شخصیت جادویی خودت را بساز، به یکی از چهار خانه ملحق شو، در کلاسها شرکت کن، کوییدیچ بازی کن و ماجراجوییهای خودت را بنویس.
✨ بیش از ۱۵,۰۰۰ جادوگر از سال ۱۳۸۲
🏰 ۴ خانه فعال: گریفیندور، اسلیترین، هافلپاف، ریونکلاو
📚 اساتید راهنما تو را قدمبهقدم همراهی میکنند
⚡ ماجراجوییهای بیپایان در انتظار توست
🗺 سفر تو در هاگوارتز:
📝یک داستان کوتاه بنویس
🧙شخصیت خودت را بساز
🛒از کوچه دیاگون خرید کن
🎓به یک خانه ملحق شو
همه چیز ساده است! استاد راهنمای اختصاصی تو را در هر قدم کمک میکند
دافنه سامرز هستم از گروه خفن هافلپاف. دختری هستم که به خاطر کشته شدن دوست صمیمی ام به وسیله مشنگ ها به سوی سیاهی و همچنین لرد سیاه کشیده شده است. دو خواهر کوچک تر دارم اما رابطه مان اصلا خوب نیست. ۱۵ سال سن دارم. خیلی وراج و بد اخلاق هستم و زبان تندی دارم. به مجسمه سازی خیلی علاقه دارم و به بازی های ذهنی و به خصوص منچ علاقه دارم. بعضی ها بخاطر عینکم مسخره ام میکنن. البته یه آوادا میزنی حله! مجسمه سازی بلدم فقط یه کم کندم! جانورنمای ثبت شده هستم و به شکل مار درمی ام. اصیل زاده هم هستم بعضی مواقع هم خواهر ۵ ساله ام رو توی سطل آشغالی میندازم. از مامان و بابام ترسی ندارم. یک مدتی هم با آملیا فیتلوورت دوست بودیم اما پس از عضویت او در محفل ققنوس، این دوستی به هم خورد. دیالوگمم از وقتی به هاگ وارتز اومدم شده : چرا گریفندر قرمزها از آب بازی و شوخی های خرکی خیلی خوشم میاد. خلاصه که آدم بدیم و از عالم و آدم بدم میاد و هرکی مسخرم کنه اذیتش میکنم (کروشیو یا آوادا) و مجسمه سازی هم دوست دارم
تایید شد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط رز ویزلی در 1396/6/17 21:55:28 ویرایش شده توسط رز سامرز در 1396/6/17 22:05:34
نام : جاستین فامیل :استیل گروه :ریونکلاو سن :۱۶ رنگ چشم :مشکی رنگ مو : قرمز آتشین رنگ پوست : سفید پوست پاترونوس : سگ هاسکی عضویت در:تیم کوییدیچ ریونکلاو پست:مدافع نژاد:اصیل زاده چوبدست:۲۵س چوب درخت افرا هسته موی قلب اژدها حیوان خانگی:جغد شاخدار جارو:آذرخش آتشین علاقه مندی ها:کوییدیچ_معجون سازی_ریونکلاو توانمندی ها:کوییدیچ_خوانندگی خصوصیات اخلاقی:باهوش و زیرک_مغرور_مهربان_شجاع زندگی نامه: جاستین استیل در یک خانواده ی اصیل زاده به دنیا آمد. پدرش جری عضو گروه ریونکلاو و مادرش ایزابل در گروه هافلپاف .وی تنها فرزند خانواده نبود. او یک خواهر کوچک تر و یک برادر بزرگ تر به نام ادوارد دارد که عضو گروه ریونکلاو است. جاستین در ۱۱سالگی به مدرسه ی هاگوارتز دعوت شد . کلاه گروهبندی به هوش او پی برد و او را در گروه ریونکلاو قرار داد. جاستین در هاگوارز در تیم کوییدیچ بازی میکند و دوستان زیادی پیدا کرده است.
نام:مارکوس فامیل:بلبی گروه :رونکلاو. سن:۱۶ رنگ چشم :سیاه رنگ مو:قرمز آتشین رنگ پوست :سفید پوست عضویت در:تیم کوییدیچ رونکلاو _پست: مدافع نژاد :دو رگه چوبدست:2۵س چوب درخت افرا هسته ی موی قلب اژدها علاقه مندی ها:بازی کوییدیچ ورونکلاو و معجون سازی پاترونوس :سگ هاسکی توانمندی ها کوییدیچ خوانندگی
جارو:اذرخت آتشین حیوان خانگی :جغد شاخ دار خصوصیات اخلاقی:باهوش زیرک شجاع مهربان مغرور زندگی نامه: مارکوس بلبی،در خانواده ی ماگل به دنیا آمد که در دنیای هاگوارز او را دو رگه می نامند. نام پدرش جک بود و فروشنده ی کتاب و مادرش،مریا یک مشنگ بود. وی تنها فرزند خانواده نبود او یک خواهر کوچک تر به نام جینی و همچنین یک برادر بزرگ تر به نام مایکل داشت که عضو گروه هافلپاف بود مارکوس در سن ۱۱ سالگی به مدرسه ی هاگوارس دعوت شد.کلاه گروه بندی به هوش او پی برد و او را در گروه رونکلاو قرار داد.مارکوس علاقه ی زیادی به کوییدیچ داشت و همچنین معجون سازی مارکوس در هاگوارز دوستان زیادی پیدا کرد .
این شخصیت گرفته شده. لطفا یه شخصیت دیگه از لیست شخصیتها انتخاب کن. تایید نشد.
چوب دستی : پر ققنوس و چوب خاس 27 سانتی متری,وفادار و انعطاف ناپذیر
نژاد: دو رگه از نژاد کمیاب vampire_fairy
معرفی:
سلوینیا دختری دورگه ،با پوستی سفید و رنگ پریده با چشمانی نافذ و به رنگ خون! به شدت مرموز بوده و تابه حال کسی موفق به دیدن چهره کامل او نشده است.
تمام خصوصیت های ومپایری و الفی رو به طور توامان و مکمل در وجودش دارد .هیچگاه نمی توان تشخیص داد که برخوردش چگونه خواهد بود، طبع شوخی دارد اما می تواند در عین حال بسیار خطرناک و بی رحم باشد. او می تواند با هر آدمی با هر تیپ شخصیّتی بجوشد. رفتاری روان شناس مآبانه دارد و به راحتی می تواند حقیقت را از زبان بدن، حالات شخص، کلمات و طرز بیان فرد مقابلش بفهمد.
با هوش بوده و بزرگ ترین تواناییش راضی کردن سخت ترین ادم ها فقط با حرف زدن هست به طوری دشمنانش رو هم با حرف زدن قانع می کند . استعداد خاصی هم در جاسوسی و مظلوم نمایی دارد. در اکثر مواقع کم صحبت و کم رو و بعضا لوس تشریف دارد! برای شنلش از رنگ های تند و سیاه بیشتر استفاده می کند و معمولا لباس های چرم و شیک می پوشد.
به خاطر رگه خوناشامی میتواند بصورت طبیعی تا هزار سال یا بیشتر عمر کند. توانایی تغییر شکل و همچنین توانایی ذهن خوانی و نفوذ به افکار و خاطرات اشخاص را به طور ذاتی در وجودش دارد.
سلوینیا قابلیت نامرئی شدن و استتار فوق العاده دارد و همچنین دارای قدرت افسونگری و ساحرگی که از یکی از اجداد خود که دورگه ومپایر- جادوگر بود به ارث برده است .
از عادت هایش جویدن ناخن و گاز گرفتن هرموجود زنده دم دست است که موقع تمرکز روی موضوعی ناخودآگاه انجام میدهد.
تایید شد. خوش برگشتی!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سلوینیا در 1396/6/14 17:37:24 ویرایش شده توسط لینی وارنر در 1396/6/14 17:41:24
نام ( کریستوفر ) فامیل (همسلی ) گروه ( ریونکلا ) سن (16 ) رنگ چشم ( سبز روشن ) رنگ مو ( خرمایی ) رنگ پوست ( سفید ) عضویت در ( هنوز موفق نشده ی بازیکن کوییدیچ بشه اما یک خواننده هست و عضو گروه پروفسور فیلیت ویک) نژاد ( دو رگه ) چوبدست ( 25س چوب درخت بید هسته ی موی تک شاخ ) علاقه مندی ها ( بازی کوییدیچ که هنوز موفق نشده - معجون سازی - گیاه شناسی -ریونکلا ) پاترونوس ( روباه خاکستری ) توانمندی ها ( سخنرانی - نویسندگی - خوانندگی ) جارو ( اذرخش ابی ) حیوان خانگی ( خار پشت ) خصوصیات اخلاقی ( مهربان اما خود خواه - احساساتش را نمیتواند کنترل کند - هر جه در مغزش میگذرد را به زبان می اورد - کنجکاو - باهوش - صبور - زیرک )
زندگینامه ( کریستوفر همسلی ، در خانواده ای ماگل به دنیا امد که در دنیای هاگوارز او را دو رگه میشناختند . نام پدرش ارنست بود و تاکسی ران بود و مادرش ، اریتره اشپزی ماهر بود .وی تنها فرزند خانواده بود و خانواده اش به او علاقه ی زیادی داشتند. کریستوفر در سن 11 ساگی به مدرسه ی جادوگری هاگوارز دعوت شد . کلاه گروه بندی به باهوشی و زیرکی او پی برد و اورا در گروه - فراست - یعنی ریونکلا قرار داد. کریستوفر علاقه ی زیادی به بازی کوییدیچ داشت ولی هنوز نتوانسته ی بازیکن خوب بشه او از معجون و طلسم های زیادی استفاده کرد تا یک بازیکن کوییدیچ بشه اما وجدان او اجازه نداد که با تقلب وارد تیم بشه. کریستوفر بعد از دو سال تصمیم گرفت بر ای این که خانواده اش دیگر برای او ناراحت نشوند تمام خاطرات خود را با ارنست و اریتره پاک کند با استفاده از چوبدستی و ورد - اپلویت - تمام خاطرات پاک شد. کریستوفر از این کار هرگز پشیمان نشد و نخواهد شد و او در هاگوارز دوستانی مهربان و با وفا دارد و درست است که هنوز ی بازیکن کوییدیچ نشده است اما هنر زیادی در خوانندگی دارد و عضو گروه پروفسور فیلیت ویک هم هست .
تایید شد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لینی وارنر در 1396/6/14 11:29:17 ویرایش شده توسط لینی وارنر در 1396/6/14 11:49:51
نارسیسا بلک جنسیت: مونث رنگ مو: بلوند رنگ چشم: آبی گروه: اسلیترین نژاد: اصیل زاده عضویت در: مرگ خواران اولین حضور در: هری پاتر و جام آتش
نارسیسا بلک (تولد فرضی: ۱۹۵۵) شخصیت تخیلی سری داستانهای هری پاتر نوشته جی کی رولینگ است. او همسر لوسیوس مالفوی و مادر دراکو مالفوی، دو نفر از شخصیتهای مهم داستان بود، که ادامه خود نیز جزء شخصیتهای اصلی شد. به واسطه ازدواجش با لوسیوس ملفوی، وی را نارسیسا مالفوی نیز مینامند. خانواده
نارسیسا بلک فرزند کیگانوس بلک و درولا رویسر بود. او کوچکترین فرزند از میان سه دختر بود، بلاتریکس و آندرومدا دو خواهر بزرگتر وی بودند. بلاتریکس و نارسیسا پس از ازدواج آندرومدا با یک ماگل زاده ، او را خواهر خود به حساب نمیآوردند. او همچنین عمه ی نیمفادورا تانکس ، دختر عموی سیریوس بلک ، همسر لوسیوس مالفوی و مادر دراکو مالفوی است. حضور او اولین بار حضور این شخصیت در چهارمین داستان هری پاتر یعنی هری پاتر و جام آتش در جام جهانی کوییدیچ است ولی در فیلم هری پاتر در هری پاتر و شاهزاده ی دورگه است.
اگه بخوام از مشخصات ظاهریم بگم اول از همه باید به چشمای درشت آبی-طوسیم اشاره کنم بعد از اون به موهای مجعد و بلندم که گاهی قهوه ای تیره میشه و گاهی رنگ یک گندم زار. پوستم یکم زیاد از حد روشنه و من برای اینکه بتونم دوسش داشته باشم بهش میگم مهتابی.
فکر کنم از توضیحات بالا مشخصه که احساساتیم و حسابی اهل شعر و قصه و رمان.سرگرمیم نوشتن راجع به موضوعات مختلفه و کلی داستان دارم. دختر عجولی هستم و دلم میخواد همه چیز رو سریع یاد بگیرم و به آخر برسونم. عاشق گربه و جغدم و خودم یک گربه به اسم پشمالو دارم.
چوبدستیم از چوب راش با مغز ریسه قلب اژدهاس و چهارده سانتی متر. انعطاف پذیریشم کمه.بر عکس خودم.
پاترونوسم رو اجرا نکردم اما دوست دارم که شکل ببر باشه.
از همه درسا به جز گیاه شناسی خوشم میاد و سعی میکنم توشون استعداد داشته باشم.
از بچگی یه قدرت خاص داشتم و اون این بود که میتونستم اتفاقات آینده رو تا حدودی حدس بزنم،البته اگه تغییر رنگ موها رو توانایی به حساب نیاریم .به خاطر همین پیش بینیا همیشه آدمای زیادی دورو برم بودن که از آینده خوب یا بدشون با خبر بشن. البته چند وقته که سعی میکنم این کارمو کنار بزارم چون دلم میخواد دیگران به خاطر خودم کنارم باشن.
مادر و پدرم گریفندوری بودن و برادر بزگتم یه اسلیترینی دو آتیشس و وقتی فهمید من تو اسلیترین نیوفتادم تقریبا تا دو هفته باهام قهر بود.اما من گروهمو دوست دارمو تقریبا همیشه میدونستم که توی هافلپاف میوفتم.
دلم میخواد وقتی درسم تموم شد آدم مهم و معروفی بشم. دوست دارم تو همه زمینه ها یه دستی داشته باشم چون من عاشق جادو ام و مهم ترین چیز توی زندگیمه.
مشخصات ظاهري: قد 193 سانتی متر-تقریبا لاغر اندام- موهای سفید که نه کوتاه کوتاهه نه خیلی بلند یه جوریه که توی صورتش ریخته - چشم های طوسی- سفید پوست- معمولا لباس های مشکی و خفن میپوشه- عینکی-
خصوصیات اخلاقي: آزار و اذیت دیگران رو دوست داره. شوخ طبعه و حرف های خندا دار زیاد میزنه ولی توی بعضی مواقع که لازم باشه جدی میشه. بسیار باهوش. میتونه ذهن دیگران رو بخونه. خیلی مغروره. در کل بچه مرموزیه خیلی احساساتش رو بروز نمیده ( منظور احساساتی مثل عشق و ایناس که اصلا نداره که بخواد بروز بده. فقط نیخشند میزنه .از اینا ) شر و شیطون و مقداری خرابکار.بعضی وقتا گند میزنه و خنگ بازی در میاره ولی در عین خنگ بازی باهوشه.همیشه گند کاری هاشو خودش درست میکنه. پررو هم هست و اشتباهش رو به سادگی نمیپذیره.
اطلاعات بیشتر : یکی از خصوصیات بارزش اینه که موقعی که میخواد یه نظر بده یا یه حرف جدی بزنه عینکشو در میاره. یک دفترچه با جلد چرم سوسمار و یک خودکار داره که همیشه همراهشه. روی دفترچش با رنگ سبز نوشته شده:
دفترچه فوق سری متعلق به گرنت پیج ( مخ قشنگ )
یک دوستی هم داره که همه خبر ها رو براش میاره و بیشتر مواقع همراهشه. یک مغز سخنگوئه. درست خوندید، مغز سخنگو. یک مغز که دست و پا داره ولی روی هوا معلقه. عینک آفتابی هم میزنه. گرنت میگه که اون مغز دومشه. اسم این مغز هست برایان چون به کلمه برین ( brain) که همون معنی مغز رو میده خیلی نزدیکه. اینم از عکس برایان.
پترونوس: روباه قطبی
چوبدستی: 30 سانتی متر چوب بلوط و خون تک شاخ انعطاف پذیر
خلاصه زندگینامه: گرنت در روز 6 اکتبر 1991 در لندن به دنیا آمد. پدر و مادرش هر دو ساحره بودند. و در نبرد با ولدمورت کشته شدند. تمام اجدادش توی گروه اسلیترین بودن. کلاه گروهبندی هم اول شک داشت که اونو کجا بفرسته اما وقتی به هوش و ذکاوت و حس رقابت طلبیش پی برد اونو به ریونکلاو فرستاد. با وجود شر و شیطون بودن و خنگ بازی هاش خیلی توی درس هاش موفق بود مخصوصا درس معجون سازی. اون همیشه به کتابخونه میرفت و علاوه بر کلاس هاش درس های متفرقه میخوند و به هیمن سبب به جادوی سیاه علاقه مند و شد و مقداری از اونو یاد گرفت. برای آزمایش خودش یک بار یکی از جادوهای سیاه رو روی یک دانش آموز امتحان کرد. دامبلدور هم وقتی فهمید مجازات سنگینی برایش در نظر گرفت ولی چون دانش آموز خوبی بود اخراج نشد. به خاطر اینکه جادوی سیاه بلد بود و کمی خطرناک شده بود لقب باد شرقی به او دادند.
آن چه در ظاهر می بینید: ساحره ای با موهای مواج قهوه ای تیره و چشمان سیاه، کمی قدبلند و لاغر
آن چه نمی بینید: ساکت،مرموز، غیر قابل پیش بینی، دائماً در حال فکر کردن، مهربان و خلاق
آن چه در دستش خواهید دید: چوبدستی با 14 اینچ طول و انعطاف بالا، از چوب درخت گردوی خاکی و موی دم اسب تک شاخ
با آن پرنده می شود: جاروی نیمبوس 2016 پایه دار
پاترونوس: خرگوش زال
خانواده: پدر و مادرش را به تازگی یافته( آلکامیوس و مارگارت)، شوهرعمه ای جهانگرد و یک برادر کوچکتر به نام کِراکِن.
علایق: او به خبرنگاری، کشف و نوشتن علاقه ای مفرط دارد و در اوقات فراغت خود، کوییدیچ و ضربه زنی را به همه چیز ترجیح می دهد. اگر سوالی درباره ی کشورهای جادویی دارید از او بپرسید!
زندگی نامه: ارمغان شانزده دسامبر که روزی بارانی و سرد بود: دختری با چشمان مرموز و صدایی آرام... والدین او، دو سال پس از تولدش برای سفری کوتاه،از دهکده ی هاگزمید به جزیره ای معلق رفتند اما از بخت بد کردلیا، هیچگاه باز نگشتند. او نزد عمه ی فشفشه و شوهر عمه ی جادوگرش زندگی آرامی داشت تا این که در 7 سالگی، عمه ی خود را بر اثر سکته ی مغزی از دست داد و شوهرعمه اش برای فراموش کردن این ضایعه، به جهانگردی با وی پرداخت. پس از 4 سال، دعوتنامه ی خصوصی هاگوارتز را دریافت کرد و همانند آرزوی دیرینه اش،کلاه گروهبندی ریونکلا را برای او درنظر گرفت. او هم اکنون ساکن خانه ای آرام در غرب لندن است.
خانواده :پدر گریفیندوری،مادر و خواهر هافلپافی ،برادر اسلیترینی
ظاهر:موهای مشکی نسبتا بلند با چشمان مشکی که از پدر به ارث برده و صورتی کشیده و لاغر و پوستی سفید
ویژگی های اخلاقی : منظم و دقیق ،فردی بسیار تمیز و حساس ،دمدمی مزاج ،مهربان ،سخاوتمندو در بعضی مواقع بسیار خشن
علایق : رفتن به کوییدچ ،خواندن کتاب ،عاشق سوار شدن بر روی اسب ها و تک شاخ ها ،عاشق خریدن شکلات و تنقلات از خانمی که توی قطار چیزی میفروشه و کل کل کردن با پسرا،
اطلاعات بیشتر: او دوست داشت در گروه اسلیترین بیافتد بخاطر کل کل هایی که با برادرش داشت و میخواست از برادرش برتری پیدا کند که کلاه قبول نکرد و او را به هافلپاف فرستاد .خانواده وی مخالف رفت و آمد با ماگل ها هستن