همه نگاهشون میره به سمت اون
مرده:
....دو ...دو دو ...دومبولی!.......برادر خودتی؟دامبلدور:
.... بله .....خود خودمم!....هانریش! تو اینجا چی کار میکنی؟...برادر حمید:
....من دیگه هانرشی نیستم!....بابا نمدونی!...به من یک روزگاری گذشت که نگو...بعد جدا شدن از محفل رفتم ایران....بعدش با برادر کریم کفتر باز آشنا شدم...رفتم پی حوزه و آسلام!....الانم که برگشتم برای ترویج آسلام در خارج!دامبلدور: عجب!....خوش اومدی!....بیا بیشین....
مری:
...پروفسور...من بوقم دیگه!....مثلا کلی تریپ حس اومده بودم قسم بوخورم!....دامبلدور: اوکی ...پس سریع تر بوخون من حوصله ندارم!....
مری:
..... قسم می خورم!دامبلدور: آفرین تو از الان عضو محفلی ...بپر برو دوتا ودکا بیرز بیار!
....مری:
....به من چه!...پس کریچر اینجا چیکارس!دامبلدور: دیگه قسم خوردی باید پایه همه چیش واستی!....بدو آفرین!...
مری:
..... و زیره لب میگه: من حالتو میگیرم حمید!...حمید: خواهر من مشروبات نمی خورم....از نظر کتاب ماءالشعیرات این نوشیدنی حرامست!....
مری: چشم!....چی بیارم براتون؟
حمید: برای بنده دلستر طلایی باشه!...لیمویی!
مری: بله...الان میارم!...و میره!
دامبلدور: خوب راستی تو نمی خوای بیای!؟...
حمید: کجا؟!....مگه قراره جایی بریم!...من بگم از الان اگه میخواین برین جایی باید در دو دسته ی خواهرانه و برادرانه برین!...من هم برای اینکه خواهرا تنها نباشن با اونا میام!.
..دامبلدور: اوووووووووو...چی چی برا خودت شعر میگی!...میگم میای تو محفل؟...
حمید: آها...البته....
دامبلدور: پس قسم بخور که به محفل وفادار باشی!
حمید: حالا باشه قسم هم می خورم!....بذار اول ماءالشعیر رو بزنیم حالا وقت زیاده!...اصلا در کتاب الاحکامات القسمین اوده که قسم رو با ماءالشعیر بوخورین مستحبه!...و بهتر از هشتاد بار قسم خوردن بدون مءالشعیره!....
دامبلدور:عجب!!!!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج
