جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

11 کاربر(ها) آنلاین هستند (8 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
8 مهمانان 3 اعضا

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

[[single]] میخانه دیگ سوراخ (دوئل)

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: میخانه دیگ سوراخ
ارسال شده در: دوشنبه 14 اردیبهشت 1383 09:54
نمایش جزئیات
آفلاین

من از در وارد مي شم و مي رم تو گوشه رو يه صندلي مي شينم.

تام:چي ميل داريد؟!
من:لطفا يه ليوان شراب عسلي داغ بدين به من!
تام:چشم

مرلين يه جا ديگه نشسته داره پيام امروز رو ميخونه...سدريك داره باهاش حرف مي زنه :مرلين ضرر نمي كني ها! اين يه معامله خيلي خوبيه..با پولش مي توني روزنامه رو گسترده تر كني و خبر نگار هاي بيشتري رو استخدام كني
مرلين: بايد فكر كنم سدريك جان...قضيه يكي دو گاليون كه نيست
سدريك:باشه ولي زياد وقت نگير ممكنه اين معامله از دستت بره

داركي و الستور دارن يه جا ديگه پچ پچ مي كنن و هي به من نگاه مي كنن...

من:آآآآآآآآآه.مثلا اين جا ميخونه ست ها عجب جاي غم انگيزيه!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Minerva McGonagall

Head of Gryffindor House

Deputy Headmistress

Less Expectation , Less Disappointment
Re: میخانه دیگ سوراخ
ارسال شده در: شنبه 12 اردیبهشت 1383 01:06
نمایش جزئیات
آفلاین
اوه اوه...چه خر تو خري شد...اين اسنيپ ته شاهكاره...حالا معلوم ميشه چرا مغازه روغن مو زده...چون اونجا ( احتمالا ) نمي شه چيزي خورد ، رو همين حساب ميتونه كار كنه و ضرر نكنه...بگذريم...اينجا از اولين مكانهايي بود كه ما تصميم گرفتيم توش سرمايه گذاري كنيم...فكر ميكنم همچين پيشنهادي بي سابقه باشه...تا حالا همچين پولي تو يه كار كه هنوز صفره سرمايه گذاري نكرديم....100000 گاليون ، به همراه تغييرات اساسي توي دكوراسيون اينجا و صورت غذا و ...كلا هرچيز ديگه كه لازم باشه...خوب فكر كن...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: میخانه دیگ سوراخ
ارسال شده در: جمعه 11 اردیبهشت 1383 16:12
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
ورود نيروهاي شيشه نوشابه اي با رهبري اسنيپ به ميخونه و تميز شدن و لكه برداري شدن تمام ميخونه. سالازار تحت مداوا در سنت مانگو قرار داره وقتي ميبردنش فرياد ميزد: مرلين بوگندو. .... منو با اون تو يه امبولانس نزاريد.
مرلين برميگرده تو كافه تا ببينه سدريك چيكارش داره.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
زمان ما رسیده است، برادران و خواهران من! دیگر در خفا نخواهیم بود! صدایمان را خواهند شنید و این صدا کرکننده خواهد بود!

تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: میخانه دیگ سوراخ
ارسال شده در: جمعه 11 اردیبهشت 1383 02:30
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام...سلام سرنيكلاس...سلام...داركي تو هم كه اينجايي...پروفسور مك گونگال ، پروفسور مودي ( به حالت احترام و تعظيم ) ... آهان....مرلين اينجايي...بيا چند لحظه ميخوام يه بحث خوب بكنيم...آره...نون و آب دار...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: میخانه دیگ سوراخ
ارسال شده در: پنجشنبه 10 اردیبهشت 1383 15:09
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
البته هزيون گويي در اين موارد طبيعيه چون من اولين باره اين ورد رو روي كسي ازمايش ميكنم. به نظرم خون زيادي كه وارد مغز سالازار شده مخش رو مختل كرده. احتمالا فكر ميكنه كارگردان شده

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
زمان ما رسیده است، برادران و خواهران من! دیگر در خفا نخواهیم بود! صدایمان را خواهند شنید و این صدا کرکننده خواهد بود!

تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: میخانه دیگ سوراخ
نمای خارجی از کافه
صدای بوق آمبولانس به گوش می رسه
آمبولانس وارد کادر می شه
سه نفر به سرعت از آمبولانس پیاده می شن دو تاشون با برانکادر می رن تو افه و سومی با بی سیم به بیمارستان اطلاع می ده که در محل حاضرن و سریعتر اتاق عمل باید آماده بشه! ...
دو نفری که رفته بودن تو به سرعت می یان بیرون در حالی که مرلین با چشمای چپول رو دارن می ذارن تو آمبولانس!..
بقیه مردم کم کم جمع می شن و حاضرین تو کافه هم بیرون اومدن! ...
همهمه میان مردم
-چی شده!
-انگار مسموم شده! می گن مسمومیت از اسهال هم بدتره...
-نمی دونم .. رفت تو WC !
-نه!..اومده بیرون که یه دفعه اینجوری شد! ..
-چه بوی بدی میاد! ...
-ببخشید خانم پاتونو از روی سیم بردارید !.. ااا آلبوس تویی !..
-اینا چیه ریخته رو زمین!.. اه .. حالم به هم خورد! ...
-آخ جون .. غذا
سالازار با آرامش از کافه خارج می شه! .. نگاهی به مرلین و آمبولانس می کنه سرش رو تکون می ده!.. نگاه کوتاهی به مردم می کنه!.. یقه اش رو می ده بالا
مرلین در آمبولانس : به من !.. هق ! .. می گن سوفر هق هق من!!! آخییییییییییییییییییش! ...
صدای فیییییییییییییییییییییس
-انگار باد یه چیزی خالی شد!...
--چه بوی بدی!!! ...
آمبولانس آژیر کشون حرکت می کنه!..
سالازار هم پشت به کادر در خیابان ممتد دور می شه!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: میخانه دیگ سوراخ
ارسال شده در: جمعه 4 اردیبهشت 1383 12:48
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
سالاز اسليترين.....بيا يه لحظه كارت دارم.
مرلين و سالازار پا ميشن از ميخونه ميرن بيرون.بعد از چند دقيقه سالازار روي دستاش مياد تو
همه: چرا چپ شدي؟
سالازار:
مرلين درو ميكوبه مياد تو...در كنده ميشه.
من: مگه نگفتم هنوز نرو داخل كافه. ميخواستم پاهاتو داخل هم بپيچم قشنگتر برقصي. چه احساسي داري؟
سالازار: الانه كه مغزم بتركه.
من: خب هركيحرف زيادي بزنه من همين بلا رو سرش ميارم. حالا كجاشو ديدي. بخاطر تهمت و دروغي كه گفتي هنوز محاكمه نشدي.
سالازار::no:
من: اتانكا لوپاكرونتتت


مرلين خودشو پشت يه ستون قائم ميكنه همه فرار ميكنن زير ميزها. اون وسط سالازار تبديل به فواره اي شده و (ببخشيد بي ادبيه. ) يك سري چيزهاي بد بو در هوا پراكنده ميكنه. همه از ميخونه فرار به طرف كافه سه دسته جارو.
-----
داركي جون مثل اينكه همينو ميخواستي.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
زمان ما رسیده است، برادران و خواهران من! دیگر در خفا نخواهیم بود! صدایمان را خواهند شنید و این صدا کرکننده خواهد بود!

تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: اينجا ميخانه است نه باشگاه دوئل
ارسال شده در: پنجشنبه 27 فروردین 1383 11:51
نمایش جزئیات
آفلاین
سلازار جان رختوخواب مرلين به شما چه ربطي داره؟


من شب قبل خواب ديدم بايد به يه ماموريت مهم برم و الا بلا بهم مي كن بايد با شترمرغ از روي دريايي كه توش پر از كوسه هست رد بشم!!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
و يك حلقه براي ملكه خون آشام ها ...
كه آغازي شد براي ي?
Re: اينجا ميخانه است نه باشگاه دوئل
مرلین جان!...
اون ورد نبود که ارواح رو فراری داد!..
بوی ناخوشایندی بود که از رختخوابت میومد!...
تو خواب هم آرامش روحی نداری و عذاب وجدان می گیری!.. خوب پیش از خواب برو وجدانتو راحت کن!... :-D

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: اينجا ميخانه است نه باشگاه دوئل
ارسال شده در: جمعه 21 فروردین 1383 21:22
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
بزار اول من بگم.
ديشب خواب ديدم سوار بر يك اسب بالدار شدم و توي دريا حركت ميكنم. هرچي جلوتر ميرفتم هوا خنكتر ميشد هي رفتم و هي اسبو تازوندم يه دفعه همه جارو پر از شبح و روح ديدم. واي نگو نگو ديگه از گذشته... ديگه نميخوام يادم باشه چي به من گذشته.... آره. خلاصه واندمو دراوردم(‌نميدونم از كجا) يه چيزي گفتم كه خودم نفهميدم چي بود ولي هرچي بود همه ارواح رو فراري داد. هرچي فكر ميكنم اون ورد يادم نمياد . اگه بدونم چي بوده كشف بزرگي در دنيا رخ ميده.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
زمان ما رسیده است، برادران و خواهران من! دیگر در خفا نخواهیم بود! صدایمان را خواهند شنید و این صدا کرکننده خواهد بود!

تصویر تغییر اندازه داده شده