جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

14 کاربر(ها) آنلاین هستند (7 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
9
مهمانان
5
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

اطلاعیه مرداب هالادورین: به جدیدترین الهامات گوش فرا دهید تا با خرید چوبدستی به جنگ دمنتورها رفته و سپر مدافع یا مهاجم خود را فعال کنید. سپس با خیال راحت سری به کالاهای فروشگاه زوپس مارکت جادوگران ، معجون‌های معجون‌سرای پاتیل‌طلا و اقلام شوخی‌کده فارس د ماره بزنید تا خودتان را سرگرم کنید یا دیگران را چیزخور کنید! فقط زیاد پرخوری نکنید که در این صورت باید برای درمان به شفاخانه مرداب زیرین مراجعه کنید!
wand

پیام امروز

wand
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  37 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  157 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  165 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  277 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  189 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: جمعه 30 آبان 1393 18:46
نمایش جزئیات
آفلاین
اربابا من به الزایمر زودرس مبتلا شدم آیا؟
این بیچاره قابلیت نقد شدن داره ایا؟ نقد نشده قبلا؟ میشه نقد بشه اصن؟
من ؟ نقد ؟ شیب؟ بام؟
کووووومک!!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده



?How long will you have me in your memory
Always



Перерыв сердца людей. Осколки может сделать вас ударить ...
Кинжал в сердце иногда ... иногда ... иногда горло вашим отношениям веревки!
Святые люди ... черные или белые ... не сломать чью-то сердце.
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: جمعه 30 آبان 1393 16:31
نمایش جزئیات
آفلاین
بررسی پست شماره 146 فرهنگستان ریدل، کرنلیوس آگریپا:


نقل قول:
- خوب پس همه موافقن؟ حالا که همه با این طرح ما موافقن مسابقات آداب زندگی‌ مرگخوارانه را به طور رسمی‌ اعلام می‌کنیم! طی روز‌های آینده ما از تک تک شما‌ها امتحان خواهیم گرفت...نپرسین چجوری! هرجور دلمون بخواد اینکارو می‌کنیم.

جمله اول مناسب این شخصیتت نیست. همین یه جمله کوتاه می تونه تاثیر کل دیالوگتونو از بین ببره. موافقت مرگخوارا اصولا نباید برای لرد مهم باشه.


نقل قول:
جیغ بنفشی کشید و به سمت دختر آبی‌ پوش حمله ور شد و صحنه به گیس کشی‌ و جیغ کشی‌ و چنگ زدن تبدیل شد.
- آخه پیرزن تازه به دوران رسیده! کی‌ به تو گفت بیای این وسط فضیلت در کنی‌؟ من همین الان تورو میکشم! آخه آبی‌ هم شد رنگ؟

صحنه حمله بلا به روونا و اعتراضش به رنگ آبی جالب بود. با توجه به شخصیت عجیب و غریب بلا سر زدن چنین حرکاتی ازش بعید نیست.برای همینه که این صحنه از بلا قابل قبوله.


نقل قول:
و خلاصه حرفایی که اینجا اصلا گفتنش خوبیت نداره . مرگخوار‌های مذکر که محو تماشا دعوای این دو عفریت...اهم بانوی محترم شده بودن، اصلا به فکر جدا کردنشون نبودن. برعکس این کار چند نفر از مرگخوار‌ها این دو خروس جنگی...اهم بانو را دوره کرده بودن و هرکدوم طرفداری یکی‌ را انجام میدن. توی یه گوشه از اتاق لودو داشت شرط بندی‌های مرگخوار‌های متعدد رو یاداشت میکرد و خودش یه دسته اسکناس دستش بود که میشمرد. از اون طرف رودولف که تمام این مدت پشت در وایساده بود، با شنیدن جیغ و داد اهم... بانوان متوجه شده بود که اتفاق خاصی‌ در حال وقوعه،

خیلی به عنوان نویسنده وارد متن شدین. اون جمله اول و این " اهم" های وسط پاراگراف. اینا کمتر پیش میاد که کیفیت نوشته شما رو بالا ببره. اگه بی جا استفاده بشن تمرکز خواننده رو به هم می زنن و ممکنه تاثیر منفی روی طنز نوشته تون بذارن.
جمله اول از نظر طنز خوب بود. برای همین اگه فقط اونو بکار می بردین ایرادی گرفته نمی شد. قسمت مربوط به شرط بندی لودو عالی بود. همینطور رودولفی که پشت در بود. شما به شخصیت ها توجه و از سوژه هاشون به خوبی استفاده می کنین.


این سوژه کمی ضعیف شده ولی این ضعف ربطی به پست شما نداره. قبل از پست شما ضعیف شده بود و شما هم اجبارا همون روند رو ادامه دادین. این جریان امتحان گرفتن زیاد با شخصیت لرد جور در نمیاد! مگه اینکه یه تغییری در سوژه ایجاد بشه.

می تونستین کمی بیشتر وارد سوژه بشین و تکلیف امتحان رو کمی روشن تر کنین. همونطور که در پست های قبلی دیدیم لرد هم بویی از فرهنگ نبرده! برای همین نمی تونه داور جالبی برای مسابقه و امتحان باشه. توجه داشته باشین که می تونه باشه...ولی جالب نمی شه. ما به دنبال مسیر های جالب تر هستیم. گذشته از این سوژه های مسیری که در اون لرد و مرگخوارا بی فرهنگ باشن بیشتره. برای همین سعی نکنین کسی رو با فرهنگ جلوه بدین که مشکلات حل نشن! حل نشدن مشکلات به نفع ماست!
بهترین نکته پست شما استفاده از سوژه های سایت بود. این موردیه که برای هر خواننده ای سرگرم کننده اس و می تونه خیلی از اشکالاتتونو جبران کنه. وقتی این کارو انجام می دین زیاد مهم نیست سوژه داره به کدوم طرف می ره. چون خواننده با خوندن همون نکته ها به اندازه کافی سرگرم می شه.


موفق باشید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: پنجشنبه 29 آبان 1393 12:27
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام بر لرد تاریکی اگر این پست مارو نقد کنین متشکّر میشیم

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!


ارزشی بی‌ بکارت


تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: چهارشنبه 28 آبان 1393 20:54
نمایش جزئیات
آفلاین
بررسی پست شماره 145 فرهنگستان ریدل، روونا راونکلاو:


نقل قول:
همه نگاه ها متوجه لرد شد.چند ثانیه تا لود شدن همه مرگخوار ها طول کشید و همان چند ثانیه برای روونا کافی بود تا خود را به داخل سوژه پرتاب کند.دستی بر موهای سیاهش بکشد و آرام در کنار مابقی مرگخواران بایستد.

ورود بسیار با مزه ای داشتین. مخصوصا قسمتی که دستی به موهاش می کشه و اونا رو مرتب می کنه. صحنه رو به خوبی می شه تصور کرد. چون به موهای سیاه اشاره کردین در این مورد توضیح می دم. آواتار بخش مهمی از شخصیت ماست. بعد از یه مدتی دیگران به آواتار شما عادت می کنن. با دیدنش احساس خاصی پیدا می کنن.یه جورایی جزئی از شخصیتتون می شه. برای همین بهتره زیاد عوض نشه. ولی اگه دوست دارین عوض کنین هم اشکالی نداره. فقط مثلا دقت کنین که مثلا موهاش همیشه سیاه باشه! چون این مورد رو وارد رولاتون کردین.


نقل قول:
-داشتیم می گفتیم!از نظر ما همه شما به یک اندازه صلاحیت انتخاب شدن دارید.تقریبا هیچی!

لردتون بسیار بی منطق و مغرور و لجباز و بی رحمه! یعنی همونطور که باید باشه. اون " تقریبا هیچی" که فونتش با بقیه جمله تون فرق می کنه تغییر لحن و تاکید لرد رو در اون قسمت به خوبی نوشن داده. می تونستین این کارو انجام ندین و راحت و ساده بنویسین...ولی همین زحمت کوچیکی که کشیدین و شکل اون قسمت رو عوض کردین حال و هوای جمله تونو عوض کرده.


نقل قول:
صدای لرد مجددا در خانه پیچید:
-بنابراین ده،بیست،سی،چهل می کنیم!

این اصولا دیالوگ غیر قابل قبولی برای لرده. ولی وقتی در جای درستی نوشته بشه تبدیل به طنز می شه. شما هم در جای درستی ازش استفاده کردین. شکل طنزی که برای لرد بکار بردین خیلی خوبه. نامحسوس...مخفیانه...و سیاه! این مهارت ظریفیه که خوشبختانه شما دارین.


نقل قول:
همه نگاه های متعجب،به سوی لرد برگشت.اکنون نوبت بانو روونا بود،که خودی نشان دهد:
-سرورم!من تصمیم دارم یکی از ایده های شما رو بیان کنم!اشکالی که نداره؟

روونا خیلی خوب شروع کرد و ظاهرا از همین الان می دونه با لرد چطوری باید رفتار کنه و حرف بزنه. حرفایی رو که تو چت باکس به مالسیبر زدین خوندم. درباره درست کردن و پرورش شخصیت. کاملا درست بودن. هر شخصیتی باید ویژگی های خاصی داشته باشه و با همون ویژگی ها شناخته بشه. چیزی که باید بهش دقت کنیم اینه که شخصیت های کامل و بی نقص به درد ایفای نقش نمی خورن. جالب و جذاب نمی شن. مثلا یه ساحره زیبا و جذاب و باهوش و قوی...کسی که هیچ نقصی نداره. این شخصیت نکته خاصی برای نوشتن نداره. نمی شه طنزش کرد. بعد از یه مدتی برای خود نویسنده هم مشکل ایجاد می کنه. برای همینه که شخصیت هایی مثل مورفین معتاد؛ آشای مارمولک؛ هکتور بی استعداد؛ سیوروس بد اخلاق؛ دابی و وینکی جن موفق تر و جالب تر از آب در میان. در کنار این موضوع شخصیت رو باید طوری شکل بدین که برای خودتون دوست داشتنی باشه. ازش خسته نشین. این نکته مشخصه که روونا باید باهوش باشه!


نقل قول:
لرد با اخم کمرنگی به روونا نگاه کرد:
-ما شما را به سوژه دعوت کرده بودیم؟در حالی که اندازه نوه نجینی هستید؟

سوال لرد جالب بود...ولی به نظر من بهتر بود سوال دوم مطرح نمی شد. همین که لرد و روونا درباره حضور بی دلیل و ناگهانی روونا بحث می کردن به اندازه کافی جالب بود. ولی بحث "اندازه نوه نجینی بودن" کمی مبهم بود.


شخصیت هاتون فوق العاده هستن. بلاتریکس یه جمله کوتاه می گه و با همون جمله کوتاه بلاتریکس بودنش رو نشون می ده:
نقل قول:
صدای اعتراض آمیز بلاتریکس بلند شد:
-یعنی من و تو بدون هیچ فرقی با هم رقابت کنیم؟



ایده امتحان گرفتن ایده خوبی برای ادامه سوژه بود. سوژه رو خوب پیش بردین. طنزتون ملایم و دوست داشتنیه. شخصیت هاتون محکم و قدرتمند هستن. تنها بخش اضافه پست شما همون یکی دو دیالوگ مربوط به نوه نجینیه که اگه نبود بهتر می شد.

خوب بود.


موفق باشید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: چهارشنبه 28 آبان 1393 16:41
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام!درخواست نقد یه بنده مورگانایی رو داشتیم!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: دوشنبه 26 آبان 1393 21:42
نمایش جزئیات
آفلاین
بارتی...می بینیم که سرو وضع آواتارتونو مرتب کردین!

چه لینک کوتاهی!
ولی ما هیچ زنگ زدگی ای در نوشته شما مشاهده نکردیم!

بررسی پست شماره 343 زندگی به سبک سیاه، بارتی کراوچ:


نقل قول:
دودی سیاه رنگ از پشت سر اژدها شروع به منتشر شدن کرد، اژدها نعره ای بلند کشید و در حالی که به دور خود میچرخید شروع به سقوط به سمت جمعیت کرد. مرگخوارها و محفلی ها همه جیغ کشان متفرق و تا حد امکان از مسیر سقوط اژدها دور شدند به جز وینکی که همچنان با مسلسش به سمت اژدها شلیک میکرد!!

پست قبلی در قسمت هیجان انگیزی تموم شده...صحنه حمله اژدها و وحشت ملت!
ولی در کنار این صحنه جالب یه مشکلی وجود داشت و اونم این بود که سوژه اصلی در حال فراموش شدن بود. و اینم چیزی نیست که هدف ما باشه! در چنین موقعیتی برای باز کردن گره ماجرا احتیاج به کمی تجربه و مهارت داریم. اینجا نباید هیجان ماجرا رو از بین برد. همونطور که شما از بین نبردین. صحنه حمله اژدها رو به شکل جالبی توصیف کردین. بدون اینکه ذره ای از جذابیت و هیجانش کم بشه. صحنه ای که همه فرار کردن ولی وینکی همچنان در حال شلیکه صحنه خیلی جالبی بود. ولی در کنار حفظ هیجان باید تا جدی که ممکنه سوژه رو اصلاح کرد! و این کار خیلی مفید دیگه ایه که شما انجام دادین. شما از همین سقوط اژدها برای برگردوندن داستان به مسیر اصلیش استفاده کردین:
نقل قول:
لرد ولدمورت که از همه اتفاقاتی که گذشته بود آگاه بود ناگهان بوسیله تلپاتی مخصوصش با اسنیپ ارتباط برقرار کرد:
-سیوروس...از فرصت استفاده کن، چند نفر از اون بی مصرف ها رو جمع کن تا محفلی ها حواسشون پرته گیلبرتو بگیر و برام بیار... راکوود و کراب روبروتن پشت یه تخته سنگ پناه گرفتن.

کار اولتون خوب بود...ولی این یکی عالی بود.


در سوژه های طنز زیاد دنبال جملات ادبی نیستیم. مثلا "شروع به سقوط به سمت جمعیت کرد" جمله درستی به نظر نمی رسه. چون سقوط کردن یه کار غیر ارادیه و از "شروع کرد" برای کارهای ارادی استفاده می کنیم. برای همین شاید ترکیبشون درست نباشه. ولی همونطور که گفتم برای توصیف یه صحنه طنز دنبال جمله ها و اصطلاح های صد در صد درست و ادبی نیستیم. همین که منظورتونو درست به خواننده برسونین و طرز نگارشتون خوندن و فهمیدن ماجرا رو براش سخت نکنه کافیه.


نقل قول:
اسنیپ در حال که ردای خود را میتکاند به زمین شطرنج از هم پاشیده و اژدهایی که کنار آن نقش زمین شده بود نگاه کرد و سپس شانه اش را بالا انداخت و با خود گفت:
-حداقل دیگه لازم نیست مهره های وزیرشو از بین ببرم

دیالوگ اسنیپ کاملا متناسب با شخصیتی بود که ازش شناختیم. شکلکش هم همینطور. شخصیت های شما کار خاص و فوق العاده ای انجام ندادن. ولی تو همین فرصت کمی که داشتن خودشونو به بهترین شکل ممکن نشون دادن. توصیف شخصیت های قدرتمند مهارتیه که سخت کسب می شه. منظورم از این قدرتمند بودن واضح بودن ویژگی ها و شخصیت هاشونه. لودوی شما لودوئه! کراب شما کرابه. حتی وقتی که دارن یه جمله ساده رو بیان می کنن. این خیلی مهمه که شخصیت ها بتونن خودشونو نشون بدن. ولی این موضوع در مورد شما اهمیت بیشتری پیدا می کنه. با ارزش تر می شه. چون شما قبلا عضو سایت بودین و الان بعد از مدتی دوباره برگشتین. اینکه به این سرعت شخصیت ها رو شناختین و ازشون استفاده کردین واقعا باارزش بود.


نقل قول:
این صدای نیمه چپ لودو بود که پخش بر زمین زیرپای آنها افتاده بود، اسنیپ با بدبینی پرسید:
-تو از کجا میدونی اینو اونوقت؟؟

اشک در چشم لودو حلقه زد و پاسخ داد:
-چون نیمه راستمم باهاش اون زیر گیر کرده. تو رو مرلین سریعتر برو دارم له میشم

استفاده از سوژه های پست های قبلی یه جور احترام به کار گروهیه. ولی اینکه از این سوژه ها چطور استفاده کنیم و این استفاده چقدر در نوشته ما موثر باشه بر می گرده به استعداد و مهارت ما.
طنزی که برای نیمه چپ و راست لودو بکار بردین و با استفاده از همون طنز به سوژه هم جهت دادین خیلی ظریف و دلنشین بود. شما تلاش خاصی برای خندوندن خواننده ندارین. شاید همین باعث شده طنزتون ساده و دوست داشتنی از آب در بیاد. سوژه رو به مسیر اصلیش برگردوندین و در حین انجام این کارا یه پست سرگرم کننده زدین. پست شما گذشته از خوب بودن، بسیار مفید بود!


موفق باشید.

__________________________

بررسی پست شماره 143 فرهنگستان ریدل، مورگانا لی فای:


نقل قول:
مورگانا از انفجار خشم چند دقیقه قبلش که بلاخره با نام لرد خاتمه یافته بود، تا همین لحظه که همه در آن بودند، همچون سایه ای سکوت کرده و تنها کارش این بود که شیطان کوچکی را در آغوش بگیرد.

این جمله های طولانی و پیچ در پیچ رو تازگیا زیاد می بینم...نمی دونم دلیلش چیه. ولی کمتر پیش میاد که همچین جمله ای رو بشه راحت و بدون اشکال تا آخر خوند! وسط جمله مغهومش گم می شه! اینجا درباره یه داستان ادبی حرف نمی زنیم. اگه یه متن سنگین نوشته بودین نوشتن جمله های سنگین و طولانی اشکالی نداشت. ولی در رول شما جمله ها بهتره کوتاه تر و ساده تر باشن.


نقل قول:
- اصلا چه نیازی هست که این همه آدم اینجا باشن، وقتی قراره مجوز بگیریم؟

نیازی نیست!
و همین نبودن نیازه که سوژه های طنز رو برای ما ایجاد می کنه...اگه این شرایط رو تغییر بدیم همه اون سوژه ها از دست می رن!
خیلی از نویسنده ها وسط سوژه فراموش می کنن که قراره چیکار کنن و هدف چیه. یهو شروع می کنن به حل کردن مشکلات! در حالی که این فقظ ظاهرا مشکلات رو حل می کنه. برای ادامه سوژه با مشکلات بزرگتری مواجه می شیم.ایده مهمونی بد نبود...ولی همین سوژه ای که داشت پیش می رفت به مراتب بهتر بود.جای کار زیادی داشت.این ایده رو می شد اجرا کرد...ولی وقتی که از تمام سوژه های اصلی و فرعی بی فرهنگ بودن مرگخوارا استفاده شده بود. نه الان که خیلی برای تغییر سوژه زود بود.
فراموش نکنین که ما نمی خواییم که همه چی خوب پیش بره. نمی خواییم مشکلات به سادگی حل بشن. برای مهمونی و انتخاب اعضا هم می شه مشکلاتی ایجاد کرد ولی به اندازه سوژه قبلی جای کار نداره.


اصطلاح فشن خوار اصطلاح بسیار جالبی بود. این حتی می تونه یه سوژه جدید باشه. مرگخوارا جایی به اسم فشن خوار تاسیس کنن و فرهنگ خودشونو آموزش بدن!


نقل قول:
- به زودی برای تولد دخترمان جشنی برگذار میشه. حالا کنار بایستید تا ما بتونیم انتخاب کنیم.

ایده جشن و جشن تولد خیلی تکراریه. و معمولا هم روند جالبی نداره. ولی این بار یه فرقی با قبل داره و اونم اینه که مرگخوارا قراره فرهنگ خودشونو نشون بدن! یعنی هنوز جای امیدواری داره!


نقل قول:
وچرخید تا روی کرسی مخصوصش بنشیند و مرگخواران را برای لحظاتی آزاد بگذارد، تا با فرمت به یکدیگر خیره شده و در اعماق افکارشان، مورگانا را که با آرامش کنار یک ستون از گل رز ایستاده بود، نفرین کنند.

صحنه در عین توصیف جدی تون با مزه بود! این "گل رز" برای مورگانا سوژه خوبیه... ولی اگه بی دلیل و بدون خلاقیت تکرار بشه می تونه برای خواننده اعصاب خرد کن بشه! یه حالت تحمیلی پیدا کنه. تنها راه جلوگیری از این اتفاق اینه که خلاقیت به خرج بدین...گهگاهی استفاده های مختلف( و اگه ممکنه ظنز) از این سوژه بکنین که تازگیشو حفظ کنه.


موفق باشید.

__________________________
بررسی پست شماره 144 فرهنگستان ریدل، آگوستوس راک وود:


نقل قول:
صندلی ها با صدای زیبا و گوشخراششان، روی زمین کشیده می شدند.

ترکیب زیبا و گوشخراش، مخصوصا چون در اول پست قرار داره زیاد جالب نشده. نه طنز طنزه و نه جدی جدی! یه جورایی مونده بین این دو تا. یکی از جنبه ها رو باید تقویت می کردین.مثلا می تونستین مثالی برای صدا بزنین که جمله کلا طنز بشه...یا بی خیال" زیبا" می شدین و جمله رو به شکل جدیش می نوشتین.


نقل قول:
از هر طرف... شنل های سیاه رنگ، در هوا پیچ میخوردند.

سه نقطه می تونه مکث رو نشون بده...ولی مکثش کمی طولانیه. وسط جمله اگه مکث طولانی ای نباشه از ویرگول استفاده کنین.


نقل قول:
عده ای در دهانشان بود

چی در دهانشان بود؟
این اشکال در پست قبلیتون که(تو تالار خصوصی) نقد کردم هم وجود داشت. مهم نیست که خواننده می تونه متوجه بشه که منظور شما غذاست...جمله باید کامل باشه.


نقل قول:
میز خالی شده بود اما نه... راک وود همچنان روی میز نشسته بود.

این "اما نه" که اونجا نوشته شده پای نویسنده رو می کشه وسط! خواننده ای که داشت صحنه رو تو ذهنش تجسم می کرد یهو با یه راوی مواجه می شه که داره داستان رو براش تعریف می کنه. معمولا بهتره این اتفاق نیفته! اینجا هم همین حالت وجود داره:
نقل قول:
جماعت برگخوار... ام ببخشید... مرگ خوار قدمی بر پس خویش نهادند.



پستتون شدیدا دچار حالتی شده که قبلا هم یکی از پست های شما دچارش شده بود...ولی در نوشته های بعدی پست هاتونو نجات داده بودین!
خندوندن خواننده به هر قیمتی! اصرار برای طنز بودن تک تک جمله ها!
این کار خطرناکیه. خیلی زود خواننده رو خسته و زده می کنه. تاثیر عکس داره. بهتره جلوشو بگیرین.


نقل قول:
پوز خندش ابتدا به ساکن حرف ماقبل مکسور همراه حروف جازمه، به خطی بر روی چهره اش تبدیل شد و سپس بوی گل رز سیاه، در هوا پیچیده شد.

اینم مثل موردیه که درباره "گل رز" به مورگانا گفتم. استفاده بی دلیل و تکراری از این سوژه می تونه برای خواننده یه حالت آزار دهنده و تحمیلی پیدا کنه.


نیمه دوم پستتون یه حالت گنگ و نارسا داره. نه فقط به دلیل لحن خاصش. جمله ها، روند پیش بردن داستان و حرکات آشفته شخصیت ها یه جور شلوغی و بی نظمی بوجود آوردن. از اون لحن ادبی طنز آمیز می تونین استفاده کنین. ولی توصیه من اینه که محدودش کنین. مثلا یک تکه کوچک(در حد یکی دو جمله) از یک پست. که هم تاثیرش رو بذاره هم خسته کننده نشه. یا می تونین کلا پستتونو به همین سبک بنویسین که هر کی نخواست کلا نخونه! البته در این صورت بهتره پستتون یه پست تکی باشه.


موفق باشید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: دوشنبه 26 آبان 1393 12:44
نمایش جزئیات
آفلاین
سرورا ....

چنین پستی در هم از هر نوع نثر را نقد می فرمایید ؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
آخرين فرصت ماست ....


پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: یکشنبه 25 آبان 1393 23:36
نمایش جزئیات
آفلاین
اربابا
میشود این داستان را نظاره کرد و نقد و بررسی اش بفرمایید؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده



?How long will you have me in your memory
Always



Перерыв сердца людей. Осколки может сделать вас ударить ...
Кинжал в сердце иногда ... иногда ... иногда горло вашим отношениям веревки!
Святые люди ... черные или белые ... не сломать чью-то сердце.
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: یکشنبه 25 آبان 1393 19:08
نمایش جزئیات
آفلاین

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ex Marcus Flint
تصویر تغییر اندازه داده شدهتصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: شنبه 24 آبان 1393 20:16
نمایش جزئیات
آفلاین
بررسی پست شماره 342 زندگی به سبک سیاه، کرنلیوس آگریپا:


نقل قول:
این حرف از ته کوچه میومد.

البته حرف از جایی نمیاد...اون صداست که میاد.(یا به گوش می رسه.)


نقل قول:
وقتی‌ که همه با تعجب برگشتن تا ببینن که چه کسی‌ این طور مانع شروع مسابقه شده ، دیدن که سیوروس اسنیپ با وقار وزارت تازه کسب شدش و با کلاهی این شکلی‌ (کلاه خراب تر از این نداشتین بدین به وزرا؟) جلوی آگوستوس ویساده بود.

جمله خیلی طولانیه...همین طولانی بودنش باعث می شه احتمال اشتباه بالا بره. همونطور که شما هم اشتباه کردین. زمان فعل هاتون با هم هماهنگ نیستن. اگه همین متن رو با جمله های کوتاه تر می نوشتین شاید این اتفاق نمیفتاد. مثلا:
همه با تعجب برگشتن تا ببینن که چه کسی‌ این طور مانع شروع مسابقه شده! سیوروس اسنیپ رو دیدن که با وقار وزارت تازه کسب شدش، با کلاهی این شکلی‌ (کلاه خراب تر از این نداشتین بدین به وزرا؟) جلوی آگوستوس وایساده.

ایده وارد کردن سیوروس در این مرحله که بحث از "وزیر" شد فوق العاده بود. این ایده ها خیلی مهمن. نوشتن رو می شه یاد گرفت. ولی این جزو چیزاییه که خودتون باید حداقل یه ذره استعدادشو داشته باشین...که خوشبختانه دارین!


نقل قول:
خواصی

خاصی!...اینو قبلا هم گفته بودم ها!


نقل قول:
اسنیپ که داشت از ورود غیر منتظرش لذت خاصی‌ می‌‌برد رداشو صاف کرد و با تکبر خواصی به راکوود نگاه کرد.
- تنها وزیر سحر و جادو من هستم ! ...البته سیریش هم هست اما فعلا بهش کاری نداریم ! من نمیتونم اجازه بدم که کسی‌ به غیر از من و سیریش نقش وزیر رو تو این مملکت ایفا کنه در نتیجه این مهره را از بازی شطرنج حذف می‌کنم!

این دیالوگتون عالی بود. شخصیت اسنیپ نه در کتاب و نه در سایت شخصیت چندان شوخی نداره. اضافه کردن طنز به این شخصیت(با وجود سوژه ساز بودنش) کار ظریفیه. شما این کار رو به خوبی انجام دادین. شکلک هایی که وسط جمله زدین لازم بودن. وظیفه شونو به خوبی انجام دادن و حالت اسنیپ رو به خواننده منتقل کردن.
حذف کردن مهره وزیر هم یکی از همون ایده های خیلی خوب بود.


حضور صوتی (!) لرد و به هم خوردن مسابقه حرکت به جایی بود! سوژه اصلا ربطی به شطرنج نداشت...به این سمت منحرف شد و سوژه اصلی کم کم فراموش شد. یه حرکت مفید دیگه ای که می تونستین انجام بدین این بود که در پایان پستتون سوژه اصلی رو یاد آوری کنین که نفرات بعدی مسیر درست رو ادامه بدن.


نقل قول:
و با گفتن این حرف سوار شاهینش شد و در حالی‌ که شاهین به زحمت نفس نفس میزد و سعی‌ میکرد که وزن اگ را حمل کنه از محل حوادث دور شد.

این صحنه عالی بود. شاید اولین بار بود که از شاهین آگوستوس به این خوبی و خلاقیت استفاده شده بود. استفاده تون از شخصیت وینکی و مسلسلش هم خیلی خوب بود. اگه روزی اژدهایی به جایی حمله کنه عکس العمل وینکی چیزی جز این نمیشه!


پست شما خوب بود. طنزش خوب بود. شخصیت هاش خوب بودن. سوژه رو خوب پیش بردین و تا جایی که ممکن بوده اصلاحش کردین. برای راحتی بقیه اگه دوباره به مسیر اصلی برش می گردوندین شاید بهتر می شد .چون سوژه داره فراموش می شه. ولی به همین شکل هم به اندازه کافی کار مفید انجام دادین!


خوب بود.


موفق باشید.

_______________________________________
بررسی پست شماره 312 گورستان ریدل ها، مارمولک!:


این سوژه خوبه...ولی احتیاج به کمی تکون خوردن داره! بعضی از سوژه ها به این مرحله می رسن که ملت دور خودشون می چرخن و کسی جرات نمی کنه قدم بعدی رو برداره. اینجا باید دل رو به دریا زد و اون قدم رو برداشت!


نقل قول:
هکتور دوباره شروع کرد به پر کردن لیوان ها و پشت سر هم اونا رو میچپوند دست اشخاصی که دور و برش بودن.
صدای خرخری به گوشش رسید. به پشت سرش نگاه کرد و جز چند اشکال مبهم از اشخاص ، چیزی ندید.
- بچه ها؟ ... شماها یه صدای خرخری نشنیدین؟

چند شکل مبهم یا اشکال مبهم!... چند اشکال اشتباهه.

این صحنه جالب بود. اونقدر که خواننده آرزو می کنه به این سرعت ازش رد نمی شدین. هکتور می تونست کمی بیشتر با زامبیا حرف بزنه! یا حتی با خودش. هکتور شخصیت جالبیه. به تنهایی هم می تونه سرگرم کننده باشه.


ترولتون خوب بود...به جای یه پاراگراف از یه شکل استفاده کردین. و من فکر می کنم این کارتون اون صحنه رو بهتر از جملات منتقل کرده. یه کار جدید در جای مناسبی انجام گرفته و نتیجه خوبی هم بوجود اومده.


نقل قول:
چشمانش را بست و سعی کرد خونسردی خودشو حفظ کنه.
- لرد ولدمورت از الفاظ توهین آمیز استفاده نمی کنن!

معمولا از اینکه جمله هایی که در قسمت های غیر ایفای نقش گفته می شه در رول ها استفاده بشن استقبال می کنم...ولی اینجا...شاید بهتر بود اینقدر مستقیم گفته نمی شد. مثلا لرد به جای اینکه اینو به زبون بیاره بهش فکر می کرد. فکر می کرد که لرد از الفاظ توهین آمیز استفاده نمی کنه و خشمش رو کنترل می کرد. اگه یه سفید اینو نوشته بود احتمالا ایراد نمی گرفتم.


زنده شدن مرده های گورستان ریدل قبلا هم اتفاق افتاده. تفاوتی که شما ایجاد کردین اینجا بود:
نقل قول:
از بنیانگذار محفل تا آخرین عضو پذرفته شده همگی مقابل لرد تعظیم کردن.

اینکه جسد بنیانگذار محفل تو گورستان ریدل ها چیکار می کرد یا آخرین عضو پذیرفته شده چرا کشته شده، همه قابل توجیه هستن...اتفاقا می تونن سوژه های خوبی رو هم ایجاد کنن. نفرات بعدی می تونن از این سوژه های کوچیک و فرعی استفاده کنن و درباره شون توضیح بدن.

سوژه رو خوب پیش بردین. از ترولتون هم خوب استفاده کردین.از شخصیت مارمولکی آشا هم می شه برای سوژه های گورستان استفاده کرد. در سوژه هایی که موقعیتش وجود داره این کارو انجام بدین.


خوب بود.

مارمولک باشید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!