جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

15 کاربر(ها) آنلاین هستند (12 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
11
مهمانان
4
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  111 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  229 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  228 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  312 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  220 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: باشگاه دوئل
ارسال شده در: شنبه 19 خرداد 1386 22:48
نمایش جزئیات
آفلاین
به نام خدا
پرسی عزیز ! سعی کن اگه وقت کردی، پستتو اصلاح کنی، چون این باشگاه شامل 8 اتاق برای تدریس است. اما بهتر است فقط آن اتاق ها را برای تدریس تئوری به کار ببری !
-------------------------------------
پرسی تعظیم کوتاه خود رو انجام داد اما در حین تعظیم آنتونیون فریاد زد : (( کروشی... ))
فورتسکیو که این حرکت او را دیده بود، آن را متوقف کرد و گفت : (( نوچ ! آنتونیون در هنگام تعظیم در مقابل یک مرگخوار نباید این کار رو بکنی. به موقعش در مورد دوئل در برابر دشمنانی چون محفلیا صحبت خواهم کرد. )) و بعد ادامه داد : (( البته، باید در همین جلسه طلسم های بین المللی رو بهتون یاد بدم تا در جلسه اول از طلسم های فرا بین المللی استفاده ننمایید. )) بعد آن ها را به اتاقی که روی آن بزرگ نوشته شده بود، B هدایت کرد. رنگ درون اتاق مشکی بود و جفت جفت خال های سرخ در آن به کار گرفته شده بود. پنجره ی گردی در بالای اتاق قرار داشت که نور کمی را از خود عبور می داد. یک هواکش هم در طرف دیگر اتاق بود تا بوی نامطبوع مواد سمی را دفع کند. یک تشک مخصوص و سفت در کف اتاق قرار گرفته بود که در رنگ آمیزی آن از قرمز یک دست استفاده شده بود. در دو طرف اتاق دو نیمکت چند نفره قرار داشت که به نوعی جالب بودند. البته روکش روی آن ها مشکی بود و همین باعث شده بود تا با تشک اتاق جور شود.
- خوب، بهتره بشینید، دوستان ! 7 تا طلسم بین المللی داریم که با هم اونها رو مرور می کنیم:
اولین و معروف ترین آن ها رو پرسی بگه.
- " اکسپلیاروموس " !
نات به نشانه تمسخر گفت : (( خسته نباشی، پرسی ! کارت خیلی سخت و سنگین بود !))
پرسی لبخندی رو به او زد و بعد دوباره حواسش را بر روی سخنان فورتسکیو متمرکز کرد.
- خوب بود، پرسی ! دومیش "تارانتالگرا " و سومیش هم "فرولا " هست. خوب، چهارمی و پنجمیش رو کی میگه ؟ بلاتریکس خیلی سریع تر از اینکه پرسی دهانش را باز کند گفت : (( "نوکس، لوموس " و "انگوریگیو "، " اِنر ویت " و " استاپفی "، چهار ورد بین المللی بعدی هستند. ))
فورتسکیو قدمی به سوی او برداشت، با این حرکت ردایش در هوا موج زد. رو به بلاتریکس گفت : (( لوموس ! )) بعد با تعجب نگاهی به او انداخت و گفت : (( فقط به سؤالاتی که ازتون پرسیده میشه، پاسخ بدید خانم لسترنج ! این ها چیزهایی هستند که باید بهتون یاد داده باشند.))
بلاتریکس مستقیماً در چشمان فورتسکیو نگاه کرد و گفت : ....
--------------------
دوستان ادامه بدید و همچنین کاربرد وردها رو بنویسید، اگر بلد نیستید می توانید به عنوان تحقیق بر عهده کارآموزان قرار دهید. در ضمن در پست بعدی کلاس B را به انجام رسانده و کلاس G را شروع کنید.

با تشکر

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: باشگاه دوئل
ارسال شده در: شنبه 19 خرداد 1386 16:30
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام

یه مورد رو میگم و بعد مینویسم :

فورتسکیو عزیز ، زبان نوشتار پستها رو روان نمیکنه ! البته برای نوشتن حالات و فضا سازی و اینجور موارد به کار میاد ولی توی دیالوگ ها واقعا ضعف پست رو نشون میده !
مثلا نمونه خیلی کوچکش در پست های این تاپیکت :
دوستان ! همه شما می توانید خیلی زود به سطوح بالا صعود و یا به سطوح پایین تر نزول کنید.

میتونستی بنویسی :
دوستان ! همه شما میتونید خیلی زود به سطوح بالاتر صعود یا به سطوح پایین تر نزول کنید !

همین میتونید به جای میتوانید ، خیلی سطح دیالوگ ها رو از نظر من بالاتر میبره ! به هیچ وجه نمیخوام در مورد پست هات نظر بدم ، چون نه کارم این هست و نه بلدم این کار رو ، ولی پیشنهاد بود !


ادامه داستان ...

صبح روز سه شنبه ، ساعت 8 ، باشگاه دوئل ، سطح B

فورتسکیو در حالیکه ردای جدید قهوه ای رنگ پوشیده بود وارد اتاق تمرین گروه B باشگاه شد : سلام ، روز بخیر ، مرگخواران برتر به کلاس سطح B خوش اومدید !
دالاهوف ، ویزلی ، نات و لسترنج که در گوشه ای از اتاق جا خوش کرده بودند ، بدون حرکتی اضافی گفتند : سلام !
فورتسکیو که لحظه به لحظه تر عصبی تر میشد ، با صدای دورگه ای گفت : خوب آموزش رو شروع میکنیم .
آنتونین : ببین تو رو مرلین ! کی میخواد به ما آموزش بده !
پرسی پوزخندی زد و گفت : آره ، حتما هم انتظار داره یک صدا بهش بگیم ، چشم پروفسور

فورتسکیو بدون توجه به پوزخند های پی در پی اعضای سطح B گفت : بدون فوت وقت نکات مهمی که هنگام دوئل باید رعایت کنیم رو نام میبرم و مختصر توضیح میدم :

1- تعظیم کوتاه : یادتون باشه در هنگام دوئل تا اونجا که ممکنه به حریفتون کوتاه تعظیم کنید ، چون بهترین وقت برای حریفتون هست که به بدترین شکل ممکنه طلسمتون کنه !

2- فاصله گرفتن : فراموش نکنید که در هنگام آغاز دوئل تنها 5 قدم از حریفتون فاصله بگیرید ، چون ممکنه در حالیکه شما دارید به جهت مخالف اون میرید طلسمتون کنه ! خیلی ها فکر میکنن هر چی بیشتر از حریف فاصله بگیرن بیشتر به نفعشونه ، در حالیکه بالعکسه ! لازم نیست کم فاصله بگیرید چون تا 5 قدم جزو قوانین بین المللی هست !

3- استفاده از یک طلسم قوی و کار آمد : هنگام آغاز دوئل سعی کنید یک طلسم رو تو ذهنتون در نظر بگیرید و به بهترین نحو ممکن اجراش کنید ! خیلی ها هستن که میخوان برای غافل گیری حریف به طور متوالی 5 یا 6 طلسم روانه کنن ، ولی از این بین حتی یک مورد از طلسمهاشونم فایده نداره و کاری از پیش نمیبره .


حالا میتونید دو به دو این موارد رو توی دوئل هاتون رعایت کنید ، فکر میکنم برای جلسه اول کافی باشه !

آنتونین و پرسی در یک سوی اتاق و تئودور و بلاتریکس در سوی دیگر دوئل خود را آغاز کردند ، اتاق به این بزرگی با 4 نفر دوئل کننده ، واقعا بی نظیر بود ، مخصوصا برای اجرای طلسم های متعدد بیهوشی !

اکنون هر چهار نفر مقابل یکدیگر ایستاده بودند ؛ با شمارش من ، سه ، دو ، یک ! شروع کنید .

پرسی در حالی که سعی داشت کوتاه تعظیم کند گفت : فکر کنم بشه روش حساب کرد ! با اینکه آموزشش خیلی ساده و مبتدی بود ولی جالب بود !


-------
بهتر بود میگفتی که چطور ادامه بدیم ، چون من سوژه ای توی ذهنم نبود ساده و کوتاه نوشتم .

موفق باشی

ویرایش شد ! به جای باشگاه اتاق قرار گرفت !

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرسی ویزلی در 1386/3/20 11:26:43
چای هست اگر مینوشی ... من هستم اگر دوست داری
Re: باشگاه دوئل
ارسال شده در: شنبه 19 خرداد 1386 14:02
نمایش جزئیات
آفلاین
به نام خدا
دوستان عزیز، کلاس ها بیشتر عملی هستند. در هر پست، یک کلاس را به تصویر بکشید.
---------------------------------------------
قیافه زخمی سلسیتنا در هم رفت و زشت تر شد. رابستن هم که تازه به هوش آمده بود می خواست اعتراض کند.
فورتسکیو گفت : (( این باخت و برد یک شوخی بود. همه شما می توانید در کلاس ها شرکت کنید، همان طور که قبلاً گفتم، این دوئل ها فقط برای تعیین سطح است. ))
خیال آن دو راحت شد و فورتسکیو لبخندی زد . ادامه داد : (( کلاس ها در 4 سطح برگزار می شوند. سطح B یعنی بهترین، اولین سطح و برای قوی ترین مرگ خواراست. سطح G یعنی خوب، برای رده دوم، سطح M به معنای حد وسط برای رده سوم و در نهایت سطح W برای ضعیف تر هاست. من برای تعیین سطح شما 3 چیز اساسی را در نظر گرفتم؛ 1- سبک دوئل 2- جادوهای مورد استفاده 3- نقطه ضعف ها و نقطه قوت ها ! )) بعد نفسی تازه کرد و ادامه داد : (( شما با من شانزده نفرید، که البته تئودور الآن اینجا نیست، اما بقیه هستند. هر کلاس شامل 4 نفر خواهد بود. البته به جز کلاس سطحW . خوب حالا اسامی افراد و کلاس هایی که باید در آن آموزش ببینند؛ کلاس سطح B : آنتونیون دالاهوف، پرسی ویزلی، تئودور نات و در نهایت بلاتریکس لسترنج ! )) چهره ی خیلی ها همچون سامانتا و سالازار در هم رفت. آنها فکر می کردند، بهترین دوئل را انجام دادند ولی نه ! بعد فورتسکیو گفت : (( خواهشاً اعتراضات خود را برای بعد بگذارید. سطح G، سالازار اسلیترین، سامانتا ولدمورت، بورگین و بلیز زابینی. سطح M شامل این هایی هستند که نام می برم؛ مورگان الکتو، رودلف، اش ویندر و پیوز. و آخرین سطح، یعنی سطح W ؛ حسن مصطفی، رابستن لسترنج و سلسیتنا واربک ! ))
فورتکسیو به نشانه خسته نباشید دستش را تکان داد و به طرف دفتر خودش به راه افتاد. ناگهان در راه ایستاد، برگشت و گفت : (( دوستان ! همه شما می توانید خیلی زود به سطوح بالا صعود و یا به سطوح پایین تر نزول کنید. ))
واربک حال خوشی نداشت اما دنبال او به راه افتاد و در کنار فورتسکیو قرار گرفت.
- چیزی شده خانم واربک ؟ من احتیاج به استراحت دارم.
- بله می دانم، اما می خواهم منشی شما بشوم.
فورتسکیو کمی مکث کرد، بعد گفت : (( خوب، پس به دوستان اعلام کنید که از فردا صبح برای حضور در کلاس ها به اینجا بیایند. برنامه کلاس ها را تنظیم بندی کنید و نتایج را بر روی تابلو مشکی نصب کنید. چوب دستی ها را از اولیوندر تحویل بگیرید. معجون های سیاه را نیز تهیه کنید. ))
واربک که حسابی گیج شده بود، با خوشحالی پذیرفت و رفت. در راه این چیزها کم کم به ذهنش می آمد. او همه چیز را حفظ کرد و به ترتیب انجام داد.
صبح روز سه شنبه، ساعت 8، باشگاه دوئل، سطح B ...
----------------------------
با تشکر از سلسیتنای عزیز !
برای جدی تر شدن پست هایت آن ها را به زبان نوشتار بنویس.

با تشکر

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: باشگاه دوئل
ارسال شده در: شنبه 19 خرداد 1386 10:30
نمایش جزئیات
آفلاین
فورتسکیو عزیز فکر کنم گفتم که من و رابستن جفتمون داغون شدیم ها!
=======
سلستینا به آرامی گفت:ببخشید فورتسکیو.میشه که من هم تو کار نظارت به تو کمک کنم؟رابستن بدجوری سوخته و فکر نمیکنم حالا حالا ها به هوش بیاد.من میتونم بلاتریکس و سامانتا رو زیر نظر بگیرم.لطفا!
نگاه سلستینا چنان التماس آمیز بود که فورتسکیو خنده اش گرفت:خیله خب.دیگه وقت ادامه آزمونه.تو برو سراغ بلا و سامی و همچنین مورگان و بورگین.میخوام تا حداکثر نیم ساعت دیگه آزمون تموم بشه و برنده ها رو به من بگی.برو دیگه چرا به من زل زدی.
سلستینا به سرعت به سمت سامانتا و بلاتریکس رفت و گفت:خب دوئل رو شروع کنید.
سامانتا نگاهی تحقیر آکیز به معنای برو بچه کوچولو به سلستینا انداخت و ناگهان بلا را غافلگیر کرد:ایدوریت.
و دوئل آغاز شد.سرانجام با صدای فریاد فورتسکیو همه دست از دوئل برداشتند و فورتسکیو هم به حسن مصطفی تذکر داد که چوبش را توی تن اش ویندر فرو نکند!سلستینا هم با قدم های بلند به سمت او رفت و نام برنده ها را داد.
فورتسکیو نگاهی به اسامی که در دستش بود انداخت و صدایش را صاف کرد:خب.همه شما تا اینجا با یک نفر در سطح خودتون مبارزه کردید....
پوزخند سالازار و سامانتا کاملا مشهود بود!
_:و خب حالا بردید یا باختید.برد و باخت مهم نیست.مهم اینه که شما سعیتون رو کردید و طبق عملکردتون ارزیابی میشید.بریم سراغ اولین دوئل کاران سلستینا واربک و رابستن لسترنج که هیچکدوم نبردند.ایراد رابستن خنده بی موقع و غرورش بود ایراد سلستینا حواس پرتیش و زود عصبانی شدنش.نقطه قوت رابستن اجازه شروع شدن دوئل توسط حریفش بود و نقطه قوت سلستینا موقع شناسی و از وقت نهایت استفاده بردنش.میرسیم به دیگران و امتیاز دهیشون....

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[url=http://i18.tinypic.com/62gd2fc.gif]عضو تیم پ
Re: باشگاه دوئل
ارسال شده در: شنبه 19 خرداد 1386 00:40
نمایش جزئیات
آفلاین
به نام خدا
پست خیلی خوبی بود سلسیتنا ! منتظر ادامه فعالیتت هستم. در ضمن چون بقیه فکر می کنن اینجا قفل شده نمی دونن.تا جایی که می تونی براشون پیام شخصی کن، البته اونایی که در پست ها نام برده شدند.
-------------------------------------
فورتسکیو روی تخته شاسیش چیزهایی نوشت و به سراغ پرسی و سالازار رفت. سالازار بسیار مغرور و آماده بود گویی که حتماً پرسی از او شکست می خورد.
با علامت فورتسکیو، سالازار فریاد زد : (( سکتوم سمپرا ! ))
خون، رنگ قرمز و سرخ شدن صورت فورتسکیو. او صورت خود را پاک کرد. پرسی خود را ترمیم کرد و فریاد زد : (( کروشیو !))
سالازار به خود می پیچید و فریاد می زد اما سریع آن را رفع کرد. بعد بلند شد و بلافاصله خواست فریاد بزند، اما فورتسکیو مخالفت کرد، چیزهایی روی تخته نوشت و به سراغ دو نفر بعدی رفت، یعنی تئودور نات و آنتونیون دالاهوف. قضاوت در مورد این دو مرگخوار قدیمی و وفادار به لرد برایش خیلی سخت بود ولی تنها او در مسند قدرت قضاوت قرار داشت. دوئل شروع شد.
تئودور فریاد زد : (( تاراتالگرا)) اما آنتونیون آن را با یک حرکت سریع رفع کرد. آنتونیون فریاد زد : (( کروشیاتوس ! )) باز هم رفع شد اما این بار توسط تئودور.
هر دو نفر در مرحله اول فقط می خواستند توانایی های یکدیگر را محک بزنند، گرچه تا حد زیادی با هم آشنا بودند.
فورتسکیو در همان مرحله حد توانایی آن ها را فهمیده بود، پس دستور توقف داد.
- میتونم برم، من باید برم پیش لرد. با من کارهای مهمی دارد.
فورتسکیو نگاهی به معاون لرد، تئودور انداخت و گفت : (( برو ! نتایج تا فردا عصر اعلام خواهند شد. ))
بعد رو به بقیه مرگخواران گفت : (( استراحت و یا تمرین کنید ! ادامه آزمون برای 2 ساعت دیگر... ))
در این مدت سلسیتنا پیش او آمد و از او درخواستی کرد ...

--------------------------------
دوستان امتیازات و سطح کلاس ها را در پستی بر عهده خودم بگذارید. سعی کنید در پست بعد، آزمون را به اتمام برسانید.
با تشکر

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: باشگاه دوئل
ارسال شده در: جمعه 18 خرداد 1386 16:58
نمایش جزئیات
آفلاین
فورتسکیو در حالی که با غرور در میان مرگخواران قدم میزد گفت:خب.دو به دو مشغول به کار میشید.به گروه های دو نفری تقسیم شید و با هم دوئل کنید.آ آ آ!بلاتریکس تو با رودولف دوئل نمیکنی!شما برو و سامانتا رو دریاب.
چهره بلاتریکس در هم رفت و برق پیروزی در چشمان سامانتا درخشید.فورتسکیو مشغول تقسیم بندی های عادلانه شد:سالازار و پرسی ویزلی دست به کار شید.تو سلستینا و رابستن تقریبا با هم عضو مرگخواران شدید پس در یک حد هستید.حسن مصطفی شما بیا اینجا.تئودور نات و آنتونین دالاهوف شماها به هم میاید.و ...
سلستینا رو در روی رابستن ایستاد.نمیدانست نیروی جادویی او در چه حد است.چوبدستیش را کشید و تعظیم کرد.رابستن هم در حالی که حریفش را سبک و سنگین میکرد چوبدستیش را کشید و تعظیم کرد.سلستینا یک دختر ساکت ولی موذی و زیرک بود.علاوه بر آن برادرش رودولف و همسر او بلاتریکس مدت های طولانی با رابستن کار کرده بودند.اولین نصیحت همیشه این بود:بذار حریفت اول حمله کنه.بنابراین رابستن چوبدستیش را تکانی داد و با نیشخندی تمسخر آمیز سلتینا را دعوت به مبارزه کرد.درست به هدف زد.سلستینا از لبخند تمسخر آمیز رابستن هیچ خوشش نیامد و فریاد زد:تاراتالگرا.
رابستن به سادگی پاسخ داد:پروته گو
و در ادامه طلسمی را حواله او کرد:موبیلی کورپوس.
دقیقا به هدف خورد.سلستینا از جا برخواست و به سویی دیگر پرتاب شد.رابستن نتوانست جلو خنده اش را بگیرد.شاید خنده بر هر درد بی درمان دوا باشد ولی نه خنده بی موقع!سلتینا از جا پرید و فریاد زد:فرننکیولوس!
سوزشی وحشتناک وجود رابستن را پر کرد ولی تسلیم نشد و همانطور که غلت میزد با دقت نشانه گیری کرد:ریداکتو.
سنگ جلو روی سلستینا منفجر شد و او پس از برخورد با دیوار بیهوش روی زمین افتاد.رابستن همانطور که در سیاهی فرو میرفت لبخندی زد.صدای فورتسکیو همهمه وار گوشش را پر کرد:پناه بر مرلین.جفتشون داغون شدن!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[url=http://i18.tinypic.com/62gd2fc.gif]عضو تیم پ
Re: باشگاه دوئل
ارسال شده در: جمعه 18 خرداد 1386 16:19
نمایش جزئیات
آفلاین
به نام خدا
با سلام ! به لطف آقای تئودور نات، تاپیک باز شد، اما به شرطی که پستهای ارزشی داخلش زده نشه ! لطف کنید اگر به جز مسائل دوئل و نمایشنامه نویسی سؤال یا مشکلی دارین و یا هر چیز دیگری، فقط برای من یا معاونان محترم لرد و یا حتی خود لرد کبیر پیام شخصی کنید.
با تشکر
---------------------
تئودور وارد می شود، تعظیمی می کند و بعد صحبت را آغاز می کند : (( لرد کبیر ! طبق دستور شما باشگاه دوئل رو باز کردم. قرار است که فورتسکیو آنجا را درست و حسابی به راه بیندازد. اگر اجازه بدهید، بروم و دستورات لازم رو به اولیوندر برای ساخت چوبدستی های مورد استفاده در این باشگاه رو ابلاغ کنم. ))
لرد با صدای مخوف و رسای همیشگی اش که لرزه بر تن همه می اندازد گفت : (( بسیار خوب ! برو ! من هم باید به کارهای دیگری برسم. هر از گاهی به باشگاه سری خواهم زد تا پیشرفت اعضاء رو ببینم. عضو گیری را شروع کنید. ))
تئودور گفت : ((چشم، لرد کبیر. )) بعد تعظیمی کرد و غیب شد.
---------------- باشگاه دوئل ---------------
فورتسکیو مشغول تمیز کردن باشگاه بود. همه جا را خاک گرفته بود. از خوشحالی در خود نمی گنجید که با درخواستش موافقت شد.
در همین گیر و دار تئودور که از پیش اولیوندر می آمد ظاهر شد.
- خسته نباشی، فورتسکیو ! خوشحالم که می بینم می خواهی امور این باشگاه را راست و ریس کنی. اعضای باشگاه را معلوم کرده ای؟
او تعظیمی کرد و بعد با خوشحالی گفت : (( بله ! آخرین مرگ خوارانی که لرد آن ها را در لیست اعلام نمود. ))
- عالیه ! خوب ! من از لرد سیاه می خواهم تا پیام ها را توسط دم باریک، از طریق علامت داغ برای اعضاء ارسال کند. از فردا کار را شروع کنید.
بعد غیب شد. بالاخره تمیز شدن باشگاه تمام شد. فورتسکیو 8 اتاق دوئل آماده کرده بود. او می خواست که اعضاء را رتبه بندی کند و کلاس ها را در رتبه های متفاوت شروع کند. تمرین در همان 8 اتاق دوئل انجام می شد. اتاق ها پنجره ای نداشتند و به رنگ سیاه پر رنگی تزیین شده بودند. چراغ های سرخ رنگی، همچون رنگ چشمان جن، نور عجیب و کمرنگی را به اتاق می بخشید.
بالاخره انتظار به سر رسید. اعضا رسیدند. آن ها کسانی نبودند جز : آنتونیون دالاهوف، بورگین، رودلف، تئودور نات، بلیز زابینی، سالازار اسلیترین، مورگان الکتو، اش ویندر، پیوز، پرسی ویزلی، سامانتا ولدمورت، پرسی ویزلی، بلاتریکس لسترنج، سلسیتنا واربک، رابستن لسترنج و حسن مصطفی، که پیشاپیش آنها لرد ولدمورت کبیر پیش می آمد.
همه از تزیین باشگاه خوششان آمد و البته از روش جدید فعالیت در باشگاه. بعد از کلاس ها آنها دائماً تمرینات عملی و مسابقات خواهند داشت.
لرد بعد از نظارتی سطحی از آنجا رفت. اولین آزمون برای تعیین سطح به زودی برگزار می شد ...
-------------------
دوستان ! خواهشاً! آزمون ها را در چندین پست و با توضیحات کامل شرح دهید ! البته پر هیجان باشند! از نکات طنز در سطح خیلی خیلی کم می توانید استفاده نمایید.

با تشکر

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط فورتسکيو در 1386/3/18 16:22:58
تصویر تغییر اندازه داده شده
تصویر تغییر اندازه داده شده
باشگاه دوئل زیر نظر پروفسور استاد خوش تیپ خوشگل بامرام گیلدروی لاکهارت ختم روزگار
ارسال شده در: پنجشنبه 15 مرداد 1383 18:47
نمایش جزئیات
آفلاین
هوووم! بسی خنده دار است... دوئل ها در سطح بسیار پایینی قرار دارن! همش یه سال اینجا نبودما
مسئول این باشگاه الان کیه؟ خودم به مبارزه میطلبمش تا بفهمید دوئل یعنی چی... خفن ترینتونو بفرستید جلو! البته زیاد هم نگران نباشید نمیکشمش!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: باشگاه دوئل: موهاهاهاهاهاها!!!
ارسال شده در: دوشنبه 18 خرداد 1383 11:59
نمایش جزئیات
شغل
افتخارات
آفلاین
دارک لرد عزيز اسمت رو انتخاب کردم.
با بطلميوس موافقی؟!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
زمان ما رسیده است، برادران و خواهران من! دیگر در خفا نخواهیم بود! صدایمان را خواهند شنید و این صدا کرکننده خواهد بود!

تصویر تغییر اندازه داده شده
ارسال شده در: چهارشنبه 13 اسفند 1382 05:02
نمایش جزئیات
آفلاین
بوهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاها
مودی: ا دارک چرا اینقدر مسخره می خندی؟
من: د پس نترسیدین؟
مرلین: نه مگه ترسناک بود؟
من: خوب صبر کنید( میرم دوباره میام تو) بویوهاهاهاهبوهاهاهاهاههاها
مودی درحالی که داره ساعتش رو نگاه میکنه: که چی مثلا؟
مرلین: اصلا چرا باید ترسناک باشه؟
من: ای بابا گفتم قراره همدیگه رو بکشیم یه کم ترسناک باشه
مودی: به برو بابا الان 15 صفحه گذشته هنوز یه خراش هم ورنداشتیم!
سائورون:بسه دیگه بابا این یه قلم رو نمایشنامه نکن!
من: اوکی باشه!
****
خوب بروبچز می بینم که هیچ اتفاق خاصی نیوفتاده مودی یه دوئل با من می کنی به صورت کاملا کاملا جوانمردانه! :-D :pint:

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!