جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

6 کاربر(ها) آنلاین هستند (5 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
4
مهمانان
2
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
هاگوارتز وحشی!

هاگوارتز وحشی!

بردلی 1405/03/23 03:30  25 خواندن  بدون نظر 
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  123 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  243 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  240 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  323 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  226 خواندن  1 نظر 
wand

روزنامه صدای جادوگر

wand
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: رادیو وزارت!
ارسال شده در: شنبه 18 آبان 1387 22:13
نمایش جزئیات
آفلاین
خشششش ... فرررت ... زرررت ... شپلخ ...

و هم اکنون با عناوین جدیدترین خبرها و گزارش جنجالی ریتا اسکیتر :

" تصویب لایحه تک فرزندی در جامعه جادوگری "

" استیضاح پیوز و برملا شدن دروغ ها وی "

" انتخاب باراک اوباما به عنوان آبدارچی خانه ریدل "

و " سقوط یک فروند جارو درون فاصلاب قصر گریمولد "


و حالا گزارش عجیب و تاثیر گذار خانم ریتا اسکیتر :

[صدای ریتا پخش میشود] باز هم پایان دوره وزارت با بحث های داغ و جنجالی انتخابات آینده همراه شد. خبرها حاکی از آن است که بلیز زابینی به عنوان نماینده مرگخواران در انتخابات وزارت جادو شرکت خواهد کرد. همچنین بعضی کاندید شدن آرشام ، این عضو باتجربه گریفندور را قطعی میدانند. طرفداران وی از همین لحظه مبارزات انتخاباتی خود را آغاز کرده اند !

باید ببینیم این انتخابات آیا بر طبق اخلاق های انتخاباتی برگذار میشود و یا با زیر پا گذاشتن این ارزشی ها همراه خواهد بود.

همچنین هوکی ، کاندید احتمالی دیگر انتخابات وزارت نیز خود را برای پیروزی آماده میکند. در همین ضمینه مصاحبه ای با معاون وزیر سحر و جادو داشته ایم :

« سلام آقای معاون وزیر ! »

« برو بوقی ... بگو پیوز ... بگو بدبخت ... بگو مظلوم ! ... من که دیگه معاون نیستم اون بالا رو بخون ! »

« چی شده ؟ »

« هیچی باو ... به خدا من از دانشگاه هاروارد دکترای افتخاری داشتم ! اما حتی دیپلم هاگوارتسم هم ثابت نشد »

- باید ببینیم با این اوضاع سیاسی ... این انتخابات چگونه برگذار میشود ... نظر شما چیست ؟ برنامه بعدی : مصاحبه با مردم پیرامون انتخابات ...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
هلگا معتقد بود ...
« هوش و علم ، شجاعت و غلبه بر ترس و حتی نجابت و وقار به وسیله سختکوشی قابل دسترسیه ! »


تصویر تغییر اندازه داده شده






A Never Ending Story ...
Re: رادیو وزارت!
ارسال شده در: شنبه 4 آبان 1387 21:45
نمایش جزئیات
آفلاین
زرررررررررررت خشششش فرت! زرت! بیـــــــــــــــــــــــــــــــب!
وزیر مردمی روی صندلیش لم داده و بالاخره موفق به درست کردن رادیو ی بوقش شده .
صدای مجری به سختی از داخل رادیو قابل شنیدنه :
_ با ما باشید با صدای وزارت. هم اکنون نظر شمارا به اخبار مهم این چند روزه جلب میکنیم :

" وزیر سحر و جادو : دهن مخالفین سرویس!"
" پیدا شدن بسته 5+1 در توالت شوری گیلدوری لاکهارت"
" بعد از گذشت هفتاد سال ، مشاهده یک کامیون مقابل خانه مخصوص لرد ولدمورت شامل یک تخت دو نفره! "
و اما مهمترین اخبار :
" پیوز : من معاون وزیر شدم ... من معاون وزیر شدم ... من معاون وزیر شدم ... من معاون وزیر شدم ... !"


_ و اکنون بعد از شنیدن آهنگی با ما باشید با یک مصاحبه جنجالی با معاون وزیر سحر جادو ، پیـــــــــــــــــــــوز!

ددررری! دررری ... جون من عشوه نیا ناز نکن درررری! یک قر بده بوس نده ... دررری! یه بوق بزن صاف نیا! یه تاب بده ناز نکن ...


و هم اکنون یک مصاحبه جنجالی با معاون وزیر سحر و جادو:
_ میشه یک معرفی اجمالی بکنید خودتون رو برای شنوندگان؟
صدای جیغ جیغی پیوز ، روح مزاحم به خوبی بین سر و صدا قابل تشخیص بود.
_ معاون وزیر سحر و جادو هستم تمام!
_ یکم دیگه ...
_ معاون اول وزیر سحر و جادو هستم تمام!
_ ممنون ! ممکنه درباره اهداف وزارت سحر و جادو توضیح مختصری بدید؟
_ چون من معاون وزیر سحر و جادو هستم باید از خود وزیر بپرسید چون من معاون وزیر سحر و جادو هستم!
_ آها! نظرتون درباره انتخاب جدید چی هست؟
_نظری ندارم چون معاون وزیر سحر و جادو هستم!
_ ممنون از صحبت های ارزشمند شما پیو...
_ نخیر معاون وزیر سحر و جادو نه پیوز! معاون وزیر سحر و جادو!
_ بسیار خوب معاون وزیر بوق و بوق بوق! بر میگردیم به ادامه اخبار و مشکلات وصف ناپذیری که مردم با آب شهری که می گویند غول ها درون آن پی پی کرده اند بر میگردیم!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: رادیو وزارت!
ارسال شده در: شنبه 4 آبان 1387 20:47
نمایش جزئیات
آفلاین
خشششش ... خششش .. پشششش .. زرررت ( رادیو بوقیده شد ! )


در پی پراکنده شدن شایعاتی در مورد خودکشی وزیر ، معاون اول وزیر بیانیه ای تنظیم کردند که در زیر قرائت میشود :

بسم رب الهاگوارتس !

صحنه را دیدم ...

با توجه به شایعات اخیر توجه جامعه جادوگری را به توطئه های اخیر جلب میکنم ! و نوید سلامتی وزیر مردمی را به همه دوستاداران وی میدهم.

همچنین خواستارم که جامعه فرهیخته ما ، شایعات و دروغ های دشمنان را باور نکرده و تحت تاثیر تبلیغات قرار نگیرند. چنانکه این تبلیغات گاها بر ضد بنده حقیر نیز هست !

با تشکر ...
پیوز - معاون اول وزیر جادوگری

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
هلگا معتقد بود ...
« هوش و علم ، شجاعت و غلبه بر ترس و حتی نجابت و وقار به وسیله سختکوشی قابل دسترسیه ! »


تصویر تغییر اندازه داده شده






A Never Ending Story ...
Re: رادیو وزارت!
ارسال شده در: شنبه 4 آبان 1387 15:40
نمایش جزئیات
آفلاین
اندر احوالات وزارت البوس سورس پاتر

اين پسر عله كله زخمي ، اين فرمانرواي محفل ققنوسو جنگجوي رزمي ، اين برادر جيمز سيريوس ، اين رفيق تد ريموس ، اين شاه قدرت طلبان ، اين به دنبال رداي سران ، اين يار تازه واردان ، كسي كه نيست مخ زني اش زير سوال ، شيخنا البوس سورس پاتر ، وزير الوزرا ، اندر احوالاتش امده است كه :

گويند وقتي كلاه وزارت را بر سر نشاند ، هفت شبانه روز را از براي انتخاب وزرا طي كرد و چون روز هشتم فرا رسيد كابينه اي بنا داشت از خوبان و اسم بزرگان ، از راجر ديويس مدير گرفته تا سارا اوانز كبير.
دهان عامه كف بكردي از اين اسامي نيكو و در دل برخود دورود فرستادندي از براي انتخاب اين وزير .
و شيخنا ندانست كه اسم گرچه باشد نيكو ، توشه گذشته است و انگيزه در اين بزرگ نامان نيست از براي فعاليت و اينگونه شد كه وزارت خفت و ژرف خفت.

امده است كه روزها گذشتند و در وزارت توفيقي حاصل نشد تا انكه بليز مرگخوار ساكت ننشت و سپاهي فراهم اورد و عازم شد از براي فتح وزارت.
چون اين خبر به گوش شيخنا رسيد فرمود:"همانا كه من از خود او هم بر اين حمله اماده ترم و ارتشي فراهم اورده ام از بزرگ نامان"

چو بليز مرگخوار به وزارت رسيد ان را بي هيچ مقاومت فتح كرد اما چون چند روزي بگذشت و بر مسند قدرت نشست ديد فتح اين وزارت حقير جز ننگ بر او چيزي نيست ، پس چمدان بست و به ديار خود برگشت در اينجا بود كه شيخنا گريست و يافت كه بزرگ نامان همه در خوابند و كسي فرياد رس او نيست.

شيخنا مسير عوض كرد و بزرگ نامان را از وزرات بيرون راند و دوستي با تازه واردان را پيشه كرد ، اما در هر كار تفريط موجب زيان است و بس.

او كه رييس محفل بودندي ارتشي تشكيل داد و به وزارت كه خودش وزيرش بودندي حمله كرد و خود زني را اغاز كردندي ، عملي كه مردم را خداند و بخنداند و خواهد خنداند.
شيخنا نا اميد ، خسته و سخت زير باد انتقاد بود پس استراحت برگزيد و از براي تفريح تصميم به سفر استاني گرفت.

دياگون را برگزيد كه ميدانست داراي مردمي مهمان نوازن است ، اما گويي رفتندي نرفتندي ، چرا كه در دياگون كسي چشم به راه شيخنا نبودندي.

شيخنا ان روز كه از سفر برگشت خود نيز چون بزرگ نامان خفت و نسبت به امورات بي توجه گشت و كم كم مردم نيز نسبت به امورات او كم توجه گشتند.

گذشت تا رسيد يك هفته مانده به عزل وي ، كه ناگهان از خواب پريد و از ميان تازه واردان كاركناني از براي خود گزينش نمود و كمر به فعاليت وزارت بست تا شايد نامش نيك شود هنگامي كه اين كلاه از سر بر ميدارد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط هوکی در 1387/8/4 15:49:13
آیینه خود بین
-------------------------------------
[url=http://www.jadoogaran.org/edituser.php]انجام اصلا�
Re: رادیو وزارت!
ارسال شده در: جمعه 3 آبان 1387 17:04
نمایش جزئیات
آفلاین
خش خش ... موج 158745 رادیو وزارت خانه ...

خب ما هم اکنون در کنار ساختمان اصلی انتخابات هستیم ... دیروز در صحنه ای اعلام شد که انتخابات دوره ی بعد از فردا آغاز خواهد شد !

ولی امروز صبح خبرها تکذیب و دوره ی انتخابات به تعویق افتاد ... به همین دلیل تمامی شبکه ها در مقابل درب ورودی ستاد مرکزی انتخابات جمع شده و منتظر ورود یکی از مسئولین برگزاری انتخابات هستن ...
ما هم به همین دلیل اینجا جمع شدیم که تکلیف این قضیه را روشن نماییم!!!

....

ساعت ها از تجمع خبرنگارا گذشته طبق آخرین اخبار رسیده جنجال برای کاندید شدن از روز قبل آغاز شده و امروز به اوج خودش در طول دو روز گذشته رسیده !

جلسه ای در ساعت پیش تشکیل شده و ما در پشت درب های بسته قرار داشتیم تا تکلیف این دوره از انتخابات مشخص و معین شود ...

اجازه بدید بالاخره مسئول برگزاری انتخابات پیداش شد ...

ـ خب سوالاتی داشتیم ... تکلیف این انتخابات چیه ؟

استر: هیچی نیست ... نگران نباشید انتخابات کمتر از دو هفته دیگه برگزار خواهد شد !

ـ دلیل این کار چیه ؟

استر:دلیل خاصی نداره قبلا برنامه ریزی انجام شده ولی کار کوچکی انجام نشده بود و همین کار باعث خراب شدن کارها شد !

ـ این همه شور و شوق برای انتخابات چی ؟ سرکوب نمیکنید ؟

استر: نه برای چی سرکوب بشه ... اتفاقا هیجانات انتخابات بالا میره و به محض راه افتادن انتخابات کل کل ها آغاز میشه !

ـ شرایط و قوانین این انتخابات چی بود ؟ قرار بود امروز اعلام بشه ولی نشد ! ؟

استر:صد در صد به موقع اعلام خواهد شد ! ولی این رو اعلام میکنم که انتخابات این بار بسیار پر هیجان خواهد بود و همچنین زیبا ... قوانینی برای تبلیغ بیشتر اعضا در نظر گرفته شده که وسعت و بزرگی انتخابات رو بیشتر میکنه ! و ضمنا این رو ذکر میکنم که همکار برگزاری انتخابات به زودی اعلام خواهد شد !

ـ یک سوال ...

خب شنوندگان عزیز حرف های مسئول برگزاری انتخابات دوره ی بعد را شنیدید . امیدوارم از شنیدن این گزارش راضی باشید . به امید برگزاری یک انتخابات کامل و عالی ....

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
عشق یعنی وقتی که دستتو میگیرم مطمئنم باشم که از خوشی میمیرم !!!!!

تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: رادیو وزارت!
ارسال شده در: جمعه 3 آبان 1387 15:42
نمایش جزئیات
آفلاین
رادیو را به سرعت روشن کرد و متوجه صدای مردی شد که شروع به صحبت کرده بود . به سرعت صدای رادیو را بلندتر کرد و به آن گوش سپرد ...

- ... با سلام خدمت تمامی شنوندگان شبکه ی رادیویی وزارت . امروز ما جلوی وزارت سحر و جادو هستیم تا از اتحاد خیل عظیمی از مردم جادوگر و ساحره براتون صحبت کنیم ...

صدای شعارهایی به سرعت طنین انداز شد و آن مرد پس از کمی مکث ادامه داد : اینطور که ما فهمیدیم . این مردم برای حمایت از شخصی که به زودی می خواد برای وزارت سحر و جادو کاندید شود ، اینجا جمع شده اند و می خواهند حمایت خود را از او به نمایش بگذارند .

- آرشام ... آرشام ... حمایتت می کنیم .
- تا آرشام هست ، زندگی باید کرد ... زنده باد آرشام !
- و ...

- همینطور که صداهای مردمی رو که از نقاط مختلف انگلستان در لندن جمع شده اند را می شنوید ؛ آنها برای حمایت از آرشام به اینجا آمده اند ... آرشام همان جواتیست که سعی کرد جلوی خیلی از سیاست های نادرست دولت مردان دنیای جادوگری را بگیرد ، اما آنها او را به جزایر بالاک تبعید کردند و حال او بازگشته تا تمامی سیاست های نادرست را کنار زند و دنیای خوب برای جادوگران درست کند ...

دوباره صحبت کردن مرد پایان یافت و صدای شعارهای مردم طنین انداز شد ... ناگهان سکوتی همه جا را فرا گرفت و پس از آن صدای کف زدن مردم به گوش رسید و صدای زیبا و رسای مرد دیگری به گوش رسید :
- سلام عرض می کنم به تمامی مردمی که در اینجا جمع شده اند . همتون منو می شناسین ، آرشام ملقب به آرشی جفنگ (توی رادیو هم شکلک میاد ... جادوییه ) . خوشحالم که اینهمه آدم جمع شدن تا از من حمایت کنن و واقعا خودم رو لایق اینهمه ابراز علاقه نمی دونم . فقط امیدوارم بتونم با پشتیبانی شما مردم عزیز در مسند وزارت با تمامی کارهای نادرست این دولتمردان قبلی و حال مبارزه کنم ...

صدای کف و سوت از هر دو تا بلند گوی رادیو (؟!) به گوش می رسید ... مردم با ریتم خاصی مشغول کف زدن بودند و بعضی ها هم سوت می زدند ...

- سوت ... سوت ... مسوت ... مسوت () آرشام ، آرشام ، حمایتت می کنیم ...

صداهای مردم رو به خاموشی رفت و گوینده ی رادیو مشغول صحبت کردن شد : از تمامی شنوندگان عزیز پوزش می طلبم . گویا مشکلی در ارتباط با وزارت بوجود اومده و در هیچ جای انگلستان و دنیای جادوگری تصویر و صدا پخش نمی شود . رادیو های خود را روشن نگاه دارید و منتظر باشید ... خششش !!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: رادیو وزارت!
ارسال شده در: پنجشنبه 28 شهریور 1387 07:38
نمایش جزئیات
آفلاین
خشششش....خــر چااال لالا....خشششش....آسمانِ شــــــــب....اينجا راديو صداي مرگخوارا، با ما همراه باشيد با جديدتر....خشششش...

آسـپ رو به ممد (درحالي كه با پيچ راديو ور ميرفت):
- پس اين برنامه روي كدوم بوقيه؟!
ممد: موج 90 FM

..با يه چرخش ديگه صداي تازه ايي از راديو يلند شد:

راديو:

" ...خونِ دامبل، زووپسِ عله...محفلي
لگويِ آسپ و يويوي جيــــمز...محـــفلي
منوي بارون و بلاكِ ما... محفلـــــي
محفلي پهلوان... محفلي قهرمان...
محفل وطنِ من...
"

در همين حال آسـپ به سمت گوشيِ تلفن حمله برد؛...

راديو:

"خُــب، جادوگرا و ساحره هاي جوان و جيگر، از اينكه تا اين ساعت از شب همراه ما بوديد، خيلي ممنونم. حالا تلفن يكي از شنونده هامون رو گوش ميديم و دوباره برميگرديم

- سلام؛ من آلبي هستم 7 ساله از دياگون. ترانه ايي ميخواستم با صداي پيتـــرپتيگرو با عنـــوان زيارت بهاري

مجري: بله به اتاق فرمان ميريم و ترانه ي درخواستي اين كوچولوي سيفيت رو با هم ميشنويم؛

... پارسال بهار دسته جمعي رفته بوديم زيارت
برگشتني يه ساحره خوشگل و با محبت
همسفر ما شده بود همراهمون ميومد
به دست و پام افتاده بود اين دل بي مروت...
"

آسپ:
ممد:

راديو:

"فرت(ك.ر.ب مهران مديري؛ افمت تموم شدن ترانه)

مجري: خُـــب، اميدوارم از شنيدن اين ترانه ي مفرح، فرحيده! شده باشيد. به درخواست بعدي گوش ميديم. ميريم و برميگرديم در خدمتتون هستيم...

شنونده: من پرسي هستم از مرلينگاه ريدل. ترانه ي خداحافظ عله رو ميخواستم با صداي بارتي كرو...

بووووق(افكت سانسور)

چند لحظه بعد

مجري: دوستان! ببخشيد از وقفه ايي كه در برنامه ايجاد شد؛ برنامه متأســـفانه كلا همينجا به پايان ميرسه؛ يعني جمع شديم رفتيم پيِ كارمون... به اميد شنيدارِ مجددمون، مرلين يار و ياورتون باشه"

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
در كنار درياچه ي نقره ايي قدم ميزنم
و با بغضي که مدتهاست گلويم را ميفشارد، رو به امواج خروشانش مي ايستم
و در افق،
طرح غم انگيز نگاهش را ميبينم،
كه هنوز هم اثر جادويي اش را به قلب رنجورم نشانه ميرود..
كه هنوز نتوانستم مرگ نا به هنگام و تلخش را باور كنم..
كه هنوز بند بند اين تن نا استوار به نيروي خاطره ي لبخند اوست كه پابرجاست..
با يأس يقه ي ردايم را چنگ ميزنم و در برابر وزش تند نسيم،
وجودِ ويرانم را از هر چه برودت و نيستي حفظ ميكنم..
از سمت جنگل ممنوعه، طوفاني به راهست
و حجم نامشخصي از برگ و شاخه ي درختان مختلف را به اين سو ميآورد..
اخم ميكنم تا مژگانم دربرابر اين طوفان،
از چشمان اشكبارم محافظت كند..
شايد يك طوفان همه ي آن خاطره ي تلخ را از وجودم بزدايد..
Re: رادیو وزارت!
ارسال شده در: سه‌شنبه 18 تیر 1387 23:03
نمایش جزئیات
آفلاین
دریییییییییییینگ...دریییییییییییینگ!

دامبلدور تقدیم میکند..امکانات بالا..حذب باد بهترین حزب..نه مرگخوار نه آسپ فقط ما!بشتابید و لذت ببرید!

گزارشگر بعد از سرفه ای شروع به حرف زدن میکنه:

-بله این نمونه تبلیغاتی ست که طرفداران حزب باد که جدا از مرگخواران و آسپ کار میکنه در سطح کشور انجام میدهند.این حزب که قراره به زودی از بین خودش یه کاندید معرفی کنه در هاگزمید ستاد بزرگی زده تا مشتاقان به اونجا برن و ثبت نام کنند.برای این منظور ما به آلبوس دامبلدور تماس گرفتیم تا اطلاعات دقیق تر رو از خود ایشون جویا شیم.سلام آقای دامبلدور... !

-به نام مرلین من خوشحالم که دوباره دارم برای سیفیت های این برنامه صحبت میکنم.
-بله ما هم خوشحالیم که افتخار صحبت با شما رو بار دیگه به دست آوردیم..میشه یه مقدار از حزب باد برامون توضیح بدید؟

-خب خیلی خوشحالم که آوازه این حزب مردمی و آزادی خواه و نجات دهنده جامعه جادوگری باعث شده که مردم برای گرفتن اطلاعات کنجکاو شدن..والا حزب ما آزادی خواهه و اصلا هم مشخص نیست که کاندید وزارت از طرف ما کیه..ما هر موقع اعضامون زیاد شد با یه رای گیری مشخص میکنیم کی از طرف ما کاندید بشه.

-بله ممنونم..میتونم بپرسم امکانات حزب شما چیه؟

-هوووم سوال خوبی کردی..ما امکانات بس زیادی داریم که البته اعلامیه های ما هم در سطح شهر پخش شده و احتمالا تمام جامعه ازش خبر دارن..با این حال من توضیح کامل میدم.ابتدا ما:

1-کارگاه آموزش های لازم ازدواج راه انداختیم به این منظور که ساحره ها و جادوگرانی خوشبخت در آینده داشته باشیم و مشکلات اساسی پیش نیاد.ما برای این کارگاه از دکترهای متخصص استفاده کردیم.عکس اعلامیه ما رو هم میتونید ببینید.


2-من برای کودکان کلاس های آموزشی و تفریحی خصوصی برگذار خواهم کرد .این کلاسها کودکان ما رو برای زندگی در آینده آماده میکنه و از اونها جادوگر یا ساحره قدرتمند می سازه.کلا هدفم از ایجاد این کلاس ها اینه که ما از بچگی به فرزندهامون معنی آزادی رو یاد بدیم.عکس این اعلامیه هم اینجا هست.


3-امکان غذایی و نوشیدنی هم داریم که بسیار در این هوای گرم میچسبه..این امکان برای اینه که مغز افراد به خوبی باز بشه تا بتونن خوب فکر کنن و تصمیم بگیرن..گرفتن تصمیم های عجولانه برای سیاست های جامعه اشتباهه..پس وقتی در کمال آرامش نوشیدنی های خنک ما رو میخورن به حزب ها فکر میکنن و یکی رو انتخاب میکنن..ما به اونها آزادی کامل میدیم.نمونه نوشیدنی های خوشمزه ما!

-بله ما واقعا از صحبت با شما خوشحال شدیم..امیدوارم بازم در برنامه های آیندمون با شما صحبت کنیم.
-منم خوشحال شدم..با امید موفقیت شما.

تقققققققققققققق!(رادیو قطع شد)

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آلبوس دامبلدور در 1387/4/18 23:13:07
Re: رادیو وزارت!
ارسال شده در: سه‌شنبه 18 تیر 1387 00:09
نمایش جزئیات
آفلاین
خششششش خوششششش خیشششششش(کلاً رادیوی وزارت رو عمرا بتونین بدون خش خش تصور کنین!)

گوینده:خب دوستان و شنوندگان عزیز رادیو وزارت.امشب با یکی دیگه از برنامه ها گفتگوی ویژه خبری در خدمت شما هستیم.با یک مهمان خیلی خیلی ویژه.این شما و این هم پرسی ویزلی!
پرسی:اهم اهم،من هم از طرف خودم خدمت تمام جامعه جادوگری مخصوصاً جمعیت پسران سیفید و دامبلدور پسند سلام مخصوص عرض میکنم!
صدای قژ قژ صندلی به گوش میرسه و گوینده بعد از عقب کشیدن صندلیش و هرچه دورتر شدن از پرسی میگه:خب پرسی ویزلی عزیز.شما که در زمان وزارت آلبوس سوروس در وزارتخانه فعالیت داشتید لطفاً برای ما کمی از وزارت و پشت پرده های اون صحبت کنید.

پرسی:خب راستش وزارت پشت پرده زیاد داشت.در واقع وزیر نصف ساعت کاریش رو در پشت پرده اتاقش صرف میکرد!کار به جایی رسید که ما برای دک کردنش مجبور شدیم از چشم های مدار بسته جادویی استفاده کنیم!
گوینده:یعنی شما میگید آلبوس سوروس برای رسیدگی به کارهای وزارت فرصت نمیذاشت؟
پرسی:بذارین من ساعات کاری آلبوس سوروس رو براتون تشریح کنم.ایشون تا ساعت یازده که در منزل خواب تشریف داشتن!بعد از خوردن صبحانه مفصل همراه با شیر موز و کوکا گلاسه با جاروی اسپرت آخرین مدلشون به همراه گلگومات روانه دفتر کارشون میشدن.وقتی به دفتر میرسیدن ساعت یک بود.و چون همه میدونن که ساعت یک وقت ناهار وزارتخونه است ایشون به همراه گلگومات ناهار مخصوص رو در دفتر صرف میکردن.و البته بعد از ناهار هم یک مقدار چرت میزدن که خستگی از تنشون در بره.حدود ساعت پنج ایشون برای کار آماده میشدن.ولی در همین موقع ها دامبلدور سر میرسید و به آلبوس سوروس تذکر میکرد که وقت کلاس خصوصیه!بعدش هم تا ساعت نه کلاس خصوصی طول میکشید و وزیر خسته از یک روز کاری فشرده به خونه برمیگشت!!

گزارشگر با چشم هایی گشاد شده که حتی از توی بلنگوی رایدو هم معلوم میشد پرسید:یعنی وزیر هیچ کاری برای رسیدگی به امور نمیکرد؟
پرسی مقداری عینکش رو جا به جا کرد و بعد گفت:چرا.مثلاً به جلسه های داخلی سازمان میرفت یا برای سرکشی به قسمت های محروم لندن هر هفته با گلگومات بیرون میرفت.البته در تمامی جلسات خواب تشریف داشتن و در دیدار از محله های محروم هم فقط توی ماشین مخصوص حمل و نقل مینشستن و با گلگومات کارت بازی انفجاری میکردن!البته یه طرحی هم برای سرکشی به استان های مختلف کشور داشتن که خوشبختانه بخاطر نامناسب بودن سرویس سونا و جکوزی و استخر استان ها این طرح کنسل شد!

گزارشگر که از آن همه ریا خونش به جوش آمده بود با عصبانیت پرسید:پس اون لقب وزیر مردمی از کجا اومده؟
پرسی:خب راستش در این باره دوتا موضوع گزارش شده.یکی اینکه این لقب رو گلگومات به طرز ماهرانه بین توده های مردم جا انداخته تا باعث محبوبیت آلبوس سوروس بشه.در گزارش دوم اینطور ذکر شده که یک بار آلبوس سوروس در باشگاه بولینگ جادویی وزارت و رفقا با وزیر سحر و جادوی چاد روبرو میشه.وزیر سحر و جادوی چاد هم که زیاد به زبان انگلیسی وارد نبوده میگه:پس شما وزیر مردمی!
که منظور ایشون این جمله بوده:پس شما وزیر {این} مردمی!
که گویا آلبوس سوروس از لقب وزیر مردمی خوشش میاد و اون رو میذاره روی خودش.

گزارشگر:خب شنوندگان عزیز.به پایان این قسمت از گفتگوی ویژه خبری امشب رسیدیم.در آخر از جناب پرسی ویزلی خواهش میکنم اگر حرفی باقی مونده بیان کنن.
پرسی:نه منم صحبت خاصی ندارم.فقط از شما و همکارهای سیفیدتون تشکر میکنم که این فرصت رو در اختیار من قرار دادین تا در یک اتاق در بسته در میان شما باشم!!شنوندگان عزیز فعلاً خدانگهدار!

صدای جنب و جوش و کمی داد و فریاد از محل استدیوی وزارت به گوش میرسه و بعد:خشششششش خوششششش خیششششششش!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ایوان روزیه در 1387/4/18 0:17:27
ایوان روزیه...اسکلتی که وجود ندارد!
Re: رادیو وزارت!
ارسال شده در: دوشنبه 17 تیر 1387 23:35
نمایش جزئیات
آفلاین
دنگ دینگ دونگ …ددردار... دردددادید… دیدیددودوددید

و اینک نظر شما شنوندگان عزیز را به میزگرد سیاسی اجتماعی فرهنگی امروز جلب میکنم.

امروز در خدمت میهمانان عزیزی هستیم که قبول زحمت فرموده و دعوت ما رو قبول کردند تا موضوع داغ روز رو یعنی جدال بین بلیز زابینی وزیر جدید و آلبوس سوروس وزیر گمشده‌ی سابق رو بررسی کنیم.
از مهمانان عزیز میخوام که خودشون رو معرفی کنند بفرمایید.

- به نام خدا هستم … خوشحال هستم … پرسی ویزلی در خدمت شما.
- منم جا داره که مثل پرسی این واقعه رو نهی کنم! و انزجار خودم رو از این قضیه نشون بدم! آلبوس دامبلدور هستم.

خب من بدون پرده! میرم سراغ میهمانان و ازشون اولین سوال خودم رو میکنم ، می‌بخشید نظر شمادر مورد کودتا در نوع خودش چیه؟

دامبل: خوب من با اجازه‌ی پرسی عززززززززیزم. اول بگم که کود اگر تا نشده باشه خیلی خیلی بهتره ، چون اگه تا بشه دیگه نمیشه چیزی لاش گذاشت ،من اشاره میکنم به همین کودتای اخیر. ببینید مرگخوارا و طرفداراشون حمله کردند ولی آسپ بینهایت در مقابل آنها قرار گرفت ، حتی اگر توجه کرده باشید از داخل سوراخ به آن کوچولویی رد شدن فقط در خانواده‌ی ما باب بود که دیدیم پاتر ها هم چنین قدرتی رو دارن من بهش افتخار میکنم.

پرسی:آلبوس جان فکر میکنم من رو یادت رفت ، اگه یادت باشه من همین آخرین جلسه خصوصی از بیستا سوراخ رد شدم. در ضمن نظر من اینه که کو دتا؟ کجاست این "دتا"؟ این بلیز بنده خدا رفت وزارت دتا رو پیدا کنه هر چی گشت پیدا نکرد ، بعد خسته شده بود نشست روی آن صندلی بعد فهمید آن صندلیه وزارت بوده … چیه هی تهمت میزنین؟

بله … بله نظر میهمانان عزیز رو در مورد کلمه کودتا شنیدیم ، حالا من قضیه رو بیشتر بسط میدم به وزارت ، شما فکر میکنید وزیر مردمی میتونه به جایگاه خودش برگرده؟ الان کجاس میتونه باشه؟

پرسی: خب من این قضیه رو باید اول با یک شرط شروع کنم ، اینطور که من شنیدم آلبوس سوروس هنوز توی لوله سوم فاضلاب در میان لجنزار گیر کرده ولی اگر از این قضیه سفیتی لازم رو بدر ببره میتونه بازم برای وزارت تلاش کنه. به نظر من الان میتونه توی لوله چهارم باشه.

دامبل: از نظر من آلبوس تمامی لوله ها رو رد کرده ، چون آن سوراخه از همه مهمتر بود، ولی خوب من فکر میکنم آنچنان توی لجنزار آخر کار گیر کرده باشه که نتونه از جاش بلند شده. من خودم یه بار سه تا ماهی توی چیزم گیر کرده بود ولی خب ما تونستیم درش بیاریم امیدوارم اونم بتونه در بیاره.

من خوشحالم از اینکه دوستان نظرای متفاوت و جالبی دارن من میرم سراغ سومین سوالم ، نظر دو کارشناس عزیزمون در مورد برنامه‌های جدید بلیز چیه؟ آیا فکر میکنن در نبود آلبوس سوروس میتونه اوضاع رو به نفع خودش تغییر بده یا خیر.

دامبل: من فکر میکنم بلیز این قابلیت رو داره، میتونه هر طرحی رو تاجایی که میخواد ادامه بده، در اولین حرکتش هم گفته که دوست داره کلیه کچلهای جادوگران رو مودار کنه ، این اقدام باعث میشه که طرفدارای زیادی رو دور خودش جمع کنه، یکی از علل جمع شدن مرگخوارا دور آن همینه …

پرسی: نه دیگه آلبوس جان داری کم لطفی میکنی ، با با قیافه لرد همین طوری عجین شدیم ، باکلش بازی میکنیم ، زندگی میکنیم ، بیناموسی میکنیم . حالا تو فکر میکنی ما برای این دور بلیز جمع شدیم؟ من همین جا پشت همین تریبون اعلام میکنم ما به خاطر توانایی های بلیز اینجا جمع شدیم ، بلیز قول داده جارو به دست بگیره و یه من خاک روی وزارت رو پاک کنه.

اینم از طرحهای وزیر جدید و چگونگی عقیده طرفداران و مخالفان ، من میدونم که دو کارشناس عزیز ما خیلی کار دارن ، برای همین من وقتشون رو نمیگیرم و برای آخرین سوال میخوام که هر دو از وضعیت گروههای موافق و مخالف وزیر سابق و جدید بگن.

دامبل:جا داره که من از محفلیای بیکار تشکر کنم که هر جایی قضیه‌ای رخ میده خودشون رو قاطی میکنن ، چون اینجا در عین بیکاری واقعاً به آنها احتیاج داشتیم. حالا تک تک از وضعیت چند تن از عاملین اصلی میگم .

گلگومات، که داره برای محفل جونش رو میده ، در عین اینکه عشق زیادی توش اثر کرده بود برگشت به وطن خودش و فکر کنم از دیروز این سومین بچه‌اش باشه.
سارا اوانز، قول داد که هر گونه ژانگولری رو ترویج بده و حتی بدون هیچ وسیله‌ای از وزارت دفاع کنه ، فقط کافیه بزنه زیرش …
جیمز سیریش ، برادر کو ندارد نشان از خواهر ، تو لوله دنبال داداششه.
راونا ریونکلا، قرار شده اخبار دست اول از جبهه حریف بیاره، ولی آن یوزر قبلیه الان کار نمیکنه. دنبال یوزر جدیده.

پرسی: آلبوس عزیز از احوالات گروهش گفت من با اینکه نباید یه سری مسائل رو روکنم ولی اینجا همون سری مسائل رو از زیر تو میکنم .

لرد، گفته که تا ،آخرین موش از بلیز حمایت میکنه …
پیتر، زبونش رو که از دست داد ولی گفته برای باز کردن درها رو به وزارت جدید حاضره چیزش … جونش رو هم بده.
بارتی و گابری دراکولا، میخوان با هم ازدواج کنن.
بقیه مرگخوارا به دنبال وزیر هستند که آن رو پیدا کنند ، تا جایی که من اطلاع دارم رد وزیر رو توی یکی از تاپیکا وزارت گیر آوردن و به آنجا میرن.
پرسی، منم قول دادم در راستای بیناموسی عمل کنم واین جنبه وزارت رو گسترش بدم تا وزیر جدید ما را مورد عنایت قرار بدن ، دامبل دیگه تکراری شده.

بحث جالبی بود ، واقعاً از حضور دوستان در این جمع استفاده کامل رو بردیم ، من فقط این نکته رو متذکر بشم که طبق آخرین اخبار رسیده آسپ با لباسی مبدل به وزارت برگشته است و دیگر نکته اینکه مردم از تغییر وزیر استقبال شورانگیزی رو داشتند چون وزیر قبلی زیادی سفیت بود.
از توجهتون متشکر تا برنامه بعد خدانگهدار.

درددردررد…دییدورنگ بدیت... بادات دورنتف

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
شناسه ، شناسه ، شناسه.

هنگامی که به دنبال من آمدی تا تو را برای خودم انتخاب کنم ، حس خوبی نداشتم ، اما به خاطر خودت ، انتخابت