جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

214 کاربر(ها) آنلاین هستند (198 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
214 مهمانان 0 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

دور دوم انتخاب بهترین‌ها

نشان انتخاب بهترین‌های سایت جادوگران

دور دوم هفتاد و هفتمین دورهٔ انتخاب بهترین‌های سایت جادوگران برای فصل تابستان ۱۴۰۵ آغاز شده است؛ با رأی خود از اعضای اثرگذار جامعه قدردانی کنید.

مهلت شرکت: ۲۹ و ۳۰ شهریور
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 2 کاربر مهمان
پاسخ به: قلم پر تندنویس
ارسال شده در: پنجشنبه 5 دی 1392 00:54
نمایش جزئیات
آفلاین
نقل قول:

نقل قول:
مهران می‌گه کلاً مفسده‌ای، اخلاق ِ خوب نداری. ما هم همینو به عنوان جواب تحویلتون می‌دیم! :پی


تو از کی به حرفای مهران گوش میدی؟؟


یک بار هم که یه نفر به راه راست هدایت شد و به حرف حساب گوش کرد شما نذار تدی جان!

همین کارارو می کنید ممکلت کودتا میشه دیگه!

بگذریم از این..

رونالد ویزلی!

* اول از همه برای من مشخص کن که چرا رون ویزلی؟! بوی هرمیون به مشامت خورده بود؟! طرفدار اما واتسونی باباجان!؟

* و دوم.. رون من واقعا استعداد رول نویسی خوبی در وجودت می بینم. این چند وقت اخیر واقعا پیشرفت خیلی خوبی داشتی، پستهای آخرت واقعا قشنگن.. دلیل این پیشرفتتو بگو تا شاید با این تجربه ت ما بتونیم دست یک سری دیگه رو هم بگیریم و چندتا نویسنده ی خوب برای جادوگران جذب کردیم!

* کلا نویسندگی رو چقدر دوست داری؟ برات چه معنی ای داره.. اینو در مورد فانتزی هم بگو..

* رون! بچه بودی جادوگر بازی می کردی!؟

* شخصیت مورد علاقه ت؟ شخصیت منفور؟ می تونه هری پاتریم نباشه!

* برتی بات دوس داری؟!


من دیگه رفع زحمت کنم مثل اینکه فاوکس صدام می کنه!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
باید از چیزی کاست.. تا به چیزی افزود!تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: قلم پر تندنویس
ارسال شده در: چهارشنبه 4 دی 1392 05:06
نمایش جزئیات
آفلاین
اول معذرت واسه تاخیر..امان از سفر یهویی! دوم ما مث برنامه‌های صدا و سیما که وسط بلبشو به روال عادی خودش ادامه میده... اینجا سوت زنان و در آرامش به کار خودمون می‌رسیم!

دوم ممنون از مروپی عزیز. امیدوارم بتونه از مخفیگاهش اینو بخونه و هر جا هست سالم باشه! (ما حساب خواهر و برادر رو جدا میکنیم ). مرسی از وقتی که گذاشتی و پاسخهای خوبی که دادی و جای جای مصاحبه که منو شرمنده کردی

نقل قول:
وقتی می‌نویسم، یه تیکه از روحمو می‌ذارم توی نوشته‌م و می‌فرستم که بره. بره یه جای بهتر!


خیلی قشنگ وصف کردی حس نوشتن رو.. کوتاه و کامل!

نقل قول:
این شد که سوژه‌ی قبرستون رو داد. هدف بیشتر احیاء یه سبک و دور هم بودن بود. بقیه رو نمی‌دونم، ولی وقتی تموم شد، من واقعاً تا مدت‌ها حس می‌کردم یه چیزی کم شده. کلی هیجان داشتم بیام ببینم بچه‌ها چی‌کار کردن و چی نوشتن!


دقیقا منم وقتی قرار شد تمومش کنیم حس تو رو داشتم... دوست نداشتم تموم بشه ولی می‌دونستیم باید تموم بشه.

نقل قول:
علی نیلی، مرسی به خاطر همه‌ی این دوستایی که به من دادی! 


اهوم.. عله مچکریم!

نقل قول:
از مؤخره که اصلاً راضی نبودم.


راضی نبودیم ولی کلی کاراکتر بهمون داد.. اسم نبرم حالا!

نقل قول:
مهران می‌گه کلاً مفسده‌ای، اخلاق ِ خوب نداری. ما هم همینو به عنوان جواب تحویلتون می‌دیم! :پی


تو از کی به حرفای مهران گوش میدی؟؟

نقل قول:
خودمم که پیانو می‌زنم و عاشق پیانوم. 


ببین.. همیشه چیزای جدیدی هست که میشه در مورد دوستات یاد بگیری!

نقل قول:
در نظر بگیر که همیشه مهمون ِ قلم‌پر یکی از آدمایی که می‌شناسی‌شون نیست. باید برای این حکایت یه تمهیدی اندیشیده بشه! :دی بعد مثلاً من اگه خواننده بودم، دوست داشتم مصاحبه شونده در مورد خصوصیات اخلاقی‌ش بیشتر توضیح بده. حتی دوست داشتم بگه چرا شخصیتی رو که داره و پرورش داده، این شکلی شده و الی آخر.


حرفتو قبول دارم و مرسی از نظراتت... حتما ازشون استفاده میکنم.

--------------------------------------------
و اما در جواب لرد ولدک عزیز:‌

نقل قول:
ب شما کاملا اشتباه میکنین.نظر آدم با گذشت زمان ممکنه عوض بشه.مخصوصا اگه 5-6 سال از اظهار نظر قبلیش گذشته باشه.آدما پخته تر میشن.با تجربه تر میشن.هر روز چیزای جدیدی یاد میگیرن.

ولی خب...این حرف مروپ که گفت فکر نمیکنم لرد تمایلی به مصاحبه داشته باشه درسته.خیلیا منو میشناسن.هم خودمو میشناسن هم نظرمو(نظر فعلیمو) میدونن هم با طرز فکر و اخلاقم آشنا هستن.احتمالا مصاحبه من پر از حرفای تکراری میشه.فکر میکنم فعلا اعضای جالب توجه تری برای مصاحبه موجود باشه که همه کنجکاو باشیم درباره شون بیشتر بدونیم.


دقیقا به خاطر اینکه آخرین مصاحبه با شما ۵ سال پیش بوده، در نظر داشتم زمانی ازت دعوت کنم... فکر میکنم فعلا جواب دعوتم رو گرفتم ولی ممکنه بازم سراغت بیام.. این گرگ پیر دوست داره ولدک ها رو پخ کنه!
=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

ما در دوران کودتا چه وزیر باشد که نباشد چه نباشد که نباشد! به برنامه‌مون ادامه میدیم

مهمون بعدی برنامه،از اعضای تازه وارد و خیلی خوب سایته که عده‌ای هم اون رو در حال حاضر لایق رنک بهترین عضو تازه‌وارد می‌دونن.. این مهمون عزیز کسی نیست جز رون ویزلی.

تا یکشنبه فرصت دارین سوالات خودتون رو بپرسین.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط تد ریموس لوپین در 1392/10/4 18:58:18
تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: قلم پر تندنویس
ارسال شده در: دوشنبه 2 دی 1392 21:31
نمایش جزئیات
آفلاین
از تدی و مروپی تشکر میکنیم.

از اینکه در پایان مصاحبه ازمون تقدیر و تشکر به عمل اومد ابراز شادمانی و مسرت میکنیم.

زدن اون شکلک حرکتی بس ناجوانمردانه بود.این حرکت شدیدا رو محکوم میکنیم.

آرمینای توی مصاحبه شیطنتش کمی کمتر و کنترل شده تر از آرمینایی بود که من دیدم!


شلیره

نقل قول:
مصاحبه با لرد؟؟؟
والا با لرد دوتا مصاحبه شده که هر دو هم خیلی کامل بودن و فکرم نکنم حرفای الان لرد با حرفای اون موقع فرق داشته باشه مگر این که لرد راضی شه یکم وارد زندگی خصوصیش بشیم

خب شما کاملا اشتباه میکنین.نظر آدم با گذشت زمان ممکنه عوض بشه.مخصوصا اگه 5-6 سال از اظهار نظر قبلیش گذشته باشه.آدما پخته تر میشن.با تجربه تر میشن.هر روز چیزای جدیدی یاد میگیرن.

ولی خب...این حرف مروپ که گفت فکر نمیکنم لرد تمایلی به مصاحبه داشته باشه درسته.خیلیا منو میشناسن.هم خودمو میشناسن هم نظرمو(نظر فعلیمو) میدونن هم با طرز فکر و اخلاقم آشنا هستن.احتمالا مصاحبه من پر از حرفای تکراری میشه.فکر میکنم فعلا اعضای جالب توجه تری برای مصاحبه موجود باشه که همه کنجکاو باشیم درباره شون بیشتر بدونیم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: قلم پر تندنویس
ارسال شده در: دوشنبه 2 دی 1392 19:13
نمایش جزئیات
آفلاین
درود بر ملت غیور پرور ( :ھمر: ) جادوگرانآرمینام، شونزده بھمن دنیا اومدمتھران زندگی میکنم، دانشجوی کارشناسیم و معلم. ( قبول دارم، بچه ھا خیلی زود بزرگ میشن! :دی )


جسارتا چه رشته ای ؟ و معلم چه درسی؟


یکی یهدونه، عزیز دردونه!


احیانا قسمت دومش چیز دیگه ای نبود؟


ویولت... این اسم از کتاب بچهھای بدشانس برداشته شده که به جز بحث مخترع بودن و عشق مکانیک بودنش، ھیچ چیز مشترکی با اون کاراکتر نداره!


بچه های بدشانس؟؟؟؟ :
درست یادم نمیاد همون که 3تا خواهر برادریتیم بودن که یه فامیل خبیثم داشتن؟

دروغ چرا کلاً ھیچوقت با ھاگوارتز اونطوری حال نکردمدر موردش نظری ھم نمیدم! :دی


صحیح است صحیح است

از مؤخره که اصلاً راضی نبودمینی قشنگ وقتی آخر کتابو خوندم، از بالای تختم پرتش کردم تو دیوارشاید خیلی احساسی باشه، ولی حس میکردم بھم خیانت شده با این پایان مسخرهمطمئن نیستم کدومو بیشتر دوست  داشتمراستش این پایان، روی تمام احساسی که به کل کتابا داشتم تأثیر گذاشت


جدی؟
من که هفتا کتابو مث روزنامه خوندم کاملا بی احساس نه واسه مرگ کسی گریه کردم نه از دست نویسنده عصبانی شدم

دوست دارم مھمون بعدی.. لُرد باشه میدونم قبول نمیکنه البته! :-" ) چون خودم شخصاً بسیار دوست دارم افاضات حضرت لُرد رو بخونم. اگه این نشد، شامپو ھم خوبه. افاضات اونم دوست دارم بخونم! :دی


مصاحبه با لرد؟؟؟
والا با لرد دوتا مصاحبه شده که هر دو هم خیلی کامل بودن و فکرم نکنم حرفای الان لرد با حرفای اون موقع فرق داشته باشه مگر این که لرد راضی شه یکم وارد زندگی خصوصیش بشیم

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: قلم پر تندنویس
ارسال شده در: دوشنبه 2 دی 1392 18:10
نمایش جزئیات
آفلاین
اهم اهم. لخت و نامحرم نباشه. مادر گرام ِ ارباب دارن وارد می‌شن.

توجه: فایل زیپ شده‌ای که در خدمت شما قرار گرفته، شامل وُرد و پی‌دی‌اف توأمانه. هرکدوم که راحت‌ترید رو استعمال بفرمایید.

نکته‌ی بعدی این که شکلک ِ پشمالویی که قر می‌ده =

شکلک پیرمرده که لقوه داره =

شکلک ِ = تصویر تغییر اندازه داده شده


بقیه شکلکایی که کدشونم زدم که واضحن! :دی

لازمتون می‌شه.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

پیوند فایل:


zip اندازه فایل: 161.38 KB; بازدیدها: 16
دوستش بدارید که آنچه می‌توانست، انجام داد تا دوستش بدارند...
پاسخ به: قلم پر تندنویس
ارسال شده در: شنبه 30 آذر 1392 18:09
نمایش جزئیات
آفلاین
ممنون از همه و سوالات خوبی که پرسیدین. اکثر سوالات توی متن مصاحبه بدون ذکر اینکه کی پرسیده استفاده شدن و خلاصه راضی باشین!

ضمنا فهرست مصاحبه‌های قلم‌پر به روز شده و می‌تونید ببینید چه زمانی کدوم کاربرها مصاحبه شدن و بر اساس اون پیشنهاد بدین که دوست دارین چه افرادی روی صندلی داغ ما بشینن!‌

مهمون بعدی به زودی معرفی میشه.

به لارتن: عمو جان ما مثلا جادوگرهای سفید هستیم... اگه کسی جواب سوالی رو نخواد بده تنبیهش نمی‌کنیم!‌
----------------------------------------------------------

اینهم سوالا ما خدمت بانو مروپی گانت:


افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

پیوند فایل:


zip اندازه فایل: 19.52 KB; بازدیدها: 18
تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: قلم پر تندنویس
ارسال شده در: جمعه 29 آذر 1392 23:03
نمایش جزئیات
آفلاین
1- شخصیت شناسه تان را که می شناسیم... عشق را به ضرب معجون آن به دست آورد و به همان سرعت از دست داد... شخصیت ماگلی تان به عشق اعتقاد دارد؟ آیا تاکنون عاشق شده است؟ چند بار؟

2- ویولت بودلر را کمی به خاطر داریم. وقتی ما وارد شدیم، قبلا خارج شده بود و وقتی ما خارج شدیم، مروپ گانت وارد شد درنتیجه هیچگاه آنقدر همزمان نبوده ایم که شناختی از شخصیت واقعی هم داشته باشیم. ولی نوشته هایتان برایمان جذابند! (این کلام ابدا ربطی به خواستگاری بعدمان نمی دارد تصور نمی نماییم بخواهید چهل و چهارمین همسرمان باشید که به طور کاملا تصادفی دار فانی را وداع خواهد گفت!) سوالی که برایمان پیش می آید اینست که چرا ویولت را کشتید و مروپ را زنده کردید؟

3- وقتی سفید بودید بهتر می نوشتید یا حال که سیاه گشته اید؟ نظر خودتان درمورد عملکردتان چیست؟

همین!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
هه!
پاسخ به: قلم پر تندنویس
ارسال شده در: جمعه 29 آذر 1392 21:33
نمایش جزئیات
آفلاین
فک کن خونتون در حال سوختنه و فقط میتونی 3 تا وسیله رو نجات بدی . اون سه تا وسیله چیه؟؟

نظرتو به طور کامل در مورد شب یلدا بگو؟

تو زندگیت تا حالا پیش اومده که بخوای خودکشی کنی؟

چقدر به شانس اعتقاد داری؟

همین جا فی البداهه یه شعر بگو؟

برای حسن ختام یه جوک بگو؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: قلم پر تندنویس
ارسال شده در: جمعه 29 آذر 1392 13:16
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام بر مادر لرد سياه

١- مادر لرد سياه بودن چه وظايفى دارد؟

٢- چرا گروه هافپاف رو انتخاب كريد؟

٣- نظرتون درباره ى گروه مرگخواران چيه؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

به ياد قديما
پاسخ به: قلم پر تندنویس
ارسال شده در: چهارشنبه 27 آذر 1392 20:28
نمایش جزئیات
آفلاین
پیشاپیش اعلام کنیم که ما بیشتر تشریف فرما میشیم که حرف های نگفته مونو بگیم.سوالا زیاد برامون مهم نیست.حذف شدنشون هم قلب نداشته مون رو جریحه دار نمیکنه.باشه گرگه؟


مام! .

تو این سایت معمولا اعضایی که یه نقش رو مال خودشون کردن فراموش نمیشن.مخصوصا نقش هایی رو که تو کتاب کمرنگ بودن.مثلا الان یکی بگه مورفین گانت...همه ما(کسایی که مورفین رو میشناسن) فقط یاد یه نفر میفتیم.اینا اعضایی هستن که ایفای نقش سایت جذابیتش رو همیشه مدیونشونه.
شما وقتی بعد از مدتی نسبتا طولانی برگشتین بجر یه عده محدود که هم دوره شما بودن کسی شما رو نمیشناخت.اعضای سایت با ویولت آشنا نبودن.تا جایی که من دیدم معمولا در این مرحله کسی حوصله نداره از صفر شروع کنه!عکس العمل معمول اعضای قدیمی در این حالت یه جورایی خصمانه اس!برخوردشون اینو القا میکنه که اصلا شما کی هستین که منو نمیشناسین.اهمیتی برام ندارین!تازه واردای بی ارزش!!
ولی شما چیکار کردی؟
شما اعضای فعلی سایت رو قبول کردی و خودت رو به عنوان تازه وارد در نظر گرفتی.از اول شروع کردی.به جای اعتراض و جبهه گرفتن, به سرعت خودتو با شرایط وفق دادی.یه نقش عجیب و تجربه نشده مثل مادر ارباب انتخاب کردی و مصرانه فعالیت کردی!با گرفتن مسئولیت ویزنگاموت سعی کردی تجربیاتتو در اختیار بقیه هم بذاری.سبک های قدیمی رو که به نظرت جالب بودن دوباره احیا کنی, ولی کم کم با ملایمت.
در مدت کوتاهی طوری جا افتادی که وقتی یه هفته نیومدی جای خالیت شدیدا احساس میشد و همه , از جمله خودم دنبالت میگشتیم.
شما دو تا نقش رو مال خودت کردی.هم ویولت و هم مروپی.به نظر من الگوی خیلی خوبی هستی برای بعضی از قدیمیایی که برمیگردن و متاسفانه ظرف یک هفته به بن بست میرسن.
به اینم اشاره کنم که به نظر من نقش مادر ارباب رو که واقعا هم سخت بود خیلی خوب از آب در آوردی.من یکی صد در صد ازش راضی بودم.حتی از تلاش هاش برای ازدواج لرد که یه جورایی با نقش لرد همخوانی نداشت.یا لقب های خلاقانه ای که برای مورد خطاب قرار دادن لرد ازشون استفاده میکرد.

این از مروپی گانت...و اما آرمینا!

آرمینا یکی از خونگرم ترین و خوش اخلاق ترین و دوست داشتنی ترین مشنگ هاییه که تو این سایت شناختم.یکی که انگار هرگز عصبانی نمیشه.نمیترسه.نگران نمیشه.کینه ای به دل نمیگیره.با هر شخصیت و احساس و طرز فکری کنار میاد.

اصلا سرتا پاش انرژی مثبته!

راستش بدمون نمیومد ما هم همچین اخلاقی داشتیم!

حالا نوبت سواله!

خیلیا احتمالا ویولت رو فراموش کردن.خودت گهگاهی ازش یاد میکنی و میگی الان اگه ویولت بود فلان کارو میکرد و فلان جواب رو میداد.

1-ویولت و مروپ رو با هم مقایسه کن.آرمینا به کدومشون شبیه تره؟
2-اخلاق یا شخص خاصی هست که نتونی باهاش کنار بیای؟


زیر سایه ارباب, اگه خسته شدی بده نصف سوالا رو زنگوله طلاییت جواب بده.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!