جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

18 کاربر(ها) آنلاین هستند (13 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
17 مهمانان 1 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

باشگاه تفریحات وزارت خونه

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: باشگاه تفریحاتی وزارت خونه
ارسال شده در: شنبه 21 خرداد 1390 18:41
نمایش جزئیات
آفلاین
گودریک یکی از پاهایش را بالا برد و سوار موتور شد و موتور رو روشن کرد اما روشن نشد.()

-آقای مسئول چرا موتور من روشن نشد؟

مسئول که مرد کلاه به سری بود ، جلو آمد و به موتور گودریک نگاه کرد.

-مرتیکه مجبوری شمشیر با خودت بیاری؟

-مگه چی شده؟

-شمشیرت گیر کرده ... برای همین موتور روشن نمیشه!

گودریک خنده ای کرد و شمشیرش را از کمرش بیرون آورد و به پرسیوال که در کنار زمین در حال خوردن موز بود ، داد و به او گفت:

-پدر جان اینو نگه دار تا من بیام اگه سنگینه بده به سیریوس!

گودریک بار دیگر سوار بر موتور شد و آن را روشن داد ... اینبار موتور روشن شد و گودریک شروع به گاز دادن کرد و به طرف سکوی مقابل حرکت کرد.

تماشاچیان:

گودریک آنقدر سرعتش کم بود که نتوانست سکو را بالا برود و کله پا پایین افتاد.

داور اول: 0
داور دوم : 0
داور سوم : 0

گودریک که بسیار عصبانی شده بود ، بار دیگر سوار موتور شد و آن را روشن کرد. او یک بار دیگر فرصت داشت تا شانس خود را امتحان کند بنابراین شروع به گاز دادن کرد.

قرررررر .... قققققققققررر ....

تماشاچیان:

گودریک اینبار سرعتش آنقدر زیاد بود که از ورزشگاه خارج شد و بر روی استخر خانه ریدل فرود آمد.

-سلام ولدی جون

7 امتیاز محاسبه شد!
ظاهرش خوب بود، غلط نگارشی هم نداشت. اما محتواش از 7 ، 4 گرفت.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط رز ویزلی در 1390/3/21 22:10:04
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: باشگاه تفریحاتی وزارت خونه
ارسال شده در: پنجشنبه 19 خرداد 1390 21:11
نمایش جزئیات
آفلاین
جهت مسابقه

قارر قارررر قررررر

رز روی موتورش نشسته بود و منتظر بود تا نوبتش شود. مطمئن بود که همه ی مرگخوار ها دارند نگاهش می کنند.

- نفر بعدی: رز ویزلی!

رز در حالی که با دستان لرزانش گاز میداد از دور حرکتش را آغاز کرد. از تپه ی شنی که به منظور پرش ساخته شده بود بالا رفت و پرشش را اغاز کرد. سعی کرد گفته های مربی اش را به یاد آورد. دستانش را محکم گرفت و پایش را رها کرد. یکی دو معلق زد و روی سکوی طرف دیگر فرود آمد. باورش نمیشد. صدای تماشاچیان را می شنید. سریع با موتورش چرخ زد و رو به داوران قرار گرفت.

داور اول....9!
داور دوم...8
داور سوم... 10!!

صدای گزارشگر در محل مسابقه پیچید.

- با این امتیاز ها رز ویزلی به مرحله ی بعد صعود کرد! و حالا آخرین نفر در مرحله ی اول. اسپارتاکوس فیلیاس!

شخصی که اسپارتاکوس نام داشت آمد و پرشش را انجام داد. بدون معلق. داوران به ترتیب 5 و6 و 8 دادند. اسپارتاکوس به سختی به مرحله ی دوم راه پیدا کرد.

در مرحله ی دوم فاصله ی دو سکو بیشتر می شد. رز به شدت گاز داد . از روی سکو پرید و یک لحظه احساس کرد که در حال پرواز است. پس از فرود فریاد زد:

- چه حالی داد!

و به مرحله ی آخر صعود کرد. در مرحله ی آخر، باز هم فاصله بیشتر میشد. رز عقب رفت. چشمانش را بست و با تمام قدرتش گاز داد. خودش را سفت روی موتور گرفت. پرید اما فقط توانست خودش را به سکو برساند و با برخورد به لبه ی آن پایین بیفتد....

رز:

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

ارباب جان، جان جانان اند اصلا!




Re: باشگاه تفریحاتی وزارت خونه
ارسال شده در: شنبه 22 تیر 1387 17:41
نمایش جزئیات
آفلاین
داخل راهرویی که به باشگاه ختم میشد، جادوگران و ساحره ها ریز و درشت به صف ایستاده بودند و هر کدوم پرسشنامه رو در دست داشتند. سر این صف به اتاقکی می رسید که بالای آن با فونت درشته نوشته بود "دفتر گزینش".

داخل اتاق، تدی با امیدواری به شخص پشت میز نگاه می کرد که از یک طرف اما واتسون مشغول باد زدن او بود و در طرف دیگه رولینگ (شخصی که با تقلب کتابهای ویدا اسلامیه رو به اسم خودش در دنیا چاپ کرد و به پول و شهرت رسید) برای او میوه پوست میکند و در دهانش میگذاشت.

توحید ظفر پور: بذار ببینم جوابات تا چه حد درسته...

نقل قول:


1-در متن زیر رستوران ساعی چه نوع مکانیست؟
«شهر همدان يك شهر تاريخي و ديدني است توي همدان موزه و انواع آرامگاهها و غار عليصدر و يك رستوراني به اسم ساعي است»
1-فرهنگی-هنری
2-مذهبی-عقیدتی
3-تاریخی-اسلامی
4-فان
(شهری که دیدن داره و تاریخ داره و تازه موزه و آرامگاه در همه رقم و مدل داره و از اون بهتر غار داره که دامبل دوست داره پس رستورانش که بسی ساعی و کوشاست حتما" محل فان و صفاست! )

2-با در نظر گرفتن سوال پیشین،همدان چند رستوران دارد؟
1-یک رستوران
2-دو رستوران
3-ندارد
4-بیش از دو رستوران

(جواب این سوال محل ابهام است چون ممکن است چندین رستوران داشته باشد ولی هیچ کدام مثل آن رستوران، ساعی نباشند! )


3-کدام قسمت این جمله،خطای نگارشی دارد؟«لطفا اگر هر كس دوست داشت به شهر ما بياييد »
1-لطفا
2-لطفا اگر هرکس
3-لطفا اگر هرکس دوست داشت
4-لطفا اگر هرکس دوست داشت،به شهر ما بیایید؟

(این جمله همه اش محل اشکال است چون یا میهمان دعوت میکنیم یا نمی کنیم. اگر دعوت میکنیم که باید از خدا خواسته و بدون این همه منت کشی بیایند و چترشان را باز کنند. اگر نمیخواهیم دعوت کنیم پس این تعارف های بیجا دلیلی ندارد و تازه بیجا میکنند که دوست داشته باشند به شهر ما بیایید. )


4-زمان جمله ی اورده شده در تست قبل را مشخص کنید
1-حال
2-آینده
3-گذشته
4-همه ی موارد صحیح است.

(حال را عشق است و ما دوست داشتیم به همدان خواهیم روید. )

سوال مفهومی،(در راستای اینکه بدانیم هوش شما چقدر است)
5-معنای نظر خواهی در جمله ی زیر چیست؟

لطفا از من نظر خواهي كنيد از شهر همدان

(نظر خواهی به معنای نظر کسی را در مورد چیزی، کسی، جایی خواستن و معنای عوامانه ی آن همان آمار گرفتن است. یعنی آمار نعمتهای موجود در همدان را از من بخواهید. )



تدی:

T.Z: باشه بررسی میکنم... فعلا" هم خسته ام میخوایم با اما و جو یه تیریپ بریم ساعی. راستی من دانیل رو هم خیلی دوست می دارم. اگه ازش ایمیل داری سلام و آیدی منو بهش برسون!

تدی: چشم! خــیـــــــلی ممنونم!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: باشگاه تفریحاتی وزارت خونه
ارسال شده در: شنبه 22 تیر 1387 17:30
نمایش جزئیات
آفلاین
1-در متن زیر رستوران ساعی چه نوع مکانیست؟
«شهر همدان يك شهر تاريخي و ديدني است توي همدان موزه و انواع آرامگاهها و غار عليصدر و يك رستوراني به اسم ساعي است»
1-فرهنگی-هنری
2-مذهبی-عقیدتی
3-تاریخی-اسلامی
4-فان

جواب:

گزينه 5 ام خوردني-مردني

2-با در نظر گرفتن سوال پیشین،همدان چند رستوران دارد؟
1-یک رستوران
2-دو رستوران
3-ندارد
4-بیش از دو رستوران

جواب:

همدان اول يه رستوران داشت ، بعد پيشرفت كرد شد دو تا رستوران بعد زلزله بم اومد همه رستوراناش تخريب شد ، بعد دوباره شروع كردن به ساختن الان كلي پيشرفت كرده بيش از دو رستوران داره


3-کدام قسمت این جمله،خطای نگارشی دارد؟
«لطفا اگر هر كس دوست داشت به شهر ما بياييد »
1-لطفا
2-لطفا اگر هرکس
3-لطفا اگر هرکس دوست داشت
4-لطفا اگر هرکس دوست داشت،به شهر ما بیایید؟

جواب:

اگه گوينده تقبل هزينه سفر رو به عهده بگيره ما همه جوري باش راه ميايم چه خطاي نگارشي داشته باشه چه نداشته باشه.


نكته حالا حتما اگه كسي دوست داشته باشه ميتونه بياد ؟! اگه يكي مثل ما دوست نداشته باشه تنها باشه راش نميدين ؟!!!


4-زمان جمله ی اورده شده در تست قبل را مشخص کنید
1-حال
2-آینده
3-گذشته
4-همه ی موارد صحیح است.

جواب:

ما ترجيح ميديم مال اينده باشه.



سوال مفهومی،(در راستای اینکه بدانیم هوش شما چقدر است)
5-معنای نظر خواهی در جمله ی زیر چیست؟
لطفا از من نظر خواهي كنيد از شهر همدان

جواب:

آخي !! جونم !!

باب چقدر بيرحميد خوب از اين بچه يه كم نظر بخوايد كه اين جوري به خواهش تمنا نيفته.

___

حسن مصطفي پس از تكميل فرم نگاهي به هري و رون و هرميون كه كنار دستش بودند انداخت و برگه را به مسئول باشگا تحويل داد(در راستاي هري پاتر ي شدن)

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط حسن مصطفی در 1387/4/22 17:34:03
Re: باشگاه تفریحاتی وزارت خونه
ارسال شده در: شنبه 22 تیر 1387 04:50
نمایش جزئیات
آفلاین
چشمان جامعه ی جادوگری بر تلوزیون ها ثابت مانده،زیرا همگان منتظر ظاهر شدن تصویر وزیر بر آن هستند.
بنابر شایعات،قرار است وزیر در برنامه ی زنده ای که از جادوگر تی وی پخش میشود،پیروزی کودتا را اعلام نماید.

جیرینگ(افکت ظاهر شدن وزیر بر تی وی)
-سلام بر همه ی جادوگران عزیز
بنده وزیر هستم.اخیرا شایعه کردند که کودتایی بر علیه من صورت گرفته.دروغ است.دروغ است.
در راستای این شکلک و برای آنکه نشان دهیم هیچ اتفاقی در جامعه ی جادوگری نیوفتاده و همه جا در امن امان است و همچنین اثبات این نکته که کودتا شکست خورده،باشگاه تفریحاتی وزارت خانه راه میندازیم.

-دسترسی پنل نظارت دیگر اثر ندارد.
-وزیر بی حمایت،خجالت خجالت

وزیر:این صداهایی هم که میشنوید ؛مربوط به بچه هاییست که در زیر پنجره مشغول به گل کوچیک بازی کردن هستند.

خب...برای آمدن به باشگاه تفریحاتی وزارت،باید ابتدا جواب این تست ها را برای ما ارسال کنید:

1-در متن زیر رستوران ساعی چه نوع مکانیست؟
«شهر همدان يك شهر تاريخي و ديدني است توي همدان موزه و انواع آرامگاهها و غار عليصدر و يك رستوراني به اسم ساعي است»
1-فرهنگی-هنری
2-مذهبی-عقیدتی
3-تاریخی-اسلامی
4-فان

2-با در نظر گرفتن سوال پیشین،همدان چند رستوران دارد؟
1-یک رستوران
2-دو رستوران
3-ندارد
4-بیش از دو رستوران


3-کدام قسمت این جمله،خطای نگارشی دارد؟
«لطفا اگر هر كس دوست داشت به شهر ما بياييد »
1-لطفا
2-لطفا اگر هرکس
3-لطفا اگر هرکس دوست داشت
4-لطفا اگر هرکس دوست داشت،به شهر ما بیایید؟


4-زمان جمله ی اورده شده در تست قبل را مشخص کنید
1-حال
2-آینده
3-گذشته
4-همه ی موارد صحیح است.

سوال مفهومی،(در راستای اینکه بدانیم هوش شما چقدر است)
5-معنای نظر خواهی در جمله ی زیر چیست؟
لطفا از من نظر خواهي كنيد از شهر همدان



با تشکر از توحید ظفر پور به این دلیل که پروفایلش را در اختیار وزارت خانه قرار داد.

دیرینگ(افکت غیب شدن وزیر از تی وی)


واجب شد یه شفاف سازی بکنم.
تست های بالا از پروفایل یکی از کاربرهای محبوب سایت استخراج شده.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط رون ویزلی در 1387/4/22 4:54:22
ویرایش شده توسط رون ویزلی در 1387/4/22 4:57:40
ویرایش شده توسط رون ویزلی در 1387/4/22 17:09:12
[url=http://www.jadoogaran.org/modules/newbb/viewtopic.php?topic_id=3306&forum=9&post_id=197138#forumpost197138]به روی واژه ی Delete کلیک کرد تا خاطرات بد را از خانه های اندیشه اش پا
Re: باشگاه تفریحاتی وزارت خونه
ارسال شده در: پنجشنبه 13 تیر 1387 00:49
نمایش جزئیات
آفلاین
پرسی به خوشحالی به سمت یخچال مشنگی گوشه اتاق رفت و به تعداد نگهبان ها بطری نوشیدنی آورد.بطری ها سبز رنگ بودند و هنگام باز شدن بخار غلیظی ازشان بلند میشد.پرسی با خوشحالی بطری ها را به دست ماموریت داد و همگی با هم آنها را یک جرعه بالا کشیدند!:pint:

در وسط باشگاه همه چیز و همه کس به طرز کاملاً رولینگ پسندی در حال رقص و اواز بودند و هر چند دقیقه یک بار راز و نیاز هایی هم دیده میشد!:bigkiss:
فردی که روی سکوی وسط باشگاه در حال اجرای برنامه بود جایش را به خواننده دیگری داد.خواننده عجیب غریب شنل پاره سیاهی بر تن داشت و گیتار جادویی کلاسیکی هم از شانه هایش آویزان بود.با امدن وی بر روی صحنه همهمه حضار شدت گرفت.به طوریکه حتی دامبلدور هم لحظه ای از اتاق بیرون امد تا نگاهی به اطراف بندازد!

خواننده به سمت میکروفون رفت و بعد به طور غیر منتظره شروع به نواختن یکی از آهنگ های قدیمی خواهران عجیب کرد.جمعیت از شدت هیجان منفجر شد و راز و نیازها را دوباره از سر گرفت!
دامبلدور هم با لبخندی حاکی از رضایت به درون اتاق برگشت!
کمی جلوتر از در اتاق پرسی ویزلی کنار ماموران وزارت بر روی کاناپه ها دراز کشیده بود و تاخرخره در حال نوشیدن معجون های مختلف بود!

همه در خوبی و خوشی به تفریحات سالم خود ادامه میدادند که در دفتر کلوپ باز شد و مردی قوی هیکل وارد شد.گلگومات به طرف پرسی که کف زمین دراز کشیده بود رفت و گفت:هی پرسی.وزیر کجاست؟کارش دارم.

پرسی با سکسکه و گیجی فراوان گفت:توی اون اتاقه.با دامبلدور یه جلسه خصوصی داره!
گلگومات به طرف در اتاق رفت و بعد از در زدن پرسید:جناب وزیر میشه یه لحظه بیاین بیرون؟پیغام مهمی از طرف وزیر کشور همسایه رسیده!
آلبوس سوروس شروع به صحبت کرد اما دامبلدور حرف هایش را ناتمام گذاشت و گفت:جناب وزیر الان سرشون خیلی شلوغه.نمیتونه بیاد بیرون.به هرکی کارش داره بگو خودش بیاد اینجا!
گلگومات ب تعجب گفت:یعنی جناب وزیر،واقعاً بگم وزیر کشور همسایه بیاد به این کلوپ شبانه؟

آلبوس سوروس که در حال طبیعی نبود گفت:آره بگو بیاد همین جا پیشم.بنده خدا تازه وزیر شده مطمئنم دلش یه تفریح درست و حسابی میخواد.بگو با هیئت همراه هم بیاد تا حسابی از خودش و همراهنش پذیرایی کنیم!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: باشگاه تفریحاتی وزارت خونه
ارسال شده در: پنجشنبه 13 تیر 1387 00:02
نمایش جزئیات
آفلاین
آلبوس دامبلدور هر لحظه از پرسی دورتر می شد و به مأموران وزارت به قصد نزدیکی به آلبوس سوروس نزدیکتر می شد که ناگهان مأموران وزارت همچون گلادیاتورهای یونانی سپر هایی ایجاد کردند و دور آلبوس سوروس به صورت مکعبی شکل ایستادند و آلبوس دامبلدور که هر چه سعی می کرد وارد شود به سپر ها می خورد و نمی توانست وارد شود .

به گوشه ای از اتاق رفت و پس از تکیه دادن به دیواری و نشستن روی زمین شروع به گریستن کرد . آلبوس دامبلدور :

آلبوس سوروس که از پشت سپر ها آلبوس دامبلدور را می دید به مأموران زیر نظرش دستور داد که کنار بروند تا برود و او را از نزدیکتر ببیند .
... دستش را بر سر آلبوس دامبلدور کشید و گفت « ناراحت نبا ... » هنوز جمله اش تمام نشده بود که آلبوس دامبلدور مثل فنر از جایش پرید و دست راست آلبوس سوروس را که بر روی سرش بود را گرفت و گفت :
- آخ ، ایول ! گرفتم بیا بریم که همینجوریشم دیر شده .

آلبوس سوروس نگاهی چند مظلومانه به مأمورانش کرد و در حالیکه صورتش به سمت دوربین مرکز خبری پیام دیروز (؟!) بود ، به دنبال آلبوس دابملدور کشیده شد و به درون اتاقی رفت که پس از ورود آنها درش بسته شد .

پرسی ویزلی که خوشحال به نظر می رسید به سمت مأمورین وزارت رفت و گفت « فکر کنم اگه به ما بپیوندین بهتره ، از اینکه اینجا بیکار بشینین که بهتره » و نگاهی به آنها کرد و با اشاره ای آنها را به نشستن روی مبلها دعوت کرد . پرسی ویزلی :

مأمورین وزارت به سمت مبلمان راحتی ای رفتند که جلوی تلوزیون تعبیه (؟!) () شده بود و پرسی ویزلی لحظاتی پیش به آن اشاره می کرد .
پرسی لبخندی زد و دکمه ی پاوز (Pause) (؟!) را زد تا برنامه از روی استوپ در بیاد و به جریان بیفته ...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: باشگاه تفریحاتی وزارت خونه
ارسال شده در: چهارشنبه 12 تیر 1387 22:31
نمایش جزئیات
آفلاین
سوژه جدید !



- ها ... گلگومات مجوز آورد ! تو باید کارت رو سریعتر شروع کرد !

- مردکه بوقی ! بعده یه عمر بلند شدی یه مجوز بوقی آوردی دستورم میدی تازه ؟ بزنم شپلخت کنم ؟

- گلگو این چیزها نفهمید ! تو باید کارت رو شروع کرد ! اون هم زودتر !

-

گلگومات که خسته به نظر میرسید ، با عصبانیت به سمت میز رئیس سازمان حرکت کرد و حواسش هم به این نکته بود که طوری پاهایش را به زمین بکوبد که گرومپ گرومپ صدا کند باشد تا عصبانیتش بیش از بیش نمایان شود . با ناراحتی دستش را در بخشی ( ؟! ) از شلوارش فرو برد و کاغذ پوستی کهنه و تا خورده ای را بیرون آورد و بدون آنکه نگاهی به آن بیندازد آن را روی میزی که پرسی ویزلی پشت آن نشسته بود کوبید !

پرسی کاغذ پوستی را از مقابلش برداشت و با صدای بلند شروع به خواندن کرد :

- بنام وزارت اعظم و این چرت و پرتاشم که هیچی

وزارت سحر و جادو تصمیم گرفته است که شما که پذیرای ریاست سازمان ورزش و تفریحات جادویی بوده اید ، سریعتر فعالیت خود را در این بخش ها آغاز نموده و فعالسازی لازم را انجام دهید ... هووم بقیشم که چرت و پرت نوشته

هوووم ؟ ... امضا آلبوس سوروس پاتر ؟ چه خز و ارزشی !

و رو به گلگومات کرد و ادامه داد : خوب الان چیکار کنم ؟ صد بار گفتم که سرم شلوغه فعلا ! حالا همه وزارت بیکار نشسته تا من شروع کنم ؟

گلگومات چپ چپ نگاه کرد و گفت : بله ! ما میخوایم همه وزارت همزمان کار کنه !

پرسی : خوب بابا ! شروع میکنم ! به زرزوس پاترم بگو اینو ! ضمنا ، قرار بود مجوز فعالیت شبانه سازمان تفریحاتی رو برای من بیاری ، چی شد ؟

- گلگومات اون رو هم آورد ! و باری دیگر دست در پشت ! شلوارش کرد و کاغذ نسبتا بزرگی را بیرون آورد و مقابل پرسی قرار داد . پرسی که این بار مشتاق تر به نظر میرسید ، کاغذ را باز کرد و شروع به خواندن کرد :

پرسی ویزلی عزیز ، رئیس محترم سازمان ورزش و تفریحات جادویی ، به تقاضای شما بابت دریافت مجوز فعالیت های شبانه سازمان تفریحاتی وزارت رسیدگی شد . این کاغذ پوستی مجوز شما برای فعالیت در آن بخش خواهد بود . امید است که موفق باشید .

پیوست : قوانین رئیس بخش
- کلیه فعالیت ها بعد از ساعت 3.5 شب متوقف بشود .
- برای فعالیت های بیناموسی بخشی مجزا در نظر گرفته شود و در عموم فعالیتی در این راستا انجام نشود .
- در راستای فعالیت های شبانه ، به صورت مرتب دستشویی های عمومی و خصوصی چک شوند .
- ...

دست از خواندن کشید و نگاهی به تعداد زیادی از عناوینی که تحت قوانین فعالیت های شبانه ذکر شده بود انداخت و رو به گلگومات گفت : هووم ، ممنون از بابت این مجوز ، این قوانین هم از نظر من رد هست ! من برنامه های خودم رو دارم .




نیمه شب - باشگاه تفریحاتی وزارت سحر و جادو


دووپس دووپس گووپس گووپس - دستاتونو بکنید بالا پایین ... خوب صدامو همه دنیا دارید ... ما چرا اینجاییم ؟ ده واسه رقصیم ... حالا سی دیو در بیار از لباس شخصی ... بزار تو ضبط و تو ولوم بده ... اگه خالی بستم واست تو لوم بده !

- آهان آهان ... ایول ایول ! تو میتونی سعیتو بکن !

- آهان آره داره میشه ... واو !

- ای بابا چرا اینطوری آخه ؟ بدبخت به بوق رفت که ، آرومتر باب !

- هوووووی ...


پرسی و آلبوس در دفتر مدیریت باشگاه نشسته بودند و غرق در تماشای فعالیت دوست داران تفریحات سالم ( ) شده بودند که تعداد زیادی از افراد شنل پوش وارد دفتر شدند و در حالی که چوبدستی هایشان را در حالت آماده باش قرار داده بودند وزیر سحر و جادو را همراهی میکردند .

آلبوس سوروس : ببینم پرسی ! فکر میکنم توی مجوزی که دادم برای باشگاه ذکر کرده بودم قوانین فعالیت شبانگاهی رو ! فکر میکنم خواسته بودم که فعالیت های بیناموسی به حداقل خودش برسه ! و نگاهی به دختر پسر هایی که همراه با آهنگ به راز و نیاز میپرداختند انداخت و ادامه داد : اینطوری ؟!

- هووم ، به نظرم که مشکلی نداره جناب وزیر ! از این دیگه حداقل تر ؟ نگاه کنید ، بدبختا اصلا روشون نمیشه به هم نزدیک بشن !

« دوربین مجددا به سمت افرادی که در حال رقص ؟! بودند چرخید ، دشوار بود تشخیص اینکه به هم نزدیک شده اند ، یا از بدو تولد به هم متصل بوده اند ! »

و ادامه داد : بله داشتم میگفتم ! دیگه از این حداقل تر نمیشه ! پروفسور دامبلدور نظره شما چیه ؟

دامبلدور :

آلبوس سوروس : :no:

دامبلدور :

آلبوس سوروس : من ؟ اصلا فکرشو نکن !

دامبلدور : اوهوم

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرسی ویزلی در 1387/4/12 22:32:54
چای هست اگر مینوشی ... من هستم اگر دوست داری
Re: باشگاه تفریحاتی وزارت خونه
ارسال شده در: جمعه 14 دی 1386 23:30
نمایش جزئیات
آفلاین
کالين به اولين نفري که براي ثبت نام در تور تفريحي آمده بود خيره شد و گفت:ميشه 100 گاليون!
تد که چيزي نمانده بود فرياد بکشد گفت:چي هم پول بديم هم جون بديم!...گرچه ما هر جا آسلام بگويد مي آييم!
کالين که از آسلامي بودن تد مشعوف گشته بود با خوشحالي گفت:آه که آسلام تو را ياري کند...حال که اينقدر مريد آسلام مي باشي...اين سفر براي تو و مريدان آسلام مجاني مي باشد...همانا باشد که سر فراز باشي!
تد نگاهي به اطراف انداخت و وقتي متوجه خلوت بودن دور و برشان شد به آهستگي پرسيد:ميشه از بزنامه تور پيچوند رفت صفا؟
کالين با همان صداي آهسته که به سختي قابل شنيدن بود پاسخ داد:بلي ولي آنجا قزوين است وبسيار خطرناک و عواقب آن بر عهده خودتان مي باشد...
صداي در شنيده شد و ريشي از ميان آن هويدا گشت...مرلين به طرف ريسپشن دسک که در آن ثبت نام صورت ميگرفت نزديک مي شد...
کالين با شعف فرياد کشيد:مرلينا خوش آمديد آيا ميخواهيد ثبت نام کنيد؟
مرلين نگاهي به سر تا پاي کالين انداخت و گفت:من ثبت نام نميدونم چي بود...اگه خوب بود ثبتم کن ولي قبلش به من بگو دابليو سي از کدوم طرفه؟
گراپ پاسخ داد:دابليو سي بود اونو...همون ور که بوي خوب داد که گراپ دوست داشت
کالين با عصبانيت گفت:از من پرسيد!قبول نيست
گراپ با قيافه اي مظلوم جواب داد:کالين ديگه گراپ دوست نداشت!!
کالين به سرعت به آغوش گراپ شتافت:آه من بسيار تو دوست داشت...
گراپ:
مرلين:
تد نيز که به مشکل مرلين دچار گشته بود گفت:ببخشيد گفتيد دابليو سي از کدوم وره؟
(ادامه)
------------------------------------
خوب همانا خارج از پست از اين به بعدد اگر پستي ميزنيد...سعي کنيد به صورت رول باشه...من جواب رو اينطوري دلادم که از اين به بعد رول بخوره

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
هوووم امضاي آفتابه اي بسته!
[b][color=996600]
بينز نامه
بيا يا هم به ريش هم بخنديم...در سايتو واسه خنده ببنديم
بيا تا ريش ها ب
Re: باشگاه تفریحاتی وزارت خونه
ارسال شده در: جمعه 14 دی 1386 12:25
نمایش جزئیات
آفلاین
ما اردو میخوایم!
ما به هر جا آسلام بگوید به اردو آئیم!
ببخشید حتما" باید همه اش طبق برنامه تور باشه یا میشه وسطش بعضیاشو پیچوند و خودمون بریم صفا؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده