جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

9 کاربر(ها) آنلاین هستند (5 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
9 مهمانان 0 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

[[chat]] قلم‌پر تندنویس

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: قلم پر تندنویس
ارسال شده در: پنجشنبه 22 اسفند 1392 12:23
نمایش جزئیات
آفلاین
آخی!بیچاره آیلین!چرا کسی ازت سوال نمی پرسه؟انقدر گمنامی تو؟صد دفعه بهت گفتم گوش ندادی که! باشه حالا بغض نکن خودم ازت سوال می رسم ولی خودت می دونی که فقط جنبه نمایشی داره.

عزیزکم خودتو برای بچه ها معرفی کن و بگو قصدت از ورود به این سایت چیه؟عامل نفوذی هستی؟ بگو چه اخلاقایی داری تا بهتر بشناسنت. مهمترین قسمتش اینه که برای بچه ها بگی چند سالته خرس گنده!
نظرت راجع به ایفای نقش و اینا چیه عایا؟ تو سایت دوستم پیدا کردی؟برای همین منو فراموش کردی نامرد؟!
چرا رفتی اسلیترین؟چرا به خاطر من نیومدی ریون؟حاضر شدی منو اونجا تنها بذاری بی معرفت!
چرا آیلینو برداشتی؟هان؟این همه شخصیت بود خب.
برای بقیه تعریف کن تو چه رشته ای درس خوندی و الان در حال انجام چه کارهایی هستی و اینا.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
when there is a will,there is a way
پاسخ به: قلم پر تندنویس
ارسال شده در: چهارشنبه 21 اسفند 1392 11:15
نمایش جزئیات
آفلاین
پرنس،
همینجوری داری توی پیاده رو راه میری و سرت پایینه و تو فکری که یدفعه گوشه متروک خیابون یک جسد میبینی. با شک و تردید و استرس میری سمتش و میبینی که روی لباسش نوشته "نگو و نپرس". توی بغلشم یه شیئی هست. دستتو دراز میکنی و برش میداری و متوجه میشی آخرین زمان برگردانیه که از زمان جنگ وزارتخانه هنوز باقی مونده...

...حالا که زمان برگردانو داری و میتونی برگردی به اول عضویتت... آیا اصلا عضو سایت میشدی؟ اگه میشدی همین شناسه و شخصیت ایفای نقش رو انتخاب میکردی؟ اگه همه شناسه های سایت باز بود...مثلا زامبیا حمله کرده بودن همه رو خورده بودن...اونوقت چه شناسه ای انتخاب میکردی؟ چه شناسه ای از نظر شخصیتی به خودت نزدیکتره؟

موفق باشی...چه اینجا چه در زندگی شخصیت.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: قلم پر تندنویس
ارسال شده در: سه‌شنبه 20 اسفند 1392 21:38
نمایش جزئیات
آفلاین
خب .. خب ... خب...

راستش من هم‌چنان منتظر جواب یک سری سوالات هستم که تو میزگرد وقت نشد از لیلی و لارتن عزیز بپرسم و با توجه به سطح گرفتاری این دوستان ( که بعد از خوندن میزگرد مطمئنم شما هم متوجه میشین چقدر زیاده ) ، تصمیم گرفتم مهمون بعدی رو اعلام کنم و هر وقت اون عزیزان بقیه جواب‌ها رو به من رسوندن، اون رو هم ارسال کنم.

پس این شما و این هم یکی از بهترین اعضای سایت، مرگخوار همیشه در صحنه، یک اسلیترینی اصیل.. آیلین پرینس.

تا آخر وقت شنبه فرصت دارین سوالا رو بپرسین تا شب عیدی یه مصاحبه داغ با این بانوی اسلی داشته باشیم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: قلم پر تندنویس
ارسال شده در: جمعه 11 بهمن 1392 19:09
نمایش جزئیات
آفلاین
لیلی و لارتن! چه بهم میاید رفقا.. واج آرایی لام هم دارید!

خب این چطور ممکنه؟ در واقع چطور ممکن شد، البته متاسفانه ممکنه خیلی خصوصی باشه، خب بیاید اینو نگیم اصلا از خیرش می گذریم! اصلا من خوب که فکر می کنم می بینم هرچی بپرسم خیلی خصوصی میشه باید مثل بابا بیدل طی این پست براتون آرزوی موفقیت کنم و برم!

ولی خب شاید یه چیزی باشه..

لیلی! من یادمه این برادر نارنجی ما پا به پای ما در حرکت بود برای پا گرفتن محفل ققنوس.. صبح به صبح بدتر از من از محل کار آن می شد پست می خوند پست می زد با ما پخ بازی می کرد!؟ چیکارش کردی که دیگه سایه ش هم تو سایت نمیوفته!؟ با جارو زدیش؟! ملاقه؟! با چی زدیش که دیگه اسم جادوگرانو می شنوه می زنه زیر گریه!؟

بذار بیاد دیگه!

و یه چیز خیلی مهم!

دفعه ی قبلم من یه سوال راجع به جادوگر درون پرسیدم که ندیدمش در مصاحبه ی فلیت ویک! تدی یه کاری نکن آپارات کنم ویرجینیا! بپرس این سوالو! از همه بپرس.. هر دفعه هم بپرس! خب؟!

یه سوال دیگه هم داشتم یادم نمیاد الان.. بسوزه پیر پیری! :pashmak:

فعلا زت زیات!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
باید از چیزی کاست.. تا به چیزی افزود!تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: قلم پر تندنویس
ارسال شده در: پنجشنبه 10 بهمن 1392 15:31
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام لارتن و لیلی جان از هر کدومتون دو تا سوال دارم.
اول از لارتن شروع می کنم ...
1. چرا با اینکه 7 ساله عضو جادوگرانید هنوز هم فعالیت دارید ، منظورم اینه که آیا هری پاتر هنوز هم از جذابیت گذشته براتون برخورداره؟
2.یکمی از ویژگی های جسمانی و روحی شخصیتتون برای ما بگید.
حالا لیلی عزیز می پرسم.
1.انگیزه شوما از انتخاب این شخصیت چی بود ؟
2.اگه حق انتخاب ازدواج با شخصیتی رو بهتون می دادند کدومو انتخاب می کردین؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پارسال ایفای نقش هرماینی گرنجر بودم!! بیکارم کردن !!بـــــــیکار!!
(البته از بروبچ جادوگران متشکرم چون واقعا زمان برای ایفای نقش نداشتم، رول نباید بیکار بمونه)

تصویر تغییر اندازه داده شده


به توئیترم هم سری بزنید!!
https://twitter.com/hamed__n
پاسخ به: قلم پر تندنویس
ارسال شده در: پنجشنبه 10 بهمن 1392 12:54
نمایش جزئیات
آفلاین
عمو!
خانجون!!

من کلی سوال دارم!

اول اینکه چی شد که اینطوری شد؟
از کجا شروع شد این قضیه و چجوری جدی شد و به این جایی رسیدین که الان هستین؟من تازه وارد گوگوری مگولی ام هنوز در این مورد و در آستانه ی 19 سالگی همچنان در چرخ گردالی ِ سرنوشت دارم سرگیجه می گیرم عمو

بعد اینکه عمو خورشت کرفس دوس داری؟
ننجون سالاد سبزیجاتو می پسنده؟

عمو من هنوز برام سواله که مگورین که بود و چه کرد. یا حتی از آرشام میخوام بگی برام!

عمو قشنگ برام توضیح بده مدیریت انفورماتیک یک شرکت قضایی با مدیریت انفورماتیک یک شرکت فضایی چقدر فرق داره و درآمد کدومش بهتره!
(کشتمت تدی اگه این سوالو حذف کنی!)

خانجون برای دوستامون از خانجون شدنت بگو :دی چی شد که خانجون من شدی و چرا من نمیتونم طور دیگه ای صدات کنم؟

عمو چرا وبلاگ نمی نویسی دیگه؟
چرا هیشکدوممون وبلاگ نمی نویسیم دیگه اصن؟ :|

من یادمه شما یه سری نقاشی هایی داشتین با هم. کار لیلی بود رنگ آمیزیش..
توضیح بدین از کجا شروع شد این نقاشی کشیدن ها و اگه ممکنه یکی دو نمونه شو بذارین واسمون.

راجع به علاقه ی عمو لارتن به زنگ انشا هم می خوام بدونم. از رماتیسم مغزی بگو. این اصطلاح از کجا اومد؟


من یه جادوگرانی تو خونه دارم. البته شرایط ماها یکی نیست اما خب حدس میزنم کم و بیش بحث های سایت و شوخی های بچه ها گاهی موضوع بحثتون باشه تو خونه.
همونطور که اینجا هست :دی
امم..این سوال نبود تدی..همینجوری گفتم که گفته باشم

آها آها
عمو از ماشین نارنجیتم بگو! چی بود قضیه ش؟ اون از کجا شروع شد؟ کلا از نارنجی هم میتونی بگی برامون البته

عمو، خانجون..
من روزای فوق العاده ای رو با شماها داشتم.
نصیحت هاتون..خاطرم هست!..که انصافا به حق بودن!.. بابتشون ممنونم. :)

یادمه یه بار یه بنده خدایی به من میگفت خوش به حالت! هر روز با مورفین میتینگ داری
شما دوتا هم خوش به حالتون خلاصه، قدر میتینگ هاتونو بدونین

اینطوری نگام نکن تدی..
گفتنی رو باید گفت..به جون ِ خودم!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: قلم پر تندنویس
ارسال شده در: دوشنبه 7 بهمن 1392 20:51
نمایش جزئیات
آفلاین
یـاهو


سلااااااااااام بر دوست جان های من!

چه خوبــــــــ ک یعد ِ قرنی من مشرف شدم ب این تاپیک تا 4 تا سوال بپرسم ! ... و چه کسایی بهتر از دوستان ِ گرماب ِ و گلستانمون ! :X

تدی :
نقل قول:
این دو عزیز که با زوج بودنشون هم محاسبات جیمز پاتر رو بهم زدن و هم سوروس اسنیپ


منو توجیح کنین ! ... یعنی واقعنی فامیل شدین ؟ ... یه جوری بیان شده ... زوج ِ راستکی هستین؟! ... اگه آرع ک من کجا بودم خبر نداشتم ؟! ... آقا اطلاع رسانی چقد پایینه ؟! ... چرا هیشکی بِم نگفت... از کی تا حالا؟ :((
من حافظم اوکی هست؛ نشون ب اون نشون ک عکسای سَر ِ عقد بینز ُ یادمه حتا با نگین خانِم !

- اوپس ! از کنجکاوی دَس ُ پام شل شده خدایی !!



پس سوال ِ 1 همین موضوع بالا بود ! :دی

2- لارتن ِ عزیز ؛ نظرت درمورد موضوع انشایی ک دادی و سونامی استقبالی ک ازش شده چیه؟! :|

3- لارتن عــزیز ؛ آیا بلاخره موفق شدی ک پَکِیج کامل لباس تیم ملی هلند رو تهیه کنی؟!

4- لارتن عــــزیز ؛ شخصیت ِ لارتن کریسلی رو با رسم شکل توضیح بده !


- - -

لیــــــــــلی جانم


خوبـــی خانوم مدیر ؟!

والا من سوال ِ خاصی ندارم ؛ ولی دیگه تریبون مفت ِ اُ اینا ! :))

در مورد سوال ِ یک توام یه توضیحی بدی بَد نیس ! :پی

2- لیلی عزیز ؛ چی شد ک تو مدیر شدی ُهمچون خورشید ِ پشت ِ ابر شدی؟

3- لیلی عــزیز ؛ آیا از سینیسترا خبری داری ؟! منظورم اینه ک تا چه حد با دوستانی ک در گذشته تو سایت داشتیم هنوزم بعد چند سال در ارتباطی ؟!

4- لیلی عـــزیز ؛ آیا هنو اون شاسخین بزرگ سفیدت ُ داری؟!


- - - -


سوالام بیشتر جنبه ی دور ِ همی داشت !
هیچ هم لوس نبودن !! من چون اول پرسیدم باید پذیرایی بیشتر بشما ! مَد ِ نظر بگیرین!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: قلم پر تندنویس
ارسال شده در: دوشنبه 7 بهمن 1392 07:20
نمایش جزئیات
آفلاین
نقل قول:
مهرانم، و با افتخــــــار (اینقد به رون گیر ندید) کوچک ترین عضو سایت هستم!!!! 13 ساله و متولدِ 21 امِ آذر ماهِ یک هزار و سیصد و هفتاد و نه (21/9/1379)

من واقعا به شما جوونا افتخار میکنم.. با ۱۳ سالگی خودم مقایسه میکنم و از خودم ناامید میشم کلا بعد حساب میکنم موقعی که اولین فیلم هری پاتر ساخته شد حدود ۱۴ سال پیش بود و شماها به دنیا نیومده بودین و دیگه کاملا از خودم ناامید میشم!
ضمنا فکر نکن از زیرش در رفتی ننوشتی هم‌شهری هستیم من حواسم نیستا!

نقل قول:
صمیمیت یه چیزی هست که تو انجمنی مثل جادوگران به خوبی وجود داره و این از هر چیز دیگه ای مهم تره؛ احساسی که آدم بعد از معاشرت اولیه با اعضا بهش دست میده خیلی مهمه.


دقیقاچیزی که همه ی ما رو بدبخت کرد.. شوخی کردم.. واقعا دوستی‌هایی که از اینجا شروع شده خیلی منحصر به فرد و خاصه... همینه که همه رو دوباره به اینجا میکشونه.

نقل قول:
هر کسی بخواد طنز نویسی رو شروع کنه و پستم رو ببینه کلا ایفای نقش رو میذاره کنار، اما همونجور که گفتی سعی می کنم خودم رو محدود نکنم، دوس دارم در آینده بیشتر طنزوجد نویسی رو تجربه کنم و همینطور طنز فاخر نویسی !


مخالفم.. نباید خیلی آدم خودشو محدود کنه. طنز یا جد نویسی با تمرین به دست میاد... حالا ممکنه تو یه سبک بیشتر احساس راحتی کنی یا بالفطره استعدادت تو یکی بیشت باشه ولی با محدود کردن مخالفم.. همه چی با تمرین به دست میاد.

نقل قول:
وقتی باهاش صحبت میکنی انگار داری با بابابزرگ پیرت صحبت می کنی.


بابابزرگ پیر... بیا این همه استعداد طنز داری بابا

نقل قول:
خشک، جدی و بازم خشک. اونا با این کم فعالیتیشون با وجود نظارت مداومشون از خودشون یه سری غولِ ترسناک ساختن. ایوان روزیه، خیلی خیلی خیلی خیلی مخوف تر از یه شخصیت اسکلتی هست در ذهن من.


ایوان به این ترسناکی که به نظر میاد نیستا.. قیافه‌اش غلط اندازه .. البته کادر قدیم مدیریت رو ندیدی وگرنه شاید نظر دیگه ای در مورد کادر فعلی داشتی.

نقل قول:
هورکراکست چه شیئی ممکنه باشه؟


من تو مصاحبه با بلا لفظ شیشه‌ی عمر رو پیشنهاد کردم جای هورکراکس.. توضیحی هم که مهران تو پست قبلی داده دقیقا چیزیه که تو ذهن منه.. منظورم چیز یا شخصیه که جونش به جونت بند باشه.

نقل قول:
یعنی تدریس در دانشگاه رو دوس دارم. از همین الان هم بعد از تدریس معلم، تدریس من
تو اولویته. مخصوصا برای درس تاریخ و یا علوم و یا دینی )من فقط خوب درس میدم اما خیلی از دینی
خوشم نمیاد.(


آدمای زیادی رو نمیشناسم که تو این سن بگن میخوان استاد دانشگاه بشن.. موفق باشی تو مسیرت!

نقل قول:
اکثر نوشتن هام تفریحیه ؛ اما شدیدا علاقه دارم در آینده رمان ها و داستان های کوتاه تاریخی بنویسم ؛ نمیدونم مجموعه تاریخ ترسناک رو خوندید یا نه؟ یا مجموعه سرزمین جاوید؟


راستش نه نخوندم و نمیدونم چه سبکی نوشته شدن... ولی پیشنهاد خوبیه برای اینکه ببینم چی هستن.

بازم ممنون فلیت‌ویک عزیز... میدونم با این تفاصیل باید منتظر کارهای بزرگی ازت توی سال‌های آینده باشیم.

**************


و آما سورپرایزی که گفته بودم برای برنامه‌ی بعدی قلم‌پر دارم:

اولین میزگرد ویژه‌ی قلم‌پر تندنویس

هر از گاهی بین مصاحبه‌های هفتگی که با اعضای سایت انجام میشه، قراره ویژه برنامه‌هایی با حضور دو مهمان داشته باشیم که به نوعی فعالیتشون با هم مربوطه.. حالا ممکنه زوج‌های نویسندگی باشن.. زوج‌های دشمن قسم‌خورده! باشن یا حتی زوج‌های واقعی!!‌ این مصاحبه‌ها به صورت کنفرانس آنلاین با این افراد انجام میشه... و متن کامل این صحبت‌ها در اختیار سایرین قرار میگیره. البته بدون سوالایی که شماها اینجا برای پرسیدن مینویسید، این میزگردها هم شدنی نیستن پس سوال بپرسید.

اولین زوج مهمان میزگرد قلم‌پر از محبوب‌ترین اعضای قدیمی جادوگران هستن... و هر چند یکیشون کم لطفی میکنه و خیلی وقته رول‌های خوبش رو ازمون دریغ کرده و اون یکی هم هر از گاهی میاد یه سوک سوک میکنه میره ولی بودنشون چه پشت صحنه چه روی صحنه همیشه باعث بهتر شدن ایفای نقش شده.

این دو عزیز که با زوج بودنشون هم محاسبات جیمز پاتر رو بهم زدن و هم سوروس اسنیپ () همانا اساتید روماتیسم مغزی... مدیره ی جادوگران و معلم زنگ انشای گریفن. درسته این شما و این:‌

خانم و آقای کرپسلی (لیلی اوانز و لارتن کرپسلی).

سوال بارونشون کنید!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط تد ریموس لوپین در 1392/11/7 9:37:51
ویرایش شده توسط تد ریموس لوپین در 1392/11/7 19:31:14
تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: قلم پر تندنویس
ارسال شده در: جمعه 4 بهمن 1392 00:50
نمایش جزئیات
آفلاین
برای ریش ما هم یه جایی باز کنین رفقای جان!

نقل قول:
اما خب امیدوارم با حضورِ پررنگ و بسیار بسیار بسیار مفید مهران، محفل دوباره روز های اوجش رو تجربه کنه. مهران به خوبی از پس مدیریت محفل دراومد؛ جدی میگم مثل ارباب که یک ولدمورت کامل هست، مهران هم یک دامبلدور بی نقصه.

وقتی باهاش صحبت میکنی انگار داری با بابابزرگ پیرت صحبت می کنی. (مهران که این اطراف نیس نه؟ :دی)


اولا که نه اصلا مهرانی این اطراف نیست فرزندم شما راحت باش عزیز دل!

خب.. ممنون از لطفت همنام عزیزم! اما خب واقعا نمی دونم در مورد به اوج رفتن چی بگم. کار سختیه و من بسیار دست تنها و پر مشغله م، کار و کاسبی زندگی به شدت دست و بال منو بسته ولی خب نهایت سعیمو دارم می کنم.

از همه بدتر چیزیه که دفعه ی قبل داشتم و الان خودش بدتر از من مشغوله.. بله، جیمز سیریوس پاتر؛ این پسرک این دفعه نیست کنار من و من به شدت از این بابت ناراحتم!

درمورد ایفای نقش.. نمی دونم چطوری انجام میشه ولی اگه شما میگید خوبه حتما خوبه، من واقعا تلاشی برای ایجاد این حس نمی کنم، برخلاف دوره ی قبل که براش سعی می کردم و به نظر خودم به دست نمیومد! به هر حال خوشحالم که پیرمرد خوبی هستم براتون!

نقل قول:
فلیت ویک : فلیت ویک حاضر نمی شه هورکراکس درس کنمه؛ مرگ رو به قتل یک انسان ترجیح میدهـ.


مهران جان!(چقدر سخته آدم اسم خودشو صدا کنه!) یه نکته ی خیلی ریز توی این موضوع وجود داره که سفید و سیاه نداره. توی زندگی آدما چیزایی هستن که عمر و جونشون محسوب میشه، حاضرن به خاطر اونا هرکاری بکنن، بکشن یا کشته شن! حالا شاید عزیزدل ولدمورت زندگی بود و بهش چسبیده بود، ولی هر کسی یه چیزی داره که حاضره به هر قیمتی بهش بچسبه و ولش نکنه! موافقی یا نه!؟

نقل قول:
آدم شوخی هستم ولی ذهنِ خلاقی برای استفاده مناسب از جملات طنز ندارم، مثلا این سوراخ دماغِ اواتار قبلیم رو آلبوس به گوش های تابه تاِ ذیذی گلو (دی) تشبیه کرده بود که خب همین کار رو من بعد از ساعت ها تفکر نمی تونستم انجام بدم.



ذهن خلاق طنز یا رماتیسم مغزی بعضا یه امر ژنتیکی نیست، با تمرینات خاصی به دست میاد بعضا! مثلا همین جیمز رو شما نگاه کن باباجان.. فکر می کنی ذهن طنزش چطور پرورش پیدا کرد؟ از بدو تولد اینطوری بود یا مورفین باهاش تو خونه کار می کنه؟! نخیر.. صرفا نشسته شرک و کارخونه هیولاها و زندگی جدید امپراطور و کوسه ماهی و شیرشاه یک و نیم و از این دست کارتونهای بامزه ای که من خودمم می بینم دیده.. واقعا هم موثره!

نقل قول:
مثل کلاس پیشگویی که این سری با سوال 1 ـش که خیلی سخت بود، خیلی طرفدار نداشت و یا قضیه تکالیف سختِ جلسه اول طلسمات.


حالا ایندفعه سختترشو می دم که کم کم ذهنتون ورزیده بشه!

یه کلام آخری هم در جایگاه پیرمرد مملکت دارم!

همنام عزیزم!
منم احتمالا وقتی تو سن تو بودم خیلی شبیه الان تو بودم، "سری پر ز باد و دلی پر ز شور" آبرفورثمون تو خونه بهم می گفت که تو عمرا ریونکلایی باشی، باید بری اسلایترین اینقدر که مغروری، منم مثل خودت می گفتم خاک عالم.. خدا به دور!

به عنوان یکی که تو چاله چوله افتاده می گم باباجان! رسم دنیا اینه که سر راه هر کسی که با سرعت میره دست انداز بذاره، افتادنم مشکلی نداره ولی بعضی چاله ها هستن که افتادن توشون بی بازگشته.. حواست بهشون باشه و به اون صندلی دوست داشتنیت تمرکز کن و سعی کن از جلوی چشمت دور نشه تا از دستش ندی!

موفق باشی آقا مهران!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
باید از چیزی کاست.. تا به چیزی افزود!تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: قلم پر تندنویس
ارسال شده در: پنجشنبه 3 بهمن 1392 23:45
نمایش جزئیات
آفلاین
خب، خب خب، اینجا چی داریم ؟

اومدم جواب بدم و برم و لی همچنان منتظر نظات دوستان هستم !

+ خیلی خیلی ممنون از پرفسور تافتی که فک می کنم اسمش رضا باشه و اینکه شروع کرد و اینا ...

++ و باز هم خیلی خیلی از مروپی عزیز ممنونیم که ادامه داد و اینا ...

کلا اینا ...


نقل قول:
حیف شد... من تازه داشت ازت خوشم میومد. همــر!


گفتم که، توی فضای مجازی من تقریبا خیلی کم افراد "جل صفت" دیدم. در حقیقت همشون هم سن و سال خودمن و توی اینجور سایت ها هم، پیداشون نمیشه! نگران نباش ...

نقل قول:
آلن ریکمن دیوانه است! عجب چیزی در آورده بود از اسنیپ... بی نظیر بود لامصب!


شخصیت پردازی و پرداخت قابل لمس ؛ خودش یه پا نویسنده است این ریکمن ...

نقل قول:
البته اینم بگم همیشه کلاسای تاریخـو یه جوری جیــم میشدم، شرمنده ی اخلاق ِ ورزشیت به هر حال .



چرا ؟ تقریبا من سر کلاس تاریخ اگه چیزِ درستی بگه و همش چرت بلغور نکنه دبیر، یهو دیدی تو حلقِ دبیر بودم، اصن خیره میشم به دبیر که خودش آب میشه میره تو زمین !

نقل قول:
ی خودشو معیار درستی ادعاهای خودش میدونه. با پیشفرض های خودش نتایجی که «خودش میخواد» رو میگیره و تمام ِ ملت رو هم به سمت اون نتایج هل میده... درنتیجه از وقتی که یادم میاد کافر بودم .


باهات هم عقیده ام؛ دینی رو بد جلوه دادن و اصن تو کتابا من تصویر خوبی از دینی نداریم؛ این خوب نیست ... آثارش هم به وضوح مشخصه ... ! |:

نقل قول:
یعنی از وجود فردی مث ِ تو بر این کره ی فسقلی ِ گه گاه کسل کننده خوشحال شدم...


ما هم بسیار از اینکه فهمیدیم شما موجودی جز شرکت کننده کلاس ها ( ) هستید بسیار خوشحال شدیم، موفق باشی و پایدار ...

نقل قول:
دستم رو به سمتت دراز میکنم و در صورت تمایل به یک آغوش هم دعوتت میکنم... خواستی میتونیم از هم آغوشی فراترم بریم .


ما هم دورا دور، دستِ دوستی را سمت شما دراز می کنیم؛ فقط اگر جنسیتت مطمئنی حاضرم پیشنهاد آغوش رو هم قبول کنم ... ( )

باز هم خیلی خیلی ممنون از تو، پرفسور تافتیِ تجسم ناپذیر ... (ک.ر.ب.پروفایلت)



- - - - - - - - - - - - - - - - - -



نقل قول:
مادر گرام ِ ارباب قدم به صحنه می‌گذارند.


همیشه حاضر در صحنه ...

نقل قول:
ما از همین‌جا اعلام کنیم که بُریدن نان ِ مردم، به شدت توسط مرلین کبیر حرام محسوب شده. خواستیم در جریان باشید فقط!


( )

نقل قول:
هیچ‌کس نمی‌تونه پیش‌بینی کنه عکس‌العمل شما چیه. نمی‌تونه پیش‌بینی کنه موضع‌گیری‌تون سر فلان قضیه چیه و غیره. لایک!


دقیقا، منم به همین دلیل دوس دارم ولی خب شخصیت پردازیِ دقیق و ظریفِ یک خاکستری بسیار بسیار دشواره؛ همین غیر منتشره بودن رو باید جا بندازی ... کارِ عظیمیه !

بیگ لایک

نقل قول:
گفتی به تازه‌واردا از لحاظ رول‌نویسی آموزش بدیم؟ چطوری؟ یعنی دوست داری چه حرکتی بزنیم در این راستا؟


خب ببین عاقا موقعی که فعاله انجمن یعنی تابستون سعی کنید با گذاشتن یه سری کار های جذاب، کاربر رو جذب کنید و نگه دارید و در عین حال نگهش دارید.

من می خوام رک مثال بزنم ؛ این اکادمی علوم افسانه ها بود که کم کم اجباری شد؛ این ایده جذابی بود؛ یعنی کاربر رو در وهله اول در سایت نگه می داشت، در وهله دوم اجرای جذابش بود که بازم به خوبی انجام شد. و در همین حین طنز ها و تدریس های جذاب، رول نویسی هم آموزش داده میشه.

من منظورم یه اکادمی نیست ؛ من منظورم یه دوتا تاپیک بر توضیح قوانین رول نویسی و اموزش رول هست ؛ مثلا خودم شدیدا دنبال آموزش رول نویسی طنز می گردم، اگه باشه خب عالی میشه ...

نقل قول:
مثلاً یعنی به صورت فرد فرد، فعالیت افراد رو زیر نظر بگیریم؟ یک ذره خود زورو پنداری نمی‌شه حکایت؟


خب مگه چن نفر در اوج فعالیت وارد ایفا میشن و مثل آلیس مثلا از خودشون علاقه نشون میدن ، ها ؟

خب اگر سعی کنید بهشون یه سری مشاوره تو پیام خصوصی بدید، فقط به اونایی که بهشون امید هست و پایبندشون کنید عالی میشه.

بازم ایده بود میگیم بهتون ...

نقل قول:
مروپی گانت: یک منتقدِ عالی، یک ناظر عالی تر و همینطور یک جدی نویس فوق العاده.


نظرم این بود و بهش هم اعتقاد دارم ...


نقل قول:
ولی وقتی می‌رم سر کلاس همه‌چی رو یادم می‌ره.


به، مادرِ گرام ارباب، مدرس مملکت هم هستن؛ تبریکات ما را صمیمانه بپذیرید ...

نقل قول:
در راستای کتاب‌های تاریخی، دلاور زند رو خوندی؟ محشره!


خب متاسفانه من خیلی رمان تاریخی نخوندم ؛ یعنی گیر نیاوردم و در حقیقت بیشتر دنبال تکمیل اطلاعات تاریخیمم ... ولی اون الیزابت رو اشنایی دارم باهاش، تو نمایشگاه شیراز هم بود، من تسترالیت کردم نخریدم ... ):

خیلی خیلی ممنون از تو مروپی عزیز !

امیدوارم هردوتون، تافتی و مروپی گانتِ فقید، هیچ وقت از طاقچه ذهنِ دوستانتون پاک نشید و همیشه در تقویمِ تاریخِ ذهنشون جایی برای شما باشه ؛

میدونم هست ... !


[left]پرفسور فیلیوس فلیت ویک
مهران
[/left]

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
دربرابر شرارت وزیر و مدیر خیانت کار و مفسد و چیزکش جامعه ساکت نمی مانیم ... !


تصویر تغییر اندازه داده شده

با هم، قدم به قدم، تا پیروزی ...


- - - - - - - - - - - - - - - - -


تصویر تغییر اندازه داده شده

تا عشق و امیدی هست؟ چه باک از بوسه دیوانه سازان!؟