خوب قبل از هر چيز جناب بليد من خودم زبون دارم...مرسي که از من دفاع کردي ولي بايد جواب آرشام رو خودم بدم!مي خواستم اين پست رو ديشب بزنم ولي سايت خراب شد خوشبختانه سيو کرده بودم!
واقعا برات متاسفم آرشام!نقل قول:
اين سري براي گريه كردن واقعا دستمال كم آوردم...مجبور شدم از تي شرتم استفاده كنم.
خوب نيست پسر به سن و سال تو گريه کنه!
نقل قول:
صلا دوست نداشتم پست تخريبي بزنم....ولي ملتي كه ميخواهيد اين مظلوم را بشناسيد،حتما پستم رو بخونيد.
حالا که زدي ولي به نظرم فقط خودتو تخريب کردي
نقل قول:
بريد و اين پست رو بخونيد....كجايش توهين آميز بود؟...براي من نقل قول كنيد شايد درس ادب بگيرم.
خوب اولين درست قول بده خوب يادش بگيري!
نقل قول:
ن به خاطر باقالی از انتخابات کنار نکشیدم که الان به باقالی راضی باشم
خوب من تو جوابم که همون نزديک پستت خورده اين جملتنو کاملا ناديده گرفت...اين يعني من باقالي هستم؟...ممنون آقاي با ادب!
و اما دومين درست!
نقل قول:
کالين گفته
ببين پسر خوب آيا من جزو اين آدما مثل آرشام اينا نيستم؟...نکنه غرور پيدا کرده بلاشين من با همه اين چيزايي که هستم فقط کالين بودن خودمو قبول دارم...بارها اين حرف رو از من شنيدين..شاخ بودن اصلا به من ميخوره...فراموش کردين من تو ميتينگ ها ميومدم و چه جوري منو معرفي مي کردين!!!"کالين کبير!!!!"و من چه جوري جوابتونو مي دادم...هميشه ميگفتم تو رو خدا اينجري نگين...اين يعني من احساس شاخي دارم؟...به خاطر دوستي بوده که وزارت من مونده؟
بعد شما پاسخ دادين
نقل قول:
واقعا گریه کردم در هنگام خوندن این چند خط.باب چرا به کالین مظلوم زور میگید؟...دلتون میاد؟
خوب من چون نميخوام دوباره نويسي کنم ميتونين به پستي که با آرشام جواب دادم....ونحوه جواب دادنم مراجعه کنيد...که متاسفانه دومين درسشو ياد نگرفته و بازم در اول پست بالا تکرارش کرده!
خوب حالا که درسات تموم شد ميريم سراغ مورد بعدي...
نقل قول:
ميبينيد كه اسم من در ميان اين افراد نيست.اما در پست بعدي كالين،اسم من هم وارد ميشه.در حاليكه بنده در فاصله ي زماني اين دو هيچ پستي نزدم.
خوب اگه يکم بهمون پست و آخر پست خودت نگاه کني که نوشتم مسعود شستشوي مغزي داده شده(اما دليل اين حرفمو بهت بعدا ميگم مسعود جان)...اسمت برده شده!...حداقل يه بار پست رو مي خوندي بعد اين حرف رو ميزدي
نقل قول:
اين نشون ميده كه كالين عزيز داره مسائل خارج از سايت رو ميكشه وسط...منم مجبور ميشم جوري بنويسم كه عده ي خاصي متوجه حرف هايم شوند.
هرچند ممكنه سينا منو بي جنبه بدونه...يا مثلا به اين فكر كنه كه خيلي جو گير شدم اما بايد رك و پوست كنده حرفام رو بيان كنم(دلايلش رو بعدا براي خود سيريوس شرح ميدم تا بدونه):
اگر ذره اي فكر ميكردم كه دوستي به نام ميلاد دارم،همينك آن ذره را به درون لجن مياندازم.
از قديم ياد گرفته ام كه با چند دسته رفاقت نكنم
1-افرادي كه بي منطقي را در پس منطق مخفي ميكنند
2-افرادي كه ظاهر و باطنشون با يكديگر متفاوته
3-افرادي كه سعي ميكنند با تيريپ دپرس برداشتن و اشك ريختن و ابراز پشيماني و ... بر حس ترحم ديگران تاثير گذاشته و اشتباهات خودشون رو مخفي كنند
4-افراد دروغگو
متاسفانه حال كه مدتي از رفاقتمون گذشته،ميبينم كه هر چهار گزينه رو داري...خدا رو شكر كه دوستيمون در حد همون ميتينگ ها موند.
متشکر که به من توهين کردي و و دوستي تو با من تو لجن انداختي...اما من از همون پست اول خودمو ديگه دوست شما حساب نکردم...حالا انداختيش تو لجن چي کار کنم...
واقعا چه چيزايي ياد گرفتي...اي ول هميشه بهشون عمل کن...مرسي که بعدش به من تهمت و افترا زدي ايشالله که مي توني ثابتشون کني...اگه نميتوني من به شدت بهت اعتراض دارم و اميدوارم به خاطر توهيني که به من شده مديران بلاکت کنن
من هم خدا رو شکر ميکنم که با فرد مودبي مثل شما در حد ميتينگ ها دوست بودم
نقل قول:
ر صحبت هاي ليلي اوانز بي ادبي نديدم...اگر هست،نقل قول كن
چشم ليل اوانز پس از پستي اعتراض آميز و پر از تيکه هاي جالب که به من در انتقاد و پيشنهاد با مديران انداختن و من کاملا منطقي جوابشونو دادم در پست زير پروفسور کويريل...سوال چهارمشون فقط به قصد تخريب شخصيت من زده شده بوده و اين بدتر از توهينه!...اگر باور نمي کني مي تونيد پس از خوندن پست ربط سوال چهارم با کل پست رو بررسي کنيد...همچنين توصيه مي کنم که جواب منم به ايشون بررسي کنيد...
نقل قول:
خودم هم كه فقط يك پست زدم و آدرسش را پيشتر ذكر كردم...بي ادبي هاي آن يك پست مرا نيز نقل قول كن.
فکر کنم اين کارو انجام دادم مسعود جان!
نقل قول:
گر نقل قول نشود،ميتوان نتيجه گرفت كه برادر كالين ما داره خالي ميبنده.اما بنده آدمي نيستم كه از كنار خالي بندي بگذرم.
بيا و بي ادبي ها را نقل قول كن(بي ادبي هاي مربوط به من اولويت دارد...بعدش اگر حسش رو داشتي بي ادبي هاي ليلي اوانز رو نقل قول كن)...فكر كنم تفسير بنده از بي ادبي چيز ديگريست.
خوب پس نقل قول شد و خوشبختانه من مورد چهاارمي که شما براي دوست نشدن با افراد بيان کرده بودين رو ندارم...ولي شما گفتين من از کنار خالي بندي نمي گذرم...من از کنار توهينات شما چطور بگذرم؟
خوب فکر ميکنم در مورد نقل قول بي ادبي هم مال شما رو اول گفتم...و اگه تفسيرتون از بي ادبي خداي نکرده فحش دادنه يادتون باشه ما توي يه سايت فرهنگي هستيم و فحش معمولا نميدهيم!
خوب اما حالا نقل قول هايي که کردي
نقل قول:
من گفتم:...اين اصلا يعني ادب نداري و شعور هم نداري
نقل قول:
شما که گفتي:حيف كه بزرگتري...وگرنه بيست خط جوابت رو ميدادم...خوراكم آموزش شعوره.
اولا که من اين حرفم مستقيما با پرسي بوده که به اعضا توهين کرده به شما نبوده...دوما چرا بزرگتر...آدم از هر کسي ادب و شعور ياد بگيره خوبه...از قديمم گفتن ادب از که آموختي از بي ادبان!(که البته توهين نشه ها ولي من هم تو پست قبلتون هم تو اين پستتون مورد بي ادبي زياد ديدم)
نقل قول:
من گفتم: ضمنت به هيچ وجه دوستهايي امثال مسعود که نميدونم چرا اينجوري حرف زده به نظرم شستشوي مغزي شده
شما گفتين:
نقل قول:
چه جوري حرف زدم؟....كدوم پست من نشون ميده كه بد حرف زدم؟...اي لعنت بر ذات هرچي انسان خبرچينه...اما من نميترسم ميلاد جان...هر حرفي زدم عين حقيقت بوده.حاضرم پاش وايسم...از اين به بعد حرفهاي زيادي از من به گوشت ميرسه...
در ضمن با اون تيكه ي آخر پست سيريوس به شدت موافقم....
متاسفانه(خوشبختانه) آنتن هات خوب عمل ميكنند و به درستي حس تنفري كه نسبت بهت دارم رو برات بيان كردن.
ايكاش منم شش هفت تا آنتن داشتم.
خوب اين که چه جوري حرف زدي خيلي مشخصه در اين دو پست...من فکر نميکنم کسي چيز ديگه اي فکر کنه غير از خودت...انسان خبر چين مسعود جان؟....من با شما 45 دقيقه صحبت نکردم...و شما فرمودين نميودنم چرا ميلاد فکر ميکنم ميخواي مخ منو بزني و دوست مشترکمون که خودتم مي دونستي در جريان بحثه برگشت به من گفتو و من هم به خودت گفتم که بچه ها بهت گفتن من مخ زن حرفه اي هستم اونم پشت سرم و مخ زدنم حرف نداره و شما حرف منو تاييد کردي با جمله من دقيقا فکر مينم که ميخواي مخ منو بزني...البته بحثمون راجب رول بود ولي توهينات براي من جالبه...من فکر مي کنم...تو جريان هستي!!!واقعا ممنون...خوب پس پاي حرفت وايستا که به من گفتي باقالي و به من توهين کردي منم از مديران ميخوام به شدت رسيدگي کنن..با اينکه خودم به سايت برت گردوندم!....خدا رو شکر هميشه سعي کن پشت سر من حرف بزني ولي بيشتر از من خودت آسيب مي بيني پسر خوب...
خوب اما در مورد تيکه آخر پست سيريوس...اولا که من از سيريوس هيچ ناراحتي ندارم...خوب بنده خدا تو جريان قضيه نيست...اما در مورد قضيه من دوبار بيشتر نديدمش بک بار توي نمايشگاه کتاب که خريد مي کرديم و دفعه بد که نمايشگاه نقاشي داشتن اومدن تهران که با هم رفتيم فرحزاد که نزديک نمايشگاه نقاشي بود و بعدشم رسوندمشون ترمينال جنوب که برن شيراز!و فکر نمي کنم تو اين دودفعه هم بدي بهشون کرده باشم!!!!...ضمنا ما هيچ سنمي با هم نداشتيم پدر مادر من اصلا ايشونو نمي شناسن
و من هم يه بار به دليل اينکه ايشون راجب من با مادرشون صحبت کرده بودن به مادرشون سلام رسوندم بعدش الان نزديک دوماه هست که بينمون بهم خورده....تو اين دوماه هم ايشونو ناظر ايفاي نقش کردم با مشورت پروفسور کوييريل...نه تو پستام خوردش کردم...هيچ کسم بر عليه اون نشوروندم...دليل رفتنم هم ايشون نبوده همه شما با هم بودين که پرسي مزيد علت شد...و به شخصه شنيدم از همه، نه فقط يک نفر که خيلي ها فکر مي کنند ما نامزد بوديم...من نميدونم چرا اين حرف پخش شده...در صورتي که اينطوري نبوده....ما با هم نامزد نبوديم...نامزدي مراسم ميخواد...نامزدي موافقت پدر مادر مي خواد...و هزار چيز ديگه يه دوستي بود مثل خيلي هاي ديگه که بهم خورد...اينجا جاش نيست...اما بيان کردم که اينقدر به اين مورد گير ندين!چون جواب ايشونم من به طور منطقي دادم و وقتي که پرسي اينجوري پست زد از سايت رفتم...
خوبه که نسبت به من تنفر داري...خدا دلتو ايشالله بالاخره يه روزي خالي و تو رو شاد ميکنه....
خوب اولا که اين توهين آنتن...من نسبت به دوستم وفادار بودم...اونا هم چيزايي که ميشنون رو به من مي گن سعي کن که يه مورد به کسايي که دوست داري اضافه کني...اينکه وفادار باشي!
اما فهميدم که تو چتر باکس زدي که خوشحالي از سايت رفتم...اگه درسته...خوشحالم که خوشحالي و فکر ميکنم از اينکه از سايت بري به خاطر توهينات ناراحت ميشي هر چند ناراحتيتو نميخوام ولي ميخوام مديران شديدا برخورد کنن!همچنين اگه من برگشتم اميدوارم ناراحت نشي...چون با همه دوستاني که ميخوان برگردن شايد به سرم زد و برگشتم...من عذر ميخوام اگه ناراحت ميشي!