یعنی هرکی عشق تو بدنش نیست یه مرگخواره
نه, فقط ولدرمورته که قدرت عشق رو نداره.بنظر من لوسیوس مالفوی و دیگر مرگخواران عاشق خوانواده شونن.
در ضمن من هنوز معتقدم که اسنیپ به دامبلدور وفاداره و تمام انا کمکی برای نجات هری بوده
تنظیمات نمایش
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
اینستاگرام
کمک میخوای؟ از ما بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
اینستاگرام
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ کلاسها ❖
کلاسهای اختصاصی
کلاسهای عمومی
❖ محوطه قلعه ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
آخرین گروهبندیها
هافلپاف
ریونکلاو
گریفیندور
اسلیترین
اسنیپ: مرگخوار ولدمورت یا یار وفادار دامبلدور؟
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1384/01/17
تولد نقش: 1396/04/21
آخرین ورود: پنجشنبه 29 خرداد 1404 20:14
از: مدرسه جادوگری هاگوارتز
پستها:
2956

جزئیات کاربر

من فکر می کنم وقتی دامبلدور مایع سبز رو خورد باید می مرد(شاید بلایی بدتر سرش میومد).
و فکر می کنم از اسنیپ خواسته بود که اجازه نده که دراکو از ورد ممنوع استفاده کنه و اگر دراکو خواست استفاده کنه و اسنیپ در شرایطی بود که گیر کرده بود خود اسنیپ این کارو بکنه(چون اسنیپ قبلا از ورد ممنوع استفاده کرده بود) در حقیقت دامبلدور نمی خواسته یکی دیگه هم از وردهای ممنوع استفاده کنه مخصوصا یه کسی به سن هری. من فکر کنم دراکو در آخر کتاب به هری کمک کنه. شاید خیلی بعید باشه ولی رولینگ همیشه بعید می نویسه.
و فکر می کنم از اسنیپ خواسته بود که اجازه نده که دراکو از ورد ممنوع استفاده کنه و اگر دراکو خواست استفاده کنه و اسنیپ در شرایطی بود که گیر کرده بود خود اسنیپ این کارو بکنه(چون اسنیپ قبلا از ورد ممنوع استفاده کرده بود) در حقیقت دامبلدور نمی خواسته یکی دیگه هم از وردهای ممنوع استفاده کنه مخصوصا یه کسی به سن هری. من فکر کنم دراکو در آخر کتاب به هری کمک کنه. شاید خیلی بعید باشه ولی رولینگ همیشه بعید می نویسه.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
رادیکال 8
جزئیات کاربر

خب من خودم هم دروغ اولی که اسنیپ گفت رو زیاد قبول ندارم به همون دلیلی که آوریل گفت
حالا دلیل 4 که خودم چیز زیادی ازش نفهمیدم
4-کتاب رو براساس جلدش قضاوت نکن
بعد از اینکه اسنیپ به واسطه اخطار میرتل گریان به دستشویی پسرانه میاد به یقین میدونست که افسون سکتوسمپرا دراکو را مجروح کرده به خاطر اینکه دقیقا درمانی رو به کار برد که شدت جراحت رو کم کنه بعد دراکو رو به بیمارستان قلعه برد و به هری گفت که اونجا منتظر باشه. بعد از اینکه اسنیپ برگشت از هری پرسید که کجا اون ورد رو یاد گرفته و هری جواب میده که در کتابی در کتابخونه و اسنیپ از قدرت ذهن جوییش دوباره استفاده میکنه:
"دروغگو," اسنیپ گفت.گلوی هری خشک شد.او میدانست که اسنیپ میخواهد چه کند و هیچوقت قدرت مقابله و پیشگیری نداشت. دستشویی در برابر چشمان هری کمرنگ تر شد .او مبارزه کرد تا همه خاطره را ببندد .کپی کتاب معجون سازی پیشرفته شاهزاده نیمه اصیل در مغز او با گیجی شناور بود.
بعد اسنیپ به هری دستور داد تا کتابش رو بیاره و هری کتاب رو مخفی کرد و کتاب رون رو اورد.
اسنیپ میباید میدانست که هری به او کلک زده است چون آن را در ذهنش دیده بود ولی به جای اشاره به این موضوع فقط 12 جلسه تنبیه به او داد.
چرا باید اسنیپ اینکارو میکرد اگر همچنان برای دامبلدور کار نمیکرد؟؟؟؟او رفتارش رو با هری عوض کرد وقتی که هری رو ایجاب کرد تا کتاب رو پیشش بیاره ولی بعد با اینکه هری دروغ گفته بود. اسنیپ به یاد میاره که طرفه کیه و برمیگرده.
حالا چه ربطی داشت من که نفهمیدم , هر کی فهمید نظرشو بگه
5-سوروس ....خواهش میکنم
اگر شما باور میکنید که اسنیپ داره دستورات دامبلدور رو برای کشتنش انجام میده بهتره که به عبارات پایانی آنها دقتی بکنید
شخص دیگری نام اسنیپ رو به آرامی به زبون آورد " سوروس ..." صدا بیش از هرچیز دیگری در آن بعدازظهر هری رو ترساند. برای اولین بار دامبلدور داشت التماس میکرد. اسنیپ هیچ چیز نگفت فقط به جلو آمد و مالفوی رو با خشونت از سر راه کنار زد ..اسنیپ برای لحظه ای به دامبلدور خیره شد و انجا درد و نفرتی در خطوط صورتش پدیدار شد. "سوروس ...خواهش میکنم.."
در این قسمت خواننده تصور میکند که اسنیپ از دامبلدور نفرت دارد و به همین دلیل خطوط صورتش تغییر میکنه.
ولی برای دریافتن معانی اصلی نفرت و درد اسنیپ, رولینگ تقریبا از عبارات یکسانی برای آنچه که هری یک فصل قبل احساس کرده بود استفاده میکند.
هری گفت:"شما ..شما نمیتونید متوقفش کنید پروفسور شما باید به نوشیدن ادامه بدید..شما به من گفتید که باید اینجا به نوشیدن ادامه بدید کنید.." با احساس نفرتی از خودش که چه کاری داره انجام میده هری به زور جام رو در دهان دامبلدور برگرداند
هرچند که اسنیپ مجبور بود تا دامبلدور رو به خاطر دستور خودش بکشه , این موضوعی بود که واقعا سخت و احساسی برای اسنیپ بود همونطور که برای هری در هنگام خوراندن مایع زهر به دامبلدور بود.
احساس درد در صورت اسنیپ برای دامبلدور نبود برای عملی بود که باید انجام میداد.احساس نفرت برای دامبلدور نبود بلکه برای چیزی بود که اسنیپ مجبور به انجامش شده بود.
و وقتی دامبلدور گفت:"سوروس ..خواهش میکنم.." او خواهش نمیکرد " سوروس لطفا نه" آنچه که او واقعا میخواست بگوید این بود:" سوروس لطفا مرا بر اساس قولی که دادی بکش"
برمیگردیم به پایان کتاب 1 وقتی که دامبلدور به هری درباره مرگ نیکلاس فلامل میگه:
"برای پسری به سن وسال تو این خیلی عجیبه ولی برای نیکلاس و پرنل درست مثل اینه که بعد از یه روز طولانی و خسته کننده به خواب برن .در هر حال برای یک انسان فرهیخته مرگ یه ماجرای عظیم دیگه س."
آیا این به گوش شما مانند سخن کسی هست که زندگی خودش رو گدایی کنه؟؟
----------------------------
خب دلایلی که در اون سایت اومده بود برای اینکه اسنیپ خیانت نکرده رو من تاجایی که سوادم قد میداد به فارسی برگردوندم .
اگه نظراتتون درباره این موارد و به خصوص مورد چهارم رو بگین خوب میشه چون من چیزی ازش نفهمیدم
حالا دلیل 4 که خودم چیز زیادی ازش نفهمیدم
4-کتاب رو براساس جلدش قضاوت نکن
بعد از اینکه اسنیپ به واسطه اخطار میرتل گریان به دستشویی پسرانه میاد به یقین میدونست که افسون سکتوسمپرا دراکو را مجروح کرده به خاطر اینکه دقیقا درمانی رو به کار برد که شدت جراحت رو کم کنه بعد دراکو رو به بیمارستان قلعه برد و به هری گفت که اونجا منتظر باشه. بعد از اینکه اسنیپ برگشت از هری پرسید که کجا اون ورد رو یاد گرفته و هری جواب میده که در کتابی در کتابخونه و اسنیپ از قدرت ذهن جوییش دوباره استفاده میکنه:
"دروغگو," اسنیپ گفت.گلوی هری خشک شد.او میدانست که اسنیپ میخواهد چه کند و هیچوقت قدرت مقابله و پیشگیری نداشت. دستشویی در برابر چشمان هری کمرنگ تر شد .او مبارزه کرد تا همه خاطره را ببندد .کپی کتاب معجون سازی پیشرفته شاهزاده نیمه اصیل در مغز او با گیجی شناور بود.
بعد اسنیپ به هری دستور داد تا کتابش رو بیاره و هری کتاب رو مخفی کرد و کتاب رون رو اورد.
اسنیپ میباید میدانست که هری به او کلک زده است چون آن را در ذهنش دیده بود ولی به جای اشاره به این موضوع فقط 12 جلسه تنبیه به او داد.
چرا باید اسنیپ اینکارو میکرد اگر همچنان برای دامبلدور کار نمیکرد؟؟؟؟او رفتارش رو با هری عوض کرد وقتی که هری رو ایجاب کرد تا کتاب رو پیشش بیاره ولی بعد با اینکه هری دروغ گفته بود. اسنیپ به یاد میاره که طرفه کیه و برمیگرده.
حالا چه ربطی داشت من که نفهمیدم , هر کی فهمید نظرشو بگه
5-سوروس ....خواهش میکنم
اگر شما باور میکنید که اسنیپ داره دستورات دامبلدور رو برای کشتنش انجام میده بهتره که به عبارات پایانی آنها دقتی بکنید
شخص دیگری نام اسنیپ رو به آرامی به زبون آورد " سوروس ..." صدا بیش از هرچیز دیگری در آن بعدازظهر هری رو ترساند. برای اولین بار دامبلدور داشت التماس میکرد. اسنیپ هیچ چیز نگفت فقط به جلو آمد و مالفوی رو با خشونت از سر راه کنار زد ..اسنیپ برای لحظه ای به دامبلدور خیره شد و انجا درد و نفرتی در خطوط صورتش پدیدار شد. "سوروس ...خواهش میکنم.."
در این قسمت خواننده تصور میکند که اسنیپ از دامبلدور نفرت دارد و به همین دلیل خطوط صورتش تغییر میکنه.
ولی برای دریافتن معانی اصلی نفرت و درد اسنیپ, رولینگ تقریبا از عبارات یکسانی برای آنچه که هری یک فصل قبل احساس کرده بود استفاده میکند.
هری گفت:"شما ..شما نمیتونید متوقفش کنید پروفسور شما باید به نوشیدن ادامه بدید..شما به من گفتید که باید اینجا به نوشیدن ادامه بدید کنید.." با احساس نفرتی از خودش که چه کاری داره انجام میده هری به زور جام رو در دهان دامبلدور برگرداند
هرچند که اسنیپ مجبور بود تا دامبلدور رو به خاطر دستور خودش بکشه , این موضوعی بود که واقعا سخت و احساسی برای اسنیپ بود همونطور که برای هری در هنگام خوراندن مایع زهر به دامبلدور بود.
احساس درد در صورت اسنیپ برای دامبلدور نبود برای عملی بود که باید انجام میداد.احساس نفرت برای دامبلدور نبود بلکه برای چیزی بود که اسنیپ مجبور به انجامش شده بود.
و وقتی دامبلدور گفت:"سوروس ..خواهش میکنم.." او خواهش نمیکرد " سوروس لطفا نه" آنچه که او واقعا میخواست بگوید این بود:" سوروس لطفا مرا بر اساس قولی که دادی بکش"
برمیگردیم به پایان کتاب 1 وقتی که دامبلدور به هری درباره مرگ نیکلاس فلامل میگه:
"برای پسری به سن وسال تو این خیلی عجیبه ولی برای نیکلاس و پرنل درست مثل اینه که بعد از یه روز طولانی و خسته کننده به خواب برن .در هر حال برای یک انسان فرهیخته مرگ یه ماجرای عظیم دیگه س."
آیا این به گوش شما مانند سخن کسی هست که زندگی خودش رو گدایی کنه؟؟
----------------------------
خب دلایلی که در اون سایت اومده بود برای اینکه اسنیپ خیانت نکرده رو من تاجایی که سوادم قد میداد به فارسی برگردوندم .
اگه نظراتتون درباره این موارد و به خصوص مورد چهارم رو بگین خوب میشه چون من چیزی ازش نفهمیدم
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط رومیلدا وین در 1384/6/20 0:06:31
The Death Prophet is coming to U
Enemies of the heir beware
Enemies of the heir beware
نميدونم تا حالا كسي به اين چيزي كه ميگم فكر كرده بود؟
اگه يادتون باشه هاگريد به هري گفت كه دامبلدور با اسنيپ دعوا ميكردن كه اسنيپ ميگفته نميتونم اين كار نشدنيه و از اين حرفا!
من فكر ميكنم دامبلدور گفته كه در هر صورتي اعتماده ولدمورت رو به دست بيار....مخصوصا كه اسنيپ تو چفت شدگي استاده و ولدمورت نميتونه چيزي بفهمه!
اگه يادتون باشه هاگريد به هري گفت كه دامبلدور با اسنيپ دعوا ميكردن كه اسنيپ ميگفته نميتونم اين كار نشدنيه و از اين حرفا!
من فكر ميكنم دامبلدور گفته كه در هر صورتي اعتماده ولدمورت رو به دست بيار....مخصوصا كه اسنيپ تو چفت شدگي استاده و ولدمورت نميتونه چيزي بفهمه!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1384/06/19
آخرین ورود: چهارشنبه 29 شهریور 1385 16:32
از: برای امنیت بیشتر نا معلوم
پستها:
13

جزئیات کاربر

در مورد اینکه بعضیا میگن اگه اسنیپ دامبلدور رو نمی کشت میمرد........باید بگم که در اون پیمان فقط گفته شد که اسنیپ به دراکو کمک کنه....نه اینکه دامبلدور رو بکشه........کمک به دراکو می تونه حتی در حد همین باشه اسنیپ دراکو رو از اونجا فراری بده.
در مورده دروغایی که اسنیپ گفته : در مورد اولیش که فکر نمی کنم چون در هر حال اسنیپ از هری تنفر داره و این نظرو داره که اون جادوگر ضعیفیه.....در مورد دومیش مطمئن نیستم برای همین نظر نمیدم......
ولی با نظریه 3 موافقم....خیلی قشنگ به هم مربوط میشن.....
در مورده دروغایی که اسنیپ گفته : در مورد اولیش که فکر نمی کنم چون در هر حال اسنیپ از هری تنفر داره و این نظرو داره که اون جادوگر ضعیفیه.....در مورد دومیش مطمئن نیستم برای همین نظر نمیدم......
ولی با نظریه 3 موافقم....خیلی قشنگ به هم مربوط میشن.....
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
[size=small]جادوگران برای هم?
جزئیات کاربر

فقط دامبلدور نمرده! خلاص! خدا پدر طرفو بيامرزه! 
شما ميدونيد اسنيپ چه فداكارياي كرد؟ هويتشو گند زد رفت! هيچ ميدونيد اگه ولدمور جريانو بفهمه سر اسنيپ چه بلايي مياد؟ هيچ ميدونيد اسنيپ اونقدر هيبت داشت كه نياد به پاي دريكو ملفوي بيافته كه بذاره اون دامبلدورو بكشه و دريكو سرش داد بكشه؟! دامبلدور اونقدر پوچ نبود كه بهمون راحتي بميره و هزاران هزار دلايل ديگه كه ثابت ميكنه اسنيپ معتمدترين و مخلصترين و فداكارترين مرد دامبلدوره! خدائيش ازش انتظار نداشتم!
:bigkiss:

شما ميدونيد اسنيپ چه فداكارياي كرد؟ هويتشو گند زد رفت! هيچ ميدونيد اگه ولدمور جريانو بفهمه سر اسنيپ چه بلايي مياد؟ هيچ ميدونيد اسنيپ اونقدر هيبت داشت كه نياد به پاي دريكو ملفوي بيافته كه بذاره اون دامبلدورو بكشه و دريكو سرش داد بكشه؟! دامبلدور اونقدر پوچ نبود كه بهمون راحتي بميره و هزاران هزار دلايل ديگه كه ثابت ميكنه اسنيپ معتمدترين و مخلصترين و فداكارترين مرد دامبلدوره! خدائيش ازش انتظار نداشتم!
:bigkiss:
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر

خب من به شخصه معتقدم که اسنیپ همچنان در جبهه سفید هست هر چند وقتی فصل دوم کتاب رو خوندم نظر بدی نسبت بهش پیدا کردم .
من اینجا دلایلی رو که در سایت
www.dumbledoreisnotdead.com به عنوان مدارکی برای سفید بودن اسنیپ نوشته شده به فارسی نوشتم{ میدونم که خیلی خوب ترجمه نکردم ولی به هر حال بد نیست که اینها رو بخونین}
1-اسنیپ 2 بار به نارسیسا و بلا دروغ میگوید:
-وقتی که اسنیپ در حال توجیه کردن بلا بود با اشاره به هری چنین جملاتی رو بر زبون میاورد:
خیلی زود بر من واضح شد که اون هیچ استعداد فوق العاده ای نداره .اون از راه جنگ راهش رو در موقعیتهای خطرناک با ترکیب ثابتی از شانس و دوستان با هوش تر باز کرده
ولی ما میدانیم که اسنیپ دروغ میگوید .ما میدانیم که اسنیپ میداند هری جادوگر قدرتمندی است. ما میدانیم که اسنیپ اطلاع دارد که هری مارزبان است. ما میدانیم که اسنیپ میداند که هری وقتی 13 سال داست میتوانست طلسم پاترونوس رو به طور کامل اجرا کند. ما میدانیم که او میداند که هری 5 بار در برابر لرد سیاه ایستاده است.
-ولی در کمتر از یک صفحه بعد وقتی نارسیسا در حال گریستن است و میگوید میخواهد چیزی را به اسنیپ بگوید که از آن منع شده است ناگهان اسنیپ جواب میدهد که او( نارسیسا ) باید از قوانین ولدمورت اطاعت کند و خواهرش , بلا این موضوع را تعیید میکند ولی به نظر میرسد که اسنیپ با گفتگو مشکلی دارد چون :
ولی اسنیپ بر پا بلند شد و به طرف پنجره رفت , با دقت از میان پرده ها نگاه کرد و بار دیگر به تندی آنها را کشید. او برگشت تا با ترشویی با نارسیسا مواجه شود
چه اتفاقی افتاد که باعث شد او با خشونت پرده ها را بکشد و با اخم با خانم روبرو شود؟ آیا او اکتشافی کرده بود؟
این فقط به این دلیل میتوانست باشد که اعتماد آنها را جلب کند , که ولدمورت نقشه را به او گفته است. او دوباره دارد دروغ میگوید
ما میدانیم که اسنیپ ذهن جوی ماهری هستش و با توجه به اینکه نارسیسا در آن لحظات فقط به نقشه ای که دراکو باید اجرا میکرد فکر میکرده و در آن لحظه کوتاه در کنار پنجره اسنیپ ان را در ذهن نارسیسا دیده است. بعد او دروغ میگوید که نقشه را میداند تا اعتماد آنها ار کسب کند.
2-آنچه که هاگرید تصادفا شنید:
"من داشتم از جنگل ممنوع در بعدازظهر دیگه ای بیرون میومدم که تصادفا اون گفتگو ...خب بحث کردن ..رو شنیدم. من فقط شنیدم که اسنیپ به دامبلدور گفت که او رو خیلی مسلم فرض میکنه و شاید او اسنیپ نخواد که دیگه ادامه بدش ...دامبلدور به او گفت که او قبول کرده که اینکارو بکنه ...و این تمام چیزهایی بود که من شنیدم"
این کلید درست در میاد و به ما میگه که اسنیپ دستورهای دامبلدور رو دنبال میکرده , اگرچه ما الآن میبینیم که چیزی که اسنیپ قول داده بود انجام بده کار دشوار یا ناراحت کننده ای هست.
ما اکنون متوجه شدیم که دامبلدور نقشه ای داره که شامل اسنیپ هم میشه و دامبلدور اطمینان داره نقشه ای که اسنیپ پذیرفته انجام بده با موفقیت همراهه.
3-هیچ معلم دفاع در برابر جادوی سیاهی بیشتر از یکسال نمانده است:
در آغاز سال تحصیلی وقتی هری و رون درباره معلم جدید این درس صحبت میکردن هری در جواب رون میگه که این درس نفرین شده هستش و هیچ معلمی بیشتر از یک سال نمونده پس بهتره خوشحال باشن که اخر این سال اسنیپ هم میره
در ضمن خود دامبلدور به هری میگه از وقتی که لرد ولدمورت تقاضای تدریس این درس رو کرد و پذیرفته نشد این درس نفرین میشه و تا کنون هیچ معلمی بیشتر از یک سال نمونده
پس دامبلدور از این موضوع اطلاع داشت و سالهای قبل درخواست اسنیپ برای تدریس رو نمیپذیرفت و این سال با اینکه میدونست درس طلسم شده پذیرفت . پس هیچ وقت انتظار نداشت که اسنیپ بیشتر از یک سال بتونه بمونه و این نشون میده که برنامه ریزی برای مرگش از قبل تعیین شده بوده.
4-دیگه حسش نیست .بقیه رو بعدا مینویسم .نظراتتون رو درباره همین موارد بگین تا موردهای 4و 5 رو هم بنویسم
من اینجا دلایلی رو که در سایت
www.dumbledoreisnotdead.com به عنوان مدارکی برای سفید بودن اسنیپ نوشته شده به فارسی نوشتم{ میدونم که خیلی خوب ترجمه نکردم ولی به هر حال بد نیست که اینها رو بخونین}
1-اسنیپ 2 بار به نارسیسا و بلا دروغ میگوید:
-وقتی که اسنیپ در حال توجیه کردن بلا بود با اشاره به هری چنین جملاتی رو بر زبون میاورد:
خیلی زود بر من واضح شد که اون هیچ استعداد فوق العاده ای نداره .اون از راه جنگ راهش رو در موقعیتهای خطرناک با ترکیب ثابتی از شانس و دوستان با هوش تر باز کرده
ولی ما میدانیم که اسنیپ دروغ میگوید .ما میدانیم که اسنیپ میداند هری جادوگر قدرتمندی است. ما میدانیم که اسنیپ اطلاع دارد که هری مارزبان است. ما میدانیم که اسنیپ میداند که هری وقتی 13 سال داست میتوانست طلسم پاترونوس رو به طور کامل اجرا کند. ما میدانیم که او میداند که هری 5 بار در برابر لرد سیاه ایستاده است.
-ولی در کمتر از یک صفحه بعد وقتی نارسیسا در حال گریستن است و میگوید میخواهد چیزی را به اسنیپ بگوید که از آن منع شده است ناگهان اسنیپ جواب میدهد که او( نارسیسا ) باید از قوانین ولدمورت اطاعت کند و خواهرش , بلا این موضوع را تعیید میکند ولی به نظر میرسد که اسنیپ با گفتگو مشکلی دارد چون :
ولی اسنیپ بر پا بلند شد و به طرف پنجره رفت , با دقت از میان پرده ها نگاه کرد و بار دیگر به تندی آنها را کشید. او برگشت تا با ترشویی با نارسیسا مواجه شود
چه اتفاقی افتاد که باعث شد او با خشونت پرده ها را بکشد و با اخم با خانم روبرو شود؟ آیا او اکتشافی کرده بود؟
این فقط به این دلیل میتوانست باشد که اعتماد آنها را جلب کند , که ولدمورت نقشه را به او گفته است. او دوباره دارد دروغ میگوید
ما میدانیم که اسنیپ ذهن جوی ماهری هستش و با توجه به اینکه نارسیسا در آن لحظات فقط به نقشه ای که دراکو باید اجرا میکرد فکر میکرده و در آن لحظه کوتاه در کنار پنجره اسنیپ ان را در ذهن نارسیسا دیده است. بعد او دروغ میگوید که نقشه را میداند تا اعتماد آنها ار کسب کند.
2-آنچه که هاگرید تصادفا شنید:
"من داشتم از جنگل ممنوع در بعدازظهر دیگه ای بیرون میومدم که تصادفا اون گفتگو ...خب بحث کردن ..رو شنیدم. من فقط شنیدم که اسنیپ به دامبلدور گفت که او رو خیلی مسلم فرض میکنه و شاید او اسنیپ نخواد که دیگه ادامه بدش ...دامبلدور به او گفت که او قبول کرده که اینکارو بکنه ...و این تمام چیزهایی بود که من شنیدم"
این کلید درست در میاد و به ما میگه که اسنیپ دستورهای دامبلدور رو دنبال میکرده , اگرچه ما الآن میبینیم که چیزی که اسنیپ قول داده بود انجام بده کار دشوار یا ناراحت کننده ای هست.
ما اکنون متوجه شدیم که دامبلدور نقشه ای داره که شامل اسنیپ هم میشه و دامبلدور اطمینان داره نقشه ای که اسنیپ پذیرفته انجام بده با موفقیت همراهه.
3-هیچ معلم دفاع در برابر جادوی سیاهی بیشتر از یکسال نمانده است:
در آغاز سال تحصیلی وقتی هری و رون درباره معلم جدید این درس صحبت میکردن هری در جواب رون میگه که این درس نفرین شده هستش و هیچ معلمی بیشتر از یک سال نمونده پس بهتره خوشحال باشن که اخر این سال اسنیپ هم میره
در ضمن خود دامبلدور به هری میگه از وقتی که لرد ولدمورت تقاضای تدریس این درس رو کرد و پذیرفته نشد این درس نفرین میشه و تا کنون هیچ معلمی بیشتر از یک سال نمونده
پس دامبلدور از این موضوع اطلاع داشت و سالهای قبل درخواست اسنیپ برای تدریس رو نمیپذیرفت و این سال با اینکه میدونست درس طلسم شده پذیرفت . پس هیچ وقت انتظار نداشت که اسنیپ بیشتر از یک سال بتونه بمونه و این نشون میده که برنامه ریزی برای مرگش از قبل تعیین شده بوده.
4-دیگه حسش نیست .بقیه رو بعدا مینویسم .نظراتتون رو درباره همین موارد بگین تا موردهای 4و 5 رو هم بنویسم
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
The Death Prophet is coming to U
Enemies of the heir beware
Enemies of the heir beware
جزئیات کاربر

به نظر من اگه با دقت کتاب رو خونده باشین میفهمین که دامبلدور مرده و منطقی به نظر نمیاد که دامبلدور از جاودانه ساز استفاده کنه
تو فصلی که دامبلدور میمیره وقتی که قبل از مرگ به اسنیپ میگه :خواهش میکنم , از اسنیپ خواسته که اون رو بکشه
احتمال داره اسنیپ از قبل موضوع قولش رو به دامبلدور گفته باشه و اگه از من میپرسی تو فصل دوم حتی خود اسنیپ هم از نقشه ولدمرت خبر نداشت و فقط نقش بازی میکرد
دامبلدور میدونسته که اگه جلوی مالفوی رو بگیره هم اسنیپ میمیره هم مالفوی بنابراین بازم فداکاری کرده
تو فصل اخر اسنیپ سه بار جون هری رو نجات داد .
البته من نمیگم که اسنیپ از هری متنفر نیست
به نظر من کسی که به هری توی کتاب هفتم کمک میکنه اسنیپ هست
رولینگ ثابت کرده که به راحتی میتونه ما رو خر فرض کنه
چون به نظر من دیگه به سختی داره ادامه داستان رو مینوسه و دیگه داستان مثل قبل جذاب نیست
یه سوال : این درسته که رولینگ میخواهد کتاب هشتم رو بنویسه!!!
تو فصلی که دامبلدور میمیره وقتی که قبل از مرگ به اسنیپ میگه :خواهش میکنم , از اسنیپ خواسته که اون رو بکشه
احتمال داره اسنیپ از قبل موضوع قولش رو به دامبلدور گفته باشه و اگه از من میپرسی تو فصل دوم حتی خود اسنیپ هم از نقشه ولدمرت خبر نداشت و فقط نقش بازی میکرد
دامبلدور میدونسته که اگه جلوی مالفوی رو بگیره هم اسنیپ میمیره هم مالفوی بنابراین بازم فداکاری کرده
تو فصل اخر اسنیپ سه بار جون هری رو نجات داد .
البته من نمیگم که اسنیپ از هری متنفر نیست
به نظر من کسی که به هری توی کتاب هفتم کمک میکنه اسنیپ هست
رولینگ ثابت کرده که به راحتی میتونه ما رو خر فرض کنه
چون به نظر من دیگه به سختی داره ادامه داستان رو مینوسه و دیگه داستان مثل قبل جذاب نیست
یه سوال : این درسته که رولینگ میخواهد کتاب هشتم رو بنویسه!!!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
مگر آنکه قادر
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج
