جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

18 کاربر(ها) آنلاین هستند (11 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
15
مهمانان
3
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

اطلاعیه مرداب هالادورین: به جدیدترین الهامات گوش فرا دهید تا با خرید چوبدستی به جنگ دمنتورها رفته و سپر مدافع یا مهاجم خود را فعال کنید. سپس با خیال راحت سری به کالاهای فروشگاه زوپس مارکت جادوگران ، معجون‌های معجون‌سرای پاتیل‌طلا و اقلام شوخی‌کده فارس د ماره بزنید تا خودتان را سرگرم کنید یا دیگران را چیزخور کنید! فقط زیاد پرخوری نکنید که در این صورت باید برای درمان به شفاخانه مرداب زیرین مراجعه کنید!
wand

پیام امروز

wand
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  45 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  160 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  170 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  278 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  192 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ: *نقد پست های انجمن شهر لندن*
ارسال شده در: شنبه 1 فروردین 1405 10:33
نمایش جزئیات
شغل
افتخارات
آفلاین
نقد پست 26 ناکجا پورتال نوشته‌ی آیلین پرینس

آیلین عزیز، امیدوارم درک کنی که این نقد صرفاً نظرات شخصی گلرت گریندلوالد است و ممکن است دیگران به شکل متفاوتی درباره‌ی نوشته‌هایت نظر بدهند.

نقل قول:
به امید دنیای عاری از جهل و خرافات!


اگر من به جای تو بودم، شاید با این تیتر شروع نمی‌کردم. متن زیبایی که نوشتی آنقدر قوی هست که پیام را به مخاطب منتقل کند.

نقل قول:
دنیای شماره‌ی ۱۳.


از انتخاب عدد 13 برای این دنیا، این تصور برایم ایجاد می‌شود که احتمالاً نحسی‌اش ویژگی بارز آن است. مسلماً دنیای موازی نحسی به تصویر کشیده‌ای اما به نظر می‌رسد انتخاب این عدد صرفاً برای اشاره به همان "جهل و خرافات" بوده و طعنه‌ای به این تفکر اشتباه که عدد 13 نحس است. در من خواننده‌ی معمولی، لحظه‌ای این شبهه ایجاد شد که آیا نویسنده خودش هم به خرافات اعتقاد دارد یا از عمد این عدد را برای دنیای موازی‌اش انتخاب کرده که بگوید هیچ ربطی به هیچ چیزی ندارد و 13 تنها یک عدد است؟
اگر قرار باشد روزی این متن را بازنویسی کنی یا گسترش دهی، می‌توانی بیشتر به این موضوع توجه داشته باشی.

نقل قول:
گویا آفتاب با پرتوی شادی‌بخشش، او را به ریشخند می‌گرفت.


شروع بسیار جذابیست. از همان اول آدم متوجه می‌شود که قرار نیست "شادی" را تجربه کند.

نقل قول:
- امروز، تموم کسایی که نشونه‌های نحس دارن رو می‌فرستن کوهستان و سن‌مارچ رو از وجودشون پاک می‌کنن.


تصویر آشنای دنیایی که انسان‌ها با استدلال‌های مزخرف و خرافات بی‌پایان سر بریده می‌شوند. گاهی این "سر بریدن" همان منزوی شدن آدماییست که متفاوت زندگی می‌کنند.

نقل قول:
- چه خوب! اینا برن، بدبختی‌هامون تموم میشه. اینا باعث شدن هیچ وقت کامل خوشبخت نباشیم.


اشاره به حقیقتی که هزاران سال برقرار بوده و همچنان انسان‌ها اصرار دارند با "رفتن بعضی" سعادت جامعه تضمین می‌شود. بله... در داستان خیر و شر، باید شر را از بین برد؛ اما اگر تعریفمان از "شر" درست نباشد چه؟

همین نقل قول‌های ساده‌ای که در متن آورده‌اید، به اندازه‌ی صدها کتاب طعنه در خود دارند.

نقل قول:
دندان‌ به دندان سایید. با خود اندیشید سعادتی که با یک جای زخم بلرزد، به چه می‌ارزد؟


متأسفانه برای فهمیدن این جمله، باید داستان تا انتها خوانده شود. دست کم من تا قبل از خواندن ادامه‌ی متن، متوجه نشدم منظور این است که نواقص و زخم‌های آدمی را نشانه‌ی نحس بودن گذاشته‌اند و به همین بهانه آنها را حذف می‌کنند. اما بعد از درک این موضوع، تازه می‌توان به پیام پنهان در آن پی برد. نویسنده کمی کار را برای خواننده‌ی متن دشوار کرده، اما بهرحال ارزشش را دارد. سعادتی که با یک جای زخم بلرزد به چه می‌ارزد واقعاً؟ وقتی پایه‌های ایدئولوژی را آنقدر ضعیف تعریف می‌کنند که با کوچک‌ترین خللی می‌لرزند، آن ایدئولوژی حقیقتاً دیگر ارزشی ندارد.

نقل قول:
درشکه‌ی بزرگی با اسب‌های سیاه عضلانی ظاهر شد و پشت سر آن، کالسکه‌ای لرزان، رنگ و رو رفته و تا حدودی شکسته که اسب‌هایی لاغر آن‌ را می‌کشیدند.


مشخص است که نویسنده از عمد این تصویر را پیش رویمان گذاشته. در ادامه هم به نواقص ظاهری آن افراد اشاره می‌شود. جامعه به همین راحتی می‌تواند با احمقانه‌ترین دلایل، عده‌ای را به بیچارگی برساند. جمله‌ای در متن شما که یکی از جنبه‌های بی‌عدالتی در جامعه را به تصویر می‌کشد. جایی که تصویر سیاهپوستانی را برایم زنده می‌کند که در محله‌های کثیف جمیعاً در مسیر دزدی و مواد قرار می‌گیرند و روزگارشان مثل رنگ پوستشان سیاه می‌شود. جایی که تصویر زنانی برایم زنده می‌شود که در یک جامعه‌ی به‌شدت مردسالار و زن‌ستیز، محکوم به فلاکت شده‌اند.

خود نویسنده در فضایی که خلق کرده حضور فعال و نقاد دارد. خود نویسنده برخلاف جریان قدم برمی‌دارد.

همه حالشان از آدم‌های نحس به هم می‌خورد اما نویسنده فعالانه و به کمک شخصیت خودش در داستان، به خواننده کمک می‌کند بر وسوسه‌ی خود برای همراهی با مردمان خرافاتی غلبه کند.

نقل قول:
- مگر فریاد زدن کمکی می‌کنه؟


اما در ادامه ما را ناامید می‌کند. من از این جمله پیام دیگری هم دریافت کردم. "سکوت" قشر متفکر و آزاداندیش به اندازه‌ی پروپاگاندای غالب بر جامعه می‌تواند به استمرار ظلم کمک کند. در متن شما علت این سکوت، ترس نویسنده است.

نتیجه؟ خرافه روز به روز قدرت می‌گیرد و کار به جایی می‌رسد که احمق‌های شرور، عامدانه و با لذت دست به کشتار می‌زنند.

نقل قول:
مردی سنگی به دست آیلین داد.
- بیا، بزنشون!


نمی‌دانم داستان کوتاه Lottery را خوانده‌ای یا نه. حتماً پیشنهاد می‌کنم بخوانی. این سنگسار کردن تصویر هولناکی است که نویسنده به زیبایی برای اثرگذاری بیشتر بر مخاطب در متن خود به کار گرفته.

نقل قول:
دوباره به افراد دربند نگاه کرد و لبخندی زد؛ نه از جنس تحقیر، بلکه از جنس 《همه‌چیز درست می‌شود.》

و واقعا به پیام تبسمش ایمان داشت.


راستش را بخواهی انتظار پایان قوی‌تری داشتم. به نظرم یا باید در پایان به "بی‌عمل" بودن آیلین و "واهی" بودن امیدی که می‌داد می‌رسیدیم، یا اینکه نشان می‌دادید حتی همین به اصطلاح متفکر جامعه هم در جریانی فرسایشی در نهایت با وجود اینکه از صمیم قلب با انجام این کارها مخالف است، عملکردی کاملاً شبیه به همان جامعه از خود نشان می‌دهد. مثلاً او هم سنگی به سر یکی از قربانیان خرافات می‌زند و تنها تفاوتش با دیگران این است که این کار را با "لبخند دلسوزانه" انجام می‌دهد.

متنی که شما نوشته‌اید بسیار عمیق و پرمعناست و از جنبه‌های بسیاری قابل بررسی است. می‌دانم که نقد من خودش قابل نقد است و بی‌اشتباه نبوده‌ام. چه بسا اجازه دادم سلیقه‌ام این وسط چند کلمه‌ای اضافه کند؛ اما امید دارم توانسته باشم چند ایده به ذهن بسیار قدرتمند شما بیاورم تا اگر خواستید آن را بازنویسی کنید، حتی از این چیزی که هست هم بی‌نقص‌تر و کامل‌تر شود.

شک ندارم خودتان هم می‌دانید نوشته‌هایتان چقدر زیبا و فکرشده است و تا چه حد طرفدار دارید.

موفق باشید
گلرت گریندلوالد

افرادی که لایک کردند

زمان ما رسیده است، برادران و خواهران من! دیگر در خفا نخواهیم بود! صدایمان را خواهند شنید و این صدا کرکننده خواهد بود!

تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ: *نقد پست های انجمن شهر لندن*
ارسال شده در: شنبه 1 فروردین 1405 09:46
نمایش جزئیات
شغل
افتخارات
آفلاین
گریندلوالد در برابر دری پوسیده و خاک‌خورده ایستاده است. ظاهراً آنقدر هیچکس به آنجا سر نزده که تار عنکبوت بسته.

چوبدستی‌اش را بیرون می‌کشد و بی‌مقدمه تارهای عنکبوت را از چهارچوب در ورودی کوچک‌ترین اتاق ساختمان شهرداری لندن می‌زداید.

با تکان مختصری به نوک چوبدستی، قفل در باز می‌شود و اتاق، محتویات خود را به گریندلوالد نمایان می‌کند.

باورنکردنیست. اتاق کاملاً تمیز و مرتب بدون ذره‌ای غبار آماده‌ی خدمت است.

پا به درون آن می‌گذارد.

- اما من روی در تار عنکبوت گذاشته بودم! انتظار داشتم همه فکر کنند اینجا خالیست و مرا پیدا نکنند!

گریندلوالد پس از شنیدن این جمله از دهان جن فرتوتی که در آن اتاق پنهان شده بود نمی‌تواند جلوی لبخندش را بگیرد.

- مایلم که این دفتر دوباره به کار خود ادامه دهد. کار آسانی نیست اما اگر تو نتوانی، خودم این کار را خواهم کرد.


شمع‌های روشن به لرزه می‌افتند و پرونده‌های باز یکی یکی از قفسه‌ها به پرواز در می‌آیند.

پس شروع می‌کنیم...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
زمان ما رسیده است، برادران و خواهران من! دیگر در خفا نخواهیم بود! صدایمان را خواهند شنید و این صدا کرکننده خواهد بود!

تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: *نقد پست های انجمن شهر لندن*
ارسال شده در: پنجشنبه 6 مهر 1396 13:07
نمایش جزئیات
آفلاین
گویل عزیز! اول به عذرخواهی به شما بدهکارم. و علتش رو هم ذکر میکنم الان.

این تاپیک با توجه به این که نقد هاش انجام نشده باید قفل میشده پیش از این.
از اونجایی که خود من به عنوان ناظر فعلی انجمن صلاحیت نقد رو در خودم نمیبینم بنابراین درخواستتون انجام نمیشه و این تاپیک هم تا اطلاع ثانوی قفل میشه.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده

پاسخ به: *نقد پست های انجمن شهر لندن*
ارسال شده در: سه‌شنبه 28 شهریور 1396 23:20
نمایش جزئیات
آفلاین

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

"تنها ارباب است که میماند"
پاسخ به: *نقد پست های انجمن شهر لندن*
ارسال شده در: پنجشنبه 3 فروردین 1396 23:03
نمایش جزئیات
آفلاین
نقد پست #121 دارالمجانین لندن - جاستین فینچ فلچلی:

وینکی از مترجم برای سخنانش استفاده کرد. قبلش هم به جاستین پیشنهاد کرد برای درخواست نقد، حتما روی دکمه لینک زد و لینک پستشو گذاشت اون تو! جاستین حتی تونست یه آواتار هم واسه خودش گذاشت که خیلی بهتر حتی با فضای ایفا جور در اومد. این هم از قابلیت های زوپس بود!
وینکی رفت سراغ نقد...

نقل قول:
دانشمندان پس از اندک زمانی نور تاریک را کشف کردند و اختراع کردند و در کتاب هم ثبت کردند و به سراغ لرد امدند.


اشاره به نور تاریک کار خیلی خوبی بود که باعث شد جاستینِ اشاره کننده خووب باشی. همیشه میشه ارتباطی بین پست خودت و پستای قبلی پدید بیاری که کاری هست بس پسندیده.

نقل قول:
پزشک اول ارام نور تاریک را روی لرد گرفت .
-اخخخخ چطور جرئت میکنید ؟ ما لرد هستیم!


در اینجا همونطور که میبینی، آخرین فاعل جمله، مربوط به پزشک اول هستش. پس دیالوگ باید با دوتا اینتر بیاد، نه یک اینتر. توی نقدهای پایین هم توضیح دادم فکر میکنم. درستش اینه:

پزشک اول ارام نور تاریک را روی لرد گرفت .

-اخخخخ چطور جرئت میکنید ؟ ما لرد هستیم!



نقل قول:
پرستار رو به دکتر کرد و گفت : به نظر من میتونن برن!


و اما در اینجا. شکل دیالوگا باید یه طور باشه کلا. یا به صورت اینتر و خط تیره باشه، یا به این صورت. الان به صورت خط تیره که بیشتر هم تایید شده هست در سطح سایت، اینطوریه:

پرستار رو به دکتر کرد و گفت:
- به نظر من میتونن برن!


البته واقعا هم اهمیت چندانی نداره این موضوع و بعضیا هم پیروی نمیکنن ازش. اما بهتره که همرنگ جماعت شی تا رسوا نشی یه وقت.

نقل قول:
دکتر هم حسابی از اینکه یک پرستار ساده داشت نظر نهایی را صادر میکرد عصبانی شد و پرستار را اخراج کرد و لرد را به قسمت امور مالی فرستاد.


به همین سادگی لرد مرخص شد الان؟
هدف ما توی رول نویسی ادامه دار این نیست که داستان رو تموم کنیم. بلکه اینه که به حدی داستان رو کش بدیم که همه اعضای سایت بتونن تا جای توانشون توی سوژه شرکت کنن و رول بزنن. من الان به شدت امیدوارم که نفر بعدی سوژه رو بگیره و لرد رو برگردونه به اتاق درمان اینجا. خیلی حیفه به این سادگی تموم شه این قسمت سوژه.

نقل قول:
ارام با چوبدستی به کمد اشاره کرد و ارام گفت:
-پرونده ی شماره 175!


خیلی جاها توی رولت غلط تایپی دیده میشه. مثل اینجا که سرکش آ رو نذاشتی. قبل از ارسال پست حتما از دکمه پیش نمایش استفاده کن و یه دور رولت رو بخون تا اینطوری نشه.

در کل، باتوجه به تازه وارد بودنت میشه بهت کردیت :سندی: داد و تشویقت کرد. آورین
انگیزه و پتانسیل زیادی واسه فعالیت داری به نظرم. واقعا سایت میتونه از همچین تازه واردایی استفاده کنه. مرسی که هستی و میخوای پیشرفت کنی خلاصه.

موفق باشی!

+باتشکر از آرسینوس جیگر که این نقد رو تهیه کرد. من فقط دستی به سر و روش کشیدم و دارم میفرستمش. مرسی ازش خلاصه.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط وینکی در 1396/1/3 23:42:57
ویرایش شده توسط وینکی در 1396/1/5 23:00:17

Take Winky down to the Mosalsal City, where the grass is mosalsal and the mosalsals are MOSALSAL
پاسخ به: *نقد پست های انجمن شهر لندن*
ارسال شده در: چهارشنبه 2 فروردین 1396 01:12
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام میشه لطفا پست من در دارالمجانین نقد بشه؟ ممنون!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: *نقد پست های انجمن شهر لندن*
ارسال شده در: شنبه 28 اسفند 1395 20:48
نمایش جزئیات
آفلاین
نقد این پست کتی بل!
وینکی جن خووب بود که همه رو نقد کرد؟ وینکی جن منقود؟

-----------------------

وینکی نشست و پست نقطه ای رو خوند تا بلکه نقطه رو پیدا کرد. ولی وینکی نتونست پیداش کرد. وینکی جن بد خووب؟
طی زمانی که وینکی داشت پست نقطه ای رو خوند، وینکی به این نتیجه رسید که نقطه ای، نویسنده قابلی بود ولی بی توجهی های زیادی کرد. مثلا:

نقل قول:
هرچی بود نمره از دست دادن بهتر ازاین بود سرشونو از دست بدن.


این جمله یه مقدار واسه وینکی ناملموس بود! وینکی نتونست با این جمله ارتباط برقرار کرد. کتی اگه دقت بیشتری داشت، مطمئنا تونست جمله بندیش رو درست کرد.

نقل قول:
- استاد اجازه؟ما بگیم؟ما بگیم؟!من میخوام معجون شم!بعد برم محفل درخواست عضویت بدم بعد چاق بشم چله بشم بعدش میام تو منو بخور!


کتی، یه شخصیت پردازی قوی داشت. کتی، جن خوب و مشخوصپردز بود. ولی توی همین دیالوگ، علائم نگارشی که به کلمات کنارشون چسبیده بود، ظاهر جالبی ایجاد نکرد. کتی تونست بینشون فاصله انداخت. وینکی جن دانا و مدبر خووب؟

نقل قول:
جنون جنونه دست آدم که نیست!


جنون جنونه؛ خود جنونه! + :باب اسفنجی:
اگه کتی، جمله رو به یه ویرگول هم مزین کرد، جمله خیلی خوجگل تر شد. کتی قبول نداشت؟

ولی در کل، کتی این قسمت رو دید:
نقل قول:
هکتور جنون داشت. جنون معجون سازی. گرچه استعدایم تو این زمینه نداشت ولی بالاخره جنون جنونه دست آدم که نیست!


کتی جن دانا بود. کتی با اینکه تازه وارد بود (تازه وارد بود؟ ) ولی خیلی خوب همه رو شناخت و شخصیتشون رو دونست. کتی، جن مبدوقت!

نقل قول:
در کلاس با صدای بلندی از جاش دراومد و پرت شد رو میز استاد و پاتیل و محتویات رو میز رو به بوق عظمی داد. بلافاصله هم یکی سوار بر گاومیش وارد کلاس شد. پشت سرشم شخص وزیر ناله و نفرین کنان قدم به سوژه گذاشت.


کتی، کارش توی صحنه سازی درست بود. آفرین!

در کل، رول کتی، رول خوبی بود. اگه کتی دستی به سر و روی جمله بندی هاش کشید، رول بهتری هم شد. کتی جن خووب و نویسنده! وینکی هم جن خووب؟

+جهت جلوگیری از هرگونه شایعه بی پایه و اساس، وینکی همین الان اعلام کرد که چون کتی هم تیمیش بود، ازش تعریف های خوشمزه ای کرد. بله! پارتی بازی بود! هرکسی هم که مشکل داشت تونست رفت و مشکلش رو با مسلسل وینکی در میون گذاشت.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

Take Winky down to the Mosalsal City, where the grass is mosalsal and the mosalsals are MOSALSAL
پاسخ به: *نقد پست های انجمن شهر لندن*
ارسال شده در: پنجشنبه 26 اسفند 1395 22:00
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام سلام صدتا سلام!

اومدم اینجا که نقطه مو واسم پیدا کنید!میشه میشه؟

اگر دستتونم رسید اینم بنقدین میشه میشه؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
قدم قدم تا ‏ روشنایی، ازشمعی در تاریکی تا نوری پرابهت و فراگیر!
می جنگیم تا آخرین نفس!!
می جنگیم برای پیروزی!!!‏
برای عشق!!!!‏
برای گریفیندور.

تصویر تغییر اندازه داده شده

پاسخ به: *نقد پست های انجمن شهر لندن*
ارسال شده در: یکشنبه 8 اسفند 1395 21:31
نمایش جزئیات
آفلاین
وینکی به "آلماندا" سلام کرد. وینکی جن خووب بود که به همه سلام کرد؟

وینکی از اون جایی که خیلی آینده نگر و مدروک بود، تصمیم گرفت حرفاشو با کمک گوگل ترجمه، ترجمه کرد تا آلماندا فهمید که وینکی چی گفت. وینکی جن خوش فکر خووب؟

نقد پست #53 کینگزکراس - آماندا:

خب آماندا جان، شروع کنیم!

ظاهر یک پست، مهم ترین بخش یک پسته. اگه رولی ظاهر خوب و جذابی داشته باشه، خواننده به خوندنش جذب میشه. در حقیقت یکی از مهم ترین تفاوت ها بین یه رول خوب و یه رول بد، ظاهرشونه. نویسنده ممکنه یکی از شاهکارهای ادبی تاریخ سایت رو نوشته باشه اما چون پستش ظاهر درستی نداره، مردم ارزش رولش رو نفهمن یا حتی اونو نخونن. وقتی ظاهر یک پست به هم ریخته باشه، کل پست گنگ و نامفهوم میشه. نکته مهم اینه که گاهی اوقات، ظاهر رول هم باعث روایت بهتر رول میشه. طوری که خودِ ظاهر، با لب و دهن آدم بازی میکنه.

معیار نوشتن یک پست توی سایت، به این شکله که مرتب کردم. به اینترها دقت کن:

نقل قول:
توضیحـــــــــات و شــــــرح رویــــدادها... |با یه اینتر برو پایین.|
-دیالوگ شخص. |با دو اینتر برو پایین.|

توضیحــــــــات و شـــــرح رویـــــدادهای بعدی...


دقت کن که گوینده دیالوگ باید ترجیحا فاعل آخرین جمله بخش بالایی باشه. مثال:
نقل قول:

- طفلک هری! الان شهید میشه.

این جمله را رون درحالی که داشت روی یک سنگ قبر حک میکرد "هری پاتر" گفته بود؛ هری هم ساکت ننشست و گفت:
- اون کسی که این پیشنهاد داد باید بعد از کلاس بیاد پیش من!

حالا دیگر امکان نداشت کسی که این پیشنهاد را داده بود، خودش را نشان دهد...


نقل قول:
اما همین یاد آوری از طرف نویسنده باعث شد هری یادش بیفتد که بعد از خوردن کیک هشتاد طبقه و خوراک لوبیا اصلا دستشویی نرفته بود و شکمش حسابی پر شده بود به همین دلیل با سرعت اتوبوس شوالیه به سمت دستشویی دوید!

- خب حالا که اولین داوطلب رفته به مسترا یکی دیگه باید معجون بشه!

جمله ی آخر هم هکتور جوری گفته بود که همه حتی نویسنده هم سکته ناقص کردند؛ بعضی از بچه ها هم مشغول خوردن خوراک لوبیا شدند!


توی مثال دوم، دیالوگ رو هکتور گفته. توی پاراگراف بالای دیالوگ، ما داریم در مورد هری حرف میزنیم و نه هکتور! در نتیجه باید دو اینتر بزنیم تا بین پاراگرافی که هیچ ربطی به دیالوگمون نداره، فاصله بندازیم.

این از این. امیدوارم گند نزده باشم با این توضیحاتم.

نکته بعدی اینه که "شکلک (اسمایلی) هیچوقت جای نقطه رو نمی گیره!"
دقت کن:
نقل قول:
- اهای، حواست باشه مواد معجونم رو کجا میریزی، این لباس تازه خریدم

این درست نیست. حالت اصلی به این شکله:
نقل قول:
- آهای؛ حواست باشه مواد معجونم رو کجا می ریزی! این لباسو تازه خریدم.


به این اشتباه میگن: گیدیونیسم!

بعد... هیچوقت کیلویی از علائم نگارشی استفاده نکن. "!!!" یا "؟؟؟" یا "؟؟!!" و مواردی از این قبیل اشتباهن. یه دونه علامت معمولا کفایت میکنه. حتی من استفاده از "؟!" رو هم درست نمیدونم. جمله یا میتونه عاطفی باشه یا سوالی. دیگه یعنی چی که هم عاطفیه و هم سوالی و هم خبری؟

خیلی جاها توی پستت دیدم که بین لحن نگارشی و گفتاری در نوسان بودی یا غلط تایپی داشتی. برای اینکه از این قبیل مشکلات خلاص شی حتما قبل از ارسال، روی دکمه پیش نمایش کلیک کن و اشتباهات رولت رو بگیر. خیلی خوبه این دکمه.

سعی کن از نقش های نویسنده و کارگردان و فیلمبردار و صدابردار کمتر استفاده کنی یا اصلا استفاده نکنی! اینا معمولا حس و حال جادویی پست رو از بین میبرن. (برقک بای ارباب! :D) توی بیشتر مواقع هم دست و پا گیر و بیخود هستن. میشه ازشون به عنوان سوژه فرعی استفاده کرد ولی ترجیحم اینه که تا حدممکن استفاده نکنی. طنز اونا رو به شخصیت ها منتقل کن. واقعا تاثیر بهتری داره!

سخن آخر اینکه رولت با توجه به اینکه تازه کاری، خیلی خوبه. آینده روشنی داری و اگه همین فرمونو ادامه بدی، نویسنده قَدَری میشی! یه سری مهارت هست که اونا رو هم با گذر زمان، کسب تجربه، رول زدن و درخواست نقد یاد می گیری.

آلماندا جن خووب!

عزت زیاد!

+اگه جایی از پستت رو اشتباه خوندم و متوجه شدم یا نقد برات نامفهومه، میتونی با پــخ بپرسی سوالتو.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

Take Winky down to the Mosalsal City, where the grass is mosalsal and the mosalsals are MOSALSAL
پاسخ به: *نقد پست های انجمن شهر لندن*
ارسال شده در: پنجشنبه 5 اسفند 1395 13:49
نمایش جزئیات
آفلاین
لطفا اینو نقد کنید
با تشکر

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!