جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
›
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

157 کاربر(ها) آنلاین هستند (129 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
154 مهمانان 3 اعضا

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

پیام امروز

بررسی پست‌های انجمن مرگخواران

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 2 کاربر مهمان
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: دوشنبه 28 مهر 1393 18:44
نمایش جزئیات
آفلاین
کرنلیوس عزیز

اول درباره قانون نقد یاد آوری کنم که این فقط قانون منه. یعنی اگه از من درخواست نقد می کنین لطفا این مورد رو رعایت کنین. بقیه نقد کننده ها این قانون رو ندارن.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بررسی پست شماره 91 جانور نماها، کرنلیوس آگریپا:


قبل از شروع: بی خاصیت- درست و حسابی(که این یکی احتمالا اشتباه تایپی بوده!)


نقل قول:
لرد سیاه که هنوزم که هنوزه رنگ ققنوسچه را ندیده بود، صبرش در حال تموم شدن بود و داشت یکی از ظروف خانه را بررسی می کرد و به فکر این بود که روی زمین بشکونتش تا ببینه که چقدر طول می کشه که وینکی بیاد تمیزش کنه.

شما مکان سوژه رو عوض کردین و به خانه ریدل رفتین. کارتون کاملا درست و بجا بود. چون اون طرف ماجرا دیگه کاری نداشتیم!
کاری که لرد برای سرگرم کردن خودش در نظر گرفته بود جالب بود! هم با شخصیتش سازگار بود و هم به اندازه کافی طنز آمیز بود.


نقل قول:
لرد سیاه که هنوزم که هنوزه رنگ ققنوسچه را ندیده بود،
قسمت های غیر دیالوگتون رو می تونین به صورت محاوره ای( گفتاری) بنویسین. چه فضاسازی ها و چه توضیح و توصیف. ولی اونم یه حد و مرزی داره. وقتی حالت محاوره ایش بیشتر از اون حد بشه تاثیر خوبی نمی ذاره. این "هنوزم که هنوزه" یه همچین حالتی داشت. "هنوز" خالی کافی بود. چون علاوه بر محاوره ای بودنش زمانش هم با زمان جمله سازگار نبود. جمله گذشته است..."هنوزم که هنوزه" اصطلاحی مخصوص زمان حاله.


نقل قول:
سه مرگخوار به ارباب تاریکی ها نگاه کردن و لبخند گشادی رو چهرشون سبز شد. لرد تاریکی بهشون لبخند گشاد تری زد (البته لرد وقتی لبخند میزنه از حالت عادیشم ترسناک تر میشه) دیس چینیی که تو دستش بودو به سمتشون پرتاب کرد.

- ببینم ما چرا باید شماهارو هزار بار دوباره بفرستیم تا این که ماموریتتونو درست و حسابی انجام بدین و بعد مسواکتونو بزنین برین بخوابین ؟

این قسمت اشکالاتی داره.
یکیش اینه که مرگخوارا به لرد لبخند نمی زنن! حداقل نه تا وقتی که یه دلیل درست و حسابی وجود نداشته باشه.
لرد هم که تقریبا غیر ممکنه به مرگخوارا لبخند بزنه!
ولی مبهم ترین قسمتش دیالوگ لرد بود. اصلا مشخص نیست منظور لرد چیه و از چی عصبانیه. ولی نگران نباشین. این حالت کم کم بر طرف می شه. دلیلش کم بودن تجربه در نوشتنه. یه مدت که بنویسین یاد می گیرین که چطوری بهترین و درست ترین جمله ها رو برای رسوندن منظورتون انتخاب کنین.
لطفا علامت رو قبل از شکلک بذارین.


آخر خیلی از جمله هاتون علامت نداره. جمله بی علامت جمله ناقصه. هر جمله ای باید با یه علامت تموم بشه. چه نقطه چه علامت تعجب و چه علامت سوال.


نقل قول:
- این ققنوس ...اهم... منظورم سبیله. دچار طلسم بنده شده و توی این شکل حیوانی گیر کرده. طلسمی که من روش اجرا کردم یک طلسم خیلی قدیمی بود که توی یکی از کتابام پیدا کرده بودم و می خواستم امتحان کنم.
این که سیبل در حالت حیوانیش گیر کنه ایده خوبی بود.

شما یه گره کوچیک در مسیر سوژه ایجاد کردین. بدون اینکه سوژه عوض بشه یا آسیبی بهش برسه. این کارتون خوب بود.


نقل قول:
لرد که داشت کم کم رنگ سبز قشنگش به بنفش تبدیل می شد با نفرت به اسنیپ نگاه کرد.

- کروشیو، یعنی که ما باید با این حیوان فلک زده سر کنیم؟

از کروشیو به این شکل استفاده نکنین...کروشیو فحش یا کلمه ای برای نشون دادن عصبانیت نیست. طلسم قدرتمندیه که زیاد و به این سادگیا نباید ازش استفاده بشه.
پستتون رو با یه سوال ساده تموم کردین. جواب دادن به این سوال و عکس العمل شخصیت ها می تونه خواننده رو ترغیب به ادامه دادن کنه.این بار سوژه رو خوب پیش بردین و این پیشرفت مهمیه.


روی شخصیت هاتون باید بیشتر کار کنین.
مرگخواراتون با لرد مثل دوستشون حرف می زنن و رفتار می کنن...لردتون کمی سردر گم و ترسو به نظر می رسه.
اینا رو قهرمان جلوه ندین.ولی قالب اصلی شخصیت هاشونو حفظ کنین.


یه مورد دیگه شخصیت کرنلیوسه. این سوژه سوژه ای نبود که کرنلیوس بتونه واردش بشه. کارتون درست بود که درباره بقیه نوشتین. ولی یکی از کارای مهمی که باید انجام بدین معرفی کرنلیوس به اعضای ایفای نقشه. اگه پستی بزنین که کرنلیوس هم توش حضور داشته باشه در این مورد بیشتر توضیح می دم.


موفق باشید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: یکشنبه 27 مهر 1393 17:39
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام بر لرد سیاهی های سایت اگر امکانش هست این پست منو نقد کنین. در ضمن من اصلا از این قانون نقد ها خبر نداشتم که همه نقد ها را باید از تنها یک نفر درخواست کرد... اما هرچی شما بگین ارباب من از این به بعد فقط از شما درخواست خواهم کرد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: یکشنبه 27 مهر 1393 02:08
نمایش جزئیات
آفلاین
پرنده رو بگیرین...نگاهش کنین! اولین اسمی که به ذهنتون می رسه اسمشه!

بررسی پست شماره 271 خاطرات مرگخواران، آگوستوس راک وود:


پست شما یه اشکال کلی داشت. اول به اون اشاره کنم که مجبور نشم هی تکرارش کنم.

موقع نوشتن اولین چیزی که باید بهش توجه کنیم چارچوب ها هستن. اینجا ما چندین چاچوب داریم که هر کدوم قوانین خودشونو دارن و هر چی کوچیکتر بشن قوانینشون بیشتر می شه. بزرگترینشون که مربوط به کل سایت می شه دنیای هری پاتره. انجمن ها و تاپیک ها این محدوده رو تنگ تر می کنن. اینجا مجبور می شیم موقعیت ها و شخصیت ها و سوژه ها رو هم در نظر بگیریم.
این جادوگری که شما ترسیم کردین کمی با دنیای هری پاتر غریبه اس!
شکل جادو کردنش فرق می کنه.
این تفاوت ها تا یه جایی قابل قبول هستن. ولی یه اصول و قوانینی هست که نمی شه زیر پا گذاشت. مثلا سالها پیش یکی از اعضای سایت می خواست شخصیتشو طوری معرفی کنه که در مقابل طلسم ها مصونیت داشته باشه. خب این کل اصول ایفای نقش رو به هم می ریخت. قوی نشون دادن شخصیت ها هم بر خلاف تصور نویسنده ها فایده ای برای ایفا کنندش نداره.
مثلا منم می تونم نقش یه ولدمورت خشک قدرتمند شکست ناپذیر رو ایفا کنم...ولی واقعا اونجوری به درد ایفای نقش نمی خورم! سوژه ساز نمی شم.
شما هم آزادین که شخصیتتونو شکل بدین. مرموزش کنین. ترسناکش کنین. ولی یه حد و مرزی هم براش در نظر بگیرین. اجازه ندین از دنیای هری پاتر خارج بشه. مثلا جادو کردن بدون چوب دستی توسط یه جادوگر عادی، شکستن این مرزها محسوب میشه.


نقل قول:
کت فراک سبز- نقره ای همیشگی اش را پوشیده بود. موهای سیاهش مانند همیشه برق میزد ولی اینبار، بجای کفش های همیشگی اش، پوتین های نویی را پوشیده بود.
با قدم هایی محکم بسمت خانه ی پیش رویش گام بر میداشت. حیوانات، با نزدیک شدن او، فرار می کردند و با نزدیک شدن او، هوای اطراف چند درجه ای سرد می شد

استفاده از سوم شخصی که هویتش مشخص نیست روش خوبی برای جلب کردن حس کنجکاوی خواننده هاست. مخصوصا اگه جمله ها به اندازه کافی مرموز و جذاب باشن.که جمله های شما همینطور بودن. البته این نکته رو فراموش نکنین که اون نکته رو که چرا باید با عبور یک جادوگر هوا سرد تر بشه و ... ندیده می گیرم.
رنگ سبز نقره ای کت اشاره زیبایی بود.


جمله ها و توصیفاتتون خیلی زیباست. خلاقیتتون خیلی واضحه. مثلا این که آگوستوس از چیزی عصبانی بوده و به همین دلیل هاله ای دور دستش دیده می شه. مواظب اشکالات جزئی که جذابیت جمله هاتونو کمتر می کنن باشین. مثلا فعل "پودر شدن" هم با فاصله کمی دوبار تکرار شده و هم برای یه نوشته جدی زیاد مناسب نیست.


وضعیت فاصله گذاریتون بهتر شده...بهتر از این هم می شه. مثلا:
نقل قول:
داخل سرسرای عمارت، پر از نقاشی های مختلف بود. ناراحت بود که امروز صاحب این عمارت باید از این نقاشی های زیبا، برای همیشه خداحافظی کند اما، این کمترین بلا برای مسبب ناراحتی های هریت بود. راک وود هیچ خانواده ای نداشت اما هریت، خواهر ناتنیش بود که او، بیش از همه چیز در دنیا او را دوست داشت.

اگه این پاراگراف رو برای خودتون یا شخص دیگه ای بخونین بعد از جمله "مسبب ناراحتی های هریت بود" مطمئنا مکث می کنین. این مکث رو با رفتن به سر خط به خواننده هم نشون بدین.


نقل قول:
اما، این کمترین بلا برای مسبب ناراحتی های هریت بود

کلمه "بلا" برای اینجا مناسب نبود. "مجازات" منظورتونو بهتر و بیشتر می رسونه.


نقل قول:
نعره های راک وود، ستون های عمارت را به لرزه در آورد. سارا اسکاوت که پشت بزرگترین ستون پنهان شده بود، نفس هایش بشماره افتاد.

خواننده تا این لحظه با سارا آشنا نشده بود. برای همین بهتر بود اینقدر بی مقدمه دربارش حرف نمی زدین. کافی بود همین جمله رو به شکل دیگه ای می نوشتین:
نعره های راک وود، ستون های عمارت را به لرزه در آورد.
سارا اسکاوت پشت بزرگترین ستون پنهان شده بود. نفس هایش به شماره افتاد.

اینجوری جمله تون نقش معرفی کردن سارا (در واقع موقعیت سارا) رو داره.


نقل قول:
راک وود، اسکاوت را با گردن بسمت ستون مقابل پرت کرد.

با گردن؟!
درستی توصیفات و انتخاب کلمات مهمه....ولی در پست جدی خیلی مهمتره. چون اشتباهات جزئی هم می تونن حال و هوای پست رو از بین ببرن. شما نوشته بودین گردنش رو گرفت. لزومی نداشت اشاره کنین که چطوری پرتش کرد.
اینجا هم همون حالت وجود داره:
نقل قول:
راک وود کنار بدن نیمه جان و در حال از دست دادن آب اسکاوت چرخ میزد.

قبلا اشاره کرده بودین که سارا چطوری داره می میره. اینجا لزومی نداشت تکرار کنین. این تکرار فقط قدرت تاثیر جمله رو کمتر کرده.


شکل مرگ، خلاقانه و سیاه و زیبا بود. همین مرگ رو می تونین با استفاده از چوب جادو انجام بدین.در اون صورت هیچ اشکالی نمی مونه.

دو نقطه ها و سه نقطه ها دیگه نیستن! و این خیلی خوبه!


نقل قول:
دقایقی بعد، عمارت بر روی جسد سارا اسکاوت پودر شد و تنها اثر بجا مانده از حضور راک وود، جای پای سیاهش بر روی سنگفرش ها بود

علامت آخر این جمله کو؟!
در پست جدی و مخصوصا پست تکی پایان پست خیلی مهمه. اینجاست که می تونین روی خواننده تاثیر بذارین یا کاری کنین که خواننده کل پستتونو فراموش کنه!
پایان پست شما خیلی خوب بود.صحنه هایی که خلق کردین جذاب بودن. صحنه آخر هم ضربه آخر رو وارد می کنه و کار رو تموم می کنه.


خوب بود.

موفق باشید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: شنبه 26 مهر 1393 02:38
نمایش جزئیات
آفلاین
سرورم... درود

من برگشتم... مثل همیشه فعال و پر انرژی. درخواست...

بتمرگ دیگه پرنده لجباز... ببخشید سرورم. تو این سفر، این شاهین سیاهو گرفتم. ولی هنوز حتی نمیدونم چی اسمشو بذارم. شما پیشنهادی ندارین؟

اهااااان... در خواست نقد این پایینی رو دارم

http://www.jadoogaran.org/modules/newbb/viewtopic.php?post_id=289851

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آگوستوس راک وود در 1393/7/26 3:18:46
ویرایش شده توسط آگوستوس راک وود در 1393/7/26 3:23:39
آخرين فرصت ماست ....


پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: جمعه 25 مهر 1393 00:06
نمایش جزئیات
آفلاین
قبل از نقد به این نکته اشاره کنم که من درخواست نقد کسایی رو که از نقد کننده های دیگه هم درخواست نقد کردن قبول نمی کنم. لطفا اینو فراموش نکنین.


کرنلیوس!

چرا تکذیب؟ مرلین یکی از یاران وفادار ماست.

بررسی پست شماره 135 فرهنگستان ریدل،کرنلیوس آگریپا:

پست شما یه حالت مستقل داره. با وجود اینکه در چارچوب سوژه قرار داشتین درباره چیزی که دوست داشتین نوشتین. این کارتون خوب بود. گرچه هنوز پختگی لازم رو نداره. ولی با کسب کمی تجربه می تونین این کار رو راحت تر و درست تر انجام بدین.


اشکال اساسی شما شخصیتی بود که بر پایه اون نوشتین. یعنی مرلین!
ما مرلین رو نمی شناسیم. مبنای شخصیت های ما کتاب های هری پاتر هستن. جایی که یک شخصیت در کتاب هری پاتر وجود نداره یا معرفی نشده ملاک ما برای شناختش ایفای نقش همین سایته. همونطور که من ویولت بودلر رو نمی شناختم. ویولت بودلری که به من معرفی شد همین ویولت داخل سایته. درباره مرلین هم همین حالت وجود داره. مرلین در کتاب های هری پاتر در حد یک اسم بود. شناخت قبلی ما یا شناختی که از فیلم ها و سریال های دیگه به دست آوردیم به درد نمی خوره.مرلین کتاب کاملا سطحی و کمرنگ معرفی شده. برای همین ما باید مرلینی رو که در سایت معرفی می شه قبول کنیم.
در این پست مرلین شماشباهت زیادی به مرلین ایفای نقش نداشت. تا حدودی شبیه بود و همین تلاش شما رو نشون می ده و برای شروع کافیه.
ولی سعی کنین شخصیت های ایفای نقش رو بیشتر بشناسین. این نکته موقع نوشتن خیلی کمکتون می کنه. راحت تر می تونین در مورد این شخصیت ها طنز بنویسین.


نقل قول:
- جامعه جادوگری الان به فرهنگ مذهبی‌ نیاز دارد . جامعه‌ای که دین نداشته باشد، پدر ندارد! بی‌ پدری موجب بی‌ حجابی و بی‌ هویتی جوانان است! ما در دهن جوانان می‌زنیم ! اگر می‌خواهید با فرهنگ شوید به حوزه مرلینیه مراجعه کرده تا اینجانب فرهنگ را بر شما قالب کنم . البته قبلش به مرلین رای بدین... یادتون نره !

سوء استفاده مرلین از این فرصت برای جمع کردن رای ایده خوبی بود. توجهون به وقابع سایت و استفاده از اونا در رول هم جالب بود.
از شکلک ها وسط جمله استفاده نکنین. مگه اینکه قرار باشه حالت شخصیتتون بعد از اون تعییر کنه.مثلا:

لودو از مرلین پرسید:
تو واقعا می خوای وزیر بشی؟ نگران عکس العمل لرد نیستی؟


نقل قول:
مرگخوارا که کم کم دود کافه داشت اونارو با خودش میبرد با شنیدن صدای مرلین از خواب پریدن . البته به غیر از مورفین که همینجور وایساده خوابش برده بود و از لب و لوچش آب دهان غلیظی سرازیر بود که همین که به کفّ کافه میرسید بخار میشد و به دود کافه اضافه میکرد. لودو که یهو بعد از شنیدن سخنرانی‌ پرشور مرلین جوگیر شده بود جوری مشتشو بالا برد که به فکّ لینی برخورد کرد و باعث شد ساحره‌ جوون بیهوش نقش زمین بشه.

این قسمت مبهم بود. توضیحاتش نامفهوم و خیلی زیاد بود. هدف خاصی هم نداشت. اگه کمی روی طنزش کار می کردین شاید بهتر می شد ولی این طنز هم بستگی به همون شناخت شخصیت ها داره که بدونین کجای شخصیت لودو می تونه خنده دار باشه و کجای شخصیت لینی! مثلا اینجا از این مورد خیلی خوب استفاده کردین:
نقل قول:
من این همه تلاش کردم شکم رشد دادم که چی‌ بشه ؟ از مقام و منصب شوت بشم؟

از نکته کوچیکی مثل آواتار لودو استفاده کردین. کارتون خوب بود.


روی موضوع جمع کردن رای برای مرلین زیاد توقف کردین. این کار ممکنه خواننده رو خسته کنه. یهتر بود یا پستتون رو کوتاه تر می کردین و یا قسمتی از ست رو به رای مرلین اختصاص می دادین و بقیه شو به قسمت دیگه ای از سوژه.


موقع نوشتن در تاپیک های ادامه دار آزادی داریم...ولی تا یه حدی!
مثلا شما درباره رای گیری برای مرلین نوشتین. تا وقتی روی سوژه تاثیر مستقیم و منفی نذارین کسی نمی تونه ایرادی بگیره. ولی مثلا آخر پستتون:
نقل قول:
مرگخوار‌ها مونده بودن که به آغوش‌ مرلینی بپیوندن یا سعی‌ کنن مورفینو که الان دیگه وسط کافه علم داده بود بیدار کنن.

اینجا روی روند ماجرا تاثیر گذاشتین. این جمله معنیش اینه که نفر بعدی باید همین سوژه رو ادامه بده. سوژه مربوط به مرلین رو. در حالی که سوژه اصلی گرفتن مجوز برای فرهنگسرا بود. وسط ماجرا می شه سوژه های فرعی داد. ولی باید مواظب باشین بیشتر از حدی که لازمه طول نکشن. چون در این صورت ممکنه باعث بشن سوژه اصلی فراموش بشه.
بهترین کاری که می تونستین در آخر پست انجام بدین این بود که این جریان رو تموم می کردین! مرلین حرفاشو زده بود. بهتر بود همونطوری که اومده بود می رفت و ذهن مرگخوارا رو هم درگیر نمی کرد.


قالب کلی و شکل نوشتن شما خوبه. توضیحاتتون معمولا رسا و قابل فهمه.


از غلط های املاییتون دیگه خبری نیست. این یکی پیشرفت قابل توجه و بزرگی بود.

پست شما تقریبا همه نکاتی رو که یه پست خوب باید داشته باشه داره! ولی در حد کم! از هر کدوم یه ذره!
تقویت کردن این موارد کم خیلی راحت تر از اینه که یه مورد رو کلا نداشته باشین و سعی کنیم از صفر بهتون آموزش بدیم. قدم های اول رو برداشتین. کافیه به خوندن و نوشتن ادامه بدین. خیلی زود خودتون هم پیشرفتتون رو احساس می کنین. خوندن رو فراموش نکنین. این سایت نویسنده های خوبی داره. شناساییشون سخت نیست. با خوندن پست های اونا ریزه کاریا رو زودتر یاد می گیرین.


موفق باشید.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بررسی پست شماره 136 فرهنگستان ریدل، مورگانا لی فای:


نقل قول:
- مرلین؟یه سوال: دقیقا به من بگو چی به ما میرسه اگر به تو رای بدیم، درحالیکه گزینه بهتری مثل سوروس پیش روی ماست. ضمن اینکه این چه ربطی به مشکل با مورفین داشت؟ و فکر قانع کردن منم از سرت بیرون کن چون من هرگز به دشمن چند هزار سال قبلم رای نمیدم. البته.. لازم به ذکره که هر چی ارباب بگه . با این حال...

همونطور که در نقد پست قبلی گفتم سوژه رای گیری نباید ادامه پیدا می کرد.چون ارتباطی با سوژه اصلی نداره. ولی با توجه به جمله آخر پست قبلی شما مجبور بودین حداقل در شروع همین سوژه رو ادامه بدین. اشاره های خوب هم داشتین. اشاره به بهتر بودن سیوروس به نظر مورگانا و دشمنی چند هزار ساله...نکات خوبی بودن.


نقل قول:
چون مورگانا فریاد زد:
- منو به این اسم صدا نزن بانز! سکتوم سمپرا!

بسیار خوشحالیم که یکی از طلسمی بجز کروشیو استفاده کرد! مرلین شما را حفظ کند...یا...با توجه به دشمنی چند هزار ساله خودتون خودتون رو حفظ کنید.


نقل قول:
تقریبا همه مرگخواران با قدردانی به مرلین نگاه کردند که ردای سیاه و سفیدش را صاف میکرد.
- خوب برگردیم سر سوژه اصلی! الان مشکل شما مورفینه یا واژه هایی که از استفاده کردن ازشون محروم شدین؟

دقیقا همون کاری رو انجام دادین که باید انجام می دادین. سوژه فرعی رو کمی ادامه دادین و در اولین فرصت برگشتین سراغ سوژه اصلی. این کارتون ماهرانه و بسیار مفید بود.


نقل قول:
مرلین مکثی کرد
- ... ممکنه من بتونم کمکتون کنم... اما شرط داره.

پایان خوبی داشتین. گذاشتن یه مسئولیت سبک به عهده نفر بعد اقدام ترغیب کننده ایه. فقط دقت کنین که انجام دادن این مسئولیت اونقدر سخت نباشه که نفر بعدی رو فراری بده. مثلا الان مرلین مشکل کوچیکی رو داره حل می کنه. ولی اگه می گفت "بین محفل و مرگخوارا می خوام صلح برقرار کنم ولی یه شرط داره" مسئولیت کمی سنگین می شد. خواننده ها معمولا از مسئولیت های سنگین فراری هستن!


نکته بعدی درباره شخصیت مورگاناست. مورگانا داره زیادی سیاه می شه! این براش خوب نیست. یه مدت که بگذره تو این قالب جا میفته و نمی تونین عوضش کنین.البته اگه نخوایین عوض بشه مشکلی نیست. ولی ممکنه ازش خسته بشین. مورگانا سیاه مطلقه! تاریکه...افسرده اس. غمگینه...عصبانیه!
می تونین یه جنبه شوخ یا طنز آمیز بهش اضافه کنین. لازم نیست حتما خودش شوخی کنه. بقیه می تونن درباره مورگانا و گربه اش یا دشمنیش با مرلین شوخی کنن. کافیه محور طنز مورگانا باشه. کمی از تلخیش کم کنین. شاید اینجوری برای خودتونم بهتر باشه.


پست شما کوتاه، مفید و به اندازه کافی خوب بود.

موفق باشید.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بررسی پست شماره 509 خانه ریدل، لیلی لونا پاتر:


ظاهر پستتون عوض شده. با قبلیا فرق می کنه. این سبک جدیدتون خیلی بهتره. خوندنش هم راحت تر و لذتبخش تره.


نقل قول:
صدای اعتراض مرگخواران بلند شد...

- لباس محلـی؟

- لباس محلـــــــی؟

- لباس محلــــــــــی؟

- لباس محلــــــــــــــی؟

اجرای همین ایده های ساده می تونه حال و هوای پست شما رو عوض کنه. می تونستین بدون کشیدن حروف سه بار همین جمله رو تکرار کنین. ولی در اون صورت این تاثیر رو می ذاشت؟...نمی ذاشت!
ولی وقتی کمی به خودتون زحمت می دین و به این شکل می نویسین مشخص می شه که صدای مرگخوارا در هر مرحله بلند تر شده. کارتون خوب بود.


شخصیت های شما دارن کم کم خودشون رو پیدا می کنن. لودویی که از ترس می پره تو بغل مرلین. لردی که وانمود می کنه همه چی رو می دونه و می فهمه. خیلی خوب بودن. در مورد بقیه شخصیت ها هم به همین اندازه دقت داشته باشین. طنز پستتون اینجوری تضمین می شه.


نقل قول:
لرد سرش را کج کرد و چشم غره ای به مرگخواران که به طور ضایعی هر لحظه به آن ها نزدیک تر می شدند تا سخنانشان را بهتر بشنوند، رفت و به سمت لودو برگشت تا چیزی بگوید که...

صحنه طنز جالبی بود. قسمت های طنز آمیز پست های شما کم کم داشت به سمت خطرناکی پیش می رفت. خوشبختانه از اون حالت پیچیدگی نجاتش دادین. سادگی رو به توصیف صحنه ها و موقعیت ها برگردوندین. همین کارتون دلنشین ترشون کرده.


نقل قول:
ـ ایـــــست!تکون نخورین!عـــه... خواهران خواهش می کنم موهاتونو بپوشونین! خواهرم لجبازی نکن!عـــــه...من با این وضعیت نمی تونم چشامو وا کنم که!

پایان خوب و مناسبی داشتین. هر خواننده ای انتظار داشت یکی بیاد از سرو وضع اینا ایراد بگیره. غافلگیر کردن خواننده کار خوبیه ولی برآورده کردن انتظاراتشون هم اگه در جای مناسبی انجام بگیره حرکت مثبتیه! اینکه ادامه ندادین و بقیه شو گذاشتین به عهده نفر بعدی انتخاب بجایی بود.


شکلک هاتون محل مناسب خودشونو پیدا کردن.
این پستتون بهتر از قبلی(که نقد کرده بودم) بود. دارین مسیر درستی رو طی می کنین. راهتونو عوض نکنین. قدم هاتون رو بلند تر نکنین. همینطور پیش برین. هر روز بهتر از روز قبل می شین.


موفق باشید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: پنجشنبه 24 مهر 1393 20:00
نمایش جزئیات
آفلاین
اهم...
ارباب؟
اینونقد می کنین لطفا؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!


قدم قدم تا روشنایی، از شمعی در تاریکی تا نوری پرابهت و فراگیر !
میجنگیم تا آخرین نفس !!
میجنگیم برای پیروزی !!!
برای عـشـــق !!!!
برای گـریـفـیندور !!!!!


لولو ارزشی

تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: پنجشنبه 24 مهر 1393 00:06
نمایش جزئیات
آفلاین
ارباااااااب
ارباااااب
درود ارباب
میووووو
ا بشین ساتین ببخشید ارباب اینم مث من دل نداشته اش تنگ شده بود برای شما
غرض از مزاحمت
درخواست نقد پست 136 رو دارم


ویرایش نوشت :
نمیدونم کجاش اشکال داشت ارباب. سعی کردم درستش کنم نمیدونم شد یا نه

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط مورگانا لی فای در 1393/7/24 22:31:37
تصویر تغییر اندازه داده شده



?How long will you have me in your memory
Always



Перерыв сердца людей. Осколки может сделать вас ударить ...
Кинжал в сердце иногда ... иногда ... иногда горло вашим отношениям веревки!
Святые люди ... черные или белые ... не сломать чью-то сердце.
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: چهارشنبه 23 مهر 1393 18:49
نمایش جزئیات
آفلاین
با سلام به لرد تاریکی‌ ممنون میشم اگر لطف کنین این پستو نقد کنین...در ضمن بنده هرگونه رابطه با ستاد انتخاباتی مرلین کبیر (رحمن الریش ) را تکذیب می‌کنم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!


ارزشی بی‌ بکارت


تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: یکشنبه 20 مهر 1393 02:25
نمایش جزئیات
آفلاین
بررسی پست شماره 89 جانور نماهاٰ، نجینی:


نقطه قوتی که در نوشته های قبلیتون وجود داشت در این پستتون هم دیده می شه. شما روی سوژه تسلط زیادی دارین. همین باعث می شه با اعتماد به نفس و با خیال راحت بنویسین...همین اعتماد به نفس به خواننده هم منتقل می شه.
شما سعی نمی کنین تاثیر خاصی روی سوژه بذارین. سعی نمی کنین به نقطه خاصی برسین و همین باعث می شه راحت تر بنویسین. این روشتون خیلی خوبه. چه ماموریتی در کار باشه و چه نباشه سعی کنین به همین شکل بنویسین.


نقل قول:
اسنیپ دوباره سعی کرد با لب خونی چیزی را به آن ها بفهماند، ولی که بود که متوجه شود؟!

این جمله شما باعث شد من خواننده برگردم و پست های قبلی رو دوباره و با دقت بیشتری بخونم که بفهمم چه بلایی سر لب اسنیپ اومده و دلیل وجود خون چیه!
تنها دلیل این اشتباه هم لحن فعل ها و کلمات شماست که با هم هماهنگ نیستن.
" که بود که متوجه شود" یک جمله کاملا نوشتاری و کتابیه..."لب خونی" یک کلمه محاوره ایه. همین اشتباهات کوچیک هستن که خواننده رو به اشتباه می ندازن و تمرکزش رو به هم می زنن. اینجا کلمه درست "لب خوانی" بود. ولی این کلمه هم در این جمله معنی درستی نمی داد. چون لب خوانی کاریه که طرف مقابل انجام می ده. منظور گوینده رو از روی حرکت لب هاش درک می کنه.


طنز پست شما کمی در خطر از دست دادن تاثیرش قرار داره. این اتفاق وقتی میفته که نویسنده طنزی رو که نوشته باور نداشته باشه. از ته دلش ننوشته باشه. فقط خواسته باشه یه چیزی برای خندوندن خواننده بنویسه . در حالی که لازم نیست تک تک جمله های شما طنز باشه. کافیه یکی دو دیالوگ یا موقعیت طنز آمیز جالب یا حتی نسبتا جالب داشته باشین. همین می تونه خواننده رو راضی نگه داره. مثلا این قسمت خوب بود:
نقل قول:
دامبلدور قیچی اش را با تهدید به سوی آن ها تکان داد و گفت:«شما ها منو به یاد موجوداتی به نام «مرگخوار» میندازید! بابا دارم بهتون میگم این شب ادراری داره! اداری چیه؟»

طعنه دامبلدور به مرگخوارا، تکون دادن قچی ساده ولی دلنشین بودن. برای شروع همینقدر کافیه...سعی نکنین...خودتونو مجبور نکنین که طنزش رو بیشتر کنین. تاثیر عکس داره.
مثلا دیالوگ "بچم رو گازه" برای دامبلدور همین حالت اجباری رو داره.
شخصیت هاتون قدرت لازم رو ندارن. اگه جای دیالوگ اسنیپ و لودو و لینی رو با هم عوض کنیم اتفاقی نمیفته. در حالی که باید بیفته.
اسنیپ باید اسنیپ باشه. فرقی نمی کنه اسنیپ سایت یا کتاب...ولی باید شخصیت خاص خودشو داشته باشه. باید با بقیه متفاوت باشه. بقیه شخصیت ها هم همینطور. اگه شخصیت های سایت(مثلا لینی) رو نمی شناسین هر چه سریع تر سعی کنین یه شناختی ازشون پیدا کنین چون موقع نوشتن خیلی به دردتون می خورن. شما طنز های خوبی می نویسین. نه تنها در رول ها تون، بلکه در پست های عادی...مثلا در تاپیک صحبت با ارباب. همون طنز ظریف رو وارد پست هاتون کنین.


شکلک آخر برای دامبلدور مناسب نبود. به تناسب شکلک ها و شخصیت ها و موقعیتشون دقت کنین.


پست شما متوسط بود. کسی که می خونه نه چیزی به دست میاره و نه چیزی از دست می ده.شما موقعیت خیلی خوبی رو انتخاب کردین. به جای پیش بردن سوژه به دیالوگ هایی که ممکنه بین دامبلدور و مرگخوارا رد و بدل بشه پرداختین. می تونستین کمی بیشتر روی این موقعیت تاکید کنین. تاکید مثل همون جمله" شما منو یاد مرگخوارا می ندازین"...بهتر بود از این دست جملات بیشتر استفاده می کردین. به نظر من از موقعیت خوبی که خلق کردین به خوبی استفاده نشده.


موفق باشید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1393/7/21 18:51:08
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: جمعه 18 مهر 1393 10:11
نمایش جزئیات
آفلاین
پدر؟

اینونقد میکنید لطفا؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

نصب جادوگران روی آیفون

  1. در Safari دکمه «اشتراک‌گذاری» (Share) را بزن.
  2. گزینه «Add to Home Screen» (افزودن به صفحه اصلی) را انتخاب کن.
  3. روی «Add» بزن. آیکن جادوگران به صفحه اصلی اضافه می‌شود.