شخصیت جادویی خودت را بساز، به یکی از چهار خانه ملحق شو، در کلاسها شرکت کن، کوییدیچ بازی کن و ماجراجوییهای خودت را بنویس.
✨ بیش از ۱۵,۰۰۰ جادوگر از سال ۱۳۸۲
🏰 ۴ خانه فعال: گریفیندور، اسلیترین، هافلپاف، ریونکلاو
📚 اساتید راهنما تو را قدمبهقدم همراهی میکنند
⚡ ماجراجوییهای بیپایان در انتظار توست
🗺 سفر تو در هاگوارتز:
📝یک داستان کوتاه بنویس
🧙شخصیت خودت را بساز
🛒از کوچه دیاگون خرید کن
🎓به یک خانه ملحق شو
همه چیز ساده است! استاد راهنمای اختصاصی تو را در هر قدم کمک میکند
نام: جيمز تالاس ولدرمورت پسر عموي گمشدهي لرد سن : 3 سال كمتر از لرد ولدرمرت ظاهر: مو : بنفش چشم: راه راه آبي و صورتي قد: 219 /تنومند همچون يك درخت/ مجهز به جديدترين جادوها و چوبها /بد تركيب لغب:لرد كوچك گروه:هافلپاف جنس : مرد علاقه: گسترش جادوي سياه/مبارزه باهري پاتر/ كشتن انسان/ نابود كردن عاطفهي انسانها/در خدمت لرد ولدرمورت بودن(البته پس از پيدا كردن او) اطلاعات: مردي عصبي و به قولي ناراحت/ مثل خود لرد بي كس خشن / بيرحم / كمي بي عقل چوب : هر كاري بخوام بكنم از طريق چشمام و ذهنم است و نيازي به چوب ندارم جارو:بيشتر مواقع خودم پرواز ميكنم ولي براي مواقع ضروري يه FAIR WAR 2000 دارم توانايي: نيروي فوقالعاده براي گسترش جادوي سياه كوييديچ:ما از اين قرتي بزيها نداريم و نميدونيم چيه؟؟؟؟؟؟
گريچر اگر چيز خاصي كمه بهش اشاره كن .
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط جيمز تالاس ولدرمورت در 1384/10/15 18:13:36 ویرایش شده توسط جيمز تالاس ولدرمورت در 1384/10/15 18:15:51 ویرایش شده توسط آلبوس دامبلدور در 1384/10/20 11:02:25
ببخشید پروفسور: یعنی چی شناست با شخصیتت نمی خوره اگه نمی خورد که دفعه ی قبل قبول نمی کرد تازه ... دیگه چی باید می نوشتم که ننوشتم. لطف کنید موافقت کنید ... ما رم مچل نکنین.
نام: بلایمی سن: یه صد سالی کوچیکتر از مرلین خصوصیات ظاهری: قد حدود 190 و مو مشکی و رنگ چشم قهوه ای تیره وزن حدود 75 و ... چوب جارو : زمان ما از این جور چیزا نبود چوب جادو : چوب درخت کاج با مو دم کره اسب تایلندی درس مورد علاقه: معجون ها گروه : ریونکلاو کار خاص: والا انجام ندادم ولی نمی دونم این هری اینا چی از جون من می خوان هی بلایمی بلایمی می کنن علاقه مندی ها : هر چی حال کردی
با تشکر نویل لانگباتم امضا محفوظ
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آلبوس دامبلدور در 1384/10/20 11:00:52
والدمورت باعث شد من پدر و ملدرم رو از دست بدم . پدر و مادر هری رو هم کشت . پس تا آخرین نفس در کنار هری با لر?
نام كامل : اژدها ها هم براي خودشون اسم دارن . مامان من اسمم رو راديان گذاشت چون به سرعت ميتونستم به دور خودم پرواز كنم
سن: خوب يادم نيست ولي تا اونجايي كه يادمه بابام مي گفت وقتي كه به دنيا اومدم مي شد از دور نورايي رو از ساختمون در حال ساخت هاگوارتز ديد
تاريخ تولد : يادم نيست اما انگار تو يه شب بارووني به دنيا اومدم
جنس : مرد
تحصیلات : نمي تونم به زبان شما انسان ها معادلي براش پيدا كنم ولي بعد از اون ماجرا تحصيلاتم رو اون قدر ادامه دادم كه حالا ديگه هركسي نمي تونه باهام مقابله كنه
رنگ چشم : دو تا چشم بزرگ زرد رنگ كه خطهاي متحدالمركزي توش معلومه يه بيضي سياه هم داخلش
گروه : گريفيندور البته اگه قسمت قسمت معرفي رو بخونيد ميفهميد چرا
رنگ مو : مو كه ندارم اما روي سرم از نوعي پوشش سخت استخواني پوشيده شده و روي بدنم هم از تكه هاي كوچكي از همون نوع كه مثل پولك ماهي كنارهم قرار دارن
نام مستعار : the lord of the black DraGonS يا ارباب اژدها هاي سياه
كوييديچ : متاسفانه نمي تونم بازي كنم چون اگه دربازه بان باشم كه كسي نميتونه گل بزنه بازي بد ميشه آخه چندين و چند تا دربازه پشت سرم جا ميشه اگه گل زن باشم بازم نميشه چون توپ براي من مثل پشه س براي شما و تازه براتون خطر هم داره جستجو گر هم نميتونم باشم چون كافيه يه بال بزنم تا گوي طلايي سوت بشه خودمون هم براي اژدها ها زمين بازي نداريم چون امكانات نيست اما در كل كوييديچ رو دوس دارم
چوب جادو : من كه نيازي بهش ندارم چون ما اژدها ها همه ي كار هارو با نگاهمون انجام ميديم به همين دليل ترسيدن و از جامعه ي جادو گران تردمون كردن
علاقه ها : شايد بشه گفت كم تر اژدهايي مثل من بد نيست شايد هم دليل ارباب شدنم هم همين باشه من علاقه دارم به كسايي كه مشكلي دارن كمك كنم
توانمنديها : بسيار قدرتمندم به سرعت پرواز ميگنم و كسي ياراي مقاومت در برابر من رو نداره و دم آتشين من با زبانه هاي آتشي كه گاهي تا 50 متر خودش رو خاكستر ميكنه
قيافه ي كلي: بسيار بزرگ داراي دو دست و دو پا و دو بال قدرت مند و دو چشم و يك دم و نفس آتشين با پوستي مثل پولك و دوشاخ و دندان هايي بسيار بزرگ و تيز در كل بسيار وحشتناك و مهيب علي رقم باطنم هه هه هه هه
اخلاق : تنها اژدهاي مهربان علي رقم ظاهرم به خودم لقب ناجي دادم
هر چيز ديگر: كاشكي به هوش سرشار ما پي ميبردن و مارو از جامعه ي جادو گران ترد نمي كردن
معرفي : شما حتما ميدونيد كه ما اژدها ها به كندي پير ميشيم مثلا من به اندازه ي هاگوارتز سن دارم و تا زه به سن جووني رسيدم به سن شما ميشه حدود 25 تا 30 سال اما به سن ما خيلي ميشه به همين دليله كه يه اژدها ميتونه در طول عمر دراز خودش خيلي كارا بكنه به خيلي جاها سر بزنه و به خيلي جا ها برسه و در كل كسي بشه و يا برعكس كه دومي بيشتر از اوليه از وجود ماها خيلي هاي شما خبر ندارن وقت كسايي كه به قول خودتون خيلي تو جادو گري خبره اند ميدونن كه ما هستيم اما به زبون نميارن و از اونايي كه ميدونن فقط رئيسا و بزرگاتون ميتونن با ما در ارتباط باشن و باز از همون بزرگا فقط قوي تريناشون ميتونن روي ما البته ضعيف هاي ما تاثير بزارن كه اونا دو نفر بيشتر نيستن كه مي شناسيدشون انگار همين يه روز پيش بود كه اون اتفاق افتاد اين داستان رو خيلي ها نميدونن و خيلي ها هم كه اون رو مي شنون تکذیب مي كنن و بعضي ها هم به اون ميخندن و اون داستان اينه : وقتي كه ولدمورت پدر و مادر هري رو كشت اونا ادامه ي راه مرگ رو انتخاب كردن و روحشون به اون دنيا انتقال پيدا كرد اما شما اولي كسايي هستيد كه من دارم اين رو براشون تعريف مينم ولدمورت براي عذاب دادن پدر و مادر هري توي راه قسمت كوچكي از روح پدر هري رو از كل روح اون جدا كرد و در روح من دميد اون موقع من يه اژدهاي ضعيف از نظر قدرت جادويي بودم و همينطور خيلي شرور .و اين كار ولدمورت باعث شد كه هميشه روح پدر هري ناقص باشه و نا آرام و در ناراحتي و عذاب بسر ببره و مادر هري هم از اين موضوع در عذاب بود منمريد ولدمورت بودم و اين پدر هري رو بيشتر عذاب مي داد و من هميشه دستورات ولدمورت رو انجام ميدادم و روح بيشتر عذاب مي كشيد تا اينكه روزي ولدمورت من رو دعوت كرد تا اون رو از نزديك ببينم براي موضوع مهمي وقتي كه چشم من به اون افتاد قسمت جدا شده ي روح پدر هري كه در وجود من بود به قليان افتاد . به روح من فشار مي آورد و ميخاست از بدن من جداشه و ولدمورت رو با دستاي خودش خفه كنه اما نميتونست در اون لحظه روح سركش من هم نميتونست جلوي اون رو بگيره تااينكه بالا خره وح پدر هري كا خودش رو كرد اون قسمت از روح پدر هري كه در وجود من بود تونسته بود به روح سركش من چيره بشه بله اون وجود من رو تسخير كرد . ولدمورت باز هم اشتباه كرده بود اون با دستاي خودش به پدر هري دوباره زندگي بخشيده بود اما در تني تازه كه ميتونست خيلي قوي تر از اون تن مرده باشه اون روز پدر هري به ولدمورت حمله نكرد چونكه من جز اژدها هاي ضعيف بودم و حتما ولدمورت من رو ميكشت پدر هري فكري به سرش زده بود از پيش ولدمورت رفت و شروع به تحصيل كرد و هر روز قوي و قوي تر ميشديم توي همين چيزا بود كه من هم روحي خوب پيدا كردم و روح من با روح پدر هري دوتايي قوي تر ميشديم اما ولدمورت كه نميخواست كه من كه حامل روح پدر هري هستم قوي باشم ولي من و پدر هري از غفلت هاي اون حد اكثر استفاده رو كرديم و وقتي كه ولدمورت به خودش اومد ديد بادشمن سرسختي طرفه اين همون ماجراييه كه براي من اتفاق افتاده بود حالا من باروحي كه از روح پدر هري و يك اژدهاي قدرتمند درست شده توي آسمونا پرواز ميكنم و كسي ياراي مقاومت در برابر من رو نداره حالا من يه اژدهاي قوي شجاع بي باك و خوبم و علاقه دارم به ديگرام كمك كنم مخصوصا به پسرم هري اين چيزيه كه توي اين دنيا كم پيدا ميشه
نام کامل: اما وایز ایوانز جنسیت: دختر تاریخ تولد: 13/12/1990 رنگ مو: قهموه ای تیره رنگ چشم: قهوه ای تیره گروه: گریفیندور علاقه: ماجراجویی و هیجان وقایع ترسناک جنگل ممنوع توضیحات: یکی شاگردان مدرسه علوم وفنون جادوگری هاگوارتز بودم دیگر نیستم شاید هم دوباره بشوم قد: متوسط
می توانم بعد از این که عضو ایفای نقش شدم شناسه ام را به همان قبلی یعنی Emma Evans تغیر بدهم؟
به پست من جواب ندادين اخه چرااااااااا(دو دستي) با سلام خب من ديدم سايت لرد نداره و من خيلي وقته اين شخصيتو ميخوام و خيلي هم فعالم برا همين جراته اين كارو پيدا كردم ميدونم شخصيته لرد داشتن مشكله اما من خيلي فعالم الان كه امتحانه من يك روز در ميان اونم افتخاراتم ناظر كل دنياي ماگلها در هاگوارتز خدا بيامورز راستي من قبلا اوكهارت بودم كه در اسلا فعاليت زيادي كردم در شروع شدن مدارس به خاطره اينكه امتحانات از ساله قبل بود يه مدت اون نشدم كه افتادم بيرون بعد با وينسنت كراب لاومدم كه عضو مرگخوارانه قبلا هم كه اوكهارت بودم هضو اتحاد بودم بودم در ضمن عضو كوئيديچم هستم و قبلانها در سايته كوئيديچ در تيم چادلي بودم اين شخصيتو بدين به من دو روز اگه مرگخواران از اين رو به اون رو نشد عوضم كنيد ناظر برره و معلم تغيير شكل در اچ پي وازاردس و يه عضو فعال در اي ار هري پاتر و يه عضو باز نشسته در ار ويزادس و حالا معرفي نام : تام ريدل لقب لرد والد مورت به القابي نظير لرد سياه هم معروفم گروه:اسلايترين توضيح در مورده شخصيت: در پرورشگاه به دنيا اومدم با بچه ها زياد دوست نبودم و باعث ناراحتي خيلي از اونا شدم البته لذت ميبردم تا اينكه دامبل اومد سراغم و با اتيش زدن يك كمد منو شيفته خودش كرد نميخواستم مثله كسي باشم و كسي اسمه منو داشته باشم فكر ميكردم بابام جادو.گره اما ماگل بود برا همين اين اسمه ننگينو برا هميشه از رو خودم خط زدم حالا شده بودم لرد ولد مورتكه اسمش بر تن همه لرزه ميانداخت وقتي فارغ التحصيل شدم يه جان پيچ داشتم اون يه خاطره بود از اينكه در تالار با كشته شن يه نفر بود راضي نبودم بعد از فارغالتحصيلي تذاشتن معلم شم و بعدها هم كه دامبل مخالفت كرد گروهي دارم به نام مرگخواران كه وحشت بر دله همه ميندازن و يه علامت سياه كه همه باديدنش دو پا دارن دو پايه ديگم قرض ميكنن و ميرن تا صد فرسخي اينا چوبدست:هري پاتر مانندشو داره و اون پر ققنوس با چوب مخصوص است جارو : خوب ميشه گفت از جارو استفاده نميكنم اما از بچه گي داشتن يه كامت دو شصت ار اون استفاده مينم يه فرصت كوتاه به من بدين اگه مرگخوارانو از اين رو به اون رو نكردم هر چي خواستيد بگيد سرژ نتونست مر لين كبير نتونست و خيليهايه ديگه اما برا من كه ميميرم برا اينترنت و تابستون روزي هفت ساعت اون بودم مسئله اي نيست
1- نام:ابر کسس 2_نام خانوادگی:مالفوی 3- سن: 80 4- تاریخ تولید: 1926 5- جنس: مذکر 6- تحصیلات: فارق التحصیل از مدرسه علوم و فنون جادوگری سال 1944 در رشته گاراگاهی 7- رنگ چشم: قهوه ای 8- رنگ مو: مشکی 9- ظاهر کلی:چهار شانه، قد بلند (188cm) ، با صورتی کشیده 11- نام مستعار: کراش 12- علاقه مندیها: بازی های کامپیوتری مشنگی (play station) 13- توانمندیها:نواختن نی 14- محل زندگی: کاخ شخصی 15- چوب جادو: ووگناب 16- دسته جارو: نیم بوس 17- نسبت با دونیای جادوگری:خاندان بزرگ خانواده مالفوی 18- گروه: گریفندور دور دور یا دَر دَر دَر یا پنجره ره ره (بی چاره شیپورچی ، نامش در خاطره ها باقی خواهد ماند)
ويرايش ناظر:راستي دوست من چرا شما همه جا ميگيگريچر!!!!!؟؟؟(درستش كريچر هستش!).....دامبلدور
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آلبوس دامبلدور در 1384/10/15 11:10:08 ویرایش شده توسط آلبوس دامبلدور در 1384/10/15 11:19:12 ویرایش شده توسط آلبوس دامبلدور در 1384/10/15 11:22:49