جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

253 کاربر(ها) آنلاین هستند (84 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
252 مهمانان 1 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

دور دوم انتخاب بهترین‌ها

نشان انتخاب بهترین‌های سایت جادوگران

دور دوم هفتاد و هفتمین دورهٔ انتخاب بهترین‌های سایت جادوگران برای فصل تابستان ۱۴۰۵ آغاز شده است؛ با رأی خود از اعضای اثرگذار جامعه قدردانی کنید.

مهلت شرکت: ۲۹ و ۳۰ شهریور
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: قلم پر تندنویس
ارسال شده در: پنجشنبه 10 بهمن 1392 15:31
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام لارتن و لیلی جان از هر کدومتون دو تا سوال دارم.
اول از لارتن شروع می کنم ...
1. چرا با اینکه 7 ساله عضو جادوگرانید هنوز هم فعالیت دارید ، منظورم اینه که آیا هری پاتر هنوز هم از جذابیت گذشته براتون برخورداره؟
2.یکمی از ویژگی های جسمانی و روحی شخصیتتون برای ما بگید.
حالا لیلی عزیز می پرسم.
1.انگیزه شوما از انتخاب این شخصیت چی بود ؟
2.اگه حق انتخاب ازدواج با شخصیتی رو بهتون می دادند کدومو انتخاب می کردین؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پارسال ایفای نقش هرماینی گرنجر بودم!! بیکارم کردن !!بـــــــیکار!!
(البته از بروبچ جادوگران متشکرم چون واقعا زمان برای ایفای نقش نداشتم، رول نباید بیکار بمونه)

تصویر تغییر اندازه داده شده


به توئیترم هم سری بزنید!!
https://twitter.com/hamed__n
پاسخ به: قلم پر تندنویس
ارسال شده در: پنجشنبه 10 بهمن 1392 12:54
نمایش جزئیات
آفلاین
عمو!
خانجون!!

من کلی سوال دارم!

اول اینکه چی شد که اینطوری شد؟
از کجا شروع شد این قضیه و چجوری جدی شد و به این جایی رسیدین که الان هستین؟من تازه وارد گوگوری مگولی ام هنوز در این مورد و در آستانه ی 19 سالگی همچنان در چرخ گردالی ِ سرنوشت دارم سرگیجه می گیرم عمو

بعد اینکه عمو خورشت کرفس دوس داری؟
ننجون سالاد سبزیجاتو می پسنده؟

عمو من هنوز برام سواله که مگورین که بود و چه کرد. یا حتی از آرشام میخوام بگی برام!

عمو قشنگ برام توضیح بده مدیریت انفورماتیک یک شرکت قضایی با مدیریت انفورماتیک یک شرکت فضایی چقدر فرق داره و درآمد کدومش بهتره!
(کشتمت تدی اگه این سوالو حذف کنی!)

خانجون برای دوستامون از خانجون شدنت بگو :دی چی شد که خانجون من شدی و چرا من نمیتونم طور دیگه ای صدات کنم؟

عمو چرا وبلاگ نمی نویسی دیگه؟
چرا هیشکدوممون وبلاگ نمی نویسیم دیگه اصن؟ :|

من یادمه شما یه سری نقاشی هایی داشتین با هم. کار لیلی بود رنگ آمیزیش..
توضیح بدین از کجا شروع شد این نقاشی کشیدن ها و اگه ممکنه یکی دو نمونه شو بذارین واسمون.

راجع به علاقه ی عمو لارتن به زنگ انشا هم می خوام بدونم. از رماتیسم مغزی بگو. این اصطلاح از کجا اومد؟


من یه جادوگرانی تو خونه دارم. البته شرایط ماها یکی نیست اما خب حدس میزنم کم و بیش بحث های سایت و شوخی های بچه ها گاهی موضوع بحثتون باشه تو خونه.
همونطور که اینجا هست :دی
امم..این سوال نبود تدی..همینجوری گفتم که گفته باشم

آها آها
عمو از ماشین نارنجیتم بگو! چی بود قضیه ش؟ اون از کجا شروع شد؟ کلا از نارنجی هم میتونی بگی برامون البته

عمو، خانجون..
من روزای فوق العاده ای رو با شماها داشتم.
نصیحت هاتون..خاطرم هست!..که انصافا به حق بودن!.. بابتشون ممنونم. :)

یادمه یه بار یه بنده خدایی به من میگفت خوش به حالت! هر روز با مورفین میتینگ داری
شما دوتا هم خوش به حالتون خلاصه، قدر میتینگ هاتونو بدونین

اینطوری نگام نکن تدی..
گفتنی رو باید گفت..به جون ِ خودم!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: قلم پر تندنویس
ارسال شده در: دوشنبه 7 بهمن 1392 20:51
نمایش جزئیات
آفلاین
یـاهو


سلااااااااااام بر دوست جان های من!

چه خوبــــــــ ک یعد ِ قرنی من مشرف شدم ب این تاپیک تا 4 تا سوال بپرسم ! ... و چه کسایی بهتر از دوستان ِ گرماب ِ و گلستانمون ! :X

تدی :
نقل قول:
این دو عزیز که با زوج بودنشون هم محاسبات جیمز پاتر رو بهم زدن و هم سوروس اسنیپ


منو توجیح کنین ! ... یعنی واقعنی فامیل شدین ؟ ... یه جوری بیان شده ... زوج ِ راستکی هستین؟! ... اگه آرع ک من کجا بودم خبر نداشتم ؟! ... آقا اطلاع رسانی چقد پایینه ؟! ... چرا هیشکی بِم نگفت... از کی تا حالا؟ :((
من حافظم اوکی هست؛ نشون ب اون نشون ک عکسای سَر ِ عقد بینز ُ یادمه حتا با نگین خانِم !

- اوپس ! از کنجکاوی دَس ُ پام شل شده خدایی !!



پس سوال ِ 1 همین موضوع بالا بود ! :دی

2- لارتن ِ عزیز ؛ نظرت درمورد موضوع انشایی ک دادی و سونامی استقبالی ک ازش شده چیه؟! :|

3- لارتن عــزیز ؛ آیا بلاخره موفق شدی ک پَکِیج کامل لباس تیم ملی هلند رو تهیه کنی؟!

4- لارتن عــــزیز ؛ شخصیت ِ لارتن کریسلی رو با رسم شکل توضیح بده !


- - -

لیــــــــــلی جانم


خوبـــی خانوم مدیر ؟!

والا من سوال ِ خاصی ندارم ؛ ولی دیگه تریبون مفت ِ اُ اینا ! :))

در مورد سوال ِ یک توام یه توضیحی بدی بَد نیس ! :پی

2- لیلی عزیز ؛ چی شد ک تو مدیر شدی ُهمچون خورشید ِ پشت ِ ابر شدی؟

3- لیلی عــزیز ؛ آیا از سینیسترا خبری داری ؟! منظورم اینه ک تا چه حد با دوستانی ک در گذشته تو سایت داشتیم هنوزم بعد چند سال در ارتباطی ؟!

4- لیلی عـــزیز ؛ آیا هنو اون شاسخین بزرگ سفیدت ُ داری؟!


- - - -


سوالام بیشتر جنبه ی دور ِ همی داشت !
هیچ هم لوس نبودن !! من چون اول پرسیدم باید پذیرایی بیشتر بشما ! مَد ِ نظر بگیرین!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: قلم پر تندنویس
ارسال شده در: دوشنبه 7 بهمن 1392 07:20
نمایش جزئیات
آفلاین
نقل قول:
مهرانم، و با افتخــــــار (اینقد به رون گیر ندید) کوچک ترین عضو سایت هستم!!!! 13 ساله و متولدِ 21 امِ آذر ماهِ یک هزار و سیصد و هفتاد و نه (21/9/1379)

من واقعا به شما جوونا افتخار میکنم.. با ۱۳ سالگی خودم مقایسه میکنم و از خودم ناامید میشم کلا بعد حساب میکنم موقعی که اولین فیلم هری پاتر ساخته شد حدود ۱۴ سال پیش بود و شماها به دنیا نیومده بودین و دیگه کاملا از خودم ناامید میشم!
ضمنا فکر نکن از زیرش در رفتی ننوشتی هم‌شهری هستیم من حواسم نیستا!

نقل قول:
صمیمیت یه چیزی هست که تو انجمنی مثل جادوگران به خوبی وجود داره و این از هر چیز دیگه ای مهم تره؛ احساسی که آدم بعد از معاشرت اولیه با اعضا بهش دست میده خیلی مهمه.


دقیقاچیزی که همه ی ما رو بدبخت کرد.. شوخی کردم.. واقعا دوستی‌هایی که از اینجا شروع شده خیلی منحصر به فرد و خاصه... همینه که همه رو دوباره به اینجا میکشونه.

نقل قول:
هر کسی بخواد طنز نویسی رو شروع کنه و پستم رو ببینه کلا ایفای نقش رو میذاره کنار، اما همونجور که گفتی سعی می کنم خودم رو محدود نکنم، دوس دارم در آینده بیشتر طنزوجد نویسی رو تجربه کنم و همینطور طنز فاخر نویسی !


مخالفم.. نباید خیلی آدم خودشو محدود کنه. طنز یا جد نویسی با تمرین به دست میاد... حالا ممکنه تو یه سبک بیشتر احساس راحتی کنی یا بالفطره استعدادت تو یکی بیشت باشه ولی با محدود کردن مخالفم.. همه چی با تمرین به دست میاد.

نقل قول:
وقتی باهاش صحبت میکنی انگار داری با بابابزرگ پیرت صحبت می کنی.


بابابزرگ پیر... بیا این همه استعداد طنز داری بابا

نقل قول:
خشک، جدی و بازم خشک. اونا با این کم فعالیتیشون با وجود نظارت مداومشون از خودشون یه سری غولِ ترسناک ساختن. ایوان روزیه، خیلی خیلی خیلی خیلی مخوف تر از یه شخصیت اسکلتی هست در ذهن من.


ایوان به این ترسناکی که به نظر میاد نیستا.. قیافه‌اش غلط اندازه .. البته کادر قدیم مدیریت رو ندیدی وگرنه شاید نظر دیگه ای در مورد کادر فعلی داشتی.

نقل قول:
هورکراکست چه شیئی ممکنه باشه؟


من تو مصاحبه با بلا لفظ شیشه‌ی عمر رو پیشنهاد کردم جای هورکراکس.. توضیحی هم که مهران تو پست قبلی داده دقیقا چیزیه که تو ذهن منه.. منظورم چیز یا شخصیه که جونش به جونت بند باشه.

نقل قول:
یعنی تدریس در دانشگاه رو دوس دارم. از همین الان هم بعد از تدریس معلم، تدریس من
تو اولویته. مخصوصا برای درس تاریخ و یا علوم و یا دینی )من فقط خوب درس میدم اما خیلی از دینی
خوشم نمیاد.(


آدمای زیادی رو نمیشناسم که تو این سن بگن میخوان استاد دانشگاه بشن.. موفق باشی تو مسیرت!

نقل قول:
اکثر نوشتن هام تفریحیه ؛ اما شدیدا علاقه دارم در آینده رمان ها و داستان های کوتاه تاریخی بنویسم ؛ نمیدونم مجموعه تاریخ ترسناک رو خوندید یا نه؟ یا مجموعه سرزمین جاوید؟


راستش نه نخوندم و نمیدونم چه سبکی نوشته شدن... ولی پیشنهاد خوبیه برای اینکه ببینم چی هستن.

بازم ممنون فلیت‌ویک عزیز... میدونم با این تفاصیل باید منتظر کارهای بزرگی ازت توی سال‌های آینده باشیم.

**************


و آما سورپرایزی که گفته بودم برای برنامه‌ی بعدی قلم‌پر دارم:

اولین میزگرد ویژه‌ی قلم‌پر تندنویس

هر از گاهی بین مصاحبه‌های هفتگی که با اعضای سایت انجام میشه، قراره ویژه برنامه‌هایی با حضور دو مهمان داشته باشیم که به نوعی فعالیتشون با هم مربوطه.. حالا ممکنه زوج‌های نویسندگی باشن.. زوج‌های دشمن قسم‌خورده! باشن یا حتی زوج‌های واقعی!!‌ این مصاحبه‌ها به صورت کنفرانس آنلاین با این افراد انجام میشه... و متن کامل این صحبت‌ها در اختیار سایرین قرار میگیره. البته بدون سوالایی که شماها اینجا برای پرسیدن مینویسید، این میزگردها هم شدنی نیستن پس سوال بپرسید.

اولین زوج مهمان میزگرد قلم‌پر از محبوب‌ترین اعضای قدیمی جادوگران هستن... و هر چند یکیشون کم لطفی میکنه و خیلی وقته رول‌های خوبش رو ازمون دریغ کرده و اون یکی هم هر از گاهی میاد یه سوک سوک میکنه میره ولی بودنشون چه پشت صحنه چه روی صحنه همیشه باعث بهتر شدن ایفای نقش شده.

این دو عزیز که با زوج بودنشون هم محاسبات جیمز پاتر رو بهم زدن و هم سوروس اسنیپ () همانا اساتید روماتیسم مغزی... مدیره ی جادوگران و معلم زنگ انشای گریفن. درسته این شما و این:‌

خانم و آقای کرپسلی (لیلی اوانز و لارتن کرپسلی).

سوال بارونشون کنید!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط تد ریموس لوپین در 1392/11/7 9:37:51
ویرایش شده توسط تد ریموس لوپین در 1392/11/7 19:31:14
تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: قلم پر تندنویس
ارسال شده در: جمعه 4 بهمن 1392 00:50
نمایش جزئیات
آفلاین
برای ریش ما هم یه جایی باز کنین رفقای جان!

نقل قول:
اما خب امیدوارم با حضورِ پررنگ و بسیار بسیار بسیار مفید مهران، محفل دوباره روز های اوجش رو تجربه کنه. مهران به خوبی از پس مدیریت محفل دراومد؛ جدی میگم مثل ارباب که یک ولدمورت کامل هست، مهران هم یک دامبلدور بی نقصه.

وقتی باهاش صحبت میکنی انگار داری با بابابزرگ پیرت صحبت می کنی. (مهران که این اطراف نیس نه؟ :دی)


اولا که نه اصلا مهرانی این اطراف نیست فرزندم شما راحت باش عزیز دل!

خب.. ممنون از لطفت همنام عزیزم! اما خب واقعا نمی دونم در مورد به اوج رفتن چی بگم. کار سختیه و من بسیار دست تنها و پر مشغله م، کار و کاسبی زندگی به شدت دست و بال منو بسته ولی خب نهایت سعیمو دارم می کنم.

از همه بدتر چیزیه که دفعه ی قبل داشتم و الان خودش بدتر از من مشغوله.. بله، جیمز سیریوس پاتر؛ این پسرک این دفعه نیست کنار من و من به شدت از این بابت ناراحتم!

درمورد ایفای نقش.. نمی دونم چطوری انجام میشه ولی اگه شما میگید خوبه حتما خوبه، من واقعا تلاشی برای ایجاد این حس نمی کنم، برخلاف دوره ی قبل که براش سعی می کردم و به نظر خودم به دست نمیومد! به هر حال خوشحالم که پیرمرد خوبی هستم براتون!

نقل قول:
فلیت ویک : فلیت ویک حاضر نمی شه هورکراکس درس کنمه؛ مرگ رو به قتل یک انسان ترجیح میدهـ.


مهران جان!(چقدر سخته آدم اسم خودشو صدا کنه!) یه نکته ی خیلی ریز توی این موضوع وجود داره که سفید و سیاه نداره. توی زندگی آدما چیزایی هستن که عمر و جونشون محسوب میشه، حاضرن به خاطر اونا هرکاری بکنن، بکشن یا کشته شن! حالا شاید عزیزدل ولدمورت زندگی بود و بهش چسبیده بود، ولی هر کسی یه چیزی داره که حاضره به هر قیمتی بهش بچسبه و ولش نکنه! موافقی یا نه!؟

نقل قول:
آدم شوخی هستم ولی ذهنِ خلاقی برای استفاده مناسب از جملات طنز ندارم، مثلا این سوراخ دماغِ اواتار قبلیم رو آلبوس به گوش های تابه تاِ ذیذی گلو (دی) تشبیه کرده بود که خب همین کار رو من بعد از ساعت ها تفکر نمی تونستم انجام بدم.



ذهن خلاق طنز یا رماتیسم مغزی بعضا یه امر ژنتیکی نیست، با تمرینات خاصی به دست میاد بعضا! مثلا همین جیمز رو شما نگاه کن باباجان.. فکر می کنی ذهن طنزش چطور پرورش پیدا کرد؟ از بدو تولد اینطوری بود یا مورفین باهاش تو خونه کار می کنه؟! نخیر.. صرفا نشسته شرک و کارخونه هیولاها و زندگی جدید امپراطور و کوسه ماهی و شیرشاه یک و نیم و از این دست کارتونهای بامزه ای که من خودمم می بینم دیده.. واقعا هم موثره!

نقل قول:
مثل کلاس پیشگویی که این سری با سوال 1 ـش که خیلی سخت بود، خیلی طرفدار نداشت و یا قضیه تکالیف سختِ جلسه اول طلسمات.


حالا ایندفعه سختترشو می دم که کم کم ذهنتون ورزیده بشه!

یه کلام آخری هم در جایگاه پیرمرد مملکت دارم!

همنام عزیزم!
منم احتمالا وقتی تو سن تو بودم خیلی شبیه الان تو بودم، "سری پر ز باد و دلی پر ز شور" آبرفورثمون تو خونه بهم می گفت که تو عمرا ریونکلایی باشی، باید بری اسلایترین اینقدر که مغروری، منم مثل خودت می گفتم خاک عالم.. خدا به دور!

به عنوان یکی که تو چاله چوله افتاده می گم باباجان! رسم دنیا اینه که سر راه هر کسی که با سرعت میره دست انداز بذاره، افتادنم مشکلی نداره ولی بعضی چاله ها هستن که افتادن توشون بی بازگشته.. حواست بهشون باشه و به اون صندلی دوست داشتنیت تمرکز کن و سعی کن از جلوی چشمت دور نشه تا از دستش ندی!

موفق باشی آقا مهران!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
باید از چیزی کاست.. تا به چیزی افزود!تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: قلم پر تندنویس
ارسال شده در: پنجشنبه 3 بهمن 1392 23:45
نمایش جزئیات
آفلاین
خب، خب خب، اینجا چی داریم ؟

اومدم جواب بدم و برم و لی همچنان منتظر نظات دوستان هستم !

+ خیلی خیلی ممنون از پرفسور تافتی که فک می کنم اسمش رضا باشه و اینکه شروع کرد و اینا ...

++ و باز هم خیلی خیلی از مروپی عزیز ممنونیم که ادامه داد و اینا ...

کلا اینا ...


نقل قول:
حیف شد... من تازه داشت ازت خوشم میومد. همــر!


گفتم که، توی فضای مجازی من تقریبا خیلی کم افراد "جل صفت" دیدم. در حقیقت همشون هم سن و سال خودمن و توی اینجور سایت ها هم، پیداشون نمیشه! نگران نباش ...

نقل قول:
آلن ریکمن دیوانه است! عجب چیزی در آورده بود از اسنیپ... بی نظیر بود لامصب!


شخصیت پردازی و پرداخت قابل لمس ؛ خودش یه پا نویسنده است این ریکمن ...

نقل قول:
البته اینم بگم همیشه کلاسای تاریخـو یه جوری جیــم میشدم، شرمنده ی اخلاق ِ ورزشیت به هر حال .



چرا ؟ تقریبا من سر کلاس تاریخ اگه چیزِ درستی بگه و همش چرت بلغور نکنه دبیر، یهو دیدی تو حلقِ دبیر بودم، اصن خیره میشم به دبیر که خودش آب میشه میره تو زمین !

نقل قول:
ی خودشو معیار درستی ادعاهای خودش میدونه. با پیشفرض های خودش نتایجی که «خودش میخواد» رو میگیره و تمام ِ ملت رو هم به سمت اون نتایج هل میده... درنتیجه از وقتی که یادم میاد کافر بودم .


باهات هم عقیده ام؛ دینی رو بد جلوه دادن و اصن تو کتابا من تصویر خوبی از دینی نداریم؛ این خوب نیست ... آثارش هم به وضوح مشخصه ... ! |:

نقل قول:
یعنی از وجود فردی مث ِ تو بر این کره ی فسقلی ِ گه گاه کسل کننده خوشحال شدم...


ما هم بسیار از اینکه فهمیدیم شما موجودی جز شرکت کننده کلاس ها ( ) هستید بسیار خوشحال شدیم، موفق باشی و پایدار ...

نقل قول:
دستم رو به سمتت دراز میکنم و در صورت تمایل به یک آغوش هم دعوتت میکنم... خواستی میتونیم از هم آغوشی فراترم بریم .


ما هم دورا دور، دستِ دوستی را سمت شما دراز می کنیم؛ فقط اگر جنسیتت مطمئنی حاضرم پیشنهاد آغوش رو هم قبول کنم ... ( )

باز هم خیلی خیلی ممنون از تو، پرفسور تافتیِ تجسم ناپذیر ... (ک.ر.ب.پروفایلت)



- - - - - - - - - - - - - - - - - -



نقل قول:
مادر گرام ِ ارباب قدم به صحنه می‌گذارند.


همیشه حاضر در صحنه ...

نقل قول:
ما از همین‌جا اعلام کنیم که بُریدن نان ِ مردم، به شدت توسط مرلین کبیر حرام محسوب شده. خواستیم در جریان باشید فقط!


( )

نقل قول:
هیچ‌کس نمی‌تونه پیش‌بینی کنه عکس‌العمل شما چیه. نمی‌تونه پیش‌بینی کنه موضع‌گیری‌تون سر فلان قضیه چیه و غیره. لایک!


دقیقا، منم به همین دلیل دوس دارم ولی خب شخصیت پردازیِ دقیق و ظریفِ یک خاکستری بسیار بسیار دشواره؛ همین غیر منتشره بودن رو باید جا بندازی ... کارِ عظیمیه !

بیگ لایک

نقل قول:
گفتی به تازه‌واردا از لحاظ رول‌نویسی آموزش بدیم؟ چطوری؟ یعنی دوست داری چه حرکتی بزنیم در این راستا؟


خب ببین عاقا موقعی که فعاله انجمن یعنی تابستون سعی کنید با گذاشتن یه سری کار های جذاب، کاربر رو جذب کنید و نگه دارید و در عین حال نگهش دارید.

من می خوام رک مثال بزنم ؛ این اکادمی علوم افسانه ها بود که کم کم اجباری شد؛ این ایده جذابی بود؛ یعنی کاربر رو در وهله اول در سایت نگه می داشت، در وهله دوم اجرای جذابش بود که بازم به خوبی انجام شد. و در همین حین طنز ها و تدریس های جذاب، رول نویسی هم آموزش داده میشه.

من منظورم یه اکادمی نیست ؛ من منظورم یه دوتا تاپیک بر توضیح قوانین رول نویسی و اموزش رول هست ؛ مثلا خودم شدیدا دنبال آموزش رول نویسی طنز می گردم، اگه باشه خب عالی میشه ...

نقل قول:
مثلاً یعنی به صورت فرد فرد، فعالیت افراد رو زیر نظر بگیریم؟ یک ذره خود زورو پنداری نمی‌شه حکایت؟


خب مگه چن نفر در اوج فعالیت وارد ایفا میشن و مثل آلیس مثلا از خودشون علاقه نشون میدن ، ها ؟

خب اگر سعی کنید بهشون یه سری مشاوره تو پیام خصوصی بدید، فقط به اونایی که بهشون امید هست و پایبندشون کنید عالی میشه.

بازم ایده بود میگیم بهتون ...

نقل قول:
مروپی گانت: یک منتقدِ عالی، یک ناظر عالی تر و همینطور یک جدی نویس فوق العاده.


نظرم این بود و بهش هم اعتقاد دارم ...


نقل قول:
ولی وقتی می‌رم سر کلاس همه‌چی رو یادم می‌ره.


به، مادرِ گرام ارباب، مدرس مملکت هم هستن؛ تبریکات ما را صمیمانه بپذیرید ...

نقل قول:
در راستای کتاب‌های تاریخی، دلاور زند رو خوندی؟ محشره!


خب متاسفانه من خیلی رمان تاریخی نخوندم ؛ یعنی گیر نیاوردم و در حقیقت بیشتر دنبال تکمیل اطلاعات تاریخیمم ... ولی اون الیزابت رو اشنایی دارم باهاش، تو نمایشگاه شیراز هم بود، من تسترالیت کردم نخریدم ... ):

خیلی خیلی ممنون از تو مروپی عزیز !

امیدوارم هردوتون، تافتی و مروپی گانتِ فقید، هیچ وقت از طاقچه ذهنِ دوستانتون پاک نشید و همیشه در تقویمِ تاریخِ ذهنشون جایی برای شما باشه ؛

میدونم هست ... !


[left]پرفسور فیلیوس فلیت ویک
مهران
[/left]

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
دربرابر شرارت وزیر و مدیر خیانت کار و مفسد و چیزکش جامعه ساکت نمی مانیم ... !


تصویر تغییر اندازه داده شده

با هم، قدم به قدم، تا پیروزی ...


- - - - - - - - - - - - - - - - -


تصویر تغییر اندازه داده شده

تا عشق و امیدی هست؟ چه باک از بوسه دیوانه سازان!؟
پاسخ به: قلم پر تندنویس
ارسال شده در: پنجشنبه 3 بهمن 1392 20:19
نمایش جزئیات
آفلاین
یالا. یالا. لخت و نامحرم نباشه. مادر گرام ِ ارباب قدم به صحنه می‌گذارند.

ما هم اومدیم افاضات ِ خود را بنگاریم و بریم.

نقل قول:
کلا کار و کاسبی ویزنی ها تعطیل میشه. دی


ما از همین‌جا اعلام کنیم که بُریدن نان ِ مردم، به شدت توسط مرلین کبیر حرام محسوب شده. خواستیم در جریان باشید فقط!

نقل قول:
خاکستری رو بیشتر از هردوتاش دوس دارم


ما هم خاکستری رو بیشتر از دوتاش دوست داریم. یعنی سیاهی ِ مطلق و سپیدی مطلق به نظرمون بی‌مزه‌س. نکته‌ی جالبی که در مورد " خاکستری " وجود داره، اینه که هیچ‌کس نمی‌تونه پیش‌بینی کنه عکس‌العمل شما چیه. نمی‌تونه پیش‌بینی کنه موضع‌گیری‌تون سر فلان قضیه چیه و غیره. لایک!

نقل قول:
مثل ارباب که یک ولدمورت کامل هست،
مهران هم یک دامبلدور بی نقصه


شدیداً قبول دارم. درسته! هردونفر از دور، در نقش‌های خودشون بی‌رقیبن!

نقل قول:
غیر از " پرفکت " هیچ نظری ندارم


لطف دارید فیلیوسم.

گفتی به تازه‌واردا از لحاظ رول‌نویسی آموزش بدیم؟ چطوری؟ یعنی دوست داری چه حرکتی بزنیم در این راستا؟ مثلاً مورد داشتیم گفته بودن هرچی رول من زدم شما بیا عیب و ایرادش رو به من بگو، ولی خب این درخواست شخصی بوده.

مثلاً یعنی به صورت فرد فرد، فعالیت افراد رو زیر نظر بگیریم؟ یک ذره خود زورو پنداری نمی‌شه حکایت؟

خوشحال می‌شم در این باره با هم صحبت کنیم. نشون دادی ایده‌های خوبی داری و ذهنت خیلی منطقی کار می‌کنه!

** اون تیکه‌ای که در مورد من نظر دادی، نمی‌شه کپی کرد نمی‌دونم چرا.

خواستم یه چیزی رو در این راستا بگم. مرسی بابت این که با همه‌ی تعریف‌ها و لطف‌هایی که داری، یه جورایی اعتماد به نفس می‌دی. راستشو بخوای، آدم از دوستاش انتظار نداره معمولاً به جز اعتماد به نفس دادن کاری کنن، ولی وقتی یه غریبه که وظیفه‌ای در برابرت نداره، قبولت داره. حس خوبیه! سپاس خیلی زیاد از تمام حرفات، چه اینجا، چه توی چت‌باکس.

*** تدریـــــــــــــــــس!

از وقتی که یادم میاد، عاشق درس دادن بودم. پیش اومده قبل از این که برم سر کلاس، با یکی از همکارام بحثم شده و اعصابم خورد، ولی وقتی می‌رم سر کلاس همه‌چی رو یادم می‌ره.

این عشق و علاقه به درس دادن رو درک می‌کنم. خیلی فوق‌العاده‌س. ادامه بده و نظر من رو می‌خوای، برو دنبال دلت!

اینم بذار بگم که تدریس، یه سری معایب هم داره. من خودم آدم پرحرفیم، ولی یادمه یه روز بعد از شیش‌ساعت پشت سر هم تدریس، اومده بودم خونه و با سر و کله به مامانم اینا اشاره می‌کردم. صدام در نمیومد حقیقتاً !

سعی کن حنجره‌تو قوی کنی تا اون موقع.

@**@

در راستای کتاب‌های تاریخی، دلاور زند رو خوندی؟ محشره!

یک سری کتاب‌ هم هست، در واقع رُمان تاریخی‌ـه. مثل ِ لیدی الیزابت و خائن بیگناه. من شخصاً خودم از اینا خیلی لذت بردم. برام جالب بودن!

خیلی خوشحال شدم که باب آشنایی رو گشود این مصاحبه. با سپاس از جواب‌های فکرشده و خوبت.

موفق باشی!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
دوستش بدارید که آنچه می‌توانست، انجام داد تا دوستش بدارند...
پاسخ به: قلم پر تندنویس
ارسال شده در: پنجشنبه 3 بهمن 1392 10:57
نمایش جزئیات
آفلاین
مهــراان، خعلی خوشحال شدم با زوایایی از شخصیتت آشناا شدم و اینا ...

با اجازه مقادیری به مصاحِبـَـت واکنش نشون میدیم D: .

نقل قول:
خب متاسفانه تو همه سایت هایی هم که می ریم و میام به دلیل ادبی بودن و خب کم طرفدار تر بودن بینِ هم سن و سالام، همیشه کوچیک ترین بودم...


آواتارت که نشون نمیـده... والا!
اوناام زیادی پیـرن، تو تازه تو دوران شکوفایی هستی به اصطلاح د: .

نقل قول:
از افراد جل بدم میاد


حیف شد... من تازه داشت ازت خوشم میومد. همــر!

نقل قول:
صمیمیتی که تو هیچ تالاری نیست رو من در ریون تجربه کردم.


خعلی خوبه که آدمیزاد تو این سایت ِ عظیم الشان خونه ای رو داشته باشه که توش آزادانه تنفس کنه و اینا... تفریک میگم بهت.

نقل قول:
شاهین ها رو دوس دارم. ولی احتمالا به دلیل علاقم به اینترنت، شاید وقتی ورد اکسپکتوپاترونوم رو اجرا کنم یه ایمیل به طرفی که قراره بهش پاترونوس بفرستم ارسال میشه.




نقل قول:
آلن ریکمن هم شاهکار هری پاتره.


آلن ریکمن دیوانه است! عجب چیزی در آورده بود از اسنیپ... بی نظیر بود لامصب!

نقل قول:
منم به تاریخ علاقه دارم! علاقه ای که عجیب در سن من ه. همه هم میگن در آینده نظرم عوض میشه و
رشته تاریخ رو ولش می کنم ولی نچ...
...یعنی تدریس در دانشگاه رو دوس دارم. از همین الان هم بعد از تدریس معلم، تدریس من (کنفرانس)
تو اولویته. مخصوصا برای درس تاریخ و یا علوم و یا دینی (من فقط خوب درس میدم اما خیلی از دینی
خوشم نمیاد.)


تاریــخ خعلی جالبه... من هم یک نیمچه علاقه ای دارم بهش، و از اساس فکر میکنم این سنخ جملات که تاریخ تکرار میشه و باید از تاریخ برای اون چه که میخوایم امروز انجام بدیم درس بگیریم و این حرفا مضحکه... نمیدونم تو چه طور فکر میکنی.

البته اینم بگم همیشه کلاسای تاریخـو یه جوری جیــم میشدم، شرمنده ی اخلاق ِ ورزشیت به هر حال .

دیـنـی؟ د: اون چه من از دینی تا به امروز فهمیدم تصویر بسیار ناجالبیه، مشکل بنیادینش اینه که خودارجاعه، یعنی خودشو معیار درستی ادعاهای خودش میدونه. با پیشفرض های خودش نتایجی که «خودش میخواد» رو میگیره و تمام ِ ملت رو هم به سمت اون نتایج هل میده... درنتیجه از وقتی که یادم میاد کافر بودم .

نقل قول:
بازنده ها نمی مونن که تاریخ رو بنویسن اما کسایی هستن تا بازنده هایی که در اصل برنده بودن رو مثل
ژاندارک معرفی کنن و در اصل برندگان به جای شرحِ پیروزیشون بیشتر تاریخ رو برای ایندگان تحریف می
کنن!


آقا تمام زندگی ما توطئه ی انگلیسـه! من تا خون ِ تونی بلرو جاری نکنم آروم نمیــگیرم... والـــا! D:

نقل قول:
تاریخ بخونید...


نصیحت به جایی بود، سعی میکنم مطالعتمو بیشتر کنم... اما میشناسم خودمو به هر حال، تنبلی یکی از بن مایه های ذات ِ منه! D:



مهراااان... خعلی خعلی خوشحال شدم که فهمیدم وجود داری ، یعنی از وجود فردی مث ِ تو بر این کره ی فسقلی ِ گه گاه کسل کننده خوشحال شدم... از دوور دستم رو به سمتت دراز میکنم و در صورت تمایل به یک آغوش هم دعوتت میکنم... خواستی میتونیم از هم آغوشی فراترم بریم .


شاد باش!
منافقینو بترکون!
چیپس سرکه نمکی بخور!


مخلص .

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: قلم پر تندنویس
ارسال شده در: چهارشنبه 2 بهمن 1392 23:23
نمایش جزئیات
آفلاین
اینم مصاحبه ما ...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

پیوند فایل:


zip اندازه فایل: 257.12 KB; بازدیدها: 40
ویرایش شده توسط پروفسور فلیت ویک در 1392/11/2 23:29:17
دربرابر شرارت وزیر و مدیر خیانت کار و مفسد و چیزکش جامعه ساکت نمی مانیم ... !


تصویر تغییر اندازه داده شده

با هم، قدم به قدم، تا پیروزی ...


- - - - - - - - - - - - - - - - -


تصویر تغییر اندازه داده شده

تا عشق و امیدی هست؟ چه باک از بوسه دیوانه سازان!؟
پاسخ به: قلم پر تندنویس
ارسال شده در: سه‌شنبه 1 بهمن 1392 17:15
نمایش جزئیات
آفلاین
16. کدوم انجمن‌ها و تاپیک‌های ایفای نقش رو برای نوشتن (و خوندن) ترجیح میدی؟ با تک پست یا دنباله‌دار راحت‌تری یا سوژه‌های دنباله‌دار؟ کدوم بخش از سایت به بهبود ایفای نقش و قلمت کمک بیشتری کرده؟

من با اینکه محفلی ام ولی به شخصه نظرم اینکه تاپیک های خانه ریدل بد نیستن و برای فعالیت، مخصوصا جدی بیشتر از محفل ظرفیت دارن. و از اون طرف هم تاپیک تک پستی که توش میشه جدی هم زد توی محفل هست.

ولی انجمن های "آزکابان" به دلیل شدیدا جدی بودنش رو دوس دارم. خانه ریدل و همینطور کوچه دیاگون رو به خاطر پیام امروز دوس دارم.

رول تک پستی رو به این علت ترجیح می دم که میشه توش جدی زد و از اون طرف به دلیل اینکه اگر سوژه ای برای تکی زدن در کار نباشه کار کمی سخت میشه، نتیجه می گیریم تاپیک های جدیِ ادامه دار رو بسی می دوستم.

مسلما "ذره بین عقاب" و همینطور زیر نویس هایی که لیلی ایوانز روی نمایشنامه هام گذاشت و عاقای انجمن ها، انجمن ویزنگاموت ... و نقد های پربارِ مادر گرام ارباب.


17. از گریفیندور به ریونکلا.. خودت دلت با کدوم گروهه واقعا؟ خوبی‌ها و بدی‌های هر کدوم از این دو گروه به نظرت چیه؟ نظرت در مورد هافل‌پاف و اسلیترین چیه؟ دوست داری این تالارها رو هم تجربه کنی؟

همه ما وقتی وارد میشیم، تو جو هری پاتریم. من مدت زیادی نبود (1 سال و اینا) که فیلم و کتاب رو تموم کرده بودم. و تو جو هری پاتر بودم و از اون طرف میلم همیشه به سپید بوده تا به سیاه ولی خب تازگی همونجور که در ادامه میگم متوجه شدم خاکستری رو بیشتر از هردوتاش دوس دارم.

ولی خب، این اواخر من یک دید دیگه داشتم نسبت به هری پاتر. من بر حست شخصیتم انتخاب کردم گروهم رو. یک شخصیتِ درس خون و باهوش (تعریف از خود نیستا، حقیقت محضه جون شما) و محافظه کار که از صفات اصلی یک ریونی هست.

من ریونکلا رو خیلی خیلی بیشتر از گریف دوس دارم. صمیمیتی که تو هیچ تالاری نیست رو من در ریون تجربه کردم.

18. این ترم از اساتید هاگوارتزی .. در کل نظرت در مورد کلاسها و میزان مشارکت تالارها تو ترم زمستونی چیه؟ چه پیشنهادی برای بهبودش داری؟


خب مشارکت بچه ها خوبه ... با اینکه نسبتا به تایستون مسلما کمتره ولی باز واقعا خوبه؛ بسته به تکالیف کلاس ها دانش آموز شرکت میکنه. مثل کلاس پیشگویی که این سری با سوال 1 ـش که خیلی سخت بود، خیلی طرفدار نداشت و یا قضیه تکالیف سختِ جلسه اول طلسمات.

اما خب نظر خاصی ندارم جز اینکه این سیستم تقسیم بر سه خیلی هم بد نیست اما گاهی زحمت خراب کنه. گروهی که هر دو دانش آموزش مثلا 30 گرفته مجبوره نمره 10 رو برای اون کلاس بگیره.

ولی کلا استرجس مدیر خوبیه و خیلی خیلی توی این ترم زمستونی با گروه هایی مثل ریون و یا هافل ، راه اومد. مرسی استر!

19. محفل ققنوس اخیرا دوباره احیا شده ... این گروه چه جایگاهی برات داره و چه انتظارات و امید‌هایی داری؟ حدود سه چهار ماهی هست که پروفسور دامبلدور به محفل برگشته... عملکرد پروفسور دامبلدور رو طی این مدت چطور می‌بینی؟

خب محفل مثل ریون می مونه. بهش وفادارم و انجمن گریمولد برام مثل یه خونه است. امید های اصلیم اینکه این انجمن به جایگاه اصلیش بین کاربرای تازه وارد برسه. سیاهی جذاب تر شده بین تازه واردا، مگر اینکه به خاطر نقششون برن به محفل که متاسفانه در این مورد هم مرلین خلاف این قضیه رو ثابت کرد و مخترع جادوی سپید به سیاهان پیوست!

اما خب امیدوارم با حضورِ پررنگ و بسیار بسیار بسیار مفید مهران، محفل دوباره روز های اوجش رو تجربه کنه. مهران به خوبی از پس مدیریت محفل دراومد؛ جدی میگم مثل ارباب که یک ولدمورت کامل هست، مهران هم یک دامبلدور بی نقصه.

وقتی باهاش صحبت میکنی انگار داری با بابابزرگ پیرت صحبت می کنی. (مهران که این اطراف نیس نه؟ دی)

20. تا حالا شده وسوسه شده باشی بری زیر سایه؟ چرا؟ چقدر شخصیت خودت ( نه فلیت‌ویک) رو سفید یا سیاه می‌بینی؟

شخصیت من همونجور که یک سوال بسیار بزرگ برای همه است (این مورد رو موقع چک کردن سایت های انگلیسی درباره فلیت ویک متوجه شدم.) توی هردو گروه می تونه باشه. همه سوالشون اینکه چرا هیچ وقت هیچ جا ندیدیم و نخوندیم که فلیت ویک محفلی یا مرگخوار باشه، دقیقا چرا؟

اما خب من دارم ازش یک شخصیت سفید که باید می سازم و فلیت ویک تا زمانی که مال من باشه سفید می مونه!

21. نظرت در مورد جریان کودتا و عملکرد مورفین گانت و دلورس آمبریج چیه؟ البته خوشحالم که به موقع به جبهه‌ی حق پیوستی ولی خارج از شوخی به نظرت این این حرکات با چه هدفی شروع شده و آخرش به چی ختم میشه؟ چی شد که به رانده‌شدگان ملحق شدی؟


پرفکت!

جدی می گم؛ هماهنگی ها، سوژه ها، اخبار و مقاله ها و همه چیز بسیار بسیار حساب شده و طنز بود. با اینکه مورفین طرفدار تابستونه ولی کودتای آمبریج بر علیه اون یعنی زمستون در برابر تابستون، تونست یخِ سردِ انجمن رو توی زمستونِ کم تر فعال انجمن بشکنه.

تبریک !

خب مسلما پیروزی با ما محفلی هاست که در هردو گروه اعضایی داریم و هرکدوم شکست بخوره، ما از طرف یه سریای دیگه با غنائمِ کودتایی برمیگردیم گریمولد.
ولی خب، واقعا پیروز اصلی آمبریج و مورفین بودن که با طرحشون جونی دوباره در کالبدِ بی روحِ انجمن توی زمستون دمیدن!


22. در مورد ویزنگاموت چه عقیده‌ای داری؟ چه پیشنهادی برای بهبودش داری؟ چطور میتونه نقش موثرتری در پیشرفت ایفای نقش داشته باشه؟


غیر از "پرفکت" هیچ نظری ندارم.

فعالیتش در حوزه شناسایی شخصیتمون به خودمون (ایینه) و نقدِ شخصیتی که ارائه می دیم (تالار نقد) واقعا ستودنیه.

خب شاید اگر سعی کنن به اعضای تازه وارد از نظر آموزش رول نویسی سرویس بدن عالی میشه ولی نه هر تازه واردی. اونایی که مثل شصخ شصخی خودم وقتی اومدن قصد رفتن ندارن و یا همین مرلین (البته مرلین بلده) و یا آلیس (الیس هم وارده مثال زدم.).

23. فعالیت کادر مدیریت سایت جادوگران رو چطور می‌بینی؟ اگه بخوای یه نقد سازنده در مورد کارشون ارائه بدی، چی میتونه باشه؟

خشک، جدی و بازم خشک. اونا با این کم فعالیتیشون با وجود نظارت مداومشون از خودشون یه سری غولِ ترسناک ساختن. ایوان روزیه، خیلی خیلی خیلی خیلی مخوف تر از یه شخصیت اسکلتی هست در ذهن من.

و این به خاطر عدم فعالیتِ نزدیکِ مدیرایی مثل ایوان هست (من فقط ایوان رو میگم؛ خودت و یا آمبریج تک ـید.) ولی خب نباید از حق گذشت و فعالیت های امبریج و فلور و بقیه رو فراموش کرد. هر چند مدیرای کلی خیلی کم داره جادوگران و یا ما نمی بینیم. من فقط ایوان و عله و امبریج و پرفسور کوییرل رو می شناسم. اهان ... کوییرل هم می تونه فعالیت بیشتری داشته باشه، چه اشکال داره این مدیرای فسیل شده چند صد سالهِ سایت کنار ما تازه واردا رول بزنن.


24. دوست داری نظارت کدوم یک از انجمن‌های ایفای نقش رو بر عهده داشته باشی و چرا؟ در این صورت چه برنامه‌هایی برای اون انجمن داری؟

من حالا حالا ها قصئد نظارت ایفا رو ندارم. ولی کوچه دیاگون، هاگزمید و همینطور آزکابان رو در صورتی که ناظر کمکی باشم به همراه کسی که در طنز نویسی بسیار قدره، ممکنه بعد ها بخوام نظارت کنم
.
25. به نظرت بهترین ناظرهای حال حاضر ایفای نقش چه افرادی هستن؟ چه فعالیتی ازشون دیدی که توی ذهنت برازنده‌ی این عنوان شدن؟


شک نکنید الکی 8 سال پیاپی ایشون بهترین نظارت رو نگرفتند؛ ارباب رو می گم بله! آلبوس، مروپی گانت با نظارت ویزن و همینطور لینی به عنوان (از نظر من) بهترین ناظر تالارهای چهارگانه و حتی کل ایفای نقش. شک ندارم دلسوز تر از لن توی کل ایفا پیدا نمیشه که اینقدر خودش رو واسه ریون به خاک و خون می کشه.

26. کوئیدیچ.. این ورزش محبوب دنیای جادوگران کجای زندگی پروفسور فلیت‌ویک قرار داره؟ علاقه ‌ای بهش داری؟ لیگ کوئیدیچ و صحبت‌های در حال حاضر برای مسابقات هاگوارتز رو دنبال میکنی؟

کم و بیش صحبت ها رو دنبال می کنم و نظراتی هم دارم ولی خب ترجیح دادم بزرگترا بحث کنن. (نگید تو که نمی تونستی نظر بدی چرا لاف می زنی. توی ریون تاپیک رختکن برای همین صحبت ها پیرامون نحوه اجرای کوییدیج هست) ولی خب اینکه تکی باشه و پایه بر 3 باشه مهم ترین چیز هست.

من خودم ورزش دوست نیستم ولی شاید فلیت ویک بتونه یک مدافع خوب باشه. 5 بهمن مشخص میشه دقیقا در بازی کوییدیچ وضعم چطوره.


27. دوستانی که از سایت پیدا کردی رو اسم ببر و در صورت موجود بودن تاریخ تولد یکیشون رو بگو. کسی هست که خارج از نت بشناسی یا دوست داشته باشی خارج از نت باهاش در تماس باشی؟


عباس عسگری (فک کنم 19 سالش باشه.)
آرش (مرلین) هم به تازگی از دوستان خوبم شده.
ولی کلا با آنوشا (فلور) و مهران عزیز (البوس) و رون در ارتباطم و روابط خارج سایتی (در حد مسنجر) دارم.
نه کسی نیست.

28. نظرت در مورد این اعضا رو خیلی مختصر و مفید بگو:

رون ویزلی: یه کاربرِ آینده دار و همینطور یک کاراگاه و خبرنگار عالی.

آلبوس دامبلدور: یک طنز نویسِ قهار و همینطور یک ناظرِ کوشا

لرد ولدمورت: یک شخصیت پردازیِ قوی و در خورِ شخصیتِ لرد، یک نظارتِ همیشگی و مداوم.

• جیمز سیریوس پاتر: یویو و بس ... شوخی کردم؛ من می تونم بگم شناخت کمی دارم در مقایسه با تو (چون دوتاتون عین هم ـید. نمی دونم چرا .. ) اما اگه بابای مرلین هم منقضی شد حاضرم به طنز نویسیش قسم بخورم.

• مروپی گانت: یک منتقدِ عالی، یک ناظر عالی تر و همینطور یک جدی نویس فوق العاده.
• مرلین: از اونایی هست که زود گرم می گیره ولی برعکس من اصلا احساس بدی پیدا نکردم و خیلی خوشحالم دوستی مثل آرش پیدا کردم.

• دلورس آمبریج: باز هم شخصیت پردازیِ در خور و مدیریتِ بسیار خوب و طنز نویسیِ محشر

• چارلی ویزلی: دوس داره خوب باشه ... اما متاسفانه به دلیل رول نویسیش که کمی ضعیف بوده و سعی نمی کنه بهبود ببخشه، خیلی نگاه خوبی نسبت بهش نیست. ولی کلا خیلی نمی شناسمش فقط از روی کلافگی ناظرا به خاطر بعضی کاراش ...

• جیم موریارتی: یه رول نویس خوب ... یک خبرنگارِ چی بگم؛ واقعا محشر

• تد ریموس لوپین: دیگه درباره تو چی بگم؟ آهان، طنز نویسیت محشره تد، این رو از ته ته ته قلبم می گم. البته اون قسمتی که مربوط به امور و رول و غیره هست.

29. و اما سوال آخر این بخش که باید هم از طرف پروفسور فلیت‌ویک بهشون جواب بدی هم از طرف خودت یعنی هر مورد دو جواب داره.

30.
• توی آینه‌ی نفاق انگیز چه چیزی میبینی؟

فلیت ویک : پیروزی گروهش رو و همینطور بازگشت عزیزانش رو

خودم : موفقیت ... یک صندلیِ چرمین ِ خوشگل توی دانشگاهی که دوس دارم تدریس کنم و همینطور من، غرق در کتاب ؛ منظورم یک کتبخونه بزرگه، بزرگا، بـــزرگ ..

• هورکراکست چه شیئی ممکنه باشه؟

فلیت ویک : فلیت ویک حاضر نمی شه هورکراکس درس کنمه؛ مرگ رو به قتل یک انسان ترجیح میدهـ.

خودم : هیچ وقت حاضر نمی شم هورکراکس درس کنم؛ مرگ رو به قتل یک انسان ترجیح میدم.

• از بین یادگاران مرگ، مالکیت کدوم رو ترجیح میدی و چرا؟

فلیت ویک : به عنوان یک استاد دوئل من چوبدستی رو ترجیح میدم.

خودم : صدردصد چوبدستی رو ترجیح میدم چون چوبدستی می تونه آدم رو غیب کنه و دیگه نیازی به شنل نیست. هر چند باید ازش درست استفاده بشه.

• لولوخورخوره‌ات چه شکلیه؟

فلیت ویک : نمی دونم ... بهش فکر نکردم و فک می کنم نمی تونم این سوال رو خوب از طرف فلیت ویک جواب بدم.

خودم : حشرات، از زنبور ها متنفرم / دبیرِ ورزش؛ از ورزش هم (شاید جز بدمینتون) متنفرم.

• سپرمدافعت به چه فرمی در میاد؟

فلیت ویک : غیر مادی ؛ هرمیون عزیز پرسیده بود که یعنی چی ؟ راستش رو بخواید من فقط چیزی که از تو سایت ویکی هری ترجمه کردم و حدس می زنم رو میگم. سپر مدافع غیر مادی در حقیقت مثل بقیه سپر ها دارای شکل یک حیوون نیست. فک می کنم فقط نور و هاله بی شکل و متغیر هست. مثل باد ... چون رولینگ اطلاعات زیادی نداده نمی تونم چیز زیادی بگم.

خودم : شاهین ها رو دوس دارم. ولی احتمالا به دلیل علاقم به اینترنت، شاید وقتی ورد اکسپکتوپاترونوم رو اجرا کنم یه ایمیل به طرفی که قراره بهش پاترونوس بفرستم ارسال میشه.

شایدم همین شاهین بود.


ادامه سوالات تا امشب ...

PDF هم کلی می ذارم امشبب.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
دربرابر شرارت وزیر و مدیر خیانت کار و مفسد و چیزکش جامعه ساکت نمی مانیم ... !


تصویر تغییر اندازه داده شده

با هم، قدم به قدم، تا پیروزی ...


- - - - - - - - - - - - - - - - -


تصویر تغییر اندازه داده شده

تا عشق و امیدی هست؟ چه باک از بوسه دیوانه سازان!؟