بررسی پستهای خانه ریدل ها!...خانه ریدل ها...ریدل ها!
حالا گذشته از اینکه پستتون مال خانه ریدل نیست، آخه من کجای پست بازی با کلماتو نقد کنم؟اونجا یه پست چند خطی زده میشه که اولا ایفای نقش نیست.دوما دستتون برای نوشتن باز نیست.چند تا کلمه دارین و در همون محدوده باید بنویسین.
به هر حال پست شما رو خوندم.جالب بود.
تنظیمات نمایش
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
اینستاگرام
کمک میخوای؟ از ما بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
اینستاگرام
آنلاینها
7 کاربر(ها) آنلاین هستند (6 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
6
مهمانان
|
1
عضو
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ کلاسها ❖
کلاسهای اختصاصی
کلاسهای عمومی
❖ محوطه قلعه ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
[[educate]] بررسی پستهای انجمن مرگخواران
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1386/08/08
تولد نقش: 1387/08/11
آخرین ورود: چهارشنبه 30 اردیبهشت 1405 17:15
از: ما گفتن...
پستها:
6961

جزئیات کاربر

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1386/08/08
تولد نقش: 1387/08/11
آخرین ورود: چهارشنبه 30 اردیبهشت 1405 17:15
از: ما گفتن...
پستها:
6961

بررسی پست شماره 254 خانه ریدل، زنوفیلیوس لاوگود:
نقل قول:
نه شانس آوردین...این یکی درسته!میتونین به زندگیتون ادامه بدین.
(حالا برای محکم کاری یه بار دیگه تکرار میکنم:پستهای انجمن خانه ریدل اینجا،پستهای ماموریت، در تاپیک نقد و بررسی انجمن مرگخوارا)
نقل قول:
سعی کنین دو کلمه یا فعل همشکل رو در یک جمله یا نزدیک هم استفاده نکنین.این کار زیبایی اون قسمت از متن رو از بین میبره.مثلا اینجا "سعی میکرد" همین حالتو پیدا کرده.ضمنا در دیالوگها میتونین اسمها رو مخفف کنین ولی سعی کنین در قسمتهای دیگه کامل بنویسین که خواننده(که شاید با اسامی مخفف آشنایی نداشته باشه) متوجه منظورتون بشه.
نقل قول:
پیش کشیدن جریان مدیریت جالب بود ولی نه به اندازه ورود ناگهانی و مجوز دار لرد به هاگوارتز!فراموش نکنین که لرد سیاه هم با مرگخوارا بود.منطقی نبود که استرجس با این لحن و شجاعت حرف بزنه.حتی با در نظر گرفتن قول و قرارش با آنتونین.
نقل قول:
تا جاییکه ممکنه سعی کنین از شکلک در دیالوگها استفاده کنین.چون فقط اونجاست که نمیتونیم مستقیما حالت طرف رو توضیح بدیم.ولی اینجا مثلا میشد گفت با حالت شیطانی نگاه کرد.البته جایی که واقعا لازم باشه میشه استفاده کرد.
نقل قول:
این قسمت جالب بود.قسمت بالا و بحثهای مدیریتی کمی مزه ماجرا رو از بین برده بود ولی این قسمت جبرانش کرد.
سوژه رو خوب پیش بردین.ظاهر پستتونم اشکال خاص و قابل توجهی نداره.آخر پستتونم خوب تموم شده.
خوب بود.
موفق باشید.
___________________________
بررسی پست شماره 16 نوری در تاریکی، روفوس اسکریم جیور:
نقل قول:
وقتی دارین جدی مینویسین خیلی بیشتر باید به درستی جمله ها و انتخاب کلمات مناسب دقت کنین.جمله های بلند در نوشته های جدی میتونن تاثیر گذارتر باشن.اینجا "آن پسر" کمی ناهماهنگه.میتونستین به جاش از "پسری که" استفاده کنین.
نقل قول:
شما هم دچار اشتباه "تکرار" شدین.موقع خوندن تکرار کلمه "بی درنگ" بشدت توی ذوق میزنه.مخصوصا در این قسمت از پست که خیلی هم قشنگ نوشته شده بود و استفاده از اسم تاپیک در پایان پاراگراف کار خیلی جالب و تحسین برانگیزی بود.
نقل قول:
از عبارت "او بر این تصور بود" معمولا وقتی استفاده میشه که طرف اشتباه کرده باشه.مثلا او بر این تصور بود که جیمز را در اتاق خواهد یافت ولی اشتباه میکرد.
وقتی دامبلدور از قدح خارج شد فکر کردم سوژه جشن تولد رو فراموش کردین یا ترجیح دادین درباره اون ننویسین.ولی خوشبختانه این اتفاق نیفتاد.
نقل قول:
این قضیه لبخند خیلی خوب و ماهرانه نوشته شده.بدون اشاره به نوع لبخند تام به خوبی برای خواننده روشن کردین که منظورتون چه جور لبخندیه.کاملا مشخص بود که لبخند دوم یه لبخند شیطانی بود.مخصوصا با توجه به این نکته ظریف و زیبا که برای لبخند اول از اسم تام ریدل، و برای دومی ار لرد ولدمورت استفاده کرده بودین.علاوه بر اینکه داستانو جای خوبی رها کردین زیبایی آخر پستتونم قابل توجه بود.
صرفنظر از اشکالات جزئی جمله ها خیلی خوب و زیبا نوشته شده بود.پاراگراف بندی شما زیبایی پستتونو بیشتر کرده بود.استفاده نکردن از شکلک انتخاب فوق العاده ای بود.به نظر من حتی یک شکلک هم میتونست این پست رو خراب کنه.در سراسر پستتون فقط یک دیالوگ وجود داشت و اونم تنها دیالوگ لازم و ضروری اون قسمت از داستان بود.
خوب بود.
موفق باشید.
نقل قول:
پ.ن : ارباب این یکی که دیگه اشتباه نیست؟ اگه اشتباهه بگید خودم رو خودم یه آواداکداورا بزنم.
نه شانس آوردین...این یکی درسته!میتونین به زندگیتون ادامه بدین.
(حالا برای محکم کاری یه بار دیگه تکرار میکنم:پستهای انجمن خانه ریدل اینجا،پستهای ماموریت، در تاپیک نقد و بررسی انجمن مرگخوارا)
نقل قول:
استر با حالت کاملا خشمگینانه جلوی درب سرسرای اصلی ایستاده و مستقیم در چشمان لرد سیاه زل زده بود و به شدت سعی می کرد ترس خود را بروز ندهد. درحالی که سعی میکرد با بلند کردن صدایش، لرزش آن را محو کند گفت
سعی کنین دو کلمه یا فعل همشکل رو در یک جمله یا نزدیک هم استفاده نکنین.این کار زیبایی اون قسمت از متن رو از بین میبره.مثلا اینجا "سعی میکرد" همین حالتو پیدا کرده.ضمنا در دیالوگها میتونین اسمها رو مخفف کنین ولی سعی کنین در قسمتهای دیگه کامل بنویسین که خواننده(که شاید با اسامی مخفف آشنایی نداشته باشه) متوجه منظورتون بشه.
نقل قول:
- نچ. بیخود قلدر بازی برای من در نیار؛ من خودم مدیرم و هروقت که بخوام بلاکتون میکنم؛ من خودم دولت تعیین میکنم پس بیخود نامه ی وزیر رو برای من نیار. وقتی میگم نمیشه یعنی نمیشه، مفهومه؟
پیش کشیدن جریان مدیریت جالب بود ولی نه به اندازه ورود ناگهانی و مجوز دار لرد به هاگوارتز!فراموش نکنین که لرد سیاه هم با مرگخوارا بود.منطقی نبود که استرجس با این لحن و شجاعت حرف بزنه.حتی با در نظر گرفتن قول و قرارش با آنتونین.
نقل قول:
آنتونین به این حالتبه استرجس نگاه کرد
تا جاییکه ممکنه سعی کنین از شکلک در دیالوگها استفاده کنین.چون فقط اونجاست که نمیتونیم مستقیما حالت طرف رو توضیح بدیم.ولی اینجا مثلا میشد گفت با حالت شیطانی نگاه کرد.البته جایی که واقعا لازم باشه میشه استفاده کرد.
نقل قول:
- خیلی خیلی ممنون استرجس جان. تو باعث شدی من پیش ارباب رشد کنم. اینم پولت
این قسمت جالب بود.قسمت بالا و بحثهای مدیریتی کمی مزه ماجرا رو از بین برده بود ولی این قسمت جبرانش کرد.
سوژه رو خوب پیش بردین.ظاهر پستتونم اشکال خاص و قابل توجهی نداره.آخر پستتونم خوب تموم شده.
خوب بود.
موفق باشید.
___________________________
بررسی پست شماره 16 نوری در تاریکی، روفوس اسکریم جیور:
نقل قول:
پیتر با شک و تردید نگاهی به تام انداخت . او تام ریدل را میدید که با چهره ای عبوس در حال فکر کردن به موضوعی خاص بود. بررسی و تهیه نقشه ای برای آزار جیمز همان موضوعی بود که فکر تام را به خود مشغول کرده بود . آن پسر باعث شده بود تا او در مقابل چشمان همه تنبیه شود و اکنون بهترین وقت برای انتقام از او بود ...
وقتی دارین جدی مینویسین خیلی بیشتر باید به درستی جمله ها و انتخاب کلمات مناسب دقت کنین.جمله های بلند در نوشته های جدی میتونن تاثیر گذارتر باشن.اینجا "آن پسر" کمی ناهماهنگه.میتونستین به جاش از "پسری که" استفاده کنین.
نقل قول:
بی درنگ از قدح بیرون آمد . او اکنون این را فهمیده بود که پیدا کردن نقطه ای روشن در وجود چنین موجودی ، محال است ولی گویا قلبش به او این ندا را میداد که شاید بتواند در مرور خاطره های بعدی ، به هدف خود دست پیدا کند . بنابراین بی درنگ پا به خاطره ی بعدی گذاشت به امید پیدا کردن یک نور ... نوری در تاریکی !
شما هم دچار اشتباه "تکرار" شدین.موقع خوندن تکرار کلمه "بی درنگ" بشدت توی ذوق میزنه.مخصوصا در این قسمت از پست که خیلی هم قشنگ نوشته شده بود و استفاده از اسم تاپیک در پایان پاراگراف کار خیلی جالب و تحسین برانگیزی بود.
نقل قول:
او براین تصور بود که شاید تولد جیمز در این اتاق برگزار شود به همین جهت به سمت اتاق مورد نظر روانه شد و اتفاقا حدس او درست از آب درآمده بود
از عبارت "او بر این تصور بود" معمولا وقتی استفاده میشه که طرف اشتباه کرده باشه.مثلا او بر این تصور بود که جیمز را در اتاق خواهد یافت ولی اشتباه میکرد.
وقتی دامبلدور از قدح خارج شد فکر کردم سوژه جشن تولد رو فراموش کردین یا ترجیح دادین درباره اون ننویسین.ولی خوشبختانه این اتفاق نیفتاد.
نقل قول:
دامبلدور این بار لبخندی را بر لبان او میدید ، که برایش دیگر غیرعادی و نا آشنا نبود ... او بارها اینگونه لبخندها را برروی صورت لردولدمورت دیده بود !
این قضیه لبخند خیلی خوب و ماهرانه نوشته شده.بدون اشاره به نوع لبخند تام به خوبی برای خواننده روشن کردین که منظورتون چه جور لبخندیه.کاملا مشخص بود که لبخند دوم یه لبخند شیطانی بود.مخصوصا با توجه به این نکته ظریف و زیبا که برای لبخند اول از اسم تام ریدل، و برای دومی ار لرد ولدمورت استفاده کرده بودین.علاوه بر اینکه داستانو جای خوبی رها کردین زیبایی آخر پستتونم قابل توجه بود.
صرفنظر از اشکالات جزئی جمله ها خیلی خوب و زیبا نوشته شده بود.پاراگراف بندی شما زیبایی پستتونو بیشتر کرده بود.استفاده نکردن از شکلک انتخاب فوق العاده ای بود.به نظر من حتی یک شکلک هم میتونست این پست رو خراب کنه.در سراسر پستتون فقط یک دیالوگ وجود داشت و اونم تنها دیالوگ لازم و ضروری اون قسمت از داستان بود.
خوب بود.
موفق باشید.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1388/03/30
تولد نقش: 1396/04/28
آخرین ورود: دوشنبه 18 آذر 1398 23:15
از: دواج يك امرحسنه است !
پستها:
689

افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
خدا ایشالا به ما خدمت بده به شما توفیق کنیم ...
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1387/05/21
تولد نقش: 1395/04/05
آخرین ورود: پنجشنبه 9 اردیبهشت 1400 04:38
از: لرد سیاه اطاعت میکنم
پستها:
388

ارباب این پست رو هم نقد بفرمایید
پ.ن : ارباب این یکی که دیگه اشتباه نیست؟ اگه اشتباهه بگید خودم رو خودم یه آواداکداورا بزنم.
پ.ن : ارباب این یکی که دیگه اشتباه نیست؟ اگه اشتباهه بگید خودم رو خودم یه آواداکداورا بزنم.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1386/08/08
تولد نقش: 1387/08/11
آخرین ورود: چهارشنبه 30 اردیبهشت 1405 17:15
از: ما گفتن...
پستها:
6961

تذکر من الان این بود؟!
این تاپیک مخصوص نقد پستهای انجمن خانه ریدله.
من گفتم پستای ماموریت تو انجمن خصوصی نقد میشه. لینکشم اینه.
از این به بعد اگه خواستین پستای ماموریتتون نقد بشه لطفا اونجا درخواست بدین.ولی الان دیگه لازم نیست برای بار سوم اونجا درخواست بدین.خودم همونجا نقدشون میکنم.
موفق باشید.

این تاپیک مخصوص نقد پستهای انجمن خانه ریدله.
من گفتم پستای ماموریت تو انجمن خصوصی نقد میشه. لینکشم اینه.
از این به بعد اگه خواستین پستای ماموریتتون نقد بشه لطفا اونجا درخواست بدین.ولی الان دیگه لازم نیست برای بار سوم اونجا درخواست بدین.خودم همونجا نقدشون میکنم.
موفق باشید.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1386/08/08
تولد نقش: 1387/08/11
آخرین ورود: چهارشنبه 30 اردیبهشت 1405 17:15
از: ما گفتن...
پستها:
6961

آگوستوس عزیز
نقد پست تالار اسلیترین رو در اولین فرصت براتون پیام شخصی میکنم.اگه درخواست نقد از انجمنهای دیگه داشتین میتونم با همون پیام شخصی براتون ارسال کنم.
_____________________
بررسی پست شماره 251 خانه ریدل، آگوستوس پای:
در نگاه اول چیزی که تو پست شما جلب توجه میکنه تعداد زیاد شکلکهای متحرکه.شکلکهای ثابت زیاد چشمو اذیت نمیکننولی متحرکا واقعا حواس خواننده رو پرت میکنن.برای همین وقتی واقعا لازمه ازشون استفاده کنین و سعی کنین تعدادشون زیاد نشه.
نقل قول:
جمله کمی طولانی شده.جمله های طولانی در عین زیبایی میتونن خسته کننده بشن.سعی کنین همچین توضیحاتی رو در قالب جمله های کوتاهتر بیان کنین.
ضمنا وقتی حالتی رو با کلمات و جمله هاتون بیان کردین لزومی نداره از شکلک هم استفاده کنین.دو تا شکلک آخری برای نشون دادن احساسات واقعی لوسیوس بود ولی مثلا وسطی رو میشد حذف کرد.زیاد ضروری نبود.
نقل قول:
هوم...حالا فهمیدم مشکل چیه.من بهتون گفته بودم از شکلک استفاده کنین...پس مقصر خودمم.باید بیشتر توضیح میدادم.جمله های شما خیلی روان و زیبا نوشته میشن.اصولا احتیاج زیادی به شکلک ندارین.ولی بعضی از دیالوگها(نه توضیحات)با شکلک جالبتر میشن.مثلا وقتی یکی داره با لرد حرف میزنه شاید اون حالت و احساساتشو با کلمات نشه خوب بیان کرد.اونجاست که شکلک به درد میخوره.وگرنه لزومی نداره برای هر حس و حالت شکلک بزنیم.امیدوارم منظورمو فهمیده باشین.
فاصله ها رو خیلی خوب رعایت کردین.پستتون خیلی منظم تر و خواناتر شده.
جمله بندی خوب و درست،پرهیز از توضیحات اضافی و غیر ضروری، هماهنگی بین دیالوگها و فضاسازی و پیش بردن سوژه به بهترین شکل ممکن!اینا نکته های اساسی و اصول اولیه ای هستن که یه پست خوب رو تشکیل میدن.پستهای شما همه این موارد رو داره.مشکل فاصله ها حل شد.الان فقط کمی در مورد شکلک گذاری اشکال دارین که اونم خیلی سادس.برای استفاده از شکلک از روی اجبار کار نکنین.مخصوصا برای توضیحاتتون لازم نیست شکلک بزنین.مگه اینکه واقعا لازم باشه.چون وقتی دارین توضیح میدین که مثلا لوسیوس خسته و کوفته از پله ها پایین میره،کلمات برای ابراز احساسات شما کافیه.ولی وقتی دیالوگی مینویسین که احساس شخصیتتونو به خوبی بیان نمیکنه و نمیخوایین توضیح اضافی بدین میتونین به جاش(دقت کنین.به جاش...نه در کنارش) از شکلک استفاده کنین.مثلا:
1-
بلا به آرامی روی صندلی نشست و به نقشه روی میز نگاه کرد.
-نقشه ما اینه؟
2-
بلا به آرامی روی صندلی نشست و به نقشه روی میز نگاه کرد.
-نقشه ما اینه؟
3-بلا به آرامی روی صندلی نشست و به نقشه روی میز نگاه کرد.
-نقشه ما اینه؟
ببینین...با هر شکلک حالت و منظور بلا عوض میشه.این شکلکها اینجا مفیدن چون هیچ کلمه ای احساسات بلا رو بیان نکرده و خواننده به کمک شکلک میتونه بفهمه بلا عصبانیه یا متعجب یا ....
از علامتها خیلی خوب و بجا استفاده میکنین.این نکته خیلی خوب و مثبتیه که جذابیت پست رو دو برابر میکنه.
نقل قول:
پایان پستتونم خوب و متناسب با کل پستتون بود.سوژه رو جای خیلی خوب و مشخصی رها میکنین.طوری که نفر بعدی رو کاملا ترغیب به پست زدن میکنه.
پستهای شما همونطور که قبلا گفتم اشکال خاص و مهمی ندارن.اگه مشکلی هم باشه در جزئیاته که زیاد مهم نیست.ولی اگه حل بشن(مثل همین فاصله ها)خیلی بهتر میشه.
خوب بود.
موفق باشید.
نقد پست تالار اسلیترین رو در اولین فرصت براتون پیام شخصی میکنم.اگه درخواست نقد از انجمنهای دیگه داشتین میتونم با همون پیام شخصی براتون ارسال کنم.
_____________________
بررسی پست شماره 251 خانه ریدل، آگوستوس پای:
در نگاه اول چیزی که تو پست شما جلب توجه میکنه تعداد زیاد شکلکهای متحرکه.شکلکهای ثابت زیاد چشمو اذیت نمیکننولی متحرکا واقعا حواس خواننده رو پرت میکنن.برای همین وقتی واقعا لازمه ازشون استفاده کنین و سعی کنین تعدادشون زیاد نشه.
نقل قول:
در همان زمان كه لرد سياه و اطرافيانش اماده خروج از قطار ميشدند، لوسيوس مالفوی، داغان و خسته، با موهایی پريشان در حاليكه پرونده ای به قطر 3- 2 وجب را با خود حمل می كرد، با مسئول آخرين قسمت ارشاد هم دست داد و ضمن انكه با تلاشی مضاعف سعی می كرد لبخند تصنعیش را حفظ كند،زير ميزی او را هم در جيبش چپاند و به سمت در خروجی اتاق روانه شد.
![]()
جمله کمی طولانی شده.جمله های طولانی در عین زیبایی میتونن خسته کننده بشن.سعی کنین همچین توضیحاتی رو در قالب جمله های کوتاهتر بیان کنین.
ضمنا وقتی حالتی رو با کلمات و جمله هاتون بیان کردین لزومی نداره از شکلک هم استفاده کنین.دو تا شکلک آخری برای نشون دادن احساسات واقعی لوسیوس بود ولی مثلا وسطی رو میشد حذف کرد.زیاد ضروری نبود.
نقل قول:
در حاليكه سعی می كرد قامتش را راست نگه دارد با حداكثر توانی كه برايش مانده بود به سوی اسانسور رفت.
هوم...حالا فهمیدم مشکل چیه.من بهتون گفته بودم از شکلک استفاده کنین...پس مقصر خودمم.باید بیشتر توضیح میدادم.جمله های شما خیلی روان و زیبا نوشته میشن.اصولا احتیاج زیادی به شکلک ندارین.ولی بعضی از دیالوگها(نه توضیحات)با شکلک جالبتر میشن.مثلا وقتی یکی داره با لرد حرف میزنه شاید اون حالت و احساساتشو با کلمات نشه خوب بیان کرد.اونجاست که شکلک به درد میخوره.وگرنه لزومی نداره برای هر حس و حالت شکلک بزنیم.امیدوارم منظورمو فهمیده باشین.
فاصله ها رو خیلی خوب رعایت کردین.پستتون خیلی منظم تر و خواناتر شده.
جمله بندی خوب و درست،پرهیز از توضیحات اضافی و غیر ضروری، هماهنگی بین دیالوگها و فضاسازی و پیش بردن سوژه به بهترین شکل ممکن!اینا نکته های اساسی و اصول اولیه ای هستن که یه پست خوب رو تشکیل میدن.پستهای شما همه این موارد رو داره.مشکل فاصله ها حل شد.الان فقط کمی در مورد شکلک گذاری اشکال دارین که اونم خیلی سادس.برای استفاده از شکلک از روی اجبار کار نکنین.مخصوصا برای توضیحاتتون لازم نیست شکلک بزنین.مگه اینکه واقعا لازم باشه.چون وقتی دارین توضیح میدین که مثلا لوسیوس خسته و کوفته از پله ها پایین میره،کلمات برای ابراز احساسات شما کافیه.ولی وقتی دیالوگی مینویسین که احساس شخصیتتونو به خوبی بیان نمیکنه و نمیخوایین توضیح اضافی بدین میتونین به جاش(دقت کنین.به جاش...نه در کنارش) از شکلک استفاده کنین.مثلا:
1-
بلا به آرامی روی صندلی نشست و به نقشه روی میز نگاه کرد.
-نقشه ما اینه؟

2-
بلا به آرامی روی صندلی نشست و به نقشه روی میز نگاه کرد.
-نقشه ما اینه؟

3-بلا به آرامی روی صندلی نشست و به نقشه روی میز نگاه کرد.
-نقشه ما اینه؟

ببینین...با هر شکلک حالت و منظور بلا عوض میشه.این شکلکها اینجا مفیدن چون هیچ کلمه ای احساسات بلا رو بیان نکرده و خواننده به کمک شکلک میتونه بفهمه بلا عصبانیه یا متعجب یا ....
از علامتها خیلی خوب و بجا استفاده میکنین.این نکته خیلی خوب و مثبتیه که جذابیت پست رو دو برابر میکنه.
نقل قول:
در همان حال دستش را زير كت پشمالويش برد و چتری را در اورد.
پایان پستتونم خوب و متناسب با کل پستتون بود.سوژه رو جای خیلی خوب و مشخصی رها میکنین.طوری که نفر بعدی رو کاملا ترغیب به پست زدن میکنه.
پستهای شما همونطور که قبلا گفتم اشکال خاص و مهمی ندارن.اگه مشکلی هم باشه در جزئیاته که زیاد مهم نیست.ولی اگه حل بشن(مثل همین فاصله ها)خیلی بهتر میشه.
خوب بود.
موفق باشید.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر

درود
ايا امكان بررسی پست شماره 408 هست؟ چون مربوط به تالار عمومی اسليترين ميشه! (سعی كردم اصولی كه گفته بوديد رو در اين پست رعايت كنم.) در غير اين صورت اين پست 251 را لطفا نقد كنيد.
با تشكر
ايا امكان بررسی پست شماره 408 هست؟ چون مربوط به تالار عمومی اسليترين ميشه! (سعی كردم اصولی كه گفته بوديد رو در اين پست رعايت كنم.) در غير اين صورت اين پست 251 را لطفا نقد كنيد.
با تشكر
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آگوستوس پای در 1389/3/30 22:14:38
ویرایش شده توسط آگوستوس پای در 1389/3/30 22:20:30
ویرایش شده توسط آگوستوس پای در 1389/3/30 22:20:30
When the egg breaks by an external power, a life ends. When an egg breaks by an internal power, a life begins. Great changes always begin with that internal power


جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1386/08/08
تولد نقش: 1387/08/11
آخرین ورود: چهارشنبه 30 اردیبهشت 1405 17:15
از: ما گفتن...
پستها:
6961

بررسی پست شماره 247 خانه ریدل،مری باود:
قسمت "تفکر و تعمقتون" به سوژه ربطی نداشت.ولی ممکن بود خواننده متوجه منظور شما نشه.اون دو سه خط یا همون پاراگراف اوله که خواننده رو جذب میکنه و کسی که پست رو میخونه تصمیم اولیه شو برای ادامه دادن یا ندادن همونجا میگیره.تصمیم نهایی تو خط آخر گرفته میشه و بستگی به این داره که پست رو چطوری تموم کرده باشین.به هر حال وجود این پاراگراف ضرورتی نداشت.
بعد از تفکر و تعمق شروع به روایت داستان کردین ولی خیلی ناگهانی این کارو انجام دادین.به نظر من بهتر بود بعد از اون وقفه کوتاه خواننده رو به فضای داستان برمیگردوندین و گوینده رو مشخص میکردین.اون قسمت " بنگ" وسطش جالب بود.بدون توضیح و طول و تفصیل عصبانیت لردو نشون دادین.
درباره منیره مک گونگال نمیخوام چیز زیادی بگم چون به سلیقه خودتون بستگی داره ولی به نظر خودم این لقب کمی لوسه و روی کل پستتونم اثر میذاره.با این همه ممکنه برای بعضیا جالب باشه.برای همین اینو یه نکته منفی درنظر نمیگیریم.
نقل قول:
اینم از اون تغییرات بی دلیل و نسبتا مضر بود.لرد خاکستری برای چی؟این تغییرات اگه طنز یا هدف خاصی داشته باشن میتونن جالب باشن.ولی اینجا نه دلیلی برای عوض کردنش وجود داشت نه طنزی به چشم میخورد.
نقل قول:
خب یعنی سرتاپا لرزان بود دیگه!!!بهتره ازاین توضیحات توی پرانتز تا جاییکه ممکنه خودداری کنین.بعضیا اول یا آخر پستشون مینویسن ببخشید بد شد...یا هر کاری کردم نتونستم خوب بنویسم.اینا مستقیما روی خواننده اثر میذاره.حتی اگه پست شما خوب هم باشه ازش لذت نمیبره چون بهش تلقین شده که این پستی که شما خوندی بد بود.خود نویسنده قبول کرده بد نوشته پس تو هم قبول کن!الان اینجا هم جمله شما اینو به خواننده القا میکنه که به نظر خودتون جمله قبلیتون بی معنی بوده و بنابراین جمله های دیگه تونم میتونه بی معنی باشه.البته به جای "سر تا پا لرزان بود" میشد از جمله دیگه ای مثل "از سر تا پایش میلرزید"استفاده کرد ولی به هرحال جمله شما هم معنی داشت و منظورتونو کاملا میرسوند.
نقل قول:
پست شما از اون پستایی بود که نویسنده با حفظ سوژه اصلی، برای دل خودش پست زده نه پیش بردن و دخالت در سوژه.اینجور پستها حتی اگه جالب یا مفید هم نباشن هیچ ضرری ندارن.ولی شما این آخر یه کار مفید هم انجام دادین.مینروا رو وارد داستان کردین و به این نکته اشاره کردین که باید مرگخواری برای ایفای نقشش انتخاب بشه و انتخاب بازیگرش رو هم گذاشتین به عهده نفر بعدی.این کارتون همون راحتی و نداشتن عجله یا اصرار برای رسیدن به نقطه خاصی از داستان رو نشون میده.روش خوب، جالب و مفیدیه.
پستتون کمی کمبود شکلک داره.به نظر من میشد از یکی دو تا شکلک برای ابراز احساسات استفاده کرد.
موفق باشید.
____________________________________
بررسی پست شماره 249 خانه ریدل،آگوستوس پای:
آگوستوس عزیز
نقل قول:
پستتونو خوب شروع کردین ولی اون کلمه فاتحانه زیاد برای اون قسمت مناسب نبود.لرد هنوز به پیروزی خاصی دست پیدانکرده که بتونه فاتحانه نظارت کنه.شاید مغرورانه مناسبتر میشد.گرچه همون کلمه فاتحانه هم زیاد توی ذوق نمیزنه.
فاتحانه-كنجكاوانه- مظلومانه- چاپلوسانه
از این کلمات هم آهنگ، در یک سوم اول پستتون استفاده کردین.وقتی پشت سر هم از چنین کلماتی استفاده بشه از زیبایی پستتون کم میکنه.وقتی لازمه پشت سر هم از این کلمات استفاده کنین بهتره برای یکی دوتاشون جایگزین مناسبی پیدا کنین.مثلا کنجکاوانه:با کنجکاوی...که البته برای بقیه پستتون خوشبختانه همین کارو کردین.
تعادل بین دیالوگها و توضیحاتتون خیلی خوبه.شما به اندازه کافی درباره حالتها و شخصیتها توضیح دادین و شخصیتهاتون به انداز کافی حرف زدن.همین تعادل به پستتون حالت سرگرم کننده ای داده.
یکی از نکته هایی که در بیشتر نقد ها بهش اشاره میکنم فاصلس.منظورم پاراگراف بندی دقیق نیست.مثلا:
نقل قول:
اینجا بعد از "چی میخوای" ایوان میتونستین یه خط فاصله بذارین.اینجوری خوندن پستتون خیلی راحتتر میشه.علاوه بر اون خواننده درک درستتری از نوشته شما پیدا میکنه.مثلا همینجا بعد از جمله ایوان، مسلما برای یکی دو ثانیه سکوت برقرار شده.همون فاصله کمک میکنه خواننده این سکوت رو بهتر حس کنه.با وجود این، رعایت این نکته خیلی ضروری نیست ولی به هرحال بهتره رعایت بشه.
ترس و وحشت نولان رو خیلی خوب توضیح دادین.چاپلوسی و حرف زدن توام با احترامش به خوبی ترس و وحشتش رو از مرگخوارا و لرد نشون میده.علاوه براین با انتخاب بهترین جمله ها به انتقال این احساس به خواننده کمک زیادی کردین.مثلا:
نقل قول:
علاوه بر اون جمله ها و حالتهای مغرورانه و سیاه لرد و مرگخوارها به خوبی بیان شده.
نقل قول:
با همون یه تیکه کوچیکی که وسط جمله اضافه کردین حالت ایوان به خوبی بیان شده.کارتون خوب بود.
پست شما کمی از کمبود شکلک رنج میبره.با توجه به طنز بودن و مساعد بودن شرایط پستتون میتونستین از یکی دو تا شکلک استفاده کنین.معنیش این نیست که یه پست طنزحتما باید شکلک داشته باشه ولی مثلا برای دیالوگهای نولان یکی دوتا شکلک میتونست کمک کننده باشه.اشاره های کوچیک و نکته دار به پستهای قبلی کار خیلی جالبیه که شما با اشاره به دنده های دردناک نولان این کارو به خوبی انجام دادین.
نقل قول:
شما اینجا مشکل خیلی بزرگی برای سوژه ایجاد کردین.
نقل قول:
و اینجا خودتون اون مشکل بزرگ رو حل کردین.اونم به بهترین شکل ممکن.
فیلمبرداری در هاگوارتز اونم با اجازه وزارت خونه!یعنی حالتی که دامبلدور و بقیه هم قادر به اعتراض نباشن.شما بدون اینکه آسیبی به سوژه بزنین جهتش رو به بهترین شکل عوض کردین و سوژه فرعی خیلی خوبی به داستان اضافه کردین.
پست خوبی بود.
موفق باشید.
قسمت "تفکر و تعمقتون" به سوژه ربطی نداشت.ولی ممکن بود خواننده متوجه منظور شما نشه.اون دو سه خط یا همون پاراگراف اوله که خواننده رو جذب میکنه و کسی که پست رو میخونه تصمیم اولیه شو برای ادامه دادن یا ندادن همونجا میگیره.تصمیم نهایی تو خط آخر گرفته میشه و بستگی به این داره که پست رو چطوری تموم کرده باشین.به هر حال وجود این پاراگراف ضرورتی نداشت.
بعد از تفکر و تعمق شروع به روایت داستان کردین ولی خیلی ناگهانی این کارو انجام دادین.به نظر من بهتر بود بعد از اون وقفه کوتاه خواننده رو به فضای داستان برمیگردوندین و گوینده رو مشخص میکردین.اون قسمت " بنگ" وسطش جالب بود.بدون توضیح و طول و تفصیل عصبانیت لردو نشون دادین.
درباره منیره مک گونگال نمیخوام چیز زیادی بگم چون به سلیقه خودتون بستگی داره ولی به نظر خودم این لقب کمی لوسه و روی کل پستتونم اثر میذاره.با این همه ممکنه برای بعضیا جالب باشه.برای همین اینو یه نکته منفی درنظر نمیگیریم.
نقل قول:
لرد خاکستری: من خودم نوشتم حرفی هست ؟
اینم از اون تغییرات بی دلیل و نسبتا مضر بود.لرد خاکستری برای چی؟این تغییرات اگه طنز یا هدف خاصی داشته باشن میتونن جالب باشن.ولی اینجا نه دلیلی برای عوض کردنش وجود داشت نه طنزی به چشم میخورد.
نقل قول:
نولان در حالی که سرتا پا لرزان بود( یعنی چی این الان؟!)
خب یعنی سرتاپا لرزان بود دیگه!!!بهتره ازاین توضیحات توی پرانتز تا جاییکه ممکنه خودداری کنین.بعضیا اول یا آخر پستشون مینویسن ببخشید بد شد...یا هر کاری کردم نتونستم خوب بنویسم.اینا مستقیما روی خواننده اثر میذاره.حتی اگه پست شما خوب هم باشه ازش لذت نمیبره چون بهش تلقین شده که این پستی که شما خوندی بد بود.خود نویسنده قبول کرده بد نوشته پس تو هم قبول کن!الان اینجا هم جمله شما اینو به خواننده القا میکنه که به نظر خودتون جمله قبلیتون بی معنی بوده و بنابراین جمله های دیگه تونم میتونه بی معنی باشه.البته به جای "سر تا پا لرزان بود" میشد از جمله دیگه ای مثل "از سر تا پایش میلرزید"استفاده کرد ولی به هرحال جمله شما هم معنی داشت و منظورتونو کاملا میرسوند.
نقل قول:
آنتونین که از حرف یکبارهی لرد و پیشنهادش شوکه شده بود نتوانست در مقابل او ایستادگی کند اما به فکری که در لحظه به ذهنش خطور کرده بود اشاره کرد.
- ولی لرد فکر کنم بازیگرای قابلتری هم برای این نقش وجود داشته باشه!
پست شما از اون پستایی بود که نویسنده با حفظ سوژه اصلی، برای دل خودش پست زده نه پیش بردن و دخالت در سوژه.اینجور پستها حتی اگه جالب یا مفید هم نباشن هیچ ضرری ندارن.ولی شما این آخر یه کار مفید هم انجام دادین.مینروا رو وارد داستان کردین و به این نکته اشاره کردین که باید مرگخواری برای ایفای نقشش انتخاب بشه و انتخاب بازیگرش رو هم گذاشتین به عهده نفر بعدی.این کارتون همون راحتی و نداشتن عجله یا اصرار برای رسیدن به نقطه خاصی از داستان رو نشون میده.روش خوب، جالب و مفیدیه.
پستتون کمی کمبود شکلک داره.به نظر من میشد از یکی دو تا شکلک برای ابراز احساسات استفاده کرد.
موفق باشید.
____________________________________
بررسی پست شماره 249 خانه ریدل،آگوستوس پای:
آگوستوس عزیز
نقل قول:
همه اكيپ در حال جمع كردن وسايل برای انتقال به مدرسه بودند و لرد سياه فاتحانه بر اين صحنه نظارت می كرد.
پستتونو خوب شروع کردین ولی اون کلمه فاتحانه زیاد برای اون قسمت مناسب نبود.لرد هنوز به پیروزی خاصی دست پیدانکرده که بتونه فاتحانه نظارت کنه.شاید مغرورانه مناسبتر میشد.گرچه همون کلمه فاتحانه هم زیاد توی ذوق نمیزنه.
فاتحانه-كنجكاوانه- مظلومانه- چاپلوسانه
از این کلمات هم آهنگ، در یک سوم اول پستتون استفاده کردین.وقتی پشت سر هم از چنین کلماتی استفاده بشه از زیبایی پستتون کم میکنه.وقتی لازمه پشت سر هم از این کلمات استفاده کنین بهتره برای یکی دوتاشون جایگزین مناسبی پیدا کنین.مثلا کنجکاوانه:با کنجکاوی...که البته برای بقیه پستتون خوشبختانه همین کارو کردین.
تعادل بین دیالوگها و توضیحاتتون خیلی خوبه.شما به اندازه کافی درباره حالتها و شخصیتها توضیح دادین و شخصیتهاتون به انداز کافی حرف زدن.همین تعادل به پستتون حالت سرگرم کننده ای داده.
یکی از نکته هایی که در بیشتر نقد ها بهش اشاره میکنم فاصلس.منظورم پاراگراف بندی دقیق نیست.مثلا:
نقل قول:
ايوان كه كنجكاوانه در حال بررسی دم و دستگاه های فيلم برداری بود به سمت نولان برگشت.
_ چی می خوای؟
نولان كه در اين مدت كوتاه كمی با اداب و رسوم اطرافيانش اشنا شده بود و البته تنبيهات لرد نيز بر سرعت يادگيريش افزوده بود، چهره ای مظلومانه ای به خود گرفت و بالحنی چاپلوسانه گفت:
اینجا بعد از "چی میخوای" ایوان میتونستین یه خط فاصله بذارین.اینجوری خوندن پستتون خیلی راحتتر میشه.علاوه بر اون خواننده درک درستتری از نوشته شما پیدا میکنه.مثلا همینجا بعد از جمله ایوان، مسلما برای یکی دو ثانیه سکوت برقرار شده.همون فاصله کمک میکنه خواننده این سکوت رو بهتر حس کنه.با وجود این، رعایت این نکته خیلی ضروری نیست ولی به هرحال بهتره رعایت بشه.
ترس و وحشت نولان رو خیلی خوب توضیح دادین.چاپلوسی و حرف زدن توام با احترامش به خوبی ترس و وحشتش رو از مرگخوارا و لرد نشون میده.علاوه براین با انتخاب بهترین جمله ها به انتقال این احساس به خواننده کمک زیادی کردین.مثلا:
نقل قول:
نولان با نگرانی كمی اطرافش را پاييد تا مطمئن شود كه هنوز در فاصله امنی نسبت به لرد سياه قرار دارد.
علاوه بر اون جمله ها و حالتهای مغرورانه و سیاه لرد و مرگخوارها به خوبی بیان شده.
نقل قول:
پس از اطمينان با صدای آهسته ای رو به ايوان _ كه با تعريف های او سينه اش را جلو داده بود_ كرد و پرسيد
با همون یه تیکه کوچیکی که وسط جمله اضافه کردین حالت ایوان به خوبی بیان شده.کارتون خوب بود.
پست شما کمی از کمبود شکلک رنج میبره.با توجه به طنز بودن و مساعد بودن شرایط پستتون میتونستین از یکی دو تا شکلک استفاده کنین.معنیش این نیست که یه پست طنزحتما باید شکلک داشته باشه ولی مثلا برای دیالوگهای نولان یکی دوتا شکلک میتونست کمک کننده باشه.اشاره های کوچیک و نکته دار به پستهای قبلی کار خیلی جالبیه که شما با اشاره به دنده های دردناک نولان این کارو به خوبی انجام دادین.
نقل قول:
ايوان نگاه عاقل اندر سفيهی به نولان انداخت و گفت:
_چطور جرات ميكنی فعاليت های فرهنگی لرد سياه رو زير سوال ببری! البته كه در هاگوارتز واقعی بايستی فيلم برداری بشه!
شما اینجا مشکل خیلی بزرگی برای سوژه ایجاد کردین.
نقل قول:
_ پس اين لوسيوس كجا مونده؟ مثلا قرار بود با پارتی و پول اجازه نامه فيلم برداری رو از بخش ارشاد وزارت خونه بگيره ها!
و اینجا خودتون اون مشکل بزرگ رو حل کردین.اونم به بهترین شکل ممکن.
فیلمبرداری در هاگوارتز اونم با اجازه وزارت خونه!یعنی حالتی که دامبلدور و بقیه هم قادر به اعتراض نباشن.شما بدون اینکه آسیبی به سوژه بزنین جهتش رو به بهترین شکل عوض کردین و سوژه فرعی خیلی خوبی به داستان اضافه کردین.
پست خوبی بود.
موفق باشید.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج
به استرجس نگاه کرد






