ولي كار سوروس اسنيپ هنوز تمام نشده بود.با دستاني لرزان فرم دوم را برداشت و با ترديد نام مرگخوار بعدي را نوشت.
بلاتريكس لسترنج
طولي نكشيد كه ديوانه سازها ساحره اي ضعيف و غميگين را كه كوچكترين شباهتي به بلاتريكس مغرور نداشت آوردند.
بلاتريكس با آخرين ذره هاي غروري كه در وجودش باقي مانده بود سعي ميكرد دستان سرد و نفرت انگيز ديوانه سازها را از خود دور كرده و به تنهايي قدم بردارد.ولي به زودي خسته شد و خود را تسليم دو ديوانه سازي كرد كه او را كشان كشان به سالن ملاقات ميبردند.
اسنيپ با ديدن وضعيت رقت بار بلاتريكس احساس شرم كرد.سرش را پايين انداخت تا نگاهش به چشمان خشمگين بلاتريكس نيفتد.
-تو...تو...به چه جراتي اومدي اينجا؟شنيدم حالت خوبه و تو هاگوارتز به خوبي و خوشي در كنار دامبلدور زندگي ميكني.شرم آوره.من مرگ رو به همچين زندگي پستي ترجيح ميدادم.
اسنيپ نگاه كوتاهي به دو ديوانه ساز كرد.ظاهرا ساحره جوان و شادابي كه به ملاقات بارتي كراوچ آمده بود توجه ديوانه سازها را به خود جلب كرده بود.
-ميشه لطف كني و اجازه بدي من حرف بزنم؟
صداي زمزمه مانند اسنيپ باعث شد بلاتريكس اجبارا به او نزديكتر شود.
-چيه..زودتر هر چي ميخواي بگو.من حتي در آزكابان هم براي خائناي پستي مثل تو وقت ندارم.
اسنيپ كاغذ كوچكي را از گوشه ردايش به بلاتريكس نشان داد.چشمان بلاتريكس با ديدن مهر سياه و درخشان لرد سياه برقي زد.ديوانه سازها با اشتياق به ساحره جوان كه شادمانه در مقابل بارتي ميخنديد نزديكتر شدند.كاملا واضح بود كه اجازه ندارند زياد از بلاتريكس فاصله بگيرند ولي شادي و خنده هاي اشتها آور ساحره باعث شده بود كه نقشه اسنيپ آسانتر اجرا شود.
-ارباب اينو مدتها قبل به من داد.خودش به من دستور داد كه اگه تو يا لوسيوس و يا دالاهوف زنداني شدين اينو بيام و به شما بدم.
يك لحظه غفلت ديوانه سازها كافي بود كه اسنيپ كاغذ را به بلاتريكس بدهد.
آنلاینها
12 کاربر(ها) آنلاین هستند (11 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
10
مهمانان
2
اعضا
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
آخرین گروهبندیها
هافلپاف
ریونکلاو
گریفیندور
اسلیترین
پیام امروز
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج

