هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل




Re: صحنه محبوب کتاب 7 که میخواین توی فیلم ببینین؟
پیام زده شده در: ۲۲:۱۳ چهارشنبه ۲۸ مهر ۱۳۸۹
#1
كل تيكه ي هري و اسنيپو خاطراتشو مرگش
مرگ لوپين
من كلا ترجيح مي دم همه ي كتابو تو فيلم ببينم جز فصل آخرو :oops:


حتی در مرگ،کاش پیروز باشی!
تصویر کوچک شده


Re: اگر قرار بود با يكي از شخصيت هاي كتاب ازدواج ميكرديد ، آن شخصيت چه كسي بود ؟ چرا؟
پیام زده شده در: ۲۱:۴۹ چهارشنبه ۲۸ مهر ۱۳۸۹
#2
لوپين
خوشتيپه! كلا مي دوني..مرد زندگيه


حتی در مرگ،کاش پیروز باشی!
تصویر کوچک شده


Re: توی خیالتون،شخصیتتون رو تو هری پاتر چه شکلی تصور میکنین؟
پیام زده شده در: ۲۳:۴۶ جمعه ۱۶ آذر ۱۳۸۶
#3
1.جیمز
2.سیریوس
3.هری


حتی در مرگ،کاش پیروز باشی!
تصویر کوچک شده


Re: بعد از دو سال انتظار، آیا کتاب هفت اون طور که می خواستید تموم شد؟
پیام زده شده در: ۲۳:۳۷ شنبه ۱۲ آبان ۱۳۸۶
#4
در مورد کتاب هفت خیلی چیزها می شه گفت..رولینگ خوب شروع کرد..داشت روال داستان رو خوب پیش می رفت ولی خراب کرد..خیلی خیلی وسط های داستان ضعف پیدا کرد که اگه بخوایم بشمریم کلی می شن...
فکر می کنم رولینگ یه ذره حول شد..تب و تاب کتاب باعث شد اونو زودتر بده بیرون..
ته کتاب که حال من یکی رو به هم زد..یه خاله بازی تمام عیار بود..عین قصه های سیندرلا و سفید برفی خودمون بود
در کل می تونم بگم پایان کتاب افتضاح بود..افتضاح!


حتی در مرگ،کاش پیروز باشی!
تصویر کوچک شده


Re: نقش خداوند در هری پاتر چیست؟
پیام زده شده در: ۲۰:۲۴ چهارشنبه ۲۰ دی ۱۳۸۵
#5
خب حرف های خیلی زیادی زده می شه معملا در مورد تاب های هری پاتر و ربطش به خدا..
ولی از نظر من رولینگ این داستان رو صرفا نوشته چون می دونسته که تو عصر امروز دیگه بیش تر جوونا به کتاب های تخیلی روی می آرن
و این که فکر می کنم رولینگ نخواسته اشاره ای به مذهب یا خدا بکنه چون می ترسیده که توی کارش مشکلی به وجود بیاد..
مثلا یه عده اعتراض کنن و..
ولی منم قبول دارم که اسم کتاب هفت می شه گفت اشاراتی داره..البته در این موارد هم بحث های زیادی می شه..
ولی نه تا به حال رولینگ نه اشاره ای به خدا کرده و نه مثلا توهینی چیزی..
گرچه بعضی ها بد برداشت کردن مثلا بحث های زیادی رو من خودم شاهدش بودم که می خواستن ایرانیا هری پاتر رو بد جلوه بدن..
یه نمونه اش این بود که به سن نیکلاس فلامل(666)گیر داده بودن..یا..
در ه صورت از اگه بخوایم نقش خدا رو بگیم..من می تونم برداشت کنم که توی کتاب های هری پاتر..هری همیشه با توکل یا با توجه به یه شخص نامعلومی دست به خطر زده...
شاید این اشاره ی کوچیکی باشه..


حتی در مرگ،کاش پیروز باشی!
تصویر کوچک شده


Re: تفاوت های فیلم و کتاب هری پاتر و جام آتش ؟
پیام زده شده در: ۱۶:۴۶ جمعه ۱۴ مهر ۱۳۸۵
#6
خب خیلی از قسمت ها ی کتاب حذف شده بود و یه چیزهایی صد و هشتاد درجه چرخیده بودند..
راستی یه سوال..این تاپیک مجوز داره؟
از نظر من هم حذف بعضی از شخصیت ها خیلی کار مزحکی بود..
مخصوص ا این که حالا دارن توی فیلم پنج هم کوییدیچ رو بر می دارن..
درسته من قبول دارم اون همه کتاب رو نمی شه تو یه فیلم 2 ساعته درست کرد و کارگردانی و ساخت فیلم کار سختیه اما حداقل از موضوعات اصلی دور نشن..
یا مثلا سوتی هایی که می دن..لباس هرمیون و ..


حتی در مرگ،کاش پیروز باشی!
تصویر کوچک شده


Re: گنجینه ریونکلا چه بود؟
پیام زده شده در: ۱۱:۲۹ دوشنبه ۱۰ مهر ۱۳۸۵
#7
نه اون نمی تونه بادشه به مخاطر این که همه اش در دسترس هریه..در حالی که ولدمورت از اون نه خبر داره نه می خواسته اونو جان پیچ کنه اونم در حالی که بین اون همه محفلی این شنل بوده..
به نظر من هر چی که هست ...خب دقیقا نمی شه حدس زد که چی می تونه باشه ولی من یکی که شدیدا با نظریه ی شنل مخالفم.


حتی در مرگ،کاش پیروز باشی!
تصویر کوچک شده


Re: **ثبت نام الف.دال**
پیام زده شده در: ۱۹:۳۰ یکشنبه ۹ مهر ۱۳۸۵
#8
به او نگریسته بودم.حس می کردم چهره اش از همه وقت جذاب تر است.موهایش بر روی پیشانی اش ریخته بودند و آن را در پس خود پنهان کرده بودند.چشمان سبزش بی ثبات و بی دلیل همین طور خیره شده بودند رگی از خون در آن ها خودنمایی می کرد.گویی از طریق آن ها حرف می زد...از مصیبت هایی که برایش رخ داده..از سختی هایش..از آرزوهایش و ..
و در چهره اش خستگی عمیقی موج می زد.صورت مهربانش از همیشه خاکی تر بود و عینکش در آن طرف پرت شده بود و شیشه هایش خرد در کنارش ریخته بودند.اشک در چشمانم حلقه زده بود.بغض عمیقی سد راه گلویم شده بود.و سکوتی مبهم همه جا را در سلطه ی خویش قرار داده بود.
هنوز اخرین نگاهش را به یاد می آورم..نگاهی سرشار از امید و خستکی...
خاطراتی را که با اوگذرانده بودم..بدو خوب..تلخ و شیرین..همه در پس مغزم تکرار می شد.مهربانی هایش بدنم را سست کرده بود و من همان طور بی حرکت در بالای سرش نشسته بودم و به قیافه ی تباهش خیره شده بودم.آخرین نجوایش به گوشم می رسید:آواداکاداورا...
شنلش کثیف تر از همیشه به نظر می رسید.حال آن انسان راسخ و استوار برای همیشه نقش بر زمین افتاده بود و به جایگاه ابدی اش باز می گشت.به دهانش می نگریستم.رگه ای از خون از آن جاری می شد و در زیر پایم دریاچه ای از خون قرار داشت.دستم را به طرف قلبش بردم.از حرکت باز ایستاده بود.ساعتی می شد که صدای تپش کردن آن به گوش نمی رسید.دلم برایش تنگ می شد.
می خواستم که همراه او و در کنار او بجنگم اما او به سمت من طلسمی فرستاد و برای چند دقیقه به حالت خبردار در آمدم.شنل را بر رویم انداخت.نمی توانستم کوچکترین حرکتی بکنم.از پشت پرده ی نازک شنل به او خیره شده بودم.به فداکاری که هیچ گاه تسلیم نشد...حاضر شد باز هم بجنگه تا بتواند بقیه ی نزدیکانش را حفظ کند.و آن ها به خاطر او از دست نروند.به فروتنی که هیچ وقت مغرور نبود و همیشه این را می دانست که بدون دوستانش هیچ وقت این چیزی که هست نبوده و نخواهد بود.و بعد پس از لحظه ای حاضر شد با او رو به رو شود..لحظه ها در گذر زمان می گذشتند..خواب به سراغ چشمانم آمده بود.و بعد دو صدا هم زمان با هم گفتند:آواداکاداورا...
طلسم دیگری به دیگری برخورد کرد.به او زل زده بودم.چه راحت بر روی زمین افتاد.قامت استوارش خم شد و به زیبایی نقش بر زمین شد.چوبدستیش از دستش پرت شد و در گوشه ای از خاک فرو رفت.من نعره زدم..اما صدایی بر نخواست.ترس تمام بدنم را سست و بی حال کرده بود.اشک ها مرتب از چشمانم سرازیر می شد.ناگهان از حالت خبردار در آمدم..به سویش دویدم...
و حال به پیکر سرد و بی روحش می نگرم.باران شروع به باریدن کرده بود..سخت در حال عرق ریختن بودم...ساکت و صامت در بالینش نشسته بودم و فقط به او فکر می کردم.زخم هایی بر روی دستان و صورتش نمایان شده بود.ناگهان چیزی توجه مرا به خودش جلب کرد
موهایش را از روی پیشانی اش کنار زدم...
زخمش.زخمش ناپدید شده بود.


حتی در مرگ،کاش پیروز باشی!
تصویر کوچک شده


Re: بالاخره ایده ی هری پاتر از کی گرفته شده ؟
پیام زده شده در: ۲۳:۴۰ جمعه ۷ مهر ۱۳۸۵
#9
واقعا که..فقط با این کاراشون ایرانیا رو خراب می کنن.
مسخره اس واقعا؟
ببینم این یارو این کتاب رو چه جوری نوشته؟
اصلا این کتاب با فرهنگ ایرانیا یکی نیست..من یکی که واقعا موندم..چی مثلا هرمیون خودشو به هری صیغه کرده؟
من واقعا تو کار اینا موندم..من یکی که اصلا باور نمی کنم و معتقدم که این یارو واقعا داره چرند می گه..
چی یه داستان از ایران دزدیده میشه بعد رولینگ فقیر بی همه چیز اونو پیدا می کنه یا به دست میاره و..
اصلا امکان نداره..از نظر من که با عقل جور در نمی آد..
این یارو یا فراموشی گرفته یا می خواد خودشو مطرح کنه و اسم و رسمش بیاد تو روزنامه ها..
یه قول یکی از دوستان که می فرمایند:عجببببببببببببببببب
جمع کنین این بساط ها رو بابا. من موندم با این کارا می خوان به کجا برسن.
در هر حال دوست عزیز ممنون از خبرت گرچه من اینو 3 ماه پیش هم شنیده بودم.


حتی در مرگ،کاش پیروز باشی!
تصویر کوچک شده


Re: گفتگو با مدیران ، انتقاد ، پیشنهاد و ...
پیام زده شده در: ۱۵:۴۲ سه شنبه ۴ مهر ۱۳۸۵
#10
ببخشید من یه سوال داشتم نمی شه اسم من به کتی بل تغییر پیدا کنه..
من توی کتاب ها هم که دیدم همه جا کتی هستش..
امیدوارم موافقت شه..
با تشکر


حتی در مرگ،کاش پیروز باشی!
تصویر کوچک شده






هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۴۰۰-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.