
....
تدی و نویل و کلا بقیه بر و بچ جلدی خودشون رو رسوندن به تالار اسرار. مک هنوز نرسیده بدون سلام احوالپرسی گفت:
- دامبلدور کو؟
جیمز جواب داد:
- مرلینگاه.

- این صداها چیه از پشت در میاد؟
- مرگخوارا!
-

و همگی با دقت به صدای مرگخواران گوش دادند...
آنسوی در مارگون!
- بغلی بگیر
- چیو بگیرم؟
- هورکراکسرو!
-چی کارش کنم؟
-بده بغلی.
-بغلی بگیر
-چیو بگیرم؟
- کروشیو رو!
تدی که با اشتیاق گوش میکرد، گفت:
- هه هه...این بلاتریکس بود ::lol2:
- یا مرلین کبیر!

همگی بر و بچ به طرف جیمز برگشتند که به حیرت به جهت مخالف در خیره شده بود. صدای دخترانه ای در فضا طنین انداخت و کر کر کنان گفت:
- پسره ی احمق، این که مرلین نیست! یعنی تو هنوز سالازار رو از مرلین تشخیص نمیدی؟
- خفه شو میرتل مردنی!
میرتل در اینجا دپرس شد و یادش اومد که مرده و جیغ کشید و رفت توی چاه مرلینگاه قایم شد ولی هیچ کدوم باعث از بین رفتن حقیقت نشد. سالازار اسلترین حی و حاضر درست روبروی آنها ایستاده بود و با چشمانی بی روح، نگاه سردش را به آنها دوخته بود.
جیمز: جــ..................ــــــیـــــــــــــ...............غ! ( افکت پژواک! جیغ در تالار)
سالازار: بسه بسه
... الان مرگخوارا میریزن اینور!جرج پرسید:
- مگه تو میدونی مرگخوار چیه؟
- باب من آلبوسم! خواستم توی معجونم یه چیزی از مالفوی بریزم، نمیدونم چی بود توی مرلینگاه اونجا که این شکلی شدم!
ملت: عجب...
........ 
سالیبوس ( سالازار در جلد البوس!): بچه ها خوب گوش کنید، نقشه ی جدید اینه، من خودمو جای روح سالی...
همون موقع در تالار چرخید و مرگخواران که سر و صدا رو شنیده بودند از در خارج شدند.
مرگخواران: یا سالازار کبیر!

سالیبوس:

.
.
.
15 امتیاز
شکار یک مرگخوار از نوع خائنش خیلی سخت نیست پس واضحه موفقیت آمیز بود.
خسته نباشی شکارچی
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج


! 

! )
! 


ُ(نکنه آموزندهی پست!




لرد که با توجه به باز شدن حفرهی اسرار نیاز زیادی به مرگخواران میبینه بر خلاف بقیه به سمت دفتر سوروس اسنیپ حرکت میکنه!








