جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها اخبار اخبار تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
ماراتن هری پاتر
تولد 22 سالگی
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
شبکه پرواز
فن‌ فیکشن‌ها
×

آنلاین‌ها

44 کاربر(ها) آنلاین هستند (27 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
44
مهمانان
0
عضو
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

شبکه پرواز

×

فن‌ فیکشن‌ها

wand

روزنامه صدای جادوگر

wand

پاسخ: دروازه هاگوارتز(ارتباط با ناظر انجمن قلعه هاگوارتز)
ارسال شده در: سه‌شنبه 16 دی 1404 23:02
نمایش جزئیات
آفلاین
نقل قول:
آیلین وارد دفتر ناظر قلعه هاگوارتز شد. تعظیمی کرد و خواست زانو بزند که کاتیا در گوشش گفت:
ـ حس نمی‌کنی ناظرین قلعه یه‌کم رنگشون...

آیلین بر دهان قلم پر سخن‌گویش چسب نواری چسباند و با عزم بیشتری زانو زد.
- متاسفم؛ اون خیلی گستاخه. خودم تنبیهش می‌کنم.
درود بر بانو پرینس. اولا که خیلی شرمنده بخاطر تاخیر طولانی در پاسخ دهی. تعظیم و ادب شما حسابی این بی‌ادبی مارو شرمنده کرده.

نقل قول:
ـ راستش برای احداث نسک‌خانه قلعه هاگوارتز مزاحمتون شدم. تاپیک که مد نظر منه، یه تاپیک تک‌پستیه که رول‌هایی با محوریت شعر یا جمله‌ها و تکه‌هایی از کتاب‌هاست. اجازه می فرمایید؟
تاپیکی که توضیح دادی بنظر چیز جالبی میاد. فکر نکنم تاالان همچین تاپیکی داشته باشیم. اما کنجکاوم پستات رو در این سبکی که گفتی ببینم و بخونم.
خلاصه که مجوز احداث صادر میشه. می‌تونین تاپیک مورد نظر خودتون رو ایجاد کنید. اما در انتخاب اسمش دقت کنید. و همینطور پست اول مهمه که کامل توضیح تاپیک، سبک رول‌نویسی در این تاپیک و اگه قوانین خاصی برای اون هست، مثل سبک پست‌ها، تک پستی یا ادامه دار و یا قوانین خاص دیگر، حتما توی پست اول بنویسید که بقیه ملت کامل متوجه نوع تاپیک شما شوند.

تشکر و بدرود.

افرادی که لایک کردند

Life flows in the veins.

از جرقه‌ای کوچک تا شعله‌ای فروزان؛ با شجاعت و اتحاد، برای گریفیندور!

اثر هنری ضیافت من.




پاسخ: ماراتون همگانی مطالعه کتاب‌های هری پاتر
ارسال شده در: پنجشنبه 4 دی 1404 22:55
نمایش جزئیات
آفلاین
همیشه دست بالای دست بسیار است سالازار کبیر. شما پیش دستی کردی و کتاب اول رو شروع کردی. ما پیش دستی پرو مکث کردیم و الان توی کتاب چهارم هستیم. یعنی کتاب اول جام آتش.

ما از قبل ها وقتی یکم قیمت‌ها اوکی بودن دونه دونه کتاب های هری باقر... چیز یعنی هریپاتر رو خریدیمو انبار کردیم و هروقت که حال داشتیم خوندیمو به اینجا رسیدیم. فعلا تا نصف کتاب اول جام آتش خوندیم. البته با ترجمه فارسی و حاپ خانم ویدا میخونیم ما.
درکل که نمیدونیم چجوری میتونیم خودمون رو لای این برنامه شما جا بدیم، ولی ماهم هستیم خلاصه.
Life flows in the veins.

از جرقه‌ای کوچک تا شعله‌ای فروزان؛ با شجاعت و اتحاد، برای گریفیندور!

اثر هنری ضیافت من.




پاسخ: آقای تال
ارسال شده در: پنجشنبه 4 دی 1404 12:28
نمایش جزئیات
آفلاین
قطعا که بعنوان بیننده دارن. همونطور که ندیدیم گرگی توی سیرک رو پایی بزنه، خون‌اشامی هم ندیدیم که بندری بزنه.

افرادی که لایک کردند

Life flows in the veins.

از جرقه‌ای کوچک تا شعله‌ای فروزان؛ با شجاعت و اتحاد، برای گریفیندور!

اثر هنری ضیافت من.




پاسخ: نقشه‌ی سرسرای چهارگانه
ارسال شده در: سه‌شنبه 2 دی 1404 00:28
نمایش جزئیات
آفلاین
تصویر تغییر اندازه داده شده
لیست تاپیک‌های گروه گریفیندور.



* کتابخانه مکانیزم گریفیندور (ادامه‌دار) (جدی)
کتابخانه مجهز، بزرگ و پیشرفته تالار گریفیندور که هزاران جلد کتاب باستانی و جدید در اون وجود داره. هرکدوم از این کتاب‌های شگفت انگیز، اسراری در دل خود نهفتن و هربار یک ماجرای اسرارآمیز در این کتابخانه رقم می‌خوره.

* سفر به گذشته (ادامه‌دار) (جدی/طنز)
ماجراهای باستانی و قدیمی دنیای جادویی. خودتون رو در گذشته تصور کنید و یا اصلا طی یک اتفاق به گذشته برید و شروع کنید به نوشتن!

* ایوان مخوف (ادامه‌دار) (جدی/طنز)
تاپیکی که در اون اتفاقات ترسناک و دلهره‌آور مختلفی رخ می ده. آیا کله تان بوی قورمه سبزی می دهد؟ آیا به فیلم‌های ترسناک علاقه دارید و یا به خون و خونریزی علاقه دارید؟ به این تاپیک بشتابید.

* مکان‌های اهریمنی (ادامه‌دار) (جدی)
مخوف ترین مکان های دنیا که توسط دانش‌آموزان شجاع و ماجراجو مدرسه کشف میشن. این مکان هارو پیدا کنید، در اونها به ماجراجویی بپردازید و زنده خارج شید!

* شیطنت های گریفیندوری (تک‌پستی) (طنز)
ماجراهای شیطنت‌های گریفیندوری‌ها که هربار کلی دردسر برای خودشان و دیگران درست میکنن! اینجا، آتیش هایی که سوزوندید و دردسرهایی که ایجاد کردید را برای دیگران برملا کنید!

* گریفلاو (ادامه‌دار) (طنز)
در قدیم الایام اینجا ماجراهای فیلم هندی و عاشقانه اعضای گریفیندور به تصویر کشیده میشد. و از هم‌اکنون داستان‌های عاشقانه هریک از دانش‌آموزان مدرسه رو میتونید اینجا شاهد باشید یا اصلا خودتون به تصویر بکشید!

* خوابگاه‌هاي گريفيندور (ادامه‌دار) (طنز/جدی)
ماجراهای پیش اومده داخل خوابگاه‌های تالار گریفیندور. اتفاقات روزانه و شبانه خوابگاه‌ها را در این تاپیک بخونید.

* گریف تی‌وی! (تک‌پستی) (طنز)
شبکه تلویزیونی گریفیندور که البته فقط متعلق به گریفیندور نیست و میتونید برنامه های تلویزیونی و حتی رادیویی کل دنیا رو توش ببینید و لذت ببرید!

* اسمشو سياهها نميتونن ببينن! (ادامه‌دار) (جدی)
محلی برای دانش‌آموزان سفید و مبارزان علیه سیاهی. برای جلوگیری از نفوذ سیاهی به تالارتون و هاگوارتز تلاش کنید!

* سرزمینی برای نوادگان گودریک گریفیندور (ادامه‌دار) (جدی/طنز)
آیا شما از نوادگان برحق گودریک گریفیندور هستید؟ آیا مشتاقید تا با شمشیر شجاعت و همدلی به جنگ ظلم و تاریکی بروید؟ پس این سرزمین منتظر درخشش شماست.

* مجموعه ورزشي گودريك (ادامه‌دار) (طنز/جدی)
مجموعه ورزشی بزرگ در سراسرای چهارگانه که اتفاقات مرتبط با دنیای ورزش و نرمش رو در اون میتونید شاهد باشید.

افرادی که لایک کردند

ویرایش شده توسط سالازار اسلیترین در 1404/10/2 16:00:30
Life flows in the veins.

از جرقه‌ای کوچک تا شعله‌ای فروزان؛ با شجاعت و اتحاد، برای گریفیندور!

اثر هنری ضیافت من.




پاسخ: سالن جشن‌های بین‌المللی لندن
ارسال شده در: دوشنبه 1 دی 1404 01:38
نمایش جزئیات
آفلاین
.... .- .--. .--. -.-- / -.-- .- .-.. -.. .- / -. .. --. .... -
- این چیه؟
- سکوت کن.دارم کد میدم.
-.-. --- ..-. ..-. . . / ..-. --- .-. / . ...- . .-. .-.-.-
- این یکی چیه دیگه؟
- دارم به اون دختر مو آبی ریونکلاوی کد میدم. سوروس تو آهنگش میگفت کد مورس میدن به ملت. منم کد میدم.
- این چه طرز مخ زدنه؟ مگه سال 1936عه؟ عین آدم برو بهش سلام کن دیگه.
- نه بابا. اون ریونکلاویه، باهوشه، نمی‌بینی داره کدامو میگیره و چشمک میزنه...
- زیاد اسپرسو سینگل زدی، سینگلی خونت زیاد شده مشخصه. دختره داره بهت میخنده

- پیس پیس، آستریکس، نوبت توعه...

آستریکس درحال بحث و جدل با ناخوداگاه درونش بود که با صدا کردن هم‌گروهی کناریش ناخوداگاه به خودش میاد.
- اهوم... چیزه، داشتم بودجه زمستون تالار رو حساب میکردم. چیشده؟
- خیلیا رفتن کادو شب یلداشون رو دادنا... نوبت توعه‌ها دیگه.
آستریکس که چشمش به سمت میز و کرسی مقابل ملت بود از جاش پا میشه. کراواتش رو مرتب میکنه، دستی روی لوگو گریفیندور میکشه، دستی هم توی موهاش میکشه، یک دست دیگه هم کمربند شلوارکشو تنظیم میکنه، یه دست دیگم هم مطمعن میشه زیپ شلوارش بسته شده باشه، یه دست دیگه.

- دِه برو دیگه گودریک بزنه از کمرت شوآف میکنی چرا بنده مرلینی...

آستریکس به یک‌باره از جاش پرید و تند تند شروع به قدم زدن کرد که بدلیل تراکم جمعیت و رفت‌آمد بقیه ملت ناگهان یک حس سردی شدید زودگذری در بدنش حس کرد! سریع برگشت و متوجه روح راهب چاق شد که ناخواسته از درونش رد شده بود...

شپلق!

- مرد گنده یه یالله بگو... خجالتم خوب چیزیه. روح به این گندگی نمی‌بینی مستقیم میای تومون؟ خوشت میاد من برم توت؟ ادب و حیاهم خوب چیزیه والا!

آستریکس که دستش پس گردنش بود چند قدم عقب برداشت و رو به راهب چاق کرد...
- والا مسیر یکم تنگ بود، ماهم چشمون به جمالات و برکات مراسم بود. شماهم که یکم پر ملات تشریف دارین... خلاصه اینطوری شد که من اومدم تو شما، شما رفتین تو ما، توهم شدیم دیگه...

شپلق!

آستریکس شپلق دوم رو هم خورد! اما نه از راهب چاق، از یک شخص پشت سری! سریع با اخمای توی هم برگشت تا جواب پر ملاتی به شخص شپلق زنش بده که...

شپلق!

شپلق سوم سیلی در گوش وی بود که از طرف روح القدوس هاگوارتز، هلنا زده شده بود. دستاشو توی هم گره کرد و با اخمی توی هم رفته شروع کرد گفت...
- خجالتت کو مرد؟ حجب و حیات کو مرد؟ شعورت کو مرد؟ نژاد پرسی خاصی نسبت به ما روح‌ها داری؟ یعنی چی که راهب چاق پر ملاته؟ پر ملات آش کشک خالته! اصلا ایشون اسمش چاقه، خیلیم اسکینیه. ارشد هم ارشدای زمان ما والا... نسل زد، ایکس، ایگرد نداشتیم اون زمانا. همه یپا آقا و جنتلمن بودن.

آستریکس که از طرف روح ریونکلاو مقابل ملت روینکلاوی بسی ضایع و شرمسار شده بود، با کشتی‌های غرق شده، نقشه‌های بر آب شده، دیت‌های کنسل شده، شیشه‌ خون‌های شکسته شده، سر به زیر، شونه به زیر و چشما به زیر سمت سفره‌ای که از اول مراسم پهن شده بود حرکت کرد.
ثانیه‌‌ای بعد مقابل همه ملت، یک سفره قرمز خوش زرق و برق مقابلش قرار داشت که روش انواع اقسام اشیا مقدس و نامقدس و چرت و حتی گاهی پرت قرار گرفته بود.

آستریکس که اون لحظه کاملا قیافه جدی به خود گرفته بود، برای مدتی توی فکر فرو رفت. چه چیزی می‌تونست اهدا کند؟ او یک خون‌آشام بود، یک شکارچی، همیشه اون بود که خون و زندگی رو از شکارهاش میگرفت اما حالا خودش چی داشت که می‌تونست بعنوان چیزی با ارزشمند اهدا کنه...
همین لحظه چشماش برق خاصی به خودش گرفت! بلاخره فهمید. ارزشمند ترین چیز برای اون زندگی بود. همیشه زندگی‌ بقیه رو ازشون می‌گرفت. حالا نوبت خودش بود که اون رو پیشکش کند.

برای همین لیوانی که داخلش دونه‌های انار ریخته شده بود رو برداشت، ناخون‌های تیزش رو توی کف دستش فشار داد و رد خون سرخ و تازه‌اش پدیدار شد، حتی می‌تونست برق زدن چشم‌‌های گادفری رو حس کند... قطرات خون توی لیوان و روی دونه‌های انار ریخته شد و نصف لیوان پر شد. دونه‌های انار مثل مروارید سرخ داخل لیوان می‌درخشیدند. بعد از پر شدن لیوان آستریکس آنرا به سمت سالازار اسلیترین بالا گرفت و سپس روی سفره گذاشت و به آروم کنار رفت.

---------------------------------------------------------------------------------
تولد شب یلداتون مبارک. آفرین که تونستین این یلدارو کنار هم زنده بمونین.
Life flows in the veins.

از جرقه‌ای کوچک تا شعله‌ای فروزان؛ با شجاعت و اتحاد، برای گریفیندور!

اثر هنری ضیافت من.




پاسخ: بنیاد مورخان
ارسال شده در: یکشنبه 30 آذر 1404 15:09
نمایش جزئیات
آفلاین
درود. نتیجه ترین های فصل پاییز 404 گریفیندور!



بهترین تازه وارد فصل: هرمیون گرنجر.

بهترین نویسنده فصل: ملانی.

فعال ترین عضو فصل:
جینی ویزلی.

افرادی که لایک کردند

Life flows in the veins.

از جرقه‌ای کوچک تا شعله‌ای فروزان؛ با شجاعت و اتحاد، برای گریفیندور!

اثر هنری ضیافت من.




پاسخ: جشن تولد 22 سالگی جادوگران
ارسال شده در: جمعه 28 آذر 1404 13:55
نمایش جزئیات
آفلاین
به علت شهرستانی بودنم، اومدن یا نیومدنم با یک اگر همراهه. اما از اونجایی که سنم به قدریه که دیگه رضایت نامه اولیا نیاز ندارم و اگه بتونم کارای اداری سفارتو ویزا رو اوکی کنم و بگیرم، خودم شخصا خیلی دوست دارم که بعد از سال‌‌ها به تولد برسم. خلاصه که مثل اینکه امکان ثبت چند رای همزمان نبود، پس اون تک رای که به جمعه ساعت 5 داده شده رو برای کل روز جمعه در نظر بگیرید. یعنی نظرم ترجیحا روی روز جمعه هستش. حالا ساعتش فرق آنچنانی نداره.

افرادی که لایک کردند

Life flows in the veins.

از جرقه‌ای کوچک تا شعله‌ای فروزان؛ با شجاعت و اتحاد، برای گریفیندور!

اثر هنری ضیافت من.




پاسخ: جادوگر فصل پاییز
ارسال شده در: چهارشنبه 26 آذر 1404 16:50
نمایش جزئیات
آفلاین
من این قسمت به دو نفر رای میدم. بله! یک نفر، بلکه دو نفر. همینه هست. هرکی خوشش نمیاد، خوش‌گلدین.

شخص اول بخاطر زحمت و انرژی که پای سایت گذاشته چه مدیریت، چه ایفا، چه... ارزش این رای رو داره. هلنا ریونکلاو(گابریلا)

شخص دوم رای‌ام به سیریوس بلک هستش. از نظرم این فرد زحمتی که توی قسمت کد و اپدیت سایت و فضای مجازی سایت داره میکشه قابل تقدیر و ارزشه. و شخصا جزو تنها راهی که تو ذهنم داشتم تا ازش تشکر کنم و خسته نباشید بگم این قسمت بود.
یاشاسین بلک اوشاخلاری.

پ‌ن: از دابی و هلگا هم تشکر دارم حتی. اونام حسابی زحمت کد و اپدیت سایت رو پشت پرده کشیدن. همین خدمت پشت جبهه سایت کامل مشخصا باعث شده توی خط مقدم ایفایی سایت فعالیتشون کمتر شه. اما قطعا از ما پنهون نیست. همینا دیگه.

افرادی که لایک کردند

Life flows in the veins.

از جرقه‌ای کوچک تا شعله‌ای فروزان؛ با شجاعت و اتحاد، برای گریفیندور!

اثر هنری ضیافت من.




پاسخ: بهترین نویسنده فصل پاییز
ارسال شده در: چهارشنبه 26 آذر 1404 16:42
نمایش جزئیات
آفلاین
این قسمت رو خلاصه و مختصر و مفید میگم.
رای‌ام به گادفری میرسه. نوع نویسندگی ایشون و ژانر و فضایی که داره، همیشه مورد علاقم بوده و همیشه ازش لذت بردم.

افرادی که لایک کردند

Life flows in the veins.

از جرقه‌ای کوچک تا شعله‌ای فروزان؛ با شجاعت و اتحاد، برای گریفیندور!

اثر هنری ضیافت من.




پاسخ: فعال ترین عضو فصل پاییز
ارسال شده در: چهارشنبه 26 آذر 1404 16:40
نمایش جزئیات
آفلاین
از نظر من سخت ترین انتخاب ترین‌های این فصل این قسمته. چون من فعال بودن رو صرفا فقط توی نوشتن زیاد پست‌های ایفایی در نظر نمی‌گیرم. چون درباره ترین های سایت رای‌گیری میکنیم. من کل فعالیت های سایت رو در نظر می‌گیرم. چه کسی که پست ایفایی می‌نویسه. چه کسی که در مدیریت فعالیت داره، چه کسی که ایونت برگذار میکنه، چه کسی که پشت صحنه زحمت اپدیت و کد زنی سایت رو میگشه، چه کسی که خارج از ایفا اخبار رو کار میکنه. و چه افراد مختلف دیگه که هرکدوم به نوع خاص خودشون وقت و انرژی‌شون رو پای سایت میذارن.

من شخصا انتخابم بین هلنا(گابریلا) و گلرت گریندلواد بود که بخاطر بسته بودن شناسه هلنا، انتخابم محدود شده و ددر نتیجه‌اش رای‌ام به گلرت گریندلواد میرسه.

افرادی که لایک کردند

Life flows in the veins.

از جرقه‌ای کوچک تا شعله‌ای فروزان؛ با شجاعت و اتحاد، برای گریفیندور!

اثر هنری ضیافت من.