پاسخ به: نحوه برخورد،فکر کردی کی هستی!؟
ارسال شده در: یکشنبه 6 تیر 1395 23:26
از من پیرتر هم هستن اینجا ولی نمیدونم چرا سکوت کردن، تسبیح گشتاندن رو ترجیح دادن و منو به جلو هل میدن. حس مربی پرورشی دارم.
یک سری حرکات بسیار کامیک دیدم اخیرا که در این ماه مبارک و در این شب های عزیز عزاداری، بندگان صالح خودشون اسباب شادی و خنده رو فراهم کردن برامون و ما از درگاه خداوند ضمن شکرگزاری، طلب عفو میکنیم برای این قهقهه های کشدار خودمون. تعجبم از اینه که اگه حرف و انتقاد هست، چرا پشت صحنه سایت هست و وقتی به بحث عمل میرسه، سکوت میشه. همچنان که بارها هم از خودم پرسیدن و منم گفتم تا وقتی حرف خالی ست، و عمل و حرف واقعی و انتقادی مستند در کار نیست، باید نشنیده گرفت. البته جای سوال نداره و مشخصه چرا. چون حاصل یه مشت نقل قول های دستکاری شده با تغییر لحن، دخالت های بیجا، آغشته به حس خودگولاخ پنداری، من تو دهن فلان میزنم و من فلان تعیین میکنم و غیره، و از جنس اصلاحاته مثلا به خیال خودشون. خودشون هم وقتی میفهمن که وقت عمله و باید حرف حساب بزنن، نمیتونن چون به طرز احمقانه ای متوجه توهم خودشون میشن و می بینن فقط با یه مشت حرف، ساعت ها وقت تلف کردن و یه فانتزی عجیب غریب ساختن از چیزایی که حتی شاید پنجاه درصد هم بهشون آگاهی نداشته باشن. اون وقت میفهمن قربانی حرافی شدن اما بازم غرورشون نمیذاره آدم بشن.
خب متاسفانه این مسائل به طور کامل تقصیر شما نیست. علیرغم همه صحبت های خوب از فواید این سایت و اهداف و مفاهیم نهفته در رول هاش (و حالا چند تا مفهوم خوشگل موشگل نهفته در کتاب های رولینگ)، باید اذعان کرد که اینجا هم خاصیت توهم رو خیلی زیاد تزریق میکنه به بعضی ها. آدمایی داریم که زمان زیادی از زندگی روزانه شون رو پای نت میگذرونن و عمده تعاملات انسانی شون از طریق چت میسر میشه. کسانی که دوست هاشون عمدتاً از همین فضا به زندگی حقیقی راه پیدا کردن. عده ای از این جماعت به مدد سابقه طولانی تر حضور در نت و یا سر سوزن ذوقی تونستن برای خودشون اسم و رسمی در فضای نت دست و پا کنند و به اصطلاح سلبریتی شدن. هر چند که سلبریتی بودنی که عمرش به سیم کلفتی در اعماق دریا وصل باشه و اون سیمو هر از گاهی نهنگ ها گاز می گیرن و قطع میشه، سلبریتی کم رونقیه که در شرایط این ایران و بی کاری خلق الله، منصه ظهور پیدا کرده. در بین شماها کم نیستن افراد واخورده و از همه جا رونده ای که پشت پروفایل هاشون قایم میشن و چهره ای مثلا منور الفکر و به قولی بچه باحال از خودشون برای شما ترسیم می کنن و کم کم خودشونم باورشون میشه که نظرات تاثیر گذار و حرکات جریان سازشون از اونا مارتین لوتر بوق هایی ساخته که میتونن دنیا رو زیر و رو کنن. البته دنیایی به وسعت چند گیگ نت که سر ماه نشده جیغش در میاد.
کاربری که تا دیروز خجالت می کشیده از سوپر سر کوچه شون خرید کنه و بعد چونصد بار مردود شدن در کارگاه نمایشنامه نویسی، حالا میاد خط و نشون هم میکشه که ساختار مدیریت رو تعیین کنه. کسی منکر حق دخالت مستقیم و آزاد اعضا نیست ولی حداقل در حد و اندازه حرفی که میزنید باشید. این جماعت جالبه که راحت توهین هم می کنن و جالب تر اونه که اون پشتمشت ها چنان ادعای زحمت دارن و لیچار کاف دار از دهنشون در میاد که انگار دارن تو خاک سفید بنای ایفای نقش شون رو میسازن و کسی نمیدونه پشت چهره هار و خشن و مثلا آزادیخواهش، یه دختر یا پسر فسقلی ریغو با صورت دردمند و پر از جوش نشسته پشت کامپیوتر و همه نگرانی فرداش اینه که چطور باید از همه آدمای توی مترو بخاطر نفس کشیدنش عذرخواهی کنه.
شکی نیست که برای بعضی ها رسما تبدیل شده به زندانی با طرح مثلا خونه که از زندگی روزمره شون راه به جایی نبردن و با درک نسبی، این تبعید خود خواسته رو قبول میکنن. مجبور نیستی. اگه حالت داره بهم میخوره، اگه سیری، در بازه. مجبور نیستیم همه رو با خودمون به اجبار بکشونیم به سفری غیر منتظره در اعماق مرلینگاه.
همچین بعضی ها ژست شجاعت گریفیندوری میگیرن که روح گریفیندور رسما سر به توالت میرتل گریان میذاره. اصلا شما چه گوارا. چنان ادا و حرفا و ورور ها و پخ هایی میزنن کعنهو سرنوشت سایت از نون شب واسشون واجب تره. وقتی میگن بیا جلو، کلا از آثار طرف از نت پاک میشه و شیش ماه بعد در هویت اصخر با اکانت دیگه ظاهر میشن. با چنان حالتی چت میکنن در مورد مسیر ایفای نقش جادوگران و کیفیت رول ها که انگار همه نمایشنامه های عالمو خوندن و نوستالژی تارکوفسکی رو هم توی چهار سالگی صد بار دیده بودن.
ادعاهای تو خالی و حرف های گنده تر از هیکل ایفای نقشی و کاربری تون به انضمام لات بازی های خنده دار پای تلگرام، بخشی از خصوصیاتیه که این روزا در رفتارهای بعضی از شما اعضای محترم سایت دیده میشه. به طور کامل هم تقصیر خودتون نیست. جو نت شمارو سوق میده به این جهات. کم نداریم اینجا، حتی در این سایت تفریحی و ایفای نقش، از اونهایی که ادای روشنفکری در میارن. همه جا بوق زدن، طرد شدن و حالا به اینجا پناه آوردن و به طرز احمقانه و ناشیانه ای تصور میکنن وارد گود شدن و میخوان به خیال خودشون دنیایی وابسته به سیم سروری پوسیده رو از عقایدشون متاثر کنن. این توهم روشنفکری بین بعضی از شماها به حدی رسیده که هر کدوم تون که مودمی تو خونه داره و پنج تا خط وای فایش ظاهر میشه، سریعا منور الفکر میشه و در خصوص هر چیزی از این سایت لعنتی و بدتر از اون در خصوص هر کسی مثل آب خوردن اظهار نظر می کنه پیش بقیه. واقعیت اینه که سخت نیست برای بعضی ها تا بفهمن پشت این ادا اطوارای روشنفکری، یه نیم وجبی (یا شاید دیلاق) ترسو داره ایفای نقش میکنه مثلا که تازه جرات کرده و از پشت مانیتورش بیرون بیاد و مسائلی که خاص نوجوانانه رو ناشیانه و به طور غم انگیزی تجربه می کنه.
اتاقی دارن مملو از کتابا و فیلمای ندیده. آروغ های روشنفکری شون درباره برابری مدیر و کاربر و حفظ احترام در گروه های تلگرام، پرده گوش فرشته های آسمون رو هم جر میده و همینا خودشون میرن در پی وی و هیچ ابایی ندارن از تخریب و شایعه ساختن علیه اعضای زحمتکش سایت. هر از گاهی داد آشنایی با فلان عضو قدیمی رو سر میدن و از اون کاربر جلوی بقیه از اسم کوچیک یاد میکنن و با خاطرات دروغین و مشترک رول نویسی و ترکاندن ایفای نقش سایت، مخ همه رو میخورن و میگن آره، زمانه سیاهی شده و سایت بی کیفیت ! مدیران بی خاصیتن و رولینگ زنده ست هنوز و غزل فكر می کنه...
سخته میدونم. ولی زور خودتون رو بزنید: آدم باشید.
ویرایش شده توسط دلفی در 1395/4/6 23:35:44
ویرایش شده توسط دلفی در 1395/4/6 23:44:52
ویرایش شده توسط دلفی در 1395/4/7 0:12:06
ویرایش شده توسط دلفی در 1395/4/7 0:29:14