جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

13 کاربر(ها) آنلاین هستند (7 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
13 مهمانان 0 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: بازي با كلمات
ارسال شده در: یکشنبه 11 شهریور 1386 20:41
نمایش جزئیات
آفلاین
هری عاشقانه دستان پدر و مادرش را گرفته بود و درجاده یکنار دهکده هگزمید قدم میزد ناگهان به یاد اورد که چگونه به اینجا امده است,ان روز که مثل همیشه در حال رفتن به تالار بود نقطه ای نظرش را جلب کرد و با سرعت به سمتش رفت بوی متعفنی می امد,هری داشت به طرف ان راهرو متروک که دستشویی ان جا بود میرفت, وارد دست شویی شد و ان را دید,همان حلقه که در دستان سالازار اسلتیرین بودو سال ها پیش ربوده شده و نا پدید شده بود,هری جلوتر رفت و به ان حلقه دست زد, ان حلقه توسط ولدمورت افسون شده بود,هر که به ان انگشتر دست میزد باید تا از بین رفتن حلقه کنار مرده ها زندگی میکرد ,ولی هری ناراحت نبود چون به ارزوی چندین ساله ی خود رسیده بود,هر چند باید بعد ازمدتی انجا راترک میکرد

تایید شد !!!(پادمور)

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط emma23 در 1386/6/11 20:45:08
ویرایش شده توسط emma23 در 1386/6/11 21:49:47
ویرایش شده توسط emma23 در 1386/6/11 22:00:24
ویرایش شده توسط emma23 در 1386/6/11 22:06:32
ویرایش شده توسط emma23 در 1386/6/11 22:11:27
ویرایش شده توسط emma23 در 1386/6/11 22:14:58
ویرایش شده توسط emma23 در 1386/6/11 22:19:07
ویرایش شده توسط emma23 در 1386/6/11 22:21:50
ویرایش شده توسط emma23 در 1386/6/12 8:58:15
ویرایش شده توسط emma23 در 1386/6/12 12:09:57
ویرایش شده توسط emma23 در 1386/6/12 12:19:05
ویرایش شده توسط emma23 در 1386/6/12 12:30:34
ویرایش شده توسط استرجس پادمور در 1386/6/12 18:48:42
باز باران بي ترانه***گريه هايم عاشقانه***مي خورد بر سقف قلبم***ياد ايام تو داشتن***مي زند سيلي به صورت***باورت شايد نبا?
Re: بازي با كلمات
ارسال شده در: یکشنبه 11 شهریور 1386 18:56
نمایش جزئیات
آفلاین
ماگل به نقطه اي در جاده كه آنها ناپديد شده بودند خيره شد.آنها با صداي پاق ضعيفي غيب شده بودند.او فكر كرد:اين اتفاق براي خاله زنكهاي دهكده جالب است.ولي همين كه خواست جاده را ترك كند مامورين وزارت بر سرش نازل شدند و با افسون فراموشي حافظه اش را اصلاح فرمودند.اما كسي چوبدستي را كه مرد ربوده بود و داخل جيبش گذاشته بود،نديد.

تایید شد!!(پادمور)

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط استرجس پادمور در 1386/6/12 9:41:55
هر جاي سايت اسمsaam،گريندلوالد بزرگ يا هرمي رو ديدين،ياد من بيفتين چون هر سه شون منم!
Re: بازي با كلمات
متعفن - نقطه - افسون - ترک - ناپديد - عاشقانه - دهکده - ربوده - جاده - حلقه

باز هم به اين (دهكده) (متعفن) برگشته بود (دهكده) اي كه زماني اونرو بهتري جاي زمين مي دونست چون تنها (نقطه) اي بود كه ميتونست در اون بدون مزاحم با معشوقش باشه و ولي بدون اون همه چيز به نظرش (متعفن) مي اومد
انگار همه خاطراتش واسش زنده شده بود روزي رو مي ديد كه (عاشقانه) زانو زده و با نشان دادن (حلقه) ازش تقاضاي ازدواج ميكنه و بعد هر دو در حال گريه همديگرو بغل ميكنند در اون لحظه فكر ميكرد هيچ طلسم و (افسوني) نميتونه از هم جداشون كنه.
همه چيز (ناپديد) شد به يادش اومد كه همسرش توسط لرد سياه (ربوده) شده بود تا لرد سياه بتونه با تهديد همسرش او را وادار به پيوستن به خود كنه!
حس تنفرو توي تك تك اعضاي بدنش حس مي كرد يك نگاه به (دهكده) كرد و خاطراتشو (ترك) كرد و به سمت (جاده) حركت كرد تا به ادامه راه خود ادامه بده راه شومي كه سرنوشت جلوي پاي اون گذاشته بود.

تایید شد !!!(پادمور)

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط استرجس پادمور در 1386/6/12 9:31:51
بازي با كلمات
ارسال شده در: یکشنبه 11 شهریور 1386 15:43
نمایش جزئیات
آفلاین
چشمانش را به انتهای جاده دوخته بود . در یک نقطه گویی زمین و آسمان به هم دوخته شده بودند .
حتی فکر ترک دهکده هم برایش سخت بود. اما بی قرار بود نمی تواست بماند
به کسی که عاشقانه دوستش داشت فکر کرد .
تنها چیزی که از او باقی مانده بود یک حلقه بود ، آن را در دستش فشرد.
چند لحظه بعد او ناپدید شده بود .
سرنوشت در انتظارش بود.

تایید شد !!!(پادمور)

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط استرجس پادمور در 1386/6/12 9:20:56
[b]
Re: بازي با كلمات
ارسال شده در: شنبه 10 شهریور 1386 20:25
نمایش جزئیات
آفلاین
متعفن - نقطه - افسون - ترک - ناپديد - عاشقانه - دهکده - ربوده - جاده - حلقه

هري باورش نيمشد كه به ان نقطه ي
متعفن امده است انهم فقط براي نجات دراكو كه از روز نامزدي هري و جيني ناپديد شده بود يا به قول هرميون ربوده شده بود
هري نميدانست چرا بايد جيني را با نگاه عاشقانه اش ترك ميكرد و به دنبال دراكو مالفوي در ان دهكده متعفن بگردد .
هري به دري مار مانند ميرسد آهي ميكشد و به حلقه اش نگاه ميكند چوبش را در مياورد و اماده ميشود تا اگر كسي در انجا حضور داشته باشد افسوني به طرف او پرتاب كند . ولي او در را باز ميكند و به جز دراكو مالفوي كسي را نميبيند هري او را ميگيرد و با خود به طرف جاده ميكشاند

اگر جز اين كلمات هست لطفا به من بگيد تا با انها بنويسم

تایید شد !!!(پادمور)

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط شاهزاده زخمها در 1386/6/10 20:28:40
ویرایش شده توسط شاهزاده زخمها در 1386/6/10 20:32:37
ویرایش شده توسط استرجس پادمور در 1386/6/12 9:12:43
Re: بازي با كلمات
هري وجيني در(جاده اي )واقع در(دهكده )ي هاگزميددرحال قدم زدن بودندهري وجيني(عاشقانه)دست يكديگرروگرفته بودندتااينكه به(نقطه اي)از جاده رسيدندكه به نظرمي رسيددرآن محل(حلقه) اي( ناپديد )شده است آن محل بوي( متعفني) مي دادجيني :اين بوي متعفن از كجاست؟هري:من نبودم ....جيني :خودتو لوس نكن ...هري: به نظر من حلقه (ربوده )شده چون كسي كه اون رو ربوده اين بوي متعفن رو با استفاده از (افسون) ايجاد كرده تا حواس همه پرت بشه نظر تو چيه؟جيني :به نظر من بهتره هرچه سريعتر اينجارو( ترك) كنيم آقاي كاراگاه.

تایید شد !!!(پادمور)

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط استرجس پادمور در 1386/6/12 9:07:25
Re: بازي با كلمات
ارسال شده در: جمعه 9 شهریور 1386 12:49
نمایش جزئیات
آفلاین
دیگر قادر به تحمل این دهکده و ساکنانش نبود. مردمی که به خاطر چند گالیون حتی پیوندهای خانوادگی را فراموش میکردند و به راحتی نزدیکانشان را به والده مورت می فروختند. مرگخواران حتی نیازی به اجرای نفرین ایمپریوس نداشتند، ابن مردم مدت ها بود هیچ قدرتی را بالاتر از پول نمی دانستند. اکنون در جاده ای بود که به خارج آز آن نقطه شوم می رسید. بار دیگر چشمش به حلقه ای افتاد که برای او یادآور خاطراتی عاشقانه بود. اشک در چشمانش حلقه زد. با یادآوری خیانت برادر معشوقش در حق خواهر کوچک خود موجی از خشم و انتقام او را در برگرفت. تنها به این خاطر که آن دختر ساحره ای قدرتمند بود و والده مورت به فردی مثل او نیاز داشت و حالا که او را به راحتی ربوده بود خدا می دانست که با چه طلسمی او را وادار به پیروی از خود میکرد. باید به سرعت حرکت می کرد. باید به موقع او را نجات می داد. اما کجا؟! چشمانش را بست و سعی کرد مکان او را حس کند. می دانست دارد زجر می کشد. ضربان قلبش بالا گرفت. بازهم این حس ششم به کمک وی شتافته بود. اکنون می دانست کجاست. چرخ کوتاهی دور خود زد و ناپدید گردید.

تایید نشد بیشتر از 10 خط هستش (پادمور)

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط استرجس پادمور در 1386/6/12 8:56:14
[b][size=medium][color=CC0000]جادوی عشق، قوی ترین جادوهاست
Re: بازي با كلمات
ارسال شده در: جمعه 9 شهریور 1386 12:47
نمایش جزئیات
آفلاین
متعفن - نقطه - افسون - ترک - ناپدید - عاشقانه - دهکده - ربوده - جاده - حلقه
آنها در جاده متعفن راه ميرفتند تا به نقطه تميزي برسند.جيني پرسيد:حالا نميشه ناپديدشيم و يه جاي تميز ظاهرشيم؟ هري جواب داد:اينطوري وقت بيشتري براي صحبت كردن داريم.جيني گفت:ولي من صحبت كردن در دهكده هاگزميد رو ترجيح ميدم.آنها رفتند و رفتند تا به دم در خانه شماره 12 گريموالد رسيدند .هري حلقه اي از جيبش درآورد و جلوي جيني زانو زد و با لحن عاشقانه اي گفت:جيني عزيز آيا با من ازدواج ميكني؟ جيني جواب داد:با اجازه 6تا داداشام و مامان بابام بله!!

تایید شد !!!(پادمور)

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط استرجس پادمور در 1386/6/10 21:20:35
Re: بازي با كلمات
ارسال شده در: پنجشنبه 8 شهریور 1386 20:31
نمایش جزئیات
آفلاین
متعفن - نقطه - افسون - ترک - ناپدید - عاشقانه - دهکده - ربوده - جاده - حلقه
با دستاني كه عاشقانه در دستان جيني حلقه كرده بود در جاده دهكده در حال حركت بود تا آنرا ترك كند.كف جاده گويي با يك افسون قوي چاك داده شده بود .وبا هر قدمي كه جلوتر ميرفت چاكها ناپديد ميشدند و از همان نقطه يك بوي متعفن برمي خاست. چوبدستيش را با يك دست و دست جيني را با دست ديگر گرفته بود .نميخواست كه جيني نيز مانند ديگر دوستانش از دستش ربوده شود

تایید شد !!!(پادمور)

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط hamed potter در 1386/6/8 20:42:09
ویرایش شده توسط hamed potter در 1386/6/9 13:15:39
ویرایش شده توسط استرجس پادمور در 1386/6/10 21:09:23
هري پاتر ابدي شد بياييد ما هم ابدي شويم
Re: بازي با كلمات
ارسال شده در: پنجشنبه 8 شهریور 1386 16:40
نمایش جزئیات
آفلاین
متعفن - نقطه - افسون - ترک - ناپدید - عاشقانه - دهکده - ربوده - جاده - حلقه

هوا بسیار سرد بود. دهکده نسبت به همیشه خلوت تر بود و مه , زیبایی جاده را از آن ربوده بود.
هری و دوستانش در حالی که از شدت سرما می لرزیدند در کنار جاده منتظر بودند. همان طور که هری به نقطه ای خیره شده بود و عاشقانه صورت جینی را ور انداز می کرد که ناگهان بوی متعفنی را حس کرد.احساس گرمای عجیبی میکرد. تمام دوستانش او را ترک کردند و یکی یکی ناپدیدشدند. حلقه ی دوستانه ای که زده بودند پاره شده بود. او با خود فکر کرد یعنی چه اتفاقی ممکن است افتاده باشد؟

تایید شد !!!(پادمور)

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط استرجس پادمور در 1386/6/9 9:11:05