تنظیمات نمایش
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
اینستاگرام
کمک میخوای؟ از ما بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
اینستاگرام
آنلاینها
171 کاربر(ها) آنلاین هستند (160 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
168
مهمانان
|
3
اعضا
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ کلاسها ❖
کلاسهای اختصاصی
کلاسهای عمومی
❖ محوطه قلعه ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
آخرین گروهبندیها
هافلپاف
ریونکلاو
گریفیندور
اسلیترین
یاران لرد سیاه به او میپیوندند (درخواست مرگخوار شدن)
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
پاسخ به: خادمان لرد سياه به او مي پيوندند(در خواست مرگخوار شدن)
ارسال شده در: جمعه 25 تیر 1395 22:32
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1393/11/27
تولد نقش: 1393/11/28
آخرین ورود: جمعه 20 شهریور 1405 17:56
از: ما چه خواهد ماند؟
پستها:
600

جلوتر...جلوتر...
تکه کوچک کاغذ را که هر بار به لطف کفش های این و آن به او نزدیک و نزدیک تر می شد، با چشمانش دنبال می کرد.
- خسته شدیم دیگر! از چه روی این قدر این سوی و آن سوی می روی.
آقایی که با کلاهی بلند بر روی صندلی پلاستیکی قرمز رنگ نشسته بود، زیر لب بر سر تکه کاغذ که هم مچاله و هم چرکین شده بود، فریاد زد. دلیل آن که چشمانش به دنبال آن تکه کاغذ مفلوک افتاده بودند و یک لحظه راحتش نمی گذاشتند، تناقض جالبش با فضای اطراف بود.
دیوار ها، زمین، سقف و حتی بیشتر آدم ها در این فضا سفیدپوش بودند. همانگونه که تکه کاغذ چند دقیقه و یا شاید چند ساعت پیش بود. خود آن آقا هم چندان با آن فضا هماهنگ نبود؛ کتی بلند که از کمر به پایین دوشاخه می شد به رنگ قهوه ای تیره، کلاه لبه دار بلندی با نوار آبی تیره که حشره ای جیرجیرکنان بر روی لبه اش جا به جا می شد و نگاه های متحیری که بسیار نافذ و دقیق و پرجلال و شکوه و ... آزاردهنده بودند.
- آقـــــای لادیسلاو پـــــــاتریشوا خانــــــزفا کاردلکیـــــــپ جورامونت پتیــــــران عاصدیــــــغ زاموژسلــــــــی به باجه هـــــشت! آقای...
در طول مدّت زمانی که نام لادیسلاو در محیط طنین می افکند، او خودش را به باجه رساند. در آن لحظه آثار شادی در چشمان شخصی که بلندگو را در اختیار داشت، مشهود بود.
- بفرمائید، مثبته.
لادیسلاو برای چند ثانیه با همان نگاه متحیر به پرستار چشم دوخت:
- ببخشید؟
- کجایشان دقیقا؟
پرستار رویش را برگرداند و با دلخوری گفت:
- می بخشید...!
منتهی لحنش بیشتر خواهان عذرخواهی بود تا طالبش!
- فرمودید مثبت می باشند، لکن این جانب نمی دانیم چیستند و کجایشان مثبت می باشد؟ به طور مثال در دوران طفولیت این جانب کارتونی را به تماشای می نشستیم که در آن مردی بود که مثبتی بر پیشانی داشت!... دنگ نیز اشاره می کند که آن کارتون را به تماشای می نشسته است.
- آزمایشتونه! ببریدش پیش دکتر بهتون توضیح می دن!... طبقه دوم، در دوم از سمت راست!
پرستار تکه کاغذ را روی میز کوبید و به سرعت در پشت چند قفسه ناپدید شد. لادیسلاو نیز تکه کاغذ را برداشت و راهی طبقه دوم، در دوّم از سمت راست شد.
- ما هرچه که می گردیم هیچ کجای این مثبت نمی باشد... می دانیم خیلی بعید می نماید، لکن تو چیزی پیرامون آزمایشات مثبت می دانی؟... واقعا! چهره نکبتت گویای این نمی باشد، هوممم... اشتباه مکن دنگ! چهره ما ایکبیری می باشد، تنها نکبت این اطراف خودت می باشی...خیلی بی شخصیت می باشی دنگ!... باشد! با اکراه و به شکل سوری قبول می نماییم، بگو دیگر... هان؟ خب البته اینجانب خود خویشتن خویش از طفولیت استعدادی شگرف در زمینه نقّاشی بروز می دادیم و با این که نمی دانیم که منظورت از چیز چیست، یقینا توانایی کشیدن آن را داریم... منظورتان چیست که اینجانب "بسیار پرنده ای می باشم که از خاطر می برد، آذوقه اش را در تابستان کجای بنهاده"؟... خب، مگر این که گفتید همان پرنده ای نیست که در تابستان چیزی را می اندوزد و در تابستان از خاطر خویش می برد؟...مگر ما شما را گرفته ایم؟ تازه برای باری دیگر تکذیب می کنیم که بابایتان باشیم! عمرا چیزی زین جانب به ارث برید! حق تعالی را شکر که به دفتر طبیب الاطبا رسیدیم. از همان اوّلش هم یقیین داشتیم که چهره ات زان چهره های دانا پیرامون آزمایشات مثبت نمی باشد!
آقای زاموژسلی پس از بحثی کوتاه با دنگ، به اتاق دوم از سمت راست طبقه دوم رسیده بود. دری که برخلاف سایر در های بیمارستان مشکی رنگ بود.
در زد و وارد شد. روی تنها صندلی خالی اتاق رو به روی مردی با ردای سفید پزشکی نشست و تکه کاغذی را که در دست داشت به او داد.
چند ساعت بعد:
برای چندمین بار، به صورتش آب پاشید. سرش را بالا آورد. به چشمان مردی که در آینه بود خیره شد. احساس می کرد، چیز جدیدی در آن چشم ها یافته است.
- باورت می شود دنگ... سیاهی در خون ماست!
زاموژسلی!
ما قبلا منتظرت بودیم...یهو غیبت زد.
غیبت بزنه غیبت می کنیم ها...
دنگ نیست اون...دینگه! چند صد بار باید اینو بگیم! چرا ما رو حرص می دی!
خوب می نویسی...حیفه! جایی نرو!
تایید شد.
تکه کوچک کاغذ را که هر بار به لطف کفش های این و آن به او نزدیک و نزدیک تر می شد، با چشمانش دنبال می کرد.
- خسته شدیم دیگر! از چه روی این قدر این سوی و آن سوی می روی.
آقایی که با کلاهی بلند بر روی صندلی پلاستیکی قرمز رنگ نشسته بود، زیر لب بر سر تکه کاغذ که هم مچاله و هم چرکین شده بود، فریاد زد. دلیل آن که چشمانش به دنبال آن تکه کاغذ مفلوک افتاده بودند و یک لحظه راحتش نمی گذاشتند، تناقض جالبش با فضای اطراف بود.
دیوار ها، زمین، سقف و حتی بیشتر آدم ها در این فضا سفیدپوش بودند. همانگونه که تکه کاغذ چند دقیقه و یا شاید چند ساعت پیش بود. خود آن آقا هم چندان با آن فضا هماهنگ نبود؛ کتی بلند که از کمر به پایین دوشاخه می شد به رنگ قهوه ای تیره، کلاه لبه دار بلندی با نوار آبی تیره که حشره ای جیرجیرکنان بر روی لبه اش جا به جا می شد و نگاه های متحیری که بسیار نافذ و دقیق و پرجلال و شکوه و ... آزاردهنده بودند.
- آقـــــای لادیسلاو پـــــــاتریشوا خانــــــزفا کاردلکیـــــــپ جورامونت پتیــــــران عاصدیــــــغ زاموژسلــــــــی به باجه هـــــشت! آقای...
در طول مدّت زمانی که نام لادیسلاو در محیط طنین می افکند، او خودش را به باجه رساند. در آن لحظه آثار شادی در چشمان شخصی که بلندگو را در اختیار داشت، مشهود بود.
- بفرمائید، مثبته.
لادیسلاو برای چند ثانیه با همان نگاه متحیر به پرستار چشم دوخت:
- ببخشید؟
- کجایشان دقیقا؟
پرستار رویش را برگرداند و با دلخوری گفت:
- می بخشید...!
منتهی لحنش بیشتر خواهان عذرخواهی بود تا طالبش!
- فرمودید مثبت می باشند، لکن این جانب نمی دانیم چیستند و کجایشان مثبت می باشد؟ به طور مثال در دوران طفولیت این جانب کارتونی را به تماشای می نشستیم که در آن مردی بود که مثبتی بر پیشانی داشت!... دنگ نیز اشاره می کند که آن کارتون را به تماشای می نشسته است.
- آزمایشتونه! ببریدش پیش دکتر بهتون توضیح می دن!... طبقه دوم، در دوم از سمت راست!
پرستار تکه کاغذ را روی میز کوبید و به سرعت در پشت چند قفسه ناپدید شد. لادیسلاو نیز تکه کاغذ را برداشت و راهی طبقه دوم، در دوّم از سمت راست شد.
- ما هرچه که می گردیم هیچ کجای این مثبت نمی باشد... می دانیم خیلی بعید می نماید، لکن تو چیزی پیرامون آزمایشات مثبت می دانی؟... واقعا! چهره نکبتت گویای این نمی باشد، هوممم... اشتباه مکن دنگ! چهره ما ایکبیری می باشد، تنها نکبت این اطراف خودت می باشی...خیلی بی شخصیت می باشی دنگ!... باشد! با اکراه و به شکل سوری قبول می نماییم، بگو دیگر... هان؟ خب البته اینجانب خود خویشتن خویش از طفولیت استعدادی شگرف در زمینه نقّاشی بروز می دادیم و با این که نمی دانیم که منظورت از چیز چیست، یقینا توانایی کشیدن آن را داریم... منظورتان چیست که اینجانب "بسیار پرنده ای می باشم که از خاطر می برد، آذوقه اش را در تابستان کجای بنهاده"؟... خب، مگر این که گفتید همان پرنده ای نیست که در تابستان چیزی را می اندوزد و در تابستان از خاطر خویش می برد؟...مگر ما شما را گرفته ایم؟ تازه برای باری دیگر تکذیب می کنیم که بابایتان باشیم! عمرا چیزی زین جانب به ارث برید! حق تعالی را شکر که به دفتر طبیب الاطبا رسیدیم. از همان اوّلش هم یقیین داشتیم که چهره ات زان چهره های دانا پیرامون آزمایشات مثبت نمی باشد!
آقای زاموژسلی پس از بحثی کوتاه با دنگ، به اتاق دوم از سمت راست طبقه دوم رسیده بود. دری که برخلاف سایر در های بیمارستان مشکی رنگ بود.
در زد و وارد شد. روی تنها صندلی خالی اتاق رو به روی مردی با ردای سفید پزشکی نشست و تکه کاغذی را که در دست داشت به او داد.
چند ساعت بعد:
برای چندمین بار، به صورتش آب پاشید. سرش را بالا آورد. به چشمان مردی که در آینه بود خیره شد. احساس می کرد، چیز جدیدی در آن چشم ها یافته است.
- باورت می شود دنگ... سیاهی در خون ماست!
زاموژسلی!
ما قبلا منتظرت بودیم...یهو غیبت زد.
غیبت بزنه غیبت می کنیم ها...
دنگ نیست اون...دینگه! چند صد بار باید اینو بگیم! چرا ما رو حرص می دی!
خوب می نویسی...حیفه! جایی نرو!
تایید شد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1395/4/26 3:13:12
پاسخ به: خادمان لرد سياه به او مي پيوندند(در خواست مرگخوار شدن)
ارسال شده در: جمعه 11 تیر 1395 12:29
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1395/04/09
تولد نقش: 1395/03/11
آخرین ورود: جمعه 21 آبان 1395 09:52
از: هر جا که احساس راحتی کنم
پستها:
10

1- هر گونه سابقه عضویت قبلی در هر یک از گروه های مرگخوران را با زبان خوش شرح دهید.
اینجانب سیگنس بلک ، قبلا سابقه حضور در جمع مرگخواران رو داشتم .
2- به نظر شما مهم ترین تفاوت میان دو شخصیت لرد ولدمورت و دامبلدور در کتاب ها چیست؟
دامبلدور و شخصیت!!!!
3- مهم ترین هدف جاه طلبانه تان برای عضویت در گروه مرگخوارن چیست؟
خدمت به لرد بزرگ
4- به دلخواه خود یکی از محفلی ها را انتخاب کنید و لقب مناسبی برایش بگذارید.
پاتر : روانی بوگندو
5- به نظر شما محفل ققنوس از چه راهی قادر به سیر کردن شکم ویزلی هاست؟
میتونن بانوی چاق رو از تابلوش در بیارن ، واسه اینا آب پز کنن .
6- بهترین راه نابود کردن یک محفلی چیست؟
سکتوم سمپرا
7- در صورت عضویت چه رفتاری با نجینی خواهید داشت؟
مثل مار خودم باهاش رفتار میکنم .
8- چه اتفاقی برای موها و بینی لرد سیاه افتاده؟
افکر کنم موقعی که خون پاتر در رگ های شما جریان پیدا کرد ، واستون حساسیت ایجاد کرده .
9- یک یا چند مورد استفاده از ریش دامبلدور را شرح دهید. در صورت تمایل توضح دهید.
به عنوان گردگیر میشه استفاده کرد .
سابقه حضور در مرگخواران رو داشتین؟
نداشتین که.
شما تازه واردین.
بهتون گفته بودم برای مرگخوار شدن عجله نکنین. شما باید با جو ایفای نقش و شکل فعالیت ها آشنا بشین. ما هم با سطح نوشته های شما آشنا بشیم. برای عضویت در گروه هنوز خیلی زوده.
(اگه با شناسه دیگه ای مرگخوار بودین اطلاع بدین).
تایید نشد.
اینجانب سیگنس بلک ، قبلا سابقه حضور در جمع مرگخواران رو داشتم .
2- به نظر شما مهم ترین تفاوت میان دو شخصیت لرد ولدمورت و دامبلدور در کتاب ها چیست؟
دامبلدور و شخصیت!!!!
3- مهم ترین هدف جاه طلبانه تان برای عضویت در گروه مرگخوارن چیست؟
خدمت به لرد بزرگ
4- به دلخواه خود یکی از محفلی ها را انتخاب کنید و لقب مناسبی برایش بگذارید.
پاتر : روانی بوگندو
5- به نظر شما محفل ققنوس از چه راهی قادر به سیر کردن شکم ویزلی هاست؟
میتونن بانوی چاق رو از تابلوش در بیارن ، واسه اینا آب پز کنن .
6- بهترین راه نابود کردن یک محفلی چیست؟
سکتوم سمپرا
7- در صورت عضویت چه رفتاری با نجینی خواهید داشت؟
مثل مار خودم باهاش رفتار میکنم .
8- چه اتفاقی برای موها و بینی لرد سیاه افتاده؟
افکر کنم موقعی که خون پاتر در رگ های شما جریان پیدا کرد ، واستون حساسیت ایجاد کرده .
9- یک یا چند مورد استفاده از ریش دامبلدور را شرح دهید. در صورت تمایل توضح دهید.
به عنوان گردگیر میشه استفاده کرد .
سابقه حضور در مرگخواران رو داشتین؟
نداشتین که.
شما تازه واردین.
بهتون گفته بودم برای مرگخوار شدن عجله نکنین. شما باید با جو ایفای نقش و شکل فعالیت ها آشنا بشین. ما هم با سطح نوشته های شما آشنا بشیم. برای عضویت در گروه هنوز خیلی زوده.
(اگه با شناسه دیگه ای مرگخوار بودین اطلاع بدین).
تایید نشد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1395/4/11 16:36:02
i am signes belak
پاسخ به: خادمان لرد سياه به او مي پيوندند(در خواست مرگخوار شدن)
ارسال شده در: جمعه 11 تیر 1395 03:40
جزئیات کاربر

گل دراومد از حموم زنوف دراومد از حموم.
سلام ارباب.
می گم می شه درو باز کنید یکم بیام زیر باد کولر های خونه ریدل بشینم؟
اینجا هوا گرمه.
جلوی ارباب شعر نخون زنوف...بیا تو...
تایید شد.
سلام ارباب.
می گم می شه درو باز کنید یکم بیام زیر باد کولر های خونه ریدل بشینم؟
اینجا هوا گرمه.
امضا زنوف کمربندی
جلوی ارباب شعر نخون زنوف...بیا تو...
تایید شد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1395/4/11 16:29:09
زیادی خوب بودن خوب نیست،
زیادی که خوب باشی دیده نمیشوی،
میشوی مثل شیشهای تمیز،
کسی شیشهٔ تمیز را نمیبیند،
منظرهٔ بیرون را میبیند.!

زیادی که خوب باشی دیده نمیشوی،
میشوی مثل شیشهای تمیز،
کسی شیشهٔ تمیز را نمیبیند،
منظرهٔ بیرون را میبیند.!

پاسخ به: خادمان لرد سياه به او مي پيوندند(در خواست مرگخوار شدن)
ارسال شده در: چهارشنبه 9 تیر 1395 18:19
جزئیات کاربر

1- هر گونه سابقه عضویت قبلی در هر یک از گروه های مرگخوران را با زبان خوش شرح دهید.
سرورم، مگر کسی جرات داره جلوی شما با زبان غیر خوش صحبت کنه. اینجانب مرگخوار جان نثار شما بوده، هستم و خواهم بود. اصلا خاطر لطیف(؟) و حساس(؟) خودتون رو در گیر این موضوع نکنید که در زمان غیبت صغری شما، من در کدام جبهه بودم. قلب و روح من در هر لحظه با شما بوده و هست.
2- به نظر شما مهم ترین تفاوت میان دو شخصیت لرد ولدمورت و دامبلدور در کتاب ها چیست؟
تصور بفرمایید کتابی نوشته می شد در مورد دامبلدور و کارهایی که در طول عمرش کرده بود. می دونید نتیجه اش چه میشد! سرورم لطفا گوشتون رو بیارید جلوتر....نه..نه سر.رم... مکنه بچه این دور و برا باشه... یک کتاب مبتذل سراسر عشقی و کشکی!
خب حالا دوباره تصور بفرمایید یک کتاب نوشته بشه که شخصیت اصلیش شما باشید. نتیجش... ام..نه سرورم نیازی به جلو آوردن گوشتان نیست. نتیجش میشه یک کتاب هیجان انگیز و اکشنی که مردم برای خوندنش صف می کشند. نه اصلا جون میدن!
3- مهم ترین هدف جاه طلبانه تان برای عضویت در گروه مرگخوارن چیست؟
کلا سرکار گذاشتن ملتی که تا آخر نفهمند نقشم این وسط چیه. بخصوص جبهه سفید که اصولا به جز اعتماد کردن کار دیگری بلد نیستند!
4- به دلخواه خود یکی از محفلی ها را انتخاب کنید و لقب مناسبی برایش بگذارید.
ارباب با اجازتون یه لقب برای کل محفل در نظر دارم:
محفلیون: خس و خاشاکه ته پاتیل درزدار.
5- به نظر شما محفل ققنوس از چه راهی قادر به سیر کردن شکم ویزلی هاست؟
سرورم اگه محفل قادر به سیر کردن شکم ویزلی ها بود که الان عقلشون می رسید با دم مار باز نکنند! بیچاره ها از شدت سوء تغذیه دچار منگلیسم حاد شدن!
6- بهترین راه نابود کردن یک محفلی چیست؟
از اونجا که 75 درصد وجود محفلی ها رو همین ویزلی ها تشکیل میدن، به نظر من گرفتن و بستن ویزلی ها به انواع غذا، مکمل و ویتامین ها و صد البته کمی کروشیو می تونه موثر واقع بشه و این پارادوکس جمعیتی رو از بین ببره.
7- در صورت عضویت چه رفتاری با نجینی خواهید داشت؟
ام... میشه بعدا نظرم رو اعلام کنم. این اواخر کمی مزاجم ریخته به هم.
8- چه اتفاقی برای موها و بینی لرد سیاه افتاده؟
سرورم من چه حقی دارم که در مورد سلیقه شما نظری بدم.
9- یک یا چند مورد استفاده از ریش دامبلدور را شرح دهید. در صورت تمایل توضح دهید.
ریش
... می دونم که بسیار آلرژی زاست! به اندازه ای که میشه برای مسموم کردن ماگل ها استفاده کرد.
از اونجا که نیمه عمر دامبلدور با عناصر رادیم و باریم برابری می کنه اگه روی ریشش کمی کار بشه کم کمش میشه ید 128 ازش در آورد که مصارف گوناگونی داره.
سیو
نجینی با شنیدن اسم شما هیجان زده شد...دلیلش رو نمی دونیم!
نیمه عمر؟ باریم؟ رادیم؟
شما بسیار خطرناک جلوه می کنین!
تایید شد. خوش اومدین.
سرورم، مگر کسی جرات داره جلوی شما با زبان غیر خوش صحبت کنه. اینجانب مرگخوار جان نثار شما بوده، هستم و خواهم بود. اصلا خاطر لطیف(؟) و حساس(؟) خودتون رو در گیر این موضوع نکنید که در زمان غیبت صغری شما، من در کدام جبهه بودم. قلب و روح من در هر لحظه با شما بوده و هست.
2- به نظر شما مهم ترین تفاوت میان دو شخصیت لرد ولدمورت و دامبلدور در کتاب ها چیست؟
تصور بفرمایید کتابی نوشته می شد در مورد دامبلدور و کارهایی که در طول عمرش کرده بود. می دونید نتیجه اش چه میشد! سرورم لطفا گوشتون رو بیارید جلوتر....نه..نه سر.رم... مکنه بچه این دور و برا باشه... یک کتاب مبتذل سراسر عشقی و کشکی!
خب حالا دوباره تصور بفرمایید یک کتاب نوشته بشه که شخصیت اصلیش شما باشید. نتیجش... ام..نه سرورم نیازی به جلو آوردن گوشتان نیست. نتیجش میشه یک کتاب هیجان انگیز و اکشنی که مردم برای خوندنش صف می کشند. نه اصلا جون میدن!
3- مهم ترین هدف جاه طلبانه تان برای عضویت در گروه مرگخوارن چیست؟
کلا سرکار گذاشتن ملتی که تا آخر نفهمند نقشم این وسط چیه. بخصوص جبهه سفید که اصولا به جز اعتماد کردن کار دیگری بلد نیستند!
4- به دلخواه خود یکی از محفلی ها را انتخاب کنید و لقب مناسبی برایش بگذارید.
ارباب با اجازتون یه لقب برای کل محفل در نظر دارم:
محفلیون: خس و خاشاکه ته پاتیل درزدار.
5- به نظر شما محفل ققنوس از چه راهی قادر به سیر کردن شکم ویزلی هاست؟
سرورم اگه محفل قادر به سیر کردن شکم ویزلی ها بود که الان عقلشون می رسید با دم مار باز نکنند! بیچاره ها از شدت سوء تغذیه دچار منگلیسم حاد شدن!
6- بهترین راه نابود کردن یک محفلی چیست؟
از اونجا که 75 درصد وجود محفلی ها رو همین ویزلی ها تشکیل میدن، به نظر من گرفتن و بستن ویزلی ها به انواع غذا، مکمل و ویتامین ها و صد البته کمی کروشیو می تونه موثر واقع بشه و این پارادوکس جمعیتی رو از بین ببره.
7- در صورت عضویت چه رفتاری با نجینی خواهید داشت؟
ام... میشه بعدا نظرم رو اعلام کنم. این اواخر کمی مزاجم ریخته به هم.
8- چه اتفاقی برای موها و بینی لرد سیاه افتاده؟
سرورم من چه حقی دارم که در مورد سلیقه شما نظری بدم.
9- یک یا چند مورد استفاده از ریش دامبلدور را شرح دهید. در صورت تمایل توضح دهید.
ریش
... می دونم که بسیار آلرژی زاست! به اندازه ای که میشه برای مسموم کردن ماگل ها استفاده کرد.از اونجا که نیمه عمر دامبلدور با عناصر رادیم و باریم برابری می کنه اگه روی ریشش کمی کار بشه کم کمش میشه ید 128 ازش در آورد که مصارف گوناگونی داره.
سیو
نجینی با شنیدن اسم شما هیجان زده شد...دلیلش رو نمی دونیم!
نیمه عمر؟ باریم؟ رادیم؟
شما بسیار خطرناک جلوه می کنین!
تایید شد. خوش اومدین.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سیوروس اسنیپ در 1395/4/9 18:24:48
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1395/4/9 20:02:18
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1395/4/9 20:02:18
When the egg breaks by an external power, a life ends. When an egg breaks by an internal power, a life begins. Great changes always begin with that internal power.
پاسخ به: خادمان لرد سياه به او مي پيوندند(در خواست مرگخوار شدن)
ارسال شده در: جمعه 4 تیر 1395 16:07
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1394/01/11
تولد نقش: 1394/01/12
آخرین ورود: پنجشنبه 22 تیر 1402 11:30
از: دپارتمان جانور شناسی یو سی برکلی
پستها:
144

سلام ارباب
1- هرگونه سابقه عضویت قبلی در هر یک از گروه های مرگخواران / محفل را با زبان خوش شرح دهید!
من از این غلطا نمی کنم.
2- به نظر شما مهم ترین تفاوت میان دو شخصیت لرد ولدمورتو دامبلدور در کتاب ها چیست؟
لرد سروره ولی اون ریشه
3-مهم ترین هدف جاه طلبانه تان برای عضویت در گروه مرگخواران چیست؟
اول بریم قهرمان لیگ بشیم بعدش بریم جام جهانی اونجاهم قهرمان بشیم.
4-به دلخواه خود یکی از محفلی ها را انتخاب کرده و لقبی مناسب برایش انتخاب کنید.
ارباب چون بارم این سوال کمه ما به این سوال جواب نمیدیم.
5-به نظر شما محفل ققنوس از چه راهی قادر به سیر کردن شکم ویزلی هاست؟
کله زخمی بره کار کنه تا بتونه سیرشون کنه.
6-بهترین راه نابود کردن یک محفلی چیست؟
به 24 روش مختلف بهشون آوادا بزنیم.
7-در صورت عضویت چه رفتاری با نجینی خواهید داشت؟
شبا براشون داستان میخونم تا خوابشون ببره.براش مشنگ شکار میکنم تا بخوره.
8-به نظر شما چه اتفاقی برای موها و بینی لرد سیاه افتاده است؟
به هر حال هر کسی توی زندگی متفاوته ارباب هم موی بلند روی سیاه ناخن دراز ببخشید ارباب دوست نداره مو داشته باشه.
9-یک یا چند مورد از موارد استفاده بهینه از ریش دامبلدور را نام برده، در صورت تمایل شرح دهید.
میتونیم از شپش های ریش دامبل بر علیه دشمنانمون استفاده بکنیم.....
ما رو کچل کردی نیوت...کچل تر از پیش.
و کسی که برای پیشرفت، ما رو کچل کنه، توجه ما رو به خودش جلب می کنه.
مواظب سوژه ها باش. فعالیتت خوبه. حفظش کن.
تایید شد...خوش اومدی.
1- هرگونه سابقه عضویت قبلی در هر یک از گروه های مرگخواران / محفل را با زبان خوش شرح دهید!
من از این غلطا نمی کنم.
2- به نظر شما مهم ترین تفاوت میان دو شخصیت لرد ولدمورتو دامبلدور در کتاب ها چیست؟
لرد سروره ولی اون ریشه
3-مهم ترین هدف جاه طلبانه تان برای عضویت در گروه مرگخواران چیست؟
اول بریم قهرمان لیگ بشیم بعدش بریم جام جهانی اونجاهم قهرمان بشیم.
4-به دلخواه خود یکی از محفلی ها را انتخاب کرده و لقبی مناسب برایش انتخاب کنید.
ارباب چون بارم این سوال کمه ما به این سوال جواب نمیدیم.
5-به نظر شما محفل ققنوس از چه راهی قادر به سیر کردن شکم ویزلی هاست؟
کله زخمی بره کار کنه تا بتونه سیرشون کنه.
6-بهترین راه نابود کردن یک محفلی چیست؟
به 24 روش مختلف بهشون آوادا بزنیم.
7-در صورت عضویت چه رفتاری با نجینی خواهید داشت؟
شبا براشون داستان میخونم تا خوابشون ببره.براش مشنگ شکار میکنم تا بخوره.
8-به نظر شما چه اتفاقی برای موها و بینی لرد سیاه افتاده است؟
به هر حال هر کسی توی زندگی متفاوته ارباب هم موی بلند روی سیاه ناخن دراز ببخشید ارباب دوست نداره مو داشته باشه.
9-یک یا چند مورد از موارد استفاده بهینه از ریش دامبلدور را نام برده، در صورت تمایل شرح دهید.
میتونیم از شپش های ریش دامبل بر علیه دشمنانمون استفاده بکنیم.....
ما رو کچل کردی نیوت...کچل تر از پیش.
و کسی که برای پیشرفت، ما رو کچل کنه، توجه ما رو به خودش جلب می کنه.
مواظب سوژه ها باش. فعالیتت خوبه. حفظش کن.
تایید شد...خوش اومدی.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط نیوت اسکمندر در 1395/4/4 22:04:43
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1395/4/5 3:07:14
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1395/4/5 3:07:14
پاسخ به: خادمان لرد سياه به او مي پيوندند(در خواست مرگخوار شدن)
ارسال شده در: سهشنبه 1 تیر 1395 23:06
جزئیات کاربر

1- هر گونه سابقه عضویت قبلی در هر یک از گروه های مرگخوران را با زبان خوش شرح دهید.
قلبا و روحا سابقه داشتم ، سابقه دارم و سابقه خواهم داشت. افتخاری بالاتر از خدمت به لردسیاه برای بلاتریکس نیست.
2- به نظر شما مهم ترین تفاوت میان دو شخصیت لرد ولدمورت و دامبلدور در کتاب ها چیست؟
وقتی با کلمهی شخصیت مواجه میشم، فقط لردسیاه در ذهن و روحم برجسته میشه. فرد دیگه ای وجود نداره که لازم باشه تفاوتی قائل بشم.
3- مهم ترین هدف جاه طلبانه تان برای عضویت در گروه مرگخوارن چیست؟
شکنجه سفیدها و محفلی ها تا مرتبهی بالا آوردن ِ مغزشون از نقطهی دماغ.
4- به دلخواه خود یکی از محفلی ها را انتخاب کنید و لقب مناسبی برایش بگذارید.
نیمفادورا تانکس: بوقلمونِ خائن
5- به نظر شما محفل ققنوس از چه راهی قادر به سیر کردن شکم ویزلی هاست؟
میتونن رونالد ویزلی رو در تیکههای متنوع کباب کنن و برای وعدههای صبحانه ناهار شام سِرو کنن.
6- بهترین راه نابود کردن یک محفلی چیست؟
اونا رو تا حد جنون شکنجه بدیم و عزیزانشونو تحت فرمان خودمون دربیاریم و وادار کنیم که اونا رو آتیش بزنن تا قلب و جسمو روحشون همزمان ازشون گرفته بشه .
7- در صورت عضویت چه رفتاری با نجینی خواهید داشت؟
خائنین به لرد سیاهو شناسایی میکنیم ( مثلا اسنیپ ) و هر روز هفت تیکه از گوشت بدنشونو ازشون جدا میکنیم و به نجینی عزیز لرد سیاه میدیم که بعنوان غذا بخوره .
8- چه اتفاقی برای موها و بینی لرد سیاه افتاده؟
اینها همه از نشانه های افتخار آمیز پیشرفت بی همتای سرورم در جادوی سیاهه .
9- یک یا چند مورد استفاده از ریش دامبلدور را شرح دهید. در صورت تمایل توضح دهید.
اون ریش یادآور یک موجود پیر و دیوانه بیشتر نیست . اگه سرورم اجازه بدن وقتمو برای فکر کردن بهش حروم نمیکنم.
سوابق سیاه شما برای ما مشخصه! جواب های شما بسیار مورد پسند ما قرار گرفت...به طوری که قبل از پر کردن فرم، نشان شوم را بر ساعد شما حک کرده بودیم.
باز هم تایید شد.
باز هم خوش اومدین.
قلبا و روحا سابقه داشتم ، سابقه دارم و سابقه خواهم داشت. افتخاری بالاتر از خدمت به لردسیاه برای بلاتریکس نیست.
2- به نظر شما مهم ترین تفاوت میان دو شخصیت لرد ولدمورت و دامبلدور در کتاب ها چیست؟
وقتی با کلمهی شخصیت مواجه میشم، فقط لردسیاه در ذهن و روحم برجسته میشه. فرد دیگه ای وجود نداره که لازم باشه تفاوتی قائل بشم.
3- مهم ترین هدف جاه طلبانه تان برای عضویت در گروه مرگخوارن چیست؟
شکنجه سفیدها و محفلی ها تا مرتبهی بالا آوردن ِ مغزشون از نقطهی دماغ.
4- به دلخواه خود یکی از محفلی ها را انتخاب کنید و لقب مناسبی برایش بگذارید.
نیمفادورا تانکس: بوقلمونِ خائن
5- به نظر شما محفل ققنوس از چه راهی قادر به سیر کردن شکم ویزلی هاست؟
میتونن رونالد ویزلی رو در تیکههای متنوع کباب کنن و برای وعدههای صبحانه ناهار شام سِرو کنن.
6- بهترین راه نابود کردن یک محفلی چیست؟
اونا رو تا حد جنون شکنجه بدیم و عزیزانشونو تحت فرمان خودمون دربیاریم و وادار کنیم که اونا رو آتیش بزنن تا قلب و جسمو روحشون همزمان ازشون گرفته بشه .
7- در صورت عضویت چه رفتاری با نجینی خواهید داشت؟
خائنین به لرد سیاهو شناسایی میکنیم ( مثلا اسنیپ ) و هر روز هفت تیکه از گوشت بدنشونو ازشون جدا میکنیم و به نجینی عزیز لرد سیاه میدیم که بعنوان غذا بخوره .
8- چه اتفاقی برای موها و بینی لرد سیاه افتاده؟
اینها همه از نشانه های افتخار آمیز پیشرفت بی همتای سرورم در جادوی سیاهه .
9- یک یا چند مورد استفاده از ریش دامبلدور را شرح دهید. در صورت تمایل توضح دهید.
اون ریش یادآور یک موجود پیر و دیوانه بیشتر نیست . اگه سرورم اجازه بدن وقتمو برای فکر کردن بهش حروم نمیکنم.
سوابق سیاه شما برای ما مشخصه! جواب های شما بسیار مورد پسند ما قرار گرفت...به طوری که قبل از پر کردن فرم، نشان شوم را بر ساعد شما حک کرده بودیم.
باز هم تایید شد.
باز هم خوش اومدین.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1395/4/1 23:23:01
?You dare speak his name
!Shut your mouth
!You dare speak his name with your unworthy lips
!Shut your mouth
!You dare speak his name with your unworthy lips
پاسخ به: خادمان لرد سياه به او مي پيوندند(در خواست مرگخوار شدن)
ارسال شده در: پنجشنبه 27 خرداد 1395 23:20
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1383/06/06
تولد نقش: 1397/07/13
آخرین ورود: شنبه 2 بهمن 1395 21:17
از: جایی به نام هیچ جا
پستها:
54

1- هر گونه سابقه عضویت قبلی در هر یک از گروه های مرگخوران/ محفل را با زبان خوش شرح دهید.

2- به نظر شما مهم ترین تفاوت میان دو شخصیت لرد ولدمورت و دامبلدور در کتاب ها چیست؟


3- مهم ترین هدف جاه طلبانه تان برای عضویت در گروه مرگخوارن چیست؟

4- به دلخواه خود یکی از محفلی ها را انتخاب کنید و لقب مناسبی برایش بگذارید.
= 
5- به نظر شما محفل ققنوس از چه راهی قادر به سیر کردن شکم ویزلی هاست؟

6- بهترین راه نابود کردن یک محفلی چیست؟

7- در صورت عضویت چه رفتاری با نجینی خواهید داشت؟
:oops:
8- چه اتفاقی برای موها و بینی لرد سیاه افتاده؟
:baaa:
خب...
چه بال های زشتی!
1- چشم ما روشن...عضو محفل که بودین! حتی بوی دامبلدور هم میاد!
2-ما در اوج شرارت امواج بدی رو به اطراف می پراکنیم و دامبلدور می شینه یه گوشه و می زنه تو سر خودش؟
3-پرواز؟...ما یاد مورفین افتادیم!
4-اوهوم!
5-گشاد کردن دهنشون؟...از کار انداختن دهنشون؟...متعجب کردنشون با پیدا کردن یک نات؟
6-چکش بدیم دستش بازی کنه؟
7-
8-گوسفند مو و دماغشون رو چریده؟
9-ما چرا مجبور شدیم این فرم رو پر کنیم؟!
کسی که لرد سیاه رو وادار به پر کردن فرم می کنه باید کشته بشه. به دست خودمان. بفرمایید تو بکشیمتان!
تایید شد.

2- به نظر شما مهم ترین تفاوت میان دو شخصیت لرد ولدمورت و دامبلدور در کتاب ها چیست؟


3- مهم ترین هدف جاه طلبانه تان برای عضویت در گروه مرگخوارن چیست؟

4- به دلخواه خود یکی از محفلی ها را انتخاب کنید و لقب مناسبی برایش بگذارید.
= 
5- به نظر شما محفل ققنوس از چه راهی قادر به سیر کردن شکم ویزلی هاست؟

6- بهترین راه نابود کردن یک محفلی چیست؟

7- در صورت عضویت چه رفتاری با نجینی خواهید داشت؟
:oops:
8- چه اتفاقی برای موها و بینی لرد سیاه افتاده؟
:baaa:
خب...
چه بال های زشتی!
1- چشم ما روشن...عضو محفل که بودین! حتی بوی دامبلدور هم میاد!
2-ما در اوج شرارت امواج بدی رو به اطراف می پراکنیم و دامبلدور می شینه یه گوشه و می زنه تو سر خودش؟
3-پرواز؟...ما یاد مورفین افتادیم!
4-اوهوم!
5-گشاد کردن دهنشون؟...از کار انداختن دهنشون؟...متعجب کردنشون با پیدا کردن یک نات؟
6-چکش بدیم دستش بازی کنه؟
7-
8-گوسفند مو و دماغشون رو چریده؟
9-ما چرا مجبور شدیم این فرم رو پر کنیم؟!
کسی که لرد سیاه رو وادار به پر کردن فرم می کنه باید کشته بشه. به دست خودمان. بفرمایید تو بکشیمتان!
تایید شد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1395/3/28 0:29:12
با من مپیچ که تلخم...
پاسخ به: بانوی کتابدار به لرد سیاه مي پيوندد(در خواست مرگخوار شدن)
ارسال شده در: جمعه 14 خرداد 1395 00:32
جزئیات کاربر

نقل قول:
پرورش شپش؟ ...هدفی والا پشت این عمل پنهان است؟
خوش اومدید کتابدار. ما نمی دونیم چی به سر کتابخونه ای که دفعه قبل بهتون داده بودیم اومده...و همچنین اون کتاب های نفیس! خودتون برین ببینین اوضاعش چطوره.
تایید شد.
ایرما پینس نوشته:
1- هرگونه سابقه عضویت قبلی در هر یک از گروه های مرگخواران/محفل را با زبان خوش شرح دهید!
متاسفانه،شایدم خوشبختانه خیر!
2- به نظر شما مهم ترین تفاوت میان دو شخصیت لرد ولدمورت و دامبلدور در کتاب ها چیست؟
دامبلدور شخصیتی بود که اعتقاد داشت،هدف وسیله رو توجیح نمیکنه.و یه سری اعتقادات خاص.
اما لرد رسیدن به هدفش براش خیلی مهم بود به طوری که کلیه قوانین رو زیر پا میگذاشت( مثلا استفاده از طلسم ممنوعه ).و به هیچ اصولی پایبند نبود.
3-مهم ترین هدف جاه طلبانه تان برای عضویت در گروه مرگخواران چیست؟
هدف اولم خدمت به ارتش سیاهی و شخص لرد ولدمورت است.البته استفاده از کتابخانه و کتاب های کمیاب لرد نیز از اهداف ماست!![]()
4-به دلخواه خود یکی از محفلی ها(یا شخصیتی غیر از لرد سیاه و مرگخواران) را انتخاب کرده و لقبی مناسب برایش انتخاب کنید.
فلورانسو:آشپز زندانی!
5-به نظر شما محفل ققنوس از چه راهی قادر به سیر کردن شکم ویزلی هاست؟
به روش های مختلفی مثل گدایی،گل فروشی سر چهار راه هاگزمید،دستفروشی،جیب بری،دزدی
و هزاران عمل خلاف قانون دیگر.
برای اطلاع بیشتر میتوانید به کتاب" ویزلی ها،تهدیدی برای جامعه جادوگری "مراجعه کنید.![]()
6-بهترین راه نابود کردن یک محفلی چیست؟
والا اینا خودشون نابود هستن،نیاز نیست ما کاری کنیم!
اما باز هم برای اطلاع بیشتر به کتاب" روش های کشتار محفلیون " نوشته پرفسور ولدمورت مراجعه کنید![]()
7-در صورت عضویت چه رفتاری با نجینی(مار محبوب ارباب)خواهید داشت؟
در صورتی که ایشان با صدای فیس فیس،مزاحم مطالعه ما نشوند ما کاری به کارشان نداریم!البته من همیشه دوست داشتم یه کیف پوست مار داشته باشم!!
8-به نظر شما چه اتفاقی برای موها و بینی لرد سیاه افتاده است؟
باید بگم که بنده سال ها در این زمینه تحقیق کردم،و بالاخره تونستم جواب این سوالو توی یه کتاب پیدا کنم.
اما از اونجایی که ما عادت نداریم مطالب دیگران رو به نام خودمون ثبت کنیم شمارو به خوندن کتاب" بینی ولدمورت،پرسش قرن " توصیه میکنیم!![]()
9-یک یا چند مورد از موارد استفاده بهینه از ریش دامبلدور را نام برده، در صورت تمایل شرح دهید.
حتما انتظار دارید که شمارو به کتاب" هزار و یک کاربرد ریش " ارجاع بدم.اما باید بگم که چنین کتابی تاکنون نوشته نشده.
پس برای اطلاع آیندگان اندکی از کاربرد ریش را مینویسیم.باشد که بر ما خرده نگیرند.
1.استفاده از ریش به عنوان کاموا برای بافت شال گردن.!
2.تولید موی مصنوعی از ریش ( از ریش دامبلدور میتوان حداقل،100گلاه گیس ساخت! )
3.ساخت جارو،کفشو و بخار شو!
4.استفاده در صحافی کتاب!
5.استفاده از آن به عنوان محیط کشت میکروب در آزمایشگاه.!
6.پرورش شپش!
پرورش شپش؟ ...هدفی والا پشت این عمل پنهان است؟
خوش اومدید کتابدار. ما نمی دونیم چی به سر کتابخونه ای که دفعه قبل بهتون داده بودیم اومده...و همچنین اون کتاب های نفیس! خودتون برین ببینین اوضاعش چطوره.
تایید شد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1395/3/14 0:39:06
Underfed Vulture
قبل از صحبت کردن فکر کنید.
قبل از فکر کردن مطالعه کنید.
قبل از فکر کردن مطالعه کنید.
پاسخ به: خادمان لرد سياه به او مي پيوندند(در خواست مرگخوار شدن)
ارسال شده در: جمعه 7 خرداد 1395 21:25
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1387/05/08
آخرین ورود: سهشنبه 26 اسفند 1404 17:23
از: پیاده روی با لردسیاه برمیگردم
پستها:
314

لردسیاه ،
ارباب ِ تاریکی .
دوست ِ قدیمی ....
امکانش هست که ما مجدد در جمع مرگخوارانت پذیرفته بشیم؟
با نهایت علاقه و احترام
ما خیلی بررسی کردیم...خیلی فکر کردیم...یعنی خیلی ها!
و به این نتیجه رسیدیم که البته که امکانش هست!
تایید شد.
ارباب ِ تاریکی .
دوست ِ قدیمی ....
امکانش هست که ما مجدد در جمع مرگخوارانت پذیرفته بشیم؟
با نهایت علاقه و احترام
ما خیلی بررسی کردیم...خیلی فکر کردیم...یعنی خیلی ها!
و به این نتیجه رسیدیم که البته که امکانش هست!
تایید شد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1395/3/7 23:29:51
در كنار درياچه ي نقره ايي قدم ميزنم
و با بغضي که مدتهاست گلويم را ميفشارد، رو به امواج خروشانش مي ايستم
و در افق،
طرح غم انگيز نگاهش را ميبينم،
كه هنوز هم اثر جادويي اش را به قلب رنجورم نشانه ميرود..
كه هنوز نتوانستم مرگ نا به هنگام و تلخش را باور كنم..
كه هنوز بند بند اين تن نا استوار به نيروي خاطره ي لبخند اوست كه پابرجاست..
با يأس يقه ي ردايم را چنگ ميزنم و در برابر وزش تند نسيم،
وجودِ ويرانم را از هر چه برودت و نيستي حفظ ميكنم..
از سمت جنگل ممنوعه، طوفاني به راهست
و حجم نامشخصي از برگ و شاخه ي درختان مختلف را به اين سو ميآورد..
اخم ميكنم تا مژگانم دربرابر اين طوفان،
از چشمان اشكبارم محافظت كند..
شايد يك طوفان همه ي آن خاطره ي تلخ را از وجودم بزدايد..
و با بغضي که مدتهاست گلويم را ميفشارد، رو به امواج خروشانش مي ايستم
و در افق،
طرح غم انگيز نگاهش را ميبينم،
كه هنوز هم اثر جادويي اش را به قلب رنجورم نشانه ميرود..
كه هنوز نتوانستم مرگ نا به هنگام و تلخش را باور كنم..
كه هنوز بند بند اين تن نا استوار به نيروي خاطره ي لبخند اوست كه پابرجاست..
با يأس يقه ي ردايم را چنگ ميزنم و در برابر وزش تند نسيم،
وجودِ ويرانم را از هر چه برودت و نيستي حفظ ميكنم..
از سمت جنگل ممنوعه، طوفاني به راهست
و حجم نامشخصي از برگ و شاخه ي درختان مختلف را به اين سو ميآورد..
اخم ميكنم تا مژگانم دربرابر اين طوفان،
از چشمان اشكبارم محافظت كند..
شايد يك طوفان همه ي آن خاطره ي تلخ را از وجودم بزدايد..
پاسخ به: خادمان لرد سياه به او مي پيوندند(در خواست مرگخوار شدن)
ارسال شده در: یکشنبه 26 اردیبهشت 1395 22:19
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1395/01/18
تولد نقش: 1395/02/26
آخرین ورود: سهشنبه 17 مرداد 1396 22:50
از: کاخ مالفوی ها
پستها:
52

اول از همه سلام بر لرد سیاه ما ، لرد ولدمورت.
خودتون خوب می دونید بنده ی حقیر قبلا مرگخوار و تحت سلطه ی شما بودم.
اومدم دوباره دستبوسی و تمدید ارادتمون نسبت به شما.
حالا هم بدون این که وقت بسیار بسیار ارزشمند شما رو بگیرم می رم سراغ سوالات.
1- هر گونه سابقه عضویت قبلی در هر یک از گروه های مرگخوران/ محفل را با زبان خوش شرح دهید.
ما قبلا تو فیلم هری خره مرگخوار و بنده ی شما بودیم ولی اینجا توی این سایت برای اولین باره اومدیم ارادت فشانی.
2- به نظر شما مهم ترین تفاوت میان دو شخصیت لرد ولدمورت و دامبلدور در کتاب ها چیست؟
اول از همه البته از نظر من دامبلدور خله شما گل هستید. ولی در درجه ی دوم یکی از بزرگ ترین حماقت های دامبلدور اجازه ی ورود لجن زاده ها به هاگوارتز داد ولی شما مخالف لجن زاده ها و با وصلت اصیل ها و ماگل ها و یا ماگل با جادوگر بودید.
3- مهم ترین هدف جاه طلبانه تان برای عضویت در گروه مرگخوارن چیست؟
کمک به لرد مورد علاقه ی تمام سیاه دوستان و نابود کردن تمام لجن زاده ها و آرامش ماگل ها که قطعا این بهتر از کشتنشان است چون با این کار وزارت هم سقوط می کند.
4- به دلخواه خود یکی از محفلی ها را انتخاب کنید و لقب مناسبی برایش بگذارید.
آلبوس دامبلدور: ققنوس باز پشمک موی
5- به نظر شما محفل ققنوس از چه راهی قادر به سیر کردن شکم ویزلی هاست؟
آخه من چی بگم؟ ارباب احتمالا یه انجمن درست کردن به نام (کمک به ویزلی ها ، آن هایی که هیچ وقت به دلیل تعداد زیاد سیر نشدند.)
6- بهترین راه نابود کردن یک محفلی چیست؟
ارباب اول از همه یه ایمپریو بهشون میزنیم بهشون دستور میدیم هی بزنن تو سر و مخ و ملاج خودشون. بعد خواهر زن عزیزم بلاتریکس رو خبر می کنیم بیاد انقد کروشیو به خوردشون بده تا حساب کار دستشون بیاد. بعدشم اونو به شما پیشکشی می کنیم یه آواداکداورا ی آبدار بهش بزنید یا اگر بدونیم سرتون شلوغه ارباب می دیمش به دراکو بهش آواداکداورا بزنه یه خورده دلش سفت شه.
7- در صورت عضویت چه رفتاری با نجینی خواهید داشت؟
ناگینی که بعد از شما کلا سرور ماست.
8- چه اتفاقی برای موها و بینی لرد سیاه افتاده؟
این احتمالا از حواس پرتی های دم باریک بوده ارباب.
دم باریک باید به جای چند قطره خون هری پاتر یه لیتر خونشو می ریخته تا هم رشد دماغتون و هم رشد مو هاتون کامل می شد.
9- یک یا چند مورد استفاده از ریش دامبلدور را شرح دهید. در صورت تمایل توضح دهید.
به جای هر گونه استفاده از دستمال کاغذی.
لوسیوس عزیز
خوش اومدین.
اساس کار گروه ها، فعالیت ایفای نقشه. و شما هنوز فعالیتتونو شروع نکردین. طبیعتا منم نمی تونم درباره کیفیت و مقدار فعالیتتون قضاوت کنم.
گذشته از فعالیت، شما باید با جو و قوانین ناگفته ایفای نقش هم آشنا بشین. مثلا شناختن مرز رقابت و کل کل و توهین....این مهمه. این چیزیه که خیلی زود یاد می گیرین. کافیه کمی تو جو ایفای نقش قرار بگیرین.
فعالیتتونو شروع کنین. اگه خواستین بعدا دوباره درخواست بدین. عجله نکنین. این گروه برای من خیلی خاصه. اعضاش رو با وسواس و دقت انتخاب می کنم. سعی کنین خودتونو به سطح گروه برسونین. البته فراموش نکنین که هنوز نمی دونم در چه سطحی هستین.
تایید نشد.
خودتون خوب می دونید بنده ی حقیر قبلا مرگخوار و تحت سلطه ی شما بودم.
اومدم دوباره دستبوسی و تمدید ارادتمون نسبت به شما.
حالا هم بدون این که وقت بسیار بسیار ارزشمند شما رو بگیرم می رم سراغ سوالات.
1- هر گونه سابقه عضویت قبلی در هر یک از گروه های مرگخوران/ محفل را با زبان خوش شرح دهید.
ما قبلا تو فیلم هری خره مرگخوار و بنده ی شما بودیم ولی اینجا توی این سایت برای اولین باره اومدیم ارادت فشانی.
2- به نظر شما مهم ترین تفاوت میان دو شخصیت لرد ولدمورت و دامبلدور در کتاب ها چیست؟
اول از همه البته از نظر من دامبلدور خله شما گل هستید. ولی در درجه ی دوم یکی از بزرگ ترین حماقت های دامبلدور اجازه ی ورود لجن زاده ها به هاگوارتز داد ولی شما مخالف لجن زاده ها و با وصلت اصیل ها و ماگل ها و یا ماگل با جادوگر بودید.
3- مهم ترین هدف جاه طلبانه تان برای عضویت در گروه مرگخوارن چیست؟
کمک به لرد مورد علاقه ی تمام سیاه دوستان و نابود کردن تمام لجن زاده ها و آرامش ماگل ها که قطعا این بهتر از کشتنشان است چون با این کار وزارت هم سقوط می کند.
4- به دلخواه خود یکی از محفلی ها را انتخاب کنید و لقب مناسبی برایش بگذارید.
آلبوس دامبلدور: ققنوس باز پشمک موی
5- به نظر شما محفل ققنوس از چه راهی قادر به سیر کردن شکم ویزلی هاست؟
آخه من چی بگم؟ ارباب احتمالا یه انجمن درست کردن به نام (کمک به ویزلی ها ، آن هایی که هیچ وقت به دلیل تعداد زیاد سیر نشدند.)
6- بهترین راه نابود کردن یک محفلی چیست؟
ارباب اول از همه یه ایمپریو بهشون میزنیم بهشون دستور میدیم هی بزنن تو سر و مخ و ملاج خودشون. بعد خواهر زن عزیزم بلاتریکس رو خبر می کنیم بیاد انقد کروشیو به خوردشون بده تا حساب کار دستشون بیاد. بعدشم اونو به شما پیشکشی می کنیم یه آواداکداورا ی آبدار بهش بزنید یا اگر بدونیم سرتون شلوغه ارباب می دیمش به دراکو بهش آواداکداورا بزنه یه خورده دلش سفت شه.
7- در صورت عضویت چه رفتاری با نجینی خواهید داشت؟
ناگینی که بعد از شما کلا سرور ماست.
8- چه اتفاقی برای موها و بینی لرد سیاه افتاده؟
این احتمالا از حواس پرتی های دم باریک بوده ارباب.
دم باریک باید به جای چند قطره خون هری پاتر یه لیتر خونشو می ریخته تا هم رشد دماغتون و هم رشد مو هاتون کامل می شد.
9- یک یا چند مورد استفاده از ریش دامبلدور را شرح دهید. در صورت تمایل توضح دهید.
به جای هر گونه استفاده از دستمال کاغذی.
لوسیوس عزیز
خوش اومدین.
اساس کار گروه ها، فعالیت ایفای نقشه. و شما هنوز فعالیتتونو شروع نکردین. طبیعتا منم نمی تونم درباره کیفیت و مقدار فعالیتتون قضاوت کنم.
گذشته از فعالیت، شما باید با جو و قوانین ناگفته ایفای نقش هم آشنا بشین. مثلا شناختن مرز رقابت و کل کل و توهین....این مهمه. این چیزیه که خیلی زود یاد می گیرین. کافیه کمی تو جو ایفای نقش قرار بگیرین.
فعالیتتونو شروع کنین. اگه خواستین بعدا دوباره درخواست بدین. عجله نکنین. این گروه برای من خیلی خاصه. اعضاش رو با وسواس و دقت انتخاب می کنم. سعی کنین خودتونو به سطح گروه برسونین. البته فراموش نکنین که هنوز نمی دونم در چه سطحی هستین.
تایید نشد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1395/3/1 1:24:02
اصالت و قدرت برای لحظه اوج ! به یک باره خاموشی ما برای دگرگونی شما ...
بهتر است به یک باره خاموش شد تا ذره ذره محو شد ...
بهتر است به یک باره خاموش شد تا ذره ذره محو شد ...
شرارت ماسک های زیادی رو میزنه.
اما هیچ کدومش بدتر از تقوا نیست.
اما هیچ کدومش بدتر از تقوا نیست.
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج