نام و نام خانوادگی : سیریوس بلک ( Sirius Black )
تاریخ تولد : 3 نوامبر 1959
تاریخ وفات : 18 ژوئن 1996 (36 سالگی)
وضعیت تاهل : مجرد
وضعیت خونی : اصیل
ملیت : انگلستان
نام های مستعار : Padfoot , Snuffles
گروه در مدرسه هاگوارتز : گریفندور
مشخصات فیزیکی:
مرد، موهای مشکی ، قد: 5 فوت و 9.5 اینج ، رنگ چشمان : خاکستری ، رنگ پوست : سفید
ویژگیهای جادویی:
انیماگوس: سگ سیاه، بوگارت : لرد ولدمورت ، چوبدستی : از اندازه، نوع چوب و مغز آن اطلاعاتی در دست نیست
خصوصیات اخلاقی:
به نقل از ویکی هری پاتر در وبسایت fandom: یک گریفندوری ایده آل. صادق، شجاع و حتی بی پروا. وفادار به دوستان. فداکاری تا حد مرگ برای کسانی که دوستشان دارد. جادوگری شوخ طبع و با استعداد اما از طرفی متکبر. انجام دهنده کارهای شرارت آمیز و دردسرساز. قلدر نسبت به کسانی که دوستشان ندارد.
زندگینامه:
سیریوس بلک، زاده 3 نوامبر 1959، فرزند ولبورگ و اریون بلک و برادر بزرگ ریگولس بلک است.
اولین اشاره به وی بهطور مختصر، در هری پاتر و سنگ جادو بود و در این کتاب به عنوان شخصی معرفی شد که بعد از کشته شدن خانواده پاتر توسط ولدمورت، او موتور خود را به هاگرید برای بردن هری از آن محل به محل دیگری، داد.او در هری پاتر و زندانی آزکابان به عنوان یک زندانی فراری معرفی شد.
خانواده و دوستان:
در زمان داستان هری پاتر، سیریوس آخرین فرزند خانواده بلک است، والدین وی، ولبورگ و اریون بلک، نام وی را سیریوس نهادند که نام ستارهای در آسمان است. این نامگذاری بر طبق سنت خانواده بلک برای نامگذاری فرزندان از نام صورتهای فلکی و ستارگان است. نامهای ریگولس، کیگانوس، اوریون و آرکتوروس نیز بر همین اساس انتخاب شدهاست.
سیریوس یک برادر کوچک به نام ریگولس، و سه دخترخاله به نامهای بلاتریکس بلک، نارسیسا بلک، آندرومیدا بلک دارد. نارسیسا و بلاتریکس نزد خانواده بلک عزیز بودند چون با خانوادههای خون اصیل بیعت کرده و با مردان جادوگر ازدواج کردند، در حالی که آندرومدا نزد آنها بیاعتبار بود، زیرا با مشنگی به نام تد تانکس ازدواج کرد.
برادر کوچک سیریوس، ریگولاس نیز به خاطر پیوستنش به گروه لرد ولدمورت یعنی مرگ خواران مورد تحسین قرار گرفت. سیریوس و آندرومدا به خاندان بلک شباهتی نداشتند. سیریوس از خانواده خود شرمسار بود و خود را بداقبال میدانست.
سیریوس با جیمز پاتر (پدر هری) بسیار صمیمی بود و همچنین با ریموس لوپین و پیتر پتیگرو دوستی نزدیکی داشت. این چهار نفر در کنار یکدیگر و در زمان تحصیلشان گروهی به اسم غارتگران (marauders) را تشکیل میدادند.
در سن شانزده سالگی سیریوس از خانه گریخت تا با خانواده پاتر زندگی کند. این بی آبرویی برای خانواده بلک باعث شد که آنها با چالاکی نام سیریوس را از شجرهنامه خود خط بزنند. آلفارد بلک، برادر ولبورگ (مادر سیریوس)، با سیریوس همفکری کرد و او را با مقدار زیادی پول یاری داد. ولبورگ با فهمیدن این مسئله نام آلفارد را نیز از شجرهنامه خانوادگی پاک کرد.
جیمز پاتر دوست صمیمی سیریوس با لیلی اوانز ازدواج کرد که در مراسم عروسی آن دو سیریوس بلک ساقدوششان بود. سیریوس بعدها به عنوان پدرخوانده هری پاتر، پسر جیمز انتخاب شد.
حبس (زندانی آزکابان) :
پس از اینکه لرد ولدمورت به خانه لیلی و جیمز پاتر حمله کرد و آن دو را کشت، به هری، پسر آن دو حمله کرد اما طلسم او به ولدمورت بازگشت و ولدمورت از بین رفت. در این میان سیریوس از ماجرا با خبر شده و یک ساعت بعد خود را به خانه پاترها رساند. در آنجا به هاگرید برخورد و هاگرید به وی گفت که از طرف دامبلدور دستور دارد که هری را پیش او ببرد. سیریوس هری را به هاگرید داد و موتور پرنده خویش را نیز به وی قرض داد، سپس در حالی که به سمت خانه پاترها میرفت اندیشید که رازدار (کسی که راز مکان خانه را در دل خود حفظ میکند و هیچکس تا موقعی که او راز را به فرد نگوید نمیتواند مکان را ببیند) پاترها یعنی پیتر پتی گرو آنها را به ولدمورت فروخته است.
سیریوس به سراغ پیتر رفت و با او گلاویز شد. پیتر با جادو مشنگها را کشته و خود را به شکل موشی درآورد سپس انگشت خود را قطع کرد و به خانه یک خانواده جادوگر پناه برد. سیریوس به جرمی که پیتر انجام داده بود یعنی کشتن مشنگها و از بین بردن خود پیتر به زندان آزکابان افتاد.
سیریوس دوازده سال زندانی بود تا اینکه با دیدن یک روزنامه، که عکس خانواده ویزلی را درحالی انداخته بود که پیتر هم با شمایل موش همراه آنها بود، از زندان فرار کرد و به محوطه هاگوارتز رفت. وی بیگناهی خود را به هری پاتر و دو نفر از دوستانش (رون و هرمیون) ثابت کرد ولی با فرار کردن پیتر نتوانست خود را از گناهش تبرئه کند و از آنجا گریخت و سعی کرد از راه دور هری را یاری دهد.
مرگ سیریوس:
سیریوس هرگز نتوانست بیگناهی خود را ثابت کند و به تا پایان عمر فراری ماند. سرانجام وی وقتی که در وزارت سحر و جادو با مرگخواران درگیر شده بود توسط دختر خاله خود یعنی بلاتریکس لسترنج کشته شد.
شناسه قبلی
ممنون.
معرفیتون باید تماما نوشتهی خودتون باشه. نه از معرفی شخص دیگه ای.
لطفا معرفی جدیدی بنویسید.
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
اینستاگرام
کمک میخوای؟ از هری بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
اینستاگرام
آنلاینها
18 کاربر(ها) آنلاین هستند (7 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
17
مهمانان
|
1
عضو
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ کلاسها ❖
کلاسهای اختصاصی
کلاسهای عمومی
❖ محوطه قلعه ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
آخرین گروهبندیها
هافلپاف
ریونکلاو
گریفیندور
اسلیترین
[[chat]] شخصیت خودتون رو معرفی کنید
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1398/06/21
تولد نقش: 1398/06/25
آخرین ورود: امروز ساعت 06:26
از: خونِ جوانان محفل لاله دمیده...
پستها:
667
شغل
مدیر فنی دیوان جادوگران

افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط Sirius.padfoot در 1398/6/21 2:21:38
ویرایش شده توسط سو لى در 1398/6/21 13:45:09
ویرایش شده توسط سو لى در 1398/6/21 13:45:09
We've all got both light and dark inside us. What matters is the part we choose to act on...that's who we really are
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1398/06/06
تولد نقش: 1398/06/21
آخرین ورود: چهارشنبه 21 خرداد 1404 15:28
از: خون دل نوشتم نزدیک دوست نامه
پستها:
172

نام: اما دابز
گروه :گریفیدور
پاترنوس : دلفین
نژاد : نامعلوم چلی مشنگ زاده نیست ( توضیح پایین)
جنس چوبدستی :
چوب بلوط انگلیسی و شاخه های کاج یونانی فرانسوی ۳۳ سانتی متر با هسته قلب اژدها و پر ققنوس انعطاف پذیری متوسط برای وردهای مهم و جادوی سیاه به کار می رود
ویژگی ظاهری :
قد متوسط و مو های خرمایی رنگ که تا سرشانه می رسد و معمولا از پشت می بندد و چشم هایی قهوه ای که می تواند رنگشان را تغییر دهد
ویژگی های اخلاقی :
دختری شجاع و پر جسارت مصمم و با اراده مهربان سخت کوش و خلاق مهربان و کمی بازیگوش ساکت ولی پر جنب و جوش کنجکاو و ماجراجو خوش اخلاق علاقه مند به خواندن رمان و نوشتن آن (به جز ژانر عاشقانه ) دلسوز برای همه مردم (از مشتگ عادی گرفته تا ارباب تاریکی لرد سیاه) مخصوصا آن هایی که زندگی آن ها را در تنگنا قرار داده (دراکو) و کسانی که تحت طلسم فرمان اند راز داد و امانت دار وفا دار. عاشق ماوراالطبیعه متنفر از دروغ دورویی ترد شدن حشرات کوچک و مارها .به شدت احساسی برای تغییر زندگی هر بنی بشری تلاش می کندکمی بیش از اندازه مودب و با نزاکت دوستی خوب و قابل اعتماد ولی دوست زیادی ندارد و به دلیل محبوبیت زیاد بیشتر طرف صحبت بزرگتر ها قرار دارد فکر سایرین را می خواند مرموز عاشق تولد مجدد بلند پرواز دادای اهداف عالی
قدرت ها : می تواندبه دلخواه رنگ چشمانش را تغییر دهد و ذهن خلاقی دارد که می تواند شخصیت ها را خلق کرده و همه را زنده ببیند
قسمتی از زندگی نامه :
اما دابز نزد خانم و آقای دابز زندگی می کرد او دختر آن ها نبوده و حتی هیچ شباهتی با آن ها ندارد و صرفا تحت سرپرستی و حزانت آن ها قرار دارد بنابر گفته خانم کتی دابز در یک روز طوفانی زنی زیبا و جوان در خانه او را می زند و زن درحالی که چوبی را به عقب نشانه می رود (کویی کسی درحال تعقیب او بوده و او می خواست از خود دفاع کند ) با التماس می گویید لطفا سرپرستی دختر مرا به عهده بگیرید خواهش می کنم مراقب امای من باشید و او را از خطرات حفظ کنید سپس او اما را بوسیده و او را در آغوش خانم دابز گذاشت و در گوشش زمزمه کرد اما ی عزیزم مراقب خودت باش! می دونم مامان خوبی برات نبودم ولی تو باید دختر خوبی برای این خانواده باشی بدون مامان خیلی دوست داره و می خواد تو همیشه بدرخشی ! زن این را گفته و از آنجا دور شد .
از آن به بعد اما در کنار خانواده دابز زندگی کرد و در شش سالگی به همه چیز پی برد ( راز خانواده اصلی و قدرت هایش ) در یازده سالگی اما نامه هاگوارتز را دریافت کرد ولی به علت اینکه خانواده دابز فکر می کرد آنجا برایش خطرناک است او را متقاعد کردند که نرود ولی نامه مدیر هاگوارتز آن ها را متقاعد کرد و باعث شد اما به دنیای اصلی اش بازگردد
چرا با علامتا قهری؟!
خوندن جملاتت سخته اینجوری. نقطه بذار ته جمله حتما. تایید می کنم، ولی حتما برگرد و معرفی مرتب تری بنویس.
تایید شد!
خوش اومدی به ایفای نقش.
گروه :گریفیدور
پاترنوس : دلفین
نژاد : نامعلوم چلی مشنگ زاده نیست ( توضیح پایین)
جنس چوبدستی :
چوب بلوط انگلیسی و شاخه های کاج یونانی فرانسوی ۳۳ سانتی متر با هسته قلب اژدها و پر ققنوس انعطاف پذیری متوسط برای وردهای مهم و جادوی سیاه به کار می رود
ویژگی ظاهری :
قد متوسط و مو های خرمایی رنگ که تا سرشانه می رسد و معمولا از پشت می بندد و چشم هایی قهوه ای که می تواند رنگشان را تغییر دهد
ویژگی های اخلاقی :
دختری شجاع و پر جسارت مصمم و با اراده مهربان سخت کوش و خلاق مهربان و کمی بازیگوش ساکت ولی پر جنب و جوش کنجکاو و ماجراجو خوش اخلاق علاقه مند به خواندن رمان و نوشتن آن (به جز ژانر عاشقانه ) دلسوز برای همه مردم (از مشتگ عادی گرفته تا ارباب تاریکی لرد سیاه) مخصوصا آن هایی که زندگی آن ها را در تنگنا قرار داده (دراکو) و کسانی که تحت طلسم فرمان اند راز داد و امانت دار وفا دار. عاشق ماوراالطبیعه متنفر از دروغ دورویی ترد شدن حشرات کوچک و مارها .به شدت احساسی برای تغییر زندگی هر بنی بشری تلاش می کندکمی بیش از اندازه مودب و با نزاکت دوستی خوب و قابل اعتماد ولی دوست زیادی ندارد و به دلیل محبوبیت زیاد بیشتر طرف صحبت بزرگتر ها قرار دارد فکر سایرین را می خواند مرموز عاشق تولد مجدد بلند پرواز دادای اهداف عالی
قدرت ها : می تواندبه دلخواه رنگ چشمانش را تغییر دهد و ذهن خلاقی دارد که می تواند شخصیت ها را خلق کرده و همه را زنده ببیند
قسمتی از زندگی نامه :
اما دابز نزد خانم و آقای دابز زندگی می کرد او دختر آن ها نبوده و حتی هیچ شباهتی با آن ها ندارد و صرفا تحت سرپرستی و حزانت آن ها قرار دارد بنابر گفته خانم کتی دابز در یک روز طوفانی زنی زیبا و جوان در خانه او را می زند و زن درحالی که چوبی را به عقب نشانه می رود (کویی کسی درحال تعقیب او بوده و او می خواست از خود دفاع کند ) با التماس می گویید لطفا سرپرستی دختر مرا به عهده بگیرید خواهش می کنم مراقب امای من باشید و او را از خطرات حفظ کنید سپس او اما را بوسیده و او را در آغوش خانم دابز گذاشت و در گوشش زمزمه کرد اما ی عزیزم مراقب خودت باش! می دونم مامان خوبی برات نبودم ولی تو باید دختر خوبی برای این خانواده باشی بدون مامان خیلی دوست داره و می خواد تو همیشه بدرخشی ! زن این را گفته و از آنجا دور شد .
از آن به بعد اما در کنار خانواده دابز زندگی کرد و در شش سالگی به همه چیز پی برد ( راز خانواده اصلی و قدرت هایش ) در یازده سالگی اما نامه هاگوارتز را دریافت کرد ولی به علت اینکه خانواده دابز فکر می کرد آنجا برایش خطرناک است او را متقاعد کردند که نرود ولی نامه مدیر هاگوارتز آن ها را متقاعد کرد و باعث شد اما به دنیای اصلی اش بازگردد
چرا با علامتا قهری؟!
خوندن جملاتت سخته اینجوری. نقطه بذار ته جمله حتما. تایید می کنم، ولی حتما برگرد و معرفی مرتب تری بنویس.
تایید شد!
خوش اومدی به ایفای نقش.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سو لى در 1398/6/21 2:04:02
مزه خونه به همینه... همیشه می دونی درش به روت بازه... می تونی سر تو بندازی پایین و بیای تو و لازم نباشه توضیح بدی به کسی که چیکاره ای اونجا... چون جوابش معلومه... خونت اونجاست... حتی اگه فقط گهگداری بهش سر بزنی!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1396/12/28
تولد نقش: 1397/01/02
آخرین ورود: سهشنبه 8 مهر 1399 09:31
از: به تو چه
پستها:
83

سلام من رفته بودم دوباره برگشتم
نام:کیگانوس بلک
نژاد:کاملا اصیل زاده. پدر و مادر هردو جادوگر. اما پدرش یک الف بود.
سن:۱۲ متولد یک مه ۲۰۰۰
جنسیت:مذکر
گروه: اسلایترین
چوب دستی:ندارم. با دستام جادو میکنم
حیوان خانگی:توله سپراهاینوید الفا(گرگ بالدار. گونه الفا با نقش هایی روی بدن و شاخ گوزن.)
انیماگوس: سپراهاینوید الفای مذکر
ویژگی ظاهری: قد به شدت بلند(۲۵۶ سانت) موهای بنفش بلند. چشمای بنفش بیروح. لاغر نی قلیونی. صورت خوش قیافه ولی به شدت زخمی. تنها لباسیم که میپوشه.کفش نایک مدل جوردن طلایی مشکی، تیشرت گلکسی. شلوار جین مشکی کبریتی با رگه های بنفش. شنل پاره پوره با علامت جمجمه در پشت. پوست به شدت سفید. گوشهای دراز الفی.
ویژگی های اخلاقی:به شدت باهوش حتی باهوش تر ریونکلاوی ها. کمی دارای مشکلات عصبی. به شدت کم حرف. به شدت حسود.به شدت تنها. کمی تا خیلی جسور. به شدت شجاع. به شدت عاشق جادوی سیاه.
قدرت های ویژه:توانایی حرف زدن به همه زبانها. پرواز با بال.(اره بال داره مشکلیه؟)شنیدن کوچکترین صدا یا دیدن کوچک ترین حرکت. شنیدن خفیف ترین بوها.
علاقه مندی ها: کشتار. شمشیر. اساطیرو تاریخ.سلاح گرم. چاقوی carambit. سپرا هاینوید ها.
زندگی نامه:در سه سالگی برادر دوساله اش را بدون چوب دستی کشت. پدرومادرش او را از خانه بیرون کردند. به جنگل رفت برای سردستگی جنگید سردسته شد و کمی از روح تمام سپراهاینوید هارا در خود ذخیره کرد. تا یازده سالگی به شکل سپراهاینوید الفا زندگی کرد. در رفتن به هاگوارتز شک کرد اما در نهایت به انجا رفت و مشغول تحصیل شد. هر تعطیلات به جنگل باز میگردد. سه قتل کرده و کسی تا حالا به او شک هم نکرده. ادم خطرناکی ست. نزدیکش نشوید.
من برگشتم
تایید شد!
خوش برگشتید.
نام:کیگانوس بلک
نژاد:کاملا اصیل زاده. پدر و مادر هردو جادوگر. اما پدرش یک الف بود.
سن:۱۲ متولد یک مه ۲۰۰۰
جنسیت:مذکر
گروه: اسلایترین
چوب دستی:ندارم. با دستام جادو میکنم
حیوان خانگی:توله سپراهاینوید الفا(گرگ بالدار. گونه الفا با نقش هایی روی بدن و شاخ گوزن.)
انیماگوس: سپراهاینوید الفای مذکر
ویژگی ظاهری: قد به شدت بلند(۲۵۶ سانت) موهای بنفش بلند. چشمای بنفش بیروح. لاغر نی قلیونی. صورت خوش قیافه ولی به شدت زخمی. تنها لباسیم که میپوشه.کفش نایک مدل جوردن طلایی مشکی، تیشرت گلکسی. شلوار جین مشکی کبریتی با رگه های بنفش. شنل پاره پوره با علامت جمجمه در پشت. پوست به شدت سفید. گوشهای دراز الفی.
ویژگی های اخلاقی:به شدت باهوش حتی باهوش تر ریونکلاوی ها. کمی دارای مشکلات عصبی. به شدت کم حرف. به شدت حسود.به شدت تنها. کمی تا خیلی جسور. به شدت شجاع. به شدت عاشق جادوی سیاه.
قدرت های ویژه:توانایی حرف زدن به همه زبانها. پرواز با بال.(اره بال داره مشکلیه؟)شنیدن کوچکترین صدا یا دیدن کوچک ترین حرکت. شنیدن خفیف ترین بوها.
علاقه مندی ها: کشتار. شمشیر. اساطیرو تاریخ.سلاح گرم. چاقوی carambit. سپرا هاینوید ها.
زندگی نامه:در سه سالگی برادر دوساله اش را بدون چوب دستی کشت. پدرومادرش او را از خانه بیرون کردند. به جنگل رفت برای سردستگی جنگید سردسته شد و کمی از روح تمام سپراهاینوید هارا در خود ذخیره کرد. تا یازده سالگی به شکل سپراهاینوید الفا زندگی کرد. در رفتن به هاگوارتز شک کرد اما در نهایت به انجا رفت و مشغول تحصیل شد. هر تعطیلات به جنگل باز میگردد. سه قتل کرده و کسی تا حالا به او شک هم نکرده. ادم خطرناکی ست. نزدیکش نشوید.
من برگشتم
تایید شد!
خوش برگشتید.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سو لى در 1398/6/20 16:24:11
اتش در پس شعله های سیاهی معنا پیدا میکند.
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1397/11/18
تولد نقش: 1397/12/03
آخرین ورود: پنجشنبه 3 بهمن 1398 13:06
از: لندن
پستها:
15

سلام من ریموس لوپین هستم چندی پیش بخاطر مشکلات شخصی سرم گرم بود و نقش از من گرفته شد لطفا نقشم را برگردانید........

لطفا معرفی شخصیتتون رو دوباره همینجا ارسال کنید تا دسترسیتون داده بشه.

لطفا معرفی شخصیتتون رو دوباره همینجا ارسال کنید تا دسترسیتون داده بشه.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سو لى در 1398/6/20 16:21:02
Profesor Rimus John Lupin
اتحاد گریفیندور
قدم قدم تا روشنایی، از شمعی در تاریکی تا نوری پرابهت و فراگیر !
میجنگیم تا آخرین نفس !!
میجنگیم برای پیروزی !!!
برای عـشـــق !!!!
برای گـریـفـیندور !!!!!
قدم قدم تا روشنایی، از شمعی در تاریکی تا نوری پرابهت و فراگیر !
میجنگیم تا آخرین نفس !!
میجنگیم برای پیروزی !!!
برای عـشـــق !!!!
برای گـریـفـیندور !!!!!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1391/01/27
تولد نقش: 1397/01/31
آخرین ورود: شنبه 29 شهریور 1399 05:15
از: جوانی خیری ندیدم ای مروپ
پستها:
529

نام و نام خانوادگی : سیریوس بلک ( Sirius black )
تاریخ تولد : 3 نوامبر 1959
تاریخ وفات : 18 ژوئن 1996 (36 سالگی)
وضعیت تاهل : مجرد
وضعیت خونی : اصیل
ملیت : انگلستان
نام های مستعار : Padfoot , Snuffles
گروه در مدرسه هاگوارتز : گریفندور
مشخصات فیزیکی:
مرد، موهای مشکی ، قد: 5 فوت و 9.5 اینج ، رنگ چشمان : خاکستری ، رنگ پوست : سفید
ویژگیهای جادویی:
انیماگوس: سگ سیاه، بوگارت : لرد ولدمورت ، چوبدستی : Unknown length, wood and core
خصوصیات اخلاقی:
به نقل از ویکی هری پاتر در وبسایت fandom: یک گریفندوری ایده آل. صادق، شجاع و حتی بی پروا. وفادار به دوستان. فداکاری تا حد مرگ برای کسانی که دوستشان دارد. جادوگری شوخ طبع و با استعداد اما از طرفی متکبر. انجام دهنده کارهای شرارت آمیز و دردسرساز. قلدر نسبت به کسانی که دوستشان ندارد.
زندگینامه:
سیریوس بلک، زاده 3 نوامبر 1959، فرزند ولبورگ و اریون بلک و برادر بزرگ ریگولس بلک است. اولین اشاره به وی بهطور مختصر در هری پاتر و سنگ جادو بود که به عنوان کسی بود که موتور پرنده را درست بعد از اینکه لرد ولدمورت از بین رفت به هاگرید داد.او در هری پاتر و زندانی آزکابان به عنوان یک زندانی فراری شناخته شد.
خانواده و دوستان:
در زمان داستان هری پاتر، سیریوس آخرین فرزند خانواده بلک است، والدین وی ولبورگ و اریون بلک نام وی را سیریوس نهادند که نام ستارهای در آسمان است. این نامگذاری بر طبق سنت خانواده بلک برای نامگذاری فرزندان از نام صورتهای فلکی و ستارگان است. نامهای ریگولس، کیگانوس، اوریون و آرکتوروس نیز بر همین اساس انتخاب شدهاست.
سیریوس یک برادر کوچک به نام ریگولس، و سه دخترخاله به نامهای بلاتریکس بلک، نارسیسا بلک، آندرومیدا بلک دارد. نارسیسا و بلاتریکس نزد خانواده بلک عزیز بودند چون با خانوادههای خون اصیل بیعت کرده و با مردان جادوگر ازدواج کردند، در حالی که آندرومدا نزد آنها بیاعتبار بود زیرا با مشنگی به نام تد تانکس ازدواج کرد. برادر کوچک سیریوس، ریگولاس نیز به خاطر پیوستنش به گروه لرد ولدمورت یعنی مرگ خواران مورد تحسین قرار گرفت. سیریوس و آندرومدا به خاندان بلک شباهتی نداشتند. سیریوس از خانواده خود شرمسار بود و خود را بداقبال میدانست.
سیریوس با جیمز پاتر (پدر هری) صمیمی بود و با ریموس لوپین و پیتر پتیگرو نیز دوستی داشت.
در سن شانزده سالگی سیریوس از خانه گریخت تا با خانواده پاتر زندگی کند. این بی آبرویی برای خانواده بلک باعث شد که آنها با چالاکی نام سیریوس را از شجرهنامه خود خط بزنند. آلفارد بلک، برادر ولبورگ (مادر سیریوس)، با سیریوس همفکری کرد و او را با مقدار زیادی پول یاری داد. ولبورگ با فهمیدن این مسئله نام آلفارد را نیز از شجرهنامه خانوادگی پاک کرد.
جیمز پاتر دوست صمیمی سیریوس با لیلی اوانز ازدواج کرد که در مراسم عروسی آن دو سیریوس بلک ساقدوششان بود. سیریوس بعدها به عنوان پدرخوانده هری پاتر، پسر جیمز انتخاب شد.
حبس:
پس از اینکه لرد ولدمورت به خانه لیلی و جیمز پاتر حمله کرد و آن دو را کشت، به هری، پسر آن دو حمله کرد اما طلسم او به ولدمورت بازگشت و ولدمورت از بین رفت. در این میان سیریوس از ماجرا با خبر شده و یک ساعت بعد خود را به خانه پاترها رساند. در آنجا به هاگرید برخورد و هاگرید به وی گفت که از طرف دامبلدور دستور دارد که هری را پیش او ببرد. سیریوس هری را به هاگرید داد و موتور پرنده خویش را نیز به وی قرض داد، سپس در حالی که به سمت خانه پاترها میرفت اندیشید که رازدار (کسی که راز مکان خانه را در دل خود حفظ میکند و هیچکس تا موقعی که او راز را به فرد نگوید نمیتواند مکان را ببیند) پاترها یعنی پیتر پتی گرو آنها را به ولدمورت فروخته است. سیریوس به سراغ پیتر رفت و با او گلاویز شد. پیتر با جادو مشنگها را کشته و خود را به شکل موشی درآورد سپس انگشت خود را قطع کرد و به خانه یک خانواده جادوگر پناه برد. سیریوس به جرمی که پیتر انجام داده بود یعنی کشتن مشنگها و از بین بردن خود پیتر به زندان آزکابان افتاد.
سیریوس دوازده سال زندانی بود تا اینکه با دیدن یک روزنامه، که عکس خانواده ویزلی را درحالی انداخته بود که پیتر هم با شمایل موش همراه آنها بود، از زندان فرار کرد و به محوطه هاگوارتز رفت. وی بیگناهی خود را به هری پاتر و دو نفر از دوستانش (رون و هرمیون) ثابت کرد ولی با فرار کردن پیتر نتوانست خود را از گناهش تبرئه کند و از آنجا گریخت و سعی کرد از راه دور هری را یاری دهد.
کشته شدن:
سیریوس هرگز نتوانست بیگناهی خود را ثابت کند و به تا پایان عمر فراری ماند. سرانجام وی وقتی که در وزارت سحر و جادو با مرگخواران درگیر شده بود توسط دختر خاله خود یعنی بلاتریکس لسترنج کشته شد.
آخرین شناسه با نام "سیریوس بلک" در سایت، بیش از یک سال است که آنلاین نشده.
ممنون.
برای تغییر شناسه، بعد از هر مقدار غیبت، یا حتی حین فعالیت و حضور، باید بلیت بفرستید.
تاریخ تولد : 3 نوامبر 1959
تاریخ وفات : 18 ژوئن 1996 (36 سالگی)
وضعیت تاهل : مجرد
وضعیت خونی : اصیل
ملیت : انگلستان
نام های مستعار : Padfoot , Snuffles
گروه در مدرسه هاگوارتز : گریفندور
مشخصات فیزیکی:
مرد، موهای مشکی ، قد: 5 فوت و 9.5 اینج ، رنگ چشمان : خاکستری ، رنگ پوست : سفید
ویژگیهای جادویی:
انیماگوس: سگ سیاه، بوگارت : لرد ولدمورت ، چوبدستی : Unknown length, wood and core
خصوصیات اخلاقی:
به نقل از ویکی هری پاتر در وبسایت fandom: یک گریفندوری ایده آل. صادق، شجاع و حتی بی پروا. وفادار به دوستان. فداکاری تا حد مرگ برای کسانی که دوستشان دارد. جادوگری شوخ طبع و با استعداد اما از طرفی متکبر. انجام دهنده کارهای شرارت آمیز و دردسرساز. قلدر نسبت به کسانی که دوستشان ندارد.
زندگینامه:
سیریوس بلک، زاده 3 نوامبر 1959، فرزند ولبورگ و اریون بلک و برادر بزرگ ریگولس بلک است. اولین اشاره به وی بهطور مختصر در هری پاتر و سنگ جادو بود که به عنوان کسی بود که موتور پرنده را درست بعد از اینکه لرد ولدمورت از بین رفت به هاگرید داد.او در هری پاتر و زندانی آزکابان به عنوان یک زندانی فراری شناخته شد.
خانواده و دوستان:
در زمان داستان هری پاتر، سیریوس آخرین فرزند خانواده بلک است، والدین وی ولبورگ و اریون بلک نام وی را سیریوس نهادند که نام ستارهای در آسمان است. این نامگذاری بر طبق سنت خانواده بلک برای نامگذاری فرزندان از نام صورتهای فلکی و ستارگان است. نامهای ریگولس، کیگانوس، اوریون و آرکتوروس نیز بر همین اساس انتخاب شدهاست.
سیریوس یک برادر کوچک به نام ریگولس، و سه دخترخاله به نامهای بلاتریکس بلک، نارسیسا بلک، آندرومیدا بلک دارد. نارسیسا و بلاتریکس نزد خانواده بلک عزیز بودند چون با خانوادههای خون اصیل بیعت کرده و با مردان جادوگر ازدواج کردند، در حالی که آندرومدا نزد آنها بیاعتبار بود زیرا با مشنگی به نام تد تانکس ازدواج کرد. برادر کوچک سیریوس، ریگولاس نیز به خاطر پیوستنش به گروه لرد ولدمورت یعنی مرگ خواران مورد تحسین قرار گرفت. سیریوس و آندرومدا به خاندان بلک شباهتی نداشتند. سیریوس از خانواده خود شرمسار بود و خود را بداقبال میدانست.
سیریوس با جیمز پاتر (پدر هری) صمیمی بود و با ریموس لوپین و پیتر پتیگرو نیز دوستی داشت.
در سن شانزده سالگی سیریوس از خانه گریخت تا با خانواده پاتر زندگی کند. این بی آبرویی برای خانواده بلک باعث شد که آنها با چالاکی نام سیریوس را از شجرهنامه خود خط بزنند. آلفارد بلک، برادر ولبورگ (مادر سیریوس)، با سیریوس همفکری کرد و او را با مقدار زیادی پول یاری داد. ولبورگ با فهمیدن این مسئله نام آلفارد را نیز از شجرهنامه خانوادگی پاک کرد.
جیمز پاتر دوست صمیمی سیریوس با لیلی اوانز ازدواج کرد که در مراسم عروسی آن دو سیریوس بلک ساقدوششان بود. سیریوس بعدها به عنوان پدرخوانده هری پاتر، پسر جیمز انتخاب شد.
حبس:
پس از اینکه لرد ولدمورت به خانه لیلی و جیمز پاتر حمله کرد و آن دو را کشت، به هری، پسر آن دو حمله کرد اما طلسم او به ولدمورت بازگشت و ولدمورت از بین رفت. در این میان سیریوس از ماجرا با خبر شده و یک ساعت بعد خود را به خانه پاترها رساند. در آنجا به هاگرید برخورد و هاگرید به وی گفت که از طرف دامبلدور دستور دارد که هری را پیش او ببرد. سیریوس هری را به هاگرید داد و موتور پرنده خویش را نیز به وی قرض داد، سپس در حالی که به سمت خانه پاترها میرفت اندیشید که رازدار (کسی که راز مکان خانه را در دل خود حفظ میکند و هیچکس تا موقعی که او راز را به فرد نگوید نمیتواند مکان را ببیند) پاترها یعنی پیتر پتی گرو آنها را به ولدمورت فروخته است. سیریوس به سراغ پیتر رفت و با او گلاویز شد. پیتر با جادو مشنگها را کشته و خود را به شکل موشی درآورد سپس انگشت خود را قطع کرد و به خانه یک خانواده جادوگر پناه برد. سیریوس به جرمی که پیتر انجام داده بود یعنی کشتن مشنگها و از بین بردن خود پیتر به زندان آزکابان افتاد.
سیریوس دوازده سال زندانی بود تا اینکه با دیدن یک روزنامه، که عکس خانواده ویزلی را درحالی انداخته بود که پیتر هم با شمایل موش همراه آنها بود، از زندان فرار کرد و به محوطه هاگوارتز رفت. وی بیگناهی خود را به هری پاتر و دو نفر از دوستانش (رون و هرمیون) ثابت کرد ولی با فرار کردن پیتر نتوانست خود را از گناهش تبرئه کند و از آنجا گریخت و سعی کرد از راه دور هری را یاری دهد.
کشته شدن:
سیریوس هرگز نتوانست بیگناهی خود را ثابت کند و به تا پایان عمر فراری ماند. سرانجام وی وقتی که در وزارت سحر و جادو با مرگخواران درگیر شده بود توسط دختر خاله خود یعنی بلاتریکس لسترنج کشته شد.
آخرین شناسه با نام "سیریوس بلک" در سایت، بیش از یک سال است که آنلاین نشده.
ممنون.
برای تغییر شناسه، بعد از هر مقدار غیبت، یا حتی حین فعالیت و حضور، باید بلیت بفرستید.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط تام ریدل در 1398/6/18 0:00:49
ویرایش شده توسط تام ریدل در 1398/6/18 0:03:38
ویرایش شده توسط تام ریدل در 1398/6/18 20:52:40
ویرایش شده توسط سو لى در 1398/6/20 16:18:33
ویرایش شده توسط تام ریدل در 1398/6/18 0:03:38
ویرایش شده توسط تام ریدل در 1398/6/18 20:52:40
ویرایش شده توسط سو لى در 1398/6/20 16:18:33
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1397/06/27
تولد نقش: 1397/07/05
آخرین ورود: دوشنبه 29 خرداد 1402 22:57
از: زیر سایه ی لرد ولدمورت
پستها:
9

نام: اسکورپیوس مالفوی
سن:13
گروه: اسلیترین
نژاد:اصیل زاده
لقب: پادشاه عقرب
ویژگیهای ظاهری: پسری با موهای نامرتب طلایی رنگ . رنگ چشم خرمایی تیره و قد بلند .
پاترونوس: مار افعی شاخدار
شخصیت: بسیار بی اعصاب، قوی در مبارزه و دوئل با تکنیک های هجومی. عاشق اربابش لرد ولدمورت و گروهش اسلیترین . دوست آلبوس سورس پاتر ولی به دلیل مشکلات خانوادگی زیاد نمیتونه باهاش بگرده . کوچه دیاگون رو دوست داره به دلیل عجیب بودن کوچه . رز ویزلی رو دوست داره.و لقبش هم پادشاه عقربه .
چوبدستی: چوب مغز درخت خون اژدهای یمن و مغز چوب پر از پر ققنوس . روکش چوب از چرم اژدهای شاخدار مجارستانی .
جارو: نیمبوس 2019 اصل . لامصب مثل جت میره
معرفی کوتاه:اسکورپیوس مالفوی نوه لوسیوس و نارسیسا بلک پسر دراکو مالفوی . او در سن 11 سالگی به مدرسه هاگوارتز رفت و در انجا با آلبوس سورس پاتر دوست شد یا همان پسر هری پاتر. او رز ویزلی دختر رونالد(رون)ویزلی رو دوست داره . خب داشتم میگفتم او در سن 11 سالگی بود فک کنم به هاگوارتز میره بچه های هاگوارتز به او پسر ولدمورت میگفتند و حتی روی کیفش یه چیز هایی مینوشتن .او در گروه اسلیترین قبول میشه و پسر هری پاتر معروف هم که خاندانشون تو گریفیندور قبول میشدند خیلی بابت تعجب بود که تو اسبیترین قبول شد حالا خیلی نمیخوام داستانو طولانی کنم همینجا تموم میکنیم .
تایید شد.
خوش برگشتید!
سن:13
گروه: اسلیترین
نژاد:اصیل زاده
لقب: پادشاه عقرب
ویژگیهای ظاهری: پسری با موهای نامرتب طلایی رنگ . رنگ چشم خرمایی تیره و قد بلند .
پاترونوس: مار افعی شاخدار
شخصیت: بسیار بی اعصاب، قوی در مبارزه و دوئل با تکنیک های هجومی. عاشق اربابش لرد ولدمورت و گروهش اسلیترین . دوست آلبوس سورس پاتر ولی به دلیل مشکلات خانوادگی زیاد نمیتونه باهاش بگرده . کوچه دیاگون رو دوست داره به دلیل عجیب بودن کوچه . رز ویزلی رو دوست داره.و لقبش هم پادشاه عقربه .
چوبدستی: چوب مغز درخت خون اژدهای یمن و مغز چوب پر از پر ققنوس . روکش چوب از چرم اژدهای شاخدار مجارستانی .
جارو: نیمبوس 2019 اصل . لامصب مثل جت میره
معرفی کوتاه:اسکورپیوس مالفوی نوه لوسیوس و نارسیسا بلک پسر دراکو مالفوی . او در سن 11 سالگی به مدرسه هاگوارتز رفت و در انجا با آلبوس سورس پاتر دوست شد یا همان پسر هری پاتر. او رز ویزلی دختر رونالد(رون)ویزلی رو دوست داره . خب داشتم میگفتم او در سن 11 سالگی بود فک کنم به هاگوارتز میره بچه های هاگوارتز به او پسر ولدمورت میگفتند و حتی روی کیفش یه چیز هایی مینوشتن .او در گروه اسلیترین قبول میشه و پسر هری پاتر معروف هم که خاندانشون تو گریفیندور قبول میشدند خیلی بابت تعجب بود که تو اسبیترین قبول شد حالا خیلی نمیخوام داستانو طولانی کنم همینجا تموم میکنیم .
تایید شد.
خوش برگشتید!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط اسكورپيوس مالفوى در 1398/6/15 16:39:29
ویرایش شده توسط اسكورپيوس مالفوى در 1398/6/15 16:43:53
ویرایش شده توسط سو لى در 1398/6/16 2:17:32
ویرایش شده توسط اسكورپيوس مالفوى در 1398/6/15 16:43:53
ویرایش شده توسط سو لى در 1398/6/16 2:17:32
عشق فقط لرد ولدمورت
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1397/06/27
تولد نقش: 1397/07/05
آخرین ورود: دوشنبه 29 خرداد 1402 22:57
از: زیر سایه ی لرد ولدمورت
پستها:
9

با سلام ببخشید پیامی برام اومد و توش گفته شده بود که ایفای نقش و گروه خصوصیم گرفته شد و میخواستم دوباره برگردونید . اسکورپیوس مالفوی
به دلیل عدم فعالیت، دسترسیتون گرفته شده. لطفا معرفی شخصیتتون رو دوباره ارسال کنید تا دسترسیتون داده بشه.
به دلیل عدم فعالیت، دسترسیتون گرفته شده. لطفا معرفی شخصیتتون رو دوباره ارسال کنید تا دسترسیتون داده بشه.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سو لى در 1398/6/15 0:39:43
عشق فقط لرد ولدمورت
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1396/01/15
تولد نقش: 1396/01/17
آخرین ورود: سهشنبه 12 شهریور 1398 22:24
از: مغز خوشگل من هر کاری بر میاد
پستها:
74

نام:
گرنت پیج
گروه:
ریونکلاو
سن:
26
مشخصات ظاهري:
قد 193 سانتی متر-تقریبا لاغر اندام- موهای سفید که نه کوتاه کوتاهه نه خیلی بلند یه جوریه که توی صورتش ریخته - چشم های طوسی- سفید پوست- کلا رنگارنگ لباس میپوشه و فقط یه دست لباس مشکی داره- عینکی-
خصوصیات اخلاقي:
آزار و اذیت دیگران رو دوست داره. شوخ طبعه و حرف های خنده دار زیاد میزنه و اصلا نمیتونه جدی باشه. همش نیشخند میزنه. شر و شیطون و مقداری خرابکار.بعضی وقتا گند میزنه و خنگ بازی در میاره ولی در عین خنگ بازی باهوشه.همیشه گند کاری هاشو خودش درست میکنه. پررو هم هست و اشتباهاتش رو به سادگی نمیپذیره. اصلا حس رقابت طلبی نداره . توی حل کردن معماها کارش خوبه ولی تنها معمایی که توی زندگیش نتونسته حل کنه معمای بزرگ شدنه.
اطلاعات بیشتر :
یکی از خصوصیات بارزش اینه که موقعی که میخواد یه نظر بده یا یه حرف جدی بزنه عینکشو در میاره.
یک دفترچه با جلد چرم سوسمار و یک خودکار داره که همیشه همراهشه. روی دفترچش با رنگ سبز نوشته شده:
یک دوستی که داره که خودش اون رو ساخته. همه خبر ها رو براش میاره و بیشتر مواقع همراهشه. یک مغز سخنگوئه. درست خوندید، مغز سخنگو. یک مغز که دست و پا داره ولی روی هوا معلقه. عینک آفتابی هم میزنه. گرنت میگه که اون مغز دومشه. اسم این مغز هست برایان چون به کلمه برین ( brain) خیلی نزدیکه. اینم از عکس برایان.
پترونوس:
روباه قطبی
چوبدستی:
30 سانتی متر چوب بلوط و خون تک شاخ انعطاف پذیر
خلاصه زندگینامه:
گرنت در روز 6 اکتبر 1991 در لندن به دنیا آمد. پدر و مادرش هر دو ساحره بودند. و در نبرد با ولدمورت کشته شدند. تمام اجدادش توی گروه اسلیترین بودن. کلاه گروهبندی هم اول شک داشت که اونو کجا بفرسته اما وقتی به هوش و ذکاوتش پی برد اونو به ریونکلاو فرستاد. با وجود شر و شیطون بودن و خنگ بازی هاش خیلی توی درس هاش موفق بود مخصوصا درس معجون سازی. اون همیشه به کتابخونه میرفت و علاوه بر کلاس هاش درس های متفرقه میخوند و به هیمن سبب به جادوی سیاه علاقه مند شد و مقداری از اونو یاد گرفت. برای آزمایش خودش یک بار یکی از جادوهای سیاه رو روی یک دانش آموز امتحان کرد. دامبلدور هم وقتی فهمید مجازات سنگینی برایش در نظر گرفت ولی چون دانش آموز خوبی بود اخراج نشد. به خاطر اینکه جادوی سیاه بلد بود و کمی خطرناک شده بود لقب باد شرقی به او دادند.
لطفا ویرایش شود. با تشکر
جایگزین شد.
خوش برگشتی!
گرنت پیج
گروه:
ریونکلاو
سن:
26
مشخصات ظاهري:
قد 193 سانتی متر-تقریبا لاغر اندام- موهای سفید که نه کوتاه کوتاهه نه خیلی بلند یه جوریه که توی صورتش ریخته - چشم های طوسی- سفید پوست- کلا رنگارنگ لباس میپوشه و فقط یه دست لباس مشکی داره- عینکی-
خصوصیات اخلاقي:
آزار و اذیت دیگران رو دوست داره. شوخ طبعه و حرف های خنده دار زیاد میزنه و اصلا نمیتونه جدی باشه. همش نیشخند میزنه. شر و شیطون و مقداری خرابکار.بعضی وقتا گند میزنه و خنگ بازی در میاره ولی در عین خنگ بازی باهوشه.همیشه گند کاری هاشو خودش درست میکنه. پررو هم هست و اشتباهاتش رو به سادگی نمیپذیره. اصلا حس رقابت طلبی نداره . توی حل کردن معماها کارش خوبه ولی تنها معمایی که توی زندگیش نتونسته حل کنه معمای بزرگ شدنه.
اطلاعات بیشتر :
یکی از خصوصیات بارزش اینه که موقعی که میخواد یه نظر بده یا یه حرف جدی بزنه عینکشو در میاره.
یک دفترچه با جلد چرم سوسمار و یک خودکار داره که همیشه همراهشه. روی دفترچش با رنگ سبز نوشته شده:
دفترچه فوق سری
متعلق به گرنت پیج ( مخ قشنگ )
متعلق به گرنت پیج ( مخ قشنگ )
یک دوستی که داره که خودش اون رو ساخته. همه خبر ها رو براش میاره و بیشتر مواقع همراهشه. یک مغز سخنگوئه. درست خوندید، مغز سخنگو. یک مغز که دست و پا داره ولی روی هوا معلقه. عینک آفتابی هم میزنه. گرنت میگه که اون مغز دومشه. اسم این مغز هست برایان چون به کلمه برین ( brain) خیلی نزدیکه. اینم از عکس برایان.
پترونوس:
روباه قطبی
چوبدستی:
30 سانتی متر چوب بلوط و خون تک شاخ انعطاف پذیر
خلاصه زندگینامه:
گرنت در روز 6 اکتبر 1991 در لندن به دنیا آمد. پدر و مادرش هر دو ساحره بودند. و در نبرد با ولدمورت کشته شدند. تمام اجدادش توی گروه اسلیترین بودن. کلاه گروهبندی هم اول شک داشت که اونو کجا بفرسته اما وقتی به هوش و ذکاوتش پی برد اونو به ریونکلاو فرستاد. با وجود شر و شیطون بودن و خنگ بازی هاش خیلی توی درس هاش موفق بود مخصوصا درس معجون سازی. اون همیشه به کتابخونه میرفت و علاوه بر کلاس هاش درس های متفرقه میخوند و به هیمن سبب به جادوی سیاه علاقه مند شد و مقداری از اونو یاد گرفت. برای آزمایش خودش یک بار یکی از جادوهای سیاه رو روی یک دانش آموز امتحان کرد. دامبلدور هم وقتی فهمید مجازات سنگینی برایش در نظر گرفت ولی چون دانش آموز خوبی بود اخراج نشد. به خاطر اینکه جادوی سیاه بلد بود و کمی خطرناک شده بود لقب باد شرقی به او دادند.
لطفا ویرایش شود. با تشکر

جایگزین شد.
خوش برگشتی!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سو لى در 1398/6/12 21:20:59
من اول مغز بودم...
بعد دست و پا در آوردم!
بعد دست و پا در آوردم!
کـــارآگاه پیج

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1396/06/18
تولد نقش: 1396/08/13
آخرین ورود: چهارشنبه 3 تیر 1405 11:29
از: شبانگاه توی سایه ها.
پستها:
724

سلام. تقاضای بروز رسانی معرفی شخصیتمو داشتم با تشکر.
نام: آستریکس.
سن: 119.
گروه: گریفیندور.
نژاد: نامعلوم, خون اشام.
سپر مدافع: خفاش تک بال.
چوب دستی: 22 سانت , چوب درخت گردو , وفادار, ترکیب شده با ریسه قلب اژدها و پر ققنوس , انعطاف پذیری مناسب. کنده کاری شده یک خفاش با بال هایی زمردی و یاقوت سرخ.
وفاداری: خود. خون اشام ها. اتحاد گریفیندور.
ویژگی های ظاهری:قد تقریبا 185, موهای سیاه نا مرتب و نسبتا بلند , چشم های قهوه ای تیره. معمولا از پوششش تیره است. نه چاق و نه لاغر مردنی با وزن 176. البته درمواقعی که ذات خون خواریش بر ذات انسانیش غلبه میکنه میتوان به چشمانی که پر از رگ های سرخ شده , دندون های نیش دار و گوش هایی که با تغییر حالت وی بلند تر و تیز تر میشوند اشاره کرد.
ویژگی های اخلاقی: سرد برای غریبه ها. ولی برای دوستا و هم گروهیا گرمو دوستانه و قابل اعتماد. کمک کننده و هم دم و سنگ صبور برای مواقع لازم , لجباز و یک دنده و در بعضی مواقع بی ادب.
معرفی:
آستریکس که از زمان نامعلومی توسط پروفسور پرسیوال دامبلدور به هاگوارتز اورده شده و همونجا هم اسکان داده شد. درحال حاضر کسی از گذشته وی اطلاعی ندارد حتی خود پرسیوال نیز اطلاعات درست حسابی نداره. عاشق خوردن خون تازه و گرم انسان ها. قدم زنی با گوش دادن به اهنگ براش خوشاینده ومعمولا هندزفری رو گوشش داره و مدام به اهنگ گوش میده.در دوئل از اسپل های حجومی بیشتر استفاده میکنه ولی درمواقع غیر دوئل بجای چوب دستی بیشتر از قدرت بدنی و دستاش بهره میبره. سرش تو کار خودشه و بهتره که کسی نخواد سر به سرش یا نخواد باهاش بازی کنه چرا که بازی کردن با ملت تو خونشه. البته وقتی ذات خون اشامیش بیدار میشه بهتره که از صد کیلومتریش رد نشین و سعی نکنین که ارومش کنید چرا که تا وقتی که به خواستش نرسیده اروم بشو نیست.
توانایی های فراطبیعی:
قدرت بدنی , سرعت زیاد , بینایی وشنوایی قوی , هوش زیاد , ذهن خوانی و هیپنوتیزم.
جایگزین شد.
نام: آستریکس.
سن: 119.
گروه: گریفیندور.
نژاد: نامعلوم, خون اشام.
سپر مدافع: خفاش تک بال.
چوب دستی: 22 سانت , چوب درخت گردو , وفادار, ترکیب شده با ریسه قلب اژدها و پر ققنوس , انعطاف پذیری مناسب. کنده کاری شده یک خفاش با بال هایی زمردی و یاقوت سرخ.
وفاداری: خود. خون اشام ها. اتحاد گریفیندور.
ویژگی های ظاهری:قد تقریبا 185, موهای سیاه نا مرتب و نسبتا بلند , چشم های قهوه ای تیره. معمولا از پوششش تیره است. نه چاق و نه لاغر مردنی با وزن 176. البته درمواقعی که ذات خون خواریش بر ذات انسانیش غلبه میکنه میتوان به چشمانی که پر از رگ های سرخ شده , دندون های نیش دار و گوش هایی که با تغییر حالت وی بلند تر و تیز تر میشوند اشاره کرد.
ویژگی های اخلاقی: سرد برای غریبه ها. ولی برای دوستا و هم گروهیا گرمو دوستانه و قابل اعتماد. کمک کننده و هم دم و سنگ صبور برای مواقع لازم , لجباز و یک دنده و در بعضی مواقع بی ادب.
معرفی:
آستریکس که از زمان نامعلومی توسط پروفسور پرسیوال دامبلدور به هاگوارتز اورده شده و همونجا هم اسکان داده شد. درحال حاضر کسی از گذشته وی اطلاعی ندارد حتی خود پرسیوال نیز اطلاعات درست حسابی نداره. عاشق خوردن خون تازه و گرم انسان ها. قدم زنی با گوش دادن به اهنگ براش خوشاینده ومعمولا هندزفری رو گوشش داره و مدام به اهنگ گوش میده.در دوئل از اسپل های حجومی بیشتر استفاده میکنه ولی درمواقع غیر دوئل بجای چوب دستی بیشتر از قدرت بدنی و دستاش بهره میبره. سرش تو کار خودشه و بهتره که کسی نخواد سر به سرش یا نخواد باهاش بازی کنه چرا که بازی کردن با ملت تو خونشه. البته وقتی ذات خون اشامیش بیدار میشه بهتره که از صد کیلومتریش رد نشین و سعی نکنین که ارومش کنید چرا که تا وقتی که به خواستش نرسیده اروم بشو نیست.
توانایی های فراطبیعی:
قدرت بدنی , سرعت زیاد , بینایی وشنوایی قوی , هوش زیاد , ذهن خوانی و هیپنوتیزم.
جایگزین شد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سو لى در 1398/6/11 14:51:21
Life flows in the veins.
از جرقهای کوچک تا شعلهای فروزان؛ با شجاعت و اتحاد، برای گریفیندور!
جزئیات کاربر

نام:آبرفورث
نام خوانوادگی:دامبلدور(به زبان فرانسوی دامبلی دور)
نام پدر:پرسیوال
چوبدستی:چوب گردو،موی ریش مرلین،۲۶ سانتی متر،تقریبا انعطاف پذیر
جارو:آزرخش ۲۰۲۲
گروه:ریونکلاو
پاترونوس:بز کوهی
بوگارت:جنگ سوم جادوگری
علاقه:کشتن با اوداکداورا(در صورتی که برادرش مرده باشه)-خوردن نوشیدنی
نژاد:اصیل زاده
جبهه:محفل
شغل:رییس هاگزهد درکتاب آخر
خانواده:همیشه خواهرش،مادرش و پدرش او را دوست داشتند.او یک برادر و یک خواهر داشت بنام های البوس پرسیوال والفریک برایان و خواهرش اریانا.
پدرش در جوانی به سه مشنگ برای اضیت کردن خواهرش حمله کرد و به ازکابان منتقل شد.
مشخصات ظاهری:شبیه برادرش:موی خاکستری،چشم آبی،کمی شکسته وچروکیده
مشخصات اخلاقی:همیشه دوست داشتنی بوده و خیلی زود جوش می اورد برای یکی از همین جوش اوردن ها در مراسم خاکسپاری خواهرش اریانا بینی برادرش را شکست.او از برادرش کینه ی بزرگی برای کشته شدن خواهرش داشت.
میتونید عوضش کنید؟
کشتن با آواداکداورا نمی تونه جزو علایق یه محفلی باشه! این دو تا با هم در تضادن.
توی معرفیت حذفش کردم.
جایگزین شد.
نام خوانوادگی:دامبلدور(به زبان فرانسوی دامبلی دور)
نام پدر:پرسیوال
چوبدستی:چوب گردو،موی ریش مرلین،۲۶ سانتی متر،تقریبا انعطاف پذیر
جارو:آزرخش ۲۰۲۲
گروه:ریونکلاو
پاترونوس:بز کوهی
بوگارت:جنگ سوم جادوگری
علاقه:کشتن با اوداکداورا(در صورتی که برادرش مرده باشه)-خوردن نوشیدنی
نژاد:اصیل زاده
جبهه:محفل
شغل:رییس هاگزهد درکتاب آخر
خانواده:همیشه خواهرش،مادرش و پدرش او را دوست داشتند.او یک برادر و یک خواهر داشت بنام های البوس پرسیوال والفریک برایان و خواهرش اریانا.
پدرش در جوانی به سه مشنگ برای اضیت کردن خواهرش حمله کرد و به ازکابان منتقل شد.
مشخصات ظاهری:شبیه برادرش:موی خاکستری،چشم آبی،کمی شکسته وچروکیده
مشخصات اخلاقی:همیشه دوست داشتنی بوده و خیلی زود جوش می اورد برای یکی از همین جوش اوردن ها در مراسم خاکسپاری خواهرش اریانا بینی برادرش را شکست.او از برادرش کینه ی بزرگی برای کشته شدن خواهرش داشت.
میتونید عوضش کنید؟
کشتن با آواداکداورا نمی تونه جزو علایق یه محفلی باشه! این دو تا با هم در تضادن.
توی معرفیت حذفش کردم.
جایگزین شد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آبرفورث دامبلدور در 1398/6/11 0:45:27
ویرایش شده توسط آبرفورث دامبلدور در 1398/6/11 1:09:44
ویرایش شده توسط سو لى در 1398/6/11 14:48:02
ویرایش شده توسط آبرفورث دامبلدور در 1398/6/11 1:09:44
ویرایش شده توسط سو لى در 1398/6/11 14:48:02
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج
