دیدم نقد اینجا فعاله گفتم تا داغه بچسبونم
بقیه انجمنها برای نقد درخواست دادم هنوز خبری نشده
این پست مارو هم بنقد بیزحمت. تو شادیهاتون جبران کنیم
جادو در راه است…
لطفاً یک لحظه صبر کنید
تنظیمات نمایش
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
هافلپاف
ریونکلاو
گریفیندور
اسلیترین


جمعیت هنوز در حال غرغر و جیغوداد بود که فروشنده، با آن لبخند مصنوعیاش، سعی کرد رو به جمعیت بایستد و اوضاع را جمع کند.
- خب... خب دوستان! همونطور که میبینید، کمد فعلا یکم... استراحت لازم داره. ولی نگران نباشید، تضمین ۷۲ ساعته هنوز پابرجاست!
- ولی لیلی، تو قرار بود ایندفعه عاشق من باشی نه عاشق جیمز!
- عاشق چیت بشم بچه خوشگل..مزلف؟ با اون خوانواده درهپیتت و اون بابای ماگلت...
- صددفعه گفتم اسم پدر من را...به زبان نیار احمق! من عاشق تو بودم که تورا از تو کمد سفارش دادم، زبان نفهم وگرنه این موهای قرمز تو به چه درد من میخورد
- من این حرفا حالیم نیست زودباش بگو جیمز من کجاست!
به نظرم همین یه تیکه حتی کافی بود تا طنز پستت رو سرپا نگه داره! استفاده کردن از بعضی دیالوگ های معروف که یک مدتی ترند فضاهای جینترنتی ماگلی بودن ایده ی خوبیه!در همین لحظه، ولدمورت که برادر دماغدارش اورا با کله روی زمین پرت کرده بود، بالاخره بلند شد و ردایش را تکاند و با عصبانیت به سمت برادرش برگشت.
مرگخواران حالا کاملاً گیج شده بودند.
نمیدانستند لرد دماغدار را تشویق کنند یا لرد بیدماغ، پس شروع کردند به همهمه و دعوا با یکدیگر، و کوچهی ناکترن که تا دیروز آرامترین جای دنیای جادوگری بود، حالا شبیه یک بازار مکارهی پر سروصدا شده بود.
و درست همان لحظه، صدای شیپور وزارت سحر و جادو در کوچه پیچید...





بورگین تا چشمش به آزکابان افتاد، تو دلش بخاطر اینکه جاروی اسقاطی یهو وسط آسمون خراب نشد، مرلین رو شکر کرد. اما تا اومد یکم برای سالم رسیدن به مقصد ذوق کنه، یهو یه جغد از ناکجا آباد میخوره به جارو.
جارو چند دور میچرخه و اینور اونور پرت میشه و با نهایت سرعت به سمت زمین سقوط میکنه.
بورگین که از خساستش عین تسترال پشیمون شده بود، توی این تکون خوردن ها، روده هاش به هم گره میخورن!
جاکسی و راننده و بورگین، با همدیگه روی کیسه ها آشغال میافتن.
بورگین که الان هم روده هاش به هم گره خوردن و هم کمر و دست و پاش بخاطر افتادن از بالا روی آشغالا درد میکنه، به سختی از جاش بلند میشه.
_آخه من تو رو چیکارت کنم؟هان؟ مرلین هم تورو، هم اون جاروی پوسیده تو لعنت کنه!
راننده جاکسی، با نهایت پررویی جواب میده:
_مگه زوری سوار جاروم کردمت؟میخواستی سوار نشی!
استفاده نمیکردی.







-هیچکس داوطلب نمیشه؟
-چراخودت امتحان نمیکنی؟
هکتوربه حالت پوکرفیس درامد,کمی اندیشید...چراهروقت به کسی پیشنهادمیدادمعجونش راامتحان کنداین پیشنهادرابه خودش میدادند؟
-هیچکس داوطلب نمیشه؟
-چراخودت امتحان نمیکنی؟
هکتوربه حالت پوکرفیس درامد,کمی اندیشید...چراهروقت به کسی پیشنهادمیدادمعجونش راامتحان کنداین پیشنهادرابه خودش میدادند؟
آملیا:افرین وینکی خوبه که توبه ریگولوس اهمیتی نمیدی.
هکتوربه حالت پوکرفیس درامد,کمی اندیشید...چراهروقت به کسی پیشنهادمیدادمعجونش راامتحان کنداین پیشنهادرابه خودش میدادند؟
هکتوربه حالت پوکرفیس درامد,کمی اندیشید...چرا هروقت به کسی پیشنهاد میداد معجونش را امتحان کند این پیشنهادرا به خودش میدادند؟
