راجر دیویس
از عمارت دیویس فمیلی
- تولد نقش
- 1405/06/31
- آخرین ورود
- دیروز ساعت 22:17
- عضویت
- 1405/06/31
- پستها
- 98
در این هیاهو کدو فریاد بلند تری کشید.
- آخخخ کار کی بود؟
گابریل دلاکور از بالای ساختمان تکه آجری را روی سر کدو انداخته بود.
گابریل کم کم کله ی کدو رو ترکوند و بعد با فریادی بومبرادا را سر داد که کل کوچه را به فنا داد.
برای لحظاتی همه افتادند و بیهوش شدند.
آخرین چیزی که جک شنید و دید صدای جیغ و داد بود و فریاد:
بگیرنش، اون دختره بود.
اما در این بین از پشت کله ی کدو چیزی دید در کدو خالی نبود. پر از شکلات بود.
جک هم بیهوش شد.
وقتی به هوش آمد در بیمارستان بستری بود.
از اولین نفر پرسید:
چیشد؟ کدو ها کجا رفتند.
- فرار کردند.
مرد ردا سبز این را گفت و بعد جک فهمید روی تختی است که به سرعت به سمت آی سی یو میرود و مرد ردا سبز از تخت عقب مانده.
سپس باز هم از هوش رفت.
( قورباغه های ناپایدار داشتم، ببخشید دیگه)
- آخخخ کار کی بود؟
گابریل دلاکور از بالای ساختمان تکه آجری را روی سر کدو انداخته بود.
گابریل کم کم کله ی کدو رو ترکوند و بعد با فریادی بومبرادا را سر داد که کل کوچه را به فنا داد.
برای لحظاتی همه افتادند و بیهوش شدند.
آخرین چیزی که جک شنید و دید صدای جیغ و داد بود و فریاد:
بگیرنش، اون دختره بود.
اما در این بین از پشت کله ی کدو چیزی دید در کدو خالی نبود. پر از شکلات بود.
جک هم بیهوش شد.
وقتی به هوش آمد در بیمارستان بستری بود.
از اولین نفر پرسید:
چیشد؟ کدو ها کجا رفتند.
- فرار کردند.
مرد ردا سبز این را گفت و بعد جک فهمید روی تختی است که به سرعت به سمت آی سی یو میرود و مرد ردا سبز از تخت عقب مانده.
سپس باز هم از هوش رفت.
( قورباغه های ناپایدار داشتم، ببخشید دیگه)
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
اگر تا آخر خوندی افرین 
اگر نه
از اول بخون.کاریت ندارم
،آفرین

اگر نه
از اول بخون.کاریت ندارم
،آفرین


، بیا بریم دختر بتول رو برات بستونیم.

