از: تدی لوپین - مقر جدید ستاد رانده شدگان!
موضوع: RE:
هاا..
سلام مورفین!
خوبی؟
بزی خوبَه؟
آقا نامهات رو بوقک با تاخیر به دستم رسوند.. هوا خرابه دیگه.. چه اینجا.. چه اونجا.. برف و بوران و سرماست.اینم که نیم مثقال جغد.خوبه تلف نشد.. به نظرم بزها رو ببر گلخونه، اونجا گرم میمونن (صرفا یه پیشنهاده.)
از این تشریفات بگذریم.. بریم سر وخت نامهات:
نقل قول:
تد! آرزو مکن که تو را با نام های به ظاهر بزرگ اما پوچی چون وزیر بزرگ؛ جناب حاکم؛ امپراتور دریاها؛ جومونگ و از این قبیل خطاب کنم. چرا که این عناوین باعث می شود تو خود را گم کنی، از نام تد بیگانه گردی و هر چه بیش تر در چرخش گرداب بی انتهای این جهان پر درد و رنج فرو رفته و غرق شوی.
ببین داداش.. تو رفتی در آغوش نارنیا از احوال مملکت و ما خبر نداری.. کدوم وزیر؟کدوم حاکم؟ حومونگ؟ تد؟ .. من چند بار به شما جماعت بگم تد غلطه؟... چند بار بگم؟ چه انتظاریه اصن... شونصد سال گفتم تد غلطه و تو مغز شماها نرفت.. الانم شونصد بار بگم وزیر (باشد که نباشد) غلطه.. مگه به خرج کسی میره؟!

نقل قول:
تد! آرزو مکن که به زندگی پر از کلاهبرداری و دروغ و نیرنگت در بنگاه برگردی، چرا که اکنون که آسمان کلاه وزارت را بر سر تو گذاشته باید هر چه بیش تر به دنبال نیکی باشی و از بدی بپرهیزی تا در زندگی بعدی ات وزغ نشوی عین بعضی ها! هر چند که معلوم است در زندگی قبلی ات هم همچین علیه السلام نبودی وگرنه الان گرگ نمی شدی! بگذریم... فرزندم! من دیدم که تو بر تخت وزارت تکیه زده ای و اون کلاه لبه دار گنده رو هم تا بالای ابرویت کشیده ای پایین و بر در سازمان کاریابی قفل زده و ارتباط مردم با وزیر را تعطیل کرده ای!
آااااخ گفتی بنگاه... یعنی واسه یه استکان چایی قند پهلوی جیمز پز! حاضرم
بعدشم.. ای نژادپرست!
حالا من یه اختلاف نظری با ماه دارم... باید اینطوری چماق بکنی بکوبی تو سرم؟ خوشت میاد یکی این کارو با اون عصای چوپونیت بکنه؟ گرگم که گرگم... ایدز که ندارم! تازه ایدزم داشته باشم بازم این رفتار درست نیست... حداقل معتاد که نیستم! 
نقل قول:
تد! آرزو مکن که بزرگترین وزیر باشی ولی با مردم ارتباطی نداشته باشی و از دردشان بی خبر باشی.
نقل قول:
تد! آرزو مکن که مردم برایت هورا بکشند آنگاه که از آن ها فاصله گرفته ای و درب های کاخ افسانه ایت را بر رویشان قفل می کنی.
هوممم... مطمئنی نامه رو درست فرستادی؟
نقل قول:
من دو عکس پیوست این نامه کرده ام.
سو استفاده ابزاری از عکس یادگاری من و جیمز؟ وا وقاحتا!!
بگذریم آقا..
ببین مورفین.. خماریتو میفهمم! نه که خودم تحربهشو داشته باشم ولی میگن نخوردیم نون گندم، دیدیم دست مردم..نه اینکه چیز، نون باشه... منظور همون مثله. بهرحال فکر میکردم دلو داره زیرمیزی بهت میرسونه ولی بعد از خوندن نامهات فهمیدم نه.. اینا یا اثرات ترکه یا اثرات تغییر جنس.. که نظرم به دومی نزدیکتره! حالا اینکه وسط هاگزمید ساقی جدیدت کیه و چی بهت میرسونه رو مرلین داند ولی مشخصه از جنس قبلی جنسش بهتره فقط بهپا آوردوز نکنی... آوردوز هم کردی اصلا به من چه... سیاه نیستی که هستی... دایی ولدک نیستی که هستی... موتاد نیستی که هستی... بتن نیستی که هستی، چه با کلاه چه بی کلاه!
فقط اینکه حواستو جم کن داداش! این دلو چند وقتیه بد پیچونده... این کلاهبردار کلاهگزار یه مدته غیبش زده... برگرده معلوم نیس باز میخواد چه قشقرقی راه بندازه و کجا رو بهم بریزه. کی فکرشو میکرد؟ دلورس آمبریج.. این وزغ کوتولهی گربهپرست سانتوروفوبیک با اون چوبدستیش که اندازه خلال دندونه... با قدرت جادویی منوی مدیریت ( که اونم باشد که نباشد!) شد معجزهی هزارهی سوم!
بهر حال از ماست که بر ماست مورفین.. انتخاب غلط تو این بود که کاندید وزارت شدی... انتخاب غلط دلو این بود که کینه اش از عله انقدر موند که آخرش اتشفشانشو دزدید... انتخاب غلط منم این بود که .. هومم.. من انتخاب غلطی نداشتم... من خودم قربانیام.
بیشتر از این سردردت ندم! انقدرم حرص امور مملکتو نخور... هر کسی به نارنیا نمیرسه ( حتی ادعاشم نمیکنه مثل بعضیا!).. حالشو ببر و سلام منو به اصلان و آقای تومنوس برسون.
قربونت
تدی
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج


حلق آویز خواهند کرد و آن وقت دیگر خبری از نیروانا هم نیست و احتمالا در قالب وزغی، هزارپایی، عنکبوتی زندگی جدید خود را آغاز خواهی کرد و لولوخورخوره ات نه کلاه وزارت (که از روی عوامفریبی عنوانش کردی) بلکه مگس کش و دمپایی خواهد بود و اگر آنجا هم بمیری در زندگی بعدی ات شاید یک آمیب بشوی در یخ های قطب شمال و مجبور باشی 30 میلیون سال از فعالیت باز بمانی تا کی بالاخره با گرم تر شدن هوای زمین یخ های قطبی آب شود و تازه بتوانی زندگی میکروسکپی خود را شروع کنی.
(67.42 KB)
