سرخ شد! دوست داشت گریه کند ، اشکی از چشم روحی مبارکش سرازیر شد! و گفت:



بر و بر نگاش میکنه، آب دهنشو قورت داد و خودشو جم و جور کرد.
تو این کلاس خاک زمین کوئیدیچ خورده بودن که اینطوری جانانه جنگیدن! 
سارا از آن دسته نبود. او هاگ را دوست داشت. 