جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

8 کاربر(ها) آنلاین هستند (6 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
6 مهمانان 2 اعضا

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: هالی ویزارد
ارسال شده در: چهارشنبه 16 دی 1383 14:43
نمایش جزئیات
آفلاین
اما اين بار در مدرسه ي جادوگران چه مي گذرد؟
مدرسه ي قديمي 2
با شركت:
==== گيلدروي لاكهارت ====
گيلدي:
ما آقا! من هري ام! هري پاتر!
==== هري پاتر =====
هري:
حاضر!
====آبرفورث دامبلدور ====
آبرفورث:
من ابرفورثم!
==== بيگانه ====
بيگانه:
اسمم؟ "گيلدي"
==== ويكتور كرام ====
كرام:
آخه احمق! تو كه لباست زرده!
==== استريجس پادمور====
پادمور:
آقا يه لحظه بياين!
==== مرلين كبير ====
مرلين:
كي از تو نظر خواست؟!
===================
مدرسه ي قديمي 2 فيلم امشب سينماهاي هالي ويزارد!
فيلمي از : ويكتور كرام!
نوشته ي بيگانه!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: هالی ویزارد
ارسال شده در: سه‌شنبه 15 دی 1383 10:07
نمایش جزئیات
آفلاین
مکان:ساختمان اصلی کرام پیکچرز
زمان:دوشنبه 10:30 صبح
موضوع:بررسی آینده هالی ویزارد
------------------------------
کرام ، حاجی و بیگانه مشغول بحث بودند

حاجی:ویکتور انگار تو به کرامات ما توجه نمیکنی...من فرمودم!!!که اگر فیلمهای تو با ارزشهای آسلامی پیوند بخوره....آینده هالی ویزارد تضمینه!!!

کرام:حاجی..بابا..مردم دنبال موضوعهای جوان پسندند...امروزه هر جا رو نگاه کنی...یه دختره هست که از خونش فرار کرده...چندتا پسر میفتن دنبالشو....

حاجی:آسلامیوس!!...ادامه نده!!..من تحمل این بی پی جی ها رو ندارم!!

کرام:باشه حاجی...بیگانه نظر تو چیه؟

بیگانه که حواسش به صحبتهای اینا نبود:نظر من اینه که همین فیلمهایی که میسازیم خوبه....فقط یه ذره آبرفورثشو بیشتر کنید!!!!
کرام:
حاجی:ویکتور به هر حال اگه باز فیلمهای بی پی جی بسازی...میدم در اینجارو تخته کنند!!!
کرام: حالا چرا عصبانی میشی ...باشه!!!اصلا میریم یک فیلم ارزشی میسازیم!!!!
-------------------------------------
منتظر این فیلم باشید!!!!
------------------------------------

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
کرام اسبق!

قدرت منتقل شد!
Re: هالی ویزارد
ارسال شده در: دوشنبه 14 دی 1383 14:43
نمایش جزئیات
آفلاین
یادم رفت تبلیغ فیلم رو بیارم فیلم رو فردا تبلیغ می کنم بعد از مسافرتم اکران می کنم اولین فیلم با حضور غریبه

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: هالی ویزارد
ارسال شده در: پنجشنبه 10 دی 1383 07:54
نمایش جزئیات
آفلاین
پيوند
فيلمي از ويکتور کرام
با شرکت:
کرام
بيگانه
هري
ابرفورث
هرميون
حاجي دارک لرد
تهيه کننده:ردا فروشي مانيا
تدارکات:رودي لسترنج!!!!
مجري صحنه:هرميون
-----------------------------------
همه پشت در اتاق عمل جمع شده بودند......هرميون اشک ميريخت
هرميون:حالا چيکار کنم...هنوز کسي پيدا نشده به ويکتور خون بده!!!..دکتر ميگه...اگه بهش خون نرسه کارش تمومه!!!
هري:غصه نخور...تا رونو داري غم نداري!!!!...اون شوهر خوبي واست ميشه!!!!
هرميون: خجالت بکش!!!!...شوهر من هنوز زندست!!!
ابرفورث:بفرما...حاجي دارک لردو اورديم!!!!
هرميون:حاجي رو واسه چي اوردي!!!
هري:يکي بايد باشه تا اين ويکي تلف شد!!!براش دعا بخونه!!!!
هرميون:واقعا که!!!!
ناگهان در اتاق عمل باز ميشه!!!و دکتر از اتاق خارج ميشه!!!
دکتر:نگران نباشيد!!!...حالش خوب ميشه...يکي حاضر شد بهش خون بده!!!
هري تو دلش:اه...کدوم ديوونه اي اين کارو کرد!!!...ميخواستم کل هالي ويزاردو بکشم بالا!..بخشکي به اين شانس!!
-------
هرميون:ويکي حالت خوبه؟
کرام: :ylash:
هرميون:پرسيدم خوبي؟
کرام:اره خوبم..ولي يه احساسي دارم!!!...هيچي يادم نمياد...از وقتي که اون نامرد!!!از پشت بهم حمله کرد!!چيزي يادم نمياد
هرميون:ويکتور!!!معلومه چته؟...تو تصادف کردي!!!!
کرام:جدا؟
------
هرميون:دکتر..اين ويکتور هميشگي نيست!!!...يه طوري شده!!!..از وقتي تونسته راه بره..هي از در اتاقش رفته بيرون..هي دوباره اومده تو!!!!
دکتر:هيچ آسيبي به مغزش نرسيده...مشکل از يه جاي ديگست!!!در حال تحقيق هستيم!!
------
حاجي:ويکتور بد جور قاط زده...بهتره بريم ازش يه وکالت نامه بگيريم..تا هالي ويزاردو از چنگش بکشيم بيرون!!!
هري:منم موافقم!!..فقط ...چطوري اينکارو کنيم؟
------
دکتر:خانم گرنجر..هر کاري کرديم ولي نتونستيم بفهميم!!!..اين مسئله که رخ داده چه دليلي داشته!!
هرميون:يعني ديگه هيچ اميدي نيست؟
دکتر:تا علت معلوم نشه...خير
هرميون:راستي دکتر...چه کسي به ويکتور حاضر شد خون بده؟
دکتر:راستش ...تو قسمت نام نوشته بيگانه!!!
هرميون:چي!!!!...خوب معلوم شده چه بلايي سرش اومده!!!!
دکتر:يعني چي؟!!!!
و هرميون کل ماجرا رو براي دکتر شرح ميده:که چون بيگانه به ويکتور خون داده!!خصوصياتش به کرام سرايت کرده!!!
------
دکتر:فکر کنم بدنش به اندازه کافي خونسازي کرده...اين زالو ها رو بندازين تو بدنش!!!!اگه اشتباه نکنم يک روش مشنگي قرن 16 ميباشد!!!
هنگامي که زالو ها خونهاي کرام رو از بدنش ميکشيدن بيرون!!!..کرام کم کم حالش رو به بهبود ميافت!!!
پس از مدتي حال کرام خوب شدو هرميون تمام ماجرا رو براي او تعريف کرد
کرام:ادم نميدونه به اين بشر چي بگه!!!..ازش تشکر کنه که نجاتم داده...يا بگه اين چه بلايي بود که سر ما اوردي اخه!!!
-----
در اتاق باز ميشه و هري و ابرفورث و حاجي... در حالي که يک ورقه در دستشان بود وارد ميشوند
هري:ويکتور اينو امضا کن!!!
کرام:هري جان منو چي فرض کردي؟!!!که تموم هالي ويزاردو بالا بکشي ؟نه داداش..ما اهلش نيستيم!!!
کرام کاغذي از جيبش در مياره و مينويسه:
بدين وسيله اعلام ميدارم بعد از من نصف سهام هالي ويزارد به دوست عزيزم بيگانه تعلق دارد...امضا:کرام
ناگهان در باز ميشه و بيگانه با يک چاقو ظاهر ميشه!!!!
----
تيتراژ:
چي صدا کنم تو رو
تو که از من بهتري!!
کاش که بد بودي بيگي ام
ميشد از پيشم بري!!
کاشکي دل رحم بودي
کاشکي ابله نبودم !!!
کاشکي بد بودي تا من
اين قده بي رگ نبودم!!!

با تشکر از:
بيمارستان سنت مانگو
گيلدي:به خاطر تنفس مصنوعي در داخل اتاق عمل
کالين:متخصص بيهوشي
آرتور:دکتر!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط کرام در 1383/10/10 7:55:43
کرام اسبق!

قدرت منتقل شد!
Re: هالی ویزارد
ارسال شده در: چهارشنبه 9 دی 1383 14:32
نمایش جزئیات
آفلاین
لندن - كرام پيكچرز: ساعت 11:12 دقيقه‌ي صبح،
كرام پشت ميزش نشسته و سر منشي داد مي‌زنه...
- بهت گفتم هر طور شده پيداش كن!
آبرفورث مياد تو...
- چيه داداش؟ دو روز ما رو نديدي پر رو شدي؟
كرام در حالي كه كارد بزني خونش در نمياد:
- مردك حمال! اين فيلم بود ساختي... بدترين شخصيت‌ها رو به بدترين هنرپيشه‌ها دادي... فيلمت فقط يه بليط فروخت! اونم بيگانه بود.
بايد خسارت رو بدي تو براي اين فيلم 15 هزار گاليون خرج رو دستم گذاشتي...
همين الان بايد خسارتم رو بدي من حاليم نيست...
بيگانه مياد تو...
- سلام، در باز بود منم اومدم تو...
- سريع برو بيرون!
- از كجا؟ اين دره؟
- آره ازهمون دره...
- كدوم دره؟
كرام: از هر دري كه دلت ميخواد!
- آخه اينجا در نيستش كه... سلام آبرفورث... اين چي ميگه؟
- چمي دونم داش بيگانه...
من اومدم براي فيلم دوم تمديد قرارداد كنم...
كرام:
- تمديد قرارداد كني؟ حتما بيگانه هم هست ها؟
يه دقيقه اگه صبر كني نشونت مي دم!
ساعت 11:30 دقيقه صبح... درب اصلي كرام پيكچرز!
بيگانه با فرياد پرت ميشه بيرون! شپلخ!
بعدش آبرفورث با صورت ميره تو شكم بيگانه! بادابومب!‌
كرام كه داره خودش رو مي تكونه :
- جرات داري بازم فيلم بساز آبرفورث!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: هالی ویزارد
ارسال شده در: چهارشنبه 9 دی 1383 10:09
نمایش جزئیات
آفلاین
Without you? NO
بي تو هرگز!
*********بيگانه غريبه*******
تقديم مي كند!
اولين فيلم از بيگانه با مديريت جديد!
***********************
گيلدي: خوب شيكار كنم! بابا! من معتاد نيشتم!
***** "گيلدروي لاكهارت" در نقش "گيلدي خمار"*****
آبرفورث: تو با خودت چه كردي؟/ اين همون عروس من نيست؟
تو با خودت چه كردي؟ / اين كه اون كبوترم نيست!
تو با خودت چه كردي؟/ اين وصال آخرم نيست!
***** "آبرفورث" در نقش ريش سپيد" ****
هري: نه نگو ! كه با ورم نميشه!/ نه نرو كه طاقتم نميشه!
نه بمون! كه دردت درمون ميشه! / نه نخون كه سه رو مي گي تو شه!
***** "هري پاتر" در نقش "برادر ونوس" ****
ونوس: برو ديگه دوستت ندارم!/ اسمتو نمي خوام بيارم!
***** "ونوس " در نقش ونوس ***
گيلدي: ازم رو بر نگردون! / پشيمونم پشيمون!
ونوس: نه نه نه نه!
آبرفورث: تو رو جون عزيزت!
گيلدي: ازم رو برنگردون!
هري: تو رو جون عزيزت!
گيلدي: منو تو كردي ويرون!
ونوس: برو از خونم بيرون!
********** بي تو هرگز*******
فيلمي از ويكتور كرام!
تخفيف براي نامزد ها جوان!
برنامه ي امشب سينماهاي هالي ويزارد!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: هالی ویزارد
ارسال شده در: چهارشنبه 9 دی 1383 10:07
نمایش جزئیات
آفلاین
بيگانه اي از قفص پريد!
قسمت سوم!
++++++++++++++++
= اين مردان از براي چه مي جنگند؟
**********************
هري:
We are under Attack!
**************
=به دنبال كه مي گردد؟
كرام: خودت رو ارزون فروختي! خيلي ارزون!
**************
= به راستي او كيست؟
لوپين:
Who are you?
***********
=جوابي دشوار!
بيگانه: اين علييه، علي! اين علييه ها!
********************
= ديو يا بيگ؟ بيگانه يا ديوانه؟
آبرفورث: خداااااي من!
*******************
= اين جدال سر انجامي ندارد!
چو چانگ: به تو مي گن مرد؟
***************
= خون در مقابل عشق!
گيلدي: با مني؟
***********
= زنان ونوسي!
ونوس:
Are you a crazy?
********************
= خشم
آرتور:
No women , No kids
-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*--*
= ويكتور كرام"، "ريموس لوپين"، "چوچانگ"، " هري پاتر"، " گيلدروي لاكهارت"، "آبرفورث"، "بيگانه"، "ونوس"، آرتور ويزلي"
در
بيگانه اي از قفص پريد 3
فيلمي از ويكتور كرام!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: هالی ویزارد
ارسال شده در: چهارشنبه 9 دی 1383 10:03
نمایش جزئیات
آفلاین
سام خورخه آبرفورث در سال 1965 در سيسيل باندي موسوم به آرين باند تشكيل داد! وي در بين سال هاي 1966 تا 1973 دست به غارتگري قتل چپاول و .. زد و باند وي وحشت در دل هر انسان مي انداخت! وي توسط سرهنگ ويكتو كرام در سال 1978 دستگير و در دادگاه پالرمو به حبس عبد محكوم شد! اين فيلم بر اساس تلاش هاي سرهنگ كرام ساخته شده است!
//////////////////////////GODFATHER IV/////////////////////////////////
---: اين كرام لعنتي دوباره باعث شد محموله ي من مصادره بشه! بكشيدش!
******* آبرفورث دامبلدور در نقش سام خورخه آبرفورث *******
/////////////////////////////GODFATHER IV//////////////////////////////
--- من بالاخره تو رو مي گيرم! لعنتي!
******* ويكتور كرام در نقش سرهنگ كرام ******
/////////////////////////////GODFATHER IV//////////////////////////////
--- تو كي؟ آشغال! تو هيچي نيستي! هيچي!
******* بيگانه در نقش گروهبان بيگانه *******
//////////////////////////GODFATHER IV////////////////////////////////
--- نه نرو! من و بچه ها به تو احتياج داريم!
***** ونوس المپيوس در نقش ويكتوريا******
///////////////////////////////GODFATHER IV///////////////////////////
--- رها كن اين بيغوله ي ماتم زده رو!
***** آرتور ويزلي در نقش كارواليو ******
///////////////////////////GODFATHER IV///////////////////////////////
پدر خوانده 4
فيلمي از: ويكتور كرام!
با صداي دالبي! --- ديوي كم ---
فيلم امشب سينماهاي هاليويزارد!!!
/////////////////////////////GODFATHER IV ////////////////////////////
I just want to say hello!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: هالی ویزارد
ارسال شده در: چهارشنبه 9 دی 1383 10:01
نمایش جزئیات
آفلاین
در جهنم!
بازيگران: حاجي،هري، كرام، ابرفورث، گيلدي، بيگانه!
آهنگساز: آبرفورث!
با صداي فردين!
نوشته:با اقتباس از كتاب رويا هاي تبت! نوشته ي بيگانه!
كارگردان: كوجي (كرام و جيمز)
======
مراسم سالگرد سايت! ساعت 14:30
هري: بجنب بابا! دير شد! الان ميان!
آبرفورث: تنبل! من بالاي نردبونم تو اون وقت داري داد مي زني؟
هري: دير شد !!!! خدا ي من!
مراسم سالگرد سايت! ساعت 15:00
كم كم اعضاي سايت وارد سالن مي شوند!
--- اصغر بدو جاي خوب گيرمون نمي اد!
--- كبري! بيا ديگه!
--- صد بار گفتم جلوي جمع منو ژينوس صدا كن!
مراسم سالگرد سايت! ساعت 15:30
هري: مملي؟ فكر مي كردي مراسم خوب پيش بره؟
ابرفورث: گفته بودم نگران نباش!
--- دل من تو رو مي خواد! دل من تو رو مي خواد!
آبرفورث: گوشي ات داره زنگ مي زنه!
هري: الو؟
--- سلام تو هري هستي؟
هري: بله بفرماييد؟
--- هچي خواستم بگم كه يك بمب تو سالن كار گذاشتم!
هري: شما؟
--- منو يادت نمي اد؟ همون كه پست ها شو پاك مي كردي؟
هري: من؟ الو؟ .... الو؟
--- بووووووووووق!
آبرفورث: كي بود!؟
مراسم سالگرد سايت! ساعت 16:00
هري: حالا چه خاكي به سرم كنم؟
كرام: سسسسسلااااام!
هري: سلام! كجايي با با ؟ دو ساعته دارم بهت زنگ مي زنم!
كرام: به من!؟
هري: آره ديگه؟ با با بمب رو پيدا كرديم! توي زير زمين! فقط درش قفله!
كرام: خوب حالا چي كار كنيم!
بيگانه: خونسرد باشين!
هري: بابا توباز عقلت بهتر مي رسه يا دمه گفتي از الكترونيك سر در مياري؟
كرام: بي خيال شو! بابا بمب كه شوخي نيست! اون توي سايت بود من تا حالا هفت با توي دستشويي خونمون گير كردم!
حاجي: ملت رو بكنيم بيرون! بعد تصميم بگيرين!
بيگانه: فقط خونسرد باشين!
آبرفورث: نميشه مثل اينكه طرف همين اطرافه! اگه كسي خارج بشه بمب رو فعال مي كنه!
كرام: باشه من فقط مي رم يه نگاهي بهش بندازم!ها! دست به هي چي نمي زنم!
هري: برو تو! ديگه!
كرام وارد اتاق مي شه! اتاقي شيشه اي! كه چند سوراخ براي ورود و خروج صدا داره! و درش از بالا باز مي شه!
و به محض ورود در به سرعت بسته مي شه! و كرام درون اتاق شيشه اي اسير مي شه!
كرام: اي نامرد ها! منو بيارين بيرون!
حاجي: اين بدبخت كه گير كرد اون تو!
بيگانه :گفتم خونسرد باش!
كرام: من اگه بيام بيرون! پوست همتون رو مي كنم!
آبرفورث: ساكت شو! ببين مي توني خنثي اش كني؟
كرام: بابا مگه فيلمه؟ نمي شه هممون مي ميريم!
بيگانه : خونسرد باش!
كرام: اين بيگانه رو خفه كنين! من اعصاب ندارم ها!
گيلدي: بيا اين سيم چين رو بگير! شروع كن!
كرام: چي كار كنم!
بيگانه: اول سيم زرد رو قطع كن!
كرام: آره يه زرد اين جاست! بيا! ... قطع شد!
بيگانه: حالا اولين آبي از سمت راست رو قطع كن!
كرام: اين هم از اولين آبي ي سمت راست!
بيگانه: حالا سيم خاكستري رو بزن به قرمز!
كرام: خاكستري نداره!
بيگانه: خوب بنفش رو بزن!
كرام: بفش هم نداره!
بيگانه: هر كدو دوست داري رو بزن به قرمز!
كرام: تو داري چي مي گي؟ خداي من من فكر كردم يه چيزي مي دوني؟
هري: خداي من حالا خر بيار و باقالي بار كن!
بيگانه: آهان! يادم افتاد خاكستري رو بزن به قرمز!
كرام: ببين ! دعا كن من بميرم وگر نه بيچاره ات مي كنم!
ابرفورث: الان وقت دعوا نيست! كرام جان تو همون خاكستري رو بزن به قرمز!
كرام: بابا چرا نمي فهميد! مي گم خاكستري نداره!
هري: ببين! تو قرمز رو به زرد وصل كن!
كرام: باشه! ولي .....
كرام: ...... ولي خداي من تايمر اش شروع شد! خرابش كردي!
بيگانه: خونسرد باش!
Time 05:59
05:58
05:57
حاجي: هري خان! مي شه نظر ندي!
هري: به تو چه ! ....
حاجي: ....
آبرفورث: بس كنين! دعوا نكين!
هري: من معذرت مي خوام!
حاجي: نه من كمي عصبي بودم!
كرام: بابا الان مي ريم روي هوا!
بيگانه: سيم آبي از سمت چپ پنجمي رو قطع كن!
كرام: باشه! ..... واي! درست شد!
Time 00:00
كرام: درست شد؟ ننننننننننننننننننننننننننننننننننننننه!
====== چهار ديماه بيمارستان سنت مانگو! =======
دكتر: حال بيمار شماره ي سه چه طوره؟
پرستار: بد نيست شب ها تو خواب مدام مي گه:"بيگانه من مي كشمت"!
دكتر: بيگانه؟ اون چي؟ مرخص شد؟
پرستار: بعله همون ساعت اول! ولي خوب توي راه از پله هاي بيمارستان افتاد پاش شكست!
پايان
تيتراژ!
you say goodbye to all!
but take your time, think a lot
think of every thing you've got
who can I try to explain
when I do he turns away again
با تشكر از دوستان! كه مثل اينكه به كلي من رو فراموش كردن! فردا امتحان فيزيك داشته باشي! بياي فيلم بزني دل شير مي خواد!
دلم مي خواست كه توي جشن سالگرد باشم ولي خوب نشد! البته به نظرم بيگانه اي كه آشنا باشه ديگه بيگانه نيست! الان من و غريبه توي سواحل هونولولو هستيم و داريم به كشتي ها دست تكون مي ديم! بعد امتحان هام يه سفر مي رم بعد كه برگشتم دوباره فيلم و سريال و .... دارم يه فيلم هم براي كريسمس مي زنم البته فكرم الان مشغوله ولي خوب! راستي يه وقت نگين يه بد بختي بود كه اين جا پست مي زد ها!
چه زود موج بي ترحم نقش من را بر شن محو كرد!
امضا بيگ!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: هالی ویزارد
ارسال شده در: چهارشنبه 9 دی 1383 07:49
نمایش جزئیات
آفلاین
دومينdomain
فيلمي از ويکتور کرام
با شرکت:
ويکتور کرام
هري پاتر
ابرفورث
بيگانه
تهيه کننده:نداريم!!!!
تدارکات:نداريم!!!!
آهنگساز:ابرفورث-شماعي زاده!!!!
(اين فيلم کمي تا قسمتي موزيکال هست)
---------------
هري:يه دومين دارم شاه نداره
دات کام داره ما نداره
از خوشگلي تا نداره
به اينو اونش نميدم
به ولدي(سعيد)نشونش نميدم!!!
به کسي ميدم که کس باشه
سيم سرورش از مس باشه!!!

ابرفورث: تو چشم نگاه کنو سيم سرور بده به دستم
منو رو سياه نکن سيم سرور بده به دستم
اگه تمهات آپ نشه...اين خبرات چاپ نشه!!!
دل من رو سرد نکن اون سيمو بده به دستم!!!

تق..تق..تق
هري و ابرفورث:کيه؟
بيگانه:منم!!!
هري:باز اين پيداش شد...هر وقت اومده...يه خبر بد برامون اورده!!!!!
بيگانه: :ylash:
ابرفورث:حالا چي شده؟
بيگانه:يه نامه اومده!!!...از بنگاه دومين فروشي جاسم!!!!!
هري در نامه رو باز ميکنه و شروع ميکنه به خوندن!!!!!
ابرفورث:ا...هري چي شد؟....چرا ساکت شدي؟ببينم مگه چي نوشته؟
ابرفورث شروع به خوندن ميکنه!!!
-------
بدين وسيله به اطلاع شما ميرسانيم...به خاطر اينکه شما قبض دومينو سر موعد پرداخت نکرده ايد...دومين شما رو به کسي ديگري اجاره داده ايم
تا آخر ماه بايد دومينو خالي کنيد و نقل مکان کنيد!!!!!!
-------
ابرفورث:حالا دومين از کجا بياريم؟ميدوني چقدر گروون شده؟
هري:مجبوريم بريم شهرستان(دات ارگ)...ديگه تو شهر(دات کام) دومين گير نمياد!!!!
ابرفورث:چجوري اينو به بچه ها بگيم!!!!؟
هري اونش با من!!!!
----

هري:خودتونو کنترل کنيد....حالا چيزي نشده!!!...تازه اينجوري بهتره!!!...ماگلها کمتر سر از کار ما در ميارن!!!

ابرفورث:هري راست ميگه...حالا چيزي نشده!!!به جاي اينکه برين شهر!!راهو کج ميکنين ميرين تو روستا!!!

--------
ايکيوها:عمله دسته دسته...لطفا شهيد نکنينش)
هري:جادوگر دسته دسته!!
چمدونا رو بسته!!
براي رفتن به ارگ
همه بيزارو خسته
ديگه نميرم..ديگه نميرم..ديگه نميرم به دات کام
ديگه نميرم..ديگه نميرم..ديگه نميرم به دات کام
ابرفورث:کنم تمها رو من ازنو به انجام!!
ديگه نميرم به دات کام
کرام:بسازم من دوباره فيلم و افلام
ديگه نميرم به دات کام
بيگانه:نباشم من دگر در پيش درهام!!!
ديگه نميرم به دات کام
حاجي:کنم آنجا دوباره بحث آسلام
ديگه نميرم به دات کام
گيلدي:نفس را ترک کنم جز با رفيقام!!!
ديگه نميرم به دات کام
مازامولا:بسازم من سوشي را بهر هر شام!!!!
ديگه نميرم به دات کام
کينگزلي:کنم قيچي همه ريش و موهام!!!!
ديگه نميرم به دات کام
ديگه نميرم..ديگه نميرم..ديگه نميرم به دات کام
ديگه نميرم..ديگه نميرم..ديگه نميرم به دات کام
-------------------------------
چند روز بعد در جادوگران دات ارگ!!!!!
(با لحن داهاتي بخونين لطفا..يعني حرف ماقبل آخر هر فعل رو ضمه بگذاريد!!)
کرام:هريو ...هي کجا بيدي؟
هري:دنبال نميدم ميگشتم!!
کرام:کدخدا کينگزلي رو نديدي؟!!!!!
هري:تو نايب کدخدايي!!!..از ما ميپرسي؟ها؟
کرام:ابرفورثو...تو کينگزلي رو نديدي؟
ابرفورث:نه نديدم!!!...تو قهوه خانه هاگزهد هم نبود!!!...شايد تو شاليزار باشه!!!...شايد هم تو تنبان فروشي مانيا!!!!
(مانيا اين شوخيه جدي نگيري!!)
هري:بهتره يه سر مسجد دهات بزني!!!....يا بهتره بري به نهضت سواد آموزي هاگوارتز!!!..اونجا پيداش ميکني!!!
کرام:باشه خودم پيداش ميکنم!!!
--------------------------------------
تيتراژ:(نوايي ...نوايي)
نداريم!!..نداريم!!..دومين ما نداريم!!
همه با دومينن!!...از کجا بياريم!!!
بسازم دومين را...که دومين پريدش
الهي که بعدا..دوباره بياريم!!!
نداريم!!نداريم!!دومين ما نداريم
همه با دومينن!!...از کجا بياريم!!!

با تشکر از:
هري پاتر و ابرفورث!!
( جدا واقعا کمتر کسي رو ديدم که اينقدر جنبه انتقاد پذيري داشته باشد)
اهالي روستاي الموت!!!..نزديک قزوين!!!
که مارا ياري کردن در ساخت فيلم!!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
کرام اسبق!

قدرت منتقل شد!