جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

7 کاربر(ها) آنلاین هستند (4 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
7 مهمانان 0 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

[[continious]] کافه‌تریای مادام پادیفوت

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: به اينجا يه سر و ساموني بديم !
ارسال شده در: شنبه 29 فروردین 1383 23:45
نمایش جزئیات
آفلاین
مودی:اهووو اهوووو چه خاکی گرفته اینجا رو!
من: بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــوق! کسی خونه هست؟!!!
مودی: وای این چی بود!؟!
من: ا مودی اینجایی؟! ببشخید ندیدمت! می گم فکر کنم مادام پادی فوت به رحمت ایزدی پیوسته باشه! چون کافه خیلی وقته خوابیده! :-D آخ ! این کی بید؟ ا مادام شمایین؟ ببخشید!
مادام: مرتیکه چرا فحش میدی! می خواستم حالت وسترن داشته باشه! می گی نه نگا کن...
(آهنگ خوب - بد - زشت... دیرری دیرین دن دن دن!)
یه جادوگر میاد تو دو تا چوب جادویی بسته به کمرش به جای کلت...
جادوگر اول: سلام پادی! تو تا آبجو رد کن بیاد!
شترخ! می کوبه رو میز! : بیا جو بخور حالشو ببر!
یه جادوگر دیگه وارد میشه از پشتش کلی بخار می زنه تو خیلی زیاد بخار می زنه تو همه جا رو بخار داره بخار می زنه تو! بخار.. اهو اهو... اهوی....! عمله!.... بسه بابا... اهو.. بسه این صحنه بخار از این بیشتر... اهووو.... نمی خواد....!
جادوگر اول: سلام جیم!
جادوگر دوم: سلام جو کوچیکه! چطوری؟! اینا کین؟
جادوگر اول: نمی دونم؟ بچه این محل نیستن! چطوره بکشیمشون!
جادوگر دوم: موافقم منم حوصلم سر رفته
جادوگر اول رو به مودی: بکش یا می کشم!
من: یعنی چی؟ بابا بیخیال ! اینا جدین!
جادوگر اول: جدی؟ نگا کن یه حالی بهت بدم!
با یه حرکت سریع ونداشو می کشه بیرون: آوادکداورا! *2!
تو کلاه من دو تا سوراخ ایجاد شده!
من: د یعنی چی! من اصلا کلاه ندارم!
از پشت صحنه: سکوت! وگرنه حقوق این ماهت رو نصف می کنم!
من: ای بابا اختیار دارین! اصلا من دو تا کلاه رو باهم می ذارم!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
!ASLAMIOUS Baby!
Re: به اينجا يه سر و ساموني بديم !
ارسال شده در: شنبه 22 فروردین 1383 23:31
نمایش جزئیات
آفلاین
نقل قول:

مرلين نوشت
نقل قول:

خون آشام نوشت
دارك جولو دهنشو مي گيره و مي دوه طرف دستشويي عق عق عق



:-D :-D :-D
آخ جون بالاخره يكي ديگه رفتن به دستشويي رو به عهده گرفت.


نه عزیز اون برای کار دیگه رفت دسشویی به وظیفه شما خللی وارد نکرده

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Sunny, yesterday my life was filled with rain.
Sunny, you smiled at me and really eased the pain.
The dark days are gone, and the bright days are here,
My sunny one shines so sincere.
Sunny one so true, i love you.

Sunny, thank you for the sunshine bouquet.
Sunny, thank you for the love you brought my way.
You gave to me your all and all.
Now i feel ten feet tall.
Sunny one so true, i love you.

Sunny, thank you for the truth you let me see.
Sunny, thank you for the facts from a to c.
My life was torn like a windblown sand,
And the rock was formed when you held my hand.
Sunny one so true, i love you.
Re: به اينجا يه سر و ساموني بديم !
ارسال شده در: شنبه 22 فروردین 1383 17:27
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
نقل قول:

خون آشام نوشت
دارك وارد كافه مي شه ...مرلين مي پره بغلش مي گه :واي جيني جونم تا حالا كجا بودي
دارك مي گه :بابا اشتباه گرفتي
مرلين به خودش مياد مي گه :واي جيني چرا انقدر .....اي....دارك؟

دارك :اي به خودت ....خوب چشمتو باز كن
مرلين شاعرانه عارفانه مي گه :تو كه از عشق چيزي نمي فهمي ...عشق چشم آدمو كور مي كنه
دارك جولو دهنشو مي گيره و مي دوه طرف دستشويي عق عق عق

مودي مياد تو و مي گه :من مي فهمم تو چي مي گي ...آه زندگي ...آه ...عشق من
تقريبا نصف كافه به دستشويي هجوم مي برن ....و



:-D :-D :-D
آخ جون بالاخره يكي ديگه رفتن به دستشويي رو به عهده گرفت.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
زمان ما رسیده است، برادران و خواهران من! دیگر در خفا نخواهیم بود! صدایمان را خواهند شنید و این صدا کرکننده خواهد بود!

تصویر تغییر اندازه داده شده
به اينجا يه سر و ساموني بديم !
ارسال شده در: شنبه 22 فروردین 1383 16:07
نمایش جزئیات
آفلاین
دارك وارد كافه مي شه ...مرلين مي پره بغلش مي گه :واي جيني جونم تا حالا كجا بودي
دارك مي گه :بابا اشتباه گرفتي
مرلين به خودش مياد مي گه :واي جيني چرا انقدر .....اي....دارك؟

دارك :اي به خودت ....خوب چشمتو باز كن
مرلين شاعرانه عارفانه مي گه :تو كه از عشق چيزي نمي فهمي ...عشق چشم آدمو كور مي كنه
دارك جولو دهنشو مي گيره و مي دوه طرف دستشويي عق عق عق

مودي مياد تو و مي گه :من مي فهمم تو چي مي گي ...آه زندگي ...آه ...عشق من
تقريبا نصف كافه به دستشويي هجوم مي برن ....و


افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
و يك حلقه براي ملكه خون آشام ها ...
كه آغازي شد براي ي?
ارسال شده در: شنبه 22 فروردین 1383 15:28
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
شايد بهتر باشه يه كم اينجا رو راه بندازيم چون از رونق افتاده .
جشن بالماسكه و عروسي مودي كه تموم شد پس حالا ميتونيد دوباره اينجا پيام بدين.
-------
بعد از يك هفته تعطيلي بالاخره مادام پادي فوت در كافه رو باز كرد. در حالي كه تيغه افتاب لبه هاي تابلوي زرين ورود كبوترهاي عاشق آزاد روشن ميكرد و صبحي دل انگيز رو نويد ميداد فضاي داخل كافه با گلهاي خوشبوي بهاري تزيين شده و بوي ان تمام فضاي كافه و بيرون ان را پر كرده. ميزهاي دونفره با صندليهاي روبروي هم با نظم و ترتيب داخل كافه قراتر گرفته و در ان به روي گلهاي نوشكفته بهار عشق بازه... بفرماييد

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
زمان ما رسیده است، برادران و خواهران من! دیگر در خفا نخواهیم بود! صدایمان را خواهند شنید و این صدا کرکننده خواهد بود!

تصویر تغییر اندازه داده شده
ارسال شده در: سه‌شنبه 18 فروردین 1383 23:53
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
مرلين از خواب ميپره و خودشو تو دستاي هيولا ميبينه.
مرلين: توتوتو توباگوالناهستيروفونا كوناهتمنخ سذرادنا...
هيولا همينجور با هر كلام مرلين كوچيك تر ميشه و كوچيك تا اينكه محو ميشه.مرلين خونهاي پراكنده شده رو بجز خونهاي روي مودي و دارك رو پاك ميكنه. مادام پادي فوت با يه ديس ابميوه مياد تو كافه و چشمش به مودي و دارك ميفته.
خوناشام : اوه سلام مادام. چيزي نيست اين دارك و مودي داشتن بازي ميكردن.
مادام: كورمچك ..! بوق !بوق ! گوگگوله! بوق ! بوق! همه اينجوري مثل بامشاد
مرلين: خودم ادبشون ميكنم. مرلين با يه اردنگي دارك و مودي رو ميندازه بيرون......

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
زمان ما رسیده است، برادران و خواهران من! دیگر در خفا نخواهیم بود! صدایمان را خواهند شنید و این صدا کرکننده خواهد بود!

تصویر تغییر اندازه داده شده
ارسال شده در: چهارشنبه 5 فروردین 1383 11:03
نمایش جزئیات
آفلاین
يكدفعه در صدف با ز مي شه و خون همه جا را مي گيره از توي صدف يه فوارهي خون بيرون مي زد تمام كافه را خون گرفته بود
همه غير از هوناشام شوكه شده بودند
مادام غش كرده بود !
مكگونال با اكراه مي گه :اه اين ديگه چي بود مودي
خوناشام شرورانه مي گه :بقيه هم داره ....
يكدفعه يه هيولاي خونالود از بين خون ها ظاهر شد و با دست هاي دراز و چسبناكش مودي و مرلين را گرفت ...
مودي :مينروا برو ..برو خودتو نجات بده
مكگونال كه به طرف در مي رفت گفت :پس چي خيال كردي!
هيولاي خونالود با صداي بمي گفت : من غول خونالود اين صدفم ... مي تونم سه آرزوي يك خوناشام را بر آورده كنم ولي قبلش بوي جادوگر ميزاد مياد !!!
و نگاهي به مودي و دارك و مرلين مي كنه و ملچ و مولوچ مي كنه

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
و يك حلقه براي ملكه خون آشام ها ...
كه آغازي شد براي ي?
مودی یه نیگا به برق چشمای مینروا میکنه و یه نیگا به جیب خودش
مینروا:اا الستور عزیزم؛چیزی شده؟!
الستور:نه؛داشتم فکر میکردم که شاید چیزای بهتر از این هم گیر بیاریم؟نظرت چیه عزیزم؟
مرلین: بگو پول ندارم و ...
مودی یه دونه ورد می فرسته طرف مرلین،مرلین از دهنش انواع و اقسام جونورا میریزه بیرون.
مودی:یه بار دیگه الکی دهنتو وا کنی ...(بوق بوق بوق)
دارکی وارد میشه:اا اینجا چه خبره؟!
دارکی میاد و کنار مودی وای میسته.مودی در یک چشم به هم زدن کیف دارکی رو کف میره!(ناظر بخش:آقا،بد آموزی داره؛یعنی چی)(مودی:اعتراضی داری؟؟ مرلین رو ببین!)
خون آشام:پس چی شد؟
مودی پول ها رو میشمره.1 2 3 4 5(سدریک:123456789)
مودی:اه؛سدریک تو با من نشمر!من قاطی میکنم.
هرمایون:ببخشید پروفسور بدید من حساب می کنم.بعد از جیبش یه ماشن حساب در میاره و شروع میکنه به حساب کردن..
مینروا:دوشیزه گرنجر؟ پس شما همیشه از وسایل مشنگی استفاده میکنید که نمراتتون بالا میشه؟!
هرمایون:نه پروفسور؛مممننن...
مینروا:باید سریعا توضیح بدید در اتاق مطالعه!
مودی:مینروا عزیزم؛حالا بزار ببینم چقدر پول داریم؟!
مودی:ااا میشه 1500 گالیون!
سدریک:خبر خبر؛به بانک گرینگاتز حمله شده؛خبر خبر؛دزدی از بانک
دارکی:اا خوب دوستان من برم؛عیده مهمون قراره واسم بیاد!
مودی:آره آره دارکی؛برو؛منم بعدا بهت ملحق میشم!
مودی به خون آشام:خوب گفتی 500؛بیا اینم 500
مودی و مینروا و مرلین میرن سر صدف تا بازش کنن....

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ارسال شده در: چهارشنبه 5 فروردین 1383 10:02
نمایش جزئیات
آفلاین
خوناشام مياد توي كافه گرد و غبار تمام لباسشو گرفته مي گه :سلام بچه ها من از سفر برگشتم
مودي زير چشمي خوناشام را نگاه مي كنه و بعد به مكگونال لبخند مي زنه
خوناشام مي گه:ببخشيد اينجا چه خبره؟
دارك مي پره وسط و مي گه :نامزدي مودي و مينرواست
خوناشام حيرت زده مي گه :اااااااااااااااااااا...چه جالب....تبريك مي گم
خوناشام مي گه :بچه ها من يه چيزي گرفتم كه اگه ببينيد خيلي خوشتون مياد
بعد از تو جيبش يه بسته در مياره و از توي بسته يه صدف خيلي خوشگل طلايي رنگ
مودي :بوق بوق چقدر نازه
مينروا مي گه :واي چقدر قشنگه منم مي خوام
مرلين :حالا به چه درد مي خوره
مودي كه ديد مينروا خيلي خوشش اومده داد زد :بكش كنار مرلين مي خرمش خوني جون مي خرمش
خوناشام گفت :اااا فروشي نيست
مودي :من بايد اينو براي هديه سالگرد نامزديمون براي مينروا بخرم
مرلين :آخه هنوز سالتون نشده كه ....
مودي مي پره بالا مياد زمين مي گه :من مي خوامش
خوناشام شونه هاشو مي اندازه بالا و مي گه :500 گاليون داري بده

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
و يك حلقه براي ملكه خون آشام ها ...
كه آغازي شد براي ي?
مودی دست مینروا رو میگیره و شروع میکنن به راه رفتن!
مودی:ااا نیگا اینجا رو.....
(مرلین جینی)
مودی:خوب عزیزم،بگو از همسر آینده ات چه توقعی داری؟خونه مامانم زندگی می کنی؟حقوقم چقدر باشه؟!ویلا میخای؟!موبایل؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!