شخصیت جادویی خودت را بساز، به یکی از چهار خانه ملحق شو، در کلاسها شرکت کن، کوییدیچ بازی کن و ماجراجوییهای خودت را بنویس.
✨ بیش از ۱۵,۰۰۰ جادوگر از سال ۱۳۸۲
🏰 ۴ خانه فعال: گریفیندور، اسلیترین، هافلپاف، ریونکلاو
📚 اساتید راهنما تو را قدمبهقدم همراهی میکنند
⚡ ماجراجوییهای بیپایان در انتظار توست
🗺 سفر تو در هاگوارتز:
📝یک داستان کوتاه بنویس
🧙شخصیت خودت را بساز
🛒از کوچه دیاگون خرید کن
🎓به یک خانه ملحق شو
همه چیز ساده است! استاد راهنمای اختصاصی تو را در هر قدم کمک میکند
نام: علی نام خانوادگی: بشیر نژاد: دو رگه سن: ۲۲ سال
چوبدستی: چوب درخت بامبو با ریشه پر ققنوس سیاه و ریسه قلب اژدها
جارو: نیمبوس ۲۰۰۰ تقویت شده
پاترونوس: خودم میدونم کسی نمیدونه چون تا حالا اجرا نشده.
ویژگی ظاهری: مردی با ۱۸۰ سانت قد موی مشکی صورتی گرد استایل خوب و زیبا رنگ چشم سبز پوست سفید کلا زیبا و دلربا.
ویژگی های اخلاقی: خب اون مهربونه ولی به شغل پلیس علاقه خاصی داره برای همین همیشه لباس های سبز میپوشه و این دلیل بر دوست داشتن گروه اسلیترین هم هست. بخشنده اس و برای همین ضربه های زیادی خورده از این مهربونی از دود و دم بیزاره از شلوغی و کار های جاسوسی خوشش میاد و احساس مامور مخفی بودن بهش دست میده. دونده خوبیه آمادگی جسمانی خوبی داره و همیشه یه کلت همراهش داره که کسی نمیدونه الکیه یا واقعی.
زندگی نامه: در خانواده پولدار بزرگ شده ولی علاقه شدیدی به لات بودن و بیفرهنگ بودن داره مثلا در دوران بچگیش همیشه بچه ها رو کتک میزده و با شلوار های گشاد یا به اصطلاح تمبون میگشته و کلان عشق اینحورچیزارو داره یه روز در دهکده هاگزمید در حال راه رفتن بوده که چند تا از بچه های اسلیترین رو میبینه که در حال زدن یک بچه هافلپافی بودن اونجا بود که تصمیم گرفت از حق دیگران دفاع کنه و به پلیس بودن روی بیاره، پلیس نیس ولی پلیس بودن رو دوست داره. اخلاق لاتیش تبدیل شد به دفاع از آدمای بی دفاع به نوعی لات بامعرفت و مشتی. اونجا از اون پسردفاع کرد و یک دل سیر کتک کاری کرد. اون گروه اسلیترین رو دوست داشت گروهی که سیاه بود ولی اعتقاد داشت در اوج سیاهی همیشه خورشیدی وجود دارع و اون، اون خورشیده اس.
جایگزین شد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ملانی استانفورد در 1400/10/25 0:42:37
If you are not willing to risk the usual you will have to settle for the ordinary. ~Jim Rohn
نام: رابستن لیسترنج گروه: با افتخار اسلیترین نژاد: اصیل زاده سن: ۲۳ سال چوبدستی: چوب نارون و مغز ریسه قلب اژدها و ۱۴/۵ سانتی متر و کمی انعطاف پذیر(مناسب برای اصیل زاده ها و جادو سیاه) جارو: وات؟ جارو تا جادو هست جارو چیه(البته ناگفته نماند ایشان یک جاروی اذرخش در انباری خانه شأن دارند که داره خاک میخوره) پاترونوس: مار ویژگی ضاهری: برادر رودولف لستررنج هست و جز مرگخوارای بسیار بسیار وفادار لرد سیاه هست و همیشه و همیشه پایبند قوانین سالازار اسلیترین و لرد سیاه بوده هست. وقار ذاتی دارد و در جادوی سیاه هر کسی حریفش نمیشود و مهارت جادویی خود را از مادرش به ارث برده و هوش خوبی دارد و بیشتر مواقع جاه طلب و سرد و با چاشنی غرور هست خلاصه زندگی: در عمارت لسترنج ها به دنیا اومد و فقط چند دقیقه از برادر خود بزرگ تر است از کودکی به جادوی سیاه علاقه داشت و همراه با برادرش، مادر و پدرشان به انها جادوی سیاه یاد میدادند. به هاگوارتز رفت و طبق انتظارش در اسلیترین جای افتاد جز دانش آموزان خوبی بود و هم دوره سوروس اسنیپ بود و به خونه اصلیش افتخار میکرد. بعد از فارغ تحصیل شدن از هاگوارتز، جز اولین نفرها به لرد سیاه پیوست و چند سال بعد، برادرش با بلاتریکی بلک ازدواج و با سقوط لرد سیاه بجای قایم شدن به ازکابان رفت و منتظر لرد سیاه ماند تا برگردد و هرچقدر هم زیر شکنجه قرار میگرفت هیچی از لرد سیاه را فاش نمیکند چون میدانست لرد کسی هست که قرار است دنیای خیلی زیبایی را ارمغان بیاورد حتی برایش مهم نبود در ان راه بمیرد و از خصوصیات او میتوان گفت کار تکی را بیشتر ترجیح میدهد، لرد سیاه همیشه ماموریت های محرمانه را به او میداد، ازار دادن مشنگ ها را دوست دارد و محل زندگی او در جایی نزدیک عمارت لرد سیاه هست و به شدت از پاتر بدش میاد و در دوران مدرسه اش دروازه بان تیم اسلیترین بوده و چندین بار هم ماگل زاده ها را شکنجه داده(در مدرسه و نه با کروشیو) و از وزارت جادو متنفره لطفا در اولین فرصت برگرد و غلط های املایی و تایپی متنت رو تصحیح کن. ترجیح میدم بخاطر یکم بی دقتی معطلت نکنم.
تایید شد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ملانی استانفورد در 1400/10/25 0:35:44
نام : لوسی هارست گروه :گریفیندور نژاد :اصیل زاده سن : 13 سال چوبدستی : چوب درخت سرخدار، پر پرستو، سی و دو سانتی متر جارو : نیمبوس 2001 پاترونوس :گرگ ویژگی های ظاهری و اخلاقی: پوست روشن، مو های قهوه ای و فر فری، به شدت بسیار مهربان و خوش برخورد و فداکار
زندگی خلاصه : لوسی، از پدر و مادری جادوگر در امریکا متولد شده است و در سن 11 سالگی به هاگوارتز رفته
لوسی از وقتی به هاگوارتز رفته صمیمیت خاصی بین ان و پرفسور مک گونگال ایجاد شده و در تغییر شکل مهارت خاصی دارد لوسی نفرت خاصی نسبت به ولدمورت و گروه اسلیترین و سالازار اسلیترین دارد و همیشه احترام خاصی برای محفل
ققنوس و اعضای آن قائل بود.
باز هم تاکید میکنم، لطفا اصلا و ابدا چه تو معرفی شخصیت چه داستانهایی که در آینده میخوای بفرستی، از کسی چیزی کپی نکن. حتی اگه در حد یک جمله هم باشه درست نیست. سعی کن با توجه به توانایی و خلاقیت خودت بنویسی. بنابراین لطفا دیگه تکرار نشه.
تایید نشد.
+ لطفا به پیامشخصیای که برات ارسال شده مراجعه کن.
نام : راویس ولتوری گروه : گریفیندور ملیت:کره ای نژاد : اصیل زاده سن : 18 چوبدستی : چوب درخت سرخدار، هسته ریسه ی قلب اژدها ، 25 سانتیمتر جارو : نیمبوس 2001 پاترونوس : گرگ ویژگی های ظاهری و اخلاقی: پوست گندمی، مو های مشکی مش شده پسرونه، به شدت مغرور و جدی و کمی مهربون زود عصبی میشم و خیلی باهوش خلاصه زندگی:تمام زندگیم دنبال مطالعه بودم پدرم خیلی حساس بود و خب چون یه اصیل بود و شغل بلند بالایی در اداره جادو داشت نمیخاست تک دخترش کم بیاره همیشه منو قوی و شجاع بار اورد و منو اموزش داد.حالا نامه هاگوارتز برام اومده و قراره برای اولین بار دور از خانواده باشم و دوستانی داشته باشم و این خیلی هیجان انگیزه.
به دو دلیل نمیتونی تایید بشی. اول این که گروهت اسلیترین مشخص شده نه گریفیندور، دوم این که شخصیتهای ساختگی تایید نمیشن. لطفا یه شخصیت گرفته نشده از لیست شخصیتها انتخاب کن که یا گروهش مشخص نشده باشه (لیست اول) یا گروهش اسلیترین باشه(لیست دوم بخش اسلیترین) و دوباره برای معرفی شخصیت برگرد.
نام : مارتین کاپلستون گروه : هاپلپاف نژاد : اصیل زاده سن : 14 چوبدستی : چوب درخت سرخدار، پرققنوس، سی سانتیمتر، انعطاف پذیری جارو : نیمبوس 2000 پاترونوس : عقاب ویژگی های ظاهری و اخلاقی: پوست روشن، مو های قهوه ای و کوتاه، به شدت بسیار مهربان و خوش برخورد اما جدی در انجام کار ها به همه کمک میکنه زندگی خلاصه : مارتین کاپلستون، از پدرو مادری جادوگر در سوئیس متولد شده است و در سن 11 سالگی به هاگوارتز رفته و هنوز دانش اموز هاگوارتز هست ماترین در تمام چهار سال تحصیلی خود با پرفسور اسپروات صمیمیت خاصی داشته مارتین نفرت خاصی نسبت به ولدمورت و گروه اسلیترین و سالازار اسلیترین دارد و همیشه احترام خاصی برای محفل ققنوس و اعضای آن قائل بود. از ویژگی های مارتین احساس مسئولیت اوست، تمام مسئولیت ها و کار هایی که به او محول می شود را در کمترین زمان با بهترین نتیجه به اتمام می رساند. شاگرد بسیار درس خوانی بود مارتین کارگروهی را بیشتر می پسندد و همیشه برای انجام کارها کوتاه ترین راه را انتخاب می کند. مارتین علاقه زیادی به کوویدیچ ندارد مارتین یک دختری زیبا است که مهربان و گاهی اوقات بسیار خشن است
تایید شد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ima756744@gmail.com در 1400/10/13 11:27:41 ویرایش شده توسط لینی وارنر در 1400/10/13 13:15:57
من کسی نیستم که حضورمو به کسانی که برای من اهمیتی قائل نیستن تحمیل کنم.
سلام 🖐🏻 من واقعا نمدونم اینجا چخبره🤔🙃 ولی خب معرفی ک ضرری نداره
اسمم مجتبیِ فامیلیمو نمیگم
شخصیت:پررو قرنیه مشکی قلدر چارشونه کشتی راه میرم زیگزاگی عشقی و بقیه داستانم ک خودت میدونی
علاقه: کلا ب چیزای عجیب و غیر عادی و ماوالطبیعی علاقه دارم- از شنبه قراره تمرینای تلهکینزی،بیوکینزی،سفرهای روحی رو شروع کنم ولی هی نمیشه... البته مدیتیشن روزانه بصورت پراکنده انجام میدم و نمازهم میخونم ولی مذهبی افراطی نیستم.
خب!
حالاچی؟؟
برای ورود به ایفای نقش لطفا مراحل زیر رو به ترتیب طی کن:
خصوصیات ظاهری:هیکل خوب، موها ی مشکی،، پوست نسبتا سفید، در نگاه اول جذاب اما بی روح
خصوصیات اخلاقی: قدرت طلب،قوی و شجاع، باهوش، مهربانی اش را به هر کسی نشان نمیدهد، با همه صمیمی نیست، با اعتماد به نفس و عزت نفس، چالش پذیر و همبشه میخواهد بهترین خودش باشه شناسه نمایشی آستوریا گرینگرس محل زندگی هاگوارتز، کانادا منطقهی زمانی (GMT+3:30) تهران شغل دانش اموز هاگوارتز
سلام. برای ورود به ایفای نقش لطفا مراحل زیر رو به ترتیب زیر طی کن و هروقت نوبتش رسید دوباره برای معرفی شخصیت برگرد.
کلاهی به درازی نام خویشتن خویش بر سر نهاده و عصایی کوتاه تر از موی خویش به کف همی دارم و از پوشیدن رداهای جادوانه پرهیز نموده و در این راستا کتی بر تن و شلواری به پای دارم و در جمله اوقات، اینجانب را به همراه آن دنگ می بینند که لرد تاریکی او را دینگ نامید و یا حتی بالعکس و وا مصیبتا که هیهات!
行為
بزرگان جمله در کار خویش مانده و هنوز خود نشناخته اند، لکن ما از بزرگان نبوده و از لادیسلاوان روزگاریم و از این باب می توانیم بگوییم که از دنگ یا دینگ و یا حتی همانطور که اغلب اوقات خطابش می کنیم؛ جیرجیرکِ منحوسِ جاستین بیبیر صفت! متنفر می باشیم و آرزویمان له شدگی جنابش نه در زیر کفش یا پا که زیر دفتر نقاشی اینجانب است! همانگونه که عرض نمودم این جانب دفتری نقاشی داشته و سیارکی نیز داریم و در آن سیارک که به طور کل از لانه ماکیان نیز کوچکتر است نمی دانیم از کجایش گرد و خاک به هم می رسد و این جانب آنچنان متحیر گاها گاه، از سویی به سوی دیگرش می شتافم که ریزگرد دانی اش را یافته، رویش نشسته و نفسی غیرخاکی کشم که وا حسرتا و هاق هاقا ز اشک و آه و فغان!
防禦盾
گنجشکی است که آن را گنگیشک خطاب می نمایند و روزگاری پیش از آن که بخواهیم کنفسیوس ثانی شویم، آلباتروسی بود بس عریض و طویل و در کادر تصاویر جا نشده و منفور من حیث المجموع!
پ.ن: با خویش بگفتیم که خویشتن بگشاییم، شاید بر سرمان زد و رسالتی بر این سرای روای داشتیم.
تایید شد، خوش برگشتین!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط گابریل دلاکور در 1400/9/22 0:16:47
بخاطر اینکه شخصیتی که میخواستمو ندادین کوتاه نوشتم و ناراحتم از دستتون که چرا هریو لینک دارش نکردین کلی برای نوشتنش زحمت کشیده بودم
معرفی شخصیتت خیلی کوتاهه، خصوصا که شخصیت انتخابیت معروفه و اطلاعات زیادی دربارهش داریم. تا زمانی که به اندازه کافی در موردش ننویسی نمیتونیم تاییدت کنیم. باز هم بابت شخصیت هری پاتر ازت عذر میخوام، ولی راستش ما هم ناراحت شدیم که از ویکیپدیا کپی کردی ولی ادعایی خلاف حقیقت کردی. تایید نشد.
ظاهر به گفته کتابها و افرادی که با هری برخورد میکنند، ظاهر هری بسیار شبیه پدرش است (به ویژه صورت، دهان و ابرویش) البته چشمانش شبیه مادرش است و موهایش نیز همانند پدرش نامرتب و در قسمت عقب کمی برجستهاست. از طرفی چشمان هری همانند مادرش به رنگ سبز فندقی است. دارای بدن ظریف و لاغری است. وی زخمی به شکل صاعقه در روی پیشانی و بالای چشم راست خود دارد که یادگار زمانی است که ولدمورت در کودکی به قتل وی اقدام کرد. این ظاهر، با عینکی با قاب کاملاً گرد که از چند جا شکستهاست و هری آن را همیشه به چشم میزند کامل میشود.
چوب دستی: درخت یاس کبود سیو شیش سانتی متر. ابر چوبدستی قدرتمندترین وسیله در تمام اعصار بود، روایت شدهاست که مرگ این چوبدستی را با چوب درخت یاس کبود نا درست کردهاست و از هفت مغز نیز استفاده کردهاست : پر ققنوس، موی تک شاخ، ریسه قلب اژدها، پر شیردال، موی پریزاد، ریسه قلب تسترال، خون مرگ
نام چوب دستی الدرواند . چوب دستی سرنوشت . چوپ دست کهن
گروه : گریفیندور محفل ققنوس ارتش هری پاتر
پاترونوس : گوزن شاخ دار
شخصیتی هری: پسری که شیر دله
علایق و توانمندیها سرگرمی شماره ۱ و محبوب هری، ورزش جادویی کوییدیچ است. هری در این بازی استعداد خاصی دارد که به نظر میرسد آن را از پدرش به ارث برده باشد. همچنین درس مورد علاقه او در مدرسه، دفاع در برابر جادوی سیاه است، تنها درسی که وی در امتحانات سمج آن، نمره «عالی» کسب میکند. تواناییهای او در این درس از کتاب اول شکل میگیرد، با این وجود از کتاب سوم این توانایی رو به گسترش میگذارد بدین ترتیب که هری در سال سال سوم موفق به ساخت یک سپر مدافع (جادویی بسیار دشوار که حتی بسیاری از جادوگران بزرگسال نیز قادر به انجام آن نیستند) میگردد و در سال چهارم، برای شرکت در مسابقات دشوار سه جادوگر، طلسمهای دفاعی بسیاری را با کمک هرمیون فرا میگیرد و در انتها، در دوئلی با ولدمورت موفق میشود از دست وی فرار کند. این توانایی به حدی میرسد که در سال پنجم هری اقدام به تشکیل گروهی به نام ارتش دامبلدور مینماید و این جادوهای دفاعی را به دیگر دانشآموزان مدرسه آموزش میدهد. توانایی ویژه دیگر هری پاتر مار زبانی است بدین صورت که وی میتواند به زبان مارها سخن گوید. (البته این توانایی به دلیل ورود قسمتی از روح ولدمورت به بدنش شکل گرفته و در کتاب هفتم، پس از نابود شدن این قسمت از روح ولدمورت، هری این توانایی را از دست میدهد. همچنین به گفته رولینگ کتاب مورد علاقه هری کوییدیچ در گذر زمان نوشته کنیل ورتی ویسیپ است، کتابی که در واقع خود رولینگ برای کمک به مؤسسه کمیک ریلیف آن را نوشت.
متاسفانه این شخصیت به کسی واگذار نمیشه. لطفا شخصیت دیگهای رو از توی لیست شخصیتها انتخاب و معرفی کن. تایید نشد.