تنظیمات نمایش
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
اینستاگرام
کمک میخوای؟ از ما بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
اینستاگرام
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
انتخابات وزارت
انتخابات بیستویکمین دورهٔ وزارت سحر و جادو آغاز شد
نامنویسی نامزدهای وزارت آغاز شده است. اگر آمادهاید برنامههایتان را با جامعهٔ جادوگری در میان بگذارید، همین حالا برای نامزدی اقدام کنید.
مهلت ثبتنام: ۲ تا ۵ مهر
نامنویسی نامزدها
۰روز
۰۰ساعت
۰۰دقیقه
۰۰ثانیه
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ کلاسها ❖
کلاسهای اختصاصی
کلاسهای عمومی
❖ محوطه قلعه ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
كلاس طلسمها و وردهای جادویی
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1390/03/02
آخرین ورود: جمعه 27 تیر 1393 22:10
از: بیکران دور در روزگار نور در شهر بی عبور زیر درخت مهر
پستها:
157

1. این ورد چگونه اختراع و توسط چه کسی اختراع شده؟ (8امتیاز )
ارکیدیوس نام وردی است که یه بیچاره بخت برگشته به نام توماس که چندین سال به دنبال دختری بود ولی بعد از تلاش بســــیار توفیقی نیافته بود کشف شد اینگونه که او دختری را دوست میداشت که ارکیدیوس نام داشت وقتی برای آخرین بار التماس کرد و به او دختر ندادند رفت و زیر درختی نشست و به زندگیه بدش فکر میکرد ناگهان چوب دستی را دراورد و به سمت آسمان گرفت و با فریاد و خشم نام دختر را صدا زد اینگونه بود که گلی پدیدار شد به شکل ارکیده ...
2. چنتا از کاربرد های این ورد رو نام ببرید. (7 امتیاز )
1 - میتوانید دختران را با دسته گلی متفاوت خوشحال کنید ( این مورد عواقب خوبی داره )
2- این نوع گل خاصیت درمانی دارد ... درمانه دندان درد است
3- این ورد در مواقع خاص یاری رسانه پسران است ( مثلا ولنتاین )
3. 2 مورد از استفاده خودتون از این ورد رو بنویسید. (5 امتیاز)
1- رفته بودم عیادته مریضی نه چندان عزیز به دره ورودی بیمارستان رسیدم متوجه شدم چیزی همراه ندارم من هم از این ورد استفاده کرده و دسته گلی ظاهر شد البته پرستار اجازه نداد گل ببرم منم بعد از عیادت گل رو به دوست پسرمان دادیم :))
2- روزی جیبمان را زدنند و گالیونی در جیب نداشتیم برای بازگشت به خانه با استفاده از این ورد گل ها رو فروخته و گالیونی بدست آوردیم و به خانه برگشتیم :)
4. در یک رول، استفاده خود و یا هر کسی را از این رول بنویسید. {طنز و یا طنزوجد }
آسمان بیرون پنجره مثل قیر سیاه و تاریک بود و به نظر می رسید که چراغ های روشن خانه بیش از قبل نورانی شده اند
امشب سالگرد ازدواجشان بود ولی لوپین پولی نداشت برای خرید کادویی که ارزش تانکس را داشته باشد
سایه های داخل خانه را می دید که از جلوی پنجره رد میشدند در داخل خانه غوغا به پا بود
لوپین جلو رفت و به قدر یک تپش قلب درنگ کرد و سپس دستگیره برنزی در را چرخاند
دلش آشوب بود هدیه ای همراه نداشت در را گشود تانکس جلو آمد و سلام داد لوپین دستانش را به پشت سرش برد و با نگاهی غمگین سلام زنش را پاسخ گفت
که ناگهان صدای جیغی که خون را در رگ منجمد میکرد را شنیدنند پسرشان تد دندان درد گرفته بود و جیغ میزد تانکس از جا پرید و به سمته او رفت بچه را در آغوش کشید
در همین حین لوپین به یاد آورد که ورد ارکیدیوس دسته گلی به وجود می آورد که با گل برگش میشود دندان درد را متوقف کرد
دسته گل را ظاهر کرد و گل برگش را در دهان تد گذاشت تد آرام شد
تانکس لوپین را در آغوش کشید و از او به خاطر این دسته گل زیبا تشکر کرد
لوپین در دل از تد تشکر کرد که با درد دندانش او را به یاد این ورد انداخت .
ارکیدیوس نام وردی است که یه بیچاره بخت برگشته به نام توماس که چندین سال به دنبال دختری بود ولی بعد از تلاش بســــیار توفیقی نیافته بود کشف شد اینگونه که او دختری را دوست میداشت که ارکیدیوس نام داشت وقتی برای آخرین بار التماس کرد و به او دختر ندادند رفت و زیر درختی نشست و به زندگیه بدش فکر میکرد ناگهان چوب دستی را دراورد و به سمت آسمان گرفت و با فریاد و خشم نام دختر را صدا زد اینگونه بود که گلی پدیدار شد به شکل ارکیده ...
2. چنتا از کاربرد های این ورد رو نام ببرید. (7 امتیاز )
1 - میتوانید دختران را با دسته گلی متفاوت خوشحال کنید ( این مورد عواقب خوبی داره )
2- این نوع گل خاصیت درمانی دارد ... درمانه دندان درد است
3- این ورد در مواقع خاص یاری رسانه پسران است ( مثلا ولنتاین )
3. 2 مورد از استفاده خودتون از این ورد رو بنویسید. (5 امتیاز)
1- رفته بودم عیادته مریضی نه چندان عزیز به دره ورودی بیمارستان رسیدم متوجه شدم چیزی همراه ندارم من هم از این ورد استفاده کرده و دسته گلی ظاهر شد البته پرستار اجازه نداد گل ببرم منم بعد از عیادت گل رو به دوست پسرمان دادیم :))
2- روزی جیبمان را زدنند و گالیونی در جیب نداشتیم برای بازگشت به خانه با استفاده از این ورد گل ها رو فروخته و گالیونی بدست آوردیم و به خانه برگشتیم :)
4. در یک رول، استفاده خود و یا هر کسی را از این رول بنویسید. {طنز و یا طنزوجد }
آسمان بیرون پنجره مثل قیر سیاه و تاریک بود و به نظر می رسید که چراغ های روشن خانه بیش از قبل نورانی شده اند
امشب سالگرد ازدواجشان بود ولی لوپین پولی نداشت برای خرید کادویی که ارزش تانکس را داشته باشد
سایه های داخل خانه را می دید که از جلوی پنجره رد میشدند در داخل خانه غوغا به پا بود
لوپین جلو رفت و به قدر یک تپش قلب درنگ کرد و سپس دستگیره برنزی در را چرخاند
دلش آشوب بود هدیه ای همراه نداشت در را گشود تانکس جلو آمد و سلام داد لوپین دستانش را به پشت سرش برد و با نگاهی غمگین سلام زنش را پاسخ گفت
که ناگهان صدای جیغی که خون را در رگ منجمد میکرد را شنیدنند پسرشان تد دندان درد گرفته بود و جیغ میزد تانکس از جا پرید و به سمته او رفت بچه را در آغوش کشید
در همین حین لوپین به یاد آورد که ورد ارکیدیوس دسته گلی به وجود می آورد که با گل برگش میشود دندان درد را متوقف کرد
دسته گل را ظاهر کرد و گل برگش را در دهان تد گذاشت تد آرام شد
تانکس لوپین را در آغوش کشید و از او به خاطر این دسته گل زیبا تشکر کرد
لوپین در دل از تد تشکر کرد که با درد دندانش او را به یاد این ورد انداخت .
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
چشمانت را
به مناظره دعوت می کنم
به مناظره دعوت می کنم
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1388/03/30
تولد نقش: 1388/03/30
آخرین ورود: جمعه 25 خرداد 1403 19:05
از: رو شونههای ارباب!
پستها:
5457

1. این ورد چگونه اختراع و توسط چه کسی اختراع شده؟ (8امتیاز )
یک مرد میانسال ِ تهی دستی به نام آدام میکوس وجود داشت که به شدت به همسرش الادورا ماینز علاقه داشت. چیزی که بعد از بر زبان رانده شدن "دوستت دارم" از طرف همسرش بیشتر دوست داشت، گل و طبیعت بود. اون عاشق طبیعت و گلای رنگی و کوه و آبشار و اینا بود.
برای همین آدام همیشه وقتی برمیگشت خونه برای همسرش یک شاخه گل می آورد (وسعش بیشتر نبود پروفسور :| ) و همسرش هم هیچ وقت از گرفتنش خسته و دل زده نمیشد و علاقه ش تازه بیشترم میشد.
اما گفتم که، طرف فقیر بود، خیلی پول نداشت. این گله رم هی میچید و هر روز یه گله سگ دنبالش میذاشتن که چرا گل چیدی و اینا. با خودش فک میکنه و میبینه وقتی میتونیم آب و آتیش با چوبدستیمون درست کنیم، چرا گل نتونیم؟
بعد از تلاشای فراوان و کلی امتحان، در نهایت تونست این ورود بسازه و هر روز به جای یک دونه گل چیده شده و گاها پر پر، یک دسته گل تقدیم ِ همسرش میکرد. اما از اونجایی که زنش همه نوع گلی دوست داشت و اینم که نمیتونست هر روز یه مدل گلو بده به زنش، بنابراین طوری ساخت که متناسب با سلایق فرد گل بوجود بیاد.
الادورا هم که همه نوع گلی دوست داشت، واسه همین هر روز یه نوع دسته گل گیرش میومد.
حالا چطوری ساخت؟ یه روز که زانوی غم به بغل گرفته بود و به گلای باغی زل زده بود و تک تک داشت اسمشونو میبرد و میگفت " رز ... نه ... لاله ... نه ... یاس ... نه ... ارکیدیــــوس! " چی شد الان؟ سگ نگهبان موقع گفتن گل ارکیده بهش حمله میکنه و زبونش میلغزه و میشه ارکیدیوس و میبینه یه دسته گل از چوبدستیش زده بیرون!
2. چنتا از کاربرد های این ورد رو نام ببرید. (7 امتیاز )
میشه برای تزئینات و زیبایی خانه یا محل کار ازش استفاده کرد و گلارو تو یه گلدون خفن گذاشت و از وجودشون بهره برد.
میشه برای مطبوع کردن هوا به کار برده بشه. یه مدل گل خوش بو رو هی بوجود میاریم و مثلا میذاریمش تو دستشویی و امثالهم.
برای هدیه دادن به همسر و نامزد و پیش از نامزدی و اینا. یا حتی مامان و معلم و دبیر و استاد و پروفسور و ...
وقتی بز یا گوسفند یا گاوی گرسنه میبینیم، میشه گلایی که اینا حاضرن بخورنو بوجود بیاریم تا نوش جان کنن!
3. 2 مورد از استفاده خودتون از این ورد رو بنویسید. (5 امتیاز)
بعد از بوجود آوردن دسته گل مذکور، گلارو معلق از سقف می آویزیم تا خشک بشه! این گلای خشک شده هم زیبایی خاص خودشونو دارن و میشه مثلا اندرون جعبه ای که محتوی کادوی تولده قرارش داد.
یک دونه شو از لای دسته گل جدا می نماییم و لای موهای خویش قرار می دهیم و زیبایی خویش را دو چندان می نماییم. باقی گل های دسته گل رو هم خیرات میکنیم به بچه های گوگولی ای که اون اطراف هستن.
4. در یک رول، استفاده خود و یا هر کسی را از این رول بنویسید. {طنز و یا طنزوجد }
(استاد من خودم به تنهایی کشف کردم که این سوال 10 امتیازیه! هیشکی هم بهم کمک نکرد.
)
(ویرایش: اوپس! همین الان دیدم لودو از رو من تقلب کرده و امتیازو گفته. :| )
لینی و لونا و رز یه گوشه وایسادن و گل میگن و گل میشنون و خلاصه واسه خودشون شادن! همون موقع یه پسری ژذاب (و نه جذاب= یه چیزی فراتر از جذاب) سر میرسه و از یکی از اونا که هنوز حتی نویسنده هم ازش آگاه نیست، خوشش میاد!
اون سه تا متوجه پسره میشن و یه نگاه بش میندازن. پسره هم به شکل
در میاد. هر سه تا "ایش ایش" کنان و "واه واه" کنان سرشونو برمیگردونن و باز مشغول حرف زدن میشن.
پسره در یک لحظه به شکل
در میاد، اما سریعا به خودش میاد و با قیافه ای شاداب، در حالیکه دستاشو پشت سرش پنهان کرده جلو میاد و جمع اون سه تارو، چهار نفره میکنه.
- چی میبینم؟ سه تا ساحره ی خوشگل! افتخار آشنایی میدین؟
پسره آخرین جمله رو، رو به لونا میگه و اونم که هول شده میگه: هان؟
لینی و رز هم به خاطر جواب هوشمندانه لونا به شکل
در میان.
پسره ورد ارکیدیوس رو به صورت نامحسوس اجرا میکنه و دستش که تمام مدت پشتش پنهان شده بود رو جلو میاره و تقدیم لونا میکنه.
لونا با بیخیالی تمام دسته گل رو میگیره و میگه: آهان مرسی. دقیقا متناسب با سلیقه مم هست. بچه ها چه با محبته این!
لینی و رز نگاهی به هم میندازن و باز این ریختی
میشن.
پسره یه شاخه گلو از دست لونا در میاره، ساقه شو کوتاه میکنه و لای موهای لونا میذاره و میگه: واو! زیبا بودی، زیباترم شدی!
لونا آینه ی جادویی ای بوجود میاره و خودشو توش نگاه میکنه و بعد از کمی به به و چه چه کردن یه عده بچه مهد کودکی که اردو اومده بودنو میبینه و پسره رو کنار میزنه و میره سمت اونا.
- هی بچه ها! گل دوست دارین؟
بچه ها با خوش حالی بالا و پایین میپرن و جلو میان و هرکدوم یه شاخه گل میگیرن و لونا با ذوق و شوق لبخند تحویلشون میده. پسره هم تمام مدت با قیافه
به لونا زل میزنه.
وقتی کار پخش کردن گلا تموم میشه، لونا سمت دوتا دوستش برمیگرده و میگه: خب دیگه بهتره بریم.
لینی و رز نگاهی به پسره که هنوز تو شوک نادیده گرفته شدن و حرکات عجیب لونائه میندازن و شونه هاشونو بالا میندازن و همراه لونا از اونجا دور میشن.
یک مرد میانسال ِ تهی دستی به نام آدام میکوس وجود داشت که به شدت به همسرش الادورا ماینز علاقه داشت. چیزی که بعد از بر زبان رانده شدن "دوستت دارم" از طرف همسرش بیشتر دوست داشت، گل و طبیعت بود. اون عاشق طبیعت و گلای رنگی و کوه و آبشار و اینا بود.
برای همین آدام همیشه وقتی برمیگشت خونه برای همسرش یک شاخه گل می آورد (وسعش بیشتر نبود پروفسور :| ) و همسرش هم هیچ وقت از گرفتنش خسته و دل زده نمیشد و علاقه ش تازه بیشترم میشد.
اما گفتم که، طرف فقیر بود، خیلی پول نداشت. این گله رم هی میچید و هر روز یه گله سگ دنبالش میذاشتن که چرا گل چیدی و اینا. با خودش فک میکنه و میبینه وقتی میتونیم آب و آتیش با چوبدستیمون درست کنیم، چرا گل نتونیم؟
بعد از تلاشای فراوان و کلی امتحان، در نهایت تونست این ورود بسازه و هر روز به جای یک دونه گل چیده شده و گاها پر پر، یک دسته گل تقدیم ِ همسرش میکرد. اما از اونجایی که زنش همه نوع گلی دوست داشت و اینم که نمیتونست هر روز یه مدل گلو بده به زنش، بنابراین طوری ساخت که متناسب با سلایق فرد گل بوجود بیاد.
الادورا هم که همه نوع گلی دوست داشت، واسه همین هر روز یه نوع دسته گل گیرش میومد.

حالا چطوری ساخت؟ یه روز که زانوی غم به بغل گرفته بود و به گلای باغی زل زده بود و تک تک داشت اسمشونو میبرد و میگفت " رز ... نه ... لاله ... نه ... یاس ... نه ... ارکیدیــــوس! " چی شد الان؟ سگ نگهبان موقع گفتن گل ارکیده بهش حمله میکنه و زبونش میلغزه و میشه ارکیدیوس و میبینه یه دسته گل از چوبدستیش زده بیرون!
2. چنتا از کاربرد های این ورد رو نام ببرید. (7 امتیاز )
میشه برای تزئینات و زیبایی خانه یا محل کار ازش استفاده کرد و گلارو تو یه گلدون خفن گذاشت و از وجودشون بهره برد.
میشه برای مطبوع کردن هوا به کار برده بشه. یه مدل گل خوش بو رو هی بوجود میاریم و مثلا میذاریمش تو دستشویی و امثالهم.
برای هدیه دادن به همسر و نامزد و پیش از نامزدی و اینا. یا حتی مامان و معلم و دبیر و استاد و پروفسور و ...
وقتی بز یا گوسفند یا گاوی گرسنه میبینیم، میشه گلایی که اینا حاضرن بخورنو بوجود بیاریم تا نوش جان کنن!
3. 2 مورد از استفاده خودتون از این ورد رو بنویسید. (5 امتیاز)
بعد از بوجود آوردن دسته گل مذکور، گلارو معلق از سقف می آویزیم تا خشک بشه! این گلای خشک شده هم زیبایی خاص خودشونو دارن و میشه مثلا اندرون جعبه ای که محتوی کادوی تولده قرارش داد.
یک دونه شو از لای دسته گل جدا می نماییم و لای موهای خویش قرار می دهیم و زیبایی خویش را دو چندان می نماییم. باقی گل های دسته گل رو هم خیرات میکنیم به بچه های گوگولی ای که اون اطراف هستن.
4. در یک رول، استفاده خود و یا هر کسی را از این رول بنویسید. {طنز و یا طنزوجد }
(استاد من خودم به تنهایی کشف کردم که این سوال 10 امتیازیه! هیشکی هم بهم کمک نکرد.
)(ویرایش: اوپس! همین الان دیدم لودو از رو من تقلب کرده و امتیازو گفته. :| )
لینی و لونا و رز یه گوشه وایسادن و گل میگن و گل میشنون و خلاصه واسه خودشون شادن! همون موقع یه پسری ژذاب (و نه جذاب= یه چیزی فراتر از جذاب) سر میرسه و از یکی از اونا که هنوز حتی نویسنده هم ازش آگاه نیست، خوشش میاد!
اون سه تا متوجه پسره میشن و یه نگاه بش میندازن. پسره هم به شکل
در میاد. هر سه تا "ایش ایش" کنان و "واه واه" کنان سرشونو برمیگردونن و باز مشغول حرف زدن میشن.پسره در یک لحظه به شکل
در میاد، اما سریعا به خودش میاد و با قیافه ای شاداب، در حالیکه دستاشو پشت سرش پنهان کرده جلو میاد و جمع اون سه تارو، چهار نفره میکنه.- چی میبینم؟ سه تا ساحره ی خوشگل! افتخار آشنایی میدین؟

پسره آخرین جمله رو، رو به لونا میگه و اونم که هول شده میگه: هان؟

لینی و رز هم به خاطر جواب هوشمندانه لونا به شکل
در میان.پسره ورد ارکیدیوس رو به صورت نامحسوس اجرا میکنه و دستش که تمام مدت پشتش پنهان شده بود رو جلو میاره و تقدیم لونا میکنه.
لونا با بیخیالی تمام دسته گل رو میگیره و میگه: آهان مرسی. دقیقا متناسب با سلیقه مم هست. بچه ها چه با محبته این!

لینی و رز نگاهی به هم میندازن و باز این ریختی
میشن.پسره یه شاخه گلو از دست لونا در میاره، ساقه شو کوتاه میکنه و لای موهای لونا میذاره و میگه: واو! زیبا بودی، زیباترم شدی!

لونا آینه ی جادویی ای بوجود میاره و خودشو توش نگاه میکنه و بعد از کمی به به و چه چه کردن یه عده بچه مهد کودکی که اردو اومده بودنو میبینه و پسره رو کنار میزنه و میره سمت اونا.
- هی بچه ها! گل دوست دارین؟

بچه ها با خوش حالی بالا و پایین میپرن و جلو میان و هرکدوم یه شاخه گل میگیرن و لونا با ذوق و شوق لبخند تحویلشون میده. پسره هم تمام مدت با قیافه
به لونا زل میزنه.وقتی کار پخش کردن گلا تموم میشه، لونا سمت دوتا دوستش برمیگرده و میگه: خب دیگه بهتره بریم.
لینی و رز نگاهی به پسره که هنوز تو شوک نادیده گرفته شدن و حرکات عجیب لونائه میندازن و شونه هاشونو بالا میندازن و همراه لونا از اونجا دور میشن.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لینی وارنر در 1392/11/9 14:20:33
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1388/05/26
تولد نقش: 1396/10/25
آخرین ورود: دوشنبه 22 دی 1404 12:16
از: در عقب، صندلی جلو!
پستها:
1316

1. این ورد چگونه اختراع و توسط چه کسی اختراع شده؟ (8 امتیاز)
بچه خوشگلیوس دختربازوس! از جادوگران به نام یونان باستان که علاقه شدیدی به جذب دروداف داشت و بسیاری از تکنیک های مخ زنی در سه سوت که امروزه در بین دانش آموزان هاگوارتز رواج دارد از تکنیک های ایشون بوده ... وی که به علت کثرت دروداف دچار مشکل به خاطر سپردن سلیقه ساحره ها شده بود این ورد را اختراع کرد که نه تنها در حفظ ساحره های قبلی به شدت کارساز بود بلکه در یافتن ساحره های جدید هم مثمرثمر واقع شد.
2. چنتا از کاربرد های این ورد رو نام ببرید. (7 امتیاز)
جدا از کاربرد اصلی که مخ زنی میباشد این ورد برای عیادت از بیمار و استقبال از قهرمانان، ملی پوشان، پیروز باشید هم کاربرد دارد اما عجیب ترین موردی که ما دیدیم این بود که مورفین گانت با خواندن این ورد مقداری گل خشخاش ظاهر کرد و پیچید لای رول و چوقید :druggy:
3. 2 مورد از استفاده خودتون از این ورد رو بنویسید. (5 امتیاز)
ما برای خواستگاری از ام ارباب از این ورد استفاده کردیم تا دسته گل سیاهی حاصل شود و با سلیقه خانواده شون سازگار باشه!
یه مورد دیگه هم هست که ایشالا قراره روز معلم این ورد رو استفاده کنیم بلکه نمره گیرمون بیاد استاد.
4. در یک رول، استفاده خود و یا هر کسی را از این ورد بنویسید. (10 امتیاز دیگه حتما
)
برای بار هزارم رون با کابوس از خواب پرید ... خاطره ولنتاین پارسال و بلایی که سرش آمد هر چه بیشتر به ولنتاین نزدیک میشدند بیشتر روی نروش میرفت، یک هفته بستری شدن در سنت مانگو فقط به خاطر رنگ زرد دسته گل و نفرت هرمیون از این رنگ؟! غلتی زد و به جهت مخالف دوباره به خواب رفت.
- مــــــــــــامــــــــــــــان
بـــــــــــــــابـــــــــــــــــــا
من امروز تو هاگوارتز یه ورد جدید یاد گرفتم
دسته گل!
این ورد ...
رون چهارنعل خودش را به رز رساند و دستش را روی دهن او گرفت و به اتاقش منتقل کرد ...
- خوب دخترم ... حالا خیلی آروم به بابایی بگو چه وردی یاد گرفتی؟ drool:
- ارکیدیوس
دسته گل مورد علاقه ی کسی که بخوای رو ظاهر میکنه 
- آفرین دختر گلم
اما این وردو به کسی یاد نده، پیش خودت باشه که بتونی ازش استفاده کنی و دستت رو نشه
حالا برو دستاتو بشور بیا سر سفره ...
- نه پدر! نمیام ... تو دلمو شیکوندی، ذوقمو کور کردی، جیغمو قطع کردی و نذاشتی براتون تعریف کنم
اصلا دیگه این خونه جای من نیست، من میرم مرگخوار میشم!
-
- تقدیم با عشق به همسر عزیزم
- این چیه؟! خجالت نمیکشی رون؟ روز مادر به مادرت گل سرخ میدی که نشونه عشقه اونوقت ولنتاین به من کاکتوس میدی؟
- اما ... این گل مورد علاقته هرمیون!
- کی همچین حرفی زده؟ من کی به تو گفتم گل موردعلاقم کاکتوسه؟ بالاخره دست رو شد رون ... نکنه طرف کاکتوس دوست داره؟
- طرف دیگه کیه؟
- من از این خونه میرم رون ... خداحافظ برای همیشه
-
پینوشت: استاد فکر نکنید ورد اشتباه کار کرد یا جواب نداد یا هرمیون کاکتوس دوست نداره یا رون خائنه ها! ساحره ها اینجور موجوداتی هستند، کاملا غیرقابل پیشبینی و تحقیقات نشون داده که هیچ چیز قطعی در موردشون وجود نداره ... بخوان بهونه بگیرن با شنیدن "دوستت دارم" هم میتونن قهر کنن برن
بچه خوشگلیوس دختربازوس! از جادوگران به نام یونان باستان که علاقه شدیدی به جذب دروداف داشت و بسیاری از تکنیک های مخ زنی در سه سوت که امروزه در بین دانش آموزان هاگوارتز رواج دارد از تکنیک های ایشون بوده ... وی که به علت کثرت دروداف دچار مشکل به خاطر سپردن سلیقه ساحره ها شده بود این ورد را اختراع کرد که نه تنها در حفظ ساحره های قبلی به شدت کارساز بود بلکه در یافتن ساحره های جدید هم مثمرثمر واقع شد.
2. چنتا از کاربرد های این ورد رو نام ببرید. (7 امتیاز)
جدا از کاربرد اصلی که مخ زنی میباشد این ورد برای عیادت از بیمار و استقبال از قهرمانان، ملی پوشان، پیروز باشید هم کاربرد دارد اما عجیب ترین موردی که ما دیدیم این بود که مورفین گانت با خواندن این ورد مقداری گل خشخاش ظاهر کرد و پیچید لای رول و چوقید :druggy:
3. 2 مورد از استفاده خودتون از این ورد رو بنویسید. (5 امتیاز)
ما برای خواستگاری از ام ارباب از این ورد استفاده کردیم تا دسته گل سیاهی حاصل شود و با سلیقه خانواده شون سازگار باشه!
یه مورد دیگه هم هست که ایشالا قراره روز معلم این ورد رو استفاده کنیم بلکه نمره گیرمون بیاد استاد.
4. در یک رول، استفاده خود و یا هر کسی را از این ورد بنویسید. (10 امتیاز دیگه حتما
)برای بار هزارم رون با کابوس از خواب پرید ... خاطره ولنتاین پارسال و بلایی که سرش آمد هر چه بیشتر به ولنتاین نزدیک میشدند بیشتر روی نروش میرفت، یک هفته بستری شدن در سنت مانگو فقط به خاطر رنگ زرد دسته گل و نفرت هرمیون از این رنگ؟! غلتی زد و به جهت مخالف دوباره به خواب رفت.
__________________
- مــــــــــــامــــــــــــــان
بـــــــــــــــابـــــــــــــــــــا
من امروز تو هاگوارتز یه ورد جدید یاد گرفتم
دسته گل!
این ورد ...رون چهارنعل خودش را به رز رساند و دستش را روی دهن او گرفت و به اتاقش منتقل کرد ...
- خوب دخترم ... حالا خیلی آروم به بابایی بگو چه وردی یاد گرفتی؟ drool:
- ارکیدیوس
دسته گل مورد علاقه ی کسی که بخوای رو ظاهر میکنه 
- آفرین دختر گلم
اما این وردو به کسی یاد نده، پیش خودت باشه که بتونی ازش استفاده کنی و دستت رو نشه
حالا برو دستاتو بشور بیا سر سفره ...- نه پدر! نمیام ... تو دلمو شیکوندی، ذوقمو کور کردی، جیغمو قطع کردی و نذاشتی براتون تعریف کنم
اصلا دیگه این خونه جای من نیست، من میرم مرگخوار میشم!-

_______________
- تقدیم با عشق به همسر عزیزم

- این چیه؟! خجالت نمیکشی رون؟ روز مادر به مادرت گل سرخ میدی که نشونه عشقه اونوقت ولنتاین به من کاکتوس میدی؟

- اما ... این گل مورد علاقته هرمیون!

- کی همچین حرفی زده؟ من کی به تو گفتم گل موردعلاقم کاکتوسه؟ بالاخره دست رو شد رون ... نکنه طرف کاکتوس دوست داره؟

- طرف دیگه کیه؟

- من از این خونه میرم رون ... خداحافظ برای همیشه

-

پینوشت: استاد فکر نکنید ورد اشتباه کار کرد یا جواب نداد یا هرمیون کاکتوس دوست نداره یا رون خائنه ها! ساحره ها اینجور موجوداتی هستند، کاملا غیرقابل پیشبینی و تحقیقات نشون داده که هیچ چیز قطعی در موردشون وجود نداره ... بخوان بهونه بگیرن با شنیدن "دوستت دارم" هم میتونن قهر کنن برن
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
هیچی به هیچی!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1384/05/30
تولد نقش: 1396/11/23
آخرین ورود: جمعه 4 اسفند 1396 12:16
از: تالار قحط النساء گریف!
پستها:
1540

ياهـو
1. اين ورد چگونه اختراع و توسط چه کسي اختراع شده؟ (8امتياز )
هووم! سوال ِبسيار خوبي کردين استاد! :|
اگر بخوايم از ديد ِ مطابق با آرمان هاي ِ سايت ب سوالتون پاسخ بديم بايد بگيم ک کاشف ب عمل اومده تو کتاب شاهزاده نيمه خالص ک سوروسمون - اسنيپ ِ شوما - خيلي شيک ُ مجلسي وردهاي خاص ِ خودش و گاهن خفن مفن ابداع ميکرده !
پس مام ب همان سند اکتفا ميکنيم و انگشت ِ اشارمون رو ب سمت ِ سوروسمون ميگيريم!
خب چرايي پيدايش ِ اين ورد در خود ِ عملکرد ِ اين ورد هويداست ؛ سوروسمون براي اينکه بتونه دل ِ ليلي قصه ها رو ب دست بياره و ب نوعي ابراز ِ وجود کنه دست ب چنين حرکت ِ لايتي زد ! :|
2. چنتا از کاربرد هاي اين ورد رو نام ببريد. (7 امتياز )
- ايجاد ِ حُّـب ِ قلبي بين دارندگان ِ مخاطب ِ خاص
- بهبود ِ فضاي ِ سبز ِ اطراف ِ هاگوارتز
- استفاده از اين ورد در تشريفاتِ عزا و عروسي و جشن ُ پاتختي
از عوارض ِ جانبي اين ورد نيز ميتوان ب سوءاستفاده پسران براي تصاحب دلِ دخترکان ِ کمبود ِ محبت گرفته ي هاگواتز است ! ک با دادن ِ گل ِ مورد علاقه ي آنها ، آنها را ميفربند ! :|
3. 2 مورد از استفاده خودتون از اين ورد رو بنويسيد. (5 امتياز)
آممم ! خب ما به ووووفوووور ازين ورد استفاده کرديم ک مورد قابل انتشار يافته ش مربوط ب وقتي بود ک اولين فرزند ِ هري دنيا اومده بود و ما يه سبد گل ِ باشکوه باب ِ ميل ِ زايو - جيني - برديم ک دهن ِ فاميل ِ زن ِ هري مون بسته شه !
مورد ِ بعدي وقتي بود ک با رفقا دسته جمعي ؛ پارسال ِ بهار ، رفته بوديم پيک نيک و ما عواطف پروانه اي مان ب جوشش در آمد و تل ِ زيبايي از گل را روي سر خود گذاشتيم و دل ِ دخترکان ِ هيت ِ همراه را سوزانديم !
/ چِـقَـدَر جلف ! :| /
4. در يک رول، استفاده خود و يا هر کسي را از اين رول بنويسيد. {طنز و يا طنزوجد }
استاد سوالتون اشکال ِ نگارشي داره، ولی ما چون تیزیم فهمیدیم منظورتونُ ! :همر:
* نمره مثبت فراموش نشه لدفن ! ;;)
روز بود ، خورشید در آسمان بود ، جسی و لونالاوگود در حال ِ خارج شدن از کلاس ِ وردهای ِ جادویی بوده اند ! ... آنها از خستگی لـِه ِ لـِه بودند و ناچ و نوچ کنان ب سمت ِ خابگاه های ِ خود در حال ِ حرکت بودند !
- این ترم کلاسا خیلی فشردس جسی ؛ من دیگه دارم کلافه میشم! :((
جسی درحالی ک با اخم ب کتاباش قطور ِ توی ِ دستش خیره شده بود گفت:
- درست میشه ! یه روز خوب میاد ک جای کتاب دفتر ، بسته های ِ خرید از خیابون های ِ لندن رو دستمون میگیریم! ... سعی خود مثبت اندیش باشی ! ... من چند واحد روانشناسی عمومی پاس کردم ؛ ب چیزای خوب فک کن ! جواب میده ! :X
سَر ِ گُذر ِ بین ِ دو تا خوابگاه . . .
- خب جسی ، فردا میبینمت ! موچ موچ ! :|
- پوووف ! نمیدونم روی چی تمرکز کردی لونا ؛ ولی این پسره 10 دقیقه س دنبالمونه و الانم داره چش ُ ابرو میاد ! :|
- اووووه جسی ! تو نگفتی ب این سرعت روشی ک گفتی تاثیرگذاره !
- من هیچ کوفتی بهت نگفتم ! ... گفتم تمرکز کن نگفتم ک موج بفرست ! :|
آن پسر : ببخشید خانوما !
لونا درحالی ک از هیجان سرخ شده بود ، گفت:
- لونا لاوگود هستم !
- لاوگود ! چقد بهتون میاد !
-
جسی :
/ و با دقت ب پسری ک با ظاهری کاملا امروزی و موهایی آب ُ جارو شده مقابلش بود خیره شد ! :|
پسر : آممم ... دوشیزه لاوگود میشه قرار ِ آخر هفته ی منو برای نوشیدنی کره ای قبول کنین؟
لونادر حالی با تعجب نگاهی ب جسی میکنه ، جسی با بی قیدی شونه هاش رو بالا میندازه و لونا رو در تصمیم گیری تنها میذاره ! پسرک نیز ازین فرصت استفاده میکنه و دسته گلی زیبا ک مملو از شبدرهای رنگاوارنگی ک ِ در اطراف ِ دریاچه های گرمسیری ک بیشتر محل سکونت ِ قورباغه های ِ مخملکی ِ نژاد ِآسیای ِ شرقی روییده میشه رو در مقابل لونا ظاهر میکنه !
لــونا جییییییییییییییییغی از سر هیجان ُ خوشحالی کشید ک باعث شد جسی چش غره ی غلیظی بهش بره !
لونا ؛ خدای من ! شوما از کجا میدونستین ک من عاشق این شبدرهام ؟!
پسرک ک اصرار دارد نامش فاش نشود ، لبخند ِ ژوکوندی میزند و میگوید:
- من خیلی چیزا در رابطه با شما میدونم ! .. هوووم! میخاین تا تالار همراهیتون کنم؟!
و بلاخره لونا هول هولکی دستی برای جسی تکون میده همراه آن پسر میره !
جسی زیر لب : پسره ی مازمور ؛ فک میکنه نمیفهمم از ورد ِارکیدیوس استفاده کرده ، مُـزلف ِ زبون باز! ... هِعیییییی! لونا ؛ دخترک ِ ساده یِ من ! 8-|
1. اين ورد چگونه اختراع و توسط چه کسي اختراع شده؟ (8امتياز )
هووم! سوال ِبسيار خوبي کردين استاد! :|
اگر بخوايم از ديد ِ مطابق با آرمان هاي ِ سايت ب سوالتون پاسخ بديم بايد بگيم ک کاشف ب عمل اومده تو کتاب شاهزاده نيمه خالص ک سوروسمون - اسنيپ ِ شوما - خيلي شيک ُ مجلسي وردهاي خاص ِ خودش و گاهن خفن مفن ابداع ميکرده !
پس مام ب همان سند اکتفا ميکنيم و انگشت ِ اشارمون رو ب سمت ِ سوروسمون ميگيريم!
خب چرايي پيدايش ِ اين ورد در خود ِ عملکرد ِ اين ورد هويداست ؛ سوروسمون براي اينکه بتونه دل ِ ليلي قصه ها رو ب دست بياره و ب نوعي ابراز ِ وجود کنه دست ب چنين حرکت ِ لايتي زد ! :|
2. چنتا از کاربرد هاي اين ورد رو نام ببريد. (7 امتياز )
- ايجاد ِ حُّـب ِ قلبي بين دارندگان ِ مخاطب ِ خاص
- بهبود ِ فضاي ِ سبز ِ اطراف ِ هاگوارتز
- استفاده از اين ورد در تشريفاتِ عزا و عروسي و جشن ُ پاتختي
از عوارض ِ جانبي اين ورد نيز ميتوان ب سوءاستفاده پسران براي تصاحب دلِ دخترکان ِ کمبود ِ محبت گرفته ي هاگواتز است ! ک با دادن ِ گل ِ مورد علاقه ي آنها ، آنها را ميفربند ! :|
3. 2 مورد از استفاده خودتون از اين ورد رو بنويسيد. (5 امتياز)
آممم ! خب ما به ووووفوووور ازين ورد استفاده کرديم ک مورد قابل انتشار يافته ش مربوط ب وقتي بود ک اولين فرزند ِ هري دنيا اومده بود و ما يه سبد گل ِ باشکوه باب ِ ميل ِ زايو - جيني - برديم ک دهن ِ فاميل ِ زن ِ هري مون بسته شه !

مورد ِ بعدي وقتي بود ک با رفقا دسته جمعي ؛ پارسال ِ بهار ، رفته بوديم پيک نيک و ما عواطف پروانه اي مان ب جوشش در آمد و تل ِ زيبايي از گل را روي سر خود گذاشتيم و دل ِ دخترکان ِ هيت ِ همراه را سوزانديم !
/ چِـقَـدَر جلف ! :| /4. در يک رول، استفاده خود و يا هر کسي را از اين رول بنويسيد. {طنز و يا طنزوجد }
استاد سوالتون اشکال ِ نگارشي داره، ولی ما چون تیزیم فهمیدیم منظورتونُ ! :همر:
* نمره مثبت فراموش نشه لدفن ! ;;)
روز بود ، خورشید در آسمان بود ، جسی و لونالاوگود در حال ِ خارج شدن از کلاس ِ وردهای ِ جادویی بوده اند ! ... آنها از خستگی لـِه ِ لـِه بودند و ناچ و نوچ کنان ب سمت ِ خابگاه های ِ خود در حال ِ حرکت بودند !
- این ترم کلاسا خیلی فشردس جسی ؛ من دیگه دارم کلافه میشم! :((
جسی درحالی ک با اخم ب کتاباش قطور ِ توی ِ دستش خیره شده بود گفت:
- درست میشه ! یه روز خوب میاد ک جای کتاب دفتر ، بسته های ِ خرید از خیابون های ِ لندن رو دستمون میگیریم! ... سعی خود مثبت اندیش باشی ! ... من چند واحد روانشناسی عمومی پاس کردم ؛ ب چیزای خوب فک کن ! جواب میده ! :X
سَر ِ گُذر ِ بین ِ دو تا خوابگاه . . .
- خب جسی ، فردا میبینمت ! موچ موچ ! :|
- پوووف ! نمیدونم روی چی تمرکز کردی لونا ؛ ولی این پسره 10 دقیقه س دنبالمونه و الانم داره چش ُ ابرو میاد ! :|
- اووووه جسی ! تو نگفتی ب این سرعت روشی ک گفتی تاثیرگذاره !

- من هیچ کوفتی بهت نگفتم ! ... گفتم تمرکز کن نگفتم ک موج بفرست ! :|
آن پسر : ببخشید خانوما !

لونا درحالی ک از هیجان سرخ شده بود ، گفت:
- لونا لاوگود هستم !

- لاوگود ! چقد بهتون میاد !

-

جسی :
/ و با دقت ب پسری ک با ظاهری کاملا امروزی و موهایی آب ُ جارو شده مقابلش بود خیره شد ! :|پسر : آممم ... دوشیزه لاوگود میشه قرار ِ آخر هفته ی منو برای نوشیدنی کره ای قبول کنین؟
لونادر حالی با تعجب نگاهی ب جسی میکنه ، جسی با بی قیدی شونه هاش رو بالا میندازه و لونا رو در تصمیم گیری تنها میذاره ! پسرک نیز ازین فرصت استفاده میکنه و دسته گلی زیبا ک مملو از شبدرهای رنگاوارنگی ک ِ در اطراف ِ دریاچه های گرمسیری ک بیشتر محل سکونت ِ قورباغه های ِ مخملکی ِ نژاد ِآسیای ِ شرقی روییده میشه رو در مقابل لونا ظاهر میکنه !
لــونا جییییییییییییییییغی از سر هیجان ُ خوشحالی کشید ک باعث شد جسی چش غره ی غلیظی بهش بره !
لونا ؛ خدای من ! شوما از کجا میدونستین ک من عاشق این شبدرهام ؟!

پسرک ک اصرار دارد نامش فاش نشود ، لبخند ِ ژوکوندی میزند و میگوید:
- من خیلی چیزا در رابطه با شما میدونم ! .. هوووم! میخاین تا تالار همراهیتون کنم؟!

و بلاخره لونا هول هولکی دستی برای جسی تکون میده همراه آن پسر میره !
جسی زیر لب : پسره ی مازمور ؛ فک میکنه نمیفهمم از ورد ِارکیدیوس استفاده کرده ، مُـزلف ِ زبون باز! ... هِعیییییی! لونا ؛ دخترک ِ ساده یِ من ! 8-|
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ماگل
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت:
آخرین ورود:
پستها:
0
1این ورد چگونه اختراع و توسط چه کسی اختراع شده؟ (8امتیاز (
استاد در حال حاضر ما خسته ایم و با چشمان بسته قلم های پر را بر صحنه ی کاغذ های پوستی پوستی رنگ به رقص در می آوریم و حافظه مان درست یاری نمی کند، ولی تا جایی که یادمان می آید این یکی استثنائا یکی از موضوعاتیه که من در موردش اطلاعات دارم!در یکی از سفر های دور و درازمان با نیکلاس عزیزم که برای ملاقات مقبره ی مرلین بزرگ بود به تبت رفته بودیم. تبت یکی از پانصد و سیزده مکانی بود که توسط کارآگاهان آمریکایی مشکوک بود به پذیرایی تابوت جادوگر بزرگ. البته بگویم که پانصد و یازده مکان دیگر را قشنگ چک کرده بودیم و به جرئت می گویم آمریکا دارد به کارآگاهانش پول مفت می دهد.
در حین کندن کف مقبره(چپ چپ نگاه نکنید، نبش قبر لازم بود) به طومار پوستی برخوردیم که روی آن به سبک دارلینیوس غارنشین نقاشی هایی شده بود که این توانایی را به من داد که امروز به این سوال شما پاسخ بدهم! حقیقت همان است که این طلسم، "ارکیدیوس" به دست شخص شخیص مرلین بزرگ اختراع شده! مرلین یک فقره داف ساپورت پوش و کلیپس به سر پیدا کرده بود و یک چوب دستی نه صد چوب دستی عاشق او شده بود! در حقیقت قصد اولیه اش این بود که اسم داف را به زبان بیاورد، "ارکیده" یا به عبارتی" ارکیدی" که مستعار و خودمانی آن است! ولی مثل این که ریمل دختر خانم غلیظ بوده و قلب مرلین لرزیده و زبانش هم لرزیده! لذا گفته "ارکیدیوس"! و این طلسم برای عاشقان و افراد دیگر مانده به یادگار!
نتیجه ی اخلاقی: عاشق افرادی که ریمل غلیظ دارند نشوید مگر این که ضد آب باشد!
2-چنتا از کاربرد های این ورد رو نام ببرید. (7 امتیاز)
عرضم به حضورتون که... اولین و مهم ترین فایده ی این ورد، روز زن و روز مادر زن است! در این روز ها مرد خسته و کوفته از وزارت خانه بر می گردد و زن با قیافه ی حق به جانب و زبان نیش دار می گوید، امروز چه روزیه؟ و مرد که شستش خبر دار شده یک خبر هایی است، بلافاصله ورد را می خواند و گل ها را به میمنت و مبارکی جلو می آورد و می گوید :"مبارک باشد!" حالا این که چی مبارک باشد، آن دیگر به مرد ربطی ندارد و زن خودش می داند چه چیزی مبارک است! البته این راه خطر هایی هم دارد! روزی مردی در حین خواندن ورد به زنش گفته بود:" گل برای گل! درست مثل خودته!" و متاسفانه چیزی که به وجود آمده بود گل نبود....کاکتوس بود. نشان به آن نشان که مدتی بعد مرد با یک عدد کاکتوس در معده اش( قاعدتا تا ته حلق کاکتوس را کوبیده بود توی سرش!) در بیمارستان سنت مانگو دوره ی نقاهت می گذراند!
به غیر از مفید بودن این ورد برای آقایان راحت طلب و فراموش کار به مناسبت های مختلف، که مثلا هر وقت دلشان می خواهد خانم ها آنها را جنتلمن فرض کنند(جان خودشان!) یا یک دسته گل دستشان می گیرند، یا یکی به لباسشان می زنند و حرص من یکی را که در می آورند! نامرد ها فهمیده اند راه دست یابی به قلب یک زن و ماست مالی گند گاری هایشان یک شاخته گل طبیعی است! بعله! و من الان کمی عصبانی ام!
می توان از این ورد برای انتقام جویی و گرفتن حال بازیکنان کوییدیچ تیم حریف استفاده کرد! به این صورت که ابتدا چوب را به سمت دماغ یا هر جای دیگر بازیکن گرفته و با کمال متانت و وقار می گویید، "ارکیدیوس" ! من مطمئنم که یک بازیکن کوییدیچ با یک شاخته کاکتوس یا هر گل دیگری در دماغش یا هر جای دیگر، ( از لحاظ تکنیکی البته) یک جور هایی توانایی هیچ کاری ندارد! این کاربرد در مورد انتقام گیری های همین طوری الکی و دعوا های زن و شوهری هم صدق می کند.
3. 2 مورد از استفاده خودتون از این ورد رو بنویسید. (5 امتیاز)
من؟ ای بابا... حالا همچین گفتن هم ندارد....
خیلی خب بابا خیلی اصرار می کنید!
1-من تولد پانصد و شصت و هفت سالگی نیکلاس را فراموش کردم و با چند تا گل که باعشق تقدیم شده بود سر و ته قضیه را هم آوردم...خوب که چه؟ مرد که اینقدر تولد نمی گیرد! جرئت دارد اعتراض کند!
2-وقتی داشتیم از چنگ چند تا غول غولتشن فرار می کردیم با به وجود آوردن یک دیوار عظیم از پیچک های خاردار سمی جلوشان را گرفتم....(بگذریم که زیاد هم آسیب نرساند ولی... وقتی نیکلاس را زیر دست و پایشان له کردند سرعتشان کند که شد!)
3-خوب....ام...من با نیکولاس دعوام شد و... ای بابا! حالش الان خوبه!( بگذریم از مزرعه ی گل های آفتاب گردونی که جای مو روی سرش در اومده!
نمی فهمم چرا این طوری نگاهم می کنید؟ چه معنی داره؟ می خواید بگید من به اندازه ی کافی فکر شوهرم نیستم؟ می خواهید بگویید من کدبانو ترین ساحره ای نیستم که تا به حال دیده اید؟
اصلا هر کس هرچیزی گفته بیایید رو به روکنید!
4-در یک رول، استفاده خود و یا هر کسی را از این رول بنویسید. {طنز و یا طنزوجد }
من که بچه ندارم! ولی کلا حتی با نداشتنش هم خانه ام طوری آلاخون والاخون است که کلا داشتن اش با نداشتنش فرقی ندارد! همین نیکلاس برای هفت پشت من کفایت می کند! مثلا وقتی که رفته بود دنبال فرمول عشق بگردد، فرمول عشق به قول خودش"حقیقی" (انگار من نمی دانم از آن برای مخ زدن استفاده می کند، چل چلی اش بود، حتی با وجود این که این چل چلی کمی دیر هنگام و در ششصد و بیست و یک سالگی بود) کل خانه ی من را به آتش کشیده بود. طوری که فرش ایرانی عزیز تر از جانم را کاملا سوراخ سوراخ کرده بود و دیوار هایم را با دوده تزئین کرده بود!
من رفته بودم خرید. وگرنه نیکلاس فلامل ممکن بود یکی دو سال زودتر بمیرد! همین تازگی ها بود... خلاصه من برگشتم و دیدم خانه ام به زیباترین شکل ممکن با انواع گل ها و پیچک ها و ریشه ها پوشانده شده! تمام در و دیوار پوشیده از گل بود و فرش هم زیر گل ها پوشیده شده بود.
من ساده لوح تصورم این بود که این نوعی ابراز عشق است! از شما چه پنهان فکر کردم بالاخره معجون عشق را پیدا کرده! ولی...مرد است و خرابکاری هایش. همین "ارکیدیوس" برای مرد ها کم بود که آن هم پیدا شد. لازم به ذکر نیست که من آن شب و شب های بعد چیزی نفهمیدم و نیکلاس هم بلافاصله قبل از اینکه من دوده ای چیزی کشف کنم پیشنهاد سفر فرانسه داده بود. من بعد از مرگش فهمیدم....مرگی که براثر همین ارکیدیوس بود. خود شما، اگر یک درخت بائوباب در معده تان بروید نمی میرید؟
استاد در حال حاضر ما خسته ایم و با چشمان بسته قلم های پر را بر صحنه ی کاغذ های پوستی پوستی رنگ به رقص در می آوریم و حافظه مان درست یاری نمی کند، ولی تا جایی که یادمان می آید این یکی استثنائا یکی از موضوعاتیه که من در موردش اطلاعات دارم!در یکی از سفر های دور و درازمان با نیکلاس عزیزم که برای ملاقات مقبره ی مرلین بزرگ بود به تبت رفته بودیم. تبت یکی از پانصد و سیزده مکانی بود که توسط کارآگاهان آمریکایی مشکوک بود به پذیرایی تابوت جادوگر بزرگ. البته بگویم که پانصد و یازده مکان دیگر را قشنگ چک کرده بودیم و به جرئت می گویم آمریکا دارد به کارآگاهانش پول مفت می دهد.
در حین کندن کف مقبره(چپ چپ نگاه نکنید، نبش قبر لازم بود) به طومار پوستی برخوردیم که روی آن به سبک دارلینیوس غارنشین نقاشی هایی شده بود که این توانایی را به من داد که امروز به این سوال شما پاسخ بدهم! حقیقت همان است که این طلسم، "ارکیدیوس" به دست شخص شخیص مرلین بزرگ اختراع شده! مرلین یک فقره داف ساپورت پوش و کلیپس به سر پیدا کرده بود و یک چوب دستی نه صد چوب دستی عاشق او شده بود! در حقیقت قصد اولیه اش این بود که اسم داف را به زبان بیاورد، "ارکیده" یا به عبارتی" ارکیدی" که مستعار و خودمانی آن است! ولی مثل این که ریمل دختر خانم غلیظ بوده و قلب مرلین لرزیده و زبانش هم لرزیده! لذا گفته "ارکیدیوس"! و این طلسم برای عاشقان و افراد دیگر مانده به یادگار!
نتیجه ی اخلاقی: عاشق افرادی که ریمل غلیظ دارند نشوید مگر این که ضد آب باشد!
2-چنتا از کاربرد های این ورد رو نام ببرید. (7 امتیاز)
عرضم به حضورتون که... اولین و مهم ترین فایده ی این ورد، روز زن و روز مادر زن است! در این روز ها مرد خسته و کوفته از وزارت خانه بر می گردد و زن با قیافه ی حق به جانب و زبان نیش دار می گوید، امروز چه روزیه؟ و مرد که شستش خبر دار شده یک خبر هایی است، بلافاصله ورد را می خواند و گل ها را به میمنت و مبارکی جلو می آورد و می گوید :"مبارک باشد!" حالا این که چی مبارک باشد، آن دیگر به مرد ربطی ندارد و زن خودش می داند چه چیزی مبارک است! البته این راه خطر هایی هم دارد! روزی مردی در حین خواندن ورد به زنش گفته بود:" گل برای گل! درست مثل خودته!" و متاسفانه چیزی که به وجود آمده بود گل نبود....کاکتوس بود. نشان به آن نشان که مدتی بعد مرد با یک عدد کاکتوس در معده اش( قاعدتا تا ته حلق کاکتوس را کوبیده بود توی سرش!) در بیمارستان سنت مانگو دوره ی نقاهت می گذراند!
به غیر از مفید بودن این ورد برای آقایان راحت طلب و فراموش کار به مناسبت های مختلف، که مثلا هر وقت دلشان می خواهد خانم ها آنها را جنتلمن فرض کنند(جان خودشان!) یا یک دسته گل دستشان می گیرند، یا یکی به لباسشان می زنند و حرص من یکی را که در می آورند! نامرد ها فهمیده اند راه دست یابی به قلب یک زن و ماست مالی گند گاری هایشان یک شاخته گل طبیعی است! بعله! و من الان کمی عصبانی ام!
می توان از این ورد برای انتقام جویی و گرفتن حال بازیکنان کوییدیچ تیم حریف استفاده کرد! به این صورت که ابتدا چوب را به سمت دماغ یا هر جای دیگر بازیکن گرفته و با کمال متانت و وقار می گویید، "ارکیدیوس" ! من مطمئنم که یک بازیکن کوییدیچ با یک شاخته کاکتوس یا هر گل دیگری در دماغش یا هر جای دیگر، ( از لحاظ تکنیکی البته) یک جور هایی توانایی هیچ کاری ندارد! این کاربرد در مورد انتقام گیری های همین طوری الکی و دعوا های زن و شوهری هم صدق می کند.
3. 2 مورد از استفاده خودتون از این ورد رو بنویسید. (5 امتیاز)
من؟ ای بابا... حالا همچین گفتن هم ندارد....
خیلی خب بابا خیلی اصرار می کنید!
1-من تولد پانصد و شصت و هفت سالگی نیکلاس را فراموش کردم و با چند تا گل که باعشق تقدیم شده بود سر و ته قضیه را هم آوردم...خوب که چه؟ مرد که اینقدر تولد نمی گیرد! جرئت دارد اعتراض کند!
2-وقتی داشتیم از چنگ چند تا غول غولتشن فرار می کردیم با به وجود آوردن یک دیوار عظیم از پیچک های خاردار سمی جلوشان را گرفتم....(بگذریم که زیاد هم آسیب نرساند ولی... وقتی نیکلاس را زیر دست و پایشان له کردند سرعتشان کند که شد!)
3-خوب....ام...من با نیکولاس دعوام شد و... ای بابا! حالش الان خوبه!( بگذریم از مزرعه ی گل های آفتاب گردونی که جای مو روی سرش در اومده!
نمی فهمم چرا این طوری نگاهم می کنید؟ چه معنی داره؟ می خواید بگید من به اندازه ی کافی فکر شوهرم نیستم؟ می خواهید بگویید من کدبانو ترین ساحره ای نیستم که تا به حال دیده اید؟
اصلا هر کس هرچیزی گفته بیایید رو به روکنید!
4-در یک رول، استفاده خود و یا هر کسی را از این رول بنویسید. {طنز و یا طنزوجد }
من که بچه ندارم! ولی کلا حتی با نداشتنش هم خانه ام طوری آلاخون والاخون است که کلا داشتن اش با نداشتنش فرقی ندارد! همین نیکلاس برای هفت پشت من کفایت می کند! مثلا وقتی که رفته بود دنبال فرمول عشق بگردد، فرمول عشق به قول خودش"حقیقی" (انگار من نمی دانم از آن برای مخ زدن استفاده می کند، چل چلی اش بود، حتی با وجود این که این چل چلی کمی دیر هنگام و در ششصد و بیست و یک سالگی بود) کل خانه ی من را به آتش کشیده بود. طوری که فرش ایرانی عزیز تر از جانم را کاملا سوراخ سوراخ کرده بود و دیوار هایم را با دوده تزئین کرده بود!
من رفته بودم خرید. وگرنه نیکلاس فلامل ممکن بود یکی دو سال زودتر بمیرد! همین تازگی ها بود... خلاصه من برگشتم و دیدم خانه ام به زیباترین شکل ممکن با انواع گل ها و پیچک ها و ریشه ها پوشانده شده! تمام در و دیوار پوشیده از گل بود و فرش هم زیر گل ها پوشیده شده بود.
من ساده لوح تصورم این بود که این نوعی ابراز عشق است! از شما چه پنهان فکر کردم بالاخره معجون عشق را پیدا کرده! ولی...مرد است و خرابکاری هایش. همین "ارکیدیوس" برای مرد ها کم بود که آن هم پیدا شد. لازم به ذکر نیست که من آن شب و شب های بعد چیزی نفهمیدم و نیکلاس هم بلافاصله قبل از اینکه من دوده ای چیزی کشف کنم پیشنهاد سفر فرانسه داده بود. من بعد از مرگش فهمیدم....مرگی که براثر همین ارکیدیوس بود. خود شما، اگر یک درخت بائوباب در معده تان بروید نمی میرید؟
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر

بسم الرب المرلین
1. این ورد چگونه اختراع و توسط چه کسی اختراع شده؟ (8امتیاز )
از آنجایی که بنده همه چیو می دونم ولی شما نمی دوند این ورد رو نمی دونم کی ساخته ولی در اصل توسط یک عاشق پیشه به نام سورس اسنیپ کشف شد ، با این که تا زمان مرگش این طلسم رو لو نداده بود ولی هری پاتر بعد از نابود کردن والدرمورت این طلسم رو توی دفترچه ی خاطرات اسنیپ پیدا کرد و چند عکسی که در اون سورس ، لیلی رو با این ورد
2. چنتا از کاربرد های این ورد رو نام ببرید. (7 امتیاز )
الف.جذب کردن فرد مورد علاقه.
ب.ایجاد تفریح برای بچه ها.
پ.زمانی که دست گل به آب می دهیم برای عذر خواهی از مادر به کار می رود.
ج.ظاهر کردن گل برای گذاشتن روی مقبره .
د.برای آویزان کردن از سیبیل یا کت خویش هنگام رفتن به قرار.
ر.زمانی که بچه ی بی تربیت که از فامیل شماست در جایی گند می زند برای پوشاندن محل فاجعه به کار می رود.
3. 2 مورد از استفاده خودتون از این ورد رو بنویسید. (5 امتیاز)
الف. گفتم که من و اسنیپ فقط بلد بودیم، یادتون میاد رو قبر مامان بابای هری حلقه ی گل گذاشتم.
ب. من و مرلین (ریشهُ عالی) یک بار برای خوردن آبگوشت به سفره خانه رفتیم و این صاحب بی انصاف سفره خانه برای خوش رنگ شدن غذا در اون رنگ ریخته بود ولی لا مصب عجب آبگوشتی داشت . می گفتم ، ای دل غافل از شانس ما مقداری از آب هنگاه تیلیت کردن روی ریش مرلین ریخت و از آنجایی ایشون خیلی به ریششون حساسن گفتن بیا اینو پاک کن ولی پاک نمی شد (وایتکس هم اثری نداشت)، در آخر برای حفظ آبروی ایشون مجبور شدم گلی پدیده آورده و به ریش ایشون ببندم تا مردم نبینند. نکته ی جالب ماجرا اینجاست که از فردای آن روز همه مریدان شیخ گل به ریش ببستندی ...
4. در یک رول، استفاده خود و یا هر کسی را از این رول بنویسید. {طنز و یا طنزوجد }
گفتم دیگه.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
پارسال ایفای نقش هرماینی گرنجر بودم!! بیکارم کردن !!بـــــــیکار!!
(البته از بروبچ جادوگران متشکرم چون واقعا زمان برای ایفای نقش نداشتم، رول نباید بیکار بمونه)

به توئیترم هم سری بزنید!!
https://twitter.com/hamed__n
(البته از بروبچ جادوگران متشکرم چون واقعا زمان برای ایفای نقش نداشتم، رول نباید بیکار بمونه)

به توئیترم هم سری بزنید!!
https://twitter.com/hamed__n
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1392/07/17
تولد نقش: 1398/05/29
آخرین ورود: سهشنبه 12 فروردین 1393 10:27
از: خوابگاه اساتید هاگوارتز
پستها:
288

تدریسِ جلسه سومِ کلاس طلسمات و ورد های جادویی
زمستان 92
پرفسور فلیت ویک با دیدن دانش آموزانی که
چهره های بسیاری از دانش آموزانی که حاضر بودند برای گروهشان از خواب شبشان بزنند مشخص بود؛ افرادی که خواب آلودگی تقریبا جزئی از اجزای صورتشان شده بود.
پرفسور فیلیوس فلیت ویک هنگامی که همه ساکت گرفتند و عین پسر و یا دختر آدم و حوا روی صندلی هایشان نشستند، از صندلی اش بالا رفت و بر روی یک کپه کتابِ روی میز ایستاد.
- از تکالیفتون راضی بودم ؛ منتظر شرکتِ دوبارتون و حضور پرشورتون در صحنه هستم.
سپس لبخندی به شاگردان می زند و به آرامی از روی میز پایین می آید. دانش آموزان با چهره های خواب آلود و به هم ریخته به دبیرشان زل زده بودند.
فلیت ویک به دانش آموزانش نگاه کرد؛ بسیاری خواب بودند و یا در شرف خوابیدن بودند.
لبخندی زد و تند تند روی تخته چیز هایی نوشت.
" وردِ ارکیدیوس یکی از ورد های جالب ولی کمتر شناخته شده در بین جادوگران هست. این ورد که یک دسته گلرو ظاهر می کنه و جالب اینجاست که این دسته گل متناسب با هر فرد هست. "
سپس بی صدا بیرون رفت و آن ها را با تدریس و تکالیفشان تنها گذاشت.
تکالیف :
1. این ورد چگونه اختراع و توسط چه کسی اختراع شده؟ (8امتیاز )
2. چنتا از کاربرد های این ورد رو نام ببرید. (7 امتیاز )
3. 2 مورد از استفاده خودتون از این ورد رو بنویسید. (5 امتیاز)
4. در یک رول، استفاده خود و یا هر کسی را از این رول بنویسید. {طنز و یا طنزوجد }
مرلین فظ
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
دربرابر شرارت وزیر و مدیر خیانت کار و مفسد و چیزکش جامعه ساکت نمی مانیم ... !

با هم، قدم به قدم، تا پیروزی ...
- - - - - - - - - - - - - - - - -

تا عشق و امیدی هست؟ چه باک از بوسه دیوانه سازان!؟
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1392/07/17
تولد نقش: 1398/05/29
آخرین ورود: سهشنبه 12 فروردین 1393 10:27
از: خوابگاه اساتید هاگوارتز
پستها:
288

لیستِ نمرات و امتیازاتِ دانش آموزانِ شرکت کننده در دومین جلسهِ کلاسِ طلسمات و ورد های جادویی
پرفسور تافتی :
4 + 4 + 21 = 29
اول اینکه شوما جادو اموزان اصلا به فکر نمره 30 نباشید ؛ این نمره از قدیم الایام در اختیار تامِ استاد بوده و بس.
یه سری اشکالات تو رولت بود اما بسیار از رول + اون نت برداری ها لذت بردیم.
پرنرل فلامل :
3 + 4 + 19 = 26
نمره خوبیست، دوشیزه فلامل!
اما رولت اشکالاتی داشت و البته پرفسور تافتی که همون ورد های مارا نوشته بود، یک علت نیز برای آن ذکر کرده بود و طنزِ کار حفظ شده بود. اما شما ... البته فقط 1 نمره کم کردم.
لینی وارنر :
4 + 4 + 22 = 30
رولتون عیب خاصی نداشت و برای تکلیف مناسب بود. امتیاز اضافه هم تاثیر داده شد که بهتون 30 دادیم !
هلگا هافلپاف :
4 + 4 + 22 = 30
دروغ گفتم! اصن کی گفته 30 مال استاده، گاهی مال بعضی دانش اموزا هست.
گلرت گریندوالد :
4 + 3 + 22 = 29 + 1 = 30
تکلیف خوبی بود. 2 امتیاز اضافه در نظر گرفته شده بود که یکیش رو بهتون دادیم و دیگری رو هم بهتونن ندادیم !
مروپی گانت :
4 + 4 + 22 = 30
لذت بردیم !
نمرات به تفکیک گروه :
اسلیتیرین : 9
26 تقسیم بر 3
ریونکلا : 15 + 3 (امتیاز اضافه) = 18
60 تقسیم بر 3 به علاوه 3
هافلپاف : 30 + 4 = 34 امتیاز
اینم از نمرات، تدریس تا دقایقی دیگر
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پروفسور فلیت ویک در 1392/11/4 0:19:02
دربرابر شرارت وزیر و مدیر خیانت کار و مفسد و چیزکش جامعه ساکت نمی مانیم ... !

با هم، قدم به قدم، تا پیروزی ...
- - - - - - - - - - - - - - - - -

تا عشق و امیدی هست؟ چه باک از بوسه دیوانه سازان!؟
جزئیات کاربر

1. چه طلسم ها و ورد هایی برای مقابله با خون آشام وجود دارد؟ (2 مورد) (4 امتیاز)
بلادیویس... در این ورد ، خون آشمام تمام خون هایی رو که خورده بالا میاره
مرلینوم توتوم... از اون جایی که مرلین(متصللَهُ له) خون آشام کشی بسی خفنگ! بود ، خون آشام خشتک خود را به ناچار خیس کرده و از دماغش تمام محتویات سبز رنگ بیرون آمده و گوش هایش همـــــ... اَه ولم کن بابا حالم به هم خورد
2. چرا ورد "اتنداندی" مرسوم نیست؟ (4 امتیاز)
دقت کنید دوستان ، اتندادی = آت + نداندی هست یک کلمه ی ترکی مخلوط شده با زبان مارها. آت در زبان ترکی یعنی اسب و نداندی هم یعنی اسب در حال لگد کردن . فلذا از آن جایی که خوش آشام از اسب خوف میکنه (چون پدر جد تمام خون آشام ها بوسیله ی خوردن خون اسب مرد و اونها با نگاه کردن در چشم اسب جاودانگی خود رو از دست می دهند)، این ورد باعث قاط زدن خون آشام می شه و و در خیال خودش می بینه اسب های سیاهی به سمت اون در حال حرکت اند. ولی تعداد معدودی میتونن ترکی رو درست تلفظ کنن
3. یک رول بنویسید و مقابله خود با یک خون آشام را با استفاده از موضوعات زیر شرح دهید. ( 22 امتیاز )
3-2. شما در حال مبارزه با یک خون آشام هستید؛ در حالیکه هیچ وردی بلد نیستید و هیچ طلسمی نمی توانید اجرا کنید؛ چه می کنید.
-تو توی نامرد تمام وردهایی رو که بلد بودم با ریختن معجون گریه بچه توی جام آبمیوم از بین بردی نامرد!! من برای صلح اینجا اومده بودم ، خونت گردن خودته.
-برو بابا ، برو جدتو سیاه کن ، همه چی یادت رفته چیکار می خوای بکنی ؟؟؟
-ها ها!! فک کردی. به من می گن «هرمی ایده قشنگ تو کیفش پنچ تا فشنگ»
هرمیون کیف مخصوصشو در میاره و یه سرنگ پر از خون بز جادویی آبرفورث رو بیرون می کشه.(با کمی اقتباس از سریال سوپرنچرال)
-اکسپیراموس
سرنگ از دست هرمیون میوفته ولی اون همیشه نقشه ی پشتیبان داره.از تو کیفش چشم اسب در میاره .
-حالا فانی شدی...گوچـــی(جنی که دوست هرمیونه و اون آزادش کرده)
-مرلینوم توتوم
-ازت ممنونم گوچی تو منو نجات دادی :yoho:
سوال امتیازی : 2. یک نقاشی از آلبوس سوروس پاتر در حالی که ترسیده بکشید.
بلادیویس... در این ورد ، خون آشمام تمام خون هایی رو که خورده بالا میاره
مرلینوم توتوم... از اون جایی که مرلین(متصللَهُ له) خون آشام کشی بسی خفنگ! بود ، خون آشام خشتک خود را به ناچار خیس کرده و از دماغش تمام محتویات سبز رنگ بیرون آمده و گوش هایش همـــــ... اَه ولم کن بابا حالم به هم خورد
2. چرا ورد "اتنداندی" مرسوم نیست؟ (4 امتیاز)
دقت کنید دوستان ، اتندادی = آت + نداندی هست یک کلمه ی ترکی مخلوط شده با زبان مارها. آت در زبان ترکی یعنی اسب و نداندی هم یعنی اسب در حال لگد کردن . فلذا از آن جایی که خوش آشام از اسب خوف میکنه (چون پدر جد تمام خون آشام ها بوسیله ی خوردن خون اسب مرد و اونها با نگاه کردن در چشم اسب جاودانگی خود رو از دست می دهند)، این ورد باعث قاط زدن خون آشام می شه و و در خیال خودش می بینه اسب های سیاهی به سمت اون در حال حرکت اند. ولی تعداد معدودی میتونن ترکی رو درست تلفظ کنن
3. یک رول بنویسید و مقابله خود با یک خون آشام را با استفاده از موضوعات زیر شرح دهید. ( 22 امتیاز )
3-2. شما در حال مبارزه با یک خون آشام هستید؛ در حالیکه هیچ وردی بلد نیستید و هیچ طلسمی نمی توانید اجرا کنید؛ چه می کنید.
-تو توی نامرد تمام وردهایی رو که بلد بودم با ریختن معجون گریه بچه توی جام آبمیوم از بین بردی نامرد!! من برای صلح اینجا اومده بودم ، خونت گردن خودته.
-برو بابا ، برو جدتو سیاه کن ، همه چی یادت رفته چیکار می خوای بکنی ؟؟؟
-ها ها!! فک کردی. به من می گن «هرمی ایده قشنگ تو کیفش پنچ تا فشنگ»
هرمیون کیف مخصوصشو در میاره و یه سرنگ پر از خون بز جادویی آبرفورث رو بیرون می کشه.(با کمی اقتباس از سریال سوپرنچرال)
-اکسپیراموس
سرنگ از دست هرمیون میوفته ولی اون همیشه نقشه ی پشتیبان داره.از تو کیفش چشم اسب در میاره .
-حالا فانی شدی...گوچـــی(جنی که دوست هرمیونه و اون آزادش کرده)
-مرلینوم توتوم
-ازت ممنونم گوچی تو منو نجات دادی :yoho:
سوال امتیازی : 2. یک نقاشی از آلبوس سوروس پاتر در حالی که ترسیده بکشید.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
پارسال ایفای نقش هرماینی گرنجر بودم!! بیکارم کردن !!بـــــــیکار!!
(البته از بروبچ جادوگران متشکرم چون واقعا زمان برای ایفای نقش نداشتم، رول نباید بیکار بمونه)

به توئیترم هم سری بزنید!!
https://twitter.com/hamed__n
(البته از بروبچ جادوگران متشکرم چون واقعا زمان برای ایفای نقش نداشتم، رول نباید بیکار بمونه)

به توئیترم هم سری بزنید!!
https://twitter.com/hamed__n
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1392/06/16
آخرین ورود: جمعه 23 بهمن 1394 14:34
از: درس ِ علوم، جمله بگریزی؛ به!
پستها:
297

به نام هلگا - در پناه سالازار
سؤال اول!
استاد ما اصلاً دقیق نتبرداری نکردیم، از روی تافتی تقلب کردیم استاد.

1. بلادیوس.
2. اتنداندی.
سؤال دوم!
استاد اولاً که مرلیناً، شما نظاره بنموی. تلفظ اتنداندی راحتتره یا بلادیوس؟! ما داشتیم از روی دست تافتی مینوشتیم، دو سه بار هی برگشتیم نگاه کردیم ببینیم " ن " و " د " هامون به اندازه هست یا نه. از استاد محترم خواهشمندیم تکالیف رو به گونهای بدن که تقلب دوشواری وارد نکنه بر دانشآموز. دیه یه ذره انصاف هم خوب چیزیه والا!

حالا از این بحث که بگذریم استاد، این ورد، مسئلهای که در موردش هست، تخیل ِ جادوگره. یعنی جادوگر تو اون لحظه که ورد رو اجرا میکنه، باس اونقدر آمادگی ذهنی داشته باشه که بتونه یه فضای خیالی رو طوری برای خونآشام طراحی کنه که خونآشام متوجه دروغین بودنش نشه. چون در این صورت میتونه به جادو غلبه کنه و دهن ِ جادوگر داستانه.

خلاصه که اجرای این ورد، قدرت ذهنی بالایی میطلبه در حالی که استفاده از بلادیوس، فقط یه چوبدستی میخواد و یه زبون.

سؤال سوم!
شما میتوانید مثلاً با یک خلال دندان به جنگ ِ اژدها بروید. یا زیر نور ِ ماه ِ کامل، سر کلاس کسی از خاندان لوپین بنشینید. یا حتی، چشم در چشم، لبخند بر لب، بنشینید با لرد ولدمورت در مورد آزادی بیان گفتگو کنید.
اما، هیچوقت، هیچوقت، هیچوقت، بدون آمادگی قبلی در مراسم چای عصرانهی خونآشامها شرکت نکنید. این نکتهای بود که مروپی وقتی با ضربهی خونآشام خشمگین، از پنجره به بیرون پرتاب شد، در ذهنش یادداشت کرد.
روی زمین که فرود آمد، غلتید و سریعاً از جا جست:
- من اینطور در نظر میگیرم که این، یه جواب ِ " نه " ِ قاطع به درخواست اتحادمون باشه.
خونآشام غرشی کرد و دندانهایش را نشان داد:
- چطور جرئت کردید بیاید به لونهی ما و پیشنهاد بدین تبدیل به بردههاتون بشیم؟!
مروپی یکدوجین جواب ِ " مادر اربابانه " در چنته داشت، ولی با دیدن جسد تکهپارهی شدهی پنج مرگخواری که جزو هیئت همراهش بودند، در یک لحظه به صلح و دوستی ایمان آورد. نگاهش مثل هرمیونی که یک F در کارنامهش دیدهست، روی چوبدستی ِ شکستهش ایستاد. وقتی بچه بودند، پدرش همیشه دو تبعیض اساسی بین او و برادرش قائل میشد، مروپی اجازه نداشت پشت پرچینها، کارش را انجام دهد و همینطور هم، نمیبایست گنجینهی طلایی فحشهایش را در اعتراض به این تبعیض، روانهی پدرش کند. در نتیجه، او بنا به عادت دوران کودکی، تمام فحشهایش را فرو خورد و لبخندی زد:
- ببینید، شما آدم تنهایی هستی، منم آدم تنهایی هستم. بیاید در مورد ِ لیست با هم صحبت کنیم!
خونآشام پیر که آخرین خونآشام ِ آن لانه بود [ مروپی در دل به مرگخواران همراهش افتخار کرد، گرچه، یکدوجین افتخار هم نمیتوانست آنها را زنده کند. ] دوباره غرّید و به سمت بانوی سبز و طلایی پوش هجوم برد:
- تو فانی ِ بیارزش ِ از خود راضی!
مروپی به سمت جسدی که شبیه نقاشیهای گروتسکی شده بود، هجوم برد و فریاد زد:
- خیله خب پتینسون! جوش نیار!
و در دل، همانطور که با دستپاچگی دنبال چوبدستی ِ مرگخوار مرده میگشت، غرولند کرد:
- لامصب هرچی خونآشام ِ دخترکُش ِ درست حسابیه، نصیب دخترای مُنگل میشه. چی میشد جای تو، دیمون سالواتوره میخواست منو گاز بگیره؟!
دقیقاً لحظهای که چوبدستی ِ آنتونین را پیدا کرد، دردی وحشتناک در سرش پیچید. خونآشام از موهایش، او را گرفت و به سمت دیوار پرت کرد. گانت با وجود ضربهای که نفسش را بند آورد، چوبدستی را مثل جان ِ شیرین چسبید. هرچند بدون دانستن ِ وردی برای غلبه بر این نیمهخدای نامیرا، چوبدستی به درد همشیرهی پدر مرحومش هم نمیخورد. مروپی سعی کرد روی پاهایش بایستد ولی خونآشام لعنتی دوباره به او رسید، گردنش را گرفت و بلندش کرد.
بانوی خانهی ریدل، به انگشتان سفید و مرمرین ِ خونآشام چنگ انداخت ولی ناخنهای بلند و لاکخورده و با دقت تمام مانیکور شدهش، به وضوح نمیتوانستند در لیست ِ سلاحهای سرد قرار گیرند. حافظهی خیانتکار ِ لعنتی! یعنی نتیجهی آن همه ساعت هشت تا ده، سقلمهزنان به مورفین که خر و پف نکند و زیر چشمیبرانداز کردن ِ پسرهای خوشقیافهی اسلیترین؛ حالا داشت درس زندگانی... ببخشید... مردگانی به او میداد.
به زور طلسمی را زمزمه کرد، خونآشام ِ لعنتی حتی نمیفهمید قفسهی سینهش شکافته شده! ناگهان جرقهای در ذهن تیره و تار مروپی درخشید:
- هی! پتینسون!
خونآشام کمی از فشار دستش کم کرد. این لفظ "پتینسون" ظاهراً کمی باعث سردرگمیش میشد و اگر میدانست به بازیگری که انگار با ماهیتابه به صورتش کوبیدهاند، تشبیه شده، قطعاً سر به کوه و بیابان میگذاشت.
- میخوای وصیت کنی؟
- نه. میخواستم بگم چوبدستی ِ آنتونین از چوب صنوبره!
- چـ...
مروپی به اون فرصت تجزیه تحلیل ماجرا را نداد. غرید:
- آوادایم.
و با تمام قدرت باقیمانده، چوبدستی را در قلب خونآشام فرو کرد. مثل لحظهی فروافتادن ِ پردههای تئاتر برادوی، نور چشمان خونآشام به مقصد ابدیت، رهسپار شد.
مروپی روی زانوهایش افتاد و حریصانه، هوا را بلعید. به سرفه افتاد. دستش را به دیوار گرفت و برخاست. بعد به آرامی، ردای مخملین سبزش که با دوردوزیهایی از جنس طلا، میشد آن را فاخر نامید؛ تکاند.
نگاهی نسبتاً محتاط و کمی نگران، به خونآشام مُرده انداخت. امیدوار بود مُرده باشد. دوباره!
- مرلین بیامرزدت.
و بعد، با یادآوری این که راه حل، یک راه حل موقتی بوده، باز به خودش لرزید:
- از این به بعد دیگه Vampire Diaries نمیبینم. Game Of ... نه اصن! Friends میبینم. تا آخر ِ عمرم!
ما اینو نوشتیم، بعد دیدیم شما گفتید کلاً طلسم نمیتونیم اجرا کنیم. بنابراین بذاریش به پای آخرین سوژهتون، گرچه به نیت دومین سوژه نوشته شده.

سؤال امتیازی - سومی!
برخلاف خانوادهی نازنینم، من به آن مثل ِ قدیمی اعتقاد دارم که میگوید: «دوستهایت را نزدیک نگاه دار. دشمنانت را نزدیکتر.» ولی... خب... نه دیگر اینقـــدر نزدیک دقیقاً.
البته باید اعتراف کنم - بین خودمان بماند - این که استاد عکس رابرت پتینسون را آن دور و ورها نذاشته بود و عوضش، عکس ایان راست جلوی چشممان بود. عزیزم! البته... حالا یا استاد در جریان نبودند که دیمن سالواتوره، حقیقتاً خونآشام نیست و کفش نایک میپوشد و قهوه مینوشد یا ما در جریان نبودیم که آقای سامرهالدر شبها، +O دوست دارد.
تافتی یواشکی زیر لب گفت:
- فکر میکردم فلیتویک ریونکلاویه.
نه! هافلپافیها خنگ نیستند. فقط گونهی منحصر به فرد " تافتی " ست که...
آه میکشم، سرش را برمیگردانم به سمت بالای کلاس:
- اینا مثلاً خونن! اونم کلههای خونآشامهان!
تافتی با دقت به یکی از سرها خیره شد و بین همهمهی بچههای در حال عقبنشینی، گفت:
- عه. فکر کردم این خواستگار پروتی بودش. عکسشو گذاشته بود لای کتابش، نگاههای عاشقانه میکرد بهش.
باور کنید. هافلپافیها خنگ نیستند!
زیر لب غر زدم:
- دخترا باید در جریان باشن که ادوارد کالن نصفهشبی از پنجرهی خوابگاهشون نمیاد تو و ازشون خواستگاری نمیکنه.
بعد ناگهان چشمانم گرد شد:
- چی؟! اون سر ِ ادوارد کالنه؟! لعنتی! من فکر میکردم رابرت پتینسون، سدریک دیگوری یا هر خری که بود، نقششو بازی میکرده.
رز که نا آرام به اینسو و آنسو سرک میکشید، زیر لب خندید:
- ظاهراً پروفسور مثل تو فکر نمیکرده. میتونم صدای پتینسون بدبختو بشنوم: «نـــــه! نـــــــــه! من خونآشام نیستم! من سدریک دیگوریم. من خفنم! من هورام! من دختر کُشم... خخخخخ!»
بعد با احترام کلاه جادوگریش را از سر برداشت و با احترامی مسخره، تابی به آن داد:
- مرلین بیامرزدت راب!
اینجا، جایی بود که من نگران یان و از آن مهمتر، جوزف شدم. با دقت کلاس را از زیر نظر گذراندم. سر مزاحم ِ پتینسون را از جلوی صورتم زدم کنار تا تک تک صورتها را بررسی کنم. خب، خبری نبود.
وقتی به سرعت مشغول نوشتن روی کاغذ پوستی شدم، پیش از آن که فلیتویک شروع به صحبت کردن کند، رز با تعجب پرسید:
- چی مینویسی؟ تو از تافتی هم بدتری! هنوز که چیزی نگفته.
لبم را به دندان گزیدم. در آخرین قسمت خاطرات خونآشام، الینا هنوز خونآشام بود دیگر؟ همانطور که درگیر به لیست کردن ِ شخصیتهای خیلی خیلی عزیزم بودم، جواب رز را دادم:
- دارم برای شکارهای آتی ِ پروفسور یه لیست تهیه میکنم. اسمش چی بود...؟ نینا دوبرو دیگه؟
_______________________________
استاد ما اصلاً به عشق این طنزوجدهاتون به سمت کلاستون شتافتیم. باز هم از این کارا بکنید فیلیوسم.

افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط مروپی گانت در 1392/11/3 19:52:37
دوستش بدارید که آنچه میتوانست، انجام داد تا دوستش بدارند...
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج

(18.62 KB)