حتما يه فلور و بيل ديكه اى بودن از يه داستان ديكه
جادو در راه است…
لطفاً یک لحظه صبر کنید
تنظیمات نمایش
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
هافلپاف
ریونکلاو
گریفیندور
اسلیترین


فلور دلاكور نوشته:
فكر كرديد مىترسيم؟
اولا عقلتون نمىرسه جطورى بمب اتم بسازيد يكى مثل منو لازم داريد![]()
ولدمورت: اوه اوه سوسك بشم نيام از تو كمك بكيرم
فلور: من دكترايه فيزيك اتمى دارم (البته شايد در آينده هم بكيرم جون رشته رياضى بس اكه قبول شدم فيزيك اتمى البته كو تا اون موقع!!!!!!)
ولدمورت: دالاهوف اينو بمب اتم كن تا ببينه با كيا طرفه
يكدفعه بيل از راه مى رسه با فلور من جى كار داريد خودم نشونتون مىدم
يك كود حيوانى اون وسط كارو تموم مىكنه و فلور كه جاسوس بوده مىتونه اطلاعاتى بدس بياره
زوج خوشبختی بودند خیلی حیف شد
برای شادی روحشون بازم صلوات بفرستید


دابي نوشته:
هیچی نیستید!




