جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

21 کاربر(ها) آنلاین هستند (17 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
14
مهمانان
7
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

اطلاعیه مرداب هالادورین: به جدیدترین الهامات گوش فرا دهید تا با خرید چوبدستی به جنگ دمنتورها رفته و سپر مدافع یا مهاجم خود را فعال کنید. سپس با خیال راحت سری به کالاهای فروشگاه زوپس مارکت جادوگران ، معجون‌های معجون‌سرای پاتیل‌طلا و اقلام شوخی‌کده فارس د ماره بزنید تا خودتان را سرگرم کنید یا دیگران را چیزخور کنید! فقط زیاد پرخوری نکنید که در این صورت باید برای درمان به شفاخانه مرداب زیرین مراجعه کنید!
wand

پیام امروز

wand
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  57 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  169 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  182 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  289 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  195 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 2 کاربر مهمان
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: یکشنبه 18 آذر 1397 23:50
نمایش جزئیات
آفلاین
نام: مرلین
نام خانوادگی: کبیر
گروه: گریفیندور ( مثل اینکه کاشف به عمل اومده که مرلین اسلیترینی بوده، ولی خب این مرلین تو گریف بوده، سر همون اگه گریفیندور باشه ممنون میشم.) (این تیکه رو نذارین تو معرفی شخصیت پروفایلم )
چوب دستی: همونی که تو عکسه

مرلینِ کبیر، جادوگری به قدمت تمام اعصار! جادوگری برای تمام فصول! پیامبری برای برطرف کردن تمام نیاز های شما. مرلین، همان جادوگری است که شما در تاریک ترین و غم انگیز ترین لحظاتتان از وی کمک می خواهید. وی همان شخصی است که در تمام وجوه زندگی شما تبلور یافته و لحظه ای نیست که بدون استمداد از ریش یا پیژامه وی، بگذرد.
مرلین، جادوگری زاده شده توسط پلیدی و خدمتگذار روشنایی! همین تضاد در آفرینش وی، باعث می شود که مرلین همواره در بطن ماجراها باشد و هر دو نیروی خیر و شر، وقتی که در حال قتل عام یک دیگر هستند، از او کمک بخواهند. در حقیقت استیون اسپیلبرگ در فیلم نجات سرباز رایان، از این ضرب المثل قدیمی بریتانیایی در زمان جنگ بین طرفداران شاه آرتور و دشمنان وی، زمانی که دشمنان در حال دستیابی به پیروزی بودند بیان شد، استفاده کرده است:
نقل قول:
- نترسید بچه ها، مرلین با ماست!
- اگه مرلین با ماست، پس کی با اوناست که اینطوری دارن دهنمونو ... ؟

اراده مرلین، همان جادویی است که در چوبدستی شما در جریان است. قدرت مرلین، همان قدرت طلسم هایی هست که آن ها را اجرا می کنید و خرد او، خرد تمام دانشمندان دنیای جادوگری است زمانی که سعی دارند تا جادویی جدید را ابداع کنند و در اختیار دنیای جادوگری قرار دهند. مرلین، همان فردی است که اولین بار از جادو استفاده کرد و بنا بر پیشگویی ها، آخرین فردی هم هست که از آن استفاده می کند.
من، مرلین کبیر، بار دیگر برگشته ام تا در خدمت جامعه ی جادوگری باشم، با چوب جادوگری جدیدی با طول 35 سانتی متر و از چوب عصایی که در دستم میگیرم؛ پیرتر از همیشه، خسته تر از قبل ولی با تجربه تر از گذشته و قوی تر از تمام دوران هایی که زندگی کرده ام! قامت خمیده و سن زیادم هرگز نتوانستند جلوی مرا برای نشان دادن قدرت بیکرانی که جادو برای ما فراهم می آورد را بگیرند!
مرلین با استفاده از سرویس پست الکترونیک پیشرفته خود (malakooti mail) می تواند در کسری از ثانیه از نیاز های بندگانش با خبر شود و آن ها را اجابت کند. پس هم اکنون گوشی جادویی خود را برداشته و با مرلین راز و نیاز بکنید!

تایید شد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط بلاتریکس لسترنج در 1397/9/19 16:13:33
ویرایش شده توسط بلاتریکس لسترنج در 1397/9/19 16:34:22
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: جمعه 16 آذر 1397 22:21
نمایش جزئیات
آفلاین
ـ نام : آنابل انتویسل
سن : ۱۷ سال
جنسیت : مؤنث
اصالت : یونانی
گروه : هافلپاف
چوبدستی : ۳۳سانتی متر از دندان نیش اژدها و نفسِ ققنوس
توانایی : سخن گفتن به زبان مارها - حرف زدن با افکار دیگران(سخن گفتن بدونه استفاده از زبان)- تغیر شکل
جارو : نیمبوس دوهزار
ویژگی های چهره : قد ۱۸۰ که بین دخترای هم سنش کمی بلنده و لاغر موهای کوتاه پسرونه مشکی پر کلاغی و چشم های طوسی روشن و پوست رنگ پریده و روی ابرو اش یه خط داره چیزی مثل جای تیغ که با آن به دنیا اومده
ویژگی های اخلاقی : اخلاق عجیبی داره میشه گفت یه جورایی اختلال دو قطبی داره یعنی بعضی وقتا خوش اخلاق و مهربون بعضی وقتا خشن و عصبی برای همین دوستای زیادیی نداره مغرور نیست ولی بخاطره عجیب غریب بودنش خیلیا تمایل دوستی باهاش رو ندارن به شدت شجاعه عاشق حل معما و چیزای ترسناکه روانیه انتقام شوخ طبع هم هست نصفه وقتشو مشغوله مطالعه است

زندگی نامه :
آنابل اتنویسل متولد ۱۷ نوامبر ، و این که اون یک دورگه است یا اصیل هیچکس نمیدونه چون اون روزه تولدش به دلیله نامعلومی پدر و مادرش رو از دست داده و در جنگل مردی او را پیدا میکند و اون رو بزرگ میکنه برای همین مجبور میشه خودش کار کنه و سختی های زیادی کشیده هیچی از دوران کودکیش جز زجر بدبختی به یاد نداره مثل پسر ها رفتار میکنه به همین که علت دخترا تمایل دوستی باهاش ندارن یعنی میشه گفت تقریبا هیچ دوستی ندارد یک روز مردی که اون رو در جنگل پیدا کرده بود خسته و کوفته از سرکار برگشت مثل این که اخراج شده بود و اعصاب درست و حسابی نداشت برای همین تمامه بدبختی و بیچارگی خود را تقصیر آنابل میدانست در همین هنگام تبری را بلند کرد و دست به قتل آنابل زد، آنابل به تبر خیره شد،و ناگهان تبر به سمت گردن مرد رفت سرش را قطع کرد آنابل متوجه کاری که کرده بود نمیشد علت اون رو نمیدانست و از این واقعیت که استثنایی است فرار میکرد ! وسایلش رو جمع کرد و شب رو همون جا خوابید میخواست از آنجا برود، صبح که شد با نامه ای کنارش از خواب بیدار دعوت نامه ای از هاگوارتز بود! او به هاگوارتز رفت با این هدف که بفهمد پدر مادر او چه کسی هستند چه کسی آنها را کُشت و چرا این کار را کرد و این که آنابل دقیقا چیست برای همین میخواست به اسلیترین ملحق شود تا از جادوی سیاه سر در بیاورد ولی کلاه هافلپاف رو برای او انتخاب کرد! بچه های گروه هافلپاف بسیار مهربان بودند و با او به خوبی رفتار میکردند!
او تصمیم گرفت اولین هافلپافی باشد که از دانش آموزان سابق (جادوگران خبیث) اسلیترین خبیث تر و خطرناک تر باشد!
او در حال حاضر کل اوقات فراغتش را صرف مطالعه تمرین جادوی سیاه میکند
او الان در زندگی جدیدش یک هدف دارد :
انتقام از کسانی که باعث بدبختی او بودند!
شعار : هیچ خشم و کینه ای بر سر قدرت طلبی و یا علاقه به وجود نیامده، بلکه از رنج کشیدن آمده!


تایید شد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لینی وارنر در 1397/9/16 23:17:21
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: پنجشنبه 15 آذر 1397 22:02
نمایش جزئیات
آفلاین
نام : ربکا
جنسیت : مونث
اصالت : ایتالیایی
تولد : 3 دسامبر
رنگ چشم :آبی
مو :قهوه ای تیره
گروه : ریونکلاو
پاترونوس: روباه
چوبدستی : چوب درخت افرا با رگ اژدهای سیاه هیبریدی
جارو:آذرخش
ویژگی های اخلاقی : مهربون، بشدت شوخ طبع ولی در مواقعی که لازمه خیلی جدیه.
مادر پدر : هر دو جادوگر

زندگی نامه :
در خانواده ای جادوگر بدنیا آمده بودواز همان ابتدا و دوران بچگی به کتاب های مختلف مخصوصا سحر و جادو روی آورده و اطلاعات زیادی کسب کرده بود خانواده او اورا بخاطر داشتن هوش زیاد تحسین میکردند اما از آنجایی که خود اسلیترینی بودند انتظار داشتند فرزندان نیز مانند آنها به گروهی ملحق شود که نسل اندر نسل آنان در آن حضور داشتند.ربکا دختری بود که کسب علم را دوست داشت واین علاقه اورا به سمت ریونکلاو جذب میکرد اما همچنان نمیخواست مادر پدر خود را ناامید کند. سالهای عمر او گذشت تا روزی نامه هاگوارتز به دستش رسید و این نشان از شروع دوره جدیدی از زندگی او بود.به کمک خانواده برای رفتن به هاگوارتز آماده شد وطبق معمول بهترین ها گرانترین ها را برای او میخریدند تا غرور خانواده شان حفظ شود .روز اول حضور او در هاگوارتز فرا رسید، تصمیم گرفت برای گروهبندی خود را کلاه گروهبندی بسپارد. اسم اورا خواندند، جلو رفت کلاه را روی سرش گذاشتند وسکوت همه جارا فرا گرفت که ناگهان کلاه داد زد:ریونکلاو.بلند شد و به سمت میز ریونکلاو رفت که اعضای آن با تحسین برایش دست میزدند نگاهی به میز اسلیترین انداخت که برخی بی احساس و برخی با چش غره به او نگاه میکردند. خوشحال بود اما هر گاه به مادر پدرش فکر میکرد همه ی خوشحالیش از بین میرفت .دیگر اهمیتی نداشت مهم این بود که او به هاگوارتز پا گذاشته بود و قرار بود زندگی جدیدی شروع کند.


تایید شد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لینی وارنر در 1397/9/15 22:16:10
من نمیتونم همه کارهای خوبی که این دنیا نیاز داره رو انجام بدم ...
اما این دنیا به تموم کار های خوبی که از دست من برمیاد نیاز داره .
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: یکشنبه 11 آذر 1397 19:23
نمایش جزئیات
آفلاین
نام:
سدریک دیگوری
گروه:
هافلپاف
ویژگی های ظاهری و اخلاقی:
23 سالمه قد بلندی دارم و موهای بلوند,عاشق رنگ خاکستری و طوسی ام حتی رنگ چشمام هم طوسیه! گاهی وقتا دوستام بهم میگن آقای خاکستری چون معمولا سرتاپا خاکستری میپوشم.کمی مغرورم اما کل آدما رو دوست دارم.مهربونم و دلسوز, پرتلاش و با حوصله, کمی عصبی میشم گاهی اما خیلی زود آروم میشم.
خانوادمو تو دنیا از همه چیز بیشتر دوست دارم.
چوبدستی:
از جنس چوب درخت آبنوس و هسته پر ققنوس 18 اینچ انعطاف پذیر
جارو:
جدید ترین مدل جاروی پرنده نیمبوس 2018 با قابلیت کروز کنترل و تغییر ناگهانی جهت و همچنین قفل شدن روی هدف و امکان سواری اتوماتیک
معرفی:
سپتامبر یا اکتبر 1978 متولد شدم.اصیل زاده هستم.پدرم آموس دیگوری که مامور وزارتخانه است و برای سازمان مقررات و کنترل موجودات جادویی کار میکند.اسم مادرم هم خانم دیگوری است که اطلاعات زیادی راجب ایشون موجود نیست.سال 1989 یک نامه واسم اومد و به هاگوارتز دعوت شدم البته انتظارش رو هم داشتم.در سال 1993 کاپیتان و جستجوگر تیم کوییدیچ هافلپاف شدم و یکی از بهترین بازیکنان تاریخ کوییدیچ هستم. در سال 1995 یکی از چهار جادوگر شرکت کننده در جام آتش بودم همه مراحل رو با جوانمردی و کمک به بقیه پشت سر گذاشتم و ازبخت های اصلی قهرمانی محسوب میشدم. اما در مرحله آخر توسط لرد ولدمورت به قتل رسیدم.علاقه زیادی به اختراع دستگاه های جادویی دارم و یکی از مهمترین اختراعات من که نا تمام ماند چوبدستی دنبال کننده بود که پروژه مشترکم با آقای اولیوندر بود.اما قبل از اتمام کارم کشته شدم.ویژگی این چوبدستی به این شکل بود که میتوانست طلسم های جادویی را به شکلی ارسال کنه که هدف را دنبال کنه تا به هدف بخوره و یکی از بزرگترین اختراعات تاریخ جادوگران محسوب میشد اما بعد از مرگ من به نتیجه نرسید.

________

این شخصیت قبلا گرفته شده. تایید نشد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لینی وارنر در 1397/9/11 21:03:34
ویرایش شده توسط مافلدا هاپکرک در 1397/9/11 21:06:27
ویرایش شده توسط تاتسویا موتویاما در 1397/9/25 20:27:58
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: پنجشنبه 8 آذر 1397 19:38
نمایش جزئیات
آفلاین
نام:کیگانوس بلک

سن:18

تاریخ تولد:12 سپتامبر

جنس:مرد

گروه:اسلایترین

مو:طلایی. سیخ سیخی و رو به عقب.

رنگ پوست: روشن

چوب دستی:دندان افعی و اژدهای سیاه هیبریدی چوب و مغز زهر باسیلیسک

فرزند:پولارکس بلک

وضعیت ظاهری:بسیار شبیه گادریک گریفیندور. دندان های مار مردمک عمودی مانند اژدهای سبز

رنگ چشم:سیاه

رتبه خون: کاملا اصیل

انیماگوس:گرگ و مار سیاه

استعداد ها :فوتبال. طلسم های شوم

ویژگی های خاص:بال اژدها-مار زبان-نمونه انسانی دیمنتور

بوگارت:طرد شدن از خاندان بلک ها

تیم:فوتبال:بورسیا دورتموند-دروازه بان

جارو:نیاز نداریم

وضع مالی: توپ

اصالت:آلمانی

سرگذشت:هیچی راجع بهش نمی دونه و براش هم مهم نیست

شعار:بکش تا کشته نشی.

خصوصیات اخلاقی:سرد-مغرور-خودخواه-تنها

هیکل:لاغر-دراز

جایگزین شه لطفا

_____________________

انجام شد!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط تاتسویا موتویاما در 1397/9/8 21:16:14
اتش در پس شعله های سیاهی معنا پیدا میکند.
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: پنجشنبه 8 آذر 1397 12:03
نمایش جزئیات
آفلاین
به نام خدا
نام:کریس چمبرز
گروه:ریونکلاو
چوبدستی:چوب شاه بلوط با ریسه ی قلب اژدها۱۲سانتی متر انعطاف پذیر
پاترونوس:سگ
شکل جانور:سگ
رتبه خون:دورگه
بوگارت:دمنتور
سرگرمی ها:کوییدیچ،کتاب،خدمت به دامبلدور بزرگ
محل زندگی:خونشون.
شغل:فعلا دانش اموز و بازیکن کوییدیچ.در آینده شاید یکی از معلمای هاگوارتز
مهاجم تیم کوییدیچ ریونکلاو.
زندگینامه:
یک پسر که فکر میکرد معمولیه ولی با نهایت خرسندی فهمید جادوگره پدرش جادوگر بود ولی چون فکر میکرد همسرشو از دست میده هیچ وقت اینو به کریس نگفته بود.اما بعد از اینکه نامه هاگوارتز اومد اعتراف کرد و برخلاف باورش اتفاق بدی نیفتاد.
عاشق هاگوارتز و گروهشه و به درس دفاع در برابر جادوی سیاه و معجون سازی خیلی علاقه داره.
دوست داره عضو محفل شه و به دامبلدور بزرگ کمک کنه!
منطقی هست و عاشق ریونکلاو ولی با ادمای بی منطق رفتار وحشتناکی میکنه(مثل مرحوم ساحره ردا فروشی که اظهار داشت که ردایی که یه اینچ بهش کوتاه بود اندازشه)
ویژگی های ظاهری:
مو:طلایی
چشم:قهوه ای(چیه مگه قهوه ای رنگ نیس؟!)
قد:بلند و رعنا و...باشه خب...متوسط رو به بالا
ویژگی های اخلاقی:
کریس یه شخصیته که خیلی شوخه.کلا سعی میکنه از هرچیزی یه شوخی دربیاره
خیلی زیادم غر میزنه موقع کارای سخت و کله همه رو میخوره
ولی عوضش رو گروه خودش خیلی حساسه و حاضره هر کاری
برای همگروهیاش بکنه!
البته شوخی کردن کریس توی بعضی مواقع که خیلی مواقع حساسی هست هم میاد.
نه اینکه رو حساب مسخره بازیا..اینجور موقعا شوخی میکنه که استرس همه رو مخصوصا خودش کم کنه
و به همه القا کنه که هیچی نیست.
جانورنماش و پاترونوسش سگه.یه سگ قهوه ای خیلی معمولی
اما امان از روزی که کریس عصبانی بشه(مواقعی که کسی به همگروهیاش توهین کنه یا به ارزش های دیگش مثل خانواده)
اینجور مواقع کریس ...ولش کن.
میشه گفت شجاع هم هست نسباتا ولی خصوصیات ریونکلاویش خیلی بیشتره به خاطر همین تو گریفیندور نیفتاده دیگه!
دوست خوبیم هست(حالا میگن از خودش چقدر تعریف میکنه؛صبر کنید الان اخلاقای گند شروع میشه)

خب غر زدنو که گفتم؟
خیلی هم کم طاقته سریع میخواد یه کاری تموم شه بره!
نمیشه گفت ازخود راضی ولی خب خودشو از بعضیا بهتر میدونه(نیمه اصیله منظورم در مورد اصالتو اینا نیست اصلا منظورم درباره شخصیته مثلا حداقل از نصف اسلیترینی ها بهتر میدونه خودشو توی اخلاق و شخصیت)

گفتم که عاشق ریونکلاوه؟البته بغیر از مواقعی که عجله داره و نمیتونه سوال در ورودی خوابگاهشونو جواب بده


...........................................
من قبلا عضو شدم الان میخواستم بنا به دلایلی بعضی اطلاعاتو تو توضیحاتم تغییر بدید ممنون.


انجام شد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لینی وارنر در 1397/9/8 15:18:02
Only Raven
گفتن نداره ولی اربابمون!


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: چهارشنبه 30 آبان 1397 14:51
نمایش جزئیات
آفلاین
نام شخصیت : فیلیوس فلیت ویک

گروه : ریونکلاو

چوب دستی : چوب افرا 34 سانت ، مغز : شاخ تک شاخ ، به رنگ بلوط

خصوصیات ظاهری : کوتاه قامت ، سفید مو

خصوصیات اخلاقی : فداکار ، پایبند به اصول ، بسیار احساساتی

زندگینامه :
در 17 اکتبر احتمالا 1886 (25 مهر 1265)، در خانواده ای تمام جادوگر با پیشینه ای مخلوط با اجنه به دنیا آمد، که همین مخلوط بودن اجداد او با گونه ای دیگر از جادوگران باعث شد او کوتاه قد به دنیا آِید. او تحصیلات جادویی خود را در مدرسه علوم و فنون جادوگری هاگوارتز در گروه ریونکلا به پایان رساند و احتمالا چوب جادویی خود را مانند اکثر جادوگران از مغازه الیوندر در کوچه دیاگون خرید. زمان گروه بندیش توسط کلاه گروه بندی، کلاه برای تعیین گروه او بین دو گروه ریونکلا و گریفیندور مردد بود، اما در نهایت او را در گروه ریونکلا جای داد. همانند این اتفاق برای شخصیت مطرح دیگری هم پیش آمده است و او کسی نبود جز مینروا مک گونگال، کلاه برای او هم بین همین دو گروه تردید داشت. اما مینروا در گریفیندور تحصیل کرد و فیلیوس در ریونکلا، اتفاقا هر دوی آنها در یک زمان رییس گروه هایی شدند که در آنها زندگی کرده و درس خوانده بودند.

فیلیوس با بهترین نمرات ممکن مدارک سمج و سطوح عالی جادوگری را دریافت کرد. در بین امتیازاتش، امتیاز درس وردهای جادویی از همه درخشان تر بود و این دلیلی بود که باعث شد او در آینده هم این شاخه از جادو را ادامه داده و استاد تدریس این رشته شود. فیلیوس در درس دفاع در برابر جادوی سیاه هم مهارت خاصی داشت که همین مهارت او باعث شد پس از فارغ التحصیلی اش از هاگوارتز در مسابقه “استاد دوئل” شرکت کند و در آن دوره از مسابقات به مقام قهرمانی برسد. این افتخار دلیل آن شد که فیلیوس مطالعه در زمینه های مختلف جادو را ادامه دهد . او درباره طلسم ها، وردها و دفاع های جادویی مطالعه کرد و خود را برای بازگشت به هاگوارتز آماده کرد اما پیش از بازگشتش برای تدریس به هاگوارتز او تبدیل به جادوگری تمام عیار شده بود. او به هاگوارتز برگشت و در مقام استاد وردهای جادویی کار خود را آغاز کرد و از همان اول کلاس او در طبقه سوم قلعه قرار داشت.

پروفسور فلیت ویک از نظر دیگر اساتید هاگوارتز هم مورد ستایش و احترام بود، کسانی مانند سیوروس اسنیپ و مینروا مک گونگال. همه را دوست می داشت و همیشه با دانش آموزانش با صمیمیت برخورد می کرد. او در دوره های مختلف تاریخ معاصر جادوگران حضوری تاثیر گذار داشت. در جنگ های اول و دوم جادوگران حاضر بود و پس از فوت دامبلدور و تسلط ولدمورت بر هاگوارتز او هم مانند بیشتر اساتید در هاگوارتز ماند تا از خانه قدیمی اش و دانش آموزان خود در مقابل اتفاقات شوم آن زمان محافظت کند.

پروفسور فلیت ویک مهربان و دوست داشتنی، پس از جنگ آخر و شکست مرگخواران به فعالیت خود در هاگوارتز ادامه داد.

تخصص: طلسم ها
دفتر: طبقه هفتم، انتهای برج غربی (ز.آ)
علاقمندی ها: تزئین کردن هاگوارتز با پری های زنده
نوشیدنی: شربت گیلاس با سودا و یخ و نی چتر دار


تایید شد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط Amir_potterhead در 1397/8/30 14:57:30
ویرایش شده توسط لینی وارنر در 1397/8/30 18:09:54
سالازار اسلیترین
ارسال شده در: شنبه 26 آبان 1397 21:20
نمایش جزئیات
آفلاین
نام شخصیت: سالازار اسلیترین

گروه (یا بهتر است بگوییم سمت): صاحب و بنیانگذار گروه اسلیترین و استاد چیره دست جادوی سیاه

چوبدستی: جالب است بدانید که چوبدستی اش را خودش ساخته است. چوب آن از درخت "مارچوب" است مغز درون آن از شاخ بازیلیسک می باشد. از همین روی چوبدستی در دست هر که باشد بازیلیسک به وی حمله نمیکند؛ البته به شرط اینکه از نوادگان سالازار نیز باشد.

خصوصیات ظاهری: مردی بلند قامت و لاغر اندام ، در جوانی موی بلند پرکلاغی بدون ریش و سیبیل ؛ در کهنسالی موهای از جلو ریخته و در پشت سر سفید بلند دارای ریش سفید نسبتا بلند. یک ردای سبز تیره و دارای گردن آویز مار نشان سبز رنگ . چشمان خاکستری تیره و چهره جدی.

خصوصیات اخلاقی: در کار و در زندگی بسیار جدی است. یک استاد بسیار سختگیر و بی نهایت پر از آرامش هم در رفتار و هم در گفتار. به ندرت لبخند کوچکی روی لبانش دیده میشود.

زندگینامه:
سالازار یکی از چهار بنیان‌گذار مدرسه علوم و فنون جادوگری هاگوارتز و قدرتمندترین آن‌ها است. او همیشه خواستار این بود که تنها جادوگران اصیل‌زاده (کسانی که نسل اندر نسل آنها جادوگر بوده‌اند.) حق تحصیل در مدرسه را داشته باشند.
کلاه گروه بندی او را "اسلیترین تشنه قدرت" میخواند. او به دلیل قدرت حرف زدنش با مارها مشهور بوده. قدرتی که هنگام استفاده از آن ، دیگران فقط صدای "هیس" مار می شنوند، همین. تمامی نوادگان او از جمله لرد ولدمورت، آخرین آن‌ها، نیز این قدرت را داشته‌اند. هری پاتر نیز این قدرت را ناخواسته از ولدمورت کسب می‌کند.
به "دهان مار" نیز معروف است و اطرافیان و خانواده او بر این نظر بودند که نوادگان او نیز دارای همین ویژگی سخن گفتن با مار ها را دارند.
وی در بخش خاوری انگلستان بدنیا آمد. (مکان اصلی دقیقا مشخص نیست؛ شاید نورفالک ، لینکلن شایر و یا کمبریج شایر باشند)
به گفته آلبوس دامبلدور، کیفیت هایی که اسلیترین در "دانش آموزان دست اندرکارانش" مورد توجه قرار داد، شامل توانایی های هوشمندانه، عزم راسخ و نادیده گرفتن قاعده و توانایی سخن گفتن از زبان مار ها بود. او همچنین دانشجویان خود را بر اساس حیله گری، جاه طلبی و خلوص خون انتخاب کرد. مجلس او در هاگوارتز با یک مار، با رنگ سبز و نقره ای شناخته میشود..

سالازار سازنده تالار اسرار می باشد که مجموعه‌ای از راهروهای ساخته شده در زیر هاگوارتز است که در آن یک مار غول پیکر به نام بازیلیسک نگاه داشته می‌شود.
او پس از ساخت تالار اسرار از هاگوارتز رفت تا در زمانی مناسب یا خودش و یا یکی از وارثانش به مدرسه برگردد و تالار اسرار را بگشاید و بازیلیسک را به جان دورگه ها بیاندازد و هاگوارتز را جای بهتری برای جادوگران اصیل بسازد.

توانایی ها و مهارت ها:
1 سخن گفتن به زبان مار ها (بدون اینکه کسی از واژه های او را متوجه شود)
2 توانایی خواندن ذهن افراد و ارتباط از راه دور با آنها
3 هنرهای تاریک که شامل نقاشی و مجسمه سازی های هراس انگیز با جادو است.
4 چوبدستی سازی به هر گونه و روشی
5 نگهداری و بزرگ کردن بازیلیسک غول آسا در تالار پنهانی اش تا ابد......


تایید شد.
به ایفای نقش خوش اومدین.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط مافلدا هاپکرک در 1397/8/27 0:25:59
فقط اصیل زاده ها
Just Pure-bloods
گلرت گریندل والد
ارسال شده در: سه‌شنبه 22 آبان 1397 20:58
نمایش جزئیات
آفلاین
نام: گلرت گریندل والد
گروه: گریفندور
رنگ چشم: خاکستری
رنگ مو: سابقا بلوند‌

در یازده سالگی به مدرسه‌ی جادوگری دورمشترانگ رفته، اما در سال ششم به علت آزمایش‌های خطرناک و شیطانی که منجر به مرگ چند تن از همکلاسی‌هایم مشد، من را از مدرسه اخراج می‌کنند. موفق شدم تا قبل از ترک مدرسه، نشان یادگاران مرگ را بر روی یکی از دیوارهای مدرسه بکشم. بعد از ترک دورمشترانگ، به دیدن عمه‌ام باتیلدا بگشات در گودریک هالو رفته و با آلبوس دامبلدور جوان دیدار کردم. این آشنایی تاثیر زیادی بر هر دوی آنها گذاشت.
من که در واقع برای بررسی قبر برادران پرول (صاحبان اولیه‌ی یادگاران مرگ) به دره‌ی گودریک رفته بودم، اما بعداً یکی از دوستان بسیار نزدیک آلبوس دامبلدور شده و با هم نقشه می‌کشیدیم تا در آینده نظامی به راه بیندازیم که جادوگران به مشنگ‌ها حکومت کنند. ما همین‌طور برنامه می‌ریختیم که با یکدیگر به دنبال یادگاران مرگ بگردیم.
ولی آبرفورث دامبلدور، برادر آلبوس، این نقشه‌ها را به باد انتقاد گرفته و می‌گوید که جاه‌طلبی‌های آلبوس باعث تنها ماندن خواهر بیمارشان آریانا می‌شود. این بحث‌ها باعث جنگ سه طرفه‌ای میان آلبوس و آبرفورث و من می‌شود که در طی این نبرد، آریانا کشته می‌شود. من از ترس مجازات فرار کردم و از آن پس، آلبوس ارتباطش را با من قطع کرد.
سالها بعد با دزدیدن ابر چوبدستی از صاحب قبلی آن گریگوروویچ، یکی از یادگاران مرگ را به دست می‌آورم. با به دست آوردن قدرت فراوان این چوبدستی، دست به جرم و جنایت‌های بسیاری می‌زنم. فعالیت‌های من منجر به کشته شدن بسیاری از دانش‌آموزان دورمشترانگ می‌شود.
بعد از به قدرت رسیدن من، آلبوس دامبلدور از ترس به یاد آوردن ماجرای قتل خواهرش و اینکه شاید خودش قاتل احتمالی بوده است، رو در روییمان را چندین سال به تعویق می‌اندازد. اما عاقبت آنها ما با هم روبرو شده و به دوئل جادویی پرداختیم. شاهدان این دوئل گفته‌اند که هرگز چنین دوئلی دوباره اتفاق نخواهد افتاد. متاسفانه از دامبلدور شکست خوردم. بعد از دستگیری من را در زندان جادویی نورمنگارد حبس می‌کنند.
شناسه نمایشی گلرت گریندل والد


سلام.

لطفا بعد از تایید داستانتون، برای گروهبندی به کلاه گروهبندی مراجعه کنین و بعد از تعیین گروهتون، مجددا برای معرفی شخصیت برگردین اینجا.

تایید نشد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط بلاتریکس لسترنج در 1397/8/24 2:10:12
فقط اصیل زاده ها
Just Pure-bloods
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: دوشنبه 21 آبان 1397 20:01
نمایش جزئیات
آفلاین
نام شخصیت: کندرا دامبلدور

گروه:گریفندور

چوبدستی: چوب سرو، 15 سانتی متر، ویسه قلب اژدها

خصوصیات ظاهری: پیرزنی قد کوتاه و چاق، به همراه خال زشتی بر روی بینی، عینک و عصایی که در واقع چوبدستی اش را در آن مخفی کرده است.

خصوصیات اخلاقی: بداخلاق، سخت گیر، بیش از حد وسواسی، عصبی و تا دلتان بخواهد بد دهن و بد قیافه!

زندگینامه:
کندرا در سال 1850 در لندن بدنیا آمد. پدرش جادوگر و مادرش فشفشه بود. کندرا در 11 سالگی وارد هاگوارتز شد و کلاه گروهبندی او را به گریفندور انداخت.

اجتماعی بودن برای کندرا به شدت سخت بود. به علاوه خال بزرگ روی دماغ نوک عقابی اش باعث مسخره شدنش توسط بقیه دانش آموزان میشد. به ندرت پیش می آمد با کسی صمیمی شود. وی اما در اجرای طلسم ها و نفرین ها مهارت خاصی داشت و همین باعث شد تا در سال چهارم کمتر کسی جرئت دست انداختن خال و دماغش را داشته باشد.

کندرا هرگز فارغ التحصیل نشد. پس از آنکه در سال پنجم طلسم شکنجه را روی پسر سال هفتمی که دماغش را مسخره کرده بود اجرا کرد، از مدرسه اخراج شد. کندرا پیش مادرش خیاطی مشنگی را آموخت و مدتی هم مشغول به کار شد.

سالها بعد کندرا با پرسیوال دامبلدور آشنا شد و یکسال بعد ازدواج کردند. حاصل ازدواج آنها دو پسر و یک دختر بود. پس از اینکه پرسیوال به آزکابان افتاد کندرا و فرزندانش به دره گودریک نقل مکان کردند. کندرا سرانجام در یک حادثه کشته شد و جنازه اش را در قبرستان دره گودریک به خاک سپردند.


شناسه قبلی


تایید شد.
شناسه قبلی هم بسته شد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لینی وارنر در 1397/8/21 21:26:42