جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

12 کاربر(ها) آنلاین هستند (7 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
9
مهمانان
3
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

اطلاعیه مرداب هالادورین: به جدیدترین الهامات گوش فرا دهید تا با خرید چوبدستی به جنگ دمنتورها رفته و سپر مدافع یا مهاجم خود را فعال کنید. سپس با خیال راحت سری به کالاهای فروشگاه زوپس مارکت جادوگران ، معجون‌های معجون‌سرای پاتیل‌طلا و اقلام شوخی‌کده فارس د ماره بزنید تا خودتان را سرگرم کنید یا دیگران را چیزخور کنید! فقط زیاد پرخوری نکنید که در این صورت باید برای درمان به شفاخانه مرداب زیرین مراجعه کنید!
wand

پیام امروز

wand
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  68 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  183 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  203 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  294 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  198 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: جادوگر تی وی
ارسال شده در: سه‌شنبه 20 دی 1384 08:52
نمایش جزئیات
آفلاین
يه تيتر مياد ميزنه:
برنامه چهره ها

صداي الن دلون رو مجسم كنيد:
اين هفته به سراغ يكي از اعجوبه هاي سينما خواهيم رفت
بيگانه....متولد سال((اگه اون طرف از پشت بهش حمله نميكرد يادش بود چه سالي به دنيا اومده)).....وفات:مشخص نيست

او را درحالي كه بر كنار دري گذاشته بودند پيدا كردند و چون نميدانستند از كجا امده ((بيگانه)) ناميدندش

او از عنفوان جواني استعدادهاي ذاتي خود را بروز ميداد و سر و صداي همه همسايه ها را در اورده بود
موجودي عجيب و با لبخندي كريه:

گفته ميشود در جواني يك عدد نامرد از پشت به او حمله كرده و باعث شد حافظه خود را از دست بدهد

در همين حال و احوال بود كه هالي ويزارد تاسيس شد و شخص معلوم الحالي به اسم ويكتور كرام شهرك سينمايي بر پا نمود و در بدر به دنبال بازيگر ميگشت

بيگانه هم از انجايي كه دنبال كار ميبود به انجا مراجعه كرد و به خاطر پشتكار!!فراوانش اشك كرام را در اورده و در آنجا استخدام شد

طولي نكشيد كه استعداد نهفته او بارور شد و شخصيت محبوب سايت در تمام دوران شد
از ابتكارات او ميتوان:ادغام ((طنز و سينماي موذيكال و پشت صحنه فيلمها)) در خود فيلمها اشاره كرد
همچنين او تيتراژ را در سينماي نوين جادوگري باب نمود

زوج او و كرام به اوج محبوبيت رسيد و همه اين محبوبيتها به خاطر بلايايي بود كه بيگانه بر سر كرام در مياورد!!

بيگانه كه ديگر او را با نام هنري ((بيگي))ميشناختند بعد از گرفتن جايزه اسكار..تصميم به عيالواري گرفت و با شخصي به نام ((غريبه))نكاح نمود

از علاقمنديهاي بيگانه ميتوان به ((در!!...سواري از كرام!!...گاز گرفتن پاي ابرفورث!! و...))اشاره نمود

صداي گوينده عوض ميشه!!و يه زن مياد جاي گويينده قبلي:
يك سال بعد خبر پدر شدن بيگي را به او دادند و جالب اينكه غريبه يك شش قلو به دنيا اورد!!....و خانواده پر جمعيت او همچنان در خانه كرام!!!زندگي خوب و خوشي را ميگذراندند كه ناگهان بيگانه تصميم عجيبي گرفت

او تصميم گرفت كه از عالم هنر كناره بگزيند
با كناره گيري او از سينما كه دليل ان هم بر كسي معلوم نشد..ويكتور كرام هم از ادامه كار منصرف شد و هالي ويزارد را رها كرد...افسردگي كرام او را از پاي در اورد

تا كنون هيچ خبري از بيگانه به دست ما نرسيده است
اگر كسي او را ديد بداند كه زماني مشهورترين شخصيت سايت را به چشم خود ديده است
در برنامه هاي بعدي قسمتي از كارهاي او را نشان خواهيم داد

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
کرام اسبق!

قدرت منتقل شد!
Re: جادوگر تی وی
ارسال شده در: سه‌شنبه 20 دی 1384 00:04
نمایش جزئیات
آفلاین
سرژ


سلام بينندگان عزيز...امروز يكي از ستارگان «مجيك متال» رو با التماس كشونديم اينجا تا باهاش در مورد اتفاقات اخير كمي تا حدي صحبت كنيم
تصوير فلور دلاكور رو نشون ميده كه داره صحبت ميكنه...دو عدد پا روي زمين و هوا معلقه و تكون هاي ناگهاني و ريزي ميخوره و اين حس رو منتقل ميكنه كه كسي خودش رو دار زده

فلور:خب اقاي سرژ تان...كو؟ اي؟ جيييييييييييييغ...اه اه اييييييييي(غش كرد)
صداي يكي مياد: اين سرژ چرا خودكشي كرد؟
صداي كرام:همون قضيه ميرن آدم هاست زياد توجه نكنين...دارون كشته شد اينم جنبه غم نداشت خود كشي كرد...اهاي گراپ...بيا اينو جمش كن الان سالن بو گند ميگيره
گرومپ گرومپ گرومپ
گراپ وارد ميشه: ويكي ويكي...اين هنوز داشت جون
كرام:ولش كن...مرده...ميگم ولش كن خيلي وقته مرده (تو دلش)اگرم نمرده باشه خودم ميكشمش.مرتيكه پر رو ميزنه تاپيك سه دسته جارو رو پاك ميكنه.
صداي خس خس ناهنجار سرژ مياد...دوربين روي صورت قرمزش زوم ميكنه...سرژ بزور فقط اين جمله رو ميتونه بگه:نجاتم بديد...من هنوز نمردم...غلط كردم

سرژ رو ميارن پايين و بعد از تنفس مصنوعي هاي دكتر گيلدي جون ميگيره و با صداي گرفته اي :من شكايت ميكنم...اين صندلي زير من رو موريانه خورده بود پوكش كرده بود

كرام:

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: جادوگر تی وی
ارسال شده در: چهارشنبه 14 دی 1384 22:14
نمایش جزئیات
شغل
افتخارات
آفلاین
مستند توهمياليستي 2

در توهم... در تولد!


دودي سياه و غليظ به ناگه وارد توهم اسنيپ شد و وي را به سرفه افكنداند و در اين اثنا مرلين كبير با توربو به ميدان آمد!
پس از محو شدن دود سياه و كنار زده شدن ريش مرلين دوباره تصوير واضح شد كه اي كاش نميشد! آخه اين چه ذهنيه كه اين پيرمرد داره؟
دامبلدور با چشمان عشقولانه به پنلوپ گرنجر! خيره نگاه ميكرد و از آن طرفش در ميرفت!
تق!
مرلين: هوي چيكار ميكني سرژ؟
دامبلدور به اطرافش خيره شد: اين صداي دنگ گيتار از كجا اومد؟
ققي: دنگ چيه بابا تق تق بود... ولي گيتار هم بود! نكنه بروبچ بالاخره اومدن برا تولد؟
دامبلدور با آه و ناله گفت: نه... زوده هنوز... بابا ما تازه جفتمونو پيدا كرديم! ا... كي ريش منو گرفته؟ اهه... بي كمك ققي... كيه؟ هوي كيه؟ بابا ولم كن! كيه اينجا؟
مرلين ريش دامبل را كشان كشان به سمت لاي در برد و در را محكم بست و نگه داشت...
در دل: ها حالا ديگه چشمات رو قبل از اينكه سه بار آب بكشي اين ور اون ور ميچرخوني؟
صداي ويزويز: مرلين پاتو از رو گيتار من وردار... اسنيپ تو يه كاري كن!
- خب ميگي چيكار كنم؟ اا... آآآآآآآآآآآآآآآآ.... مرلين اون پاي گندتو از رو انگشتام بردار!!!
دامبل كه صداها رو شناخته: ها فهميدم! مرلين و سرژ و اسنيپ زود وردارين بياين بيرون!
مرلين رو به اسنيپ و سرژ:‌ تسليم نشيد! اينجا فقط دامبل ما رو شناخته! يه لحظه صبر كنيد الان توهمو عوض ميكنم



هوا در هم پيچيده شد و دامبل دوباره روي ميز نشسته بود و اين بار با نگاه عشقولانه چشم در چشم ققي انداخته بود :bigkiss:
شترق!
همه رو به در شيشه اي اتوماتيك طبقه دوم برگشتند و نگاه كردند. عله پاتر با سر به در خورده بود (گويا هوس مچ گيري داشت)
پشت سر او ريموس و برادر حميد و دو دختر بسيار مشكوك مي آمدند
اسنيپ سري به اطراف چرخاند..
مرلين: تو به چي نگاه ميكني؟ ها؟ چشاتو درويش كن!‌ هوي سرژ با توهم هستم! اوهوييي!!!
عله پاتر كه حالا كله زخمي نيز شده بود با ملايمت در را گشود. و وارد شد
پشت سرش ريموس، دختر مشكوك 1.. دختر مشكوك 2... دختر مشكوك 3!!!‌ و چهار پنج پسر ديگر وارد شدند!

عله بلافاصله بر يك ميز جهيد و قبل از هر سلامي و عليكي شروع به سخنراني كرد..
- خوش آمديد به تولد دوسالگي جادوگران!
- برو سر اصل مطلب!
- كي بود؟ كي همچين شوخي بيمزه اي با من كرد؟ آخه بچه جان تو كه مدرك نداري چرا اومدي اينجا واسه من متلك ميپروني؟
صدا: ها من فوق ليسانس مترجمي دارم! مگه نميدونستي؟
- مدرك كه كاري نداره! ميخواي الان صد تا مدرك برات رو كنم؟ مهم تجربس!
دختر مشكوك 2 كه كاپشن سفيد پوشيده بود به صدا درآمد: اين پيتزامونو بده بخوريم گشنمونه
و اينچنين شد كه سخنراني عله پاتر نيمه كاره ماند و مجبور به نزول كرد...

-------------------------------------
با تشكر از:
توربو مديا،
توهم مرلين،
توهم اسنيپ،
گيتار سه رژ،
سرژ،
جنبه افرادر مشکوک
جنبه اون یکی مشکوکه
جنبه همه !
مايكروفر بوتان...


نقل قول:
من امروز اينقدر فيزيك و شيمي خوندم دارم گيج ميزنم

اين رو هم من گفتم!
با عرض پوزش از بي مزگي محض محظ محز مهز مهظ مهض اين چيزي كه خوانديد!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سوِروس اسنیپ در 1384/10/15 10:01:03
زمان ما رسیده است، برادران و خواهران من! دیگر در خفا نخواهیم بود! صدایمان را خواهند شنید و این صدا کرکننده خواهد بود!

تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: جادوگر تی وی
ارسال شده در: چهارشنبه 14 دی 1384 21:10
نمایش جزئیات
آفلاین
مستند توهمیالیستی

در توهم ... در تولد!!


مظنونین این برنامه : سوروس.ا ، مرلین.کـ و سرژ.تـ
مجری برنامه : هلگاهافلپاف
-نگیر آقا فیلم نگیر !
-نه فیلمو بگیره معروف شیم ولی شطرنجی کن !
-کدوم بی ناموس بوق بوقی مارو لو داده !؟
مجری : لطفا سکو کنید ! خب به بررسی موضوع یک کنفرانس نیمه شبانه می پردازیم ... تعریف کنید اون شب چه شد و چه اتفاقاتی افتاد .
مرلین : اول من بگم ؟ بگم بگم ؟؟؟
م : بفرمایید.
مرلین : همش تقصیر این دو تاس ... اینا منو اغفال کردن همین اسنیپ خائن بود ! خودش گفت !
م : از اول تعریف کنید که چه شد .
مرلین : هیچی ، من نشسته بودم داشتم فیلد می ساختم برا سایتم یهو اینوایت شدم به یه کنفرانس ...
م : خب ... ؟
تو کنفرانسه فقط دو نفر بودن .. اونم این دو تا خائن بودن ...
سرژ : دروغ می گه ! دروغ می گه بوق بوقی بوق بوقی ] سانسور[
م : خب مثل این که هیچ جوره نمی شه ...
- من بگم ؟
همه : تو کی هستی ؟
-من وجدان مرلینم !
مرلین : جون مادرت ... کمک ... این دروغگوی بوقی بوقی ای بیش نیست !
هلگا پس از تامل کوتاه مدت گفت : بگو
-اول اول مرلین داشت فیلد برا سایتش می ساخت بعد اینوایت شد به یه کنفرانس که تو کنفرانسه اسنیپ بود و سرژ ... ( تصویر تار میشه ... سپس خاکستری بر می گرده به چند روز پیش )
مرلین :
-قضییه ی این کنفرانسه چیه !؟
اسنیپ : من تولد می خوام ... می خوام
سرژ : بیا مرلین جان می خوایم بریم توهم تولد !
مرلین : نه ... الان میرم از این کنفرانس !
سرژ : اگه با ما بیای می تونی از عله بپرسی که چطوری میشه از اف تی پی ...
مرلین : منم ببرید ... منم می خوام !
اسنیپ : خب ... سرژ بخون !
سرژ یکی از آهنگایی که مال همین سیستم فلان بسال اش هستو می خونه...
اسنیپ : ما که رفتیم تو فاز تولد ...
مرلین : وایسا وایسا ! گه بخواین در مورد دختراا این سرژ حرف بزنه نمی یام ها !
اسنیپ : بیا من می پامش !
مرلین : اومدین تو فـــــــــاز !
دو دقیقه بعد هر سه خیابوون ونک !
سرژ: ... وک آپ تو دی ...
اسنیپ : اه سرژ ساکت شو دیگه ... دیگه اومدیم تو توهم ... استارت اولو باید خوب میومدی که نیو مدی !
مرلین : ا ! این که همین خیابون شهدای گلزار بوشهر خودمونه !
سرژ : چی می گی بابا ... این جا میدون نفت ساروی یه !
اسنیپ : یه دقه ساکت ! ... ساعت چنده !؟
مرلین : یه دقه صبر کن ...
مرلین یهو می پره وسط خیابون جلو یه موتوری رو می گیره !
مرلین : آقا ببخشید ساعت چنده ؟؟
موتوری یه گاز میده می ره :
- برو بینم بچه ]بوق بوق ![
اسنیپ : ولش ! بیاین بریم ! ... سرژ یه دهن بخون بریم تو توهم بوف ! من درسشو بلد نیستم
دو دقیقه بعد ...
هر سه دم درب بوف !
مرلین : ایول فن آوری ! یادمه زمانی که من هم سن شما بودم باید از دیوار خونه می پریدیم تو خونه ! حالا اینجا در هاش خودشونباز می شن ... ببینید !
و چشم بسته می ره سمت در شیشه ای !
تق !
مرلین با صورت میره تو شیشه ولی چون شیشه هه از قشر نسل سومی ها بود نمی شکنه .. به جاش مرلین دو متر پرت میشه عقب !
مردی نیمه کچل و نسبطا چاق که ظاهرا صاحب رستوران بود با صورتی سرخ مایل به خر دلی ! جلو می یاد و
با عصبانیت فریاد می زنه :
- مگه کوری ! نمی بینی اون تابلو رو ؟ نوشته در خراب است !
صدایی شبیه افادن چیزی از دوردست ها شندیده میشه ! چیزی که شاید صندلی باشه !
سپس مرد با عجله به طبقه ی بالا میره ( از قضا در طبقه ی بالا خبرایی بوده ! )
سرژ و اسنیپ در حال که به مرلین هم کمک می کردند تا بتونه با هیکلش از در رد بشه وارد رستوران شدند !
رستوران نسبتا خلوت بود و زوج مشکوکی با بچه ای پر رو و دریده عشقولانه رو یک میز با هم صحبت می کردند و در باب اهداف راستای زندگی اشون نقشه می کشیدند .
ناگهان بچه ی پررو و دریده ی زوج مشکوک به سمت مرلین حمله ور میشه :
- آخ جون مــ ا مـان ... بــ ابا نوئل اومده !
و ریش مرلینو میگیره و شروع می کنه به کشیدن !
- من ... مـــ ی دونـــ م ... این ریشـــ هــات مصنوعی ان !
مرلین : آی ... اوخ ... نکش بچه ! می زنم اواداکودرا ... بکشتت بچه !
مرد کچل که این بار کاملا تابلو می زد که صاحب رستورانه این بار با صورتی آلبالویی رنگ که انسان رو به یاد سدریک می نداخت فریاد کنان به سمتشون می آمد و در راه با عصبانیت چیز هایی زم زمه می کرد ...
- هی ... مردک ! مگه اون تابلو رو نمی بینینی ؟ ورود گیتار ممنوعه ...
اسنیپ چوب دستیشو بالا میاره و وردی زمزمه می کنه !

یه هو آقا هه روشو می کنه اون ور و انگار نه انگار که اتفاقی افتاده به کارش پشت میز ادامه می ده !
سرژ : ایول اسنیپ ... این کار هم نمی کردی من عمرا گیتامو بهش نمی دادم !
بچه ی پر روی دریده در حالی که آب دهانش دور دهانش رو گرفته بود با هیجان به اسنیپ نیگاه می کنه و داد می زنه :
- آخ جون ... این شاخ گوزن بابا نوئله ... من می خوامش !
سرژ و اسنپ و مرلین در حالی که با کراهت به زوج جوان مخصوصا خانومه نیگا می کرد دنبال اون دو تا رفت ... انگار که انتظار داشته باشه خانومه ازش معذرت خواهی کنه !!
به سمت طبقه ی بالای رستوران می رن
طبقه ی بالا !
ساحره ای که هیچکی نمی دونست پنه لوپه هست یا هلنا گرنجر روی میز به تنهایی نشسته بود و دامبل زحمت کش ؛ در حال جمع و جور کردن و چیدن صندلی !
اسنیپ با صدای آهسته از توی رداش یه پارچه ی بزرگ در میاره و رو به مرلین و سرژ می گه :
-این ردای نامرئی کننده ی هری یه ! ازش پیچوندم اوندفه ! بیاین این زیر !
سپس ردا رو روی سرش میکشه و با سر علامت میده که زود باشن تا دامبل ندیدتشون !
مرلین : گفته باشم ها اگه بخواین اون زیر دخانیات !!! مصرف کنین کنین نمیام ها !
سرژ می پره ریش میرلین رو می کشه که بیاد زیر ردا !
- از کی تا حالا تو انقدر بچه مثبت شدی ؟؟
اسنیپ: بیاین اینور !
و دو نفر دیگه رو با خودش پرت می کنه اوون ور !
سرژ : دیوونه شدی تو ؟
اسنیپ : تو پول داری ؟ هان ؟ پول داری ؟ ... نه پول داری دیگه !
سرژ : هان ؟ چی می گی تو ؟؟
اسنیپ : خنگولی ریموس داشت مشکوک اینجا رو نیگا میکرد ! اگه بیاد ازمون پول
بخواد تو داری ؟؟
یه دفعه دامبل با یه حرکت Hieastrick میخکوب میشه !
مرلین : بد بخت شدیم دیدمون !
دامبل : عجب توهمی ! این تیکه کلام* منو کی گفت ؟؟
اسنیپ : بیاین اینور ! اوخ اوخ یه کفتر دارم می بینم از دور دست ها داره میاد !
مرلین : این ققی ای که می گن همینه ؟
و به گوشه ی یکی از میز ها پهلو می گیره !
اسنیپ : سرژ بیا اینور دیگه !
...
مرلین : هووی ... سرژ کجا رو داری نگا می کنی ؟
سرژ : هان ؟ هیچ جا ! اِ اِ اِ اِ چی می گی تو ؟
مرلین : نه تو داشتی تو خیابونو نیگا می کردی !
سرژ : نه خیرم ... تو داشتی نیگا میکردی خیابون رو !
اسنیپ : ای بابا ... یه دقه ساکت ! الان اکانتم تموم میشه ها !
مرلین : الان ابنجا چی کار کنیم ما رو ورداشتی اوردی ؟ بیکار که نیستم بشینم سرژ رو ارشاد کنم !
ققی از پله ها میاد بالا و چنان سلامی به دامبل می کنه که دامبل دوباره مجبور میشه مثل Hieastrincking ها سیخ بپره !
مرلین : اسنیپ ... بیل* می زنی !؟
اسنیپ : الان وقت بیلیارد بازی کردنه ؟ ... ؟
مرلین : آخه می خوام یه دست دیگه ببرمت !!
اسنیپ : اهه ... 100 ار من تو رو بردم 1 بار تو ... تازه فکر کردی من نمی فهمم وقتی داری می بازی اینویز می شی الکی می گی من دی سی شدم ؟؟!؟
مرلین : نه دیگــ ...
دست پیرمردی پس کله ی سرژ را نوازش می دهد !
سرژ : ! اِ اِ بره چی می زنی ؟
مرلین : باز که داری اون ور رو نیگا می کنی !
سرژ : خب تو بگو من چه غلطی بکنم ؟
مرلین : چمی دونم ... شماره موبایل دامیل رو داری ؟
سرژ : ها ! دارم !
مرلین : مزاحم تلفنی الان خیلی حال میده ...!!
سرژ : خنگولی ! الان که عصر شما نیست که ! الان عصر موسیقی پاپه !
اسنیپ : چه ربطی داره !؟
سرژ : چون که زنگ بزنی شماره می افته !
دامبل برای سومین بار مانند مریضان صدر آسلام (Hieastrick ها) سیخ می پره !
دامبل : این دفعه 100 دصد دیگه یکی تیکه کلام منو گفت !
ققی : هووومک ؟
دامبل : یکی گفت خنگولی ... خودم شنیدم !!
ققی : اینجا که کسی نیست برادر خودمون دو تاییم ... ریموس هم که اون پایین داره پول در میاره ! زده رو دست سهام دارا !
دامبل : اون ساحره ای که اون طرف نشسته ، اون کیه ؟
ققی : اون ؟ پنه لوپه کرزه فکر کنم ... شاید هم هلنا گرنجر ... نه همون پنه لوپس ... شاید هم هلنا باشه !! تو علامت بزن پنه لوپه ! ... می خوای 10 ، 20 ، 30 ، 40 کنیم ؟
مرلین : ببین ! تقصیر سرژ شد ... هی رو مغز من راه رفت !
اسنیپ : خاصییت جیمز جیگگر همینه دیگه !! اگه شنله نبود ما الان معلوم نبود کجا باشیم !!
----
*تیکه کلام دامبل : خنگولی
*بیل : در چت های خصوصی مراد از بیلیارد !
---
با تشکر از :
جنبه های :
سرژ
دامبل
و همه ی کسانی که در تولد شرکت داشته اند ( همه یه جورایی پاشون گیره )
سازنده کامپیوتر !!
کیبرد فراسو که ما را در حرف حرف این پست یاری کرد !
و آن دو زوج عقشولانه !
----
پی نوشت : 8 دقیقه از عمرت هدر رفت ! فکر کن تو این هشت دقیقه چه کارایی به جز خوندن پست چرت من می تونستی بکنی ؟
----
ادامه دارد ... شاید توسط مرلین !!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سوِروس اسنیپ در 1384/10/15 9:57:57
شک نکن!
Re: جادوگر تی وی
ارسال شده در: جمعه 9 دی 1384 18:42
نمایش جزئیات
آفلاین
اینجانب هری پاتر ملقب به عله از آن برنامه محترم تقاضا دارم جوابیه زیر را در همان برنامه و همان ساعت و توسط همان مجری بچاپ برساند.

1- نشان دادن چهره اینجانب بدون شطرنجی کردن آن خلاف مقررات شعبه حمایت از باز پرویی و حفظ آبروی جادوگران خطا کار وزارت سحر و جادو می باشد.

2- سوئ استفاده از معروفیت چهره بنده به بهانه حمایت از خانه و خانواده این جور چیزا برای پر بیننده شدن یه برنامه در پیت ( بنده خودم شاهد بودم که فیلمبردار محترم برنامه سه بار روی زخم من زوم نمود)

3- استفاده از میکروفن خود گو * در برابر بنده که باعث تحریف تمام حرف ها و اعترافات بنده شده است. من بعید نمیدانم که مجری این برنامه نسبتی با ریتا اسکیتر داشته باشد

4- عدم توجه به توضیحات منطقی بنده در مورد نداشتن فرزند از این خانم

5- عدم اطلاع رسانی صحیح در مورد دوست دختر جدید بنده. بنده در جهت تنوری کردن افکار عمومی و محض اطلاع شما باید عرض کنم ایشان جینی هستن هرماینی خودش صاحاب داره ( نمیدو من ببخشید جینی و من چرا همه گیزر میدن به من و هرماینی حالا رولینگم راضی شده اینا راضی نشدن)


6-آخ اونجام ... آها داشت یادم میرفت اجازه دادن برای ورود یک جانور خطر ناک به استودیو

7- خط و نشان کشیدن برای بنده در بیرون استودیو

8- تحریک انجمن زنان و جانوران و غولان و ... علیه بنده

9- پروندن نعشگی بنده در این برنامه که 1000 نات خرج آن شده بود ( رد کن بیاد)

10- تازه به غیر از اون پروندن کسی که به من جنس میرسوند. در این مورد من به انجمن حمایت از معتادان بدون جنس نامه ای نوشته و در خواست رسیدگی دارم.


===============
* ) قلم پر خود نویس دیدی؟ تکنولوژی جادوگرا پیشرفت کرده این یکیم ساختن

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Sunny, yesterday my life was filled with rain.
Sunny, you smiled at me and really eased the pain.
The dark days are gone, and the bright days are here,
My sunny one shines so sincere.
Sunny one so true, i love you.

Sunny, thank you for the sunshine bouquet.
Sunny, thank you for the love you brought my way.
You gave to me your all and all.
Now i feel ten feet tall.
Sunny one so true, i love you.

Sunny, thank you for the truth you let me see.
Sunny, thank you for the facts from a to c.
My life was torn like a windblown sand,
And the rock was formed when you held my hand.
Sunny one so true, i love you.
Re: جادوگر تی وی
ارسال شده در: جمعه 2 دی 1384 18:49
نمایش جزئیات
آفلاین
هزار راه نرفته

مجری وکارشناس برنامه:پرنسس آنیا دکترای مشاوره و راهنمایی (مشاور خانواده)
-----------------------------------------------------------------------------------
کلوز آپ چهره مجری:
از نمای خیلی نزدیک هم بگیر:

- خب به عنوان اولین سوال از خانم نمید شروع میکنیم.خانم نمید از آشناییتون با این آقا ! بگید.
نمید:انگار همین دیروز بود که به خواستگاریم اومد .منم سر از پا نمیشناختم.زبانزد خاص و عام بود ... پسر برگزیده! خوشبختی ما ادامه داشت تا اینکه...
-تا اینکه چی عزیزم؟

-پسرمو چند ماهه باردار بودم!! تا اینکه همسرم عاشق این دختره هرماینی شد .همه ش دنبال تفریح و خوشگذرونی خودش بود. زمانی هم که پولش تموم میشد سراغ من میومد تا این چند ناتی رو که با هزار زحمت جمع کرده بودم ازم بگیره .خرج اون هرماینی لعنتیش کنه.
هری:
هر روز وضع ما بدتر از روزهای قبل میشد. این اواخرکمی مشکوک هم به نظر میرسید. روحیه خیلی شادی پیدا کرده بود . حتی به یه شخصی مدام تلفن میزد و...
هری: آهان ! اون شبو می گی ... یکی از هورکراکسهای ولدی رو پیدا کرده بودم.به رون ویزلی تلفن زدم تا خوشحالش کنم.
- آقای عزیز لطفا اجازه بدید خانمتون صحبت کنن. به موقعش نوبت شما هم میرسه

- بعد از چند روزبرای گرفتن جواب آزمایش اعتیادش به آزمایشگاه رفتم. دیدم شوهرم اعتیادبه مواد مخدر داره... حسابی مایع ظرفشویی می خورد تا آزمایشش منفی شه. ولی من باید تمام سعیمو میکردم تا به ماهیت اصلیش پی ببرم.و البته موفق هم شدم.

آنیا: یه لحظه لطفا....ببینید آقای محترم با این قیافه تابلو که نمی خوای بگی تا به حال در عمرت این زهر ماری رو ندیدی.هوم؟
-درسته ولی تقصیر من نبود کار اون دومبول گور به گوری بود.اون منو اخفال کرد.البته الان ترک کردم.

(آنیا یواشکی به تصویر بردار اشاره میکنه چهره هری رو بگیره)
فوکوس دوربین رو چهره هری:

-ادامه بده عزیزم.
-همه ش با سیم سرور منو میزد. مدام منو کتک میزد. تو خونه ش مثل یه کلفت بودم که حق هیچ گونه اظهار نظری نداشتم.همیشه و در همه حال حرف اول و آخر رو تو خونه اون میزد.تنها باید میسوختم و می ساختم.

خفه شو ...

آنیا:آقای عزیز لطفا خودتونو کنترل کنید.برنامه زنده س.مردم در مورد شما چه فکری میکنن.
-عزیزم سر من داد بکش. حقمه . بیا بزن منو بکش .حق داری .من همسر خوبی برات نبودم. چقدر التماست کردم چقدر!!....(هق هق گریه نمید).پسرم چند شبه داره تو پارک می خوابه. طفلک 17 سالشه!! با این وضعیت از دست میره.. آخه من دردمو به کی بگم.

ای باب!ببینید خانوم کارشناس شما که حرف ایشونو باور نمیکنی....کدوم بچه ؟جالبه من و پسرم هم سن و سالیم . حتما چند روزهم با هم اختلاف سنی داریم... اون سیم سرور من کجاست .

آنیا- اوا چتونه آقا برنامه رو آنتنه...
هری به سمت نمید حمله میکنه .
(چند دقیقه قطع برنامه و پخش آگهی های بازرگانی به خاطر بد آموزی.....)
- آقای گراوپ! آقای گراوپ !! لطفا ایشون رو به بیرون استودیو راهنمایی کنید...
گراوپ:عله کجاست؟ من عله خواست...

-خب بینندگان عزیزپخش زنده س دیگه چه میشه کرد. صحبتهای دو طرف! رو شنیدیم. واقعا خودتون قضاوت کنید...دیدین؟ در یک طرف یه ساحره مهربون و راستگو رو داریم که از زندگیش خیری ندیده بود و در طرف دیگه یه جادوگر معلوم الحال که کارش تو خونه شده کمربندتو هوا چرخوندن و مبارز طلبیدن. قضاوت روبر عهده شما میگذاریم
-------------------------------
خب همه عوامل خسته نباشید.
نمید: چطور بود آنی؟
آنیا:عالی بود نمید. خوب آتشفشانشوخاموش کردی.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: جادوگر تی وی
ارسال شده در: جمعه 2 دی 1384 16:03
نمایش جزئیات
آفلاین
مستند انجمن ها !
( نکته کنکوری : با صدای راز بقا نخوانید )

از بالا به پایین !
در چت باکس :
اصغر پاتر : سلام ... کسی هست ؟
دامبل : سلام نکن برادر ! می دم بلوکت کنن ها
حیدر لوپین : تو کی هستی که بخوای بلوک کنی ...
سرژ : دامبوله شبا می زنه به سرش جدی نگیرید
دامبل : خیلی هم جدی ام !
سرژ : حالا که این کارو کردی از سایت می رم !
دامبل : نه سرژ .. من و تو هشت ماهه با هم دوستیم !!
( حالا یادش نیست شش ماهه هم نیست تو سایت عضوه )
سرژ :نه دیگه رفتم
--
نحوه ی برخورد :


سرژ :
خب وقتشه که من برم از سایت
I am go in the site u
Ba ye kole bar az khatere
Gitar ,man monde pishet
Ama paham mosa fere
( آهنگ از سیستم اوف ا دووون )

من باید بگم فقط و فقط به خاطر دامبل رفتم از سایت
خداحافظ ! من و ... ( اسم زن سرژ چی بود ؟؟؟) از سایت رفتیم .

--
دامبل :

نه سرژ تو نباید بری ... من به گدا های نیویورک قول دادم ! ( حالا چه ربطی داشت و از خودش بپرسین )

سرژ من و تو که با هم دوستیم !!

ببین
Miladdambeldor: serj man to ro dost daram
(شکلک بقل ): Miladdambeldor
Wake_up_to_die :manam to ro dost daram ama az site miram jigar

--
سرژ :
راست می گی ها
خیلی خوب نمی رم

ناظر اگه این پست هارو پاک نکنه بلوکش می کنم !
گفتگو با مدیران :

شناسه ی 8 ام ویلیام ادوارد :
- منو ناظر کنید ... منو ناظر کنید ...
من سی پنل سایتو دارم ها ... سایتتون رو هک می کنم ها
ناظر ناظر

شناسه ی نهم ویلیام :
بله این کاربر رو من می شناسم تموم پست هاشم خوندم حقشه ... من بهش رای می دم که ناظر باشه

شناسه ی دوازدهم ویلیام :
من چند نکته رو بگم
اول این که منم موافقم این یارو ناظر بشه
دوم این که من می خوام به سایت کممک مالی بدم !

شناسه ی سوم ویلیام :
آقا توجه کنید !
ناظر هاتون خیلی بی ادبن ... من می گم ما چهار نفر که پشت سر هم تو این تاپیک پست زدیم رو ناظر کنید تا ببینید کارمون چطوره ! ما با هم دوست هم هستیم و با هم تفاهم داریم .

شناسه بیستم ویلیام :
اقا چرا عکس های من تایید نمی شن ؟
بعدش هم راست میگم اینا ناظراتون بی ادبن !!

--
مقایسه ی ویدا اسلامیه و سمیه گنجی:


Nenill5 :

دوشیزه سرکار خانوم ویدا اسلامیه ! : هری بوی نمک را چشید و فهمید که نمک در نزدیکیست !
گنجی !!! : هری نمک را خورد و به چو هم داد !!

آخه نگاه کنید ترجمه ی سرکار خانوم اسلامیه بهتره یا گنجی !؟
در ضمن کور هم خودتی !! بی ادب گیس بریده !

کرام :

اولا که من نگفتم تو کوری ... گفتم چرا شما کورید !!!
دوما مگه من از مترجمی حمایت کردم !
سوما طبق تبصره ی شماره ی بیست و هفت سایت جادوگران ! سایت جادوگران از هیج جا پول نمی گیره !!
چهارما هیچ خوشم نمی یاد از این اعضا تو سایت ببینم




گفتگو ناظران با مدیران:


پاتر :آقا جان زوره ! تاپیک تو قدح بفرستید در جا بلوکید ( حتی شما دوست عزیز !!)
کوییرل :من یه ایده ی جدید دارم !!
دامبل : آقا چرا ویرایش رو برداشتین ؟
جیمیز : آخ جوون ! یه مشکل جدید کشف کردم .
سالازار : این مربوط به وبمستر میشه
دالاهوف : بابا به خدا از رول خسته شدم !



یاهو!:
کوییرل : ای بابا بره چی مجوز دادی ؟
من : مجوز کجا رو ؟
کوییرل : مجوز تاپیک اشیا جادویی
من : من همچین مجوزی ندادم !
کوییرل : پس کی داده ؟؟؟؟
کوییرل : آهان اصلا تو ناظر دیاگون نبودی !!

دامبل : تو باید پست بزنی !
من : نمی زنم !
دامبل : باید تو رول پست بزنی !!!
من : نمی زنم !!
دامبل : باید بزنی !



انتخاب جادوگر ماه:


شناسه ی ویلیام : من به خودم رای می دم
ویرایش لوپین : این رای باطله

هرماینی گرنجر : طبق تبصره ی شماره ی 17 ی قانون کار نوشته ی دکتر جلیلی من به ریموس رای می دم !
ویرایش لوپین : باطله !



و اینک تولد سایت جادوگران:


سالازار : هر کی میاد باید پول خودشه و بقل دستیشو و اون یکی بغل دستیش هم بده !

ممد بلک : آخ جوون منم میام یکی از دوستام هم میارم اسمش مریمه !!
کرام : ممد بلک رو را نمی دیم ! می خواد فرندشیپ کنه ! تازه هیچ خوشم نمی یاد تو سایت ببینمت

ممد_ بلک !!!: منم میام با یکی از دوستام که اسمش ستارس !




دفتر ناظران تالار اسرار (مجوز تاپیک را از اینجا بگیرید(:


من یه تاپیک می خوام بزنم به نام : چرا اون ماگلی که ظاهرا سپور بود به یه مغازه ی ماگلی مشکوک نیگا می کرد ؟
IP : 123456789
---------
ویاریش ناظر : همچین آIPقبلا بوده ! عمرا مجوز نمی دم بهت !



مدیریت هاگوارتز:


دامبل :
مایکل کرنر چون یه غلط املایی تو تدریست داری از استادی برت می دارم !


گفتگو با مدیران :



بلا : آقا باید فرهنگ سازی کنیم تو پست ها ! ویلا من می رم ... راستی این نکته رو بگم ( برا هزارمین بار )
بلا یه شخصیت جدی بود
مودی یه شخصیت طنز بود
آمبرج یه شخصیت آموزشی بود !


دژ مرگ:
اسنیپ :
اسنیپ : آواداراکودرا
و یک جادوگر سفید میوفته می میره

ویرایش ولدی : خیلی عالی بود ... آفرین ... از این بهتر نمی شد ... شحنه سازیت خیلی عالی بود همین طور پردازش ات !


ستاد مرکزي حذب ليبرات دموکرات جادوگرياليستي:


کریچر :
آقا منم ثبت نام منم ثبت نام !
من وبمستر خیلی دوست دارم !

ویرایش دالاهوف : قبول نیستی ... تو باید از وبمستر بدت بیاد ! باید ازش نظار زور وگیری !!



نحوه ی برخورد:


سرژ : خب من می خوام از سایت برم
دامبل : نه نه نه ... تو نباید بری از سایت
سرژ : نه دیگه دامبلی اون دفعه ریش سفیدت روگرو گذاشتی ما نرفتیم ... اندفه رو بزار بریم !!

----

توجه داشته باشید این پست به استکبار دامبل زده شد !

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
شک نکن!
جادوگر تی وی
ارسال شده در: پنجشنبه 24 آذر 1384 00:57
نمایش جزئیات
آفلاین
*راز بقا*
برنامه اين هفته:ناظرين آنجمن

(نكته حياتي:لطفا با صداي راوي برنامه راز بقا خوانده شود!)

**جنگلهاي براتيسلاوا-رودخانه مي سي سي پي!!**
اينجا جنگلهاي براتيسلاواست.به كنار رودي رفتيم كه موجودات عجيبي در آن مشاهده ميشود.نام اين جانور "ناظر" است.اين جانوران كه هر يك دو دست و دو پا دارند در جهت آب شنا ميكنند.به عبارت ديگر ضرب المثلي قديمي را به ياد ما مي آورند:باد از هر طرف بره همون ور ميرم!

به بالاي آبشاري ميرويم كه رود از آن به سمت پايين جاري ميشود.آبشاري كه گذر از آن همانند گذر از تپه هاي عضويت در ايفاي نقش است.تپه هايي كه در برنامه هاي بعدي به آن اشاره خواهيم كرد.اين جانور نيز به مانند وب مستر و مدير كه قبلا آنها را شناخته ايد بر روي چيزي كه نام آن را سايت گذاشته اند افتاده است.

-------------تصاوير صامت-----------
جيييير(صداي پرنده ها!).....فيييييش(صداي پايين ريختن آب از آبشار!)......غوووووور(صداي قورباغه اي در همان نزدكي ها!)
به ناگاه قوباغه توسط ناظر انجمن خورده ميشود!
----------------------------------------

همان طور كه ديديد.اين جانوران بسي خطرناك هستند.اجداد اين جانوران امكانات زيادي براي زندگي كردن نداشتند.اما نسل تازه ي اين جانوران داراي منويي در جلوي شكم خود! هستند كه بر اثر جماع دو جانور خطرناك يعني وب مستر با مدير انجمن به وجود آمده است!!!
اين جانور خطرناك است آما در تحقيقات پژوهشگران مشاهده شده است كه اين جانوران هميشه سعي در فرار از دست مدير و وب مستر دارند تا يك موقع توسط آنها خورده نشوند.
تنها وسيله دفاع اين جانور از جان خود چيزي به نام"منوي مدير ناظر انجمن" ميباشد.اين جانور هر چند ماه يك بار از ناظر بودن خود خسته ميشود و پوست ميكند و به يك عضو معمولي تبديل ميشود.البته نوعي از اين جانوران هيچ گاه اين طور نميشوند و هميشه در حال تكاپو هستند.

------------تصاوير صامت---------------
يك عدد وب مستر به نزديكي رودخانه مي آيد و با نوك منقار خود بر روي گزينه حذف كاربر كليك ميكند و ناظر ميتركد!
يك عدد مدير آنجمن به مبارزه با وب مستر مي آيد و از ناظري كه تركيده دفاع ميكند و خود نيز توسط وب مستر مبتركد!
وب مستر از كارش پشيمان است ولي غرور اجازه معذتر خواهي را به او نميدهد.
چند متر آن طرف تر يك عدد قورباغه در حال تبديل شدن به ناظر آنجمن است!!!

(برنامه بعدي:دره ي عميق رول پليينگ-غار گفتگو با مديران)
===============================
يك پست كاملا طعنه آميز!
به كلمات دقت كنيد!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
شناسه ی جدید: اسکاور
Re: جادوگر تی وی
ارسال شده در: چهارشنبه 23 آذر 1384 05:20
نمایش جزئیات
آفلاین
راز بقا : این داستان مدیران آنجمن

(تذکر مهم :با صدای گوینده راز بقا بخونین)

در این برنامه از سری مجموعه های شیرین راز بقا میخواهیم طی سفری اعجاب انگیز موجودی خطرناک و خش خشی را به شما معرفی کنید . . . این جانور موذی که مدیر آنجمن نام دارد بسیار نادر میباشد و انواع خاصی دارد . . . یک نمونه از این موجود کاملا مضر در بیابانهای بکر و بارون ندیده آفریقا به سر میبرد، خزنده بزرگ و بد شکل که روی این <یک سایت خفن!> چنبره زده و با منوی مدیریت ور میرود . . . این جانور خطرناک علاقه زیادی به گروه شناسه های بسته شده دارد .. شایان ذکر است در صورت گرسنه بودن به سراغ حذف شناسه هم خواهد رفت .

کیلومتر هاا آنطرف تر در محیطی در بسته که تمام دیوار هاش رو دود پوشانده نوع دیگر این موجود زندگی میکند. . . از کنار ظرفهای تلنبار شده بر روی هم رد میشویم و نگاهیی به پیکره کوچک او که تنها برگی به عنوان لباس! به تن دارد می اندازیم .. این جانور موذی بسیار سریع تر از همنوعان دیگرش است و آنهم به دلیل اینست که رگه هایی از اجنه در او وجوود دارد .

اما در میانه شب داخل جنگل تاریک در زمانی که قرص ماه کامل میشود به نوع آرامتر ولی خطرناک این موجود برخورد میکنیم که در صورت نخوردن معجونش صدای زوزه گرگ مانندی از او بر میخیزد و ممکن است خورده شوید ...
کمی آنطرف تر نوع زیبا تر این مخلوق در موزه لوور پاریس آویخته بر دیوار به شما لبخندی ابلهانه و بی معنا میزند که نشانه خوی درنده این موجود است.. پس به او نزدیک نشوید

ببندگان عزیز تا برنامه ی دیگر از مجموعه راز بقا خدا .... نگه دار

(برنامه بعدی ناظر انجمن سایت منتظر باشید!!)

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
نمایشنا
Re: جادوگر تی وی
ارسال شده در: دوشنبه 21 آذر 1384 08:59
نمایش جزئیات
آفلاین
برنامه راز بقا رو با صداي گوينده اون مجسم كنيد!!!

اينك در جنگلهاي تاريك جادوگران به دنبال موجوداتي هستيم كه انها را وب مستر نهادند!!...اين موجودان بسيار خزرناك و وحشي ميباشند...گفته ميشود كه زندگي بسيار آستكباري دارند

براي شروع به بالاي كوهاي جادوگران ميرويم

جايي كه پر از آتشفشان و گدازه هست....اينجا پر از سيم سرورهايي است كه اكثران زير پاهاي فردي نا معلوم له شده و همچنين پر از شلاقهاي يك بار مصرفي كه استفاده شده!!....اندكي كه جلو ميرويم با جنازه ساحره اي به اسم نميد مواجه ميشويم....و جلوتر از ان ،مواد مخدر هاي استعمال شده و سرنگهاي الوده به ويروس استكباري!!!

در كنار يك دهنه اتشفشان فردي را ميبينيم كه منوي مديريت و سي پنل در دست مشغول نوشتن اخبار و طراحي شخصيتهاي سايت ميباشد...لازم به ذكر است كه تمام شخصيتهاي سايت ساخته و پرداخته او هستند
هنگامي كه اين كار را تمام ميكند به سراغ نوشتن پست ميرود..در همان حال اتشفشان كنار او فوران ميكند و مواد مذاب ان روي دارك لرد و چرچيل(( كه زير اب هستند و زيرابي ميروند)) ميپاشد!!!

حال به سمت مركز شهر ميرويم ...خيابانها اين اطراف همگي داراي چاله چوله هستند!!..اندكي بعد در ميابيم كه اينا چاله نيست!!بلكه سوراخه!!!
اين نشونده اينه كه به يك وبمستر ديگر داريم نزديك ميشويم...صداهاي نابهنجار تنفسهاي مصنوعي به گوش ميرسد :bigkiss:
فردي كه موهايش را بيگودي پيچيده با تعدادي ساحره در حال حال!!!ميباشد...او همچنان لبخند ميزند!!..در همان حال به تاييد شخصيتها ميپردازد.....در نبود كينگزلي او مسئوليت نيروهاي نوشابه اي را عهده دار شده است...اما از انها دل خوشي ندارد...با يك دست منوي مديريت رو گرفته و هي بلاك ميسازد و با دست ديگرش هي ماژول دانلود ميكند..در كنار او جاسم و نورممد به او در ساخت و ساز سايت كمك ميكند

از اين وبمستر جدا ميشويم و اينبار به هالي ويزارد ميرويم..يك وبمستر ميبينيم كه دارد مگس ميپراند و هي در حال نوشتن جوابيه به ننيل عضو ارزشي سايت ميباشد...در عين حال در اين فكر است كه چطور جواب دهد تا ضايع نشود!!!!....او به مترسك سايت مشهور است و كار او فقط حذف شناسه و پاك كردن پستهاي افراد است!!آنهم بدون دليل!!...منوي مديريت رو در اورده((از كجاش؟من نميدونم..ولي هر چه هست هر چي شنيديد دروغ بوده!!)) و هي روي ان كليك ميكند..نقاط روشن روي نقشه سايت پيوسته در حال خاموش شدن هستند...اينها كاربراني هستند ك هاو از ريختشان خوشش نميايد....خيلي ها او را خشنترين ميدانند..در حالي كه از قلب رئوف او خبر ندارند..قلبي كه فقط براي هرمايني ميتپد...او اينك چكار ميكند؟خودش هم نميداند..همچنان در حال پرادند مگس و پاك كردن شناسه افراد هست...تا بيگانه اي نباشد او و هالي ويزارد فعاليتي ندارند

برنامه بعدي مديران انجمن سات!منتظر باشيد!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
کرام اسبق!

قدرت منتقل شد!