شخصیت جادویی خودت را بساز، به یکی از چهار خانه ملحق شو، در کلاسها شرکت کن، کوییدیچ بازی کن و ماجراجوییهای خودت را بنویس.
✨ بیش از ۱۵,۰۰۰ جادوگر از سال ۱۳۸۲
🏰 ۴ خانه فعال: گریفیندور، اسلیترین، هافلپاف، ریونکلاو
📚 اساتید راهنما تو را قدمبهقدم همراهی میکنند
⚡ ماجراجوییهای بیپایان در انتظار توست
🗺 سفر تو در هاگوارتز:
📝یک داستان کوتاه بنویس
🧙شخصیت خودت را بساز
🛒از کوچه دیاگون خرید کن
🎓به یک خانه ملحق شو
همه چیز ساده است! استاد راهنمای اختصاصی تو را در هر قدم کمک میکند
نژاد: اصیلِ اصیله! نه تنها پدر و مادرش جادوگرن، بلکه مادربزرگ و پدربزرگش هم جادوگرن! همچنین یک اسپیداِستر یا تندرونده هم هست! (اگه نمیدونید اسپیداستر چیه به همه چیز درباره Louis.W و به قسمت اطلاعات بیشتر مراجعه کنید)
اقوام: کل خانواده ویزلی! اما در خانواده خودش دو خواهر داره به نام های ویکتوریا دومینیک
پُست در کوییدیچ: مدتی کوتاه دروازه بان
مشخصات ظاهری:
در شجره نامه های غیر رسمی ای که از خانواده ویزلی منتشر شده بود موهای لوئیس ویزلی بلوند بود. اما در دانشنامه رسمی هری پاتر یا همان harrypotter.wikia تصویر و طرح رسمی ای از لوئیس ویزلی منتشر نشده. بنابراین، من موهای شخصیتم رو خودم انتخاب کردم! موهای لوئیس ویزلی نارنجی است.موهای پرپشت و بلندِ نارنجی البته. نه نارنجی پر رنگ و نه کمرنگ. کاملاً متواضع! رنگ چشم های ایشون هم قهوه ای ـه. یکم... خیلی کم هم به فندقی میزنه رنگ چشم هاش! صورت نسبتاً لاغری داره. کلاً هم لاغر به حساب میاد. چونه اش یکم کوتاه ـه و پیشونی اش هم یکم بلند.
مشخصات اخلاقی:
لوئیس ویزلی همواره سخت عصبانی میشه. اما وقتی عصبانی میشه جوری عصبانی میشه که بیا و ببین! بنابراین بهتون توصیه میکنم هیچوقت، مخصوصاً با وجود نیروی اسپیدفورسی که در اون جریان داره (به اطلاعات بیشترمراجعه کنید!) باهاش درگیر نشید. لوئیس همیشه دوست داشته که درهمه نظر بهتر از بقیه باشه و برای همین زیاد اسپیداِستر بودن خودش رو به رخ بقیه میکشه. اما همیشه میدونسته که بعضی ها در بعضی موضاعات از اون بهتر هستن. البته نمیشه گفت که لوئیس این موضوع رو کاملاً درک کرده و اون رو پذیرفته! حالا میرسیم به نکات مثبت. لوئیس همیشه بسیار شوخ طبع و متلک پرون بوده و البته همیشه مواظب بوده که تا چه حد متلک پرونی بکنه. همچنین ایشون خیلی خینده رو هستن و ناراحتی خودشون رو کمتر بروزمیدن. سعی میکنه که تا جای ممکن از دیگران کمک نگیره و خودش مشکلات خودش رو حل کنه. البته یک سری خصوصیات های دیگه ای هم داره که همه گریفندوری ها اونها رو دارن و لازم نیست بهشون اشاره بشه!
زندگی نامه کوتاه:
لوئیس دلاکور ویزلی، در آگوست سال 2005، درخانه ساحلی پدر و مادرش چشم به جهان گشود. مدتی بعد و در فاصله کوتاهی دارای دو خواهر به نام های ویکتوریا و دومینیک شد. اوایل سال های زندگی اش بسیار آرام بود. زندگی خالی از مشکل در یک خانه ساحلی و زیبا. اتفاقات و مشکلات از پنج سالگی وی شروع شد. در پنج سالگی لوئیس که مصادف بود با سال 2010 معلوم شد که لوئیس، یک اسپیداِستر است. خانواده لوئیس فکر میکردند که سرعت بسیار بالای لوئیس یک عمر جادویی است. پس از گذشتن چند روز دویدن های سریع و حرکت سریع دست ها ادامه داشت. لوئیس پس از آن چند روز را در بیمارستان سنت مانگوگذراند تا اینکه معلوم شد او یک اسپیداستر است. لوئیس هیچگاه اسپیداستر بودن را یک مشکل به حساب نمی آورد و همواره میگفت: اسپیدفورس برای من سعادتِ و برای دشمنام مصیبت!
اسم شخصيت انتخابي:بلوینا بلک گروه: اسلایترین ویژگی های ظاهری و اخلاقی: دختری مغرور,لجبازز قدرتمند,سرسخت, تابع لرد سیاه جسور مسلط ب درس دفاع در برابر جادوی سیاه و معجون سازی قد بلند لاغر موهای بسیار بلند مشکی چشمان سبز و زرد زیبا که همیشه برق خاصی درش نمایانه و شرارت از اونها میباره چهره ایی لاغر و استخوانی همیشه لباس هایی تیره و بلند بتن میکنه چوبدستی: 34 سانت چوب درخت نارون ریسه قلب اژدها انعطاف پذیر جارو: اذرخش معرفی کوتاه: اسم من بلوینا بلک هستش من یه ساحره ام تخصص من در جادوی سیاه و معجون سازیه از همون بچگی فردی مستقل بودم و زود روی پای خودم ایستادم فارغ التحصیل مدرسه علوم و فنون جادوگری هاگوارتز هستم در اینده میخوام مرگخوارر بشم و اکثر وقتمو به انجام دستورات لرد سیاه بگذرونم همچنین تو سرم فکرای بزرگی دارم من میتونم یکی از بهتریین مرگخواران ایشون بشم چون میخوام و من وقتی بخوام چیزیو بدست بیارم هیچیی. و هیچکس نمیتونه جلو دارم باشه
معرفی شخصیتتون بسیار کوتاهه، بعدا برگردید همینجا و کاملش کنید. تایید شد. به ایفای نقش خوش اومدید.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آرسینوس جیگر در 1395/5/5 10:23:17
اصالت و قدرت برای لحظه اوج! به یک باره خاموشی ما برای دگرگونی شما... بهتر است به یک باره خاموش شد تا ذره ذره محو شد...
هوم! در نگاه اول جودی یه دختر خجالتی و لوس و یه نمه خنگ به نظر میاد! هرچند که البته در نگاههای دوم و سوم هم همینه، ولی خب! همیشه نباید هرچیزی که میبینید رو باور کنید. جروشا، با موهایی که اصرار داره رنگشون بنفشـن، خنگ نیست! بچهست! بچه مونده تا حدودی. لوس رو نمیدونم، ولی قطعاً میشه گفت خجالتیه. کوچکترین حرفی میتونه صورتش رو سرخ کنه!
معمولاً به جای جون کندن برای حل یه مسئله، ترجیح میده صورت مسئله رو پاک کنه و سوت زنان از موقعیت دور بشه و اولین برخوردش در برابر هر جور سین جیمی، طفره رفتنه!
معرفی کوتاه: جروشا مون... هی!
هیچ وقت چیزی دربارهی پدر و مادرش نفهمید. سالهای بچگی و نوجوونیش به وصله زدن جورابهای هم اتاقیهاش و کشیدن کاریکاتور مسئول یتیم خونه با چند تیکه ذغال سپری شد. در یکنواختی مطلق، بی هیچ هیجانی.
هیجان وقتی به زندگیش راه پیدا کرد که فهمید قسر در رفتن هاش از چنگ سرپرست های پرورشگاه و پسرای هیکلی و قلدر شانسی نبوده، بلکه به خاطر جادوی توی خونِش بود! هیجان، با هاگوارتز شروع شد. توی هاگوارتز البته، همیشه یه شاگرد نامرئی بود. هیچ وقت اسم جروشا مون اسم خبرسازی نبوده. آخرش هم که دوران طلایی هاگوارتز رو با نمرات کاملاً معمولی گذروند.
الان هم وضع و اوضاع زندگیش خیلی مشخص نیست. بعضی وقتا توی هاگزمید میپلکه، گاهی توی لندن.
و... بزرگترین بلای زندگیش؟! یه دختر هفتتیرکش که معلوم نیست از کجا وارد زندگی جروشا شد که الّا و بلّا تو عمهی منی! ***
نام:هایدی مک آووی گروه:هافلپاف نژاد:اصیل جارو:نیمبوس 2001 چوب دست:15 سانت از چوب بلوط و پر طاووس پاتدونوس:اسب تک شاخ بالدار ویژگی های ظاهری: پوست سفید، چشم آبی ، مو زیتونی فکر کنم. ویژگی اخلاقی: خب توی کوئیدیچ خشن هست، ولی در واقع مهربون هست. همیشه به هم گروهی هاش احترام میذاره. با گروه های دیگه هم مهربون هست ولی با اسلایترینی ها خیلی رابطه ی خوبی نداره.دیگا هم هیچی نمی دونم.
تایید شد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لینی وارنر در 1395/5/1 13:53:42
ما فرزندان هلگا در کنار هم و باهم پیشرفت میکنیم کمک میکنیم متحد میشویم و هافلپاف را میسازیم.
نام:پارواتی نام خانوادگی:پاتیل گروه:هافلپاف سن:12 نژاد:اصیل زاده چوب دست:15 سانت از چوب درخت بلوط و پر طاووس ساخته شده. رنگ مورد علاقه:صورتی پاترونوس:اسب تک شاخ جاروی پرنده:فایر بالت ویژگی های اخلاقی: مغرور، باهوش، فضول، لجباز، شیطون،هرکی با من در افتاد فاتحه اش خوندس ویژگی ظاهری:قد نسبتا بلند و تقریبا لاغر، پوست نسبتا برنزه، رنگ چشمام قوه ای سوخته و...همین دیگه اطلاعات بیشتر: خوب ظاهرا پارواتی و خواهرش هندی هستن چون توی فیلم هری پاتر و جام آتش دوتاشون لباس های هندی پوشیده بودن من حدس میزنم که باید هندی باشه. دیگه هم چیز خاصی در بارشون نمیدونم فقط اینکه خیلی مورد توجه پروفسور ترلاونی هستن.
گروه این شخصیت تو کتاب مشخص شده و گریفیندوره، بنابراین نمیتونم با گروه هافلپاف تاییدش کنم. لطفا از لیست شخصیتها یا یه شخصیت از گروه هافلپاف انتخاب کن، یا شخصیتی که گروهش تو کتاب مشخص نشده و بتونه تو هر 4 گروه بره. تایید نشد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لینی وارنر در 1395/4/30 15:23:01
ما فرزندان هلگا در کنار هم و باهم پیشرفت میکنیم کمک میکنیم متحد میشویم و هافلپاف را میسازیم.
گروه: هافلپاف یکی از موسسان مدرسهی علوم و فنون جادوگری هاگوارتز و بنیانگذار گروه هافلپاف در این مدرسه بوده است. کلاه گروهبندی از او با نامهایی چون «هافلپاف خوب» یا «هافلپاف مهربان» یاد میکند. ارزشهای او وفاداری، صداقت و فداکاری بوده است. در هری پاتر و جام آتش بیان میشود که او به افراد دارای پشتکار بیشتر از هر چیز دیگری احترام میگذاشته است. همینطور جای دیگری آمده که بعد از انتخاب دانشآموزان توسط سه موسس دیگر، هافلپاف تمامی باقیماندهها را در گروه خود پذیرا میشده است. هافلپاف به علت مهارت خود در طلسمهای غذایی شهرت داشته است. دستور پخت بیشتر غذاهایی که بصورت مرسوم در هاگوارتز ارایه میشود، کار هافلپاف بوده است. جی. کی. رولینگ گفته است که: «او افراد متفاوتی را برای ساختن هاگوارتز با هم متحد کرد؛» یا «او را بخاطر مهربانیاش دوست داشتند». در یکی از مصاحبههای جی. کی. رولینگ، او بیان داشته که وقتی جنهای خانگی به هلگا هافلپاف پناه میآورند، او آنها را به استخدام هاگوارتز در میآورد.
پ.ن: اصلا هم از جای دیگه کپی نکردم! اصلا هم بعدا تغییرش نمیدم! اصلا هم شناسهی قبلی نداشتم!
لوک نوجوون بدبختِ هافلپافی ای بود که خیلی تو زندگیش سختی کشیده بود... اول یه اوباش زد دم سینما مادر پدرش رو کشت، بعد از اونجایی که اون هیچ کسی رو نداشت، توی کوهستان با گرگ و خرس و ... بزرگ شد و همه این ها می تونست ازش یک ابر قهرمان بسازه، ولی نه. اون یه نوجوون عادی باقی موند که حتی به تیم کوییدیچ گروهش هم راه نیافته بود.
همیشه موهای سیاهش ژولیده بود چون سال ها بود که شامپو نخریده بود و زیر چشم های سیاهش همیشه گود افتاده بود، احتمالا چون شب بخاطر سفتی زمین یا ترس از زنده زنده خورده شدن نتونسته بود بخوابه. سیاه می پوشید، چون بجز شلوار سیاه چسبون و ژاکت موتورسواری ـش لباس دیگه ای نداشت. تنها چیزی که پس از مرگ مامان باباش خریده بود، یه چوبدستی 20 سانتی ریسه ی لب اژدها و چوب افرا بود. جارو؟ نـه! خیلی گرون براش می افتاد.
همه مسخره ـش می کردن: "چرا همش سیاه می پوشی؟" ، " گرایش های دامبولیسمی هم که داری!" ، " آخه! غذا نداری بخوری؟ کارتن خوابِ بدبخت"، "خیلی بدبختی، بدبخت!" ، "ژانوالژان و جودی ابوت، خواهر و برادرت کجان؟ هار هار"
یه سوال ایا میشه که شناسه کاربری یه اسم و شخصیت یکی دیگه باشه؟؟ اگه نمیشه چشکلی شناسه کاربری رو تغییر بدم؟
بله میشه. شناسه کاربری رو خودتون نمیتونین تغییر بدین. اما اگه بخواین تغییر داده بشه میتونین از طریق تماس با ما بلیت ارسال کنین و به مدیران بگین تا براتون تغییرش بدن.
شغل:ساحره و استاد ریاضیات جادویی در مدرسه جادوگری هاگوارتز
وضعبت فعلی:مجرد
گروه:نامشخص(طبق هوش و استعداد زیاد احتمالا در ریونکلا بوده است)
خصوصیات ظاهری:قد بلند،صورت بی روح موی لخت قهوهای و بلند،همیشه ردایی قرمز و کلاه قرمز جادوگری می پوشید
خصوصیات اخلاقی:در ببن دانش اموزان معلمی واقعا سختگیر شناخته شده است .و تکالیف بسیار زیاد و پیچیدهای به دانش اموزان می دادم؛بهمین دلیل افراد بسیاری تمایل به سرکت در کلاس ها از خود نشان نداده اند.درس من مورد علاقهی هرماینی گرنجر در مدت تحصیلش شد.
توانایی ها: ۱-ریاضیات جادویی ۲-دفاع در برابر جادوی سیاه:مستعد در ساختن معجون گیج کننده،ساختن پاترونوس و معجون ها و طلسم های دیگر، ۳-قادر به اجرای wand-ligtningوfreezing 4-گیاه شناسی:بکار بردن مهر گیاه و همچنین «لوموس سولم»
زندگینامه:درباره والدین او چیزی مشخص نیست .او به مدرسه هاگوارتز رفته و در انجا به تحصیل ریاضیات جادویی و ریاضیات جادویی پیشرفته پرداخت.و همچنین در خانه با کمک پدر و مادرش به تمرینات ریاضی می پرداخت. پس از چند سال به مدرسه ی هاگوارتز امد و درخواست کرد که در این مدرسه تدریس کند. کلاس های او ریاضیات جادویی:کلاس ۷aدر طبقه هفتم ریاضیات جادویی پیشرفته:طبقه اول،توریس ماگنوس علاقهی بسیاری به کوییدیچ داشت و طرفدار تیم گریفیندور بود بطوری که هنگامی که هری تعادل خود را روی جارو از دست داد یا وقتی که به انجلینا حمله شد دچار شک شدیدی شد.
چوبدستی:از چوب صنوبر و از هسته ریسمان قلب اژدها\ریسمان اژ دها
پ.ن:هرماینی بدلیل علاقه ی شدید به ریاضیات با استفاده از زمان برگردان به کلاس های خانم وکتور میرفت