-آلبوس راستشو بگو...هدویگو چی کار کردی؟!
آلبوس در حالی که به شدت تحت فشار قرار گرفته بود کمی فکر میکنه ولی بعد میبینه که فشارها مانع از تمرکزش میشن!
آلبوس: حالا چی شده مگه؟
....یه هدویگ دیگه میخریم!!مینروا: با پول بابات یا پول عمت؟
آلبوس: نمیدونم...ولی به نظر من چیز مهمی هم نبود!
آنیتا در حالی که پاهاش رو روی زمین میکوبه و گریه میکنه هم زمان قیافه ای حق به جانب برای آلبوس گرفته و هم زمان هم خودشو برای مامانش لوس میکنه و در همون لحظه شروع میکنه به مسواک زدن و موهاشو درست میکنه و آرایش میکنه و با دراکو تلفن صحبت میکنه!!!
دامبلدور: دخترم لطفا بس کن...از تو بعیده این حرکات فوق ارزشی!...تو مثلا دختر آلبوس دامبلدور کبیری!....نباید مثل ولدی کچل صغیر باشی که!!
آنیتا: نمیــــخوام!...من هدویگو میخوام...میخوام برای یکی نامه بفرستم!دامبلدور: اهه...نامه؟...برای کی کی؟
در یک حرکت کاملا از قبل تمرین شده(!) زنگ خونه زده میشه...به این صورت:
زینننننننننگ!
آلبوس بازیش میگیره و در یک لحظه میخواد سعی کنه که ارزشی بازی رو به حد اعلای خودش برسونه....
آلبوس: کیه کیه در میزنه درو با لنگر میزنه؟!!
-منم منم وزیر سابق مردمی...شایدم وزیر مردمی سابق....به هر حال اومدم دخترتون رو ببرم!
آلبوس در همون لحظه میخواد بره به حرکات خودش ادامه بده و دستهای وزیر مردمی رو چک کنه که یه موقع خدایی نکرده دزدی چیزی نباشن، ولی مینروا میزنه رو دستش و از حرکت بازمیدارتش(فعلی زیبا در باب جملات قصار دومبولیسمی!)
آنیتا در همون لحظه به حرکات فوق ارزشی خودش خاتمه میده و مثل دخترای تازه عروس شده بدو بدو میره پیش شوهرش!!
(خاله بازی مدرن یا خاله بازی اصیل؟!....مسئله این است!)آنیتا: سلام گلـــــم!!!....میدونم اومدی منو از این خونه ی لعنتی نجات بدی!
وزیر: سلااااااااام!
در یک لحظه ی انتحاری وزیر سابق به آغوش گرم خانواده ی دامبلدور وارد میشه!(چیه؟...میخواستی بگم به آغوش گرم آنیتا وارد میشه؟...عمرا!
)وزیر: سلام بابا!...دستم به دامنت!
دامبلدور: چی شده دوماد گلــــــــــــــم؟!
وزیر: مادرم به کلیه احتیاج داره گروه خونش هم اُ منفیه!
دامبلدور: خب من چی کار کنم؟
وزیر: خب شما هم گروه خونیتون اُ منفیه دیگه!...بیاین به مامان من کلیه بدین!
دامبلدور: چی؟...تو از کجا میدونی گروه خونی منو؟...من کلیه بدم به نارسیسا؟...ولی من...من...کلیمو.....خاک تو سر بدشانسم کنن!!!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج

)
درامده بود و سوسک روی زمین پهن شد و مایعاتی از درونش به بیرون زد .
حالا ولش مهم نیست...فقط به کسی نگین من دارم به عمو ولدی کلیه میدم ها!

اه ..چقدر خز شد...!!!!
الکتو جان قبلا اسموت شده ...ده بابا ولش کن
نه باید اسموت بشه ولم کنیـــــــــــــــــد
من نمی دونم چرا لرد برای خودش محافظ نمی گیره
تولد منه امشب آلبوس جون؟