هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۲۲:۱۶:۳۴ یکشنبه ۲۹ فروردین ۱۴۰۰

ریونکلاو

دنی کرشاو


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۰:۴۸:۰۴ شنبه ۲۸ فروردین ۱۴۰۰
آخرین ورود:
دیروز ۱:۵۷:۵۳
از جایی که زندگی می کنم^-^
گروه:
کاربران عضو
ریونکلاو
ایفای نقش
پیام: 7
آفلاین
سلام
نام:دنی (داینا)
فامیل:کرشاو
نام کامل:داینا سلنه کرشاو
گروه:ریونکلا
رتبه خون:دو رگه
چوب دستی:32 سانتی متر،چوب درخت بلوط ،انعطاف پذیر،مغز پر ققنوس،مناسب برای انواع افسون و به خصوص افسون های سیاه
پاترونوس:گرگ قطبی
جانور نما:پرستو
ملیت: بریتانیایی
تاریخ تولد:18 ژوئن 2008
مکان تولد:انگلستان،یورک شایر
توانایی خاص:هوش بالاش بهش اجازه میده وردهای حریف رو پیش بینی کنه و در استفاده از افسون کروشیاتوس مهارت داره.
محدودیت ها:توی استفاده از نفرین آوداکداورا مشکل داره چون انگیزه ی قتلش تقریبا صفره و به نظرش با کشتن مردم این فرصت که خودشون رو اصلاح کنن رو ازشون میگیره.بنابراین همیشه یه چاقوی ضامن دار یا ترجیحا کلت همراهش داره.اگرچه چون ابزار ماگلی هستن کاربرد چندانی به نظر نمی یاد که داشته باشن ولی اگه مجبور بشه افسونشون میکنه تا به هدفش برسه.
ظاهر:عموما یه شلوارک پیشبند دار جین و یقه اسکی می پوشه .موهای قهوه ای تا زیر گوش و مجعد داره و چشم های آبی خیلی تیره.قبلا موهاش خیلی کوتاه بود و عموما فکر می.کردن پسره.اکثر اوقات دستکش های بدون انگشت دستشه .
عموما یه نیش خند گوشه ی لبشه و باعث میشه هیچ کس نفهمه الان در واقع چه احساسی داره.
ویژگی های اخلاقی:به شدت باهوشه،با تقریبا همه سیاست مدارانه برخورد می کنه ،طعنه زنه،از اینکه روی مخ بقیه اسکی کنه بدش نمیاد،احترام زیادی برای بلاتریکس لسترنج و لرد سیاه قائله،اهمیت چندانی نمی ده که در مرکز توجه باشه و بعضی اوقات ضد حال زنه قهاریه.ترجیح می ده یه گوشه بشینه و کتابشو بخونه.تا حدودی تنبله.
یکی از معدود دوستاش پیتر جونزه که اولین بار افسون کروشیو رو روی اون اجرا کرده و البته کسی که بهش پیشنهاد کرد مرگ خوار بشه پیتر بود.
زندگی نامه:اون یه دو رگست که پدرش ماگل و مادرش ساحره بود.مادرش رو وقتی 7 سالش بود یکی از مرگ خوارها.جلوی چشماش کشت چون مادرش ساحره ی توانایی بود ولی مرگخوار شدن رو رد کرده بود.اونم کنترلش رو از دست داد و اونو با جادوی ذاتیش ناکار کرد.بعدشم با چوب دستی مادرش ،روی پدرش افسون دست کاریه حافظه رو اجرا کرد جوری که پدرش فکر کنه اونو و مادرش توی یه سانحه ی رانندگی مردن.چون می ترسید بعدا برای پدرش هم مشکلی درست بشه.
بعد موهاش رو کوتاه کرد و از خونه رفت.تا 11 سالگی پادویی می گرد و همه فکر میکردن پسره.چون هم موهاش کوتاه بود و هم خودش رو دنی معرفی کرده بود.
بعد رفتن به هاگوارتز هم به کسی اجازه نمی داد داینا صداش کنه.هرچند بعضی ها بابت اسم پسرونش مسخرش می کردن ولی بعد اینکه با روی دیگش رو به رو شدن کلا دیگه می ترسیدن اسمش رو بیارن.
مرگ خوار شد چون از بعضی لحاظا عقایدش با لرد یکی بود و فکر می کرد جادوگر و ماگل نباید با هم ازدواج کنن و ماگل زاده ها هم تا جای ممکن نباید بیان هاگوارتز.ولی دلیلش این بود چون فکر می کرد که اون ها از خیلی لحاظ ها آسیب میبینن نه اینکه لایق جادوگر شدن نیستن.
توی 12 سالگی وقتی فهمید خودش می تونه جانورنما بشه به طرز غیر قانونی جانورنما شد.
هیچ علاقه ای به کوییدیچ نداره چون کلا حس تکون خوردن غیر ضروری نداره.شطرنج بازه ماهریه.
پاترونوسش که گرگه مربوط به مادرشه چون مادرش عاشق ماه بوده و این از اسمش هم معلومه.(داینا:الهه ماه رومی.سلنه:الهه ماه یونانی)


تایید شد!


ویرایش شده توسط گابریل دلاکور در تاریخ ۱۴۰۰/۲/۱ ۱۵:۱۶:۰۹

گاهی اوقات ایده آل گرایی منجر به شرارت میشه.


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۲۲:۲۳:۵۸ شنبه ۲۸ فروردین ۱۴۰۰

گریفیندور

جینی ویزلی


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۹:۱۴:۰۶ شنبه ۲۸ فروردین ۱۴۰۰
آخرین ورود:
امروز ۰:۴۶:۰۱
از کنار محفل ققنوس
گروه:
کاربران عضو
گریفیندور
ایفای نقش
پیام: 44
آفلاین
نام: جینی ویزلی
رنگ مو:قرمز
گروه:گریفیندور
نژاد: اصیل‌زاده
عضویت در:ارتش دامبلدور


ویژگی های ظاهری:

دختری مو قرمز همچون سایر ویزلی ها با صورت کک مکی اما زيبا . او داراي قدي متوسط و چشماني به رنگ آبي ميباشد

ویژگی های اخلاقی:

دختری کمی لجباز که دست کمی از پیر ها ندارد چون تمام عمرش را با پسر ها گذرانیده است. کمی لوس و باهوش و تقريبا هم ادم توداريه...همين ديگه

معرفي كوتاه:
جيني ويزلي جوانترین عضو خانواده ی ویزلی است .جینی فرزند آرتور و مالی ویزلی که هفتمین فرزند و تنها دختر آنها محسوب میشود. او خواهر رونالد، فرد، جورج، بیل، چارلی و پرسی ویزلی و همسر هری پاتر و خواهر شوهر هرمیون گرنجر
می باشد.
جيني و شش برادر بزرگترش قبل از شروع تحصیل در هاگوارتز در خانه ( بارو) توسط پدر خود اقای ویزلی آموزشهای ابتدایی جادویی را فرا گرفت. در یازده سالگی جینی ویزلی اولین سال تحصیل خود را در مدرسه ی علوم وفنون جادوگری هاگوارتز اغاز کرد. جینی دوران بسیار سختی را در اولین سال حضور در هاگوارتز سپری کرد. چرا که در آن زمان تالار اسرار به روی جادو های سیاهی که جینی را تحت تسخیر خود در آورده بودند باز شده بود . طی سال اول و دوم حضور او در هاگوارتز جینی احساسات عاشقانه ای نسبت به بهترین دوست برادرش پیدا کرد. کسی که در جامعه ی جادوگران شهرت بسیاری داشت : هری پاتر.
این موضوع باعث شد او در مقابل هری رفتار متفاوتی از خود نشان دهد مثل : ساکت بودن – خجالت کشیدن یا فاصله گرفتن از هری و صحبت نکردن مستقیم با او در حضور برادرش. تا جاییکه در قسمتی از داستان رون به هری میگوید: "نمیدونم اون چه ش شده؟ در حالت معمولی هیچوقت اینقدر ساکت نیست ." در سال چهارم حضور او در هاگوارتز درست موقعی که او از هری انتظار دارد که برای جشن یول بال از او تقاضای رقص کند هری با دعوت نافرجامی از چو تمام نقشه های جینی را برای شروع دوستی به هم میزند. با این حال جینی جشن رقص را از دست نمی دهد و به ناچار پیشنهاد نویل لانگ باتوم رامیپذیرد.
در ادامه جینی که از رفتار سرد و بی توجهی هری نسبت به خود آزرده شده با یکی از دانش آموزان ریونکلاو به نام مایکل کورنر طرح دوستی میریزد. اما این عمل او نه تنها باعث جلب توجه هری نمی شود بلکه باعث کشمکش و درگیری دائم با برادرش رون میشود. ضمن اینکه مایکل در کوییدیچ رقیب جینی محسوب میشود و موجبات ناراحتی هرچه بیشتر اورا فراهم میکند.جینی به توصیه ی هرمیون به اصطلاح خود را وارد اجتماع کرده و رفتاری خیلی معمولی و عادی ای را با هری در پیش میگیرد. در این زمان هری برای اولین بار متوجه رفتار غیر معمول جینی در برخورد با خود میشود و به این پی میبرد که جینی دیگر آن دختر کوچک خجالتی و کم حرف سابق نیست. جینی برای بار دیگر فرصتی به هری میدهد تا اورا جور دیگری ببیند. به این ترتیب که پس از به هم زدن دوستی خود با مایکل کورنر با همکلاسی هری در گریفین دور به نام دین توماس دوست می شود. آخرین تلاشهای جینی برای جلب توجه هری سر انجام نتیجه می دهد و حس حسادت پسرانه ی هری تحریک میشود. جینی که بالاخره پس از پنج سال به عشق قدیمی خود رسیده است در پایان سال پنجم و پس از گذراندن دوره ی کوتاهی با هری از سوی او طرد می شود. او به خوبی میداند که علت این رفتار هری بی مهری او نسبت به جینی نیست بلکه ترس های پنهانیست که همواره یک قهرمان را آزار می دهد. اما او تصمیم خود را گرفته است و می خواهد تا ابد در کنار قهرمان خود بماند و او را در مشکلاتی که در آینده خواهد داشت همراهی کند.جینی ویزلی سال ها بعد با هری ازدواج کرده و صاحب دو پسر به نام‌های جیمز سیریوس و آلبوس سیوروس و یک دختر به نام لی لی لونا می‌شود. او نمونه ی قهرمانی است که با جسارتی مثال زدنی و مهارتی قابل توجه در کنار قهرمانان دیگر داستان با بی عدالتی ها و ستمگری جبهه ی شر مبارزه می کند.تا جاییکه برادران بزرگتر او که همیشه اورا کودک حساب میکنند از او به عنوان کسی که در آینده جادوگر بزرگی درست به بزرگی خود آلبوس دامبلدور خواهد شد یاد می كنند

تایید شد.
خوش اومدی.


ویرایش شده توسط تام جاگسن در تاریخ ۱۴۰۰/۱/۲۹ ۱۹:۵۴:۵۹

در یک شرایط سخت:
یک گریفندوری برای تو می میرد♥♥
یک اسلیترینی برای تو می کشد💚💚
یک هافلپافی با تو می میرد💛💛
یک ریونکلا یی کاری می کند که هیچ کس نمیرد💙💙تصویر کوچک شده


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۵:۰۰:۵۲ چهارشنبه ۲۵ فروردین ۱۴۰۰

اسلیترین

مایکل رابینسون


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۵:۵۲:۳۷ دوشنبه ۲۳ فروردین ۱۴۰۰
آخرین ورود:
۲۳:۴۸:۳۷ چهارشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۰
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ایفای نقش
پیام: 5
آفلاین
نام : مایکل رابینسون
گروه : اسلیترین
نژاد : اصیل زاده
ویژگی های ظاهری و اخلاقی : پوست روشن - موی کوتاه و سیاه رنگ - قد ۱۷۰- چشم های عسلی - بینی متعادل - فردی شجاع ، مهربان ، مراقب ، زرنگ ، شوخ طبع و گاهی هم بداخلاق
چوب دستی : چوب درخت سپیدار + پر قفنوس
جارو : نیمبوس 2001
معرفی کوتاه : غم... کلمه‌ای که در ظاهر فقط دو حرف دارد اما هزاران معنا و مفهوم پشتش خوابیده است... کلمه ای که تنها اجاره نشین خانه‌ی دل مایکل رابینسون بود...
مایکل رابینسون یک اصیل زاده از خانواده اصیل و شریف رابینسون بود... دقیقا در هنگام تولدش مادرش را از دست داد و پس از مرگ مادرش، پدرش نیز دچار افسردگی شدید شد و او هم دنیای فانی را وداع گفت...
تمام خانواده‌اش مسئولیت حفاظت از او را قبول نکردند، اما پدربزرگش که مرد بسیار پیری بود مسئولیت او را قبول کرد و مایکل در کنار او بزرگ شد... پس از سال ها مایکل در کنار پدربزرگش تبدیل به یک اصیل زاده واقعی شد و هدف آینده‌اش را یافت...
در ده سالگی پدربزرگش فوت کرد... و مایکل ضربه روحی بدی خورد ولی بازم قدرت خودش را حفظ کرد زیرا می‌دانست اگر پدر و مادر و پدربزرگش بودند از او می‌خواستند که قوی باشد...
سپس در سن یازده سالگی به تحصیل در هاگوارتز در گروه اسلیترین مشغول شد...

---
تایید شد، خوش اومدی.


ویرایش شده توسط تام جاگسن در تاریخ ۱۴۰۰/۱/۲۵ ۲۱:۲۸:۱۹


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۱:۲۹:۰۲ دوشنبه ۲۳ فروردین ۱۴۰۰

ریونکلاو

رکسان ویزلی


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۹:۲۰:۴۶ جمعه ۲۰ فروردین ۱۴۰۰
آخرین ورود:
دیروز ۱۳:۲۰:۰۶
از قلعه هاگوارتز
گروه:
کاربران عضو
ریونکلاو
ایفای نقش
پیام: 8
آفلاین
سلام
نام:رکسان ویزلی
نژاد:اصیل
مشخصات ظاهری:پوست سفید،موی قرمز،چشم قهوه ای روشن. به همراه کمی کک و مک:)
جارو:نیمبوس 2021
گروه: ریونکلا
تاریخ تولد:۲۴ نوامبر۲۰۰۷
شغل:محصل
چوبدستی:32 سانت،پر ققنوس
پاترنوس:اژدها
ملیت:بریتانیایی
ویژگی ها:هوشی باور نکردنی،ماجراجو،شجاع،شلخته،لجباز،عاشق کتاب،مهربون با حیوونا، عادل، عشق فضا،تازه دوست داره فضانوردم بشه:)
رکسان دختر جرج ویزلی و انجلینا جانسون و برادر زاده ی رون و جینی و بیل ویزلی نوه مال و آرتور ویزلی است.
شناسه ی قبلی:http://www.jadoogaran.org/userinfo.php?uid=45310


معرفی شخصیتتون کمی کوتاهه. لطفاً بعداً برگردید و تکمیلش کنید.

تایید شد.


ویرایش شده توسط مارسی در تاریخ ۱۴۰۰/۱/۲۳ ۱۲:۰۰:۴۰
ویرایش شده توسط گابریل دلاکور در تاریخ ۱۴۰۰/۱/۲۴ ۰:۰۹:۳۱


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۱:۳۵:۴۷ شنبه ۲۱ فروردین ۱۴۰۰

saghat


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۱:۱۱:۴۲ سه شنبه ۱۷ فروردین ۱۴۰۰
آخرین ورود:
۱۱:۳۲:۴۲ یکشنبه ۲۲ فروردین ۱۴۰۰
گروه:
کاربران عضو
پیام: 3
آفلاین
سلام✋
نام :بیل(ویلیام)ویزلی

رنگ مو :نارنجی

تاریخ تولد: 29 نوامبر 1970

شغل:بانک گرینگوتز

رنگ چشم:سبز آبی

بازیگر در فیلم:دامنل گلیسون

بیل ویزلی بزرگ‌ترین پسر خانوادهٔ ویزلی است. او در مدرسه جادوگری هاگوارتز و در گروه گریفیندور تحصیل کرد. او در سال پنجم به درجه ارشد و در سال هفتم به درجه سرپرستی دانش آموزان نائل گردید.

سپس در بانک جادوگری گرینگوتز شاغل شد و در مصر مجبور به خدمت گردید.

در نهایت وی در زمان تدریس زبان انگلیسی به یکی از کارکنان فرانسوی بانک فلور دلاکور با او آشنا شد. سپس به او علاقه‌مند گردید و با او ازدواج کرد و صاحب سه فرزند به نام‌های ویکتوار، دومینیک و لوئیس شد. ویلای صدفی در حومه تین‌ورث زندگی می‌کند.

سلام. تایید شد!


ویرایش شده توسط saghat در تاریخ ۱۴۰۰/۱/۲۱ ۱۲:۰۳:۱۷
ویرایش شده توسط saghat در تاریخ ۱۴۰۰/۱/۲۱ ۱۲:۱۸:۲۳
ویرایش شده توسط saghat در تاریخ ۱۴۰۰/۱/۲۱ ۱۵:۱۹:۱۷
ویرایش شده توسط saghat در تاریخ ۱۴۰۰/۱/۲۱ ۱۵:۲۱:۴۶
ویرایش شده توسط گابریل دلاکور در تاریخ ۱۴۰۰/۱/۲۱ ۱۷:۱۹:۵۷


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۴:۱۰:۱۸ جمعه ۲۰ فروردین ۱۴۰۰

گریفیندور

هرمیون گرنجر


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۱:۱۴:۵۳ شنبه ۱۴ فروردین ۱۴۰۰
آخرین ورود:
۱۶:۰۴:۱۴ یکشنبه ۵ اردیبهشت ۱۴۰۰
از فقط نواختن پیانو♥♥
گروه:
ایفای نقش
گریفیندور
کاربران عضو
پیام: 55
آفلاین
سلام گفته بودین دوباره هرماینی گرنجر رو معرفی کنم:
نام:هرماینی گرنجر
نام کامل:هرماینی جین گرنجر
گروه:گریفندور
جارو:ندارد
نژاد:ماگل زاده
پاترونوس: سمور ابی
عضویت:ت.ه.و.ع ــ محفل ققنوس ــ الف دال
چوبدستی:چوب درخت مو با تار دل اژدها

هرماینی باهوش ترین ساحره سال در هاگوارتز است. او نیز یک گریفندوری است که در سال 1991 وارد هاگوارتز شد. والدین او، هر دو ماگل و دندان پزشک می باشند. او کتاب های بسیاری را مطالعه می کند و باور دارد که تمام اطلاعات مفید و ضروری که ارزش یاد گرفتن دارند را می توان در کتاب ها یافت. زمانی که در کلاس پیشگویی فهمید که پیشگویی یک هنر است و نمی توان آن را از کتاب ها یاد گرفت از آن بیزار شد و بعد از مدتی کلاس را ترک کرد. در اولین سالش در هاگوارتز هرماینی متوجه شد که بچه ها زیاد به او علاقه ای ندارند چون او یک (علامه ی دهر) بود و همیشه به بقیه دانش آموزان خطاها یشان را تذکر می داد. در طول این چند سال هرماینی کمی دلپذیر تر شده است ولی هنوز احساسش را نسبت به قانون شکنی از دست نداده است.

هرماینی ذهن بسیار زیرکی دارد. او طلسم های بسیار زیادی را به خاطر می سپارد و می تواند در وضعیت های سخت که بقیه در آن جا می زنند، راهش را پیدا کند. وقتی که کلاه گروه بندی می خواست هرماینی را گروه بندی کند می خواست او را در ریونکلا قرار دهد اما در نهایت هرماینی به گریفندور رفت. هرماینی در سال پنجم توانست طلسم سپر مدافع را اجرا کند - این جادو در سطح N.E.W.T است (م.ق.19). او در ایجاد آتش قابل انتقال و ضد آب تخصص دارد. او یک سال تمام از زمان برگردان استفاده کرد تا بتواند کلاس های اضافی بگیرد و در آن واحد در دو جا باشد ولی این کار برایش خسته کننده بود. او در اغلب درس ها اول می شود و به نویل لانگ باتم در کلاس های معجون سازی کمک می کند. اغلب اساتید او را دانش آموز برتر می دانند ولی به نظر اسنیپ او یک آدم خود نماست.

هرماینی موهایی قهوه ای رنگ و پر پشتی دارد. رنگ چشم های او نیز قهوه ای است. روز تولدش 19 سپتامبر است و در سال 1993 برای هدیه تولدش یک گربه نارنجی رنگ به نام کروکشانکس(کج پا)، برای خود خرید. دوستان صمیمی او رون ویزلی و هری پاتر هستند. او با جینی ویزلی هم دوست است. در چهارمین سالش در هاگوارتز، ویکتور کرام که یک بازیکن معروف بلغارستانی بود و برای مسابقات سه جادوگر از طرف مدرسه ی دورمسترانگ به هاگوارتز آمده بود به هرماینی علاقمند شد. هرماینی نیز به علاقه ی او تا حدی جواب داد ولی ظاهرا او از رون نیز خوشش می آید و در نهایت با رون ازدواج می کند و رز و هوگو را به دنیا می اورد .

هرماینی یک وجدان انسان دوستانه قوی دارد. او حاظر است بی وقفه برای گرفتن حق ستم دیده ها و تو سری خورها کار کند. او به سرعت نویل را تحت حمایت خود گرفت و او را در معجون سازی کمک کرد. او کروکشنکس را از مغازه حیوانات خرید چون کس دیگری نمی خواست که او را بخرد. هرماینی ساعت های متعددی را صرف دفاعیه باک بیک، یک هیپوگریف که اشتباها متهم شده بود، کرد. بعد از آن او حمایت از جن های خانگی را شروع کرد.

هرماینی یک خواهر کوچک تر از خودش نیز دارد که ساحره نیست، چون به هاگوارتز نیامده است
هرماینی سپتامبر به دنیا می آید.

1984 تا 1990
هرماینی به دبستان ماگلی می رود.

1991
×01 سپتامبر: هرماینی با رون، هری و نویل در قطار سریع السیر هاگوارتز آشنا می شود.
×12 سپتامبر: اولین کلاس پرواز برای گریفندوری ها و اسلیترینی ها
×19 سپتامبر: دوازدهمین جشن تولد
×31 اکتبر: هرماینی توسط هری و هرماینی از دست غول کوهی رهایی پیدا می کند. از آن پس با هم دوست می شوند.

1992
×اولین هفته ژوئن: هری، رون و هرماینی به تعقیب کوییرل می روند و بعد از گذراندن مراحل سخت موفق می شوند که از دزدیدن سنگ جادو توسط ولدمورت جلوگیری کنند.
×01 سپتامبر: سال دوم آغاز می شود.
×31 اکتبر: پانصدمین جشن مرگ سر نیکلاس
×25 دسامبر: هرماینی از معجون تغییر شکل استفاده می کند و اشتباها خودش را به یک گربه تبدیل می کند.

1993
×اوایل فوریه: هرماینی از درمانگاه مرخص می شود..وی از شکل گربه بیرون آمده است.
×8 می: توسط باسیلیسک به سنگ تبدیل می شود.
×30 می: هرماینی علاج پیدا می کند و به حالت عادی بر می گردد.
×31 اگوست: هرماینی هری و رون را در کوچه دیاگون می بیند و با هم به همراه ویزلی ها در پاتیل درز دار اقامت می کنند.
×1 سپتامبر: سال سوم آغاز می شود. هاگوارتز پر از دیمنتور است.
پروفسور مک گونگال به او زمان برگردان را می دهد و با استفاده از آن وی می تواند کلاس های اضافی بگیرد.

1994
×6 ژوئن: عصر آن روز باک بیک باید اعدام می شد. سیریوس بلک دستگیر شد. با تلاش های هری و هرماینی و با استفاده از زمان برگردان، آن ها از دست بوسه دیمنتور ها فرار کردند و سیریوس سوار بر باک بیک توانست هاگوارتز را ترک کند.
×دوشنبه 22 اگوست: هرماینی به چهارصدو بیست و دوُمین جام جهانی کوییدچ رفت.
×1 سپتامبر: سال چهارم آغاز شد.
×25 دسامبر: جشن یول بال، 8 شب تا نیمه شب، ویکتور کرام همراه هرماینی بود.

1995
×ژوئن: هرماینی ریتا اسکیتر را که به شکل حشره در آمده بود دستگیر می کند.



فیلم ها
اما واتسون نقش هرماینی را در فیلم ها بازی می کند.



انجام ‌شد.


ویرایش شده توسط هرمیون گرنجر در تاریخ ۱۴۰۰/۱/۲۰ ۱۴:۲۰:۳۳
ویرایش شده توسط هرمیون گرنجر در تاریخ ۱۴۰۰/۱/۲۰ ۱۴:۲۲:۲۴
ویرایش شده توسط هرمیون گرنجر در تاریخ ۱۴۰۰/۱/۲۰ ۲۰:۳۱:۰۸
ویرایش شده توسط گابریل دلاکور در تاریخ ۱۴۰۰/۱/۲۱ ۰:۳۳:۲۹

گاهی تاریکی ها از جایی بر می خیزند که انتظارش را نداریم
تصویر کوچک شده


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۲۲:۵۴:۳۳ پنجشنبه ۱۹ فروردین ۱۴۰۰

گریفیندور، مرگخواران

پیتر جونز


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۳:۵۳ دوشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۸
آخرین ورود:
امروز ۰:۵۹:۰۷
از محله ی جادوگران جوان تحت آموزش هاگوارتز
گروه:
کاربران عضو
گریفیندور
ایفای نقش
مرگخوار
پیام: 167
آفلاین
سلام
اومدم یه تغییرات کوچیکی توی معرفیم به وجود بیارم

نام
: پیتر

نام خانوادگی :جونز

نام کامل: پیتر توماس جونز

گروه : گریفیندور

رتبه خون : مشنگ زاده

چوب دستی : 35 سانت به چوب سرخدار و هسته دمنتور. انعطاف پذیر و مناسب افسون های تاریک.

پاترونوس: گرگ

نژاد
: نیمه اِلف

ملیت
: بریتانیایی.

تاریخ و مکان تولد: 1 آوریل 2005/ لندن، انگلستان.

توانایی ها و ویژگی های خاص: تیپ و طرز لباس پوشیدن خاص، بویایی خوب و همینطور تنها توانایی خاصش. تلپورت.

محدودیت ها: اگه از جادوی سیاه(تقریبا خالص و خاص) چوبدستی با هسته دمنتورش استفاده کنه تا 10 دقیقه دیگه نیاز شدید و کشنده ای به غذا پیدا میکنه و هرچقدر غذا بیشتر و پرانرژی تری باشه زمان گشنگی پیتر کمتر میشه و اگه غذا کامل باشه و یا حتی یکی از شکلاتای مخصوصش باشه گرسنگی از بین میره. هرچند اگه تا 10 دقیقه ذره ای غذا بهش نرسه انرژیش تحلیل میره و میمیره.
و دومین محدودیت مربوط به تلپورته که برخلاف تصور بقیه هرچقدر جایی که تلپورت کنه دورتر از مکان اولش باشه بهش بیشتر آسیب میزنه و انرژیشو میگیره. شاید بتونه بدون تحلیل انرژیش فقط تا شعاع 10 متریش تلپورت کنه و به خودش آسیبی نرسونه.

ظاهر: بیرون از خانه ریدل، معمولا یه لباس رسمی با یه پالتوی سیاه روش پوشیده، و حتی یه عصای تزئینی داره که هیچ نیازی بهش نداره و حتی هیچ توانایی خاصیم نداره، صرفا یه وسیله ماگلیه. ولی بعضی وقتا همراه با خودش اونو میبره و حتی یه بار ازش برای دفاع از خودش استفاده کرد. هروقتم ازش میپرسن اون عصا چه کاربردی برات داره یه جواب میده:
-مگه گودریک شمشیرشو نداشت؟ منم عصامو دارم.
و توی خونه ریدل و جمع دوستاش و کسایی که بهشون اعتماد داره بیشتر وقتا یه هودی خاکستری پوشیده.
پوستش سفیده و چشمای خاسکتری داره. همراه با موهای لَخت و مشکی که خیلی وقتا جلوی چشماشن و اونارو با تکون سرش میندازه عقب، لبخندش همیشه روی لبشه و توی جمع مرگخوارا همیشه از اوناییه که مسخره بازی درمیارن.

ویژگی های اخلاقی: برخلاف بیرون از خونه ریدل این دوستمون توی جمع و حتی توی ماموریتا همیشه خدا زمین تا آسمون فرق داره. اگه توی بیرون سعی میکنه ماموریت های انفرادیشو هرجوری که شده تموم کنه توی خونه ریدل و ماموریتای عمومی همیشه از اوناییه که دوست داره خوش بگذرونه و بیشتر وقتا هم گند میزنه. هرجا و همیشه میگه که لرد بهترینه و بعضی وقتا(از وقتی که نزدیک بود توسط نجینی خورده بشه) حتی چاپلوسی میکنه. تنها دوست دار واقعی میوه های مروپه و میخواد بعدا با یه سیب ازدواج کنه. بیشتر وقتا توی ماموریتا با سبد میوه های مروپ پیداش کنین. خیلی پرحرفه و همیشه خدا درحال صحبت کردنه. از اوناییه که همیشه صحبت میکنن و از این شاخه به اون شاخه میپرن.

متفرقه: توی یه خانواده مشنگ به دنیا اومد که بیچاره ها زیاد وضع مالی خوبی نداشتن، برای همین پیتر بیچاره همراه با درس خوندنش وقتایی که از هاگوارتز خبر نداشت باید کار هم میکرد. اطلاعات زیادی از گذشتش در دسترس نیست. فقط میدونیم مادرش یه الف طرد شدست و پدرِ مادرش خانوادشونو نفرین کرده و برای همین خانوادشون بدشانسه. پدرشم حتی درمورد الف بودن مادرش نمیدونست و همین نشون میداد چرا پیتر انقدر خاصه.
اینکه پرحرفه بر کسی پوشیده نیست. ممکنه ساعت ها گیرتون بیاره و از صحبت درباره بردن تیم موردعلاقه کوییدیچش برسه به اینکه چرا لرد انقدر آدم خوبیه. و حتی به این برسه که این آهنگ خیلی شبیه شخصیت مادرِپدرِ خاله ی پسرعمه ی دخترخالتونه یا انقدر حرف بزنه تا یهو خاموش شه و دوباره نیاز زیادی به غذا پیدا کنه. کلا بیشتر وقتا گشنست و عشقش به میوه های مروپ از زمانی شروع شد که برای ساکت کردنش میوه ی مروپ چپونده شد تو دهنش و از اون موقع یه دل نه صد دل عاشق میوه های مروپ شد. حتی یه انجمن به اسم حمایت های میوه ها و دستپخت مروپ زده.

و پیتر توماس جونز، اینجوری فهمید که زندگی توی دنیای 巫师 خیلی میتونه هیجان انگیز باشه. جدا از اینکه توی کوییدیچ هیچ استعدادی نداره بنده مرلین.

و اگه حوصله خوندن تموم معرفی رو ندارین بدونین که پیتر: یه مرگخوار احساساتیه که توی بیرون از مکان امنش خیلی بداخلاقه ولی توی خونه ریدل همیشه میخنده و خوشحاله، بیش از حد پرحرفه و مشنگ زاده ایه که مادرش الف بوده، میتونه تقریبا تلپورت کنه و توی کوییدیچ افتضاحه، همچنین عاشق یه سیب شده و دوستدار رسمی میوه های مروپه


انجام شد!


ویرایش شده توسط گابریل دلاکور در تاریخ ۱۴۰۰/۱/۱۹ ۲۳:۵۷:۱۸

Darkness can be found in the happiest moments, only if one remembers turning off the lights.

تاریکی رو میشه تو شاد ترین لحظات پیدا کرد، فقط اگه یه نفر یادش باشه که چراغو خاموش کنه.


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۰:۴۶:۵۴ سه شنبه ۱۷ فروردین ۱۴۰۰

گریفیندور

هرمیون گرنجر


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۱:۱۴:۵۳ شنبه ۱۴ فروردین ۱۴۰۰
آخرین ورود:
۱۶:۰۴:۱۴ یکشنبه ۵ اردیبهشت ۱۴۰۰
از فقط نواختن پیانو♥♥
گروه:
ایفای نقش
گریفیندور
کاربران عضو
پیام: 55
آفلاین
نام: هرمیون گرنجر
گروه: گریفندور
نژاد: مشنگ زاده
پاترونوس یا سپر مدافع: سمور ابی
رنگ چشم: قهوه ای
رنگ مو: قهوه ای
قدرت: حافظه ی قوی و هوش بسیار
چوبدستی: چوب درخت مو با مغز تار دل اژدها
عضویت در: الف دال ــ محفل ققنوس ــ ت. ه. و.ع

معرفی شحصیت: من دختری باهوش و درسخوان هستم حافظه ای قوی نیز دارم
همسر: رون ویزلی
فرزند:دختر و پسر با نام های رز و هوگو
هرمیون گرنجر در سال سوم با استفاده از زمان برگردان به همه ی کلاس ها می رفت. و در سال های چهارم و پنجم و ششم و سال اخر در همه ی مراحل هری پاتر را همراهی کرد.
♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥
اولین بار که به هرمیون گرنجر بر می خوریم در قطار هاگوارتز به دنبال وزغ نویل است.
هری رون و هرمیون وقتی غول غارنشین را از پا در می‌آورند و هرمیون دوست هری و رون می شود.


معرفی شخصیتتون برای شخصیت مهمی مثل هرمیون، می‌تونه بهتر و کامل‌تر باشه. لطفا بعدا برگردید و تکمیلش کنید.

تایید شد!


ویرایش شده توسط viyana در تاریخ ۱۴۰۰/۱/۱۷ ۱۹:۵۳:۴۲
ویرایش شده توسط viyana در تاریخ ۱۴۰۰/۱/۱۷ ۱۹:۵۷:۱۸
ویرایش شده توسط viyana در تاریخ ۱۴۰۰/۱/۱۷ ۲۰:۴۱:۳۳
ویرایش شده توسط گابریل دلاکور در تاریخ ۱۴۰۰/۱/۱۸ ۶:۲۷:۴۶

گاهی تاریکی ها از جایی بر می خیزند که انتظارش را نداریم
تصویر کوچک شده


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۵:۵۵:۳۹ یکشنبه ۱۵ فروردین ۱۴۰۰

اسلیترین

دیوید ماکای


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۳:۴۵:۱۶ پنجشنبه ۱۲ فروردین ۱۴۰۰
آخرین ورود:
۱۷:۳۱:۴۰ چهارشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۰
از روی قله های موفقیت!
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ایفای نقش
پیام: 6
آفلاین
نام : دیوید ماکای
گروه : اسلیترین
نژاد : دورگه
ویژگی های ظاهری و اخلاقی : پوست روشن - موی بلند و نقره ای رنگ - قد ۱۷۰- چشم های عسلی - بینی متعادل - فردی شجاع ، بی پروا ، زرنگ و بد اخلاق
چوب دستی : چوب درخت گردو + قلب اژدها
جارو : آذرخش
معرفی کوتاه : زندگی... کلمه ای به نظر ساده اما پر معنا... کلمه ای که دیوید ماکای نتونست اون رو تجربه کنه...
مادر دیوید یک اصیل زاده بود و پدرش یک مشنگ... دیوید از ابتدای زندگی اش یعنی از وقتی که به دنیا آمد تحت رفتار بد و ناملایمتی های پدر و مادر و افراد خانواده اش قرار گرفت... خانواده ای که زندگی رو براش جهنم کرده بود...
دیوید زمانی که پنج سالش بود از خانه فرار کرد و به یتیم خانه رفت... اما در آنجا هم زندگی اش تغییری نکرد و دوباره در سن هشت سالگی از یتیم خانه فرار کرد... اما این دفعه فرارش متفاوت بود... چون دیگر تنها نبود و دوستش لی لی هم با او از آن یتیم خانه فرار کرده‌بود... لی لی دختری خوش ذوق بود و تنها دوست دیوید، دوستی که فقط کمی توانست زخمی را که دیوید از خانواده اش خورده بود التیام ببخشد... آن دو باهم فرار کردند و به یک جنگل رفتند، جنگلی سرسبز و دور از ذات بد انسان های دیگر... زندگی آن دو به سختی می گذشت، تا اینکه نامه هاگوارتز بدست آنها رسید... شاید بعد از سال ها این بهترین خبری بود که آنها شنیده بودند، چون هر دو به هاگوارتز دعوت شده بودند... این اولین ریشه ی امید در دل هردویشان بود... آنها سال اول را به هاگوارتز رفتند و لی لی به گروه گریفندور و دیوید به گروه اسلیترین رفت... با اینکه این جدایی برایشان سخت بود اما باز هم آنها خوشحال بودند زیرا دیگر یک سقف بالای سر در روز های سرد و سخت زمستان داشتند... اما باز هم این شادی ابدی نبود زمانی که آنها در سال چهارم بودند، لی لی درگیر بیماری بسیار سختی شد و متاسفانه در همان سال هم فوت کرد... آخرین ریشه امید هم در دل دیوید از بین رفت و حالا او مانده بود و تنفرش ، او مانده بود و تنهایی اش...

تایید شد. خوش اومدی!


ویرایش شده توسط گابریل دلاکور در تاریخ ۱۴۰۰/۱/۱۶ ۱۱:۲۹:۳۹

جانم فدای سالازار اسلیترین و نوادگانش!


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۷:۰۳:۳۶ یکشنبه ۱۵ فروردین ۱۴۰۰

ریونکلاو

آمانو یوتاکا


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۳۰:۵۹ یکشنبه ۸ فروردین ۱۴۰۰
آخرین ورود:
۷:۴۲:۴۵ دوشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۰
از هرجایی که امید باشه!
گروه:
کاربران عضو
ریونکلاو
ایفای نقش
مترجم
پیام: 27
آفلاین
نام : آمانو

نام خانوادگی : یوتاکا

لقب : آمی

گروه : ریونکلاو

نژاد : اصیل زاده

چوبدستی : چوب درخت موطلایی - مغز موی تک شاخ -طول ۹ سانت و ۲ میلی متر

حیوان : گربه سیاه

پاترونوس : جغد

ویژگی های ظاهری : لاغر با قد حدودا ۱۶۸ ، موی قهوه ای و کوتاه ، چشم های بنفش و پوست سفید ، اهل توکیو ژاپن

گوشه ای از زندگی :
از بچگی توی خانواده اصیل بزرگ شدم و عاشق مطالعه بودم تا اینکه والدینم رو در یک تصادف از دست میدم و از نظر روحی حالم بد میشه ، بعد از چند ماه خانواده عمه ام من رو به انگلستان میبرند و در اونجا با دختر عمه ام بزرگ میشوم با درک و آگاهی کامل از دنیای جادوگران :»

---
تایید شد، خوش اومدی.


ویرایش شده توسط تام جاگسن در تاریخ ۱۴۰۰/۱/۱۵ ۸:۳۰:۱۴







شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.