جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

70 کاربر(ها) آنلاین هستند (69 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
69 مهمانان 1 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

انتخاب بهترین‌ها

هفتاد و هفتمین دوره‌ی ترین‌های سایت جادوگران برای انتخاب بهترین‌های فصل تابستان 1405، از 25 شهریور آغاز شده است و تا 28 شهریور ادامه خواهد داشت. از اعضای محترم سایت جادوگران تقاضا می‌شود تا با شرکت در عناوین زیر ما را در انتخاب هرچه بهتر اعضای شایسته‌ی این فصل یاری کنند.

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ: رپ جاد
ارسال شده در: دیروز ساعت 18:23
نمایش جزئیات
آفلاین
- کالیسیفر... سرم درد می‌کنه.
- برای دعوا؟
- نه... این جیمزک سر صبحی اومد بیدارمون کرد و دیگه خوابم نبرد.

کالیسیفر نگاهِ چپ‌چپی به هاول انداخت و زبونه‌ش رو نشونش داد.
- نمی‌دونم قضیه چیه ولی حتما حقت بوده.

***

وقتی رسیدیم به محوطه‌ی بید کتک‌زن، دیدم جیمزک راست گفته بود و جدی جدی آدم جمع شده‌. همش سهمیه، همش رانت.
- کالیسیفر به نظرت باید ازش حقِ فیت بگیرم؟ داره با اسم من خودشو می‌بره بالا.
- حالا فعلا حواست باشه نری تو زمین.

- یو یو، جیمزک،
حیوونِ خونگیم می‌زنه هفت جدتو
بعدش یکاری می‌کنه بدونی حدتو

فوتم کنی داش؟ نفست کجا بود؟
تو زیر زمین پدری می‌زنی گَرد نخود؟


جدولو برعکس کنی می‌فهمی قضیه چیه.
حیف که کوشولویی و منم اخلاقم مشتیه

حرف از قیافه‌م میاری که ببری لِوِلِتو بالا
یه شب نباشم بالا سرت نمی‌کنی لالا

باشه داشم تو به خودت بگو نیگا
بعدش برو بشور صورتتو با یه مشت ریکا

@جیمز سیریوس پاتر
When I acted like a liar, they called me a liar. When I acted like a rich man, they started the rumor I was rich. When I feigned indifference, they classed me as the indifferent type. But when I inadvertently groaned because I was really in pain, they started the rumor that I was faking suffering. The world is out of joint.

Osamu Dazai -
پاسخ: رپ جاد
ارسال شده در: چهارشنبه 11 شهریور 1405 00:28
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
صرفا جهت فعال سازی خودم


من بعد از مدت مدیدی که بخاطر دعوا با رزالین به زیرزمین خونه پدری شاه ارتور تبعید شده بود(زیرزمین که چه عرض کنم خودش کاخی بود) به خوابگاه برگشت.
توی تبعیدگاه با یک الف گانگ که اسمش ترکو(leavo) بود اشنا شدم، ترکو از الفستون اومده بود بیرون که بره پادشاهی قدرتمند قدیمی الف ها رو پیدا کنه اما تبعید شده بود.
بخاطر همین رو اورده بود به خوندن اثار اجتماعی.

نقل قول:
دوستانی که دیدن طلسم شدگان رو میدونن ولی دوستانی که ندیدن بهتره بدونن که ترکو لهجه مشهدی داره


یکی از محبوب ترین ترک های ترکو رو براتون مینویسم،‌ولی بهتره بدونین چون ترکو توی تبعید بود کسی نمتونست به اثارش گوش بده و این ترک ها از نظر جِرز های دیوار بسیار جذاب بودن.

مویوم ترکو، یره توی تبیعدُم
واسه غذا خورشت میریزُم روی ته دیگُم
شوخی نکنی با الف بچه قِشَنگ
مگرنه با مو روبرو شی در میری عین فِشَنگ
ترکو زهره تَرکت میکنه عین پِلَنگ
تو گوشی میخوری سرت گیج میره میشی مَلَنگ

من در طی این ۳ ماه یک سری چیزها از ترکو یاد گرفتم، یکیش لهجه بود و دومیش رپ کردن.

این مقدمه ای بود برای این که بفهمین چرا امروز با هاول رپ بتل گذاشتم،‌من بعد از تبعید برگشتم به خوابگاه و اومدم وسایلم رو برگردونم سر جاش که دیدم یک نفر تو تخت منه.
اشتباه نکنین، هاول نبود. از اونجایی که هاول، هول بود یک نفر رو توی تخت من جا داده بود و در نبود من قلمروی من رو تصاحب کرده بود.

بعد از اتقا بیرون اومدم در حالی که گردنبندی که ترکو برام به صورت دست ساز از سنگ پای رودخونه های الفستون درست کرده بود رو نمایان میکردم و با فاز اهنگ قیصری راه می رفتم و پاشنه های کفشمو خوابونده بودم هاول رو دیدم
- برای مبارزه اماده باش هاول امشب ساعت ۱۰ نزدیک بید کتک زن
- با تبعیدی ها حرف نمیزنم بوی عطرم میپره
- اگه بگم دخترا بیان بتل رو ببینن میای؟
- گفتی ساعت چند؟
- ۱۰

هاول راهشو کشید رفت و من به سالن عمومی رفتم، رفتم اول از همه دست پدرمو بوسیدم چون احترام بزرگتر واجبه، بعد دست رز رو گرفتم بالا و گفتم
- سلامتی همه تبعیدی ها
- تو رفتی زیر زمین ارتور، من رفتم یک غار تو کوه های اورست که پاگنده ها بهم بستنی یخی لیمویی تعارف میکردن. اصلا خودتو با من یکی ندون.
- مهم تبعیدی بودنه، تازه منم رفیقای خفن داشتم

دست کردم تو جیبم و عکسم با ترکو رو به بقیه نشون دادم
تصویر تغییر اندازه داده شده

جریان هاول رو گفتم و همه قبول کردن که برای مشاهده رپ بتلمون بیان، ولی خود هاول نمدونست که قراره رپ بتل باشه و فقط اومد

سنگ کاغذ قیچی کردیم و قرار شد شروع کنم

اتیشم شد حیوون یره؟
حتی حیوون خونگی بابابزرگ مو خره
فوتت کُنُم باد میبرتت وزنت هم وزن پَره
موهات یجوریه انگار بهش میزنی کره
حتی پایین ترین امتیازم از تو سَره
بنظرمو خودت بنداز ته دَره
اسم خودتِ میذاری جادوگر؟
قیافه نشدی که میشدی جاروگر
جیمز امد و باز کارت رو کرد
دماغ عروسکیت رِ باید کادو کرد
همین رز میخوادش میگی نه نگا
اخرش منم به معنای واقعی نیگا

با اووووو جمعیت جیمز خندید و به هاول نگاه کرد و منتظر دیسبک موند
@هاول پرکینز
برو جلو یک قهرمان بشو فقط بجنگ و نا امید نشو
تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ: رپ جاد
ارسال شده در: سه‌شنبه 10 شهریور 1405 20:49
نمایش جزئیات
آفلاین
مکان: کوچه دیاگون، پشتِ مغازه‌ی «چوبدستی‌گستران»، ساعتِ ۱۱:۴۷ شب
شرکت‌کنندگان: سوروس اسنیپ و لرد ولدمورت (که هر دو، برای یک «ملاقاتِ محرمانه» به آنجا آمده‌اند، اما هرکدام، به دلایلِ خودشان)




مه، مثلِ یک شنلِ نرم و خفه‌کننده، روی کوچه‌ی دیاگون افتاده بود. چراغ‌های جادویی، نورِ زرد و لرزانی بر سنگ‌فرش‌ها می‌انداختند و سایه‌هایِ دو مردِ بلندقامت، روی دیوارِ مغازه‌ی چوبدستی‌گستران، مثلِ دو شبحِ درگیر، در هم می‌پیچیدند.

اسنیپ، با صدایی سرد و یکنواخت، شروع کرد:

«بیا ببینم لردِ بزرگ،
چرا اینجا پشتِ در،
با اون چوبدستیِ دراز،
مثلِ مارِ بی‌نوا،
منتظرِ یه اشتباه،
تا بگی آوا... آوا...»

ولدمورت، با لبخندی که بیشتر شبیهِ اخم بود، پاسخ داد:

«اسنیپِ عزیز، ساکت شو،
حرفت مثلِ مارِ تو،
بی‌نتیجه و بی‌صداست،
مثلِ اون شاگردِ خفن،
که همیشه می‌گه: «نه! نه! نه!»
ولی آخرش، می‌شه یه وَر... وَر... وَر...»

اسنیپ، با چشمانی که برقِ خطر در آنها می‌درخشید، یک قدم جلو آمد و گفت:

«لردِ بی‌تاج، بی‌ادب،
حرفت مثلِ یه عُلب،
پر از حرفِ توخالی،
مثلِ اون مرگ‌خوارِ لالی،
که تویِ آزکابان،
فقط می‌خوره نونِ سگ،
به جایِ اون که بشه یه پَر... پَر... پَر...»

ناگهان، صدای خنده‌ای از پشتِ جعبه‌های چوبی پیچید. هر دو، با هم، به سمتِ صدا برگشتند. دابی، با چشمانی درشت و براق، از پشتِ یک جعبه بیرون آمد و گفت:

«دابی هم می‌خواد رپ کنه!
دابی از اسنیپ و لرد،
یه کم می‌ترسه، ولی خب،
می‌خواد بگه که این دو تا،
مثلِ دو تا بچه‌ی رقاص،
تو کوچه‌ی دیاگون،
دارن با هم، یه جورِ دیگه، می‌جنگن...!
ولی دابی می‌گه: بس کنید!
که صدایِ شما،
داره کلِ هاگوارتز رو،
می‌کنه یه خوابِ پریشون...!»

اسنیپ و ولدمورت، هر دو، با نگاهی از سرِ تحقیر به دابی خیره شدند. اسنیپ، با لحنی که می‌گفت «این، آخرین بار است که چنین چیزی را تحمل می‌کنم»، گفت:

«دابی، اگر یک کلمه‌ی دیگر،
در موردِ خوابِ پریشون بگویی،
تو را با یک طلسم،
می‌فرستم به آن سویِ ماه،
تا برایِ همیشه،
در میانِ ستاره‌ها،
فقط به فکرِ جوراب‌هایت باشی...!»

ولدمورت، با خنده‌ای سرد، گفت:

«اسنیپ، عزیزم،
تو که با دابی،
راحت‌تری از من،
شاید بهتر باشد،
به جایِ جنگ با من،
یک کلاسِ رپ،
برایِ دابی بگذاری،
تا یاد بگیرد،
که جایِ یک جدی،
با شوخی، بازی نکند...!»

و هر سه، در حالی که مه، کمکم داشت از کوچه محو می‌شد، در تاریکیِ شبِ لندنِ جادویی، ناپدید شدند. اما صدایِ خنده‌هایِ دابی، تا صبح، در میانِ کوچه‌هایِ دیاگون، پژواک داشت.
𝓟𝓻𝓸𝓯𝓮𝓼𝓼𝓸𝓻 𝓢𝓮𝓿𝓮𝓻𝓾𝓼 𝓢𝓷𝓪𝓹𝓮
پاسخ: رپ جاد
ارسال شده در: شنبه 7 شهریور 1405 20:37
نمایش جزئیات
آفلاین
صرفا جهت فعال سازی تاپیک



همه‌چی از اینجا شروع شد که بردلی وسط تمرین کوییدیچ، گوی زرین رو گرفت و با افتخار فرود اومد؛ اما به محض اینکه عینکشو پاک کرد، فهمید چیزی که گرفته گوی زرین نبوده... دم پنجم سلوینیا بوده!

سلوینیا که از شدت تعجب حتی یادش رفته بود عصبانی بشه، فقط به دمش نگاه کرد و گفت:

ـ بردلی... تو دقیقاً به چی فکر کردی اینو گرفتی؟!

بردلی هم خیلی خونسرد عینکشو زد سر جاش:

ـ خب... نارنجیه.. از دور شبیه گوی دیدمش!

از همون لحظه دعوا شروع شد.

آخرش هلنا پیشنهاد داد به‌جای ادامه‌ی جر و بحث، همون شب توی حیاط رپ‌بتل بذارن و هرکی کم آورد، رسماً اعتراف کنه اشتباه کرده.

نیمه‌شب بود و حیاط هاگوارتز شده بود زمین مسابقه‌ی یه رپ‌بتل عجیب‌وغریب. دور تا دور حیاط پر بود از جمعیت هیجان زده .

بردلی با لباس کوییدیچش وسط حیاط وایساده بود و گوی زرین هم طبق معمول دور سرش وول می‌خورد.
عینکشو بالا زد .

ـ خب خانم روباهه آماده‌ای؟

سلوینیا ۹ تا دمشو آروم تکون داد.

ـ من؟ همیشه. تو فقط گویتو گم نکن.

بردلی چوبدستیشو مثل میکروفون جلوی دهنش گرفت:

ـ بردلی اومده، با عینک و جارو،
گوی زرین می‌چرخه، می‌گه: «بزن بترکون»
تو نه تا دم داری، ولی حریف من نیستی،
تو دنبال شکارچی‌ای، من دنبال برد و پیروزی!


جمعیت:
ـ اووووووو!

سلوینیا جلو رفت:

ـ گوی زرین دورته، فکر کردی قهرمانی؟
یه بازیکن کوییدیچی، ولی هنوز توی تمرینی!

ـ میگی توی آسمون، سلطان پروازی،
ولی هنوز با جارو، دنبال یه رازی!
گوی زرین می‌پره، تو دنبالش روانی،
آخرش نمی‌فهمی شکارچی‌ای یا قربانی!


بردلی پوزخندی زد.

ـ دنبال گوی؟ نه، اون خودش میاد سراغم،
تو نه تا دم داری، من یه گوی دارم، ولی می‌برم!


سلوینیا سریع جواب داد:

ـ یه گوی داری و این‌همه ادعا؟
من نه تا دم دارم، هر کدوم یه بلا!
تو اگه دنبال بردی، پس خوب گوش کن،
قبل از اینکه بجنگی، اول عینکتو تمیز کن!


جمعیت منفجر شد.

بردلی عینکشو برداشت، یه نگاه به شیشه‌ش انداخت و گفت:

ـ اتفاقاً تمیزه!

سلوینیا گفت:

ـ پس مشکل از عینکت نیست... از انتخاب حریفته!

گوی زرین هم همون لحظه پرید روی سر بردلی.

بردلی زیر لب گفت:

ـ حتی اینم با توئه؟

سلوینیا خندید.

ـ نه، اون فقط فهمیده برنده کیه!
Yeah...We will return to peak...


나한테 그렇게까지 잘해주지 마
... 그게 날 무섭게 해...🦊

رپ جاد
ارسال شده در: یکشنبه 30 شهریور 1404 19:31
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
سلام

به اولین تاپیک با موضوع رَپ جادویی در ایفای نقش خوش آمدید.

یه توضیح کلی بدم:
اینجا قراره در مورد رپ کردن جادوگران پست رول بنویسیم. در واقع میشه پست رولی نوشت که یه قسمتش رپ کردن هم داشته باشه. و لازم نیست حتما قافیه داشته باشه و نثر مسجع باشه و این حرفا. میتونه یه نوشته معمولی و طنز آمیز هم باشه که شکل رپ بهش بدیم. همینطور اینجا میتونه به محلی برای رپ کردن یا رجز خوانی دو عضو یا اعضای دیگه یا حتی دو گروه مختلف در سایت تبدیل بشه. چون تاپیک تازه زده شده، میخواهیم که همه ایده هارو تست کنیم و بنابراین اجباری از نظر من نیست. طبیعتا اگه موردی باشه ناظر محترم انجمن گوشزد میکنند.

خلاصه که من یه ایده کلی از شکل هری پاتری این رپ کردن در ادامه مثال میزنم ولی طبیعتا این قالب کلی هست و شما میتونید اعضای فعلی سایت و خودتون را در پست ها جایگزین کنید. و این چیزی که من در ادامه مینویسم فقط یه مثاله و به منزله پست رول اول تاپیک نیست. میتونید همینو ادامه بدید یا یه پست جدید با موضوع جدید در قالب رپ جادویی و هری پاتری. هر سوالی یا موردی هم باشه میتونید از من بپرسید. یا با هم مشورت کنیم.

اون مثالی که من اول در ذهنم نقش بسته بود:

رییس اداره کارآگاهان، هری پاتر، برای اینکه به بچه ش سر بزنه یه روز میره هاگوارتز و در آنجا با دراکو مالفوی که از قدیم با هم دشمنی داشتند روبرو میشه. دراکو هم برای سر زدن به بچه ش اومده بوده اونجا. خلاصه دراکو یه جا برا هری گَل پایی میگیره و هری چیزفَنگ میشه و تلو تلو میخوره و نزدیکه بخوره زمین.
بعدش ناراحت میشه و بعد از زدن یه اکسپلیارموس به دراکو و جاخالی دادن اون... در نهایت اونو به دوئل دعوت میکنه. اما دوئل به شکل رپ کردن در یه مکان مخفی در کوچه دیاگون.

خلاصه شب که میشه، زن هاشونو میپیچونن و یواشکی میرن اونجا و هری چوبدستیشو میگیره جلو گلوش و میگه بطنین:
دراکو بیا جلو
بیا بخور اکسپلیارموس
بیا بده یه بوس
به عمو دمنتور ملوس

دراکو هم دیس بک میزنه و میگه: (اینجا اونجاییه که گفتم میشه الکی هم رپ نوشت:)
هری اومده
چی چی آورده؟
اکسپلیارموس
با صدای چی؟
اَه و اَه و اَه
حالا...
دراک اومده
چی چی آورده؟
آوداکداورا
با صدای چی؟
یوهاهاهاها
()

افرادی که لایک کردند

ویرایش شده توسط آکی سوگیاما در 1405/2/20 20:31:52
تصویر تغییر اندازه داده شده