گودي، يه لبخند حاكي از رضايت ميزنه، و از اتاق خارج ميشه تا گروه فيلمبرداري و گراپ رو صدا كنه بيان...! از در خارج ميشه، و ميره طرف گروه فيلمبرداري...نزديك شده بود بهشون، كه از پشت صداي اولدمن باز درمياد:
كينا...فيرا...جيور...تينس...راپ...!
(ترجمه: قربان...چيشد؟ پرسيدين...؟)
گودي: عجب گيري افتاديم ها...!!! بابا جان، من كار دارم، الان بايد گراپ رو محاكمه كنيم، بعد من برم...
اولدمن: بيتاس...مينه...كيت...تاس...نيمربن...!
(ترجمه:نه......! قربان اون بيچارهس...گناه داره...!)
گودي، از كوره در ميره: بهت ميگم نميذارم بره، به كرام هم نميگم...نميگم تا دلت بسوزه...
اولدمن، صورتش رو برميگردونه، و شروع ميكنه به رفتن...
بعد، ميايسته و ميگه:
ژيها...نتام...!
(ترجمه:اصلا قهرم باهات...!!!)
گودي كه داشت نگران ميشد، با ملايمتي ساختگي: بيا بابا...حالا قهر نكن...فقط يه چند دقيقه صب كن...بعد..!
اولدمن:بتهان...!
(ترجمه: خيلي ممنون اي مرد خيرخواه...!!!)
گودي، برميگرده طرف گروه فيلمبرداري، و با يه صحنهي عجيب مواجه ميشه...
كل اعضا، به همراه گروه، يه قنديل از چونشون آويزون شده بود، و داشتند لرزش 8 ريشتري ميكردن...!!!
آنلاینها
8 کاربر(ها) آنلاین هستند (5 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
8
مهمانان
0
عضو
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
آخرین گروهبندیها
هافلپاف
ریونکلاو
گریفیندور
اسلیترین
پیام امروز
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج



اءءءءءء پس منم میام
نه بابا با شما نبودم

... تو بند کيم ؟