جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

70 کاربر(ها) آنلاین هستند (39 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
69 مهمانان 1 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

دور دوم انتخاب بهترین‌ها

نشان انتخاب بهترین‌های سایت جادوگران

دور دوم هفتاد و هفتمین دورهٔ انتخاب بهترین‌های سایت جادوگران برای فصل تابستان ۱۴۰۵ آغاز شده است؛ با رأی خود از اعضای اثرگذار جامعه قدردانی کنید.

مهلت شرکت: ۲۹ و ۳۰ شهریور

نقد پست‌های انجمن محفل ققنوس

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: نقد پست های انجمن محفل ققنوس
ارسال شده در: یکشنبه 9 دی 1397 00:43
نمایش جزئیات
آفلاین
نقد پست 408 کلبه سپید نوشته شده توسط كريس چمبرز

به طرز خیلی عجیبی، من اصلا این درخواست بررسی پستت رو ندیدم کریس. امروز هم خیلی اتفاقی وقتی داشتم بقیه پست هات رو میخوندم یه دفعه چشمم به این افتاد. ازت خیلی عذرخواهی میکنم و امیدوارم این چشمان پیر باعث نشن که دوباره چنین اتفاق هایی بیفته.

خب بریم سراغ بررسی پستت.

دو تا نکته رو تو نقد قبلی باهم صحبت کردیم که این بار دیدم که خیلی بهتر تو اون زمینه ها عمل کردی. این بار میریم سراغ یه مساله خیلی مهم تو نوشتن پست ها.

نمایشنامه نویسی بخش بزرگی از دیالوگ داره که خب تو این رو به خوبی رعایت میکنی و دیالوگ های جالبی مینویسی اما نمایشنامه نویسی به توصیف صحنه و شخصیت هم نیاز داره. تو این پستت من خیلی کم دیدم که از توصیفات استفاده کنی و بیشتر سعی کردی با دیالوگ جلو بری.

توصیف صحنه و شخصیت ها به خواننده کمک میکنن که اتفاقات رو خیلی بهتر بتونن تصور کنن. اینکه چهره پنه لوپه از عصبانیت قرمز شد یا نشد مثلا خیلی به من کمک کنه که عصبانیتش تا چه حدی هست. اینکه یکی از شخصیت ها دستی رو شونه رفیقش بذاره بهم نشون میده که چقد بهش علاقه داره و میخواد بهش کمک کنه. توصیف اینکه شخصیت ها دارن چیکار میکنن و چجوری رفتار میکنن، خارج حرف هایی که میزنن (دیالوگ) خیلی مهم هست. اینکه بخوای همه شخصیت ها رو توصیف کنی خب کار سخت و طولانی هست و چنین انتظاری ازت نمیره. معمولا تو هر پستی که یه نفر مینویسه، یکی دو نفر مرکز توجه هستن. این چند نفر مهم تر رو بگیر و توصیفشون کن.
علاوه به کمک به خواننده، توصیف میتونه طنز پستت رو هم بیشتر کنه. فرض کن یه هاگریدی که توی بحث مهم یه کیک گرفته دستش و به زور تو دهنش فرو میکنه. میتونی با توصیف خیلی ماجرا ها رو خنده دار تر کنی.

علاوه بر توصیف شخصیت، توصیف صحنه هم به قشنگی پستت کمک میکنه. معمولا تو پست های جدی توصیف صحنه خیلی مهم تر هستن ولی تو پست طنز هم اهمیت داره. یه اتفاقاتی که داره میفته "یه جا" و یه حرفایی رد و بدل میشه، اما اونجا کجاست دقیقا؟ همیشه نیازی نیست توصیف انجام بشه چون تو پست های قبلی ممکنه به صورت کاملی انجام شده باشه و مکان داستان هنوز تغییر نکرده باشه اما از این برای اینکه قدرت خلاقیتت رو به رخ خواننده بکشی استفاده کن. بهش نشون بده همه این اتفاقات تو چجور جایی داره میفته. اگر تو آشپزخونه اس، آیا اونجا میز هم هست؟ پنجره؟ قابلمه؟ همه این ها میتونن یه داستانی پربار تر درست کنن.

رو این موارد کار کن کریس عزیزم، اما بلافاصله اینجا نیا. یک هفته پست بزن و مطمئن باش که من همه پست هات رو میخونم. سعی کن این نکاتی که گفتم رو وارد پست هات کنی و تمرین کنی. از روز اول ازت انتظار نمیره که معجزه کنی ولی با تمرین حتما به بهترین جاها میرسی. بعد یه مدت دوباره برگرد تا اگر نقصی بود باز باهم در موردش حرف بزنیم.


بازم ازت عذرخواهی میکنم بابت تاخیر زیاد در بررسی این پستت،
در پناه عشق باشی

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: نقد پست های انجمن محفل ققنوس
ارسال شده در: شنبه 24 آذر 1397 20:36
نمایش جزئیات
آفلاین
کلبه سپید
سلام پروفسور!
ئرخواست نقد این پست رو داشتم لطفا!
اگه وقت کردید.
ممنون!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Only Raven
گفتن نداره ولی اربابمون!


پاسخ به: نقد پست های انجمن محفل ققنوس
ارسال شده در: سه‌شنبه 20 آذر 1397 19:12
نمایش جزئیات
آفلاین
نقد پست 184 قلعه ی روشنایی نوشته شده توسط كريس چمبرز

کریس عزیزم، ورودت به محفل رو یه بار دیگه تبریک میگم.

نکات خیلی خوبی در مورد پستت دیدم. اوایل که عضو شده بودی اگر یادت باشه بهت گفتم که هنوز جای کار داری و واقعا در این هفته پیشرفت فوق العاده عجیبی تو نوشتنت دیدم. هم از نظر ساختاری، هم از نظر جزئیات پستت. این پیشرفت اینقد خوب بوده که انتظارم ازت خیلی بالا رفته و خوشبختانه میبینم که با فعالیت خوب و با کیفیت به کارت داری ادامه میدی. یه نمونه خیلی خوب برای تازه واردین دیگه هستی که با پشت کار میشه پیشرفت های بزرگی در نوشتن کرد.

از یه نکته ای که به ویژه خیلی لذت بردم، استفاده از خصوصیات طنز شخصیت هات برای پدید آوردن یه موقعیت خنده دار بود. اگرچه مطمئن نیستم رون ویزلی الان سایت اینقد دنبال شیکم باشه ولی خیلی اون هم قابل فهم بود به همراه هاگرید و ترس گادفری.
کاری که بهتر شاید میتونستی انجام بدی اینه که یه ذره بیشتر روشون کار کنی. چند جا اشاره کردی به گرسنگی زیاد محفلی ها ولی خب اینم باید در نظر بگیری که اینها محفلین. هر چقدرم تو زیاده روی طنز (که کار درستیه اکثرا) بخوای در نظر بگیری، خوردن محفلی های دیگه خیلی باید بعد از یه سری روزهای گرسنگی زیاد بیاد سراغشون. میدونی چی میگم؟ این رفتاری هست که از یه مرگخوار میتونه سر بزنه که صبحونه اش دیر شده باشه و یه مرگخوار دیگه رو بخوره، ولی یه محفلی سعی میکنه کارهای دیگه ای رو هم اول امتحان کنه. مثل خوردن حشرات و اینا برای مثال که سوژه های خیلی طنزی میتونه بسازه.
اینکه ایده خوردن همدیگه اینقدر برای این 3 محفلی راحت قابل باور و انجام بود به نظرم بیشتر جای کار داشت که به اینجا برسن. بازم حتی یه ذره مقاومت شاید بهترش میکرد که مثلا رون دو دل بود که آیا بخورم رفیقمو یا نه.

نکته بعدی در مورد انتخاب شکلک ها هست. ببین شکلک باید یه چیزی به دیالوگ اضافه کنه. حالا این میتونه یه احساس باشه که تو دیالوگ وجود نداشته. برای مثال :

-اه باز این ولدمورت اومد

نگاه کن اینجا وقتی این جمله رو میخونی، به عنوان خواننده نمیدونی که واقعیت داره یا نه ولی وقتی شکلک رو میبینی میفهمی که داره دروغ میگه. شکلک میتونه استفاده دیگه اش این باشه که یه حس قوی که دیالوگت داره رو قوی تر کنی. مثلا میگی طرف گرسنه بود، یه شکلک که آب داره از دهنش میریزه هم میذاری که این حس گرسنگی رو خیلی خوب نشون بدی.
شکلک ها مهم هستن که چجوری استفاده میشن. برای مثال وقتی شکلک خنده شیطانی بعد دیالوگ رون میذاری، من کاملا دارم فکر میکنم که رون یه آدم خشن و خیانتکار تو پستت حساب کردی که هیچی جز غذا خوردن حالیش نیست و کسی نمیتونه جلوش رو بگیره که به نظرم نمیرسه تا این حد هم میخواستی رون رو به سمت سیاهی جلوه بدی.

در نهایت ولی پستت به نظرم خیلی قشنگ بود، سوژه رو خوب جلو برده بودی، یه چیز جدیدی بهش اضافه کردی که نفرات بعدی بتونن باهاش کار کنن. توصیفاتت از حال و احوال محفلی های گرسنه خوب بود و دیالوگ هات به اندازه بودن. خیلی راضی بودم از این پستت و بابت پیشرفت زیادت بهت تبریک میگم.


در پناه عشق باشی کریس عزیزم


افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: نقد پست های انجمن محفل ققنوس
ارسال شده در: دوشنبه 19 آذر 1397 22:18
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام پروفسور!
میخواستم اگه زحمتی نیستاینپست رو برام نقد کنید.
مرسی.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Only Raven
گفتن نداره ولی اربابمون!


پاسخ به: نقد پست های انجمن محفل ققنوس
ارسال شده در: دوشنبه 19 آذر 1397 21:29
نمایش جزئیات
آفلاین
نقد پست 403 کلبه سپید نوشته شده توسط آبرفورث دامبلدور

خوش برگشتی دوست من،

معمولا بعد یک سال برگشتن چند تا پست میزنن که گرم کنن و بعد درخواست نقد میکنن

تو پستت یه سری از نکاتی که قبلا در موردش حرف زده بودیم رو رعایت کرده بودی. توصیف صحنه و شخصیت بیشتر انجام داده بودی و تونسته بودی یه تصویر کلی از اتفاقاتی که داره میفته به نمایش بذاری. از این نظر خیلی راضیم ازت که حتی بعد یک سال هم یادت نرفته که این نکات رو رعایت کنی.

اما چند تا مشکل هم داشت، در نوشتن یه پست یکی از مهمترین مسائل ساختار کلی داستان هست. اتفاقاتی که میفته تو داستان هر کدوم باید لحظاتی روش مکث بشه و روشون کار بشه تا اینکه پشت سر هم اتفاقات مختلف بیفته و داستان رو خیلی سریع جلو ببره. اینکه آبرفورث رسید به کلبه هاگرید برای مثال خیلی جای کار داشت هنوز و نمیدونم چرا اینقد سریع ازش گذشتی. اتفاقات اینقد سریع نباید پشت سر هم اتفاق بیفته، باعث میشه که خواننده نتونه از صحنه های مختلف لذت ببره. شما الان چندین صحنه خیلی قشنگ رو پشت سر هم آوردی و باعث شدی که خواننده وقت نکنه تک تکشون رو متوجه بشه. این سرعت زیاد جلو بردن داستان رو باید خیلی بیاری پایین. دلیلی نداره که یه سری اتفاقات رو حتما خودت بنویسی و یا حتی پستت طولانی بشه. هیچکدوم از این دو مورد به کیفیت پستت کمک نمیکنه حتی ضرر بسیاری هم میزنه. من دوست داشتم که رسیدن آبرفورث به کلبه هاگرید رو خیلی بیشتر روش کار کنی. الان ما خیلی چیزها رو هنوز نمیدونیم در مورد این صحنه، اولا که آبر چجوری فهمید؟ این همه مدت کجا بود؟ از کجا اومده؟ چرا سوار هیپوگریف بوده؟ چرا محفلی ها سریع به حرفش گوش کردن و رفتن یه جا دیگه باهاش؟
تازه این سوالاتی هست که همین الان من به ذهنم رسید و به نظرم خودت خیلی سوالات بهتری رو میتونستی جواب بدی در جریان پستت.
این نکته برای بقیه صحنه هات هم صدق میکنه. برای مثال پرواز کردن محفلی ها به سمت خونه گریمولد خیلی میتونست جالب باشه و یه پست تکی براش بشه نوشت.

این عجله در جلو بردن داستانت نه تنها تو کلیت پست بلکه تو دیالوگ هات هم مشخص هستن.

نقل قول:
آبرفورث حرف پنه را قطع کرد.
-هیس،باید یه فکر اساسی بکنم،اینجوری نمیشه.
-ولی اون در که
و باز هم حرف پنه را قطع کرد.
-نمیزاری فکر کنیم دیگه
-خب ولی اون در که بازه
-خب چرا از اول نمیگی؟
-خب خودت نذاشتی بگم


این دیالوگ ها خیلی سریع دارن انجام میشن، هر کی سه یا چهار تا کلمه میگه و حرفش رو تموم میکنه. چرا اینقد عجله داشتی که حتما همه اینها رو تو پستت جا بدی و به خودت بیشتر وقت ندادی تو بتونی پرورش بدی نمیدونم. بازم میگم که در تاپیک های ادامه دار، هیچ اصراری نیست که شما حتما داستان رو به میزان زیادی جلو ببری. اصلا داستان رو جلو نبری هم اوکیه. به نفرات بعدی هم باید فکر کنی که یه چیزایی هم واسه اونا بذاری.

نکته بعدی اینکه جزئیاتی مثل اینکه دامبلدور کجا بوده رو اشتباه متوجه شدی از پست های قبلی که به نظرم برای اینه که با دقت نخوندیشون. خواستی سریع بخونی و یه پست بزنی که حتی پست خودتم به نظرم دقت کافی نداشت. غلط املایی من معمولا ایراد نمیگیرم ولی ایرادات املایی پست شما خیلی زیاد بود. یعنی دیگه کاملا حتی یه بار دیگه هم از رو پستت نخوندی که این ایرادات رو بتونی برطرف کنی. نوشتن بخش بزرگیش خوندن پست های قبلی و بررسی پست خودت هست. اینکه بنویسی فقط صرفا برای اینکه یه چیزی نوشته باشی روش کاملا اشتباهیه. دقتت رو بیشتر کن تو این زمینه.


نکات دیگه ای هم بود ولی دوست ندارم که تو یه وعده چند تا پیشنهاد بهت بدم که نتونی با همشون درگیری فکری درست کنی و پیشرفت کنی. فعلا این دو تا رو انجام بده تا نقد های بعدی قدم های بیشتری با هم برداریم.

در پناه عشق باشی برادر عزیزم

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: نقد پست های انجمن محفل ققنوس
ارسال شده در: دوشنبه 19 آذر 1397 16:13
نمایش جزئیات
آفلاین
قدم قدم به طرف اتاق رول های رول های محفل روانه شده ام در را باز نموده و با حرکتی بسی آکروباتیک مانند وارد شده و درخواست نقد این رول را داشته ام تا ببینم از یک سال پیش که یک پست زده ام چیزی یادم مانده است،کاغذ را در دست آلبوس داده و با حرکتی آکرباتیکی دیگر می رود و در را پشتش میبندد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

قدم قدم تا روشنایی، از شمعی در تاریکی تا نوری پرابهت و فراگیر !
میجنگیم تا آخرین نفس !!
میجنگیم برای پیروزی !!!
برای عـشـــق !!!!
برای گـریـفـیندور !!!!!

تصویر تغییر اندازه داده شده

تصویر تغییر اندازه داده شده


تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: نقد پست های انجمن محفل ققنوس
ارسال شده در: جمعه 4 آبان 1397 13:53
نمایش جزئیات
آفلاین
نقد پست 57 اتاق خون نوشته شده توسط ماتیلدا استیونز


همیشه برای محفلی های عزیزم وقت هست ماتیلدا

ماتیلدای عزیزم، پستت رو که خوندم خیلی خوشحال شدم. همیشه یکی از نگرانی هام این هست که اعضای تازه وارد رو به جلو حرکت نکنن و بعد از یه مدتی پیشرفتشون کند بشه ولی شما از روز های اول خیلی پیشرفت خوبی کردی و مشخصه که بازم میخوای بهتر و بهتر بشی.

یه چیزی که خیلی مهم هست تو ادامه دادن داستان، با دقت خوندن پست های قبلی هست. تو پست پنه لوپه ، ایده مگس کش رو رون میده و پنه لوپه هم زیاد راضی نیست، اما شما این ایده رو از پنه لوپه گرفتی و باهاش جلو رفتی. در واقع به آخر پست نفر قبلی دقتی نکردی.
اما ایده مگس کش یه ایده طنزی بود که گرفتیش، باهاش جلو رفتی و اتفاقا تونستی پست طنز خوبی هم ازش در بیاری. با این حال سعی کن که با دقت بیشتری پست نفری قبلیت رو بخونی.

مساله بعدی شخصیت پردازی خود شخصیت ماتیلدا بود که تو نقد قبلی در موردش حرف زدیم. بسیار بهتر تونسته بودی این بار روش کار کنی و یه ذره با ماتیلدا بیشتر آشنا شدیم. فردی مهربون ساختی که از باهوش ترین افراد نیست ولی قلب پاک و شجاعی داره. این خیلی خوبه که تونستی به چنین خصوصیاتی برسی و کافیه یه ذره بیشتر روش کار کنی که برای کل سایت جا بیفته.
در مرحله بعدی باید شروع کنی چند تا خصوصیت بزرگتر خودت رو به سایت نشون بدی. دیدم تو پست هات که چند تا از این خصوصیات برای خودت درست کردی ولی باید مدام تکرار بشن که جا بیفته. مثلا اگر من یه بار در مورد اهمیت عشق یا پیری شخصیتم بنویسم خوب نا نمیفته که چنین شخصیتی رو دارم پرورش میدم. باید مدام بنویسی در موردش تا بقیه هم متوجه بشن.


نقل قول:
ماتیلدا اول نمیفهمید که پنه چه میگوید. اما بعد پلک بعدیش، ناگهان همه چی را بخاطر آورد. پس سوت زنان، سرش را در داخل آشپزخانه برد که چهره ی پنه را که مثل روغن روی ماهیتابه داغ کرده بود، نبیند و البته برای امنیت بیشتر که پنی همان مگس کش را به سمت او پرت نکند، رفت!


این تیکه پستت، ایده اش خیلی خوبه، طنز بسیار خوبی هست و توصیف چهره و اوضاع جالبی توش گذاشتی اما یه ذره از نظر ساختاری خوب نوشته نشده و این باعث میشه که خواننده مجبور باشه چند بار بخونه تا بتونه با داستان جلو بیاد. از این خیلی راضیم که یه تصویر از اتفاقات افتاده تو ذهنت درست کردی و همونا رو سعی کردی به بهترین نحو بنویسی و بعد از چند بار خوندن به فوق العاده بودن این توصیفاتت پی بردم و خیلی لذت بردم. با این حال ولی همچنان یه مقدار گنگ به نظر میرسه در دید اول که باید کار بیشتری روش بکنی.

همین قضیه در ادامه پستت هم در جریان بود که یه مقدار مراحل درست کردن هورکراکس پیچیده به نظر میرسه. تقسیم کاری که کردی خوب بود ولی من دقیقا متوجه نشدم چجوری قراره جان پیچ درست بشه. احساس میکنم یه مقدار عجله کردی تو تموم کردن پستت و شایدم به این دلیل بود که نمیخواستی پستت خیلی طولانی بشه (طولانی بودن پست تو تاپیک های ادامه دار درست نیست به نظر منم). در هر صورت همه چیز رو سریع انجام دادی و یه مقدار من خواننده رو گیج کردی که دقیقا چه اتفاقاتی داره میفته. شاید حتی اگر نمینوشتی این بخش رو و به عهده نفر بعدی میذاشتی بهتر بود و یا اگر میخواستی خودت بنویسی باید بیشتر روش کار میکردی.


در کل، پست خوبی بود و از خوندنش خیلی لذت بردم. آینده نویسندگی خوبی میبینم و فکر کنم اگر همینجوری جلو بری یه روزی جزء بهترین های محفل و سایت میشی.

در پناه عشق باشی ماتیلدای عزیزم

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: نقد پست های انجمن محفل ققنوس
ارسال شده در: پنجشنبه 3 آبان 1397 18:48
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام. درخواست نقد این رول رو داشتم.

پ.ن: اگه وقت کردین. البته!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Cause i don't wanna lose you now
I'm looking right at the other half of me

پاسخ به: نقد پست های انجمن محفل ققنوس
ارسال شده در: چهارشنبه 28 شهریور 1397 21:17
نمایش جزئیات
آفلاین


اشلی، سلام. به نقدستونِ محفل ققنوس خوش اومدی!

اشلی، یه چیزی رو همین اول بهت بگم. خیلیم ربطی به محتوای رولت نداره. همینجوری کلّی میگم. در واقع این نکته رو باید به همه‌ی تازه‌واردای سایت جادوگران گفت.
و اون نکته اینه که سلیقه‌ی عمومیِ اعضای هرکدوم از سایت‌ها، سلیقه‌ی بیننده‌های برنامه‌های تلویزیونی، سلیقه‌ی مردمِ هر کشوری با بقیه فرق می‌کنه.

بیا در مورد هرکدوم یه مثال بزنیم...

مثلاً تو برو یه رمان عاشقونه بنویس، شخصیت اصلیش هم یه دختر دورگه‌ی ایرانی/کُره‌ایه، دوس‌پسرشم اهل چینه. ینی رمانت کافیه همینا رو داشته باشه! حالا برو توی سایتا و انجمنایی که ملّت رمان‌هاشونو به اشتراک می‌ذارن و توئم رمانت رو به اشتراک بذار... شک نکن کولاک می‌کنی با این رمانت! با این شخصیت اصلی که یه دختر ایرانی/کُره‌ایه! صدها تعریف و کامنت مثبت و هزاران لایک گیرت میاد! شک نکن!

حالا تو برو همین رمان موفق و پُرمخاطب رو توی سایت جادوگران بفرست... کسی نمی‌خونه.
چرا؟
چون سلیقه‌ی عمومیِ اعضای جادوگران، ۱۸۰ درجه فرق داره با سلیقه‌ی عمومیِ اعضای سایتای رمان عاشقونه! اعضای جادوگران چیز دیگه‌ای دوس دارن، از چیز دیگه‌ای لذت می‌برن، فازشون فرق می‌کنه!

در مورد برنامه‌های تلویزیونی هم همینطوره. برنامه‌ی خندوانه رو مثال می‌زنم، چون تقریباً همه دیدن.
همه می‌دونن که جناب‌خان، تنها چیز خنده‌داریه که توی این برنامه می‌بینیم. من خودم خیلی وقتا سعی کرده‌م ازش تقلید کنم و سوژهاشو بیارم توی رولای مختلف.
ولی باور کن، اونقد که سوژه‌هاش و حرفاش و شوخیاش توی تلویزیون و در قالب صوتی و تصویری خنده‌داره، توی سایت و در قالب متن، همونقد بی‌مزه از آب در میاد! باور کن همینطوره! ینی خودمم تعجب کردم از اینکه چجوری همچین چیز بامزه‌ای اگه دچار تغییر قالب بشه، چقد می‌تونه لوس و بی‌مزه بشه...
حتی برعکسش هم صدق می‌کنه. همین رولای جادوگران رو اگه به حالت صوتی و تصویری در بیاری، ممکنه خیلیاشون کیفیت‌شونو از دس بدن. حتی بعضیاشون هم ممکنه نامفهوم بشن!

در مورد فرهنگ شهرها و کشورهای مختلف هم بازم داستان همینه. مثلاً اگه یه جوک سانسورشده و غیرمستقیم در مورد مشروبات الکلی برا یه شخص ایرانی تعریف کنی، ممکنه براش جالب باشه. همین اصطلاح "نوشابه‌ی زرد" ممکنه براش جالب باشه. ولی همین جوک رو اگه برا یه شخص آمریکایی تعریف کنی، میگه: خب؟

چیزی که برامون جالبه، ممکنه براشون بی‌مزه باشه. محدودیتی که داریم، باعث میشه سوژه‌ی مشروبات الکلی متفاوت و جالب به نظر بیاد... ولی اونجا، نه.

اینا رو گفتم تا تو یا هرکسی که این نقد رو می‌خونه، بدونه که خیلی سوژه‌ها حتی اگه فوق‌العاده جذاب هم باشن... اگه تغییر حالت بدن، اگه تغییر قالب بدن، اگه تغییر مکان بدن، ممکنه جذابیت‌شون حتی به صفر هم برسه!

خب، حالا که این نکته رو گفتم، بریم سراغ نقد رولت. (عجب مقدمه‌ی طولانی‌ای شد! )

نقل قول:
ﺩﺭﺑﻰ ،ﺩﺍﻏﺎﻥ ﺟﻠﻮﻳﻢ ﻇﺎﻫﺮ ﺷﺪ.


این اولین جمله‌ی رولته. همین اول یه غلط نگارشی به چشم میاد. اون ویرگول دقیقاً چیه اون وسط؟ ویرگول کارش ایجاد مکث و فاصله بین دو کلمه یا دو جمله‌س.
دو کلمه‌ی «دربی» و «داغان» باید با همدیگه نوشته و خونده بشن. ینی یه دربی که داغان هستش.
اصلاً معنی نداره که دربی رو بگیم... بعد مکث کنیم... بعد داغان رو بگیم.

کلاً پُستت غلط نگارشی زیاد داره. مثلاً اینو ببین:
نقل قول:
ﺩﺳﺘﻢ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺩﺭ ﺑﺮﺩﻡ ﺩﺭ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﺎﺯ ﺷﺪ.

«دستم را به سمت در بردم» و «در خود به خود باز شد» دوتا جمله‌ی جدا هستن که تو اونا رو چسبیده نوشتی. این اشتباهه. باید از همدیگه جدا بشن. یا با استفاده از نقطه، یا با استفاده از «و».

در کل غلط نگارشی زیاد داری متأسفانه. مثلاً وسط فعل «می‌کردم» نقطه گذاشتی. ینی چی خب؟ نقطه وسط فعل واسه چی؟
یا مثلاً یکی دیگه از اشتباهاتت اینه که بعضاً بین علامت و کلمات فاصله می‌ذاری. درستش اینه که کلمه رو بنویسی، بعدش یه علامت نگارشی بذاری، بعدش فاصله بذاری و کلمه‌ی بعدی رو بنویسی. یه نگاهی به همین پُستم بندازی، کاملاً متوجه میشی که علامت‌گذاری صحیح چجوریه.

نقل قول:
ﺩﺭﺑﻰ ،ﺩﺍﻏﺎﻥ ﺟﻠﻮﻳﻢ ﻇﺎﻫﺮ ﺷﺪ. ﺧﺎﻧﻪ ﻯ 12 ﺧﻴﺎﺑﺎﻥ ﮔﺮﻳﻤﻮﻟﺪ.
ﭘﻨﺎﻫﮕﺎﻩ ﻗﻘﻨﻮﺱ.
ﻗﻘﻨﻮﺱ ﻫﺎﻳﻰ ﮐﻪ ﺑﺪﻭﻥ ﺍﺷﮏ ﺯﺧﻢ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﻣﻰ ﮐﺮﺩﻧﺪ.
ﻗﻘﻨﻮﺱ، ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻋﺠﻴﺒﻰ ﺑﻮﺩ. ﺍﻣﺎ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺣﺎﻝ ﺯﻳﺒﺎ ﺑﻮﺩ.
ﺍﻓﮑﺎﺭ ﺣﺎﻻ ﺍﺿﺎﻓﻪ ﺑﻮﺩ؛ ﺑﺎﻳﺪ ﺩﺭ ﻣﻰ ﺯﺩﻡ.
ﺩﺳﺘﻢ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺩﺭ ﺑﺮﺩﻡ ﺩﺭ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﺎﺯ ﺷﺪ.


اون قسمتی که پُررنگ کردم رو می‌بینی؟ اون بخش اضافه‌ی این قسمت بود.
می‌دونی، توصیف خوبی بود. ولی جاش اینجا نبود. توی این موقعیت که یه در جلوت ظاهر شده، خواننده‌ی پُست انتظار داره که فوراً در رو باز کنی و بری تو! حال و حوصله نداره که اون وسط وایسی و فک کنی که ققنوس عجب چیز خفنیه.
بعد جالب اینجاس که خودتم گفتی «افکار حالا اضافه بود» ... ینی خودتم می‌دونستی که اون افکار اضافه بودن و بهتر بود اونا رو نمی‌نوشتی.

نقل قول:
ﭼﻮﺏ ﺩﺳﺘﻢ ﺭﺍ ﺩﺭﺍﻭﺭﺩﻡ. ﻭ ﺑﻪ ﺳﺮﻋﺖ ﺭﺍﻩ ﺭﻭ ﺭﺍ ﺗﻰ ﮐﺮﺩﻡ.

من بار اولی که این جمله رو خوندم، فک کردم راهرو رو با چوب‌دستیت تی زدی!
دیگه خودت ببین غلط املایی چه بلایی می‌تونه سر متن بیاره!
به هر حال اگه بخوام جمله‌ت رو اصلاح کنم، درستش میشه این: «چوب‌دستی‌ام را در آوردم و به سرعت، راهرو را طی کردم.»

حالا اینجا رو داشته باش:
نقل قول:
- ﺑﺮﺍﻯ ﭼﻰ ﻣﻰ ﺧﻮﺍﻯ ﮐﻤﮏ ﺑﻴﺎﺭﻯ ؟ ﮔﻠﺪﻭﻥ؟

- ﭼﻰ ﻣﮕﻪ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﺣﻤﻠﻪ ﻧﺸﺪﻩ؟

- ﻧﻪ ﺑﺎﺑﺎ ﺯﺩﻩ ﺑﻪ ﺳﺮﺗﺎ! ﺩﺍﺭﻳﻢ ﺧﻮﻧﻪ ﺗﮑﻮﻧﻰ ﻣﻰ ﮐﻨﻴﻢ.


نقل قول:
- ﻃﻠﺴﻤﻰ ﭼﻴﺰﻯ ﺑﻬﺖ ﺯﺩﻥ ﺍﻳﻦ ﻃﻮﺭﻯ ﺷﺪﻯ؟

- ﻧﻪ ﻧﻪ .

- ﭘﺲ ﺯﻭﺩﺗﺮ ﺑﺮﻭ ﺑﺎﻻ!

- ﺑﺎﺷﻪ ﺑﺎﺑﺎ ﺭﻓﺘﻢ!


بهتره که بین چند دیالوگ فاصله نذاری. دوتا اینتر نزن! یه اینتر بزن. فقط یه اینتر بزن! اینجوری تمیزتر و جمع و جورتر میشه. ینی این‌شکلی:
نقل قول:
- ﻃﻠﺴﻤﻰ ﭼﻴﺰﻯ ﺑﻬﺖ ﺯﺩﻥ ﺍﻳﻦ ﻃﻮﺭﻯ ﺷﺪﻯ؟
- ﻧﻪ ﻧﻪ .
- ﭘﺲ ﺯﻭﺩﺗﺮ ﺑﺮﻭ ﺑﺎﻻ!
- ﺑﺎﺷﻪ ﺑﺎﺑﺎ ﺭﻓﺘﻢ!


حالا این گفتگوی بین اشلی و خانم گرنجر رو ببین:
نقل قول:
- ﺷﻤﺎ ﻣﺮﮒ ﮐﻴﻮ ﺩﻳﺪﻥ؟
- ﺧﺐ ﺗﻮﻯ ﻧﺒﺮﺩ ﻫﺎﮔﻮﺍﺭﺗﺰ ﺧﻴﻠﻰ ﺍﺯ ﺩﻭﺳﺘﺎﻣﻮﻥ ﺍﺯ ﺑﻴﻦ ﺭﻓﺘﻦ.
ﺣﺎﻻ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﺗﻮ ﭘﺎﮎ ﮐﻦ.
- ﭼﺮﺍ ﺗﺴﺘﺮﺍﻝ ﺭﻭ ﺧﺎﮎ ﻧﻤﻰ ﮐﻨﻴﺪ؟
- ﺧﺐ ﺑﺎﻳﺪ ﻳﻪ ﻧﻔﺮ ﺑﺎﺷﻪ ﮐﻪ ﻣﺜﻞ ﻣﺎﮔﻞ ﻫﺎ ﺧﺎﮎ ﮐﻨﺘﺶ.
- ﺑﺎﺷﻪ.


دیالوگ اول غلط املایی داره... «شما مرگ کیو دیدن؟» ... باید بگی «شما مرگ کیو دیدین؟» ، پس حتماً به تناسب فاعل و فعل دقت کن.

بعد، توی دیالوگ دوم، واسه چی اینتر زدی و رفتی خط بعدی؟ توی دیالوگا همچین کاری نمی‌کنیم.
نکته‌ی دیگه هم اینه که به نظر میاد خانم گرنجر می‌خواد درباره‌ی نبرد هاگوارتز توضیح بده، ولی با گفتن جمله‌ی «حالا پنجره‌تو پاک کن» یهو بی‌حوصله میشه و انگار حوصله‌ی حرف زدن نداره.
دیالوگِ آخرِ این گفتگو هم که اشلی میگه، «باشه» هستش که اصلاً جواب مناسبی برا دیالوگ قبلی نیس. یه جورایی انگار خودِ اشلی هم یهویی دیگه حال و حوصله‌ی بحث با خانم گرنجر رو نداره.

وقتی رولت رو می‌نویسی، با صدای بلند، توصیفات ‌و دیالوگا رو بخون. اینجوری راحت متوجه میشی که لحن و آهنگ جملاتت ایراد داره و چقد غلط املایی/تایپی داری.

راستش چیز دیگه‌ای ندارم که در مورد رولت بگم. خیلی از مشکلاتت با «بیشتر نوشتن» حل میشن، با خوندن رولای اعضای سایت حل میشن. توصیه می‌کنم که نقدای بقیه رو هم بخونی. خیلی از مشکلاتی رو که تو داری، بقیه هم دارن. بنابراین هرچی نقد گیرت میاد، بخون. اینجوری زودتر پیشرفت می‌کنی.
موفق باشی!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
How do i smell?
پاسخ به: نقد پست های انجمن محفل ققنوس
ارسال شده در: دوشنبه 26 شهریور 1397 11:38
نمایش جزئیات
آفلاین
ميشه اين پست رو برام نقد کنيد پست 62

http://www.jadoogaran.org/modules/newbb/viewtopic.php?post_id=333056

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تا حالا کسی با گیتار زده تو سرت!؟