فن فیکشن (فن فیک، داستان پردازی طرفداران. به انگلیسی: Fan fiction)، داستان هایی تخیّلی که توسّط طرفداران یک کتاب، مجموعۀ تلویزیونی، فیلم یا گروه موسیقی نگاشته میشوند. نویسندگان این داستانها با الهام از شخصیتها و ساختار داستانهای نویسندگان اصلی، حکایت جدیدی را در قالبی نو پیریزی میکنند. این مجموعهها معمولاً بطور رسمی منتشر نمیشوند و در ابتدا تنها در مجلّات طرفداران جای میگرفتند. امّا امروزه همچون دیگر فعّالیتهای هواداران به سادگی قابل دستیابی در اینترنت اند.
فن فیکشن نویسی هری پاتر محبوب ترین نوع هواداری آنلاین و قلم محور طی یک دهه اخیر به شمار می رود. علیرغم پایان انتشار مجموعه کتاب های هری پاتر در سال ۲۰۰۷، طرفداران دنیای خیالی جی.کی.رولینگ همچنان با شوق خاصی به این نوع از فعالیت ادامه می دهند. طی تاریخ هفده ساله سایت، فن فیکشن نویسی همواره از فعالیت های پرطرفدار میان اعضا بوده است. دوران اوج فن فیکشن نویسی هری پاتر در سایت ما مربوط به پیش از انتشار کتاب های ششم و هفتم بود که از طریق مولفه هایی همچون خیال پردازی، خلاقیت و دقت، اعضا را با شوق خاصی به سوی پیش بینی قلم محور پایان هری پاتر سوق می داد.
🦉 آقا/خانم عزیز [جادوگر]
با افتخار اعلام میداریم که به مدرسه جادوگری هاگوارتز پذیرفته شدهاید
شخصیت جادویی خودت را بساز، به یکی از چهار خانه ملحق شو، در کلاسها شرکت کن، کوییدیچ بازی کن و ماجراجوییهای خودت را بنویس.
✨ بیش از ۱۵,۰۰۰ جادوگر از سال ۱۳۸۲
🏰 ۴ خانه فعال: گریفیندور، اسلیترین، هافلپاف، ریونکلاو
📚 اساتید راهنما تو را قدمبهقدم همراهی میکنند
⚡ ماجراجوییهای بیپایان در انتظار توست
🗺 سفر تو در هاگوارتز:
📝یک داستان کوتاه بنویس
🧙شخصیت خودت را بساز
🛒از کوچه دیاگون خرید کن
🎓به یک خانه ملحق شو
همه چیز ساده است! استاد راهنمای اختصاصی تو را در هر قدم کمک میکند
سلام... یادتونه چند وقت پیش گفته بودید یچیزی بذارین برای افرادی از جبههها که مثلا محفلیا خلافکار بازی در بیارن مرگخوار ها مهربون و ادم خوبه بشن؟
من میگم بجای این، بیاین جاهایی بذارین که مثلا هر کس بر خلاف شخصیتش بنویسه و به اصطلاح دنیای موازی(!) بذارین. جایی که خیلی تاثیر روی شخصیت نداشته باشه. مثلا لورا اونجا هی همه چیز رو نخوره و تازه بعضی غذا ها رو هم بگه من نمیخورم و اینا. یا حتی برای سبک نوشتن رو هم میشه اینکار رو کرد.
و آره دیگه. تموم شد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
فرق بین سفیدی و سیاهی فرق بین وقتیه که تو بین خودت و دیگران، ده نفر و صد نفر و غیره انتخاب میکنی. هرکدوم از این انتخاب ها یک لحظه و زندگی تو مجموعه ای از این لحظاته. هر انتخاب یک نتیجه داره و هر نتیجه یک انتخاب رو به همراه داره. پارادوکس عجیبیه ولی واقعیته. گاهی برای یک انتخاب سفید یک انتخاب سیاه لازم هست و گاهی برای یک انتخاب سیاه به یک انتخاب سفید احتیاج میشه.
در راستای نظر هیبرنیوس که گفت در مورد شخصیت ها حرف نمیزنیم، من یک پیشنهاد داشتم. میتونیم یچیزی تو مایه های صندلی داغ داشته باشیم ( یا مثلاً میشه از تایپ خورندگان معجون راستی استفاده کرد حتی) که بیایم و حالا با روش های مختلف، چه رول نویسی، چه غیر رول نویسی و در حالت گفت و گو، درمورد شخصیتمون توضیح بدیم تا موقع رول نویسی ها کیفیت حضور یک شخصیت با حضورش در نوشته های همون فرد هماهنگ باشه و مشکلی پیش نیاد. و خب لازمه ی این هماهنگی اینه که در مواردی که در مورد یک شخصیت اطلاع نداریم، نظری ندیم که نشه جمعش کرد. بعضی خصوصیات شخصیتها، از رول های بقیه میاد که باعث میشه تا یک حدی از خود اصلی شخصیت دور بشه.
اول از همه، آفرین که هیبرنیوس رو درست تلفظ میکنی. جایزه چی بدم؟ شکلات یا عروسک؟ دوماً، راستش من فکر میکنم صندلی داغ هم چیزی رو درست نمیکنه. بقیه مشارکت نمیکنن! اونایی که ذاتا شخصیت ایفاشون از رولینگ و خود هری پاتر نشئت میگیره، چنین نیازی در خودشون نمیدونن و اصلا علاقهای به شناخت بقیه ندارن گاهی. به نظر من هماهنگی باید پنهان و در درون چالش ها یا ایونت ها باشه! مثلا خود کوئیدیچ یه مثال خیلی خوب برای شناخت بیشتر شخصیت هاست. نه بخاطر رول هایی که صورت میگیره، بلکه بخاطر اینکه گروه های چهار نفرهای به وجود میاد و شما برای حضور در اون گروه، حتما باید اعضای گروه خودت رو به خوبی بشناسی، از طرفی اعضای رقیب رو هم بشناسی تا بتونی درموردشون خوب و منطقی بنویسی. یه پیوندی هم ناخودآگاه بین طرفین شکل میگیره، نوشتن رو سرگرم کننده تر میکنه و اعضا رفته رفته رابطهشون بهتر میشه! حالا توی جنگ هم همچون گروه هایی توی ابعاد بزرگتر شکل گرفته، اما چون خیلی گسترده تره و صرفا هیچکس حوصله نمیکنه با دقت برای هر کرکتر وقت بذاره، این اتفاق نمیوفته. ما برای شناخت همدیگه نیاز داریم حرف بزنیم اما چجوری باید اینکارو بکنیم؟ صندلی داغ ایدهی خوبیه اما عام پسند نیست، پس بهترین راهش ایونت هاییه که منجر به شناخت بیشتر اعضا میشه. به تازه وارد ها هم کمک میکنه که با بقیه بیشتر خو بگیرن و احساس غریبی نکنن.
سیریوس!
چه وزیر خوب و مسئولیت پذیری! شما به عنوان جایزه چی میخوای؟ بلیط رایگان سیرکِ عجایب بدم خدمتتون؟
نقل قول:
من تا جایی که یادمه یه موجوداتی شبیه زامپی توی بازی Hogwarts Legacy بودن. طلسم اینفرنو هم بیشترین اثر رو روشون میذاشت. اصلا من میگم نه تنها زامبی بلکه اصلا هرموجودی که فکرشو بکنی و توی جهان جادویی هری پاتر قابل تصوره رو میتونیم ازش استفاده کنیم و به فعالیت هامون تنوع بدیم. با حرفهایی که زدی موافقم. من خودمم متعقدم وقتی تمرکز فقط روی تقابل دوجبهه باشه، نه تنها خیلی خوب نیست، بلکه آسیب هایی هم داره. مسائل طنز و جدی زیادی هستن که میتونن باعث کنارهم قرار گرفتن این دو جبهه بشن و اتفاقات جالب زیادی رو بوجود بیارن. البته باید در نهایت به این توجه کنیم که دو جبهه طبق ایفای نقش باید در مقابل هم نقش ایفا کنند. اما نه به این معنا که این ایفای نقش باید تماما معطوف به تقابل با تمام قدرت باشه.
شهربازی فکر کنم توی لندن داشتیم. نداشتیم؟ دقیق یادم نیست.
بله همینطوره، در رابطه با شهر بازی لندن هم اطلاعی ندارم و همین خودش ثابت میکنه که بود و نبود اون شهربازی، آنچنان فرقی هم نکرده! میدونین چرا؟ چون الان ما حتی شهربازی هم داشته باشیم، وقتی قرار باشه زیر تاپیکای معروف و قابل توجه محو بشه و از یاد بره که دیگه به درد نمیخوره. باید یه چیزی جذابش کنه، یه چیزی که همه رو به سمت اون شهربازی سوق بده! باید یه ایدهی ناب داشته باشه، اما خب فقط همین نیست! میدونن به چی فکر میکردم؟ این قابل توجه شدن و معروف شدن، به یچیز خیلی مهمتر هم نیاز داره. مشکلی که ما خیلی هامون توی تاپیک های ادامه دار داریم. ما خیلی طولانی مینویسیم. ما میایم یه تومار مینویسیم میفرستیم انگار داریم برا یه تاپیک تک پستی مطلب مینویسیم! خواننده بعدی ممکنه حوصلهش نکشه، ممکنه ادامه دادن براش سخت بشه یا حتی اینجوری براش جا بیوفته که باید مثل بقیه طولانی بنویسه. کسایی که نتونن اینکارو بکنن، که کلا بیخیال میشن. بقیه هم حالا به نحوی حوصلشون سر میره! به نظر من حتی یکی از دلایلی که این روزا تاپیک های تک پستی طرفدار بیشتری داره همینه.
از طرفی، ما موضوع این تاپیک ها رو خیلی طولانی میکنیم، انگار که سوژه هیچوقت نباید پایان پیدا کنه! اما به نظرم قشنگترش اینه که بعد از یه مدتی تموم بشه و سوژه های جدید با آدم های جدید بهش اضافه بشن، تا اون آدم های قبلی هم که توی سوژه های قبلی بودن از بین برن. ما الان تاپیک های زیادی داریم که اصلا سوژهشون معلوم نیست چیه، معلوم هم باشه، شخصیتاش دیگه توی جادوگران حضور ندارن! چجوری میشه درمورد آدمایی نوشت که نه دیگه حضور دارن، نه تازه وارد ها چیزی درموردشون میدونن؟
نقل قول:
بخشی که در مورد دانشگاه زدن و تاریخ نوشتن رو گفتی یکمی متوجه نشدم.
چرا دانشگاه نمیتونه یه سوژه باشه؟ ببینین، دنیای ماگلی پیشرفت میکنه اما ما جادوگران رو ثابت نگه داشتیم! به نظرم میتونه یه تاپیک باشه، یا حتی یه ایونت! که یه دانشگاه به تازگی تاسیس شده و به جادوگرای قدیمی که توی هاکوارتز درس خوندن و الان دیپلم دارن، جادوی معاصر یاد میده! به هرحال علم درحال پیشرفته و آدما نیاز دارن که علمشون رو به روز کنن. میتونه خیلی جالب باشه که همه استاد های هاگوارتز یا حتی بقیه، توی یه کلاس پشت میز بشینن و باهم درس بخونن! هم تک پستی میشه در آورد از توش، هم ادامه دار. تاریخ هم همینطوریه، من خیلی از موزهی جادوگران خوشم میاد اما خب به نظرم خیلی خالی مونده. ما میتونیم یه تاپیک داشته باشیم که دقیقا مثل یه کتاب عمل کنه! مثل تاریخ گزیده! و یچیزی که هست، اینه که شما دست بقیه رو آزاد نمیذارین. ما میتونیم یه تاپیک تاریخ نویسی آزاد داشته باشیم که هرکی به تاریخ جادوگران علاقه داره، مثلا بره بگرده و سرچ کنه و خودش یه داستان از توی اتفاقاتی که قبلا توی سایت رخ دادن بنویسه و به فرم یه پست تکی دربیاره بفرسته! یا حتی میتونه به جای سایت، از خودش تاریخ بنویسه و سلسله بسازه! خیلی سرگرم کنندهس. در کل اینها فقط ایدهن، من خودم انجام نمیدم و ترجیح میدم فقط ایده پرداز باشم چون اول از همه میترسم دیگران خوششون نیاد و اصلا نگیره! دوما که باز هم میگم، من یه ایده منسجم ندارم و درواقع ایده های من ناقصه. نیازه به همفکری بیشتر، تا کامل تر بشه و بعدش قابل اجرا باشه!
اما در هرکجا و در هر ایدهای نیاز به کمک داشتین، میدونین که حتی سرم هم شلوغ باشه سعی میکنم حضور داشته باشم و به جناب وزیر و بقیه کمک کنم تا دست تنها نباشن! پس لطفاً احساس غریبی نکنین، اینجوری نیست که ما نخوایم کمک کنیم بهتون. ما فقط نمیدونیم چجوری کمک کنیم یا همراهتون آستین بالا بزنیم! حالا من جمع بستم ولی شایدم فقط کن اینجوریم..
در رابطه با وعدهای که مدیران سایت دادن هم، امیدوارم له عمر ما قد بده و منم بتونم ببینمش!
با تشکر از اینکه افکار درهم برهم منو نادیده نگرفتین!
هیبرنیوس مالکولم نوشته: من همینجوری میخوام بگم که خودمو خالی کنم!
چرا ما زامبی نداریم؟ الان هم جادوگر هست، هم خون آشام هم گرگینه. اما زامبی نداریم!!! و همین امر باعث جنگ و خونریزیه دیگه. ما زامبیای نداریم که بهمون حمله کنه و باعث اتحاد روشنایی و تاریکی بشه! دو نفر رو توی یه اتاق گیر بندازه و مجبورشون کنه باهم حرف بزنن تا بیشتر با شخصیت های همدیگه آشنا بشن و ارتباط قوی تری بین اعضا شکل بگیره! ما نه زامبی داریم و نه حرف میزنیم، ما فقط داریم حمله میکنیم و قدرت ثابت میکنیم! ما داریم سعی میکنیم قوی تر، بهتر و برتر باشیم درحالیکه چیزای خیلی جالبتری هم وجود داره. اصلا فرض کنیم زامبی ها وجود نداشته باشن، ما حتی شهربازی هم نداریم! شهربازیای که با جادو و طلسم پر شده و کلبه وحشتش به یه دنیای موازی وصله، نفرینی که همه رو به اون دنیا میکشه. دنیای موازی ای که میتونه دنیای رویاها باشه! دنیای شکلات و آبنبات لیمویی باشه! در اخر، ما گروهی رول میزنیم، برای روشنایی یا تاریکی تلاش میکنیم درحالیکه هیچ اتحاد جدیای بین اعضای تاریکی یا روشنایی وجود نداره. ما راجع به بقیه مینویسیم درحالیکه هنوز نمیدونیم چه ویژگی های درونشون نهفته شده و چجوری باید درموردشون بنویسیم! نیکلاس گفت چرا چیزی به جز محفل و مرگخوار نداریم، و من میخوام بگم چرا باید خودمونو با عنوان های محفل و مرگخوار از هم جدا کنیم درحالیکه ما میتونیم به چیز واحد به نام جادوگر باشیم در مقابل ویروس، ماگل، زامبی یا حتی کرهی زمینی که بر علیه ما شده؟ چرا به مریخ و ماه سفر نمیکنیم و با فضایی ها نمیجنگیم؟ چرا فقط روی عناوین تاکید میکنیم و توی چهارچوب ها باقی میمونیم؟ ما توی زمین موندیم و باهم میجنگیم درحالی که میتونیم دانشگاه بزنیم و پیشرفت کنیم، تاریخ بنویسیم و چالش های قشنگتری برگزار کنیم. میتونیم جادو آموختهی هاگوارتز رو تبدیل به جادواموختهی آکسفورد دنیای جادوگری کنیم!
در کل که، من آنچنان ایدهی متمرکزی ندارم. فقط سعی کردم افکارمو خالی کنم...
هیچ چیزی به اندازه اینکه آدم خودشو خالی کنه کیف نمیده.
وقتی نیکلاس ایدهشو مطرح کرد و جای دیگری هم بیشتر بسطش داده بود، من بهش گفتم که ایده خیلی قشنگی داری و من واقعا ازش لذت بردم. حتی گفتم که وزارتخونه در کنار بقیه انجمن ها، میتونه بستر خوبی برای پیاده سازی چنین ایدهای باشه. فعلا که ازش خبری نشده، اما امیدوارم بیاد و بتونیم حرکتایی در راستای ایدههاش بزنیم. اما خب شخصا تنهایی نمیتونم همه ایدههارو پیگیری کنم و تنهایی اجراشون کنم. همه باید دست به دست هم بدیم.
من تا جایی که یادمه یه موجوداتی شبیه زامپی توی بازی Hogwarts Legacy بودن. طلسم اینفرنو هم بیشترین اثر رو روشون میذاشت. اصلا من میگم نه تنها زامبی بلکه اصلا هرموجودی که فکرشو بکنی و توی جهان جادویی هری پاتر قابل تصوره رو میتونیم ازش استفاده کنیم و به فعالیت هامون تنوع بدیم. با حرفهایی که زدی موافقم. من خودمم متعقدم وقتی تمرکز فقط روی تقابل دوجبهه باشه، نه تنها خیلی خوب نیست، بلکه آسیب هایی هم داره. مسائل طنز و جدی زیادی هستن که میتونن باعث کنارهم قرار گرفتن این دو جبهه بشن و اتفاقات جالب زیادی رو بوجود بیارن. البته باید در نهایت به این توجه کنیم که دو جبهه طبق ایفای نقش باید در مقابل هم نقش ایفا کنند. اما نه به این معنا که این ایفای نقش باید تماما معطوف به تقابل با تمام قدرت باشه.
شهربازی فکر کنم توی لندن داشتیم. نداشتیم؟ دقیق یادم نیست.
منظورت از اتحاد جبهه ها رو کامل نفهمیدم اما بنظرم باید همیشه نکاتی رو درنظر گرفت. مثلا اینکه باید حواسمون باشه که ایفای نقش درون سایت، باعث اختلاف واقعی بین اعضا نشه. البته گاهی چنین اتفاقاتی ممکنه بیوفته اما بزرگترها باید سعی کنن با دست و ماچ و بوسه حلش کنن. به هرحال دور هم اومدیم از اوقاتمون لذت ببریم و دوستی حقیقی ایجاد کنیم. یعنی در پس پرده جبهه ها و ایفا، واقعا همگی باید احساس دوستی و مروت باهم داشته باشیم. در حالت های خاصی مثل همین ایده هایی هم که گفتی میشه اتحادهایی ایجاد کرد دیگه. مثل یک رویدادی چیزی با حضور زامبی ها و ... که باعث این قضیه بشه.
یک نکته جالبی اشاره کردی که باید به طرق مختلفی پیشرفت داخلش اتفاق بیوفته. اینکه گفتی ما واقعا چقدر بخوبی شخصیت های ایفایی همو میشناسیم و چطور میتونیم دقیق تر بشناسیمش؟ بنظرم پیشرفت و توسعه پروفایل اعضا و گسترده شدن امکانات فنی سایت میتونه به این قضیه کمک کنه. مثلا فرض کن شما وارد پروفایل یک شخصی بشی و به صورت طبقه بندی شده و کاملا تصویری و خوشگل، بتونی اطلاعات خیلی خوبی از شخصیتش و ویژگیهاش کسب کنی. حتی توی اون پروفایل، آیتم ها و ویژگی های خاصی مثل انیماگوس بودن و ... حضور داشته باشه. مثل همین گالیون و جارو که به تازگی اضافه شده. البته مدیران عزیز نوید چنین چیزی رو قبلا بهمون دادن. پس همگی امیدوارم به این تغییرات خفن هستیم.
بخشی که در مورد دانشگاه زدن و تاریخ نوشتن رو گفتی یکمی متوجه نشدم.
در کل من اومدم جواب بدم چون بنظرم هم ایدههات حرفی از وحدت و همدلی توش بود که همیشه مورد پسند منه و قشنگه و هم نوین و زیبا بودن که بخش قابل توجهی ازشون بعد از کار کردن روشون و پرداختن بهشون، قابل اجرا هستن. ولی خب نکتهش اینه که خودت باید پیگیرش باشی و بخوای که اجرا بشن. منم هرچی در توانم باشه کمک میکنم.
مخلصم. پانمدی.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
We've all got both light and dark inside us. What matters is the part we choose to act on...that's who we really are
سلام! در راستای نظر هیبرنیوس که گفت در مورد شخصیت ها حرف نمیزنیم، من یک پیشنهاد داشتم. میتونیم یچیزی تو مایه های صندلی داغ داشته باشیم ( یا مثلاً میشه از تایپ خورندگان معجون راستی استفاده کرد حتی) که بیایم و حالا با روش های مختلف، چه رول نویسی، چه غیر رول نویسی و در حالت گفت و گو، درمورد شخصیتمون توضیح بدیم تا موقع رول نویسی ها کیفیت حضور یک شخصیت با حضورش در نوشته های همون فرد هماهنگ باشه و مشکلی پیش نیاد. و خب لازمه ی این هماهنگی اینه که در مواردی که در مورد یک شخصیت اطلاع نداریم، نظری ندیم که نشه جمعش کرد. بعضی خصوصیات شخصیتها، از رول های بقیه میاد که باعث میشه تا یک حدی از خود اصلی شخصیت دور بشه.
همین دیگه تموم شد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
فرق بین سفیدی و سیاهی فرق بین وقتیه که تو بین خودت و دیگران، ده نفر و صد نفر و غیره انتخاب میکنی. هرکدوم از این انتخاب ها یک لحظه و زندگی تو مجموعه ای از این لحظاته. هر انتخاب یک نتیجه داره و هر نتیجه یک انتخاب رو به همراه داره. پارادوکس عجیبیه ولی واقعیته. گاهی برای یک انتخاب سفید یک انتخاب سیاه لازم هست و گاهی برای یک انتخاب سیاه به یک انتخاب سفید احتیاج میشه.
چرا ما زامبی نداریم؟ الان هم جادوگر هست، هم خون آشام هم گرگینه. اما زامبی نداریم!!! و همین امر باعث جنگ و خونریزیه دیگه. ما زامبیای نداریم که بهمون حمله کنه و باعث اتحاد روشنایی و تاریکی بشه! دو نفر رو توی یه اتاق گیر بندازه و مجبورشون کنه باهم حرف بزنن تا بیشتر با شخصیت های همدیگه آشنا بشن و ارتباط قوی تری بین اعضا شکل بگیره! ما نه زامبی داریم و نه حرف میزنیم، ما فقط داریم حمله میکنیم و قدرت ثابت میکنیم! ما داریم سعی میکنیم قوی تر، بهتر و برتر باشیم درحالیکه چیزای خیلی جالبتری هم وجود داره. اصلا فرض کنیم زامبی ها وجود نداشته باشن، ما حتی شهربازی هم نداریم! شهربازیای که با جادو و طلسم پر شده و کلبه وحشتش به یه دنیای موازی وصله، نفرینی که همه رو به اون دنیا میکشه. دنیای موازی ای که میتونه دنیای رویاها باشه! دنیای شکلات و آبنبات لیمویی باشه! در اخر، ما گروهی رول میزنیم، برای روشنایی یا تاریکی تلاش میکنیم درحالیکه هیچ اتحاد جدیای بین اعضای تاریکی یا روشنایی وجود نداره. ما راجع به بقیه مینویسیم درحالیکه هنوز نمیدونیم چه ویژگی های درونشون نهفته شده و چجوری باید درموردشون بنویسیم! نیکلاس گفت چرا چیزی به جز محفل و مرگخوار نداریم، و من میخوام بگم چرا باید خودمونو با عنوان های محفل و مرگخوار از هم جدا کنیم درحالیکه ما میتونیم به چیز واحد به نام جادوگر باشیم در مقابل ویروس، ماگل، زامبی یا حتی کرهی زمینی که بر علیه ما شده؟ چرا به مریخ و ماه سفر نمیکنیم و با فضایی ها نمیجنگیم؟ چرا فقط روی عناوین تاکید میکنیم و توی چهارچوب ها باقی میمونیم؟ ما توی زمین موندیم و باهم میجنگیم درحالی که میتونیم دانشگاه بزنیم و پیشرفت کنیم، تاریخ بنویسیم و چالش های قشنگتری برگزار کنیم. میتونیم جادو آموختهی هاگوارتز رو تبدیل به جادواموختهی آکسفورد دنیای جادوگری کنیم!
در کل که، من آنچنان ایدهی متمرکزی ندارم. فقط سعی کردم افکارمو خالی کنم...
تو این مدتی که گذاشته بودیم برای این قضیه، افرادی لطف کردن و پیام دادن و دوست داشتن که کمک کنن. ولی خب همونطور که قبلا گفتم، من تایم جمع شدنمون رو اینجا میگم تا اگه کسی ندیده بود و دوست داشت که شرکت کنه، بیاد و به جمعمون اضافه بشه.
تایمی که من مد نظر دارم، دوشنبه، 11/8 ساعت 6 هست. اگه با این تایم مشکل دارین حتما یه جغد بفرستین برام تا تغییرش بدم.
همین دیگه! می بینمتون.
پ.ن 1: اگه سرور دیسکورد جادوگران رو ندارین بهم اطلاع بدین. پ.ن 2: اگه با دیسکورد هم مشکلی دارین و پلتفرم دیگه ای مد نظرتونه، بهم بگین. مهم اینه که بتونیم حرف بزنیم توش. جاش زیاد مهم نیست.
نیکلاس فلامل نوشته: سلام. آیا شما هم دوست دارین اگه عضو محفل هستین بعضی وقت ها شیطونی کنید و بیوفتین آزکابان؟ آیا دوست دارین وقتی از شغل خسته کننده تون میاین خونه لباس بتمن بپوشین و برین بیرون دنبال خلافکاران؟ آیا نمیخواین وقتی لردولدمورت مرخصی ساعتی بهتون داد تله پورت کنید پیش ننه جونتون و از شیرینی های کشمشی خوشمزه اش بخورین؟
به نظرتون ما یک سیستم بد و خوب به جز جبهه های محفل و مرگخواران احتیاج نداریم؟ مثلا محفلی که دوست داره گهگاهی با نابود کردن اموال دولت حرص خودش رو خالی کنه! یا مرگخواری که همیشه میخواسته یه گل فروشی تو دهکده ی هاگزمید بزنه و نظر مردم رو به زیبایی گل های آلسترومریا جلب کنه!
خب این افکار رو من مدتیه که در سر خودم پرورش دادم و الانم ریختم توی این پاتیل افکار تا یه کم سبک بشم. خیلی ممنون.
بـلی! بـــلی! ولدک رو نمیدونم، ولی بـــــلی!
کاملا درسته! احتیاج داریم! بنظرم وزارتخونه، لندن، هاگزمید و ... بستر خوبیه برای اجرای چنین سیستمی. مئلا گروه قهرمانان زیرزمینی یا اشرار آسمانی و ... وزارتخونه در اختیار خودته اگه خواستی اونجا اجراش کنی.
نقل قول:
رابستن لسترنج نوشته: لیدیز اند جنتلمن اند درخت! سلام به روی ماهتون به چشمون سیاهتون!
بالاخره فضایی ایجاد شد که من بتونم بیام و مستقیم از اعضای سایت که علاقه دارن، درخواست کنم که بهم کمک کنن تا ایده ها و بازی های نابی رو دور هم بسازیم.
اگه تو میتینگ مجازی حضور داشتین که شنیدین. اگه نبودین هم الان بهتون میگم که قراره چه اتفاقی بیفته. خیلیاتون ممکنه با مسابقات شطرنج جادویی آشنایی داشته باشین. این رو من و ماروولو گانت که فکر کنم الان مافلدا هستش، ساختیم. بعد ازاینکه به سایت برگشتم، برای تجدید خاطره رفتم و یه نگاهی به قوانینش انداختم. (با تشکر از مروپ که نیم ساعت دنبال پست قوانینش بود. ) همون موقع ایده هایی به ذهنم رسید. این ایده ها رو با بچه های اسلی مطرح کردم و فیدبک های خوبی گرفتم. برای همین شروع کردم به تدوین قوانینش و کارای دیگه. همین الان که دارم این رو مینویسم، یک نمونه ی آزمایشی از این بازی داره تو تالار اسلی برگزار می شه. ولی خب چیزی که قراره برای همه اجرا بشه با چیزی که الان داره برگزار می شه فرق می کنه.
این همه حرف زدم که به اینجا برسم. تا آخر هفته، هرکی دوست داشت که تو پرورش این بازی بهم کمک کنه، لطف کنه و بهم پیام بده. بعد تو دیسکورد جمع می شیم و شروع می کنیم به پخت و پز زیاد! تایم جمع شدنمون رو هم همینجا می گم که اگه بقیه هم دوست داشتن، ولی این پیام رو ندیدن، بیان دور هم باشیم و خوش بگذرونیم.
همین دیگه! منتظر پیام های زیباتون هستم.
پ.ن: این تازه اولیشه! کار زیاد دارم با اینجا!
کجاس تاپیکش؟ کو نشونیش؟ ما که به تالار اسلی دسترسی نداریم آقا.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
We've all got both light and dark inside us. What matters is the part we choose to act on...that's who we really are
خواستم از همین تریبون ازت بابت این ایده تشکر کنم. در تالار اسلی به خاطرش بهمون خیلی خوش میگذره. واقعا به همه افراد سایت توصیه میکنم بعد از راه اندازی حتما درش شرکت کنن.
وجود مبارک ما هم کمک خواهد نمود.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
THERE IS NO GOOD OR EVIL.THERE IS ONLY POWER, AND THOSE TOO WEAK TO SEEK IT
رابستن لسترنج نوشته: لیدیز اند جنتلمن اند درخت! سلام به روی ماهتون به چشمون سیاهتون!
بالاخره فضایی ایجاد شد که من بتونم بیام و مستقیم از اعضای سایت که علاقه دارن، درخواست کنم که بهم کمک کنن تا ایده ها و بازی های نابی رو دور هم بسازیم.
اگه تو میتینگ مجازی حضور داشتین که شنیدین. اگه نبودین هم الان بهتون میگم که قراره چه اتفاقی بیفته. خیلیاتون ممکنه با مسابقات شطرنج جادویی آشنایی داشته باشین. این رو من و ماروولو گانت که فکر کنم الان مافلدا هستش، ساختیم. بعد ازاینکه به سایت برگشتم، برای تجدید خاطره رفتم و یه نگاهی به قوانینش انداختم. (با تشکر از مروپ که نیم ساعت دنبال پست قوانینش بود. ) همون موقع ایده هایی به ذهنم رسید. این ایده ها رو با بچه های اسلی مطرح کردم و فیدبک های خوبی گرفتم. برای همین شروع کردم به تدوین قوانینش و کارای دیگه. همین الان که دارم این رو مینویسم، یک نمونه ی آزمایشی از این بازی داره تو تالار اسلی برگزار می شه. ولی خب چیزی که قراره برای همه اجرا بشه با چیزی که الان داره برگزار می شه فرق می کنه.
این همه حرف زدم که به اینجا برسم. تا آخر هفته، هرکی دوست داشت که تو پرورش این بازی بهم کمک کنه، لطف کنه و بهم پیام بده. بعد تو دیسکورد جمع می شیم و شروع می کنیم به پخت و پز زیاد! تایم جمع شدنمون رو هم همینجا می گم که اگه بقیه هم دوست داشتن، ولی این پیام رو ندیدن، بیان دور هم باشیم و خوش بگذرونیم.
همین دیگه! منتظر پیام های زیباتون هستم.
پ.ن: این تازه اولیشه! کار زیاد دارم با اینجا!
رابستن من نمیتونم بیام ولی خوشحال میشم اگه بتونم از همینجا کمکی بکنم!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
F-E-A-R has two meanings "Forget Everything And Run" or "Face Everything And Rise" The choice is yours.
لیدیز اند جنتلمن اند درخت! سلام به روی ماهتون به چشمون سیاهتون!
بالاخره فضایی ایجاد شد که من بتونم بیام و مستقیم از اعضای سایت که علاقه دارن، درخواست کنم که بهم کمک کنن تا ایده ها و بازی های نابی رو دور هم بسازیم.
اگه تو میتینگ مجازی حضور داشتین که شنیدین. اگه نبودین هم الان بهتون میگم که قراره چه اتفاقی بیفته. خیلیاتون ممکنه با مسابقات شطرنج جادویی آشنایی داشته باشین. این رو من و ماروولو گانت که فکر کنم الان مافلدا هستش، ساختیم. بعد ازاینکه به سایت برگشتم، برای تجدید خاطره رفتم و یه نگاهی به قوانینش انداختم. (با تشکر از مروپ که نیم ساعت دنبال پست قوانینش بود. ) همون موقع ایده هایی به ذهنم رسید. این ایده ها رو با بچه های اسلی مطرح کردم و فیدبک های خوبی گرفتم. برای همین شروع کردم به تدوین قوانینش و کارای دیگه. همین الان که دارم این رو مینویسم، یک نمونه ی آزمایشی از این بازی داره تو تالار اسلی برگزار می شه. ولی خب چیزی که قراره برای همه اجرا بشه با چیزی که الان داره برگزار می شه فرق می کنه.
این همه حرف زدم که به اینجا برسم. تا آخر هفته، هرکی دوست داشت که تو پرورش این بازی بهم کمک کنه، لطف کنه و بهم پیام بده. بعد تو دیسکورد جمع می شیم و شروع می کنیم به پخت و پز زیاد! تایم جمع شدنمون رو هم همینجا می گم که اگه بقیه هم دوست داشتن، ولی این پیام رو ندیدن، بیان دور هم باشیم و خوش بگذرونیم.