جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

11 کاربر(ها) آنلاین هستند (6 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
9
مهمانان
2
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

اطلاعیه مرداب هالادورین: به جدیدترین الهامات گوش فرا دهید تا با خرید چوبدستی به جنگ دمنتورها رفته و سپر مدافع یا مهاجم خود را فعال کنید. سپس با خیال راحت سری به کالاهای فروشگاه زوپس مارکت جادوگران ، معجون‌های معجون‌سرای پاتیل‌طلا و اقلام شوخی‌کده فارس د ماره بزنید تا خودتان را سرگرم کنید یا دیگران را چیزخور کنید! فقط زیاد پرخوری نکنید که در این صورت باید برای درمان به شفاخانه مرداب زیرین مراجعه کنید!
wand

پیام امروز

wand
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  58 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  169 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  185 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  289 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  196 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 2 کاربر مهمان
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: شنبه 11 بهمن 1399 13:20
نمایش جزئیات
آفلاین
نام: گلگومات

نام خانوادگی: یادم نیست. شایدم همیشه همین صدام می کردن...فقط گلگومات

نام کامل: Golgomath
گلگومات

گروه: ریونکلاو

جبهه: مرگخواران

محل و تاریخ تولد: ما مثل آدم ها درگیر زمان نیستیم. شمال اروپا.

چوبدستی: درک ما از جادو جور دیگه ایه و نیازی به چوبدستی نداریم.

خصوصیات ظاهری: هیکلی تنومند و قدی به بلندی درخت سیب ، با سری بدون مو و ریش روی گردنی کلفت که مرزش با بدن قابل افتراق نیست.

خصوصیات اخلاقی: همیشه عصبانی و تحمل هیچ سرپیچی از طرف ضعیف تر ها رو نداره. خون و خون ریزی تنها تفریج واقعی است که داره. علی رغم ظاهر غیرانسانیش، گفته میشه گلگومات از غول های زیرک قبایل کوهستانی به شمار میره.

توضیحی از زندگی:

گلگومات علی رغم در دست داشتن قدرت به عنوان رئیس قبایل یا گورگ غول های کوهستان های شمالی، شخصیت شناخته شده ای ندارد. تنها زمانی که با زور قدرت را از رئیس پیشین قبایل غصب کرد مورد توجه جامعه ی جادوگری قرار گرفت. توجه جامعه ی جادوگری به او زمانی افزایش پیدا کرد که به یکی از متحدان اصلی لرد ولدمورت تبدیل شد و حتی پس از مرگ موقتی ولدمورت هم به او وفادار ماند و حاضر به همکاری با وزرات سحر و جادو و محفل ققنوس نشد.

========================================================
گذشته رو درست به خاطر ندارم.حتی بچگیم رو. شایدم چیز مهمی برای یادآوری نباشه ولی گاهی یه چیزایی یادم میاد.بیشتر شبیه رویا. خاطرات خودم نیستن. شایدم باشن. خاطرات آدم ها. یکی که توی یه مدرسه جادو یاد می گرفت. پر از ترس و نگرانی، چه آدم ضعیفی. و یه نفر دیگه، میان سال و شجاع تر از قبلی. یکی از خادمین لرد سیاه. خیلی به من نزدیکن ولی نمی خوام که باشن. من، گورگ قبایل شمالی، بالاتر از این حرفام که با دو تا آدم بی ارزش ارتباطی داشته باشم... ولی رویاها هیچ وقت تموم نمیشن...

پ.ن: برای انتخاب گروه ظاهرا قوانین جدیدی هست. من ریون رو انتخاب کردم چون قبلا هافل پاف رو دیدم (Obviously!) و 3 4 سال هم یه اسلیترینی بودم. ترجیحم اینه که ریون که برام
جدیده رو ببنیم.

---
درود.
خوش برگشتید.
طبق قوانین ایفا، نمی‌شه با یه اکانت دو شناسه نمایشی رو داشت. لطف کنید بلیت بزنید و اکانت جدیدی باز کنید، بعد همینجا معرفی‌تون رو ارسال بفرمایید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط تام جاگسن در 1399/11/11 20:15:55
وقتی توی خونه ات موش رخنه میکنه، خونه رو دور نمی ریزی! موش رو بیرون میکنی!
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: جمعه 10 بهمن 1399 13:01
نمایش جزئیات
آفلاین
نام: پاتریشیا (پترا، پاتریک، پاتری، پات، پت، پتی، پاتی، شیا، تریشا، تریشی و خیلی چیزای دیگه هم صداش میکنن!)

نام خانوادگی: وینتربورن

نام کامل: Patricia Dominus Silva Winterborn
پاتریشیا دامینیوس سیلوا وینتربورن

گروه: ریونکلاو

جبهه: مرگخواران

محل و تاریخ تولد: همراسمیت، انگلستان - 13 فوریه 2001

چوبدستی: چوب درخت سرو، ریسه قلب اژدهای جنگل، 13 اینچ و انعطاف پذیر.

خصوصیات ظاهری: موهای سفید، چشماش سبز-آبیه و لباسای خیلی خیلی ساده.

خصوصیات اخلاقی: اون می‌تونه با هرچی تو جنگل هست حرف بزنه؛ از حیوونا گرفته تا درخت و چمن! پاتریشیا درواقع یه درخته. نه شوخی نیست؛ اون واقعا مثل درخت‌هاست و میتونه تبدیل به هر درختی (از درختای میوه تا درختای سرو و چنار) بشه. اون سرعت رشد زیادی داره و اگه بخواد، میتونه خیلی رشد و از این جثه‌ی کوچیکش، تبدیل به یه سرو بلند بشه.

توضیحی از زندگی: پاتریشیا عضوی از یه خانواده‌ی سه نفره، اصیل‌زاده و انگلیسی بود. از ۶ تا 13سالگی تو مدرسه‌ی هارو درس می‌خوند؛ اما چرا وقتی 11 ساله شد و نامه هاگوارتز سراغش نیومد، دلیل داره.
اون تو سن 10سالگی، به دست یه ساحره‌ی شرقی ربوده میشه. پدر و مادرش هم بعد از ربوده شدنش، توسط همون جادوگر می‌میرن. جادوگر برای اینکه پاتریشیا کنارش بمونه، مجبورش میکنه تو همون مدرسه‌ی ماگلی درس بخونه.
بعد از گذشت سال‌ها، نامه هاگوارتز بالاخره سراغ پاتریشیای 13ساله هم اومد، اما جادوگر نمی‌خواست پاتریشیا رو انقدر راحت از دست بده، چون پاتریشیا رو خیلی دوست داشت.
جادوگر پاتریشیا رو تهدید کرد که اگه برای رفتن به هاگوارتز از خونه فرار کنه، یه طلسم ابدی روش می‌ذاره. پاتریشیا قول دروغی به جادوگر میده و به دلیل دیدن دوستاش از خونه میره. جادوگر کل شب متنتظر پاتریشیا می‌مونه ولی وقتی می‌فهمه رو دست خورده، خشم تمام وجودش رو فرا می‌گیره و یه طلسم ابدی روی پاتریشیا می‌ذاره. طلسمی که هر شب پاتریشیا رو وادار می‌کنه تا به جنگل ممنوعه بره و مثل درختا اونجا بشینه تا صبح بشه.
بله، جادوگر پاتریشیا رو تبدیل به یه درخت کرده بود تا هرگز از شب لذت نبره. اما نمی‌دونست که پاتریشیا از قبل هم علاقه‌ی زیادی به جنگل داشته و از اینکه این قدرت رو داره چقدر خوشحاله!
یک شب، در حالی که درخت شده بود در جنگل قدم می‌زد، سر و صدایی شنید و سمت صدا رفت. پاتریشیا به طور ناگهانی شاهد بازگشت لرد ولدمورت بود و این دلیل محکمی شد تا اون یکی از مرگخواران لرد ولدمورت بشه. پاتریشیا همیشه با افتخار از این اتفاق حرف میزنه و به این اتفاق افتخار می‌کنه.


***************
اگه بهتون بگم فقط یه ولدمورت رو ادیت کردم بازم جایگزین می‌کنین؟!



انجام شد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لینی وارنر در 1399/11/10 13:26:04
Dico debere eum multum
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: سه‌شنبه 30 دی 1399 23:24
نمایش جزئیات
آفلاین
نام: لورا.
نام خانوادگی: مدلی.
القاب : لور . ادامس بادکنکی .
گروه: هافلپاف .
چوب دستی : به دلیل دست و پا چلفتی بودن هر هفته چوب عوض میکنه و اصلا براش مهم نیست که چوب دستی ها اونو انتخاب نمیکنن .
پاترونوس : مورچه ؛ حیوانی بس باشکوه
نژاد: دورگه .
ویژگی : دگرگون نمایی که از مادرش به ارث برده .

مشخصات ظاهری: دگرگون نما ست ولی بیشتر اوقات مو ها و چشم هاش صورتیه .

زندگینامه:
لورا از بچگی علاقه زیادی به میوه ها داشت .
همچنین منبع مطمئنی ذکر کرده که از سن نه سالگی به بعد با میوه ها حرف میزده .
وی در سن یازده سالگی به هاگوارتز رفت و به دلیل دیدن شگفتی های هاگوارتز همیشه مرلین دهنش باز بود.
لورا در سن سیزده سالگی عاشق و شیفته یک سیب شد و متاسفانه جواب اقا سیبه نه بود .
هر سال می گذشت و لورا بزرگتر و بزرگتر و بزرگتر شد و اصلا هم در این سال ها درسر درست نمیکرد ، اصلا لورا و خرابکاری ؟ .
سال ها به همین منوال گذشت و لورا همچنان همون دست و پا چلفتیه قبلیه
همین .

---
تایید شد. خوش اومدید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط Bellaaaa در 1399/10/30 23:28:17
ویرایش شده توسط تام جاگسن در 1399/10/30 23:42:19
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: سه‌شنبه 30 دی 1399 16:41
نمایش جزئیات
آفلاین
نام : دِیزی

نام خانوادگی: کُران

نام کامل: دِیزی کُران/Deasy Coran

نژاد: دورگه

القاب: زی _دیز_ دی_آبگوشت

گروه:‌ ریونکلاو

جبهه: سیاهی


چوب دستی: چوب صنوبر و هسته پر ققنوس ۱۳/۵ اینچ

شغل: پیدا کردن یک کار مناسب در صفحه نیازمندی های روزنامه ( به زبان ساده این سرکار خانم بیکار تشریف دارند.).

خصوصیات ظاهری:
قد متوسطی داره . بیشتر لباس های ماگلی میپوشه و از ردا زیاد خوشش نمیاد.روی صورتش یه سوختگی داره که به قول خودش با موهای بلوندش ، جذابش میکنه.



خصوصیات اخلاقی:
دارای اکثر خصوصیات اخلاقی بارز به جز مسئولیت پذیری و سخت کوشی در برار عده ی کثیری از مردم و موجودات زنده. ایشون به جملاتی مانند "از تو حرکت از مرلین برکت " و یا " کار کردن عار نیست" اعتقادی نداره و اول و آخر صحبت هاشون می رسیم به اینکه " گیریم من این کار رو هم انجام دادم، ته این دنیا قراره همه مون بمیریم، پس چرا خودمون رو خسته کنیم". با این حال بعضی افراد هم هستند که دیزی براشون حاضره کوه اِورست رو هم فتح بکنه.

داستان زندگی:
دیزی در یک خانواده پنج نفره اسپانیایی به دنیا آمده است. از همان بچه گی علاقه زیادی به پولدار شدن داشت و همیشه فکر میکرد روزی تمام جهانیان اسم او را به عنوان پولدارترین فرد جهان یاد میکنند(لازمه که بگم شتر در خواب بیند پنبه دانه).

خانواده کران به جز دیزی شون آدم های قانع و سخت کوشی بودند و از زمانی که به آرمان های دیزی پی بردند، به بهانه هوا خوری دست جمعی رفتن شمال و دیزی هنوز که هنوز است منتظر است تا آنها از هواخوری برگردند.

در سن یازده سالگی برخلاف بیشتر جادوآموزان اسپانیای که به بوباتون میرفتند، او نامه هاگوارتز را دریافت کرد و به سوی لندن رهسپار شد.

در هاگوارتز به گروه ریونکلاو فرستاده شد و تا سال ششم کنار بقیه دوستانش روزگار خوبی را سپری میکرد تا اینکه برای شانه خالی کردن از زیر بار تکالیف و کارهای مربوط به تحصیل با ایمان آوردن به جمله " گیرم مدرکم رو هم گرفتم، تهش میمیرم" ترک تحصیل کرد و زندگی جدیدی را آغاز کرد.

در حاضر او به جز خدمت به جبهه سیاه و دیدن هر روز صفحه نیازمندی های روزنامه برای یافتن شغلی پر درآمد دغدغه دیگری ندارد و زیر سقف آسمان روزهای نسبتا خوبی را سپری میکند.

--------


جایگزین بشه لطفا.
پیشاپیش ممنونم.

----
انجام شد. خواهش می‌کنم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط دیزی کران در 1399/10/30 16:46:07
ویرایش شده توسط تام جاگسن در 1399/10/30 20:10:01
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: سه‌شنبه 30 دی 1399 09:52
نمایش جزئیات
آفلاین
نام:کاترین
نام خانوادگی:ردکینگ
نام کامل به انگلیسی:Katrin Redking
تاریخ تولد:۲سپتامبر
رتبه خون:خون خالص(اصیل زاده)
جنسیت:دختر


خانواده:

نام پدر=آنتونی ردکینگ
نام مادر=کاملیا پکس میت
نام خواهر=آنجلینا ردکینگ


گروه:ریونکلا
جارو:نیمبوس ۲۰۰۵
چوب دستی: جنس=چوب درخت مو طلایی/مغز=موی تک شاخ/اندازه:۱۲.۴اینچ/انعطاف پذیر
پاترنوس:گرگ
جانور نما:گرگ سفید


ویژگی های ظاهری:

رنگ مو ها:قهوه ای سوخته
رنگ چشم ها:عسلی تیره
رنگ پوست:روشن
قد:حدود۱۶۰سانت
هیکل:عالی
با گونه های همیشه قرمز
رو لبم هم همیشه خنده


حیوان خانگی:گربه پرشین


ویژگی های اخلاقی:

خیلی مهربون،شوخ طبع،درس خون،دوست دارم به همه کمک کنم،باهوش،یکمی مغرور،شجاع،اهل یادگیری چیز های جدید.


علاقه مندی ها:

دروس هاگوارتز از جمله،افسون ها،طلسم ها و معجون ها.کوییدیچ


مهارت ها:

توانایی خوبی در فراگیری ورد های جادویی دارم،جانور نمای خوبیم،مهارت بالایی در یادگیری موضوعات جدید در علم مقابله با جادوی سیاه دارم.


خلاصه زندگی:

بعد از ازدواج پدر گریفیندوریم با مادر ریونکالاییم من به دنیا اومدم.در سن ۹ سالگی با جادو و جادوگری آشنا شدم و یکمی رو ورد های جادویی کار کردم.بعدش هم در سن ۱۱ سالگی نامه ای از طرف هاگوارتز برام اومد و من به هاگوارتز رفتم و گروه بندی شدم و در گروه ریونکلا افتادم و خانوادم از این بابت خیلی خوشحال شدن.در سن ۱۴سالگی عضو گروه کوییدیچ ردای آبی(گروه کوییدیچ ریونکلا)در اومدم.یک سال بعدش خواهرم هم به هاگوارتز اومد و عضو گروه گریفیندور شد و خانوادم از این بابت واقعا خوشحال بودن که دخترانشون عضو گروه هایی شدن که بار ها و بارها افتخار آفریدن.
من الان جستوجو گر گروه کوییدیچ ردای آبی هستم و میخوام وقتی که بزرگ تر شدم تدریس علم(درس)مقابله با جادوی سیاه رو به عهده بگیرم... .

---
با سلام.
شخصیتی که انتخاب کردید در لیست شخصیت‌ها موجود نیست.
لطفاً یکی از شخصیت‌های آزاد این لیست رو انتخاب کنید و دوباره معرفی‌تون رو ارسال کنید.

تایید نشد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط تام جاگسن در 1399/10/30 20:08:07
تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: سه‌شنبه 30 دی 1399 02:21
نمایش جزئیات
آفلاین
نام: زیبا ترین اسم جهان؛لوسی
نام خانوادگی: خانواده ای مو قرمز...
خانواده ای مشهور...
خانواده ای همیشه گرسنه
ویزلی
گروه: هافلپاف
نام های مستعار: خل؛ دیوونه؛لوس(نه که لوسی بچه مظلومی بوده، هر اسمی میخواستن صداش میکردن )
چوب دستی: به دلیل نداشتن پول؛ چوب دستی جد مومیایی شده اش رو استفاده میکنه ؛ که متشکل از چوب بید و ریسه قلب اژدهاست.
پاترونوس: مورچه .

مشخصات ظاهری:
مو قرمز (از یه ویزلی چه توقعی داری )
چشم هاش هم قهوه ایه؛ خیلی ساده (البته توی عکس بالا که با برنامه اسنپ چت گرفته؛ مشکی افتاده )
زندگینامه:
به میوه ها علاقه زیادی داره .
دیده شده حتی باهاشون حرف میزنه.
و وقتی که توی سن پانزده سالگی بود کمپین "ح.ا.م.ب.خ." را تاسیس کرد که معنی "حمایت از میوه ها به جز خیارشون" رو داره .
البته لوسی مطمئن نیست که اسم کمپینش درست باشه
طی دوره دوازده سالگی عاشق یه سیب شد؛ که جواب آقا سیبه نه بود .
و اینجوری شد که شکست عشقی خورد (وقتی ادم گرسنه باشه به همینم راضی والا ).
توی یازده سالگی براش نامه هاگوارتز نیومد؛ چون تعدادی بچه ویزلی گشنه جغد بیچاره رو خورده بودن(برای شادی روح جغد از دست رفته صلوات )
طی عملیاتی برنامه ریزی شده لوسی با تعدادی دختر عمو و پسر عمو؛ به سمت ویزلی نامشخصی که نامه در شکمش در حال هضم شدن بود، حمله ور شدن و بقایای نامه را نجات دادند و ویزلی بخت برگشته را به عنوان میان وعده خوردن .
با یافتن نامه؛ لوسی راهی هاگوارتز شد تا آشپزخانه را غارت کند درس بخواند.
و به همین منوال بزرگ شد بزرگ شد بازم بزرگتر تا اینکه دیگه بزرگ نشد
همین .

---
سلام. شخصیتی که انتخاب کردید در ایفای نقش موجوده. لطفا شخصیت دیگه ای از لیست رو انتخاب کنید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط Bellaaaa در 1399/10/30 2:29:21
ویرایش شده توسط Bellaaaa در 1399/10/30 11:53:23
ویرایش شده توسط Bellaaaa در 1399/10/30 11:58:54
ویرایش شده توسط Bellaaaa در 1399/10/30 11:59:55
ویرایش شده توسط تام جاگسن در 1399/10/30 20:01:31
ویرایش شده توسط تام جاگسن در 1399/10/30 20:04:06
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: دوشنبه 29 دی 1399 16:02
نمایش جزئیات
آفلاین
نام : فنریر گری بک

نام پدر : فنریر بلک بک
نام مادر: فنریر وایت بک

خونواده ما اینجوریه. اسم ثابته. نام خانوادگی عوض می شه.


گروه: گرگیشلا
این گروه جدیده که باید برای دفاع از حقوق گرگینه ها تاسیس بشه. سرگروه و تنها عضوش خودمم. هر وقت بخوام امتیاز می دم و هر وقت بخوام کم می کنم. وقتی ماه کامل می شه باید تعطیل رسمی باشیم. تو درس دفاع در برابر جادوی سیاه، بخش دفاع در برابر گرگینه ها باید حذف بشه و به جاش آناتومی بدن گرگینه و غذای مناسب و مفید برای گرگینه ها توضیح داده بشه.

اگه شرایطمو قبول نکنین می رم بوباتون! مدرسه دخترونه اس ولی جنسیت نباید مانع تحصیل ما بشه. خودمو با زنجیر به میله های مدرسه می بندم.


سن : 99.90... ارباب فرمودن حق ندارم صد ساله بشم. منم دارم در جا می زنم.

قد : در حالت چهار دست و پا، یک متر.

مشخصات :

گرگینه ای پشمالو، کثیف، هپلی، بدبو. با توانایی غیب شدن به مدت طولانی که این یکی رو تازگیا به دست آوردم.
ردای مرگخواری بهم ندادن. منم از شدت خشم، پدرم را از هم دریده و از پوستش برای خود ردایی تدارک دیدم.
نخیر... پدرمو دریدم... ولی نکشتم. مثل گربه های اسفینکس داره به زندگیش ادامه می ده.
توانایی پرواز هم دارم. به این شکل که دمم رو بصورت هلیکوپتری می چرخونم. وقتی سرعتش به اندازه کافی بشه، از روی زمین بلند می شم. هنوز تعادل ندارم و بعد از پرواز نمی تونم سرعت و مسیر رو کنترل کنم؛ ولی همینم خوبه.

جادو بلد نیستم. ولی اینو به کسی نگفتم. یه چوب تزئینی دارم که با باتری کار می کنه و از نوکش جرقه در میاد. با همون کارامو پیش می برم. دیگه جایی که حرف لاکهارت رو باور می کنن و به اسنیپ شک نمی کنن و کله زخمی رو قهرمان می دونن و یهو مارزبان می شن، این مسئله خیلی مهمی نیست.


تایید کنین بیام!

---
نقل قول:
نخیر... پدرمو دریدم... ولی نکشتم. مثل گربه های اسفینکس داره به زندگیش ادامه می ده.

متاسفانه این عملتون از نظر مدیریت ضد گربه و در رده‌ی گونی گونی گربه بردن هست؛ در نتیجه...

تایید نشد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط تام جاگسن در 1399/10/29 16:07:17
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: دوشنبه 29 دی 1399 14:51
نمایش جزئیات
آفلاین
نام : کورمک مک لاگن

نام پدر : شان مک لاگن

گروه : گریفیندور

سن : ۱۷

قد : ۱.۸۷

مشخصات : پسری زیبا قد بلند با موهایی تقریبا سفید و خاکستری
کورمک در استفاده از جاروی پرنده و در دروازه بانی کوییدیچ مهارت بسیار زیادی داشت.

توضیحات : کورمک مک لاگن یکی از اعضای باشگاه اسلاگ است
که به وسیله عموی مشهورش با افراد مهم و عالی مرتبه دنبای جادو گری در ارتباط است
او به کوییدیچ بسیار علاقه مند است
و بهترین دروازه بان تاریخ هاگوارتز به شمار میرود و اگر بخاطر عشق بازی هرمیون به رون نبود در حال حاضر در تیم گریفیندور در دروازه بود
کلا زیاد اهل شرط بندی هست و اکثرا هم در شرط ها میبازد
برای نمونه میتوان به بزرگترین
شرط بندی تاریخ هاگوارتز اشاره کرد
که کورمک در ان نیم کیلو تخم داکسی خورد
و بعد هم به مدت سه روز بیهوش شد
کورمک همچنین در زمانی که پرفسور اسلاگهرن معلم معجون ها بود یکی از برترین شاکرد های کلاس بود
و در تمام جشن هایی که اسلاگهرن در طول سال تحصیلی برگزار کرد نیزشرکت داشت او همچنین در ششمین سال از دوران تحصیلی در هاگوارتز عاشق هرمیون شده بود
و همچنین برای حضور در تیم کوییدیچ گریفیندور در سال ششم رقابت سختی با رون ویزلی داشت که بخاطر ورد هایی که هرمیون در روز انتخاب دروازه بان تیم بر علیه او استفاده کرد
و رقابت را به ویزلی باخت...

---
تایید شد؛ خوش اومدی.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط تام جاگسن در 1399/10/29 14:58:37
(Aleksander viliyam)
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: چهارشنبه 17 دی 1399 19:49
نمایش جزئیات
آفلاین
آبرفورث دامبلدور
برادر کوچکتر آلبوس دامبلدور بزرگ
دومین فرزند پرسیوال و کندرا
از اعضای اولیه محفل ققنوس
او دارای قامتی متوسط و ریش و موهای بلند و سفید بود.
گروه : گریفیندور

آبرفورث در سال 1883 متولد شد و دوران تحصیل خود در هاگوارتز را در سال 1895 آغاز کرد.
در نخستین جنگ جادوگری در کنار دیگر اعضای محفل ققنوس به مبارزه پرداخت. سال ها بعد در دومین جنگ جادوگری هم حضور داشت و نقش مهمی در رساندن هری، رون و هرمیون به درون قلعه، در زمان مدیریت اسنیپ ایفا کرد.

آبرفورث صاحب کافه هاگزهد در دهکده هاگزمید بود. جایی که همراه با بزهایش زندگی میکرد.
او رابطه خوب و علاقه وافری به خواهرش آریانا داشت. و مهم ترین دلیل اختلاف و شاید نفرتش از آلبوس نیز، نقش احتمالی او در کشته شدن آریانا بود.

بنظر میرسد توانایی های او در زمینه ورد ها شگفت انگیز باشد. او توانست در نبرد هاگوارتز سپر های مدافع متعددی بسازد که از حمله وسیع دیوانه ساز ها جلوگیری کردند.

بر خلاف برادر بزرگترش، آبرفورث اهل مطالعه و منطق و مذاکره نبود. او بیشتر ترجیح میداد مشکلاتش را از طریق دوئل و جدال حل کند. بنابراین ممکن است توانایی های زیادی در دوئل نیز داشته باشد.

---
تایید شد. خوش برگشتید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط تام جاگسن در 1399/10/17 20:30:21
seems it never ends... the magic of the wizards :)
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: چهارشنبه 17 دی 1399 13:02
نمایش جزئیات
آفلاین
نام:گلرت
نام خانوادگی:گریندل والد
به انگلیسی:Gellert Grindelwald
چوب دستی:چوب سرخدار باهسته رگ قلب اژدها و چوب دستی کهن
تحصیلات:سال ششم مدرسه دورمسترانگ
قدرت های ویژه:قدرت بی نظیر درجادوی سیاه
ویژگی های ظاهری:موی بلوند،چشم خاکستری،قد اندکی بلند😍
زندگی نامه:گلرت گریندل والد سیاه ترین جادوگر درتمام دوران ها بود که فقط لردوردمورت تونست از لحاظ خباثت به اون برسه.😊
گلرت توی مدرسه دورمسترانگ درس میخوند که اونجا به دانش آموزاشون جادوی سیاه آموزش میدن،توی سال ششم یسری آزمایشات شیطانی انجام میده و باعث مرگ چندتا از همکلاسی هاش میشه بنا براین اخراجش کردن.😬
اون موقع خروج از مدرسه علامت یادگاران مرگ رو روی دیوار مدرسه میکشه بعدش میره خونه عمش باتیلدابگشات.
تو این مدت که خونه خانوم بگشات بوده همش به فکر یادگارن مرگه و بلاخره میره قبر برادران پرو ول رو تفتیش و برسی کنه تا یادگاران مرگو پیدا کنه،اونجا البوس دامبلدور رو میبینه و باهم دوست میشن و پیمان ناگسستنی مینبند که باعث میشه مث دوتا برادر باشن،اونا باهم نقشه میکشن جهان رو تصرف کنن و جادوگران بشن حاکم مشنگ ها،ولی ابرفورث دامبلدور برادرش البوس رو به باد انتقاد میگیره که باعث به وجود اومدن یه مثلث جنگی بین منو البوس و ابرفورث شکل میگیره و این جنگ باعث مردن آریانا دامبلدور میشه که بیمار بوده گلرت هم سر این قضیه از دامبلدور جدا میشه و رابطشون قطع میشه.
بعد مدتی گریندل والد چوب دستی کهن رو از صاحب قبلیش گریگور وویچ یکی از اعضای یادگاران مرگ قرض میگیره(میدزده) و دست به کلی جنایت میزنه این وسط هم کلی از مشنگ ها و فشفشه هارو میکشه💀.
بعد از به قدرت رسیدن گریندل‌والد ، آلبوس دامبلدور به عنوان استاد و پرفسور مدرسه جادوگری هاگوارتز مشغول به تدریس درس دفاع در برابر خباثت هاست و بر خلاف گذشته حالا اون از رویاهای حکومت بر مشنگ ها دست کشیده و هیچ کاری به گریندل والد ندارده تا اینکه رییس اداره کل جادوگری به دیدن دامبلدور میاد و میگه هیچ جادوگری توان مقابله با گریندل والد رونداره و فقط تو میتونی گریندل والد رو نابود کنی ولی آلبوس دامبلدور قبول نمیکنه و میگه که با گریندل والد نمیجنگه . بعد ها مشخص می که آلبوس دامبلدور و گلرت گریندل والد باهم پیمان ناگسستنی بستن ، تا اینکه بعد از مدتی طلسم پیمان خونی که پیش گریندل والد بود توسط نیوت اسکمندر دزدیده شد و به دست دامبلدور رسید و دامبلدورم طلسم را نابود کرد و به جنگ گریندل والد رفت و یه دوئل بی نظیر باهم داشتن،شاهدان این دوئل گفتن که هرگز مثل دوئل دوباره اتفاق نخواهد افتاد.
گریندل‌والد که اونموقع چوبدست کهن رو داشته فکر میکرده شکست ناپذیره اما دامبلدور هم کم کسی نبوده که،میزنه گریندل والد رو شکست میده☹️قدرت چوب دستی بعد شکست گریندل والد میوفته دست دامبلدور وتا زمان مرگش چوبدستی دست دامبلدور میمونه.
بعدش گلرت رو دستگیر میکنن و میندازنش زندان جادویی نورمنگارد.
چندسالی زندان میمونه که سر و کله ولدمورت پیدا میشه و سراغ چوبدستی رو از گلرت میگیره اونم آدرس چوبدستی رو میده و با کمک ولدمورت از نورمنگارد فرارمیکنه الانم اینجا کنار شماست😈

---
تایید شد.
خوش اومدی.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط تام جاگسن در 1399/10/17 19:08:06
تصویر تغییر اندازه داده شده