واق واق (من دوباره آمدم ! برای جادوگران، برای ایفا!
)
مدت زمان عضویت در بخش ایفای نقش (به ماه یا سال):
دوازده سال و خورده ای
شرح "سوابق اجرایی-خدماتی /فعالیتهای آزاد" قبلی در وزارت سحر و جادو یا مجموعههای وابسته (آزکابان و موزه)
فنگ در دولت ملعون و همیشه محکوم به شکست آرسینوس جیگر نزول اجلال نمود و کارگاه افتخاری و ویژه بود و در ماموریت هایی هم شرکت داشت اما همیشه خود را منتقد دولت معرفی می کرد و صرفاً خدمتش را محدود به حفظ امنیت جامعه از کثافت کاری های دفتر وزیر وقت می دانست. به گواه شاهدان و مرکز آمار جادوگران، فیش حقوقی وی در آن زمان صفر بوده است. پیش ازدولت جیگر، متاسفانه با تهمت ناروا و ساختگی کودتا در زمستان دولت مورفین گانت مواجه بود. چون همه وی را به عنوان خادم ملت می شناختند، تصمیم گرفت به جای گانت فراری، در جایگاه وزیر موقت و رئیس ارتش مقتدر و mokhless وزارتخانه وارد عمل شود تا مبادا جامعه به یغما رود. او همچنین ریاست ستاد برگزاری انتخابات وزارت سحر و جادو در دوره های یازدهم و نهم را بر عهده داشت. در گذشته های دورتر، وی کاندیدای انتخابات وزارت سحر و جادو در دوره پنجم هم بود اما با دسیسه و آستاکبار مدیران وقت و تقلبی آشکار و فراگیر، چون اون موقع هنوز خرش جایی نمی رفت، صحنه رقابت و کلاه وزارت را تسلیم آلبوس سوروس پاتر کرد.
شرح "سوابق برجسته/خدمات نظارتی-مدیریتی" در انجمنهای ایفای نقش:
فنگ همواره چهره ای در سایه بود. او هیچ گاه نمی خواست ریا شود و دشمنان به استعدادهای شگرف و بی انتهای وی حسد بورزند تا چشم هایشان بترکند یا فلان نواحی بسوزد چون طرح جامع بیمه جادوگران تصویب نشده بود و کلی پول عمل چشم ملت یا پروتز صندوق عقب می شد و با توجه به تورم صد درصدی کاری عاقلانه نبود. اما مردم بلاخره باید می فهمیدند او خدماتی هم داشت و فقط یه توله سگ ایدزی پاچه گیر نبود. وی رئیس شورای عالی ویزنگاموت (دامت برکاته - شیر رودولف ریخته شد دهنش! منحل شد!) بود. سالها قبل در ترمی که مدیر مدرسه آن را به حال خود رها کرد، عاشورایی وارد صحنه شد و معاونت مدرسه هاگوارتز را بر عهده گرفت و اجازه نداد اساتید شورشی محیط روحانی و پاک مدرسه را به بوق بکشند. فنگ بسیار باهوش بود و تبحر خاصی در مچ گیری هم داشت و سنسورهای این جانور به صدم ثانیه هم حساس بودند. در نتیجه به خاطر این اخلاق گندش، وی به مدت دو ترم به عنوان بازرس عالی رتبه هاگوارتز به خدمت گرفته شد تا یک صدم ثانیه تاخیر در تدریس اساتید را هم حساب کند. شایان ذکر است که او عهده دار کرسی استادی هاگوارتز در عناوینی همانند جادوی سیاه فوق تخصصی، دفاع در برابر جادوی سیاه، تاریخ جادوگری و طلسم ها و وردهای جادویی بود. سالها قبل ترش هم وقتی دید پروفسور خالی باف به جایی رسیده، با خود گفت که وقت عمل و رقابت سالم در دهکده جهانی ست و به عنوان شهردار لندن منصوب شد. در شهرداری حجم کثافت کاری ها حتی از دولت جیگر هم بیشتر بود و علیرغم بهره گیری از انواع محصولات پاکسان، داروگر، پرژک و خاله رویا جهت تطهیر فراگیر، ناچاراً با احساس شکست تن به استعفاء داد و به عنوان سوپور زحمتکش کوچه دیاگون در لباسی مبدل مشغول به خدمت شد. جریان اپوزیسیون در دیاگون بسیار فعال بود و فنگ دید که این ملت فهیم جادوگری باید پشتوانه مالی محکم داشته باشند. در نتیجه طرح ساکنان دیاگون را با همکاری بانک گرینگوتز به جریان انداخت اما گرینگوتز در آن زمان درگیر اختلاس های سنگین از طرف سران وزارتخانه بود و این طرح پس از مدت کوتاهی به دلیل فقدان پشتوانه مالی شکست خورد. فنگ بسیار شاکی شده بود. فساد فراگیر بود و جایی نبود که درگیر چنین موضوعی نشده باشد. وی سر به کویر لم یزرع گذاشت تا خود را با خشک روزگار بشورد اما خط رو خط شد سر از دهکده هاگزمید در آورد و در آنجا ملت فهیم و سپاسگزار فنگ را شناختند و او را به عنوان دهدار منصوب کردند. به دنبال رکود کار و کاسبی ملت در دهکده که ناشی از فساد فراگیر دولت و واردات کالای غیرضروری از اوگاندا بود، او افسرده شد و چند مورد خودکشی ناموفق با خلال دندان و قاشق پلاستیکی داشت. در نهایت پس از پستی و بلندی های فراوان، دفتر دهداری را به مقصد درون قلعه هاگوارتز ترک گفت و جهت تجدید روحیه، تصمیم گرفت با دانش آموزان سر و کله بزند بلکه روحیه اش تغییر نماید. مدیر وقت مدرسه او را به عنوان مرشد تالار خصوصی اسلیترین برگزید و وی شروع به ارشاد اسلیترینی ها کرد اما کارشکنی ها و دخالت و تحمیل گرایش از طرف هواداران فردی که نباید نامش را برد باعث شد او مجدداً به لندن باز گردد تا کل وزارت سحر و جادو را با خاک یکسان نماید و امپراطوری جدید و مقتدری تاسیس کند اما در میانه راه بچه های خوش قلب ققنوس وی را دیدند و صندلی ریاست محفل ققنوس و ریش دامبلدور را به او پیشنهاد دادند. فنگ لبیک گفت اما همه فلنگ را بستند و او با فاوکس تنها ماند. بنابراین به همراه ققنوسش با هم خودسوزی کردند و به کالبد سگی قبلش بازگشت. توجه داشته باشید فنگ در شرح این حوادث زمان ها را قاطی کرده و در این بین جهت نفوذ بر انسان نژادپرست، بارها در چهره انسان های مختلف وارد صحنه شده بود.
شرح برنامههای آینده خود برای وزارت سحر و جادو و مجموعههای وابسته:
× استفاده از حمام کثیف و بی ناموسی مختلط وزارت به عنوان بروم واش (Broom-wash) معادل همان کارواش خودمون
× تبدیل زندان آزکابان به موزه عبرت و محلی شاد و توریستی جهت تخلیه انرژی جوانان از طریق پرتاب گوجه و تخم مرغ به سر و صورت مجرمین
× پلمپ کردن موزه وزارتخانه (کمی زوده برای موزه وزارتخانه. خود بنده کلنگ این ساختمان رو زدم خودم هم امید به داگلین، تخریبش میکنم. تازه تاریخ میخواد از اینجا شروع بشه)
× ادغام ویزنگاموت و دیوان عالی جادوگری با وزارت سحر و جادو (همه اینها میرن زیر مجموعه ما)
× احیای آئین باستانی اهدای مدال های رنگارنگ مرلین (و داگلین)
× بازگشایی مجلس
× تبدیل مدرسه هاگوارتز به مهد کودک
× تدوین حکم جهاد و اعلام جنگ علیه سایت های کذایی دمنتور، افسانه ها، آکادمی فانتزی، و کلا همه فانتزی ها!
× برگزاری صدها کنفرانس و کنگره بین المللی
× ایجاد و نامگذاری مناسبت ها و اعیاد مندرآوردی و شاد جهت برپایی بساط شادی ملت
× ایجاد سامانه JMDb جهت رده بندی کیفی و سنی فیلم ها و سریال های اکران شده در هالی ویزارد و جادوگرTV
...
و میلیون ها برنامه دیگر که به طور مفصل در ستاد انتخاباتی ام به آنها خواهم پرداخت.
شعار انتخاباتی:
و خطا هم کردیم! و من تصدیق می کنم که خطا کردیم. هم ما خطا کردیم، هم دولت خطاب کر...ئه... خطا کرد، هم شورای چیز خطا کرد؛ همه ما خطا کردیم.
همه ما خطا کردیم
)مدت زمان عضویت در بخش ایفای نقش (به ماه یا سال):
دوازده سال و خورده ای
شرح "سوابق اجرایی-خدماتی /فعالیتهای آزاد" قبلی در وزارت سحر و جادو یا مجموعههای وابسته (آزکابان و موزه)
فنگ در دولت ملعون و همیشه محکوم به شکست آرسینوس جیگر نزول اجلال نمود و کارگاه افتخاری و ویژه بود و در ماموریت هایی هم شرکت داشت اما همیشه خود را منتقد دولت معرفی می کرد و صرفاً خدمتش را محدود به حفظ امنیت جامعه از کثافت کاری های دفتر وزیر وقت می دانست. به گواه شاهدان و مرکز آمار جادوگران، فیش حقوقی وی در آن زمان صفر بوده است. پیش ازدولت جیگر، متاسفانه با تهمت ناروا و ساختگی کودتا در زمستان دولت مورفین گانت مواجه بود. چون همه وی را به عنوان خادم ملت می شناختند، تصمیم گرفت به جای گانت فراری، در جایگاه وزیر موقت و رئیس ارتش مقتدر و mokhless وزارتخانه وارد عمل شود تا مبادا جامعه به یغما رود. او همچنین ریاست ستاد برگزاری انتخابات وزارت سحر و جادو در دوره های یازدهم و نهم را بر عهده داشت. در گذشته های دورتر، وی کاندیدای انتخابات وزارت سحر و جادو در دوره پنجم هم بود اما با دسیسه و آستاکبار مدیران وقت و تقلبی آشکار و فراگیر، چون اون موقع هنوز خرش جایی نمی رفت، صحنه رقابت و کلاه وزارت را تسلیم آلبوس سوروس پاتر کرد.
شرح "سوابق برجسته/خدمات نظارتی-مدیریتی" در انجمنهای ایفای نقش:
فنگ همواره چهره ای در سایه بود. او هیچ گاه نمی خواست ریا شود و دشمنان به استعدادهای شگرف و بی انتهای وی حسد بورزند تا چشم هایشان بترکند یا فلان نواحی بسوزد چون طرح جامع بیمه جادوگران تصویب نشده بود و کلی پول عمل چشم ملت یا پروتز صندوق عقب می شد و با توجه به تورم صد درصدی کاری عاقلانه نبود. اما مردم بلاخره باید می فهمیدند او خدماتی هم داشت و فقط یه توله سگ ایدزی پاچه گیر نبود. وی رئیس شورای عالی ویزنگاموت (دامت برکاته - شیر رودولف ریخته شد دهنش! منحل شد!) بود. سالها قبل در ترمی که مدیر مدرسه آن را به حال خود رها کرد، عاشورایی وارد صحنه شد و معاونت مدرسه هاگوارتز را بر عهده گرفت و اجازه نداد اساتید شورشی محیط روحانی و پاک مدرسه را به بوق بکشند. فنگ بسیار باهوش بود و تبحر خاصی در مچ گیری هم داشت و سنسورهای این جانور به صدم ثانیه هم حساس بودند. در نتیجه به خاطر این اخلاق گندش، وی به مدت دو ترم به عنوان بازرس عالی رتبه هاگوارتز به خدمت گرفته شد تا یک صدم ثانیه تاخیر در تدریس اساتید را هم حساب کند. شایان ذکر است که او عهده دار کرسی استادی هاگوارتز در عناوینی همانند جادوی سیاه فوق تخصصی، دفاع در برابر جادوی سیاه، تاریخ جادوگری و طلسم ها و وردهای جادویی بود. سالها قبل ترش هم وقتی دید پروفسور خالی باف به جایی رسیده، با خود گفت که وقت عمل و رقابت سالم در دهکده جهانی ست و به عنوان شهردار لندن منصوب شد. در شهرداری حجم کثافت کاری ها حتی از دولت جیگر هم بیشتر بود و علیرغم بهره گیری از انواع محصولات پاکسان، داروگر، پرژک و خاله رویا جهت تطهیر فراگیر، ناچاراً با احساس شکست تن به استعفاء داد و به عنوان سوپور زحمتکش کوچه دیاگون در لباسی مبدل مشغول به خدمت شد. جریان اپوزیسیون در دیاگون بسیار فعال بود و فنگ دید که این ملت فهیم جادوگری باید پشتوانه مالی محکم داشته باشند. در نتیجه طرح ساکنان دیاگون را با همکاری بانک گرینگوتز به جریان انداخت اما گرینگوتز در آن زمان درگیر اختلاس های سنگین از طرف سران وزارتخانه بود و این طرح پس از مدت کوتاهی به دلیل فقدان پشتوانه مالی شکست خورد. فنگ بسیار شاکی شده بود. فساد فراگیر بود و جایی نبود که درگیر چنین موضوعی نشده باشد. وی سر به کویر لم یزرع گذاشت تا خود را با خشک روزگار بشورد اما خط رو خط شد سر از دهکده هاگزمید در آورد و در آنجا ملت فهیم و سپاسگزار فنگ را شناختند و او را به عنوان دهدار منصوب کردند. به دنبال رکود کار و کاسبی ملت در دهکده که ناشی از فساد فراگیر دولت و واردات کالای غیرضروری از اوگاندا بود، او افسرده شد و چند مورد خودکشی ناموفق با خلال دندان و قاشق پلاستیکی داشت. در نهایت پس از پستی و بلندی های فراوان، دفتر دهداری را به مقصد درون قلعه هاگوارتز ترک گفت و جهت تجدید روحیه، تصمیم گرفت با دانش آموزان سر و کله بزند بلکه روحیه اش تغییر نماید. مدیر وقت مدرسه او را به عنوان مرشد تالار خصوصی اسلیترین برگزید و وی شروع به ارشاد اسلیترینی ها کرد اما کارشکنی ها و دخالت و تحمیل گرایش از طرف هواداران فردی که نباید نامش را برد باعث شد او مجدداً به لندن باز گردد تا کل وزارت سحر و جادو را با خاک یکسان نماید و امپراطوری جدید و مقتدری تاسیس کند اما در میانه راه بچه های خوش قلب ققنوس وی را دیدند و صندلی ریاست محفل ققنوس و ریش دامبلدور را به او پیشنهاد دادند. فنگ لبیک گفت اما همه فلنگ را بستند و او با فاوکس تنها ماند. بنابراین به همراه ققنوسش با هم خودسوزی کردند و به کالبد سگی قبلش بازگشت. توجه داشته باشید فنگ در شرح این حوادث زمان ها را قاطی کرده و در این بین جهت نفوذ بر انسان نژادپرست، بارها در چهره انسان های مختلف وارد صحنه شده بود.
شرح برنامههای آینده خود برای وزارت سحر و جادو و مجموعههای وابسته:
× استفاده از حمام کثیف و بی ناموسی مختلط وزارت به عنوان بروم واش (Broom-wash) معادل همان کارواش خودمون
× تبدیل زندان آزکابان به موزه عبرت و محلی شاد و توریستی جهت تخلیه انرژی جوانان از طریق پرتاب گوجه و تخم مرغ به سر و صورت مجرمین
× پلمپ کردن موزه وزارتخانه (کمی زوده برای موزه وزارتخانه. خود بنده کلنگ این ساختمان رو زدم خودم هم امید به داگلین، تخریبش میکنم. تازه تاریخ میخواد از اینجا شروع بشه)
× ادغام ویزنگاموت و دیوان عالی جادوگری با وزارت سحر و جادو (همه اینها میرن زیر مجموعه ما)
× احیای آئین باستانی اهدای مدال های رنگارنگ مرلین (و داگلین)
× بازگشایی مجلس
× تبدیل مدرسه هاگوارتز به مهد کودک
× تدوین حکم جهاد و اعلام جنگ علیه سایت های کذایی دمنتور، افسانه ها، آکادمی فانتزی، و کلا همه فانتزی ها!
× برگزاری صدها کنفرانس و کنگره بین المللی
× ایجاد و نامگذاری مناسبت ها و اعیاد مندرآوردی و شاد جهت برپایی بساط شادی ملت
× ایجاد سامانه JMDb جهت رده بندی کیفی و سنی فیلم ها و سریال های اکران شده در هالی ویزارد و جادوگرTV
...
و میلیون ها برنامه دیگر که به طور مفصل در ستاد انتخاباتی ام به آنها خواهم پرداخت.
شعار انتخاباتی:
و خطا هم کردیم! و من تصدیق می کنم که خطا کردیم. هم ما خطا کردیم، هم دولت خطاب کر...ئه... خطا کرد، هم شورای چیز خطا کرد؛ همه ما خطا کردیم.
همه ما خطا کردیم
امضاء
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط فنگ در 1396/4/4 1:00:45
ویرایش شده توسط فنگ در 1396/4/4 1:11:55
ویرایش شده توسط فنگ در 1396/4/4 23:05:06
ویرایش شده توسط فنگ در 1396/4/4 1:11:55
ویرایش شده توسط فنگ در 1396/4/4 23:05:06
----------



ملت خواست کودتا کرد، کرد! ملت خواست یک ناظر جاش عوض شد، شد! فلان ریگولوس (





رو بندازیم اون جا و تنبیه کنیم که تو دوران من گیبن رو به شکل نیمه- داوطلبانه انداختیم زندان که ببینیم میشه طرح رو اجرا کرد یا نه که اجرا شد.
).
