جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

17 کاربر(ها) آنلاین هستند (12 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
16 مهمانان 1 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

آخرین گروه‌بندی‌ها

[[continious]] ردا فروشی مادام مالکین

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: ردا فروشي خانم مانيا (انواع رداهاي رسمي-شب و ...)
ارسال شده در: شنبه 28 آذر 1383 00:21
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام مانيا
دوازده تا ردا با آرم بانك ميخواستم
براي كارمند هاي جديدم

لطف كن زود تر آادشون كن
-=-=-==-=-=-=-=-
در ضمن مباركه

رودي و مانيا كي شيرينيشو ميدين ؟؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
نمایشنا
Re: ردا فروشي خانم مانيا (انواع رداهاي رسمي-شب و ...)
ارسال شده در: شنبه 28 آذر 1383 00:03
نمایش جزئیات
آفلاین
صد و یک پست خالدار در ردا فروشی (بر گرفته از صد و یک سگ خالدار در لندن)
فیلمی از کاری
بازیگران:رودی. مانیا .هاگرید. گراپی. حاجی. برادرا و خواهر گراپی
=====
سکانس 1
رودی با عجله وارد مغازه میشه
مانیا:چیه؟
رودی:مانیا جون الهی که من ...(زیر 18 سال نخونند)
مانیا:خوبه...بگو چته
رودی:نجاتم بده
مانیا:چرا؟چی شده؟
دلینگ...دلینگ
حاجی به همراه گراپی وارد میشن
حاجی:چی شده رودی؟
گراپی با خشم به رودی نگاه میکنه
رودی:هیچ...هیچی
و بعد با سر به گراپی اشاره میکنه
حاجی:آهان
هاگرید با خواهر ناتنیش وارد میشه
خواهر هاگرید: :bigkiss:
مانیا: برو اونور خانم ایشون صاحب داره
خواهر هاگرید:
مانیا:بله و رودی رو میکشونه اونور...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: ردا فروشي خانم مانيا (انواع رداهاي رسمي-شب و ...)
ارسال شده در: جمعه 27 آذر 1383 23:34
نمایش جزئیات
آفلاین
رودی آدم میشود !
====================
هاگرید : رودی بهت نگفتم ! نگفتم بیا و دست از زن ذلیلی بردار ! حالا خوب شد قبل از ازدواج فهمیدی ! والا تا آخر عمر باید این هیولا! را تحمل میکردی
رودی : من رفت بمیرم !
هاگرید : نه تو هنوز جوونی حیفه توی این سن و سال ! اصلا ببین حالا که سرت به سنگ خورده خودم برات آستین بالا میزنم !
رودی : جدا؟
هاگرید : به جون تو ! دروغم چیه ! ببین گراوپ یه خواهر داره که در واقع خواهر ناتنی من هم هست ! از هر انگشتش یه هنر میریزه ! خانم خوب و بسازیه خیلی هم بهت علاقه داره !
رودی :
هاگرید : خواهر بیا اینجا تا رودی ببیندت !
گرومپ ! گرومپ !
رودی :
هاگرید : کجا فرار میکنی رودی صبر کن !هنوز بهت نگفتم که چقدر خوب آشپزی میکنه !
=====================
و این داستان ادامه دارد ...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
آدمي از عالم خاکي نمي آيد به دست !
عالمي ديگر ببايد ساخت ! وز نو آدمي
Re: ردا فروشي خانم مانيا (انواع رداهاي رسمي-شب و ...)
ارسال شده در: جمعه 27 آذر 1383 18:27
نمایش جزئیات
آفلاین
حاجی:نسبت ندارید؟
رودی:نه
حاجی:اااا من فکر کردم ازدواج کردین
مانیا:کی گفته؟
حاجی:رودی
مانیا:نخیر همچین خبری نیست پسره پرو
حاجی و رودی:
مانیا:چرا همچین میکنین؟؟؟؟واااااااااا
رودی:مانیا ما اینهمه با هم حرف زدیم
مانیا:ما کی با هم حرف زدیم؟؟؟؟؟؟؟؟
رودی:
مانیا:از کاروزندگی منو انداختی آقا اصلا این مزاحم من شده بگیرینش
رودی:
حاجی:رودی متاسفم مجبورم ببرمت
رودی:نه
================
مانیا: رودی بیای مغازه عذر خواهی کنی شاید ببخشمت !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: ردا فروشي خانم مانيا (انواع رداهاي رسمي-شب و ...)
ارسال شده در: جمعه 27 آذر 1383 15:20
نمایش جزئیات
آفلاین
رودی و مانیا در راه بازار به حاجی میرسن
حاجی : برادر گراپی برو ازشون بپرس چه نسبتی با هم دارن در خیابان با هم راه میروند
گراپی : خواهر مانیا هاگر کیه هرمی کجاست؟
رودی : چه کارشی به خانم محترم چی کار داری بیا با خودم حرف بزن خوشت میاد برم با هرمی حرف بزنم
گراپی :
رودی : پس بیا این طرف با خودم حرف بزن
حاجی که میبینه کار بیخ داره پیدا میکنه خودش میره جلو
رودی : سلام علیکم بر حاج دارالله ولمسلمین احوال شما خوب است به حاج خانم دارک لیدی سلام ما رو برسان
حاجی : سلام علیک برادر رودی همچون رود جاری ای اس ال به دست حاج خانم سلام دان
رودی: حاج اقا این برادر مومن اومدن به این خانم گیر دادن و مزاحم شدن
حاجی : مزاحم شدیم که بپرسیم نسبت شما با این خانم جوان و ماشالله زیبا چیست
رودی : حاجی شما هم ؟ چشم هاتونو درویش کنید
حاجی : اشکال از ie سخت نگیر
رودی : اهان والا ما هنوز نسبتی نداریم( در گوش حاجی )والا خیلی دلم میخواد نسبت داشته باشم
....

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
مانده از شب هاي دورادور، بر مسير خامش جنگل، سنگينچيني از اجاقي
Re: ردا فروشي خانم مانيا (انواع رداهاي رسمي-شب و ...)
ارسال شده در: جمعه 27 آذر 1383 14:48
نمایش جزئیات
آفلاین
مانیا:چی کار داری؟
کاد نه کات
کاری:خانم چرا با خشونت میگی؟
مانیا:پس چه جوری بگم؟
کاری:با ملایمت
مانیا:بلد نیستم
کاری:ااااااااااا
مانیا:ا بی ا
رودی در گوش کاری:بابا ول کن من همینطوری مانیا رو میخوام
کاری:ای خاک بر سرت
رودی:
پاشو برو بیرون ما اصلا نیازی به تو نداریم
کاری:نه
مانیا:خیلی خب با ملایمت میگم
3...2...1 اکشن
رودی:مانیا...
مانیا:بنال
کاری:ااااااا خانم
مانیا:چی کار کنم دست خودم نیست
کاری:فعلا رودی جون بیخیال شو تا من یه آموزش بازیگری با ملایمت بدم
رودی:

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط هرمیون گرنجر در 1383/10/6 8:09:45
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: ردا فروشي خانم مانيا (انواع رداهاي رسمي-شب و ...)
ارسال شده در: جمعه 27 آذر 1383 13:36
نمایش جزئیات
آفلاین
رودی : مانیا اجازه هست حرف بزنم
مانیا : بنال
رودی : چرا انقدر خشنی ؟حاجی خودت نگاه کن هر روز منو میزنه
مانیا : حقشه حاج اقا نفقه نمیده
رودی : حقوق مو نمیدن نفقه شو بدم
کاری : ببخشید ولی این ها هنوز عروسی نکردن
رودی : فردا بیا بچه مو نو ببین
کاری: مااااااااا شما با سرعت نور حرکت میکنید ؟ بابا گاماس گاماس
رودی : مانیا چی میگه
حاجی استغفرالله ( زیر هیجده نخونن ) : رودی ای اس ال بدون عروسی بچه دار شدی
رودی : نه بابا ما که دیشب عروسی کردیم
حاجی : پسرم اون موقع که شما داشتید با مادون قرمز سر سره بازی میکردید ما زغال میفروختیم اومدی ما رو سیاه کنی
کاری : از سکانس هشت باید دوباره بگیریم
سکانس خواستگاری بار دو هزارم
رودی : تق تق تق
مانیا : کیه
رودی : سلام عزیز....
....

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
مانده از شب هاي دورادور، بر مسير خامش جنگل، سنگينچيني از اجاقي
Re: ردا فروشي خانم مانيا (انواع رداهاي رسمي-شب و ...)
ارسال شده در: جمعه 27 آذر 1383 04:36
نمایش جزئیات
آفلاین
هی من به این رودی مگم بذار حاجی بیاد قبول نمیکنه
حالا حاجی خبری نیست که میذاریم شما بیان بعد
در ضمن رودی فعلا قدغن کاری نمیتونه بکنه
من خودم سفارشاتتون رو میارم
منتظر یه نمایشنامه خوب برای مراسم ازدواجمون هستیم
دستت درد نکنه حاجی این رودی رو هم آدمش کن
ممنون میشم
مانیا

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: ردا فروشي خانم مانيا (انواع رداهاي رسمي-شب و ...)
ارسال شده در: جمعه 27 آذر 1383 03:44
نمایش جزئیات
آفلاین
دنگ دونگ... (زنگ در)
مانیا: برو درو واز کن
رودی: نخیرم! من مرد خونم برو خودت باز کن
مانیا: اولا اینجا خونه نیست دوما وینگادریوم لویوسا!!!!
(رودی رو هوا میره سمت در!)
رودی: بله کیه!؟
دنگ دونگ دینگ!
رودی: بابا میگم کیه!
حاجی: میگم بازش کن!
رودی: اوه اوه! هاگرید آهنگ ضبط رو عوض کن بذار ممد نبودی ببینی! بذا جای این ماتیکا رو هم پاک کنم!
منفجریوس!(شپلخ! در میشکنه! )
رودی: حاجی چه خبرته! مگه خدای نکرده مشکل مرلینی داری!
مانیا: ا دیمنتور عربه اومد! پوستشم لیزر کرده سفید شده!
حاجی :این چه وضعیه! که این لباسا رو پیک کرده؟!
مانیا: مگه چی شده؟
حاجی : برادرا بیایین داخل!
برادرا با مایو زنونه میان داخل!
رودی: ماااااااااااااااااااا
هاگرید:
مانیا:
رودی یواشکی میره جیم بزنه...!
حاجی : آسلامیوس!
رودی:: : :haji
حاجی: هووووووووم !!! اینم جریمت! لباسای منو جور می کنه! باید برم کاخ ابر فورسس کار دارم
هاگرید: حاجی اینا که خیلی بهشون میاد :bigkiss:
حاجی: حقا که برادر گراپی! در ضمن شایعاتی شنیدم که رودی ای اس ال ازدواج کردی؟! بدون حضور من؟! خجالت نمی کشی! حالت رو می گیرم!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط دارک لرد در 1383/9/27 3:48:39
!ASLAMIOUS Baby!
Re: ردا فروشي خانم مانيا (انواع رداهاي رسمي-شب و ...)
ارسال شده در: جمعه 27 آذر 1383 01:04
نمایش جزئیات
آفلاین
آخی بیچاره مانیا تهنا نشسته بود و داشت اونا رو نگاه میکرد که یهو رودی به خودش اومد
رودی:مانیای(افراد زیر 18 سال نخونند)...
و مانیا رو به حالت عادی بر میگردونه
مانیا...شترق...میفته رو زمین
هاگرید:اوه...اوه من باید برم رودی جون و غیبش زد (این هاگرید عین خود رودی بد موقع ناپدید میشه)
مانیا و رودی تهنا
مانیا:میکشمت رودی...طلاق
رودی:نه نه تقصیر هاگرید بود
مانیا:به خدمت اونم میرسم
=.=.=.=.
آدم فروش دست تو رو شد...
شترق
هاگرید:آی کمک کمک
مانیا ماهیتابه به دست:حقته رودی جمش کن دکوراسیون رو بهم زد
رودی:چشم قربان
مانیا:
رودی:(آدم خوبه بعضی موقع ها زن ذلیل باشه ها )مانیا بیا...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط lili_potter در 1383/9/27 1:06:40
تصویر تغییر اندازه داده شده