به فرمان معاونت از فردا حوزه خواهران شروع به کار خواهد کرد
_این چیه اینجا؟...کی گفته حوزه ی خواهران رو راه بندازن؟!
_جناب وزیر معاون عزیزتون این کار رو کرده.
_معاون عزیز؟ معاون عزیز من کیه؟نکنه منظورت اون زنیکه تاتسویاست.
_بله قربان منظورم همونه.
تراورز پوز خندی زد و گفت:
_اون که کاره ای نیست.باید بیاید از من اجازه بگیره و من هم که اجازه نمی دم.پس مشکل حله.درست گفتم؟
_فکر کنم قربان مگر اینکه ....
_مگر اینکه از راه قانون وارد عمل شم اونوقت باید تمام افراد رای بدن که یعنی تو نمی تونی جلوی من رو بگیری وگرنه باید ازوزارت خداحافظی کنی.
این صدای تاتسویا بود که ادامه حرف را گفته بود.تراورز که شوکه شده بود کمی سکوت کرد وسپس گفت:
_اوه!سلام تاتسویا چطوری؟
_به لطف دعاهای شما عالی!
_نه،نه،تاتسویا تو خیلی به من لطف داری!ما اینقدر هم اون بالابالا ها نیستیم که دعاهامون اینقدر زود به نتیجه برسه خودت خوبی دعاهاتم زود بر آورده میشه.
تاتسویا از اینکه تراورز خودش رو به نفهمی زده بود عصبانی شد و گفت:
_دارم بهت می گم تراورز تو نمی تونی جلوی من رو بگیری من این کار رو انجام میدم حالا می بینی.
_تاتسویا کسی جلوت رو نگرفته اگه می تونی انجام بدم.من که بعید می دونم بتونی.
تراورز خنده را سر داد رفت.تاتسویا که از درس تراورز از قبل هم بیشتر عصبانی شده بود فریاد زد:
_من می تونم حالا می بینی.در ضمن خیلی ها با این کار موافقا فقط منتظرن یکی پا پیش بزاره و من میزارم حالا می بینی.
تاتسویا که خیلی عصبانی بود.تصمیم گرفت تاهر چه سریع تر پیش انجمنی برود که تعدادی اونجا اماده برای کمک بودن.
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج





)، بدین وسیله پایان کار انجمن بینالمللی حمایت از ساحرگان رو اعلام میکنم. 

به انجمن ساحرگان خوش اومدی!
Flowers
جیغ! 

