درون حذب ..
سرژ و ققي با خوشحالي وارد دفتر حذب شدن ..
سدي و ادي با خوشحالي و به اين شكل از اون دو نفر استقبال كردن !
سدي و ادي به اين شكل
: شنيديم يه سري خبر تاپ سكرت ( top secret ) خفن از خوابگاه مديرا دارين !
سرژ : آره سدي جون .. ما مشاهده كرديم !!
سدي : خب بعدش !
سرژ : خب مشاهده كرديم ديگه بعدش چي شد ققي !
ققي : نيدونم !!!
ادي و سدي : پس اين چيه، ها ...
سرژ و ققي :
درون خوابگاه مديران ...
جلسات خوابگاه مديران مانند هميشه منظم و با حضور تمام مديران ! در حال برگزاري بود ..
هري : موضوع جلسه امروز ...براندازي حذب !
پيشنهاد هارو ارائه كنين ..
كريچر : من يه پيشنهاد خوب دارم ارباب !!
هري : بگو جن خونگي عزيز وبمستر .. بگو !
كريچر : خب اول مي جنگيم ... دو حالت داره يا مي بريم كه احتمالش ضعيفه يا مي بازيم ... اگه باختيم يه دسترسي به ناظر وزارت مي ديم بره باهاش حال كنه .. بعد تاپيكو پاك مي كنيم مي ندازيم تقصير ناظر فروم مربوطه !!!!!
هري : نظرتون چيه !
ولدي ( كرام ) : موافقم !
ريموس : موافقم !
هري : خوب خوبه مث اينكه همه موافقن !! مونا تو نظري نداري !!
موناليزا : نه هري جان من دارم da Vinci code نگاه مي كنم !
هري :
درون حذب ..
سرژ و ققي هنوز در اين حالت :
سدي : ادي جون پاشو مث اينكه خودمون بايد بريم خوابگاه مديران !
ادي : بريم سدي جون !
سدي : ققي دست به چيزي نزنيا .. باشه گلم !
ادي و سدي به طرف خوابگاه مديران حركت كردند، غافل از اينكه يه لشكر مدير در حال نزديك شدن به حذبي بودند كه سرژ و ققي در آن تنها بودند !!
سرژ و ققي با خوشحالي وارد دفتر حذب شدن ..
سدي و ادي با خوشحالي و به اين شكل از اون دو نفر استقبال كردن !
سدي و ادي به اين شكل
: شنيديم يه سري خبر تاپ سكرت ( top secret ) خفن از خوابگاه مديرا دارين !سرژ : آره سدي جون .. ما مشاهده كرديم !!
سدي : خب بعدش !
سرژ : خب مشاهده كرديم ديگه بعدش چي شد ققي !
ققي : نيدونم !!!
ادي و سدي : پس اين چيه، ها ...
اینطور شد که دو تن از بنیان گذاران حذب با خوشحالی از این مشاهده ها به سمت حذب به راه افتادند!
سرژ و ققي :
درون خوابگاه مديران ...
جلسات خوابگاه مديران مانند هميشه منظم و با حضور تمام مديران ! در حال برگزاري بود ..
هري : موضوع جلسه امروز ...براندازي حذب !
پيشنهاد هارو ارائه كنين ..
كريچر : من يه پيشنهاد خوب دارم ارباب !!
هري : بگو جن خونگي عزيز وبمستر .. بگو !
كريچر : خب اول مي جنگيم ... دو حالت داره يا مي بريم كه احتمالش ضعيفه يا مي بازيم ... اگه باختيم يه دسترسي به ناظر وزارت مي ديم بره باهاش حال كنه .. بعد تاپيكو پاك مي كنيم مي ندازيم تقصير ناظر فروم مربوطه !!!!!
هري : نظرتون چيه !
ولدي ( كرام ) : موافقم !
ريموس : موافقم !
هري : خوب خوبه مث اينكه همه موافقن !! مونا تو نظري نداري !!
موناليزا : نه هري جان من دارم da Vinci code نگاه مي كنم !
هري :
درون حذب ..
سرژ و ققي هنوز در اين حالت :
سدي : ادي جون پاشو مث اينكه خودمون بايد بريم خوابگاه مديران !
ادي : بريم سدي جون !
سدي : ققي دست به چيزي نزنيا .. باشه گلم !
ادي و سدي به طرف خوابگاه مديران حركت كردند، غافل از اينكه يه لشكر مدير در حال نزديك شدن به حذبي بودند كه سرژ و ققي در آن تنها بودند !!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
يكي از راه هاي پيشرفت در رول پلينگ ( ايفاي نقش ) :
ابتدا به لين
ابتدا به لين






وای اون مواد مخدر در اورد...

هوووم چند روزه دارم در موردش فکر میکنم فکر کنم بهتره دسترسی شما هام مثل بقیه باشه.کریچر تو اینکارو بکن
راستي وقت كردي فونت اون سانسور رو هم گنده كن همگان بفهمند